گفتمان انقلاب اسلامی (جلسه دوم)

بسم الله الرحمن الرحیم

آنچه می آید سلسله جلسات تبیین "گفتمان انقلاب اسلامی " است که توسط حجت الاسلام والمسلمین سیدمحسن طاهری در جمع فضلا و اساتید حوزه علمیه امام صادق علیه السلام گرگان ایراد گردیده است.

1)نگرش توحیدی به مسئله حکومت (ولایت تشریعی الهی) :

شکی نیست که مهمترین و محوری ترین مبحث در معارف اسلامی , مبحث توحید و خداشناسی است.وایمان به توحید(کلمه «لا اله الاالله»)دربردارنده ی مراتب ذیل است:

- توحید دروجوب وجود :یعنی هیچ واجب الوجودی غیر از «الله» نیست(واجب الوجود یعنی هستی بی نیاز)

-توحید در خالقیت :یعنی تنها موجودی که استقلالا و بدون نیاز به موجود دیگر آفریننده جهان است همان «الله»است.(این مرتبه از توحید نتیجه مرتبه سابق است, زیرا معنای توحید واجب الوجود ,این است که سایر موجودات همگی نیازمند هستند و در فلسفه ثابت شده است که موجود نیازمند ,باید هستی اش منتهی به یک موجود بی نیاز شودوگرنه دور یا تسلسل لازم می آید.درنتیجه همه موجودات ممکن ,درهستی خود نیازمند «الله»هستند واین همان توحید در خالقیت است.)

-توحید در ربوبیت تکوینی :یعنی همانطور که تنها آفریننده جهان ,«الله»است ,تنها اوست که استقلالاً اداره و تدبیر امور مخلوقات را برعهده دارد.(این مرتبه از توحید،نتیجه توحید در خالقیت و درحقیقت ،نتیجه ی درک صحیح از آن است، زیرا خالقیت خداوند متعال ، صرفا در لحظه اغاز وجود مخلوقات نیست و خداوند در طول وجود زمانی اشیاء ، لحظه به لحظه در حال افرینش است و این معنا از خلقت ، نمی تواند از معنای ربوبیت تکوینی جدا باشد.(دقت شود!))

-توحید در ربوبیت تشریعی :یعنی همان طور که تدبیر امور تکوینی مخلوقات اصالتاً با «الله» است ، فقط اوست که می تواند برای موجودات آگاه و مختار امر ونهی داشته باشد(حق و تکلیف )وتنها اوست که می تواند در مال و جان مردم استقلالاً تصرف نماید.(این مرتبه از توحید که همان ولایت تشریعی خداوند متعال است ، نتیجه مراحل قبلی است . یعنی وقتی افریننده ما در هر لحظه وجود ما خداست وتنها اوست که همه امور ما با اراده او تحقق پیدا می کند ، پس او مالک حقیقی ماست و مولویت حقیقی دارد و برای ما تعیین تکلیف می کند و ما باید ولایت و حاکمیت اورا بپذیریم:«إن الحکم إلا لله»)

-توحید در الوهیت :تنها «الله» است که شایستگی « إله» و معبود بودن را دارد :«لا إله الاالله» (این مرحله که آخرین مرتبه توحید نظری و اعتقادی است ، نتیجه مراتب قبلی است ، یعنی از آنجا که «الله» تنها موجود بی نیاز است و ما و همه موجودات نیازمند او هستیم و همه امور ما در ید قدرت و اراده اوست و تنها اوست که برما مولویت حقیقی دارد، پس تنها موجودی که باید مورد عبادت ما قرار گیرد اوست.)

*

تذکرات:

1-درفلسفه خوانده ایم که هرچند تنها «واجب الوجودبالذات»خداست ولی سایر موجودات هم – حین الوجود – واجب الوجود بالغیر هستند، زیرا موقعی یک شئ ، موجود است که علت تامه اش موجود باشد و هرگاه علت تامه شئ ، موجود باشد ، آن شئ (معلول ) هم بالضروره موجود است.

شبیه این مطلب در مورد سایر مراتب توحید هم وجود دارد، در مرتبه «توحید در خالقیت »گفتیم معنایش این است که :تنها موجودی که استقلا لاً می آفریند «الله» است و این منافاتی با افریننده بودن برخی موجودات به نحو غیر استقلالی ندارد.مثلا خداوند متعال در قرآن ، آفرینش را به حضرت عیسی (ع) نیز نسبت می دهد و می فرماید : «وإذ تخلق من الطین کهیئه الطیر بإذنی »(مائده، 110)ومنظور از «إذن» اذن تکوینی است ، یعنی خداوند این قدرت را به او داده و به عبارت دقیق تر خداوند متعال آفرینش را از طریق حضرت عیسی تحقق بخشیده و لزومی ندارد که اینجا آفرینش منسوب به عیسی (ع) مجاز در کلمه یا مجاز در اسناد باشد .

توحید در ربوبیت تکوینی هم منافاتی با این ندارد که خداوند متعال وسائطی داشته باشد ، فلذا برخی از فرشتگان الهی در طول ربوبیت الهی ، به تدبیر امور جهان می پردازند: «فالمدبرات أمراً»(نازعات /5)

در توحید در ربوبیت تشریعی نیز مسئله از همین قرار است و درباره آن بیشتر سخن خواهیم گفت . یعنی خداوند متعال اصالتا و استقلالاً حق امر و نهی و حاکمیت دارد ولی به برخی از انسانهای برگزیده نیز چنین حقی داده است.

و در واقع امر و نهی و حکومت الهی از طریق این واسطه ها اعمال می شود .

*

2-این مراتبی که از توحید ، برشمردیم مربوط به توحید نظری و اعتقادی بود که متعلق «ایمان» قرار می گیرد . توحید دارای مصادیق دیگری نیز هست که باید در کتب مفصل تر به آنها پرداخت.(معارف قرآن ، ج 1 ،خداشناسی ،ص علامه مصباح یزدی)

*

بازگشت به اصل بحث :

در میان مراتب نامبرده توحید ، آنچه مستقیماً با مبحث حکومت دینی مرتبط است ، «توحید در ربوبیت تشریعی » است.

ربوبیت تشریعی را می توان حاکی از دو بخش دانست :1-توحید در قانون گذاری – 2- توحید در حاکمیت. توضیح اینکه :در هر نظام حکومتی ما نیازمند دو شان مهم تقنین و اجرا هستیم . حتی قوه قضائیه نیز نیاز مند این دو شأن می باشد، هر چند به دلایلی ، آن را از دو قوه مقننه و مجریه جدا می نمایند .

منظور از توحید در تقنین آن است که هرگونه جعل «حقوق»و«تکالیف» در مسائل فردی و اجتماعی ، فقط از ناحیه خداوند متعال اعتبار دارد و هیچ کس دیگری حق ندارد بدون اذن خدا ، حقوق و تکالیفی را برای بشر معین نماید.

منظور از توحید در حاکمیت نیز آن است که تنها کسی که اصالتاً ، برهمه موجودات مختار حاکمیت دارد ، خداست و دیگران بدون اذن او حق هیچ گونه حکومت و مدیریتی ندارند .درنتیجه ، توحید در تقنین که مستفاد از دلیل عقلی و مدلول ایاتی مانند : «أطیعوالله» (نساء/59) است ،هیچ گونه منافاتی با وجوب اطاعت از پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) و امامان (علیهم السلام) و(أطیعو الرسول و أولی الأمرمنکم) ندارد ، زیرا «من یطع الرسول فقد أطاع الله »(نساء/80)،یعنی هرکس از پیامبر اطاعت کند از خدا اطاعت کرده است. همچنین توحید در حاکمیت (إن الحکم إلا لله (انعام /57))نیز با حق حاکمیت پیامبر و امامان (علیهم الصلاه و السلام ) منافاتی ندارد.

«النبی أولی بالمومنین من أنفسهم » (احزاب /6)یعنی پیامبر نسبت به مومنین از خودشان سزاوار تر است، بیان گر جعل حق حاکمیت برای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) و «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» (خطبه پیامبر در غدیر ) نیز بیان کننده ادامه این مسیر پس از پیامبر است.

در صورت عدم دسترسی به معصوم ، بنا به دلایل عقلی و نقلی که در کتب مربوطه ذکر شده است ، این حق به فقیه جامع الشرایط واگذار شده است .(دلایل نقلی ولایت فقیه در کتب فقهی به تفصیل بیان شده است و دلایل عقلی آن را می توان در جلد اول و جلد دوم کتاب «پرسشها و پاسخ ها » تالیف علامه مصباح یزدی (مشکات 1– 3/6 ) مشاهده کرد)

در اینجا بعضی از مباحث مهم مرتبط با ولایت پیامبر و امامان (علیهم الصلاه و السلام) و ولایت فقیه را که دارای ابهاماتی در اذهان است مطرح می کنیم.

*

مشروعیت و مقبولیت:

یکی از مهم ترین سوالاتی که پیرامون ولایت الهی معصومان و ولی فقیه مطرح می شود این است که با توجه به اینکه از دیدگاه دینی ، تنها کسی حق حاکمیت دارد که از ناحیه خداوند اذن داشته باشد ، بنابر این نقش مردم در مسئله حکومت چه خواهد بود ؟

امروزه ، « دموکراسی » به عنوان یکی از بزرگترین دستاوردهای بشری محسوب می شود و نقطه مقابل آن ، « دیکتاتوری» است ، ما چه بخواهیم و چه نخواهیم اگر مشروعیت حکومت از ناحیه مردم نباشد ، آن حکومت ،از دیدگاه فلسفه سیاسی پذیرفته شده در دنیا، دیکتاتوری خواهد بود .

به عبارت دیگر ، مشروعیت حکومت ، ناشی از مقبولیت مردمی آن است و گرنه آن حکومت نا مشروع خواهد بود(باید توجه داشت که «مشروعیت» در اینجا طبق اصطلاح علوم سیاسی استعمال شده و به معنای حقانیت و قانونی بودن است نه به معنای شرعی و دینی بودن )

گاهی در پاسخ به این سوال گفته می شود که خداوند متعال در صورتی اذن حکومت به کسی میدهد که او مقبولیت مردمی داشته باشد، به همین جهت در کتب فقهی ما مسئله ی «بسط ید » یا همان «مسبوط الید بودن » یکی از شرایط حاکمیت حاکم الهی دانسته شده است.

این پاسخ ، پاسخ دقیقی نیست ، إن شاءالله در جلسات آینده تفصیلاً به این موضوع خواهیم پرداخت.

***

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.