مهدی‌شناسی (۲۱) زمینه‌سازی برای ظهور (بخش دوم)

پاسخ به چند سؤال :

از نوشتار گذشته مبحث بسیار مهم و تأثیرگذار "زمینه‌سازی برای ظهور" را آغاز کردیم و در آن نوشتار به فلسفه‌ی زمینه‌سازی و ضرورت آن پرداختیم.
یکی از جهات اهمیت این موضوع، سؤالات، ابهامات و شبهاتی است که پیرامون آن مطرح شده است و لازم است بدانها پرداخته شود.

در این نوشتار،به یکی از این سؤالات پاسخ خواهیم داد.
سؤال اول :

بر اساس نگاه توحیدی و نیز با توجه به روایاتی که در خصوص مسأله‌ی ظهور وارد شده است، تحقق ظهور، وابسته به امر الهی است و هرگاه او اراده نماید تحقق پیدا خواهد کرد.
به عبارت دیگر: شکی نیست که خداوند متعال زمان خاصی را برای ظهور معین کرده است که یقیناً نه پیش از آن و نه پس از آن ظهور محقق نخواهد شد. بنابراین آیا مسأله‌ی زمینه‌سازی، امری بی‌فایده و بلکه بی‌معنی نخواهد بود؟! زیرا ما اگر زمینه‌سازی بکنیم، ظهور نزدیک‌تر از آنچه خداوند مقدر فرموده، اتفاق نخواهد افتاد و اگر زمینه‌سازی هم نکنیم، از آن موعد مقرر، به تأخیر نخواهد افتاد.

پاسخ :

در پاسخ به سؤال بالا لازم است به چند نکته اشاره شود:

الف) ایمان به تقدیر الهی در همه‌ی امور از اعتقادات ضروری ماست؛ «إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ» (قمر/۴۹) و به‌طور خاص نیز آیات قرآن حاکی از آن است که اعطای حکومت و سلب آن و نیز عزت‌ها و ذلت‌ها همگی در تحت شمول مشیت الهی قرار دارد: «قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ ۖ بِيَدِكَ الْخَيْرُ ۖ إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» (آل‌عمران/۲۶)؛ اما از طرف دیگر اعتقاد ضروری دیگری نیز به اختیار انسان و تأثیر اصلی آن در سرنوشت او داریم.
به عبارت دیگر : آن بخش از تقدیرات الهی که به سرنوشت دنیوی و اخروی افراد و جوامع بشری تعلق می‌گیرد، با اختیار انسان ارتباط مستقیم دارد. کیفیت ارتباط بین تقدیر الهی و اختیار انسان در مباحث اعتقادی و کتب کلامی تبیین شده است. (ر.ک. انسان و سرنوشت، تألیف علامه‌ی شهید مطهری/ آموزش عقاید، درس نوزدهم، تألیف علامه مصباح یزدی)
مثلاً در مباحث فردی، می‌دانیم که اجل انسان را خداوند متعال معین و مقدر می‌فرماید، ولی از طرف دیگر همین اجل بستگی به نوع رفتارهای اختیاری انسان نیز دارد.
به عنوان نمونه : خداوند متعال عمر کسی را که اهل صدقه‌دادن یا صله‌ی رحم است، طولانی‌تر مقدر می‌نماید و بالعکس کسی که صدقه نمی‌دهد یا قطع رحم می‌کند، عمر کوتاه‌تری خواهد داشت.

در مباحث اجتماعی نیز همین‌گونه است؛ خداوند متعال درباره‌ی سرنوشت جوامع بشری می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ يُغَيِّروا ما بِأَنفُسِهِم». (رعد/۱۱) یعنی: خداوند هیچ‌گونه دگرگونی در جامعه‌ای ایجاد نمی‌کند مگر پس از آنکه خود افراد آن جامعه، درونشان را دگرگون کنند.
بنابراین تحولاتی که در جوامع بشری اتفاق می‌افتد، وابسته به تغییراتی است که هریک از افراد آن جوامع در حوزه‌ی رفتارهای اختیاری خویش پدید آورند.


ب) مقدراتی که خداوند متعال برای افراد و جوامع بشری معین می‌فرماید، در دو سطح صورت می‌گیرد: مقدرات غیر حتمی و مقدرات حتمی.

مقدرات غیر حتمی طبق اصطلاح قرآن، در لوح "محو و اثبات" و مقدرات حتمی در لوح "ام الکتاب" یا همان لوح محفوظ ثبت شده است. «یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ» (رعد/۳۹) یعنی: خداوند هرچه را [یعنی هر تقدیری را] که بخواهد محو می‌کند [یعنی تغییر می‌دهد] و [به جای آن، هر تقدیر دیگری را که بخواهد] ثبت می‌نماید و نزد او ام‌الکتاب است [یعنی کتابی که تقدیرات حتمی در آن ثبت شده است و تغییر نمی‌کند].
حتماً شنیده‌اید که انسان دو گونه "اجل" دارد: "اجل معلق" و "اجل مسمی".
اجل معلق یعنی اجلی که مشروط است و تقدیر غیر حتمی دارد، و اجل مسمی آن اجلی است که مبتنی بر تقدیر حتمی الهی است و هیچ‌گونه تغییر و تبدّلی در آن راه ندارد.
یکی از نکاتی که در خبرهای غیبی معصومین علیهم‌السلام از آینده، باید مورد توجه قرار گیرد، تمییز بین خبرهایی است که احیاناً حاکی از مقدرات غیر حتمی است و خبرهایی که از مقدرات حتمی حکایت می‌کند.

در روایات آمده است حضرت عیسی عليه‌السلام از كنار خانه‎ای عبور می‎كرد، از آنجا صدای ساز و آواز و كف زدن می‎آمد، پرسيد: اينجا چه خبر است؟ گفتند: «عروسی است و امشب به اين خانه عروس می ‎آورند.»
عيسی عليه‌السلام به نزديكان خود فرمود: امشب عروس می‎ميرد (و شادی اين‌ها به عزا مبدّل می‎شود).
آن شب فرا رسيد و حادثه‌ی تلخی رخ نداد، فردای آن شب به عيسی عليه السلام گفتند: آن عروس زنده است.
حضرت با همراهان به در خانه‌ی او رفت، شوهر عروس از خانه بيرون آمد، عيسی عليه‌السلام به او فرمود: «از همسرت بپرس دیشب چه كار خيری انجام داده است؟» او نزد همسرش رفت و همين سؤال را پرسيد، همسر گفت: فقيری هر شب جمعه به خانه‌ی ما می‎آمد و غذا می‎طلبيد.
دیشب نیز آمد و غذا طلبيد، كسى جواب او را نداد، فقير گفت: «برايم سخت است كه سخنم را نمی‎شنويد، اهل و عيالم امشب گرسنه مانده‎اند.» من برخاستم و با اكراه مقداری از غذاهایی كه در خانه وجود داشت به او دادم.
حضرت عیسی علیه‌السلام به عروس فرمود: از آن جا كه نشسته ‎ای برخيز و دور شو، او برخاست و كنار رفت، ناگاه حاضران ديدند مار بزرگی زير فرش او، در حالی كه دُم خود را به دندان گرفته وجود دارد. حضرت به عروس گفت: «به خاطر صدقه‎ای كه دادی، از گزند اين مار مصون ماندی.» (و گرنه بنا بود اين مار تو را نيش بزند و بكشد.)
(بحارالأنوار؛ ج۱۴؛ ص۳۲۷)
در این داستان، خبری که حضرت عیسی علیه‌السلام ابتداءً دادند، مبتنی بر لوح محو و اثبات و حاکی از تقدیر غیر حتمی و اجل معلق بوده است.
حال حقیقت اینکه چرا خداوند متعال دو نوع تقدیر و دو لوح متفاوت دارد، مطلبی است که مورد توجه مفسران و متکلمان قرار گرفته است و می‌توان به کتب مربوطه مراجعه کرد.
ج) یکی از اعتقادات شیعیان که مرتبط با دو مطلب بالا است، اعتقاد به "بداء" است.
بداء یعنی اینکه گاهی خداوند متعال در تقدیر خود، تغییر ایجاد می‌کند.
با توجه به مطالب گذشته، معنای بداء نیز روشن می‌شود. تغییر در تقدیر، العیاذبالله به معنای تغییر در علم الهی نیست.
در واقع بداء، ناظر به نگاه ما انسان‌هایی است که از لوح محفوظ مطلع نیستیم؛ وگرنه برای خداوند متعال و کسانی که به اذن او از لوح محفوظ اطلاع دارند، هیچ‌گونه تغییر علمی حاصل نمی‌شود.
مثلاً در داستانی که از حضرت عیسی علیه‌السلام نقل شد، می‌توان گفت خداوند اجل آن عروس را در همان شب، مقدر کرده بود، ولی پس از آنکه عروس صدقه داد، بداء حاصل شد و اجلش به تأخیر افتاد.
اِخبار حضرت عیسی(ع) نیز ناظر به لوح محو و اثبات بوده است نه ام‌الکتاب.

د) همان‌گونه که در مبحث مهدی‌شناسی (۱۶) گذشت، از برخی روایات فهمیده می‌شود که برای بعضی از امامانِ پیش از امام دوازدهم علیهم‌السلام، فرج‌هایی جزئی مقدر شده بود، ولی به دلیل کوتاهی‌های امت اسلامی و گناهان بزرگ اجتماعی (مثل واقعه‌ی عاشورا) این فرج‌ها مشمول بداء گردید و تحقق پیدا نکرد.
... عن ابی‌حمزة الثمالی قال: قلت لابی‌جعفر(ع): ان علیاً(ع) کان یقول: "اِلَی السَّبعینَ بَلاء" و کان یقول: "بَعدَ البَلاءِ رَخاء" و قد مضت السبعون و لم نر رخاء؛ فقال ابوجعفر(ع): "یا ثابِتُ! اِنَّ اللهَ تَعالی کانَ وَقَّتَ هذَا الَامرَ فِی السَّبعینَ فَلَمّا قُتِلَ الحُسَینُ اشتَدَّ غَضَبُ اللهِ عَلی اَهلِ الاَرضِ فَاَخَّرَهُ اِلَی اَربَعینَ وَ مِائَةِ سَنَةِِ فَحَدَّثناکُم فَاَذَعتُمُ الحَدیثَ وَ کَشَفتُم قِناعَ السِّترِ فَاَخَّرَهُ اللهُ وَ لَم یَجعَل لَهُ بَعدَ ذلِکَ وَقتاً عِندَنا《وَ یمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یثْبِتُ و عِنْدَهُ امُّ الْکِتابِ》."
(بحارالانوار؛ ج۵۲؛ ص۱۰۵)
ابوحمزه ثمالی می‌گوید: به امام باقر(ع) عرض کردم: علی(ع) می‌فرمود: "تا سال هفتاد گرفتاری ادامه خواهد داشت." و بعد می‌فرمود: "بعد از گرفتاری، گشایشی حاصل خواهد شد." ولی از سال هفتاد گذشت و ما گشایشی ندیدیم! امام باقر(ع) [در پاسخ] فرمود : ای ثابت! ["ثابت" نام ابوحمزه است] همانا خداوند متعال وقت این امر [فرج] را در سال هفتاد مقدر کرده بود، ولی آن‌گاه که حسین(ع) کشته شد خشمِ خدا بر اهل زمین شدت پیدا کرد و [به خاطر عقوبت آنان] امر فرج را تا سال یکصدوچهل به تأخیر انداخت و ما آن را به شما اطلاع دادیم ولی شما سخن ما را افشا کردید و پرده‌ی این راز را برداشتید و [به همین دلیل] خدا آن را [دوباره] به تأخیر انداخت و خداوند بعد از آن دیگر برای فرج زمانی را نزد ما قرار نداده است.
سپس حضرت همان آیه‌ی ۳۹ سوره‌ی مبارکه‌ی رعد را تلاوت می‌فرماید و این بیان‌گر آن است که آن فرج‌ها مبتنی بر تقدیر غیر حتمی بوده است و از آنجا که فرج اهل‌بیت علیهم‌السلام مشروط به همراهی مردم است و مع‌الاسف مردم در این زمینه کوتاهی کردند، این فرج‌ها مشمول بداء گردیده است.
مثلاً طبق همین روایت، اگر مردم کوفه بر بیعت خود با جناب مسلم بن عقیل وفادار می‌ماندند و از سیدالشهداء علیه‌السلام حمایت می‌کردند، در سال هفتاد هجری یعنی ۹ سال پس از قیام کربلا، حاکمیت جهان اسلام به اهل‌بیت علیهم‌السلام بازمی‌گشت.
البته همان‌طور که در همان مبحث (مهدی‌شناسی ۱۶) گذشت، این فرج، غیر از فرج کلی اهل‌بیت علیهم‌السلام بوده است. فرج کلی، فراگیر و ماندگار، تنها متعلق به آخرین امام معصوم است و فقط به دست مهدی موعود عجل‌الله‌فرجه تحقق پیدا خواهد کرد، ان‌شاءالله.

نتیجه :

با توجه به نکاتی که بیان گردید، پاسخ سؤالی که در ابتدای این نوشتار مطرح شد، روشن می‌شود. یعنی هرچند زمان آن فرج کلی و نهایی در علم الهی، مشخص و غیر قابل تغییر است، ولی آن فرج در زمانی مقدر شده است که زمینه‌سازی لازم برای فرج توسط اهل ایمان صورت گرفته باشد؛چراکه : «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ يُغَيِّروا ما بِأَنفُسِهِم». (رعد/۱۱) یعنی: خداوند هیچ‌گونه دگرگونی در جامعه‌ای ایجاد نمی‌کند مگر پس از آنکه خود افراد آن جامعه، درونشان را دگرگون کنند.

و خوشا به حال آن جامعه و افرادی که توفیق زمینه‌سازی حاکمیت جهانی خاندان نبوت سلام‌الله علیهم اجمعین را داشته باشند.

همان‌طور که اصل غیبت حضرت مهدی عجل‌الله‌فرجه نیز با اراده و تقدیر الهی صورت گرفت، لیکن این تقدیر، ناشی از رفتارهای اختیاری مردم و کوتاهی‌های امت اسلامی بوده است.
در اینجا مناسب است به بخشی از بیانات رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه‌ای توجه کنیم:
«نقطه‌ی مقابل انقلاب، ارتجاع است. خیلی از انقلاب‌های دنیا مبتلا به ارتجاع شدند؛ یعنی بعد از آنکه پنج سال، ده سال، پانزده سال از شروع انقلاب گذشت، به خاطر بی‌اهتمامی‌هایشان مبتلا شدند به ارتجاع، به عقب‌گرد؛ این ارتجاع، نقطه‌ی مقابل انقلاب است. و هر دو -یعنی هم پیشرفت انقلابی، هم پسرفت به معنای ارتجاع- بستگی دارد به اراده‌ی انسانها؛ انسانها اگر چنانچه درست حرکت بکنند، درست پیش خواهند رفت؛ اگر چنانچه غلط حرکت بکنند، پس‌رفت خواهند داشت، که در قرآن هم به هر دوی اینها اشاره شده. در سوره‌ی مبارکه رعد [میفرماید]: إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم؛ که سیاق آیات نشان میدهد که [این آیه]، آن جنبه‌ی مثبت را بیان میکند، یعنی وقتی که شما تغییرات مثبت در خودتان ایجاد کردید، خدای متعال هم برای شما حوادث مثبت و واقعیّتهای مثبت را به وجود می‌آورد. دوّمی در سوره‌ی انفال است: ذٰلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ لَم یَکُ مُغَیِّرًا نِعمَةً أَنعَمَها عَلىٰ قَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم؛ این جنبه‌ی منفی است، جنبه‌ی عقب‌گرد است، که اگر چنانچه خدا نعمتی به یک ملّتی داد و این ملّت درست حرکت نکردند، درست عمل نکردند، خداوند این نعمت را از اینها میگیرد. شما در دعای کمیل هم میخوانید: اللَّهُمَّ اغفِر لِیَ الذُّنوبَ الَّتی تُغَیِّرُ النِّعَم‌ این تغییر نعمت، یعنی سلب نعمت، چیزی است که ناشی از اراده است. ما بایستی بشدّت مراقبت میکردیم و مراقبت بکنیم که به این حالت دچار نشویم». (بیانات به مناسبت سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) ۹۹/۳/۱۴)

اللهمَّ صَلِّ علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

۹۹/۸/۱۸

سید محسن طاهری
مدرسه علمیه امام صادق علیه‌السلام گرگان

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.