بازاریابی کلمه و امامان انقلاب 2

بیشترین جلوه بعد فرهنگی حضرت امام(ره)، در تأسیس و ساخت نهادهای انقلاب اسلامی در دوره اول بعد از پیروزی انقلاب، بروز یافت که سعی شد در آغاز این نوشته به آن اشاره شود. در این بین، ایده بسیج مستضعفین و تشکیل ارتش 20 میلیونی (از جمعیت 36میلیونی آن زمان) که کل جوانان را شامل می شد، ایده نابی بود. این ایده که در ابتدای امر، هشت روز قبل از تسخیر لانه جاسوسی، طرح شد، عمدتاً نگاهی به مقابله با استکبار جهانی و در رأس آن آمریکا داشت و بیشتر از جنس تجهیز آمادگی دفاعی و نظامی بود.

4. ساحت فرهنگی- اجتماعی انقلاب اسلامی

از آنجا که رهبران فرهیخته انقلاب اسلامی، صبغه یک انسان فرهنگی را در درون خود پرورش داده بودند، لذا این بعد در تفاوتی آشکار با حوزه های سیاسی و اقتصادی، خمیرمایه ای متناظر با استعدادهای ذاتی شان داشته و بیشتر از یک ولی و یک رهبر، به عنوان یک متفکر و صاحب نظر عرصه فرهنگی، به مفهوم سازی در این ساحت پرداخته اند.

البته در دوره رهبری امام به واسطه حجم موضوعات و درگیری های سیاسی مربوط به دوره شکل گیری و تثبیت انقلاب و بروز جنگ تحمیلی و مساله های اقتصادی ناشی از بازتعریف روابط اقتصادی و تجاری ابرقدرت ها و استکبار جهانی با جمهوری اسلامی، حوزه های نظامی، امنیتی، سیاسی و اقتصادی پررنگ تر از حوزه فرهنگی در بیان و کلام و راهبری معظم له دیده می شود.

شاید بیشترین جلوه بعد فرهنگی حضرت امام(ره)، در تأسیس و ساخت نهادهای انقلاب اسلامی در دوره اول بعد از پیروزی انقلاب، بروز یافت که سعی شد در آغاز این نوشته به آن اشاره شود. در این بین، ایده بسیج مستضعفین و تشکیل ارتش 20 میلیونی (از جمعیت 36میلیونی آن زمان) که کل جوانان را شامل می شد، ایده نابی بود. این ایده که در ابتدای امر، هشت روز قبل از تسخیر لانه جاسوسی، طرح شد، عمدتاً نگاهی به مقابله با استکبار جهانی و در رأس آن آمریکا داشت و بیشتر از جنس تجهیز آمادگی دفاعی و نظامی بود:

«اگر یک ملت که همه جوان هایش علاوه بر جهاز دینی و ایمانی که دارند، مجهز به جهازهای مادی هم باشند، سلاحی هم باشند و یاد گرفته باشند، همچی نباشد که یک تفنگی دست شان آمد ندانند با آن، چه بکنندش. باید یاد بگیرید و یاد بدهید رفقایتان را. جوان ها را یادشان بدهید و همه جا باید این طور شود که یک مملکت بعد از یک چند سالی بشود یک کشوری با 20 میلیون جوان که دارد، 20 میلیون تفنگدار داشته باشد، 20 میلیون ارتش داشته باشد، همچون مملکتی آسیب بردار نیست و الآن هم الحمدلله آسیب بردار نیست. الآن هم پشتیبان مان خداست و ما برای او نهضت کردیم. برای پیاده کردن دین او نهضت کردیم و خدا با ماست.» این صبغه و رنگ، در سال 1367 و در آخرین سالروز فرمان تشکیل بسیج در حیات مبارک حضرت امام(ره) کاملاً بیانی فرهنگی و اندیشه ای گرفت. در حقیقت برجستگی تفکر و فرهنگ بسیجی بیشتر مورد تأکید و تائید قرار گرفت: «... ولی حقیقتاً اگر بخواهیم مصداق کاملی از ایثار و خلوص و فداکاری و عشق به ذات مقدس حق و اسلام را ارائه دهیم، چه کسی سزاوارتر از بسیج و بسیجیان خواهند بود، بسیج شجره طیبه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفه های آن بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق می دهد. بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش بر گلدسته های رفیع آن، اذان شهادت و رشادت سر داده اند. بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی است که تربیت یافتگان آن، نام و نشانی در گمنامی و بی نشانی گرفته اند. بسیج لشکر مخلص خداست که دفتر تشکل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضا نموده اند. من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه می خورم و از خدا می خواهم تا مرا با بسیجیانم محشور بگرداند... خلاصه کلام، اگر بر کشوری نوای دل نشین تفکر بسیجی طنین انداز شد، چشم طمع دشمنان و جهان خواران از آن دور خواهد گردید والا هر لحظه باید منتظر حادثه ماند. ..»

دومین نهادی که در فروردین 59 مفهوم سازی شد و کلید تأسیس آن خورد و به عنوان نقطه عطفی برای جهت و جریان دهی حوزه فرهنگی انقلاب به حساب می آمد، ستاد انقلاب فرهنگی بود. این ستاد مطابق فرمان امام ملزم بود، فعالیت های خود را بر محورهای تربیت استاد و گزینش افراد شایسته برای تدریس در دانشگاه ها، گزینش دانشجو و اسلامی کردن جو دانشگاه ها و تغییر برنامه های آموزشی دانشگاه ها، به صورتی که محصول کار آن ها در خدمت مردم قرار گیرد، متمرکز کند. این ستاد در طول سال های حیات حضرت امام(ره)، دو بار ترمیم شد، یک بار با پیشنهاد رئیس جمهور وقت آیت الله خامنه ای در شهریور 62 و یک بار هم، با توجه به صلاحدید شخص حضرت امام(ره) در آذرماه 63 برای اثرگذاری بیشتر به شورای عالی تغییر ماهیت ساختاری داد.

تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، ناتوی فرهنگی

در زمان رهبری امام خامنه ای(مدظله العالی) نیز، بارها و بارها بر مسئولیت های جدی و خطیرش تأکید شد و حتی در سال 1384، معظم له فرمودند که با انتصاب اعضای شورا، حجت را تمام کرده و این تکلیف سنگین را بر دوش اعضای شورا قرار دادند و از آنان تحرک، نوآوری و اهتمام جهت کیفیت بخشیدن به مایه های علم و تحقیق در مراکز دانشگاهی و پرداختن به تربیت معنوی دانشجویان و هدایت فکر و عمل آنان را خواستار شدند.

با پایان یافتن جنگ نظامی و تحمیلی علیه انقلاب اسلامی، جبهه جنگ اقتصادی تعطیل نگردید و علاوه بر آن جبهه جنگ فرهنگی زوایا و ابعاد تازه ای را تجربه می کرد که گویای طراحی نوی استکبار جهانی برای تغییر هویت و ماهیت نظام از درون بود. لذا رهبر حکیم انقلاب اسلامی در همان آغازین ماه های دوره رهبری در آذرماه 68 «تهاجم فرهنگی» دشمن را هشدار دادند: «یک جبهه بندی عظیم فرهنگی که با سیاست، صنعت، پول و با انواع و اقسام پشتوانه همراه است، الآن مثل یک سیلی راه افتاده که با ما بجنگد. جنگ هم جنگ نظامی نیست. بسیج عمومی هم در آنجا هیچ تأثیری ندارد و آثارش هم طوری است که ما تا به خود بیاییم، گرفتارشده ایم... فرض کنیم در یک محوطه یک بمب شیمیایی منفجر شود یا بیفتد که احدی نفهمد. پس از هفت، هشت ساعت می بینید صورت ها و دست های همه تاول زده است. تهاجم فرهنگی دشمن به صورتی است که شما ناگهان از مدرسه های ما، ناگهان در خیابان های ما، در جبهه های ما، در حوزه علمیه ما، در مدارس و دانشگاه های ما نشانه های آن را خواهید دید...»

این توجه و انتباه که به صورت مستمر در مناسبت های مختلف، فریاد زده می شد، متأسفانه آن چنان که بایدوشاید اعتنا نشد تا جایی که رهبر معظم انقلاب اسلامی، ابتدا در سال 71، عبارت «شبیخون فرهنگی» و سپس در سال 85، عبارت «ناتوی فرهنگی» را به کاربردند.

«دشمن از راه اشاعه فرهنگ غلط -فرهنگ فساد و فحشا- سعی می کند جوان های ما را از ما بگیرد. کاری که دشمن از لحاظ فرهنگی می کند، نه تنها یک «تهاجم فرهنگی» بلکه باید گفت یک «شبیخون فرهنگی»، یک «غارت فرهنگی» و یک «قتل عام فرهنگی» است.»

«یعنی تحولات کشورهای آسیایی و آفریقایی و آمریکای لاتین در دام طراحی باندهای قدرت بین المللی افتاده است و طراح اینها صهیونیست و سرمایه داران بین المللی بوده اند... اگر اقتضا می کرده است که اخلاق جنسی ملت ها را خراب کنند، راحت می کردند. مصرف گرایی را بین آنها ترویج کنند، به راحتی این کار را انجام می دادند؛ بی اعتنایی به هویت های ملی و مبانی فرهنگی را در آن ترویج کنند، این کار را می کردند... آن وقت همیشه لشکری هم از امکانات فرهنگی و رسانه ای و... در مشت اینها بوده است... حالا یک ناتوی فرهنگی به وجود آورده اند... سال هاست که این اتفاق افتاده است. مجموعه زنجیره به هم پیوسته رسانه های گوناگون که حالا اینترنت هم داخلش شده است و ماهواره ها و تلویزیون و رادیوها در جهت مشخصی حرکت می کنند تا سررشته تحولات جوامع را به عهده بگیرند... یعنی همان شبکه و همان ناتوی فرهنگی در مجموعه خود، بسیاری از این دانشمندان، هنرمندان، ادبا و امثال اینها را هم دارد.»

 مهندسی فرهنگی

از جهت ایجابی نیز، طراحی سند مهندسی فرهنگی را یکی از وظایف محوری شورای عالی انقلاب فرهنگی برشمردند و در سال 81 این شورا را این گونه خطاب کردند:

«شورای عالی انقلاب فرهنگی، قرارگاه اصلی مهندسی فرهنگی کشور است. اینها را درواقع باید اتاق فرمان فرهنگی کشور به حساب آورد... [لذا] ابتدا باید نقشه مهندسی فرهنگی کشور را تهیه نماید.»

 تمدن نوین اسلامی

مقام معظم رهبری در مناسبت های مختلف به تبیین مراحل فرآیند تحقق اهداف انقلاب اسلامی پرداخته اند. ایشان فرآیند مزبور را در پنج مرحله اساسی مطرح و بیان فرمودند: انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، کشور اسلامی و تمدن نوین اسلامی. ایشان اشاره کردند که تاکنون از دو مرحله اول عبور کرده ایم؛ اما آینده مطلوبی که معظم له برای انقلاب اسلامی تصویر نموده اند، ایجاد تمدن نوین اسلامی است.

ایشان دین مداری، امت سازی، تشکیل حکومت، قانون مداری و ایجاد امنیت را مهم ترین مؤلفه های تمدن اسلامی دانسته و برای احیای تمدن اسلامی، شرایطی قائل شده اند که بازگشت حقیقی به قرآن، اقتدا به سیره رسول الله، اهتمام به وحدت و نظام سازی از آن جمله است.

 عزت ملی

«عزت ملی چیست؟ عزت ملی عبارت است از اینکه یک ملت در خود و از خود احساس حقارت نکنند، نقطه مقابل احساس عزت، احساس حقارت است، یک ملت وقتی به درون خود -به سرمایه های خود، به تاریخ خود، به مواریث تاریخی خود، به موجودی انسانی و فکری خود- نگاه می کند، احساس عزت و غرور کند، احساس حقارت و ذلت نکند، این یکی از چیزهایی است که برای یک ملت لازم است. قرآن در موارد متعددی به این معنا اشاره کرده: منافقان با خودشان گفت وگو می کردند که ما عزیزیم و مسلمان ها را –که ذلیل اند- از مدینه خارج خواهیم کرد! خداوند به پیغمبر وحی فرستاد که اینها این جور می گویند، لیکن نمی فهمند و نمی دانند، آنکه عزیز است، مؤمنان اند، عزت از آن خداست و از آن پیامبر خدا و از آن مؤمنان است. این یک تابلو درخشانی است که همیشه جلوی چشم امت اسلامی باید قرار داشته باشد؛ «عزت ملی». اگر یک ملتی احساس عزت نکند، یعنی به داشته های خود، به آداب خود، به زبان خود، به الفبای خود، به تاریخ خود، به مفاخر خود و به بزرگان خود، به چشم حقارت نگاه کند، آنها را کوچک بشمارد و احساس کند از خودش چیزی ندارد، این ملت به راحتی در چنبره سلطه بیگانگان قرار می گیرد».

یکی از مفاهیمی که رهبر حکیم انقلاب اسلامی بارها و بارها از آن سخن رانده اند و آن را موجب هویت بخشی ملی می داند، عزت ملی است، ایشان این مفهوم را در همه عرصه های زندگی قابل ترجمه می دانند و از نحوه اداره کشور گرفته تا ارتباط انسان ها باهم، عزت ملی را ناقد می شمرند.

5. ساحت حکمرانی انقلاب اسلامی

قبل و بعد از سقوط رژیم طاغوت، درخصوص اینکه حکومت برآمده از نهضت و قیام مردم ایران، چه شکلی به خود بگیرد، بحث ها و مناظره ها درگرفت و نهایتا قبل از اینکه انقلاب به روز پنجاهم خود برسد (دهم فروردین 58) انتخابات عمومی برگزار گردید و مردم، جمهوری اسلامی را به عنوان نظام سیاسی حکومت شان برگزیدند. جمله معروف، «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد؛ که از سوی امام خمینی(ره) بیان شد، مهم ترین مفهوم سازی بود که در همان ایام خط کلی نظام را برای حفظ این قالب نشان می داد. در این فرم، زنجیره فرمان و حکمرانی مشخصاتی پیدا می کرد که خود را از سایر شکل های حکومت داری ممتاز می نمود. به معنای دیگر، تمام اجزاء این زنجیره، درصورت انتخاب شکلی دیگر توسط مردم، یا بی معنا می شد یا معنای متفاوتی از آنچه که در این قالب پیدا کرد، به خود می گرفت.

 ولایت فقیه

امام خمینی بعد از تبعید در شهر نجف اشرف، درس خارج فقه و اصول داشتند. در درس خارج فقه شان که مکاتب تدریس می شد، ایشان مفهوم ولایت فقیه در زمان غیبت امام معصوم(ع) را بازطرح نمودند. در حقیقت اشاره به این مفهوم در سال 1346، نشانگر نگاه حکومتی امام به جریان نهضتی بود که در حال شکل گیری بود.

با پیروزی انقلاب اسلامی و انتخاب جمهوری اسلامی و برگزاری رفراندوم قانون اساسی و رای مثبت مردم به آن، ولی فقیه جامع الشرایط در راس و جایگاه راهبری نظام قرار گرفت. در طول بررسی قانون اساسی پیشنهادی در مجلس خبرگان قانون اساسی، بحث های متفاوت و متعارضی در خصوص این نهاد مترقی پیش آمد. برخی از ریشه با آن مخالف بوده و آن را مغایر با «جمهوری اسلامی» تلقی می کردند برخی آن را مغایر عظمت و بی نهایتی دین دانسته و برخی آن را شرک برای ولایت الله می دانستند. اما امام خمینی(ره) اعتقاد مبنایی دیگری داشتند:

«ضرورت اجرای احکام که تشکیل حکومت رسول اکرم صلی ا... علیه و آله و سلم را لازم آورده، منحصر و محدود به زمان آن حضرت نیست، و پس از رحلت ایشان نیز ادامه دارد. طبق آیه «اولی الامر» احکام اسلام محدود به زمان و مکان خاصی نیست و تا ابد باقی و لازم الاجرا است... به ضرورت شرع و عقل، آنچه در دوره حیات رسول اکرم(ص) و زمان امیرالمومنین(ع) لازم بوده، یعنی حکومت و دستگاه اجرا و اداره، پس از ایشان و زمان ما هم لازم است.»

حتی در تبیین گستره اختیارات آن می فرمودند: «این توهم که اختیارات حکومتی رسول اکرم(ص) بیش از حضرت علی(ع) بود، یا اختیارات حکومتی امیر مومنان(ع)، بیش از فقیه است، باطل و مردود است.» امام(ره)، با احیای امر حکومت و ولایت از راه تاسیس نظام ولایی در «جمهوری اسلامی»، نحوه اتصال دین و سیاست را در عمل نشان داد. ایشان، تشکیل حکومت را تنها ابزاری برای اصلاح جامعه در ابعاد گوناگون آن دانسته و اثبات کرده است که دین نه تنها می تواند بلکه باید منشا اصول حیات جمعی و برنامه زندگی باشد و با پیروی از آن به نیازمندی های مادی و معنوی انسان پاسخ گفت، چراکه از دیدگاه ایشان، فقه، تئوری اداره جامعه از گهواره تا گور است. در تبیین مفهوم ولایت فقیه، امام خامنه ای نیز بحث های مفصلی دارند: «ولایت فقیه عادل، یعنی حکومت کسی که دین و اسلام را می شناسند و می داند چگونه باید بر مردم حکومت کرد و نیروی تقوا هم به او کمک می کند که از این خط منحرف نشود.» «ولایت فقیه، جایگاه مهندسی نظام و حفظ خط و جهت نظام و جلوگیری از انحراف به چپ و راست است؛ این اساسی ترین و محوری ترین مفهوم و معنای ولایت فقیه است.» لذا «پاسداری و دیده بانی حرکت کلی نظام به سمت هدف های آرمانی و عالی اش، مهم ترین و اساسی ترین نقش ولایت فقیه است.»

 مردم

مفهوم «مردم»، مفهومی جدید و تازه و ساخته شده توسط رهبران انقلاب اسلامی نیست، اما نوع نگاه مسئولانه و غیر ابزاری آنها به مردم و ساحت رشد معنوی و مادی ایشان به صورت توامان، نگاه بلندی را در عرصه حکومت داری معاصر نشان می دهد. امام(ره)، هیچ گاه در مسیر پیشبرد اهداف نهضت متوسل به گروه ها و جریانات سیاسی نمی شد، بلکه به همه توصیه می کرد، اگر می خواهید به مردم خدمت کنید و بمانید، باید به اقیانوس ملت مسلمان ایران بپیوندید. ایشان می فرمودند: «ما در مشکلات باید متوسل شویم به ملت، ملتی که بحمدالله مهیا برای کمک و فداکاری بوده و هست. با فداکاری ملت، بحمدالله مراحلی را که بسیار اهمیت داشت پشت سر گذاشتیم و موانع مرتفع شد.»

حضرت آیت الله خامنه ای هم با اعتقاد راسخ به این نگاه، می فرمودند: «کمتر کسی را دیده ام که به قدر امام(ره) نسبت به مردم از عمق دل احساس محبت و اعتماد کند. او به شجاعت و ایمان و وفا و حضور مردم باور داشت.» امام مردم داری و مردم مداری را برای مسئولین اجرایی مملکت یک اصل غیرقابل خدشه می دانستند. ایشان در جایی فرمودند: «اگر محمدرضا (پهلوی) بین مردم پایگاه داشت، اگر نصف قدرتش را صرف کرده بود برای ارضای مردم، هرگز این قدرت به هم نمی خورد، هرگز با او مخالفت نمی شد. لکن مع الاسف همه قدرتش را روی هم گذاشت بر ضد مردم. به طوری که اگر می رفت به زیارت حضرت رضا(ع)، هر که می شنید، می گفت دارد حقه بازی می کند».

لذا امام برای تحقق اهداف نهضت، بر «توده های مومن و آگاه و دردمند و فداکار» تکیه کرد و نه «احزاب و گروه ها و سازمان های سیاسی» و بعد از توکل به خدا، نصرت را از نیروهای لایزال مردم جست وجو می کرد.

این نگاه در اندیشه امام خامنه ای نیز به شکلی برجسته و نمودار، تجلی می کند به طوری که ایشان هم رکن اصلی در برقراری حکومت اسلامی را، مردم می دانند.

جمله کلیدی حضرت امام که نقش مردم را به عنوان ولی نعمت انقلاب قلمداد می کنند این است: «اگر به من خدمتگزار بگویند، بهتر است که رهبر بگویند.»

 حفظ نظام

از مفاهیمی که در اندیشه و فقه سیاسی امامین انقلاب وجود دارد، حفظ نظام اسلامی است به نوعی که امام خمینی آن را از اوجب واجبات می دانند و می فرمایند: «یکی از واجبات مهم اسلامی، حفظ نظام جامعه، زندگی و معیشت مردم است. مقصود از حفظ نظام، رعایت اموری است که اخلال به آنها، امنیت جامعه یا زندگی مردم را دچار اختلال و مشکل می کند و چون اسلام می خواهد که زندگی اجتماعی مردم، نظام و سامان داشته باشد، آن افعال را بر مردم واجب کفایی کرده است.» امام خامنه ای نیز حفظ نظام را از واجب ترین فرایض می دانند.

 اجتهاد پویا

شاید برخی نظر داشته باشند که مفهوم اجتهاد پویا و دوری از تحجر فقهی را می توان ذیل مفهوم مترقی ولایت فقیه قرار داد، ولی از آنجا که این مفهوم علاوه بر ولی، به نگاه و اندیشه سایر استوانه های معرفتی و فقهی نظام نظر دارد و آنها را از تفکرات قالبی احتراز داده و به فهم و مهندسی اقتضائات و شرایط جامعه برای رسیدن به یک حکم صائب سوق می دهد، واجد اهمیت به عنوان یک مفهوم تازه تاسیس و راهبردی است.

در فکر راقی امام خمینی، اجتهاد پویا (یا جواهری)، «روشی متعالی در بستر فقه سنتی است که با استناد به منابع اصیل فقاهت و جامع نگری و واقع بینی می کوشد تا اجرای احکام اسلامی را از پستوی خانه مومنان و شبستان های مساجد به عرصه های اجتماعی و جهانی آورده و زندگی سیاسی اجتماعی مسلمین را در پرتو احکام عالیه اسلامی به سعادت دو جهانی رهنمود شود.» با همین نگاه است که ایشان حکومت را فلسفه علمی فقه جعفری در تمام شئون زندگی انسان ها می دانند و هوشمندی برای اداره جامعه اسلامی و روابط درون و بیرون آن را از ویژگی های مجتهد واقعی برمی شمارند: «یک مجتهد باید زیرکی و هوش و فراست هدایت یک جامعه بزرگ اسلامی و حتی غیراسلامی را داشته باشد و علاوه بر خلوص و تقوا و زهدی که در خور شأن مجتهد است واقعا مدیر و مدبر باشد. حکومت در نظر مجتهد واقعی، فلسفه علمی تمامی فقه در تمامی زوایای زندگی بشریت است. حکومت نشان دهنده جنبه عملی فقه در برخورد با تمامی معضلات اجتماعی و سیاسی و نظامی و فرهنگی است.» در تکمیل می فرمایند: «این جانب معتقد به فقه سنتی و اجتهاد جواهری هستم و تخلف از آن را جایز نمی دانم. اجتهاد به همان سبک صحیح است ولی این بدان معنا نیست که فقه اسلام پویا نیست. زمان و مکان دو عنصر تعیین کننده در اجتهادند. مساله ای که در قدیم دارای حکمی بوده است به ظاهر، همان مساله در روابط حاکم بر سیاست و اجتماع و اقتصاد یک نظام ممکن است حکم جدیدی پیدا کند. بدان معنا که با شناخت دقیق روابط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی همان موضوع اول که از نظر ظاهر با قدیم فرقی نکرده است، واقعا موضوع جدیدی شده است که قهرا حکم جدیدی می طلبد. مجتهد باید به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد.»

 مدیریت جهادی

مفهوم مدیریت جهادی برای نگارنده مثل دریاچه خزر است که آن قدر بزرگ و پهناور است که از آن در تمام نقشه های رسمی جغرافیایی دنیا به عنوان دریای خزر نام برده می شود. مدیریت جهادی هم با اینکه مفهومی در حوزه و ساحت اداره و اجراست ولیکن آنقدر از سوی رهبران نظام مورد تاکید قرار گرفته که می توان سطح آن را در قواره مولفه های حوزه حکمرانی نظام قلمداد کرد.

مفهوم مدیریت جهادی در سال های اخیر بارها به عنوان کلید گشایش و فرج مشکلات مبتلابه دانسته شده است. امام خامنه ای در این زمینه می فرمایند: «بنده از ضعف های فعالیت های مسئولین کشور در سطح عموم ملت ایران در طول سال ها، آگاهم. ضعف های زیادی وجود داشته که این مربوط به مدیریت های ماست. مربوط به حرکت عمومی نظام اسلامی نیست، ما هرجا یک مدیریت انقلابی فعال پرتحرک داشتیم، کار پیش رفته است؛ هرجا مدیریت های ضعیف، بی حال، ناامید، غیرانقلابی و بی تحرک داشتیم کارها یا متوقف مانده است یا انحراف پیدا کرده است... باید مدیران مان پرانگیزه تر باشند، کارآمدتر باشند، تلاش بیشتری را انجام دهند... من به طور قاطع عرض می کنم که اگر مدیریت در بخش های مختلف کشور، متدین باشد، انقلابی و کارآمد باشد، همه مشکلات کشور حل خواهد شد...

از نگاه ایشان، مدیریت جهادی، مدیریتی علمی، پرقدرت، بابرنامه، مجاهدانه، دارای روحیه خدمت به مردم با نیت خدایی و تکیه بر درایت است و تاکید می نمایند: «در مدیریت های جهادی، با حرکت عادی نمی شود پیش رفت؛ با حرکت عادی و احیاناً خواب آلوده و بی حساسیت نمی شود کارهای بزرگ را انجام داد؛ یک همت جهادی لازم است.» لذا ایشان تحقق مدیریت جهادی را موکول به توکل به خدا، اخلاص، باور عمیق به توانایی فردی و ملی، اعتماد به جوانان، به کارگیری نیروهای مجرب، کار و تلاش بی وقفه و استفاده از همه ظرفیت ها می دانند.

 قانون و قانون گرایی

علاوه بر اینها، قانون گرایی نیز یکی از مفاهیم بنیادی اندیشه حکمرانی رهبران انقلاب بوده و اول از همه، خود را ملزم و ملتزم بدان می دانستند. امامان انقلاب در هر شرایطی، پایبندی به قانون و انجام و انفاذ امور بر اساس قانون را شرط صحت کار می دانند و هرگونه قانون گریزی را نفی می کنند و بر بی قانونی ها می تازند.

6. ساحت دفاعی و امنیتی انقلاب اسلامی

یکی از حوزه های محوری که هر حکومتی برای حفظ تمامیت خود از وجوه مختلف در آن برنامه دارد، حوزه دفاعی، نظامی و امنیتی است. نظام جمهوری اسلامی، از آنجا که از ابتدای تاسیس پا روی منافع مستکبرین و قدرت طلبان عالم گذارده است، مورد هجوم بیشتری نیز می باشد، بنابراین ضروری است در این ساحت، با برنامه تر و دقت بیشتری حرکت نماید.

رهبران انقلاب اسلامی در دکترین دفاعی و امنیتی خود، نهادهایی را تاسیس کرده و اساس دفاع را بر محور بسیج توده های مردمی طراحی نمودند. البته نهادهایی راهبردی مانند کمیته انقلاب اسلامی جهت ایجاد امنیت داخلی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی جهت ایجاد امنیت ملی و حفظ تمامیت سرزمینی (که بعدا به سایر حوزه ها تسری یافت) و سپاه قدس جهت ایجاد امنیت منطقه ای و بین المللی را طراحی و سازمان دادند.

 دشمن شناسی

در طول سال های پس از انقلاب خاصه در دهه اخیر، مفهوم دشمن شناسی به یکی از کلیدی ترین مفاهیم ساحت دفاعی ارائه گردید.

امام خمینی در این زمینه می فرمایند: «نباید غافل باشیم، ما باید بیدار باشیم و توطئه های آن ها را قبل از اینکه با هم جمع بشوند، خنثی کنیم.» امام خامنه ای نیز می فرمایند: «یک ملت، باید دشمن را بشناسد، نقشه دشمن را بداند و خود را در مقابل آن تجهیز کند.» و ادامه می دهند: «ما دو دشمن داریم، یک دشمن، دشمن درونی است، یک دشمن، دشمن بیرونی است. دشمن درونی، خطرناک تر است.» سپس پدیده شوم تنبلی اجتماعی، عدم خودباوری و اعتمادبه نفس را دشمن درونی و نظام سلطه بین المللی یا استکبار جهانی را که شبکه صهیونیسم جهانی و دولت کنونی آمریکا مظهر آن هستند را دشمن بیرونی می نامند.

7. ساحت علمی انقلاب اسلامی

یکی از ابزارهای عقب ماندگی کشورهای جهان سوم، وابستگی علمی و دانشی آنها به کشورهای توسعه یافته و پیشرفته اقتصادی و بازماندن از سرآمدان پیشرفت های فناورانه است. بدین منظور رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، یکی از عرصه های حیاتی راهبری خود را دمیدن بر روح علم آموزی، تولید علم، تجاری سازی علم و حرکت بر محور اقتصاد دانش پایه جهت دادند. درحقیقت با جنگ های فرسایشی نظامی، اقتصادی و فرهنگی، تلاش جدی استکبار بر بازداشتن نظام جمهوری اسلامی در عرصه پیشرفت و مشغول ماندن در راهبردهای تدافعی و عکس العملی است. امام خامنه ای با درایت همیشگی ضمن روشن ساختن اوضاع جبهه کفر درمقابل جبهه انقلاب اسلامی، حرکت علمی کشور را ضرورتی اساسی برای برهم زدن نقشه های خصمانه و کینه توزانه استکبار جهانی دانسته اند و دائما در این مسیر، راهنما و راه بلد بوده اند.

 جنبش نرم افزاری

مهم ترین مفهوم در رابطه با عرصه علمی، جنبش نرم افزاری است که بعد از پاسخ رهبر فرزانه انقلاب به نامه جمعی از طلاب در بهمن ماه 81، مشهور شد. اما ایشان از سال 79 و با سیاست زده شدن و آلوده جریانات سیاسی شدن عرصه دانشگاه، این مفهوم را خلق کردند:

«دانشگاه باید بتواند یک جنبش نرم افزاری همه جانبه و عمیق دراختیار این کشور و این ملت بگذارد تا کسانی که اهل کار و تلاش هستند، با پیشنهادها و با قالب ها و نوآوری های علمی خود بتوانند بنای حقیقی یک جامعه آباد و عادلانه مبتنی بر تفکرات و ارزش های اسلامی را بالا ببرند.» «جنبش نرم افزاری، یعنی در زمینه علم، تولید علم و شکستن مرزهای علم، یک جنبش و یک حرکت عظیم به وجود بیاید.»

«امروز عده ای با یأس پراکنی در محیط های علمی سعی دارند توانایی عظیم این ملت را زیر سوال ببرند. خوشبختانه با توجه به همه مشکلات و تجربیات تاریخی و تمدن این سرزمین، پیشرفت های 25 ساله اخیر ثابت می کند که ملت بزرگ ایران قادر است در تولید و نوآوری علمی نیز به مرزهای تازه ای دست یابد. زمانی که جنبش نرم افزاری یا تولید علم به معنای خروج علم از حالت تقلیدی و ترجمه ای مطرح شد، ضرورت به کارگیری و حضور خلاقیت ها و نقش نوآوری های جوان در این نهضت به خوبی قابل درک نبود اما اینک همه محیط های دانشجویی و دانشگاهی و همه احساسات و علائق علمی استاد، دانشجو، محقق و پژوهشگر از جنبش نرم افزاری حمایت می کند و این مجموعه باور به وجود آمده است تا این باور پشتوانه و حرکتی ماندگار و پایدار را رقم زند.»

در سال های گذشته، رهبر معظم انقلاب در حوزه تولید علم بارها و بارها سخن رانده اند و حول شش موضوع پژوهش محور نمودن فعالیت ها، مسلط نمودن گفتمان علمی در جامعه، حمایت از نخبگان کشور، انجام پژوهش ها براساس نیازهای کشور، استفاده از نیروهای نخبه و جوان و حضور مجدانه حوزه های علمیه در تولید علم و علوم انسانی در کشور، راهبری خود را عرضه نموده اند. طراحی نقشه جامع علمی به عنوان یک نظریه مبنا برای جریان دهی تولید علم و راهبرد ادامه رشد فزاینده علمی (و متوقف نشدن آن)، از رهنمودهای سال های اخیر رهبر فرزانه انقلاب بوده است.

8. نام گذاری سال ها

یکی از مفهوم سازی های مبتکرانه رهبر فرزانه انقلاب، نام گذاری سال ها بوده است. ایشان متناسب با اقتضائات و شرایط و وقایع داخلی و جهانی، با اسم گذاری برای هر سال، ذهن ها را به سمت اولویت ها و ضرورت ها سوق داده اند. با این که در برخی مستندات، آغاز این مفهوم سازی ها را از شروع دوره رهبری ایشان می دانند، لیکن به صورت واضح و روشن، این سنت حسنه از پیام نوروزی سال 74 که آن را سال وجدان کاری و انضباط اجتماعی نامیدند، شروع گردید. طی 25 سال گذشته، این رویه ادامه پیدا کرد. برخی سال ها به نام معاریف مکتب و اولیاءالله، مثل سال پیامبراعظم(ص)، امام علی(ع) (دو سال که سال دوم به نام رفتار علوی نامیده شد) و عزت و افتخار حسینی(ع) نامیده شد، صدمین سال میلاد امام، به سال امام خمینی اسم گذاری شد و بقیه سال ها متناسب با اقتضائات نام گرفت. در 10 سال گذشته با توجه به جنگ و تحریم اقتصادی دشمن، اغلب سال ها، نامی با صبغه اقتصادی گرفت. اصلاح الگوی مصرف، همت مضاعف و کار مضاعف، تولید ملی و حمایت از سرمایه ایرانی، اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل، رونق تولید و جهش تولید از این جمله اند.

متأسفانه در خصوص این مفهوم سازی ها که می توانست و می تواند کاری جریان ساز باشد، همچنان نگاه شعارزده و پوسته های ظاهری اقدامات مسئولین امر بر آن غلبه دارد و بیشتر جنبه تزئینی (پوستری و بنری) پیدا کرده است و نتوانسته با لایه های محتوایی و سیاستگذاری نظام ارتباطی ارگانیک و پویا پیدا کند.

9. نام گذاری و وصف افراد

یکی از مفهوم سازی های جالب توجه در منطقه ذهنی زعما و رهبران انقلاب اسلامی، اسم گذاری یا موصوف کردن افراد شاخص، شایسته و برجسته به صفت یا لقبی است که مخاطب با گره زدن این لقب به سابقه تاریخی یا... آن، به فهم جدید و عمیق تری از فرد می رسد. آیت الله طالقانی از طرف حضرت امام به «ابوذر» تشبیه شد که بعدها در لسان امت به «ابوذر زمان» شهره شد.

دکتر بهشتی با عبارت «بهشتی مظلوم زیست و مظلوم مرد و خار چشم دشمنان اسلام بود» که از سوی امام(ره)، صادر شد، به «شهید مظلوم» متصف گردید.

سیدمرتضی آوینی از سوی امام خامنه ای به سید شهیدان اهل قلم وصف گردید. آِیت الله مهدوی کنی نیز بعد از ارتحال به«سیاستمدار صریح و صادق» لقب یافت. محمدحسین فهمیده، دانش آموز شهید با پیام امام به «رهبر 13 ساله» مشهور شد.

10. تکمله

علاوه بر مفاهیم یاد شده که بخش عمده ای از بازاریابی کلمه ای است که رهبران گرانقدر انقلاب اسلامی بدان ورود کرده اند، برخی جملات ماندگار هم در کنار این مفاهیم دارای اهمیت است. به برخی از آنها در ذیل بعضی مفاهیم در ساحت های مختلف اشاره شد. چند نمونه از آن عبارتند از:

1. از دامن زن مرد به معراج می رسد.

2. من ورزشکار نیستم، ولی ورزشکاران را دوست دارم.

3. ما مأمور به تکلیف و وظیفه ایم، نه مأمور به نتیجه.

4. مسجد، یک سنگر است.

5. با سینما مخالف نیستیم، با فساد و فحشا مخالفیم.

6. مجلس، عصاره فضایل ملت است.

7. محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است.

8. ماز جمعه در رأس امور است.

9. اسرائیل، 25 سال آینده را نخواهد دید.

10. اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود.

11. منافقین از کفار بدترند.

12. من دیپلمات نیستم، انقلابی ام.

13. شهدا در قهقهه مستانه شان، عندربهم یرزقون اند.

جمع بندی

رهبران انقلاب اسلامی قبل از اینکه یک رهبر سیاسی باشند، یک رهبر فکری هستند. این رهبران با اندیشه راقی خود، تلاش داشتند و دارند که در چنبره تعادل های مصنوعی دنیای معاصر و موازنه های دنیای سلطه، مرعوب نگردند و فقط به تغییر در قواعد بازی نیاندیشند بلکه با دستیازی به ابتکار عمل، زمین بازی مبتنی بر تفکر سیاسی حق طلبانه خود را طراحی و نمودار سازند. از این جهت با مفهوم سازی در ساحت های مختلف، تلاش شایانی برای ارتقای فهم و سطح تحلیل و تعیین چشم اندازهای متعالی برای رشد یافتگی انسان معاصر را رقم می زنند. در این نوشته، سعی شد مهم ترین مفاهیم خلق شده یا وضع شده در 40 سال گذشته انقلاب اسلامی که توسط رهبران حکیم آن آفرینش و پرورش یافته، احصا، تبیین و بررسی شود. اما لحاظ چند نکته برای فهم دقیق تر موضوع لازم است.

- در این یادداشت، تلاش شد مفاهیم ساخته شده توسط رهبران حکیم انقلاب اسلامی، به صورت مجرد و مجزا مورد بررسی قرار گیرد ولی آنچه که مسلم است، این است که منظومه فکری نه تنها هر کدام از رهبران، بلکه سیر جریان انقلاب تاکنون یک کل واحد است و همه با هم در ارتباطی تنگاتنگ و جامع قرار دارند. لذا می توان از کنار هم قرار دادن این مفاهیم، به اصولی رسید که از بنای شکل گیری تا افق مطلوب نظام را نمودار می سازد.

- همان طور که امامان انقلاب اسلامی به صورت فوق فعال و با توجه به نیازها و افق ها، مفاهیم مورد نیاز را می ساختند، دشمنان انقلاب نیز با ساخت مفاهیم در ساحت سلطه گری خود، تلاش می کردند زمین بازی خود را بر ما تحمیل کنند. دهکده جهانی، جهانی سازی، نظم نوین جهانی، محور شرارت، بنیادگرایی اسلامی، خاورمیانه (جدید) و... از مفاهیمی هستند که برای در حصر قرار دادن حکومت های مستقل و راستین و امت های حق طلب طراحی شده و بعضاً به مرحله اجرا هم رسیده اند.

منبع : tasnimnews.com

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.