بازاریابی کلمه و امامان انقلاب 1

عرصه بازاریابی از محصول و خدمت و ایده و واقعه و محیط زیست فراتر رفته و همه اطراف و اکناف ما را در بر گرفته و به حوزه کلمه و مفهوم نیز نفوذ کرده است. رهبران فرهنگی و فرهنگ ساز از توابع مثبت و شتاب دهنده این فرآیند=(بازاریابی کلمه) استفاده کرده و نظریات خود را در این مفاهیم ریخته و روشنگرانه پیروان خود را ارشاد می نمایند. رهبران حکیم انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) و امام خامنه ای(مدظله العالی) در دوره چهل ساله حیات انقلاب، با خلق و وضع کلمات و مفاهیم، نظریه مبنای خود را برای حراست، صیانت و پیشرفت انقلاب اسلامی عرضه داشته و می دارند. در این نوشته، سعی شده است که مفاهیم محوری عرضه شده توسط این دو رهبر فرهیخته در ساحت های گوناگون ازجمله سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، حکمرانی، امنیتی و علمی احصاء و تبیین گردد. مفاهیمی که افق های بلند پیش روی نظام را روشن ساخته و برای حفظ و پاسداری از کیان و دستاورد های آن خط دهی می کند.

مقدمه

دانش بازاریابی در دنیای معاصر، بسیار فراتر از یک واژه کلاسیک نقش ایفا می کند. در دوره ای نه چندان دور، بازاریابی حول عرضه و فروش یک کالا و محصول می گشت. کمی بعدتر، بازاریابی خدمت یا خدمات هم معنا پیدا کرد. همین طور که جلوتر می آییم دایره فراگیری دانش بازاریابی و ضرب آن در عرصه های جدید، گستره وسیع تری را دربر گرفت: ایده، محیط زیست، کشور، سازه (عمرانی)، شخص و این اواخر واقعه (یا وقایع) و سیاست (یا امور سیاسی). این حوزه ها، همه یک محور و پایه مفهومی از بازاریابی را به عاریت گرفته و در فضای اختصاصی مربوط، خود را بازتعریف کرده اند. البته این گستره از عرضه و فروش نیز فراتر رفته و به حوزه تولید و سفارش تولید نیز جهت یافته است. روی هم رفته، تقریباً بازاریابی حیطه جامع و کاملی از اطراف ما را فرا گرفته است، به نوعی که دائماً با وجه یا وجوهی از آن رو به رو هستیم که در آن یا در حال بازاریابی هستیم یا مخاطب بازار...

از حوزه هایی که در سال های اخیر، به عنوان حوزه ای جدید در دانش بازاریابی، مورد توجه است، حوزه بازاریابی کلمه یا عبارت یا مفهوم است. حوزه ای که سابقه آن را می توان در علوم پایه شناختی مثل فلسفه، منطق و اصول ردیابی کرد و در همین حوزه بازاریابی، ذیل «بازاریابی ایده»، نشانی گرفت. اما آنچه را که این حوزه را خاص و متمایز و به عنوان یک واحد جدید، موثر می گرداند، آن است که خود کلمه یا مفهوم، از حیث ساخت، پرداخت، اشاعه و نشست آن بر اذهان و افکار مهم است. در حقیقت در «کلمه» حرف ها می بینیم و از «آن»، حرف ها می شنویم. این کلمه به ظهور در بعضی مواقع در قالب یک عبارت کوتاه چندواحدی درمی آید. البته منظور از کلمه، آنهایی هستند که جریان سازند و نقطه عطف درست می کنند. نکته ظریف آن که، براساس همین نگاه، در رسانه های جدید علی الخصوص توئیتر، این نوع بازاریابی، به عنوان محور کار قرار گرفته و با کمی دخل و تصرف، سعی شده است که به تناسب، جمله یا عبارتی به خورد مخاطب سریع این روزها، داده شود. در بازاریابی کلمه، محصولی که برای فروش به مخاطب عرضه می کنیم، خود کلمه یا عبارت است. یعنی انتخاب «کلمه»، به شدت و وسواس، مورد نظر می باشد.

به این ترتیب، بازاریابی کلمه چیزی فراتر و متمایزتر از بازاریابی محتوا است. در بازاریابی کلمه افراد به تناسب مسئولیت و نقش شان با استخدام، وضع یا جعل کلمه یا عبارت سعی می کنند، مفهومی را منتقل نموده و در جای خوب و موثری بنشانند. به این جهت، اگر ظرافت های لازم در درک اقتضائات و شرایط موجود فهم نشود و ساخت کلمه در غیر جای خودش (از همه نظر) اتفاق بیفتد، اثری که به دنبالش هستیم، را نخواهیم دید. مهم ترین اثر این کلمه در جهت دادن به ذهن، آغاز یک حرکت و ایجاد یک تغییر است. این تغییر می تواند از حوزه دانشی شروع شود و تا رفتارهای اجتماعی را در بر بگیرد.

در عالم واقع، روزانه عددی غیرقابل احصاء، کلمه ردوبدل می شود ولی آن که در حوزه بازاریابی کلمه می تواند تأثیرگذار باشد و رصد شود، درصد قابل توجهی نیست. این کلمه می تواند در قالب یک اسم باشد، مثلاً مهماندار، مدافع حرم، آزاده، ایثارگر. می تواند یک وضعیت را شرح دهد، مثل اینکه «سانتریفیوژها بچرخند اما زندگی مردم هم بچرخد» یا «سربازان من در گهواره هستند» یا «از شنبه همه جا باز می شود». می تواند یک دوره زمانی را توصیف کند مثل دهه فجر، هفته وحدت، روز دانشجو. می تواند به یک موسسه یا نهاد اطلاق شود مانند کمیته امداد امام خمینی(ره) و جهاد سازندگی. می تواند اسم یک فرد شود مثل سرباز روح الله (رضوی کشمیری). می تواند یک جریان سیاسی را مشخص کند مانند محافظه کار، اصلاح طلب، دوم خردادی، مجاهد، منافق. می تواند یک مکان باشد (خیابان، شهر یا کشور)، مانند میدان شهدا، میدان آزادی، استان گلستان، خونین شهر. می تواند عنوان یک درس باشد؛ بازاریابی سیاسی، روش تفکر و سبک زندگی. می تواند نام یک اثر هنری باشد؛ نهج البلاغه، معراج السعاده، لبخند ژکوند، آژانس شیشه ای، ایستاده در غبار، بینوایان، جوکر، 1917. می تواند به یک واقعه اطلاق گردد، مثل دفاع مقدس و می تواند نام یک سال باشد مانند جهش تولید.

لذا، دیده می شود که اگر یک کلمه درست بازاریابی شود، چگونه اثرگذار ظاهر می شود. می تواند دوره ای را از دوره قبل متمایز کند. می تواند حس نو و بدیعی منتقل کند. می تواند مفهومی را دگرگون کند و یا با معنای جدیدی منتقل نماید. می تواند اندیشه ای را متطور کند و می تواند علاوه بر راهنمایی، راهبری کند و حرکت و تغییر و تعالی ایجاد نماید. در حقیقت، نوعی مفهوم سازی کلمه یا عبارت اتفاق می افتد که در دل خود می تواند یک مثنوی حرف و ادعا و نظر و قول و مهم تر از همه صنع و خلق داشته باشد.

یکی از بسترهایی که این نوع بازاریابی، در آن نقش برجسته ای ایفا می کند، دوره تغییر و تحولات است. بسیاری از کلمات بازاریابی شده، در نقاط عطف یک تحول خود را نشان می دهد و نقطه ای برای شروع دوره ای نو می شود. هرچقدر تحول بزرگ تر، زمینه برای اثرگذاری این نوع از بازاریابی بیشتر می گردد. در تحولات بنیادی، دیگر چاره ای نمی ماند که بخش مهمی از انتقال به دوره جدید را از کلمات بخواهیم و بخوانیم. کلماتی که با خود بار معنایی بزرگ و در عین حال شگرفی دارند.

انقلاب های سیاسی دنیا، معمولاً از این جنس هستند. درحقیقت آفریننده هستند و زمینه را برای به کارگیری کلمات در جایگاه جدید یا خلق و وضع کلمات جدید فراهم می آورند. از آنجا که عمده مشروعیت انقلاب ها، به مردمی بودن شان برمی گردد، لذا بخش زیادی از راه موثر و مقبول بودن فرایند بازاریابی کلمه، که به رضایت و پذیرش مخاطب برمی گردد، پیموده شده است.

هر چقدر رهبران و بنیانگذاران انقلاب ها، صبغه فرهنگی داشته باشند، بیشتر فرهنگ ساز می شوند. رهبرانی که با علم و فضل در موضع هدایت مردمان قرار می گیرند، از قدرت بی مثال کلمه به خوبی آگاهند و در دوره تغییر، از این سلاح بران می توانند به خوبی بهره بگیرند. همچنین است، رهبرانی که با قدرت خطابه و نفوذ سخن، به اعجاز کلمه، روح می بخشند، با خلق و جعل کلمه، مرزها را متمایز، راه ها را آسان و حرکت ها را جهت درست و سرعت بالا می بخشند. انقلاب اسلامی ایران، تاکنون از نعمت چنین رهبرانی در سطحی بسیار عالی، برخوردار بوده است. رهبرانی که سالیان سال ظلم ستیزی و مبارزه با ظالم را هجی کرده و از میان نیمکت های دانش آموزی و مدرس های طلبگی و منبرهای خطابه و وعظ، به کرسی های اجتهاد و مرجعیت رسیده اند. رهبرانی قلم به دست که همواره مسقط الرأس اجتماعی خود را قشر توده و فرودست جامعه دانسته و برای از بین بردن فاصله ها و برکندن زنجیرها، به ساخت مفهوم و کلمه دست زدند.

در طول نزدیک به 40 سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و البته سال هایی قبل از آن، مؤسسین نهضت با علم به اثرگذاری کلمه در تعادل بخشی دوباره به رابطه مردم و حکومت و خواست های متقابل این دو، تلاش کردند تا نهایت بهره را از این مقام و مقال ببرند. بدیهی آن که، سال های آغاز هر انقلابی، بهترین سال ها برای پاشیدن بذر نگاه های نو است و صدالبته اثرگذاری حداکثری آن نیز به داشت خوب این بذرها (بعد از دوره کاشت و بذرپاشی) است. لذا در این دوره، به وفور با این تکنیک برخورد داریم. نکته شایان توجه، حجم حوادث و وقایعی است که در این دوره، انقلاب با آن مواجه شد یا بر انقلاب تحمیل شد. خود این وقایع نیز زمینه مضاعفی برای روشن شدن مواضع و جهت گیری ها را از زبان بنیانگذاران نهضت، فراهم آورد. در این مجال، سعی می شود که در یک نگاه اجمالی، به کارگیری این راهبرد توسط رهبران فرهیخته نظام جمهوری اسلامی، مورد بررسی قرار گیرد:

1. نهاد های برآمده از انقلاب اسلامی

غالباً بعد از پیروزی هر انقلابی، نیاز است تا نهادهای متناسب با اهداف آن انقلاب جهت حفظ و پاسبانی از آن و رسیدن به دستاوردهای مورد انتظار و تامین نیازهای اولیه خاصه امنیتی، تدارک دیده شود.

کمیته انقلاب اسلامی(23 بهمن 57)، بنیاد مستضعفان(9 اسفند 57)، کمیته امداد امام خمینی(ره)(14 اسفند 57)، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی(21 فروردین 58)، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی(2 اردیبهشت 58)، جهاد سازندگی(27 خرداد 58)، جهاد دانشگاهی(27 مرداد 58)، نهضت سواد آموزی(7 دی 58)، بنیاد شهید(22 اسفند 58)، و ستاد انقلاب فرهنگی(اول فروردین59) اولین نهادهایی بودند که تاسیس شدند. اگر به کلمات استخدام و استفاده شده در عنوان این نهادها دقت کنید، جریان ساخت کلمه به شدت به چشم می آید. کلماتی مثل «انقلاب اسلامی»، «مستضعفان»، «امداد»، «پاسدار»، «سوادآموزی»، «سازندگی»، «شهید» و «انقلاب فرهنگی» کلماتی هدفمند، نقطه عطفی، جهت ده و گویای تحولی در نگاه ها و رویکردها هستند.

جالب اینکه در بین 10 نهاد تاسیسی در سال اول انقلاب، فقط دو نهاد به امور نظامی و امنیتی می پردازند. اکثر نهادها، چشم به خدمت به کسانی دارند که صاحبان و ولی نعمتان اصلی انقلاب هستند: مستضعفان، زجر کشیدگان و محرومین. کمیته امداد، بنیاد مستضعفان، بنیاد مسکن، جهاد سازندگی، نهضت سوادآموزی و بنیاد شهید، سازمان هایی هستند که با هدف گذاری خدمت به قشر فرودست، و طبقات پایین نگه داشته شده اجتماعی و مؤثر در پیروزی انقلاب، فعالیت خود را تعریف کرده اند. این عنوان گذاری، راه نشان هایی هستند که تواتر و تمرکز نگاه متولیان امر را نسبت به نگاه سابق نشان می دهند. لذا، ساخت این عناوین (مستضعف و محروم) اولین گام در تغییر اولویت، در حکومتی بود که در شکل سابق توجهی به آنها نمی شد و دائما منکوب و مرعوب می شدند.

2. ساحت سیاسی انقلاب اسلامی

«نهضت اسلامی» و «انقلاب اسلامی» دو عنوانی بود که به خیزش عمومی مردم دربرابر ظلم داده شد. عنوان هایی که به «اسلامیت» حرکت توده مردم ارزش گذاری می کرد. خیلی زود و کمتر از دوماه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، مردم به توصیه و پیشنهاد بنیانگذاری نهضت، نوع رژیم حاکم بر سرنوشت شان را، «جمهوری اسلامی» انتخاب کردند. در دنیا کشورهای پاکستان، افغانستان، موریتانی و گامبیا هم دارای جمهوری اسلامی هستند و در این بین پاکستان در انتخاب این نوع رژیم از همه جلوتر است(1336 هجری شمسی)، اما آنچه که در ایران شاهدیم، نوعی تعریف شده و مترقی از حکمرانی است که ساختارها و نهادهای حاکم در جهت حفظ این موجودیت طراحی و ساخت یافته اند. ولی فقیه، مجلس خبرگان رهبری، شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام و حتی مجلس شورای اسلامی در این ساخت، نقشی کلیدی و برجسته دارند که در عین مشابهت اسمی با بعضی نهادها در ممالک دیگر، از جهت محتوا و کارکرد، متمایز عمل می کنند.

در کنار جمهوری اسلامی، واژه «مردم سالاری دینی» نیز از اصطلاحاتی بود که حضرت آیت الله خامنه ای آن را برای ساخت جمهوری اسلامی از طریق مشارکت و انتخاب عمومی و البته با سازوکار قانونی مشخص، به کار برده اند. شاید یکی از مهم ترین گزاره ها در این حوزه، جمله کلیدی «میزان، رأی ملت است» باشد که چراغ راه تثبیت و تحقق جمهوری اسلامی واقعی است.

 انقلابی بودن و انقلابی گری

در سال های اخیر واژه «انقلابی» به یک مفهوم کلیدی و برجسته در ادبیات سیاسی و فرهنگی رهبر انقلاب تبدیل شده است. بارها و بارها بر انقلابی ماندن و انقلابی گری تاکید داشته اند. «همه بدانید که ما امروز به روحیه انقلابی، به ممشای انقلابی، به شعار انقلابی، به اصول انقلابی و مبانی انقلاب امام بزرگوارمان نیازمندیم. کشور احتیاج به این دارد.» یا در همان دیدار می فرمایند: «انقلابی گری یعنی مسئولین کشور، هدف شان را راضی کردن قدرت های مستکبر قرار ندهند، مسئولان کشور، هدف شان را راضی کردن مردم، به کار گرفتن نیروهای داخلی، تقویت عناصر فعال در داخل کشور قرار بدهند... معنای انقلابی گری این است که کشور و مسئولان، تسلیم هیچ زورگویی نشوند، دچار انفعال نشوند، دچار ضعف نفس نشوند، نه زور گویی و قلدری را از طرف مقابل قبول کنند، نه فریب او را بخورند.» جمله «من دیپلمات نیستم، انقلابی ام» یکی از عبارات برجسته و ماندگار امام خامنه ای در دوره مذاکرات هسته ای بوده است. به جز این کلمات، در طول 40 سال گذشته، رهبران حکیم انقلاب اسلامی، اصطلاحات دیگری را به تناسب اقتضائات رشدی انقلاب ابداع و تبیین کرده اند.

 اسلام ناب محمدی(ص) و اسلام آمریکایی

امام خمینی در دو سال آخر عمر شریف خود در معرفی اسلام حقیقی که هم ظاهراً (پوسته) و هم باطناً (محتوا)، مطابق با مطلوب شریعت و پیغامبری حضرت رسول اعظم(ص) بود، آن را «اسلام ناب محمدی» نامیدند و درمقابل، اسلامی که در آن متحجرین و مقدس مآبان و التقاطی ها با ظاهری از دین و باطنی از ریا و تزویر و جبن و سازشکاری زندگی می گذرانند را «اسلام آمریکایی» معرفی کردند. ایشان در پیامی به مناسبت اربعین شهادت علامه عارف حسینی، رهبر شیعیان پاکستان فرمودند: «...بزرگ ترین فرق روحانیت و علمای متعهد اسلام با روحانی نماها در همین است که علمای مبارز اسلام همیشه هدف تیرهای زهرآگین جهانخواری بوده اند و اولین تیرهای حادثه قلب آنان را نشانه رفته است. ولی روحانی نماها در کنف حمایت زرپرستان دنیاطلب، مروج باطل یا ثناگوی ظلمه و موید آنان بوده اند. تابه حال یک آخوند درباری یا یک روحانی وهابی ندیده ایم که دربرابر ظلم و شرک و کفر، خصوصاً درمقابل شوروی متجاوز و آمریکای جهانخوار ایستاده باشد... امروز استکبار شرق و غرب چون از رویارویی مستقیم با جهان اسلام عاجز مانده است، راه ترور و از میان بردن شخصیت های دینی و سیاسی را از یک طرف و نفوذ و گسترش فرهنگ اسلام آمریکایی را از طرف دیگر به آزمایش گذاشته اند. ایکاش همه تجاوزات جهانخواران همانند تجاوز شوروی به کشور مسلمان و قهرمان پرور افغانستان علنی و رودررو بود تا مسلمانان ابهت و اقتدار دروغین غاصبان را درهم می شکستند؛ ولی راه مبارزه با اسلام آمریکایی از پیچیدگی خاص خود برخوردار است که تمامی زوایای آن باید برای مسلمانان پا برهنه روشن گردد؛ که متاسفانه هنوز برای بسیاری از ملت های اسلامی مرز بین «اسلام آمریکایی» و «اسلام ناب محمدی» و «اسلام پا برهنگان و محرومان و اسلام مقدس نماهای متحجر و سرمایه داران خدانشناس و مرفهین بی درد»، کاملا مشخص نشده است...»

امام در چند پیام دیگر ازجمله پیام برائت، پیام خطاب به هنرمندان متعهد، پیام برای تدوین تاریخ انقلاب اسلامی، که همگی در سال پایانی حیات شان بود، بر این تمایز و تفریق تاکید مؤکد داشتند.

وحدت کلمه

یکی دیگر از این اصطلاحات در ساحت سیاسی عبارت «وحدت کلمه» بود. امام خمینی(ره)، یکی از مهم ترین عناصر پیروزی انقلاب را در وحدت کلمه می دانستند و می فرمودند: «وحدت کلمه مسلمین، وحدت کلمه اقلیت های مذهبی مسلمین، وحدت دانشگاه و مدرسه علمی(حوزات علمیه)، وحدت طبقه روحانی و جناح سیاسی، باید همه این رمز را بفهمند که وحدت کلمه رمز پیروزی است و این رمز را از دست ندهیم و خدای نخواسته شیاطین بین صفوف شما تفرقه نیندازند.» مقام معظم رهبری هم به کرات بر حفظ وحدت کلمه تاکید کرده اند: «وحدت کلمه را حفظ کنید. مبادا کسانی با زبان هایی، بدون قصد و غرض سوئی، فقط به علت اشتباه و به خاطر این که مصلحت را نمی فهمند و نمی دانند که چه بگویند، چیزهایی بگویند که مردم را دلسرد کنند. متاسفانه گاهی در گوشه و کنار دیده می شود که بعضی مصلحت خود و مصلحت انقلاب و ملت را نمی فهمند.»

روز قدس

شاید یکی از بارزترین کلمات ابداعی در دوره حضرت امام(ره)، نامیدن جمعه آخر ماه مبارک به عنوان روز جهانی قدس بود. امام در اولین ماه رمضان بعد از پیروزی انقلاب(16 مرداد 58)، از مسلمانان جهان و دولت های اسلامی خواستند طی مراسمی همبستگی بین المللی خود را در حمایت از حقوق قانونی مردم فلسطین اعلام نمایند.

زوال و محو اسرائیل از صفحه روزگار، یکی دیگر از برساخت های امام است. این در سخنان رهبر معظم انقلاب، با عبارت «غده سرطانی اسرائیل» بیان گردیده است.

سلطه گر و سلطه پذیر

از دیگر واژگان قابل بازاریابی در کلام رهبران حکیم انقلاب اسلامی، «سلطه گر و سلطه پذیر» است. امام خامنه ای در این خصوص می فرمایند: «نظام سلطه، یعنی نظامی که بر پایه رابطه سلطه گر و سلطه پذیر بنا شده، یعنی کشورهای دنیا یا مجموعه بشری دنیا، تقسیم می شوند به سلطه گر و سلطه پذیر؛ آن اتفاقی که امروز در دنیا افتاده (این است)... دعوای با ایران هم بر سر همین است، این را بدانید. دعوای با جمهوری اسلامی این است که این نظام، سلطه گر سلطه پذیر را نپذیرفته است. سلطه گر که نیست. خودش را از سلطه پذیری هم بیرون آورده است و پای این حرف ایستاده است.»

عزت، حکمت و مصلحت

یکی دیگر از مفهوم سازی های انجام شده در حوزه سیاست بین الملل، تنظیم روابط بین المللی جمهوری اسلامی ایران در همگرایی و نقطه ثقل سه محور عزت، حکمت و مصلحت است. رهبر فرزانه انقلاب در تبیین این مفاهیم می فرمایند: «عزت به معنای ساخت مستحکم درونی فرد یا یک جامعه است که او را در مقابله با دشمن، در مقابله با موانع، دارای اقتدار می کند و بر چالش ها غلبه می بخشد... وقتی که عزت شامل حال یک انسان، یک فرد، یا یک جامعه شود، مثل یک حصار عمل می کند، مثل یک بازوی مستحکم عمل می کند؛ نفوذ در او، محاصره او، نابود کردن او برای دشمنان دشوار می شود... ملت ما باید در روابط بین المللی خواری نبیند و اهانت نشود، هیچ کس حق ندارد اهانت به ملت ایران را در کمترین برخورد با دیگران قبول کند» حکمت یعنی: «حکیمانه و سنجیده کارکردن» مواضع و رفتار کارگزاران نظام در صحنه بین الملل باید بر اساس تدبیر، خردمندی و عقلانیت باشد. هیچ گونه نسنجیدگی را نباید در اظهارات دیپلماتیک و هرآنچه که مربوط به سیاست خارجی و ارتباطات جهانی است، راه داد. باید حکیمانه برخورد کنیم. فقط در حرف زدن نیست. در معاشرت ها و برخوردها باید حکیمانه برخورد کرد.» «مصلحت در مناسبات خارجی ایران به منزله اصالت دادن به اصول و آرمان های انقلاب اسلامی و تامین اهداف و منافع ملی با رعایت موازین اسلامی و اصول مصرح قانون اساسی است.»

انقلاب دوم و شیطان بزرگ

در همان سال اول پیروزی انقلاب، سفارت آمریکا در ایران که خیلی زود به «لانه جاسوسی» موسوم شد، به تسخیر دانشجویان پیرو خط امام درآمد. امام خمینی(ره)، این حرکت را «انقلاب دوم» نامیدند و آن را انقلابی بزرگ تر از انقلاب اول خواندند. البته ریشه آمریکا و استکبارستیزی امام به سال های دور برمی گشت، اما با پیروزی انقلاب، این اندیشه، قابلیت عملی شدن یافت و البته پناه بردن شاه ملعون به آمریکا و عدم استرداد او، محمل مناسبی برای جریان یافتن این اندیشه شد. روز بعد از تسخیر، امام فرمودند: «در نظرم است که در یک روایتی است که رسول خدا که مبعوث شد، آن شیطان بزرگ فریاد کرد و شیطان ها را دور خودش جمع کرد و اینکه مشکل شد کار بر ما. در این انقلاب، شیطان بزرگ که آمریکاست، شیاطین را با فریاد دور خودش دارد جمع می کند و چه بچه شیطان هایی که در ایران هستند و چه شیطان هایی که خارج هستند، جمع کرده است و هیاهو به راه انداخته است.» این دو مفهوم(انقلاب دوم و آمریکا، شیطان بزرگ) به همراه ضدیت با سازشکاری با استکبار، از مفاهیم استراتژیک و بنیادی اندیشه حضرت امام در روابط بین الملل قلمداد می شود. لذا، شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر سازشکار، از شعارهایی است که در سال های اول انقلاب، زیاد شنیده می شود. خاستگاه اولیه این شعار نیز در ارتباطی است که کارگزاران دولت موقت(مهندس بازرگان) با زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت کاخ سفید در دوره ریاست جمهوری کارتر، در الجزیره(پایتخت الجزایر) برقرار کردند. «آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند»، جمله ماندگار امام است که از زبان رهبری فرزانه انقلاب اسلامی نیز شنیده شده است. روزی که مرحوم علیرضا سلیمانی، کشتی گیر وزن 130 کیلوگرم کشورمان بومگارتنر آمریکایی را در مسابقات قهرمانی جهان سال 1989 در مجارستان شکست داد روزنامه معروف مجاری تیتر زد: «علی»، شیطان بزرگ را شکست داد...

برائت

این نگاه استکبارستیز در اندیشه امام به یک محور کلیدی و اساسی دیگر نیز متصل شد و آن هم موضوع «برائت از مشرکین» و برگزاری «حج ابراهیمی» بود. امام در اولین پیام حج بعد از انقلاب در سال 58 فرمودند: «فلسفه حج باید جوابگوی این فریادهای مظلومانه(منظور فریاد مظلومانه آفریقای مسلمان و... است) باشد. گردش به دور خانه خدا نشان دهنده این است که به غیر از خدا، گرد دیگری نگردید و رمی جمرات، رمی شیاطین انس و جن است، شما با رمی، با خدای خود عهد می کنید تا شیاطین انس و ابرقدرت ها را از کشورهای اسلامی عزیز برانید. امروز جهان اسلام به دست آمریکا گرفتار است، شما برای مسلمانان قاره های مختلف جهان، پیامی از خدا ببرید؛ پیامی که به غیر از خدا بردگی و بندگی هیچ کس را نداشته باشید.» خمینی عزیز در آخرین حج حیات خود، در همان صراط مستقیم به مسلمانان و حجاج وصیت برائت از مشرکین را به عنوان راه فلاح و صلاح باز معرفی کردند: «در فریضه حج، که لبیک به حق است و هجرت به سوی حق تعالی به برکت ابراهیم و محمد است، مقام «نه» بر همه بت ها و طاغوت هاست و شیطان ها و شیطان زاده هاست. و کدام بت از شیطان بزرگ آمریکای جهانخوار و شوروی ملحد متجاوز بزرگ تر و کدام طاغوت و طاغوتچه از طاغوت های زمان ما بالاترند؟ در لبیک لبیک، «نه» بر همه بت ها گویید و فریاد «لا» بر همه طاغوت ها و طاغوتچه ها کشید و در طواف حرم خدا که نشانه عشق به حق است، دل را از دیگران تهی کنید و جان را از خوف غیرحق پاک سازید و به موازات عشق به حق از بت های بزرگ و کوچک و طاغوت ها و وابستگان شان برائت جوئید که خدای تعالی و دوستان او از آنان برائت جستند و همه آزادگان جهان از آنها بری هستند. و در لمس «حجر الاسود» بیعت با خدا بندید، که با دشمنان او و رسولانش و صالحان و آزادگان، دشمن باشید و به اطاعت و بندگی آنان، هر که باشد و هر جا باشد، سر ننهید و خوف و زبونی را از دل بزدائید که دشمنان خدا و در رأس آنان شیطان بزرگ زبونند، ه چند در ابزار آدم کشی و سرکوبی و خباثت شان برتری داشته باشند.»

صدور انقلاب

امام خمینی، انقلاب اسلامی را، انقلاب همه مستضعفان عالم برابر همه مستکبران می دانست و این نگاه آرمانی را در مفهوم «صدور انقلاب» منتقل می کردند. ایشان فرمودند: «ما می خواهیم معنویت انقلاب اسلامی مان را به جهان صادر کنیم.» امام بزرگوار این موضوع را امری مسلم و تکلیفی دینی برمی شمردند و اشاره داشتند: «ما انقلاب مان را به تمام جهان صادر می کنیم چراکه انقلاب ما، اسلامی است و تا بانگ «لا اله الا الله» و محمد رسول الله(ص) بر تمامی جهان طنین نیفکند مبارزه هست و تا مبارزه در هر جای جهان علیه مستکبران هست ما هستیم.» و در جای دیگر می فرمایند: «ما به تمام جهان تجربه های مان را صادر می کنیم و بدون کوچک ترین چشمداشتی به مبارزان راه حق انتقال می دهیم و مسلما محصول صدور این تجربه ها، جز شکوفه های پیروزی و استقلال و پیاده شدن احکام اسلام برای ملت های دربند نیست.»

3. ساحت اقتصادی انقلاب اسلامی

یکی از حوزه هایی که دشمنان این مرز و بوم سعی می کنند با قراردادن کشورمان در آن، عرصه را بر ما تنگ کنند، حوزه اقتصاد است که در آن هم با جنگ اقتصادی و هم با حصر اقتصادی و تحریم، تلاشی گسترده برای فلج کردن جریان اداره حکومت، مأیوس و دلسرد کردن مردم و نهایتاً تسلیم شدن در مقابل منویات استکباری، دارند.

رهبران انقلاب اسلامی با درک این مهم، تلاش کردند با درایت خود، جامعه را در این جبهه مهم راهبری نموده و کید دشمن را به فضل خدا، خنثی نمایند. از این جهت، با استخدام مفاهیم و ساخت کلماتی سعی نمودند، اندیشه و بعضاً نظریه اقتصادی مختار خود را تبیین نمایند.

کوخ نشین و کاخ نشین

یکی از محوری ترین تأکیدات، نگاه به محرومین و مستضعفین و طبقه پایین جامعه بود که بیشترین نقش و فداکاری برای پیروزی و حفظ انقلاب اسلامی که تبلور آرمان های شان در آن است، را داشتند. از همین جهت امام(ره)، واژه «کوخ نشینان» را درمقابل واژه «کاخ نشینان» قرار داد و بسیار صریح آنها را در جامعه اسلامی مورد عنایت و کرامت دانستند: «همه، ملت اسلام و تابع قرآن و از گروه زحمت کشان این کشور هستید. انقلاب اسلام، این انقلاب مهم اسلامی، رهین کوشش های این طبقه است، طبقه محروم، طبقه گود نشین، طبقه ای که این نهضت را ثمر رساند و توقعی هم نداشت. من شما طبقه گودنشینان را از آن کاخ نشینان بالاتر می دانم، اگر آنها لایق باشند که با شما مقایسه بشوند.» یا در جای دیگر: «تزلزلی که در بین کاخ نشینان هاست، در بین کوخ نشینان ها نیست. آرامشی که این طبقه محروم دارند آن طبقه ای که به خیال خودشان در آن بالاها هستند، ندارند. شما اگر توجه کنید، قدرت های بزرگ را می بینید که آن قدر اضطرابی که در سران قدرت های بزرگ هست، در شما اشخاص که برای خدا عمل می کنید و از خدا اجر می خواهید، این اضطراب نیست. این یک نعمتی است که خدا به شما داده و شاید ماها نتوانیم درست بفهمیم نعمت خفی الهی را، نعمت طمأنینه را، نعمت آرامش را، نعمت سکینه قلب را... در کاخ های بزرگ نشسته اند و غصه می خورند، شما در کوخ ها نشستید و آن غصه ها را ندارید.» «یک موی شما کوخ نشینان بر همه کاخ نشینان ترجیح دارد. شما انقلاب را ثمر رساندید... همان زن و مردم محروم و همان هایی که مستضعف هستند و کاخ نشین ها، آن ها را استضعاف می کنند و اینها ثابت کردند که کاخ نشین ها هستند که ضعیفند و پوسیده اند و برای این ملت هیچ کاری نکرده اند و نخواهند کرد»

استقلال و خودکفایی

ازجمله مفاهیمی که در شعارهای بنیادین انقلاب نیز ظهور پیدا کرده بود، کلمه «استقلال» بود. استقلال در همه جوانب و ابعاد: استقلال سیاسی، استقلال فرهنگی و استقلال اقتصادی. استقلال سیاسی عمدتاً در مفاهیم عدم سلطه گری و عدم سلطه پذیری خودش را نشان داد. اما حوزه استقلال اقتصادی که امام از آن تعبیر به «خودکفایی» نیز داشتند، از مفاهیم مورد تاکید در دوره های مختلف حیات انقلاب است. ضمن این که قاعده نفی سبیل در اندیشه فقهی رهبران انقلاب، ایشان را به زمینه سازی حکومت جهت احتراز از وابستگی اقتصادی سوق می داد. این مهم، ضرورتی مضاعف می یابد، وقتی ملاحظه شود که یکی از راه های جنگ غیرمستقیم با آرمان های انقلاب اسلامی، تحریم و حصر اقتصادی است. این راهبرد، در مقاطع مختلف به شکل های متفاوت توسط دشمنان و مستکبران جهانی علیه ملت ایران به کار گرفته شده و هر بار بر پیچیدگی های آن افزوده شد تا توان مقابله را از ملت گرفته و آنها را وادار به تواضع و تسلیم دربرابر خواست های بوالهوسانه کند. سخنان امام(ره)، در این خصوص مثل همیشه آسان و ساده است: «آنهایی که این صنعت های بزرگ را درست کردند، آنها هم انسان های یک سر و دو گوش هستند که مثل سایر انسان هایند، منتها قبل از ما بیدار شدند و ما را خواب کردند. قبل از اینکه ما بیدار شویم آنها بیدار شدند و همّ خودشان را صرف این کردند که با ایادی خودشان مستقیماً یا غیرمستقیم ما را غافل کنند. ما را خواب کنند و به ما تزریق کنند به اینکه شما نمی توانید یک صنعتی داشته باشید. شما نمی توانید یک نظام صحیح داشته باشید. شما نمی توانید یک صنعتی داشته باشید.» «ما تا بنای بر این نگذاریم که خودمان هم یک آدمی هستیم برای خودمان، می توانیم کار کنیم، ما به آن نان جویی که خودمان درست کنیم تا بنای بر این نگذاریم که همان نان جو را می خوریم و از خارج نمی خواهیم، نمی توانیم درست کنیم کار خودمان را. تا بنای بر این نگذاریم که همان منسوجاتی که خودمان درست می کنیم، کافی مان هست منسوجات ما ترقی نمی کنند و ما باز تابع غیر باید بشویم و دست مان پیش غیر دراز بشود.» از آنجا که بعد از ارتحال حضرت امام و پایان یافتن جنگ تحمیلی (سخت)، جنگ نرم دشمن در دو جبهه اقتصاد و فرهنگ شروع شد، تا جایی که در دهه اخیر، به واسطه دستیابی ایران به انرژی هسته ای و بهانه بنی اسرائیلی دستیابی به بمب هسته ای، ملت ایران با فشارهای متعدد و مضاعف روبه رو شد و محوری ترین راهبرد دشمن، تحریم و حصر اقتصادی به تمام معنا بود، لذا یکی از ارشادات و رهنمودهای موکد امام خامنه ای نیز در جهت حفظ سنگرهای اقتصادی و جلوگیری از تک های همه جانبه و پیچیده دشمن در این زمینه بود: «استقلال اقتصادی – به طور خلاصه – هضم نشدن در هاضمه اقتصاد جهانی است. ببینید آنها خودشان – آمریکایی ها – در همین قضایای بعد از مذاکرات هسته ای گفتند معامله هسته ای باید موجب بشود که اقتصاد ایران در اقتصاد جامعه جهانی ادغام بشود؛ ادغام! ادغام یعنی چه؟ اقتصاد جامعه جهانی چیست؟ آیا اقتصاد جامعه جهانی یک نظم عادلانه و منطقی و عقلانی است؟ ابداً. اقتصادی که نقشه آن را جامعه جهانی کشیده است و مظاهر گوناگون آن در همه دنیا گسترده است، عبارت است از نقشه ای و نظامی که سرمایه داران عمدتاً صهیونیستی و بعضاً غیرصهیونیستی برای تصرف منابع مالی همه دنیا طراحی کرده اند. این نظم جامعه جهانی و اقتصاد جهانی است. اینکه یک کشوری، اقتصادش را ادغام کند در اقتصاد جهانی، افتخار نیست. این خسارت است. این ضرر است، این شکست است. در تحریم هم هدف آنها مقصود آنها یک هدف اقتصادی بود... برای فلج کردن اقتصاد ایران... یعنی بلعیدن اقتصاد ایران به وسیله هاضمه اقتصاد بین المللی و جهانی.» «در اقتصاد، اصول امام، تکیه به اقتصادی ملی است؛ تکیه به خودکفایی است... استقلال در اقتصاد ملی.» «تا یک کشور، اقتصاد خود را قوی نکند، پایدار نکند، متکی به خود نکند، مستقل نکند، از لحاظ سیاسی و فرهنگی و غیره نمی تواند تأثیر گذار باشد.» «این کشور سرمایه های انسانی فراوانی دارد؛ سرمایه های مادی فراوانی هم دارد. با سرمایه گذاری لازم، با برنامه ریزی درست و متین و با پشتکار و جدیت، ما خواهیم توانست در مدت یک برنامه شخصی، کاری بکنیم که دیگر کشور در عرصه اقتصادی دنیا از تحریم اقتصادی و محاصره اقتصادی، هیچ باکی نداشته باشد. این وظیفه ملی ماست. باید انجام بدهیم. هر کسی می تواند نقش داشته باشد.» در طول این سال ها، ده ها مورد از این ارشادات و اوامر در حوزه احتراز از وابستگی و دستیابی به استقلال همه جانبه از جمله اقتصادی وجود دارد.

اقتصاد مقاومتی

در سال های گذشته، افزایش بی سابقه این فشارها، رهبری حکیم را بر آن داشت که در هر سخن و بیانی، این مهم را به گوش مسئولین و آحاد ملت برسانند، تا جایی که چندین سال را مستقیماً با عناوین اقتصادی نام گذاری کردند –که بعداً به آن می پردازیم– نهایتاً، با تاکید و تکیه بر مفهوم «اقتصاد درون زا» و «ساخت درونی قدرت»، نظریه «اقتصاد مقاومتی» را اولین بار در سال 1389 مطرح کردند و در سال های بعد به تبیین ابعاد و مختصاتش پرداختند. «اقتصاد مقاومتی، یعنی اقتصادی که از درون می جوشد و احتیاج ما را به دیگران کم می کند و استحکام کشور را در مقابل تکانه های خارجی افزایش می دهد.» و حتی یک سال، مستقیماً با نام «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل» اسم گذاری شد و از این فراتر، سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی هم از طرف معظم له ابلاغ گردید.

رفاه زدگی و اشرافیت گرایی

دوری از «اشرافیت گرایی، رفاه زدگی و تجمل گرایی مسئولین و کارگزاران» ازجمله گزاره هایی بود که هر انقلابی می تواند به آن گرفتار شود، اما در گفتار و کلام رهبران انقلاب ما، برگرفته از نگاه دینی متفاوت و با دقت نظر خاصی بوده است: «سرچشمه همه مصیبت هایی که ملت ها می کشند این است که متصدیان امورشان از قشر مرفه و از اشراف و اعیان -به اصطلاح خودشان– از آنها باشد و آنها این طور هستند، اشراف و اعیان این طور هستند که تمام ارزش ها را به این می دانند که آنجایی که زندگی می کنند بهتر از دیگران باشد، آن رفتاری که مردم با آنها می کنند، رفتار عبید و موالی باشد؛ تمام افکارشان متوجه به این مسائل است...و این ها وضع روحی شان، به حسب نوع، وضع روحی شان این طور که چون قدرت را، تمام ارزش ها را به قدرت مالی می دانستند، به قدرت های دیگر می دانستند، در مقابل قدرت بالاتر از خودشان خاضع و عبد بودند، در مقابل ضعف هایی که قدرت ندارند، فرمانفرما و حکومت بودند...به مردم هر چه گذشت، گذشت و هر چه خواستند بکنند با مردم.» «دولت ها بفهمند که قدرت به این نیست که ظرف طلا باشد و ظرف نقره باشد، قدرت به این نیست که پرده های کذا باشد، بزرگی و عظمت به این نیست که مبل های کذا باشد از مال این ملت ضعیف! خود ملت توی این غارها زندگی بکند و شما در کاخ های دادگستری و در کاخ های نخست وزیری؟! تعدیل کنید خودتان را؛ اگر از خودتان شروع نکنید نمی توانید اصلاح کنید.» از آنجا که این فضا، در دوره بعد از جنگ و با سوء عملکرد برخی مسئولان وقت، به شدت گسترش یافت، مقام معظم رهبری، بارها و بارها درمقابل این عارضه موضع گرفتند و هشدارهای جدی دادند: «مسئولان اسلامی نباید در رفتار و عمل خودشان مسرفانه و متجملانه زندگی کنند. بالاتر از آن، نباید طوری زندگی گنند که روش اسراف آمیز و تجمل آمیز به یک فرهنگ تبدیل شود... اگر به وسیله یک نفر در سطح عالی و در میان صاحب منصبان حکومت اسلامی، کیفیت آرایش محل زندگی و محل کار، کیفیت زندگی خانوادگی، چگونگی ازدواج فرزندان، مهریه ها و جهیزیه ها و از این قبیل، به شکل غیراسلامی آن، به معنای مسرفانه، انجام گیرد، این به فرهنگ تبدیل می شود. این به این معنا که بقیه نگاه می کنند و یاد می گیرند...ازدواج ها مشکل می شود، زندگی سخت می شود و همین رفتار به تدریج آثارش در طول مدتی کوتاه یا بلند در جامعه منعکس می شود.» «ما مسئولان باید روح اسلامی را در خود زنده نگه داریم. روح اشرافی گری را دور بیندازیم و رشته سودجویی و ثروت طلبی و دنبال منافع شخصی دویدن و تجمل پرستی و امثال اینها را از دست و پای خود بازکنیم.»

مبارزه با فساد

از دیگر واژگان بازاریابی شده در حوزه اقتصادی، مبارزه و مقابله با فساد و مفاسد است. این گزاره نیز در 20 سال گذشته و با نفوذ اندیشه های لیبرال اقتصادی از طرفی و وجود حفره های بزرگ در نظام بانکی کشور از طرف دیگر و البته تغییر ارزش های اجتماعی در قشرهایی از جامعه به شدت و حدّت در رویکرد و بیان بزرگان نظام دیده شده است. فرمان هشت ماده ای مقابله با فساد در اردیبهشت 81، یکی از نقاط عطف تکیه و تأکید بر این مبنا بوده است که آن چنان که باید قدر ندید. در دوره اخیر قوه قضائیه این دستور کار با جدیت دنبال می شود ولی همچنان نگاه پیشگیرانه غایب بزرگ سیستم قضائی است.

منبع : tasnimnews.com 

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.