در سایه تدبیر و شجاعت

در مقدمه قانون اساسی، ولایت فقیه به عنوان ضامن عدم انحراف نهادهای قانونی از مسیر اصیل اسلامی معرفی شده است؛ این مسئولیت بزرگ بر عهده رهبری نظام قرار می‌گیرد و این مقام عالی موظف است از هویت اسلامی نظام جمهوری اسلامی پاسداری کند. لوازم پاسداری از هویت اسلامی که در قانون اساسی بیان شده عبارت است از صلاحیت علمی در اجتهاد فقهی، عدالت و تقوا، بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای ایفای این مسئولیت خطیر (۱).

روشن است که پاسداری از هویت اسلامی نظام، همه شئون اسلامی را شامل می‌شود و محدود به جنبه خاصی نیست؛ ابعاد فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و البته سیاسی که در پیوند با یکدیگر معنا می‌یابد. این محافظت هم در مقابل دشمن خارجی معنا می‌یابد، هم در مقابل بدخواهان داخلی و هم جایی که دشمنی یا بدخواهی در کار نیست، بلکه افراد یا جریان‌هایی نادانسته در مسیر نادرست قرار می‌گیرند.
مراقبت و هدایت مستمر جامعه و کاگزاران از بروز انحراف نسبت به موازین انقلاب اسلامی در جای خود اهمیت ویژه‌ای دارد. از سویی اما نظام اسلامی با توطئه و بحران‌آفرینی‌هایی نیز مواجه است که در مقاطع مختلف خود را نشان می‌دهد؛ بحران‌هایی که کیان نظام اسلامی را هدف می‌گیرد و نیاز به تدبیر فوری دارد. در این صحنه‌ها اهمیت بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت و مدیریت رهبری خود را به خوبی نشان می‌دهد. کمترین اشتباهی در مقام تشخیص، تدبیر و اعمال مدیریت می‌تواند زمینه شکاف عمیق اجتماعی و سست شدن پایه‌های مستحکم نظام اسلامی را تشدید کند.
رهبری امام خمینی در دوران پر تلاطم پس از انقلاب اسلامی، آن‌جا که ضدانقلاب در چهره‌های مختلفی خود را نشان داده و تنش‌ها و شورش‌های مخاطره‌آمیزی را رقم زد؛ تا جایی که خطر اقدامات جدایی‌طلبانه در برخی مناطق جدی شده و اقدامات منافقین و گروهک‌های وابسته و یا مشابه به معضلی جدی تبدیل شده بود. از سویی بروز جنگ تحمیلی کشور را وارد یک شرایط ویژه کرد که مدیریت آن با توجه به عدم آمادگی نظامی بسیار دشوار بود. این شرایط بغرنج را وقتی با مشکلات داخلی (ناشی از ضعف یا خیانت برخی عناصر جای گرفته در پُست‌های کلیدی) در نظر می‌گیریم، کار بزرگ امام خمینی در رهبری نظامی نوپا و گرفتار به آماج بحران‌ها را به خوبی دَرمی‌یابیم.
همین مسیر درخشان را پس از امام راحل و در دوران رهبری آیت الله سید علی خامنه‌ای نیز شاهد بوده‌ایم؛ این دوران پر مخاطره، هم با تهدید خارجی (از جنس سخت و نرم) همراه بوده و هم با تهدید از درون (که بازیگران داخلی با خط گرفتن از دشمن خارجی آن را مدیریت کرده‌اند). از پس همه این تهدیدها و بحران‌ها اما مرزهای ایران در بالاترین سطح از امنیت به سر می‌برد و وضعیت انسجام داخلی (به رغم مشکلات فراوان) بسیار مناسب است.
صحنه‌های بسیار حساسی که در این دوران پرحادثه، تبدیل به تهدید شده و مخاطرات بسیار جدی به بار آورده است را می‌توان به این ترتیب فهرست کرد؛ ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای، جریان هجده تیر سال ۷۶، بحران پایان مجلس ششم، فتنه سال ۸۸ و چالش تنش هسته‌ای غرب با ایران. هریک از این مخاطرات برای از پای درآمدن یک نظام سیاسی کافی است؛ جمهوری اسلامی اما با هدایت ولایت فقیه، از دل همه این حوادث با سلامت عبور کرده و از لحاظ اقتدار چیزی را از دست نداده است.
ویژگی بسیار مهم در تدبیر و هدایت رهبری، پیوند مستحکم این جایگاه با بدنه مردم است. اعتماد متقابل مردم و رهبری، بسیج عمومی در مقابل فتنه‌ها را به دنبال دارد که همواره ضربت نهایی بر قلب فتنه‌گران بوده است. رهبر انقلاب اهمیت این عنصر حیاتی را این‌گونه بیان می‌دارند: «ما حرفمان با مردم بر مبنای اعتماد متقابل است؛ مردم به این حقیر ضعیف اعتماد کردند، بنده هم به تک‌تک این ملت اعتماد دارم؛ به این حرکت عمومی اعتماد دارم؛ معتقدم «یَدُ اللهِ مَعَ الجَماعَه»؛ اعتقاد دارم دست خدا است که دارد کار می‌کند» (۲).
بر اساس همین رویکرد دقیق، ایشان در صحنه‌های حساس درست با مردم وارد گفتگو می‌شوند و با ارایه تحلیل و مرور دقیق صحنه، اقدام به روشنگری می‌نمایند. به این ترتیب، مردم به متن ماجرا وارد می‌شوند و آگاهانه عمل می‌کنند. هر مقدار که اصحاب فتنه سعی در تشویش مردم و غبارآلوده ساختن فضا باشند، رهبری انقلاب درست در نقطه مقابل عمل می‌کنند؛ یعنی فضا را شفاف و ذهن مردم را نظم می‌دهند. این رویکرد هوشمندانه درست مطابق توصیه امیرالمومنین(ع) به جناب مالک است؛ آن‌جا که می‌فرمایند:
«مبادا پرده‌نشینی تو از مردم طولانی شود… در حجاب بودن حاکم، مردم را از آن‌چه دور از آنان می‌گذرد بی‌خبر می‌دارد و این سبب می‌شود که در نظرشان بزرگ، کوچک و کوچک بزرگ و نیکو زشت و زشت نیکو اید و حق با باطل مخلوط گردد» (۳).
این رویکرد رهبر انقلاب، به تاسی از امام راحل، مبتنی بر اصل صداقت در حکومت است؛ چنان‌که امیرالمومنین بر این اصل تاکید داشتند و ذره‌ای در این زمینه کوتاه نیامدند. مطابق این اصل اساسی، رهبر جامعه اسلامی نه از درِ فریب و نیرنگ در جلب نظر مردم، بلکه از درِ صداقت و راستی است. یعنی این‌گونه نیست که پشت‌پرده جریان دیگری باشد و در مقابل مردم تصویر دیگری ارایه شود. ایشان با تاکید بر این اصل بسیار مهم، می‌فرمایند: «آن‌چه بنده این‌جا در این جلسه یا در جلسات عمومی می‌گویم، عینا همان حرف‌هایی است که در جلسات خصوصی به مسئولین، به رئیس‌جمهور محترم و به دیگران می‌گویم. این خط تبلیغی که دیدیم و می‌بینیم دنبال می‌کنند که بعضی از خطّ قرمزهایی که رسما اعلام می‌شود، در جلسات خصوصی از آن‌ها صرف‌نظر می‌شود، حرف خلاف واقع و دروغی است. آن‌چه ما این‌جا به شما می‌گوییم یا در جلسات عمومی می‌گوییم، عینا همان حرف‌هایی است که به دوستان، به مسئولین… همان‌ها را بیان می‌کنیم؛ حرف‌ها یکی است» (۴).
این اعتماد سازنده، با مختصات ویژه خود، در مورد کارگزاران نظام نیز وجود دارد و رهبر انقلاب از در اعتماد با مسولین وارد می‌شوند؛ این اما مانع از مراقبت و دقت حداکثری ایشان در قبال عملکرد اشخاص و نهادها نیست. این رویکرد هوشمندانه، لازمه ویژگی‌های مورد اشاره در رهبری (بینش صحیح سیاسی و اجتماعی و تدبیر) است. اگر چنین نباشد، رهبری در تشخیص درست صحنه‌ گرفتار خطا خواهد شد؛ خطایی که می‌تواند بری نظام و مردم که رکن اساسی آن هستند بسیار گران تمام شود. لذا رهبر انقلاب با تاکید بر این رویکرد بسیار مهم، می‌فرمایند: 
«اینی هم که حالا بگویند که فلانی [یعنی رهبری] تحت تاثیر زید و عمرو و بکر و… است؛ نه، این حرف‌ها چیه؟ بنده از زید و عمرو و بکر و این‌ها هم بیشتر اطلاع دارم، هم انگیزه بیشتر دارم. آن‌چه که واقعا مصلحت باشد، آن‌چه که مصلحت بدانم، بینی و بین‌الله، ما باید به خدا جواب بدهیم. یکی از دعاهایی که دائما باید امثال بنده و شما بکنیم این است، «وَاسْتَعمِلْنی لِما تَسْألُنی غَداً عَنه» فردا از ما سوال می‌کنند» (۵).
این هوشیاری و بیداری در تشخیص و اقدام، هم در امور داخلی کشور مصداق دارد و هم در مورد تهدیدات خارجی که حالا دیگر به اوج خود رسیده (هم از جنس تهدید سخت و هم تهدیدات نرم). در مورد تهدید از ناحیه دشمن، عنصر دشمن‌شناسی در رهبری انقلاب بسیار تعیین‌کننده است.
در ادامه و طی چهار یادداشت پیاپی، ابتدا رویکرد رهبری در مدیریت فتنه قتل‌های زنجیره‌ای، کوی دانشگاه و فتنه سال ۱۳۸۸ را بررسی می‌کنیم؛ آن‌گاه در یادداشت پنجم به بررسی مدیریت صحنه پرتنش غرب با کشورمان، در زمینه هسته‌ای، از سوی رهبر انقلاب می‌پردازیم.
ادامه دارد…
 
پی‌نوشت‌ها.
۱. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران؛ اصل ۱۰۹.
۲. بیانات رهبر انقلاب؛ تاریخ ۲۰/۰۱/۱۳۹۴.
۳. نهج‌البلاغه؛ نامه شماره ۵۳ (عهدنامه مالک اشتر).
۴. بیانات رهبر انقلاب؛ تاریخ ۰۲/۰۴/۱۳۹۴.
۵. بیانات رهبر انقلاب؛ تاریخ ۰۵/۰۷/۱۳۹۵.

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.