جمهوری اسلامی، کارآمدترین نظام جهان در مدیریت بحران

کارآمدی در فرهنگ علوم سیاسی به اثر بخشی، تأثیر، توانایی نفوذ، کفایت، قابلیت، توانایی و لیاقت معنا شده است. برخی، کارآمدی را مترادف با کارایی در نظر گرفته‌اند؛ یعنی قابلیت و توانایی رسیدن به هدف‌های تعیین شده و مشخص. کارآمدی در یک نظام سیاسی همانا توانش رسیدن به اهدافی است که متناسب با امکانات کشور بوده و سطح کیفی دستیابی به آرمان‌ها را در یک نظام تعیین می‌کنند. از سوی دیگر کارآمدی، هـم منبع مشروعیت و هم مشروعیت‌زا و مایه تقویت آن است. در حقیقت کارآمدی در حوزه مفهوم “مشروعیت‌یابی” قرار می‌گیرد که به مـعنای فـرآیندی است که طی آن حکومتها به بسط و گسترش سرمایه اجتماعی خود و همچنین بالا بردن درجـه رضـایت مردم می‌پردازند و سعی می‌کنند مقبولیت اجتماعی و موقعیت سـیاسی خـود را تـثبیت نمایند و به عبارتی، «مشروعیت ثانویه» را تحصیل کنند.

یکی از مهمترین عرصه‌هایی که می‌توان سنجش میزان کارآمدی یک نظام سیاسی باشد در میزان موفقیت آن نظام در «مدیریت بحران» است. شاخص توانایی فهم بحران، ادراک صحیح از علت بحران، ارائۀ وضعیت مطلوب و راه حل از مهم‌ترین مؤلفه‌های ارزیابی یک نظام کارامد است. موفق‌ترین نظام‌های جهان در این منظر نظام‌هایی هستند که در مسیر حرکت و رشد با چالش‌ها و بحران‌ها مواجه شده و توانایی حل انها را نیز دارا می‌باشند.

جمهوری اسلامی و مواجهه با سه سطح از بحران همزمان

با نگاهی کلان، نظام جمهوری اسلامی در سه سطح داخلی، منطقه‌ای و بین المللی با چالش‌ها و بحران‌هایی مواجه بوده و هست. ارزیابی میزان موفقیت نظام در برخورد با این سه سطح از بحران‌های متداخل گویای بخش مهمی از کارآمدی نظام می‌باشد.

در سطح داخلی بروز تنش‌های اقتصادی در نیمۀ دوم سال ۱۳۹۶ منجر به اغتشاشات دی ماه شد. فضای مجازی با کوفتن بر طبل اغتشاش برای التهاب فضا و پیگیری درخواست‌های معیشتی از کانال اعتراض و آشوب به یکی از بحران‌های اخیر نظام مبدل شد. پس از آن قیمت ارز با رشدی چند برابری همۀ پیش بینی‌های اقتصادی کشور را در هم ریخته و قیمت کالا و اجناس مصرفی و خدماتی با رشدی غیر قابل قبول فضای داخلی را به شدت ملتهب و حتی بحرانی نمود. این بحران با خروج ایالات متحده از برجام و بازگشت و تشدید تحریم‌ها عمق و گسترۀ بیشتری به خود گرفت.

در همین شرایط در سطح منطقه‌ای با وجود پایان دولت داعش در همان زمان، اما نبرد همچنان در بخش‌هایی از عراق، قسمت‌های قابل‌توجهی از سوریه و یمن در جریان است و تا زمان حاضر نیز ادامه یافته است. هزینه‌های نظامی در کنار هزینۀ اجتماعی اقدامات منطقه‌ای که با فعالیت رسانه‌ای دشمن از طریق فضای مجازی به داخل کشور پمپاژ می‌شود تلاش می‌کند تا مشکلات داخلی را به برنامۀ منطقه‌ای ایران ارتباط دهد. از‌این‌رو برنامۀ دشمن ایجاد خطی بحرانی و تنش‌زا از داخل کشور تا مناطق عملیاتی در جبهه‌هاست.

همین روند در کنار خروج ایالات متحده از برجام و بدعهدی کشورهای اروپایی نسبت به تعهدات خود در کنار فضای رسانه‌ای سنگین علیه نظام اسلامی در جریان است. در شرایطی که ایالات متحده از مذاکرات بدون پیش‌شرط با ایران سخن می‌گوید و مترصد است تا نظام را پای میز مذاکره کشانده و توافقی بدتر از برجام را به او بقبولاند که شامل برنامۀ موشکی ایران و پروندۀ منطقه‌ای او بشود؛ ایران در پاسخ، به صبر استراتژیک خود پایان داده و گام‌های خروج از برجام را با فواصل دو ماهه آغاز کرده است. خروج تدریجی ایران هرچند در ظاهر در داخل برجام اتفاق می‌افتد، اما به وضوح تنش را در روابط کشورهای اروپایی با ایران افزایش داده است. منطق برنامۀ ایران روشن است، کشور هیچ منفعتی از برجام نصیبش نشده و در طرف دیگر دشمن تصور می‌کند اقداماتش علیه جمهوری اسلامی بدون هزینه است. بر این اساس واکنش ایران در یک نظام هزینه فایدۀ عقلایی به سمت خروج از برجام حکم می‌کند.

موج عظیمی از دلال‌های مذاکره یا میانجی‌های قابل‌اعتنا به سوی تهران روانه می‌شوند. مهم‌ترین میانجی نخست‌وزیر ژاپن است. به نظر می‌رسد انتخاب ژاپن حامل یک پیام بسیار روشن برای رهبران و مردم جمهوری اسلامی باشد: می‌توان پیشرفت کرد اما ذیل امپراطوری ایالات متحده! در واقع انتخاب ژاپن برای انتقال یک پیام شفاهی بی‌دلیل نیست؛ ژاپن نماد کشوری است که در جنگ دوم جهانی با حملۀ اتمی امریکا شکست خورده و پس از آن به یکی از دنباله‌روهای امریکا تبدیل شده و توانسته است مسیر پیشرفت در صنعت و تکنولوژی را به سرعت بپیماید. آخرین و مهمترین فرستادۀ امریکا به روشنی پیام صریح انتخاب میان پیشرفت اقتصادی یا نابودی توسط امریکا را به همراه دارد. پاسخ منفی جمهوری اسلامی، در هفتۀ پس از آن با اسقاط پهپاد جاسوسی ایالات متحده تنها اندکی پس از ورود به مرزهای کشور تکمیل می‌شود.

سپس در اقدامی به‌شدت تحریک‌آمیز کشتی نفتکش حامل نفت ایران در جبل‌الطارق به‌وسیلۀ نیروی نظامی انگلستان و به درخواست ایالات متحده اشغال و توقیف می‌گردد. اندکی بعد جمهوری اسلامی نفتکش انگلیسی را در خلیج فارس به دلیل عدم رعایت قوانین توقیف می‌کند. این حوادث پس از آن اتفاق می افتد که برخی از کشتی‌های تجاری در ماه‌های گذشته هدف برخی حملات ایذایی نامعلوم قرار گرفته‌اند. در‌حالی‌که منطقه و فضای حاکم بر جهان ملتهب و غیرقابل پیش‌بینی است، جمهوری اسلامی در آرامشی مثال‌زدنی می‌تواند مدیریت همۀ بحران‌ها را در بهترین وضعیت ممکن انجام دهد.

مکعب بحران چارلز هرمان

مطابق نظریه مکعب بحران چارلز هرمان سه ویژگی مهمِ «تهدید»، «غافلگیری» و «فشار زمانی» در مدیریت بحران نقش اساسی ایفا می‌کنند. مطابق نظریۀ او اگر هدف‌های مهم یک واحد تهدید شوند و زمان موجود برای پاسخگویی به این تهدید محدود باشد و تهدید برای واحد پیش‌بینی نشده باشد، می‌توان از وقوع یک وضعیت بحرانی شدید سخن گفت. در واقع می‌توان مطابق سه فاکتورِ اندازه و درجه تهدید، زمان موجود و میزان غافلگیری، ترکیب‌هایی از شدت بحران را توصیف نمود.

مطابق جدول بالا و آنچه در تداخل بحران‌ها در مورد ایران گفته شد به نظر می‌رسد تحلیل بحران‌ها پس از مرتفع شدن آن نمی‌تواند همه زوایای مسئله را روشن سازد. تحلیل بحران‌ها در ظرف زمانی بحران است که نوع و سطح آن را روشن می‌کند. به عنوان مثال تحلیل رئیس جمهور امریکا در اولین ساعات صبح از ماجرای ساقط شدن گران‌قیمت‌ترین و پیشرفته‌ترین پهپاد امریکا، «اشتباه بزرگ ایران» است. بنابراین احتمال اینکه در پس از جملۀ تهدید آمیز از سوی قوی‌ترین نیروی نظامی جهان، واکنشی سخت نهفته باشد بسیار بالاست.

بنابراین مدل فهم بحران‌های هرمان در مورد بحران‌های سه سطحی پیش گفته در مورد جمهوری اسلامی را باید در زمان وقوع بحران مد نظر قرار داد و نه در تحلیلی با فاصلۀ چند ماهه از پایان بحران. از‌این‌رو، برای فهم دقیق‌تر آنچه از سوی جمهوری اسلامی ایران مدیریت شده می‌توان کشوری چون کرۀ جنوبی یا ترکیه را در شرایط به وجود آمده برای ایران تصور کرد. در این تصویر‌سازی کره‌جنوبی با اغتشاش داخلی مواجه بوده، ارزش پول ملی او به حدود یک چهارم کاهش پیدا کرده است و تورم مواد غذایی و خوراکی به بالاترین میزان ممکن رسیده است. ارتش کرۀ جنوبی در خارج از مرزها درگیر جنگ است و تحریم‌های بین‌المللی امریکا و اروپا تمام راه‌های تجاری، اقتصادی، دارویی و حتی غذایی را بر روی این کشور بسته است. نیروی نظامی این کشور یک پهپاد جاسوسی آمریکا را شکار کرده و هم اکنون در انتظار واکنش امریکا قرار دارد و… آیا نظام سیاسی کره جنوبی و مردمان اساساً توانایی تاب‌آوری در چنین شرایطی را دارند؟!

سناریوی بحران اسقاط پهپاد آمریکا

مطابق این جدول می‌توان هر یک از بحران‌ها در سه سطح را برای جمهوری اسلامی توصیف نمود. اما آنچه نامحسوس است این است که هم اکنون بحران‌ها توسط جمهوری اسلامی «کنترل» یا «مدیریت» شده است و عمق این کارآمدی از دید ناظران و عموم مخفی مانده است. به عنوان مثال می‌توان ماجرای اسقاط پهپاد امریکایی را مطابق مدل هرمان از نوع بحران‌های A یا شدید دانست. زیرا این تحلیل می‌تواند ناظر به عدم مدیریت جمهوری اسلامی بر صحنه سناریویی شبیه به ذیل داشته باشد:

نیروی دریایی ایالات متحده یا پایگاه‌های امریکا در منطقه در واکنش به اقدام ایران، یکی از ناوچه‌ها یا مراکز نیروی دریایی را مورد اصابت قرار دهد؛ سپس ایران در پاسخ پایگاه مهاجم را هدف موشکی میان‌برد قرا می‌دهد؛ سپس ایالات متحده به کشتی‌های تجاری یا نفتکش‌های ایران در سطح خلیج فارس، دریای عمان یا اقیانوس هند حمله نظامی می‌کنند؛ ایران در پاسخ پایگاه دیگری از ایالات متحده را هدف قرار می‌دهد؛ در اثنای تبادل آتش میان ایران و امریکا، رژیم صهیونیستی که ایران را مشغول جنگ در حال گسترش با امریکا می‌بیند با تمام توان به سوریه حمله هوایی می‌کند؛ در پاسخ سوریه و حزب‌الله، فلسطین اشغالی و مراکزی از رژیم صهیونیستی را هدف موشک قرار می‌دهند. ورود عربستان سعودی و امارات به نبرد خلیج فارس می‌تواند شعاع آتش را به شدت در تمام منطقه شعله‌ور سازد، حشد الشعبی عراق، مراکز حساس نظامی و اقتصادی ایران، پایگاه‌های امریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس و… همه از هدف‌های بعدی نبرد نظامی فراگیر خواهند بود.

به عبارت دیگر در صورت عدم مدیریت فضا که البته حاصل فرآیندی طولانی در بستر زمان است این احتمال که اسقاط یک پهپاد امریکایی منجر به ورود منطقه در جنگی فراگیر و نامحدود شود، وجود دارد. زیرا با وجود جاسوسی ایالات متحده به وسیلۀ پهپاد از سراسر دنیا اما گزارشی از جرأت اقدام نظامی علیه نیروی نظامی یا جاسوسی ایالات متحده در این سطح مخابره نشده است.

عکس العمل ایران به نقض حریم هوایی خود هرچند در ساعات اولیه با واکنش بسیار تند (لفاظی) مقامات آمریکایی مواجه می‌شود، اما در ادامه مدیریت بحران جمهوری اسلامی که البته امری مستمر و ما حصل یک روند چهل‌ساله است، رئیس‌جمهور آمریکا را به این نتیجه می‌رساند که به جای اقدام تلافی‌جویانۀ نظامی، از مسئولان ایرانی به خاطر هدف قرار ندادن دیگر هواپیمای جاسوسی امریکا تشکر کند! این یعنی مدیریت بحران از سوی ایران آنچنان قدرتمند است که تشنج یا بحران پیش‌گفته نه تنها تشدید نمی‌شود که قویترین و بی منطق‌ترین قدرت نظامی جهان ترجیح می‌دهد به جای افزایش تشنج یا تشدید بحران، پدیده را به سمت آرامش توأم با تشکر بازگرداند. در این نکته هیچ کسی نمی‌تواند تردید کند که این رخداد نه ناشی از خویشتن‌داری آمریکایی که نتیجۀ فرآیند توزیع متوازن مولفه‌های قدرت در جبهه‌های مختلف است که دشمن را از هرگونه تعرضی بازمی‌دارد.

همین سناریو در باب توقیف نفتکش انگلیسی قابل طرح است؛ یعنی روند توقیف‌ها می‌تواند ادامه یافته و منطقه و آب‌های بین‌المللی را درگیر بحرانی فراگیر، نامحدود و غیرقابل پیش‌بینی نماید. اما آنچه طرف مقابل را از هرگونه پاسخی به اقدام جمهوری اسلامی بازمی‌دارد، تجربه و ادراکی است که از گذشته و حال در باب دسترسی‌های ایران به پاسخ‌های احتمالی دارد. اگر نیروی دریایی انگلستان، اتحادیه اروپا و امریکا احتمال یک «پایان خوب» را در پاسخ به توقیف نفتکش خود می‌دادند، برای حفظ ابهت استراتژیک و پرستیژ بین‌المللی خود نیز لحظه‌ای درنگ نمی‌کردند. بنابراین می‌توان به سهولت از توان آفندی و پدافندی جمهوری اسلامی در تصمیم‌های بزرگ و مدیریت آن تصمیم‌ها سخن گفت.

امکان استفاده از الگوی مدیریت بحران بین‌المللی در بحران داخلی

به نظر می‌رسد که بهره‌گیری از الگوی مدیریت بحران در سطح بین‌الملل و منطقه‌ای که طرف مقابل را مجبور به پذیرش راه‌حل‌های جمهوری اسلامی نموده است، قابلیت پیاده‌سازی در سطح داخل را نیز داشته باشد. الگویی که در آن ایمان به خداوند؛ قطع اتکا به عامل خارجی و بهره‌گیری از تمام ظرفیت‌های موجود (نیروی انسانی جوان، توان علمی، کار جهادی) به مثابۀ برگ برنده‌ای است که جمهوری اسلامی در آن می‌تواند تحریم‌ها را فرصتی برای قطع وابستگی کشور به نفت و اتکا به نیروی داخلی دانسته و مدل اعجاب‌آور مدیریت بحران در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی خود را در داخل کشور نیز به نمایش بگذارد.

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.