3. پذیرش قطعنامه و تداوم مبارزه

نبرد حق و باطل در اندیشه امام خمینی(س) نبردی دائمی بوده و تا نابودی کامل کفر و پیروزی جنود حق بر جنود باطل، همیشه ادامه دارد. به عبارت دیگر، امام خمینی(س) با توجه به دیدگاه های فقهی خود، قائل به جنگ بین حق و باطل بوده و معتقدند تا کفر و شرک وجود دارد، باید با آن مبارزه نمود:

ما می گوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست، ما هستیم.[147]بنابراین اظهارات و موضعگیری صریح امام خمینی(س) در مورد مداومت نزاع حق و باطل، و اسلام با کفر و استکبار، جای هیچگونه شک و ابهامی را باقی نمی گذارد که مبارزه با کفر و حامیان آن تمام شدنی نیست و این موضع، نه یک تاکتیک ـ که با مرور زمان تغییرپذیر باشد ـ بلکه یک استراتژی درازمدت بوده و به عنوان منشور انقلاب و جمهوری اسلامی تلقی می گردد. پس پذیرش قطعنامه 598 توسط امام خمینی(س)، به معنای سازش اسلام با کفر نبوده و خدشه ای در منشور انقلاب وارد نمی کند؛ لذا امام خمینی(س) همان گونه که عنوان می کنند: خداوندا، تو می دانی که ما سر سازش با کفر را نداریم.[148] می فرمایند: قبول قطعنامه از طرف جمهوری اسلامی ایران به معنای حل مسئله جنگ نیست. با اعلام این تصمیم، حربه تبلیغات جهانخواران علیه ما کند شده است؛ ولی دورنمای حوادث را نمی توان به طور قطع و جدی پیش بینی نمود.[149]

در راستای همین تداوم همیشگی نبرد حق و باطل است که امام خمینی(س)، پذیرش قطعنامه 598 را به معنای تمام شدن همه چیز ندانسته و به آمادگی همیشگی مردم و حضور آنها در صحنه تأکید می کنند و می فرمایند: ما باید برای دفع تجاوز احتمالی دشمن آماده و مهیا باشیم.[150]به طور کلی، هرچند امام خمینی(س) قطعنامه 598 را می پذیرند و به دنبال آن اعلام می دارند که: ما در چهارچوب قطعنامه 598 به صلحی پایدار فکر می کنیم و این به هیچ وجه تاکتیک نیست.[151]ولی منظور امام در اینجا سازش اسلام با کفر نمی باشد؛ بلکه منظور ایشان این است که جمهوری اسلامی ایران، خواهان آتش بس کامل و پایان جنگ بین دو کشور ایران و عراق است؛ زیرا در آن زمان شایعه بود که پذیرش قطعنامه 598 توسط ایران امری تاکتیکی، و فقط به خاطر تجدید قوا برای حمله مجدد به عراق می باشد. ولی امام خمینی(س) با بیان این مطلب، که قصد ما تاکتیک نمی باشد، نیت ایران را برای اتمام جنگ اعلام کرده و از طرف دیگر، به خاطر بی اعتمادی نسبت به صدام و حامیان او، می خواهند بهانه آنها را برای حمله مجدد به ایران خنثی نمایند؛ زیرا این امکان وجود داشت که آنها به بهانه تاکتیکی بودن عمل ایران، به آن حمله کنند. ایشان در این زمینه می فرمایند: چه بسا دشمنان بخواهند با همین بهانه ها حملات خود را دنبال کنند.[152]به هر حال، با توجه به دیدگاه امام خمینی(س) در مورد مداومت نبرد حق و باطل، و نیز با توجه به حس بی اعتمادی ایشان نسبت به صدام و حامیان او، ایشان معتقد بودند که پس از قطعنامه نباید همه چیز را خاتمه یافته تلقی کرد؛ زیرا صدام تنها برگی از توطئه های جهان علیه انقلاب بوده و تا جمهوری اسلامی ایران پابرجاست و تا زمانی که انقلاب و نظام جمهوری اسلامی، ماهیت ضداستکباری خود را حفظ می کند، ابرقدرت های جهان و غارتگران حیات ملتها، دست از خصومت و دشمنی خود با آن برنخواهند داشت. به خاطر همین است که امام خمینی(س) جنگ با کفر را جنگی دائمی دانسته و می فرمایند که «جنگ ما جنگ عقیده است، و جغرافیا و مرز نمی شناسد»[153] و اینطور نیست که با حل مشکل عراق همه چیز خاتمه یابد.[154] بنابراین نگاه امام خمینی(س) به جنگ، یک نگاه مقطعی و تاکتیکی نبود بلکه آن را تداوم یک جریان مستمر تاریخی می دیدند؛ یک نزاع و نبرد تاریخی که همواره بین حق و باطل در جریان بوده است و آن روز در قالب جنگ ایران و عراق نمایان شده بود؛ ایران به عنوان مدافع آزادی و آزادگی و کرامت انسانی و پرچمدار عزت و تعالی انسان، و عراق به عنوان نماینده استکبار برای سرکوبی این جریان حق. طبیعی است که این نبرد تاریخی با پایان یافتن جنگ ایران و عراق و پذیرفتن قطعنامه، خاتمه نمی یابد و ما شاهد آن هستیم که پس از آن، صحنه های گسترده تری از نبرد و تنازع، هرچند نه در چهره نظامی محض، بلکه در ابعاد اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و امنیتی علیه ایران تداوم پیدا کرد. در هر حال، پذیرش قطعنامه 598 توسط امام به معنای پایان منازعه بین اسلام و کفر نبود؛ و نظام جمهوری اسلامی هر آن ممکن است به طریق نظامی یا غیرنظامی مورد حمله استکبار جهانی قرار گیرد. لذا امام خمینی(س) با بیان این مطلب که جنگ پایان نیافته و جنگ جدیدی در راه است[155] مردم و نیروهای انقلابی را به آمادگی هرچه بیشتر فراخوانده و می فرمایند: در هر شرایطی باید بنیه دفاعی کشور در بهترین وضعیت باشد. مردم ما، که در طول سال های جنگ و مبارزه ابعاد کینه و قساوت و عداوت دشمنان خدا و خود را لمس کرده اند، باید خطر تهاجم جهانخواران در شیوه ها و شکلهای مختلف را جدیتر بدانند.[156]

 4. پذیرش قطعنامه و تداوم انقلاب

 

یکی دیگر از اصول استنتاجی از سیره امام خمینی(س) در مورد پذیرش قطعنامه 598، این است که پذیرفتن آتش بس در جنگ، هرگز به معنای توقف و روی گرداندن از اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی و اهداف آن نیست. در اندیشه امام خمینی(س)، مبارزه با کفر و شرک و نفاق، تلاش در جهت بسط نفوذ ارزشهای اسلامی در میان ملل جهان، وجود قهر و کینه انقلابی نسبت به استکبار و جنایتکاران و سلطه گران جهان، حمایت از محرومان و مستضعفان در مقابل دنیاپرستان و سرمایه داران، مجاهدت برای کسب استقلال در تمامی زمینه ها و تقویت بنیانهای سیاسی، نظامی، فرهنگی، و اقتصادی جمهوری اسلامی و… هرگز پایان نیافته است.[157]بنابراین، تداوم انقلاب و پایبندی به اصول و ارزشهای آن، با وجود آتش بس در جنگ تحمیلی، همچنان باید حضور و بروز داشته باشد و همان گونه که امام خمینی(س) می فرمایند: کمربندهایتان را ببندید که هیچ چیز تغییر نکرده است.[158]وضعیت نسبت به اوایل انقلاب که ترویج اندیشه های انقلابی در رأس امور بود، هیچگونه تغییری نکرده و در آن مقطع هم، باید انقلاب و ایده های انقلابی سرلوحه تمام امور باشند. همان گونه که گفته شد از جمله اصول انقلابی ما، استقلال در تمام زمینه ها از جمله در زمینه علمی و فرهنگی می باشد. امام خمینی(س) در راستای این اصل در پیام تاریخی خود در باب قطعنامه، به جوانان و اعتلای سطح علمی ـ فرهنگی آنان تأکید کرده و می فرمایند: من در اینجا به جوانان عزیز کشورمان، به این سرمایه ها و ذخیره های عظیم الهی. .. سفارش می کنم که قدر و قیمت لحظات شیرین زندگی خود را بدانید؛ و خودتان را برای یک مبارزه علمی و عملی بزرگ تا رسیدن به اهداف عالی انقلاب اسلامی آماده کنید.[159] ایشان در ادامه می فرمایند: و من به همه مسئولین و دست اندرکاران سفارش می کنم که به هر شکل ممکن وسایل ارتقای اخلاقی و اعتقادی و علمی و هنری جوانان را فراهم سازید؛ و آنان را تا مرز رسیدن به بهترین ارزشها و نوآوریها همراهی کنید؛ و روح استقلال و خودکفایی را در آنان زنده نگه دارید.[160]لذا، توجه به جوانان و پرورش آنان برای ارتقای سطح کشور در تمام زمینه ها و دستیابی به خودکفایی، از جمله اصول مهم انقلاب بوده که امام خمینی(س) بعد از پذیرش قطعنامه باز بر آنها تأکید جدی دارند. به طور کلی، اگر این واقعیت را بپذیریم که جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در روند صحیح و منطقی انقلاب و نیل به هدفهای بعد از پیروزی انقلاب، وقفه و درنگی ایجاد کرده، این سخن ناب امام، دستور صریح ادامه راه ناتمامی است که با پایان جنگ، انقلاب اسلامی ایران در فصلی تازه، جانی تازه می گیرد تا راه را بر مطامع و چشمهای از طمع دریدة قدرت های استکباری ببندد. در اهمیت حرکت ناتمامی که بایستی به انجام برسد و در ناتمام بودن راهی که در پیش است، امام تصریح می کنند: امروز روز هدایت نسلهای آینده است. کمربندهاتان را ببندید که هیچ چیز تغییر نکرده است.[161]ایشان همچنین راه صحیح پرداختن به نسل جوان را نشان داده و راه هرگونه لیت و لعلّ را می بندند:

وقتی ما می توانیم به آینده کشور و آینده سازان امیدوار شویم که به آنان در مسائل گوناگون بها دهیم، و از اشتباهات و خطاهای کوچک آنان بگذریم، و به همه شیوه ها و اصولی که منتهی به تعلیم و تربیت صحیح آنان می شود احاطه داشته باشیم.[162]به طور کلی، سخنان و رهنمودهای امام در باب قطعنامه آنچنان فصیح و رهگشاست که مسیر تداوم انقلاب را از هرگونه انحراف و التقاط و درجا زدن مصون می دارد. در اینجاست که رسالت دلسوختگان انقلاب و اسلام در این مقطع، بسیار حساس می نماید، همان گونه که امام می فرمایند: من در میان شما باشم و یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش می کنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد.[163]لذا باید با جان و دل این انقلاب را صیانت کرده و راه تداوم آن را هموار ساخت؛ چرا که با پذیرش قطعنامه، نه تنها انقلاب از اصول خود عدول نکرده، بلکه فرصت لازم را برای پیاده کردن کامل آنها به دست آورده است. بنابراین، امام خمینی(س) با درایت کامل، بر تداوم انقلاب و اصول انقلابی و جلوگیری از هرگونه تحریف این اصول تأکید کرده و با توجه به شایعاتی که توسط دشمنان اسلام و انقلاب ممکن است بعد از قطعنامه ایجاد شود، به حامیان واقعی انقلاب توصیه می کنند که: خود را از معرکه ها و معرکه آفرینیها دور کنند؛ و مواظب باشند که ناخودآگاه آلت دست افکار و اندیشه های تند نگردند؛ و با سعه صدر در کنار یکدیگر مترصد اوضاع دشمنان باشند.[164]پس هوشیاری و حساسیت در مقابل جریانها و حرکت هایی که به هر شکل ممکن، سعی در زیر سؤال بردن روند انقلاب اسلامی دارند و با به کارگیری شرایط جدید، برآنند تا پایبندی به اصول و شعارهای بنیانی انقلاب را زیر سؤال برند، از اموری است که امام امت بر آن تأکید داشته و هیچگاه از آن فروگذار ننموده اند. ایشان می فرمایند: در هر حال، ما باید آماده و مهیا باشیم. روزهای حساس و تعیین کننده ای در پیش داریم؛ و انقلاب اسلامی هنوز سال ها و ماههای تعیین کننده دیگر در پیش خواهد داشت؛ که واجب است پیش کسوتان جهاد و شهادت در همه صحنه ها حاضر و آماده باشند.[165]بنابراین، پذیرش قطعنامه 598 توسط امام خمینی(س) منافاتی با تداوم انقلاب و اصول آن نداشته، بلکه در راستای آن انجام گرفته است؛ به گونه ای که پیام تاریخی امام ثابت کرد انقلاب برای تبیین منطقی شرایط جدید سیاسی از توانمندی و قدرت کافی برخوردار است و سرنوشت جنگ با سرنوشت انقلاب و نظام پیوندخورده نمی باشد، و مردم نیز با رشد کافی و آگاهی از شرایط جدید برای مقابله با پیامدهای احتمالی و ورود به فاز نوینی از صبر و استقامت انقلابی، آمادگی کامل را دارند.[166]

 5. احترام به نقطه نظرات کارشناسان نظام

رویداد پذیرش قطعنامه 598 توسط جمهوری اسلامی ایران، بار دیگر ثابت کرد که یکی از ویژگیها و مختصات سیره عملی امام خمینی(س) در اداره جامعه اسلامی، اعتقاد و التزام عملی به دیدگاه ها و نقطه نظرات کارشناسان در زمینه های مختلف برای پیشبرد امور است. واقعیت این است که جهت اصلی دیدگاه ها و نظرات امام حتی تا چند روز قبل از پذیرش قطعنامه نسبت به جنگ، کاملاً مغایر با تصمیم جدید بود. ایشان در نامه ای که خطاب به خبرگان و مسئولین درجه اول نظام نوشتند، یکی از دلایل اصلی پذیرش قطعنامه و بازگشت از نقطه نظرات قبلی خویش را، گزارشات فرماندهان نظامی از اوضاع جبهه ها و نیازمندیهای تسلیحاتی غیرقابل امکان تهیه آنها برای ادامه جنگ و نیز گزارشات وزرای اقتصادی کشور از وضعیت بودجه و ذخایر مالی، و همچنین بیان شرایط سیاسی داخلی و بین المللی از سوی مسئولین سیاسی کشور ذکر می کنند. البته گذشت از مواضع قبلی و پذیرش نظرات مشورتی کارشناسان، هرگز به معنای شانه خالی کردن امام از زیر بار مسئولیت نبود، لذا در پیام خویش بر این نکات تأکید می کنند که اولاً مسئولیت اصلی کل جنگ، چه تداوم و چه پایان آن را می پذیرند و ثانیاً از مردم می خواهند که مسئولین کشور را مورد حمایت و تأیید قرار داده و از شماتت آنها بپرهیزند؛ چرا که اصولاً اتخاذ این تصمیم با رضایت قبلی خود ایشان صورت پذیرفته است.

 6. احترام به قوانین و معاهدات پذیرفته شده

یکی دیگر از اصول قابل استخراج از سیره امام خمینی(س) در ارتباط با موضوع پذیرش قطعنامه 598، جدی بودن ایشان در اتخاذ این تصمیم و تن دادن به پیامدهای آن بوده است. در توضیح بیشتر این اصل باید گفت، پس از پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران، برخی محافل چه در داخل و چه در خارج، اظهار می داشتند که اتخاذ این تصمیم، تاکتیکی است و احتمالاً با تغییر شرایط سیاسی و نظامی حاکم بر جبهه ها، ایران مجدداً بر سیاست تداوم جنگ خویش اصرار می ورزد، و یا حتی شنیده شد که در آن زمان، برخی از فرماندهان نظامی پس از هجوم مجدد نیروهای عراق به سمت خرمشهر و متوقف ساختن آنها، اعلام آمادگی کردند که با توجه به گسیل نیروهای مردمی به جبهه ها، عملیاتی را علیه نیروهای عراقی انجام دهند. امام چه در پاسخ به محافل خارجی که این اقدام ایران را ناشی از ضعف و زبونی دانسته و چه در پاسخ به برخی محافل داخلی که آن را قابل نقض می دانستند، با صراحت یادآور شدند که پذیرش قطعنامه 598 سیاست رسمی و نه تاکتیکی کشور می باشد. این نکته، گویای این اصل اساسی است که اصولاً امام خمینی(س) در اتخاذ سیاست ها و تصمیم های خویش، از دغل بازیها و دورویی های رایج در بین سیاستمداران، به دور بوده و هر زمان که به تصمیمی می رسیدند، خود را مقید و ملتزم به لوازم و پیامدهای آن می دانستند؛ به گونه ای که حتی با تغییر شرایط، حاضر نمی شدند تا تعهد و پیمانی را که پذیرفته بودند، ملغا نمایند و اعلام رسمی پذیرش قطعنامه 598 از جمله این تعهدات بود.

 7. کنترل و مدیریت بحران ناشی از پذیرش قطعنامه 598

فرآیند و ماحصل تصمیم ها و اقداماتی که از سوی امام در مورد پذیرش قطعنامه 598 صورت گرفت، کشور را از یک وضعیت بحرانی در صحنه سیاسی، نظامی کشور به یک وضعیت جدید و باثبات منتقل ساخت. به عبارت دیگر، امام بار دیگر توانستند موجودیت نظام را از یک گردنه هولناک به سلامت عبور دهند. اهمیت و پیامد این موضوع نه تنها در همان شرایط آشکار شد، بلکه تاکنون و تا سال های بعد، همچنان با تداوم موجودیت نظام جمهوری اسلامی، آثار خود را بر جای خواهد گذاشت.واقعیت این است که تصمیمی راهبردی، همچون پذیرش قطعنامه 598، می توانست تزلزل و بی ثباتی جدی ای برای جمهوری اسلامی فراهم سازد و تنها مدیریت صحیح و همه جانبه آن توسط امام و رابطه عاطفی و عمیق بین ایشان با مردم و توده ها بود که نظام جمهوری اسلامی را از خطرات یادشده مصون ساخت. امام با درک عمیق از پیامدهای احتمالی این تصمیم، با برقراری رابطه ای عاطفی بین خود و مردم و پرهیز از اتخاذ سیاست تحکمی، توانستند پیامدهای منفی این تصمیم را به حداقل برسانند. در حقیقت، امام خمینی(س) در توجیه این تصمیم که با سیاست ها و دیدگاه های چند روز قبل ایشان مغایرت داشت، بر جایگاه دلایلی خویش استناد نکرده و اینگونه بیان نکردند که من چون ولی فقیه هستم اینگونه می گویم و شما مردم هم، همه شرعاً و قانوناً موظف به اطاعت هستید؛ بلکه با ایجاد رابطه عاطفی با مردم و اظهار همدردی و شریک دانستن خود در مصائب و مشکلات پیش آمده برای مردم، آن را به عنوان جام زهری تلقی کردند که به دلیل مصلحت نظام و اسلام نوشیده شده و ایشان شخصاً آبروی خویش را در این قضیه معامله کرده اند. بر همین اساس بود که مردم نیز امام را نه به عنوان کسی که آنها یا کشور را هشت سال به بازی گرفته و منابع مادی و انسانی کشور را بر باد داده، بلکه به عنوان همرزمی تلقی کردند که به دلیل تغییر شرایط و مصالح نظام، به اتخاذ این تصمیم مبادرت ورزیده است؛ و لذا با جان و دل از این تصمیم حمایت کرده و ایشان را در پیمودن طریق جدید یاری رساندند.

 8. احترام به سؤالات و ابهامات مردم

اتخاذ تصمیم به پذیرش قطعنامه 598، شاید سخت ترین تصمیمی بود که از سوی امام پس از پیروزی انقلاب اسلامی گرفته شد. به همین دلیل، ابهامات و سؤالات مختلفی نسبت به علل این تصمیم گیری در اذهان مردم و علاقه مندان ایشان به وجود آمده بود. امام با وجود برخورداری از جایگاه رفیع خویش و اعتمادی که مردم به وی داشتند، هرگز بر آن نشدند تا این سؤالات و ابهامات را تخطئه کنند، بلکه با گوشزد کردن شرایط حساس کشور و به کار بردن تعبیر «ارزش بسیار زیبا» از «چرا ها و بایدها» از مردم خواستند که پرداختن به آنها را به وقت مناسب دیگری موکول سازند. اصلی که از این سیره امام قابل استنتاج است این است که مسئولین کشور نمی توانند و نباید در اتخاذ تصمیمات مهم، به دیدگاه ها و ابهامات مردم بی اعتنا باشند؛ زیرا اصولاً جلب مشارکت مردمی تنها از طریق اقناع ذهنی و فکری آنان امکان پذیر خواهد بود.

 9. احترام به آرای مردم در تداوم و پایان جنگ

گرچه امام همواره از جنگ ایران و عراق به عنوان جنگ بین اسلام و کفر یاد می کردند و بارها گوشزد می کردند که، خمینی حتی اگر یکه و تنها هم بماند به مبارزه خود با کفر و شرک ادامه خواهد داد،[167] اما باید توجه داشت که این دیدگاه ها و مواضع، متکی به مفروضاتی بود که بی توجهی به آنها ممکن است موجبات برخی ابهامات را فراهم سازد. از طرفی امام به عنوان رهبر انقلاب می کوشیدند تا با ارائه برخی نمادها و ایده ها، افق حرکت امت را برای آینده روشن سازند تا آنان با امیدواری و ایمان بیشتری به حرکات خویش ادامه دهند و از طرف دیگر، در مرحله تصمیم گیری، که به منافع مردم و مصالح نظام بازمی گشت، امام همواره به نظر و دیدگاه های مردم توجه خاص داشتند به گونه ای که در هنگام تصمیم به تداوم جنگ و نفی صلح تحمیلی به این نکته، یعنی تمایل و رأی مردم، استناد می کردند: نه زیر بار صلح تحمیلی برویم و نه زیر بار حکمیت تحمیلی. ما باید خودمان به حسب رأی خودمان، به حسب رأی ملتمان، آن طوری که الآن همه ملت دارند می گویند، ما باید این جنگ را ادامه بدهیم.[168]درباره پایان جنگ و پذیرش قطعنامه 598 نیز این عامل بشدت مشهود است؛ چه آنجا که امام در نامه به نمایندگان مجلس جهت توجیه آنها، یکی از علل پذیرش شرایط جدید را اعلام فرماندهان نظامی مبنی بر کاهش روزافزون نیروهای داوطلب جنگ عنوان کردند، و چه پس از پایان جنگ و انتشار نامه موسوم به مرحوم سید احمد خمینی، که در آن قید شده بود که امام پس از مشاهده سیل عظیم نیروهای داوطلب به جبهه های غرب و جنوب کشور، اظهار داشتند که اگر می دانستم که مردم چنین ذهنیت و دیدگاهی نسبت به جنگ داشتند، هرگز قطعنامه را نمی پذیرفتم. پس آنچه که مسلم است این نکته است که چگونگی نگرش و عمل توده های مردم (اکثریت جامعه) نسبت به پدیده جنگ (از ابتدا تا انتها) به عنوان متغیری بی بدیل در نحوه اتخاذ تصمیمات و سیاست های امام نسبت به جنگ ایران و عراق، تأثیرگذار بوده است. البته از آنجا که رابطه قلبی و عاطفی امام و امت آنچنان عاشقانه و عارفانه بود که همواره اینگونه تلقی می شد که هر چه امام می گویند مردم تبعیت می کنند، اما در واقع، بهتر آن است که بگوییم امام چیزی نمی گفتند و تصمیمی نمی گرفتند، مگر اینکه بستر و آمادگی و اراده کلی آن را در توده ها و اکثریت ملت مشاهده می کردند.

 نتیجه گیری

 عراق در 31 شهریور 1359 با هماهنگی قدرت های بزرگ، با توسل به دلایل واهی به ایران حمله نمود. این حمله زمانی صورت گرفت که جمهوری اسلامی در مقطع آشفتگی بعد از انقلاب بوده و آمادگی لازم برای وارد شدن در چنین جنگی را نداشت. به هر حال رژیم متجاوز عراق با حمله به خاک ایران و پیشروی در حریم آن، مناطق وسیعی از آن را به اشغال خود درآورد و جنگی هشت ساله را به راه انداخت؛ جنگی که در مرحله اول آن ـ که تا نیمه اول سال 60 به طول انجامید ـ برتری نظامی با عراق بود، اما پس از آن، جمهوری اسلامی با توصیه ها و تأکیدهای رهبر بزرگ انقلاب، امام خمینی(س)، که با توجه به دیدگاه های فقهی شان این نبرد را نبرد حق و باطل می دانستند و شرکت در آن و دفاع از مملکت اسلامی را وظیفه عمومی اعلام می کردند، توانست ابتکار عمل را در دست بگیرد، و از هر جهت برتری لازم را در جنگ به دست آورد. به طور کلی، در این مرحله که تا سال 1366 به طول انجامید، رژیم عراق که شکست ایران و دستیابی به اهداف خود را غیرممکن می دانست، تمام سعی خود را برای اتمام جنگ به کار برد؛ به گونه ای که برای این کار از دریافت همه گونه کمک های مجامع بین المللی و کشورهای حامی خود دریغ نکرد؛ ولی امام خمینی(س)، از آنجا که رژیم عراق را متجاوز و آغازگر جنگ دانسته و موضع ایران را تدافعی می دانستند، و از طرف دیگر، هرگونه سازش با باطل (عراق) را غیرممکن دانسته و معتقد به ادامه نبرد تا شکست او بودند، با تمام پیشنهادهای مطرح شده صلح تحمیلی مخالفت نموده و تنها صلحی را می پذیرفتند که تنبیه و شکست رژیم عراق در آن موجود باشد؛ لذا ایشان برای پذیرش صلح، شرایطی چون اعلام متجاوز بودن عراق، پرداخت خسارت (مادی و معنوی) به ایران و… را مطرح می کردند؛ که این شرایط نه تنها توسط عراق، بلکه توسط کشورهای حامی او و مجامع بین المللی نیز پذیرفته نمی شد؛ چون آنها پذیرفتن این شرایط را دال بر شکست خود دانسته، لذا زیر بار آنها نمی رفتند. با توجه به این شرایط، امام خمینی(س) همواره بر تداوم جنگ و رد صلح تأکید کرده و بر آن اصرار می ورزیدند؛ اما در مرحله سوم جنگ ـ نیمه دوم سال 66 به بعد ـ اتفاقاتی رخ داد که امام خمینی(س) و جمهوری اسلامی را به سوی پذیرش قطعنامه و اتمام جنگ سوق داد. در این مقطع، از یک طرف فشارهای بین المللی در ابعاد مختلف، جهت وادار کردن ایران به اتمام جنگ افزایش یافت، به گونه ای که کشورهای حامی عراق و بخصوص امریکا در این زمینه از هیچ اقدامی فروگذار ننموده و حتی به طور مستقیم وارد درگیری نظامی با ایران شدند. علاوه بر فشارهای بین المللی، در سطح داخلی نیز مشکلات اقتصادی، سیاسی و نظامی، که به نوعی برگرفته از فشارهای بین المللی و تغییر توازن به نفع عراق بود، ادامه جنگ را برای ایران مشکل کرد. از طرف دیگر، در این اثنا قطعنامه 598 توسط شورای امنیت و کشورهای حامی اتمام جنگ به تصویب رسید که این قطعنامه نسبت به قطعنامه های قبلی سازمان ملل دارای نقاط مثبتی بوده و تا حدودی خواسته های برحق ایران را لحاظ کرده بود، لذا در چنین شرایطی بود که امام خمینی(س) و دیگر مسئولین مملکتی برای تعیین سرنوشت جنگ به چاره اندیشی نشستند و سرانجام در تیرماه 1367 به قطعنامه 598 شورای امنیت جواب مثبت داده و آتش بس را قبول کردند. به طور کلی، رفتارشناسی امام خمینی(س) در این مورد و برخوردهای مناسب او با مسائل، چه در زمان جنگ و چه در زمان پذیرش قطعنامه، بر اساس مصالح نظام بوده است؛ به گونه ای که ایشان در این مقطع، پذیرفتن صلح را به مصلحت انقلاب و نظام دانسته و برخلاف علاقه و نظر شخصی شان با آن موافقت کردند. امام خمینی(س) به عنوان زعیم جامعه اسلامی، که مسئولیت هدایت و حفاظت آن را در دنیای پرتلاطم وقت برعهده داشته و در همه حال به فکر حفظ آن بودند، هم تداوم جنگ و هم پذیرش قطعنامه را با توجه به مصلحت نظام و کسب رضای الهی توجیه کرده و به عنوان یک مسلمان با فداکردن رضایت خود، درصدد کسب رضایت الهی در راستای ادای تکلیف برمی آیند. به طور کلی می توان گفت پذیرش قطعنامه توسط امام به معنای اتمام جنگ نبوده بلکه ایشان با این کار، تاکتیک نبرد حق و باطل را عوض کرده و توانستند با آزاد کردن انرژی انقلابی، راه را برای اشاعه اصول آن هموار سازند؛ یعنی پذیرش قطعنامه، نه تنها به معنای اتمام جنگ و پایان راه انقلاب نیست بلکه این دو مسأله را در فاز نوینی قرار داده و به نحو بهتری راه تداوم آنها را هموار می سازد. بنابراین برخورد مناسب امام با مسأله جنگ و قطعنامه، و اثرات ناشی از آن، به گونه ای بود که ایشان با درایت کامل، در هر زمان با توجه به مقتضیات موجود، اقدام به برخورد مناسب نموده و به بهترین وجه مسائل را به نفع اسلام و انقلاب حل نمودند؛ به گونه ای که حتی پس از پذیرش قطعنامه، برخورد مناسب و به موقع ایشان، از یک طرف موجب التیام درد مردم انقلابی، و از طرف دیگر موجب خنثی سازی تبلیغات مسموم عوامل لیبرال و ضد انقلاب داخلی و استکبار جهانی علیه ایران و بخصوص شکست مجدد عراق در جبهه های جنگ شد و در نهایت، با اثبات موضع بر حق جمهوری اسلامی، دیدگاه جهان و جهانیان را نسبت به آن عوض نمود.

پی نوشت ها

[1]. یزدان‎فام، محمود؛ «تأثیر تحولات بین‎الملل بر پذیرش قطعنامه 598»، انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی و نظام بین‎الملل: مجموعه مقالات دفاع مقدس؛ ص 219.

[2]. ر.ک. به: گذری بر دو سال جنگ؛ ص 109 ـ 158.

[3]. یزدان‎فام، محمود؛ «تأثیر تحولات بین‎الملل بر پذیرش قطعنامه 598»، انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی و نظام بین‎الملل: مجموعه مقالات دفاع مقدس؛ ص 220.

[4]. ولایتی، علی اکبر؛ تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران؛ ص 157.

[5]. هدایتی خمینی، عباس؛ شورای امنیت و جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران؛ ص 92.

[6]. ولایتی، علی اکبر؛ تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران؛ ص 158.

[7]. یزدان‎فام، محمود؛ «تأثیر تحولات بین‎الملل بر پذیرش قطعنامه 598»، انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی و نظام بین‎الملل: مجموعه مقالات دفاع مقدس؛ ص 222.

[8]. ولایتی، علی اکبر؛ تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران؛ ص 162.

[9]. همان جا.

[10]. یزدان‎فام، محمود؛ «تأثیر تحولات بین‎الملل بر پذیرش قطعنامه 598»، انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی و نظام بین‎الملل: مجموعه مقالات دفاع مقدس؛ ص 224.

[11]. هدایتی خمینی، عباس؛ شورای امنیت و جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران؛ ص 175.

[12]. ولایتی، علی اکبر؛ تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران؛ ص 253 ـ 258.

[13]. غلامی، محسن؛ فشارهای داخلی و بین‎المللی اقتصادی و پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت از سوی ایران؛ ص 167.

[14]. پیام انقلاب؛ سال نهم، ش 219، ص 14.

[15]. طباطبایی شفیعی، رضا؛ عوامل مؤثر بر تعیین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، الگوی اولویتها؛ ص 148.

[16]. یزدان‎فام، محمود؛ «تأثیر تحولات بین‎الملل بر پذیرش قطعنامه 598»، انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی و نظام بین‎الملل: مجموعه مقالات دفاع مقدس؛ ص 193.

[17]. سیاست روز؛ 30 تیر 1380.

[18]. همان جا.

[19]. ماهنامه رویدادها و تحلیلها؛ ش 31 (22 اردیبهشت 66).

[20]. پیک سیاسی؛ آذر 1366.

[21]. ماهنامه رویدادها و تحلیلها؛ شماره‎ های 21، 25 و 27.

[22]. درودیان، محمد؛ از آغاز تا پایان؛ ص 189.

[23]. پارسا دوست، منوچهر؛ نقش سازمان ملل در جنگ عراق و ایران؛ ص 676.

[24]. http://mehr.sharif.ac.ir/~jelveh/defa/tarikh/ghat598/ghat-matn.htm.

[25]. ولایتی، علی اکبر؛ تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران؛ ص 253.

[26]. همان؛ ص 254.

[27]. همان جا.

[28]. همان؛ ص 257.

[29]. هدایتی خمینی، عباس؛ شورای امنیت و جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران؛ ص 162.

[30]. اطلاعات؛ 1 مرداد 1366.

[31]. کیهان؛ 30 تیر 1366.

[32]. هدایتی خمینی، عباس؛ شورای امنیت و جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران؛ ص 160.

[33]. همان جا.

[34]. کیهان؛ 21 شهریور 1366.

[35]. هدایتی خمینی، عباس؛ شورای امنیت و جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران؛ ص 261 ـ 262.

[36]. پیام انقلاب؛ سال نهم، ش 219، ص 2.

[37]. http://mehr.sharif.ac.ir/~jelveh/defa/tarikh/ghat598/ghat- tasvib.htm.

[38]. http://mehr.sharif.ac.ir/~jelveh/defa/tarikh/ghat598/ghat- pasokh.

[39]. همان جا.

[40]. همان جا.

[41]. مصاحبه محقق با مهندس میرحسین موسوی در بهار 1382.

[42]. درودیان، محمد؛ پایان جنگ؛ ص 163.

[43]. صحیفه امام؛ ج 21، ص 92.

[44]. درودیان، محمد؛ از آغاز تا پایان؛ ص 141 و 143.

[45]. طباطبایی شفیعی، رضا؛ عوامل مؤثر بر تعیین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، الگوی اولویتها؛ ص 145.

[46]. همان؛ ص 146.

[47]. غلامی، محسن؛ فشارهای داخلی و بین‎المللی اقتصادی و پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت از سوی ایران؛ ص 164.

[48]. همان؛ ص 169.

[49]. همان؛ ص 164.

[50]. همان جا.

[51]. مصاحبه محقق با مهندس میرحسین موسوی، در بهار 1382.

[52]. طباطبایی شفیعی، رضا؛ عوامل مؤثر بر تعیین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، الگوی اولویتها؛ ص 148.

[53]. هدف؛ س 3، ش 152، ص 24.

[54]. صحیفه امام؛ ج 21، ص 12.

[55]. همان؛ ص 11.

[56]. طباطبایی شفیعی، رضا؛ عوامل مؤثر بر تعیین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، الگوی اولویتها؛ ص 149 ـ 150.

[57]. مصاحبه محقق با مهندس میرحسین موسوی، در بهار 1382.

[58]. طباطبایی شفیعی، رضا؛ عوامل مؤثر بر تعیین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، الگوی اولویتها؛ ص150.

[59]. ر.ک. به: درودیان، محمد؛ «پایان آژیر سرخ»، روزنامه ایران، (مصاحبه)؛ 16 مهر 1381.

[60]. واحد اطلاعات قرارگاه کربلا در جنوب؛ بررسی و تحلیل دشمن در دو ماه اخیر؛ ص5.

[61]. درودیان، محمد؛ پایان جنگ؛ ص 168.

[62]. طباطبایی شفیعی، رضا؛ عوامل مؤثر بر تعیین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، الگوی اولویتها؛ ص152.

[63]. همان؛ ص 153.

[64]. همان؛ ص 154.

[65]. همان جا.

[66]. ماهنامه رویدادها و تحلیلها؛ ش 31 (22 اردیبهشت 66).

[67]. پیک سیاسی؛ آذر 1366.

[68]. طباطبایی شفیعی، رضا؛ عوامل مؤثر بر تعیین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، الگوی اولویتها؛ ص157.

[69]. همان جا.

[70]. کیهان؛ 27 اردیبهشت 66.

[71]. همان؛ 28 اردیبهشت 66.

[72]. همان؛ 3 مرداد 66.

[73]. همان؛ 17 مهر 66.

[74]. همان؛ 24 مهر 66.

[75]. همان؛ 28 مهر 66.

[76]. همان؛ 1 آبان 1366.

[77]. ماهنامه رویدادها و تحلیلها؛ ش 35 (4 مهر 66).

[78]. نبرد در خلیج فارس: فصلی از کتاب خاطرات واینبرگر؛ ص 48.

[79]. مصاحبه با روزنامه الاتحاد، به نقل از دفتر سیاسی سپاه؛ ماهنامه رویدادها و تحلیلها؛

ش 26 (22 آذر 65).

[80]. ماهنامه رویدادها و تحلیلها؛ ش 21 (24 تیر 65).

[81]. طباطبایی شفیعی، رضا؛ عوامل مؤثر بر تعیین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، الگوی اولویتها؛ ص160.

[82]. رسالت؛ 27 تیر 67.

83]. http://mehr.sharif.ac.ir/~jelveh/defa/tarikh/ghat598/ghat- baztab.htm.

[84]. جمهوری اسلامی؛ 28 تیر 77.

[85]. صحیفه امام؛ ج 21، ص 94.

[86]. همان؛ ص 95.

[87]. همان؛ ص 95 ـ 96.

[88]. همان؛ ص 96.

[89]. درودیان، محمد؛ پایان جنگ؛ ص 166.

[90]. همان جا.

[91]. سروش؛ س 10، ش 439 (مرداد 67)، ص 4.

[92]. امید انقلاب؛ س 8، ش 185 (29 مرداد 67)، ص 5.

[93]. روزنامه ارزشها؛ 27 شهریور 67.

[94]. صحیفه امام؛ ج 21، ص 93.

[95]. همان؛ ص 94 ـ 95.

[96]. همان؛ ص 284.

[97]. همان؛ ص 92.

[98]. همان؛ ص 93.

[99]. همان جا.

[100]. پیام انقلاب؛ س 9، ش 219، ص 27.

[101]. درودیان، محمد؛ پایان جنگ؛ ص 170.

102]. همان؛ ص 171.

[103]. همان جا.

[104]. همان جا.

[105]. همان؛ ص 173.

[106]. سروش؛ س 10، ش 438 (8 مرداد 67)، ص 6.

[107]. صحیفه امام؛ ج 21، ص 134.

[108]. درودیان، محمد؛ پایان جنگ؛ ص 177 ـ 178.

[109]. کیهان؛ 5 مرداد 1367.

[110]. درودیان، محمد؛ پایان جنگ؛ ص 207.

[111]. همان جا.

[112]. پیام انقلاب؛ س 9، ش 219، ص 27.

[113]. صحیفه امام؛ ج 21، ص95.

[114]. درودیان، محمد؛ پایان جنگ؛ ص 166 ـ 167.

[115]. همان؛ ص 167.

[116]. همان؛ ص 207.

[117]. همان؛ ص 167.

[118]. همان؛ ص 168.

[119]. صحیفه امام؛ ج 21، ص 91.

[120]. همان؛ ص 90 ـ 91.

[121]. همان؛ ص 115 ـ 116.

[122]. فروغی جهرمی، محمد قاسم؛ عزت راز جاودانگی؛ ص 56 ـ 57.

[123]. مرزداران؛ س 6، ش 71 (فروردین 67)، ص 4.

[124]. طباطبایی شفیعی، رضا؛ عوامل مؤثر بر تعیین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، الگوی اولویتها؛ ص 162.

[125]. فروغی جهرمی، محمد قاسم؛ عزت راز جاودانگی؛ ص 57.

[126]. همان؛ ص 59.

[127]. سلام؛ 25 تیر 1377.

[128]. پیام انقلاب؛ س 9، ش 219، ص 27.

[129]. همان جا.

[130]. صحیفه امام؛ ج 21، ص 92.

[131]. همان جا.

[132]. همان؛ ص 95.

[133]. فروغی جهرمی، محمد قاسم؛ عزت راز جاودانگی؛ ص 55.

[134]. فتح / 1.

[135]. جمهوری اسلامی؛ 1 مرداد 1367.

[136]. همان جا.

[137]. همان؛ 2 مرداد 1367.

[138]. دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، بخش نمایه، شماره نمایه 101، موضوع عبرتهای پذیرش قطعنامه 598.

[139]. صحیفه امام؛ ج 21، ص 95.

[140]. همان؛ ص 92.

[141]. همان؛ ص 95.

[142]. همان؛ ص 88 ـ 89.

[143]. همان؛ ص 284.

144]. همان جا.

[145]. صحیفه امام؛ ج 21، ص 93.

[146]. همان؛ ص 95.

[147]. همان؛ ص 88.

[148]. همان؛ ص 95.

[149]. همان؛ ص 93 ـ 94.

[150]. همان؛ ج 21، ص 94.

[151]. همان؛ ص 101.

[152]. همان؛ ص 94.

[153]. همان؛ ص 87.

[154]. سروش؛ س 10؛ ش 438 (8 مرداد 1367)، ص 7.

[155]. صحیفه امام؛ ج 21، ص 115.

[156]. همان؛ ص 94.

[157]. همان؛ ص 88.

[158]. همان جا.

[159]. همان؛ ص 96.

[160]. همان جا.

[161]. همان؛ ص 88.

[162]. همان؛ ص 99.

[163]. همان؛ ص 93.

[164]. صحیفه امام؛ ج 21، ص 94.

[165]. همان؛ ص 134.

[166]. پیام انقلاب؛ س 9، ش 219، ص 27.

[167]. صحیفه امام؛ ج 20، ص 318.

[168]. همان؛ ص 119.