خواست جمعی و اراده مردمی در ایجاد نظام جمهوری اسلامی(2)

د) روشنفکران دینی و دانشگاهی

در مقطعی از تاریخ سیاسی معاصر ایران عوامل گوناگون بر آمده از متن جامعه مذهبی، توانست انقلابی ایدئولوژیک را رو در روی استبداد سیاسی قرار دهد. محتوای ایدئولوژیک و مذهبی این انقلاب وامدار دو پایگاه و جریان بود. یکی از این پایگاهها، حوزه های علوم دینی بود که به دفاع از کلیت اسلام و تشیع پرداخت. این پایگاه یک جریان تأثیرگذار عام در تمام طبقات و اقشار جامعه اعم از دانشگاهی، بازاری، کارمند و کارگر، شهری و روستایی بشمار می رفت و دیگری پایگاه دانشگاه بود که بیشتر در میان قشر تحصیل کرده و نخبگان فرهنگی تأثیرگذار بود. اینان نیز در مقابل تهاجم مکاتب جدید و استبداد به دفاع از تشیع پرداختند. این دو پایگاه چنین دفاعی را به ستیز علیه استبداد شاهنشاهی بدل نمودند. خصوصاً پس از آغاز نهضت امام خمینی، موج بازگشت به اسلام و احیای اندیشه دینی در میان اقشار تحصیل کرده و دانشگاهی تقویت، فراگیر و به آن سرعت بخشیده شد.(صادق زیبا کلام، مقاله، 1377: 7) نتیجه این شد که بخشی از روشنفکران متدین با روحانیون نواندیش بیش از پیش به همکاری پرداختند. بدون تردید دفاع دانشگاه از اسلام با دفاع حوزوی از آن، تفاوتهای آشکاری داشت که گاهی تا مرزهای تضاد نیز پیش می رفت. اما آنچه انقلاب اسلامی را به پیروزی رساند، نه تضاد دو جریان، بلکه همکاری و همنوایی آنها در مقاطع کوتاهی از تاریخ سیاسی بود.(فرهاد شیخ فرشی، 1381: 204) جریان روشنفکری دینی نخستین جریان مذهبی نوپایی بود که مدعی دفاع از دین اسلام و مذهب تشیع شد. این روشنفکران به فضای بی تفاوتی حوزه های علمیه پس از کودتای 28 مرداد انتقاداتی وارد ساختند. به باور آنان علما نتوانسته بودند بنیانهای یک تئوری سیاسی اصیل اسلامی را در برابر موج اندیشه های سیاسی بیگانه پایه گذاری کنند. (شیخ فرشی، 222) امام خمینی به عنوان یک عالم نوگرا در این مورد با آنان هم رأی بود و در سخنرانی 12 / 2 / 1342 در مورد نقش روحانیت در احیای اسلام فرمودند:"وای بر این دنیا، وای بر ما، وای بر این علمای ساکت، وای بر این نجف ساکت، این قم ساکت، این تهران ساکت، این مشهد ساکت، این سکوت مرگبار اسباب این می شود که زیر چکمۀ اسرائیل به دست همین بهایی ها، این مملکت ما این نوامیس ما پایمال بشود." (صحیفه امام، ج 1، 213)و یا در 23 / 2 / 1357 فرمودند:خدا می داند که من برای حوزه ها متأسفم. من برای حوزه نجف متأسفم. آقا حیثیتش را دارد از دست می دهد حوزه نجف.... این حوزه هزارساله و هزار و چند ساله دارد حیثیتش را از دست می دهد.(صحیفه امام، ج 3، 394)امام از ضعف یک اندیشه سیاسی و اجتماعی پویا در حوزه های علوم دینی بشدت ابراز تأسف کردند و فرمودند: "... حالا باید کمونیستها بیایند از توده و مردم و مبارزه با دنیا صحبت کنند. ... حالا محتاجیم زحمت بکشیم تا اثبات کنیم که اسلام هم قواعد حکومت دارد." (شیخ فرشی، 227) با آغاز نهضت امام خمینی در دهه 1340، خط ایدئولوژیکی روشنفکران دینی تقویت شد و مذهبی شدن چهره جنبش آینده، مخاطبان روز افزونی برای روشنفکران دینی فراهم نمود. (شیخ فرشی، 304) نظریه های اصلاحی و انتقادی روشنفکران دینی سبب پیوند میان دفاع دانشگاهی و دفاع حوزوی از دین شد و باعث جذب قشر زیادی از دانشگاهیان گردید و بطور قابل توجهی بر دگرگونی فضای عمدتاً چپ گرای دانشگاه تاثیر گذاشت و پشتوانه فکری (ملغمه ای از چپ، ملی، مذهبی) جامعه را در دهه 50 به پشتوانه مذهبی صرف تبدیل نماید. (شیخ فرشی، 344) پس از ارائه طرح حکومت اسلامی امام در سال 48 و کمک گرفتن ایشان از اندیشه مندان روحانی و دانشمندان اسلامی در بازشناسی اصل موضوع حکومت اسلامی (حمید روحانی، ج 2، 693)  کوشش مشترک این دو جریان فکری و فرهنگی، در تبیین اندیشه سیاسی در قالب یک جهان بینی توحیدی که از مفهوم انتزاعی در آمده و به عینیت برسد و وارد صحنه مسائل اجتماعی شود، پاسخ مشترکی نیز داشت. (شیخ فرشی، 236)

روشنفکران دینی در ایجاد یک خیزش انقلابی برای انتقال یک چهره حماسی مذهب به برگزیدگان و دانشگاهیان توفیق زیادی یافتند. تحقق یک انقلاب مذهبی سیاسی، نیازمند طراحی آرمانهایی درباره حکومتی جایگزین بود که با هویت جامعه سنخیت داشته باشد، یعنی در آن هم روح سنتی وجود داشته باشد و هم واقعیتهای غیر قابل انکار دنیای جدید را به یک میزان در نظر بگیرد و طرح امام هر دو ویژگی را دارا بود. در این مسیر روشنفکران دینی و علما در ترسیم وجه مذهبی و اعتقادی حاکمیت سیاسی آینده، به حرکت هماهنگی دست یافتند. (شیخ فرشی، 259) این دو جریان به دلیل پایگاههای متفاوت خود در دفاع از مذهب اگرچه اختلافات زیادی با هم داشتند، اما آنچه سبب ساز نقش آفرینی آنها در پیروزی انقلاب اسلامی گردید، نقاط اشتراک آنان در جذب اقشار مختلف مردم به سوی حکومت ایده آل اسلامی بود از سویی و دور ساختن دانشجویان از گرد گروههای چپ و مارکسیستی از سوی دیگر بود. آنان با پذیرش رهبری مذهبی امام خمینی برای نخستین بار در تاریخ معاصر ایران ادراک قشر برگزیده جامعه را به احساس توده های مذهبی نزدیک ساختند و راهی هماهنگ را پیرامون یک رهبری واحد که شرط مهمی در کامیابی انقلاب بود را پیمودند.

و) علاقه مندی دانشجویان در شکل گیری جریان اسلامی

شکل گیری جریان اسلامی در میان دانشجویان به پس از شهریور 1320 باز می گردد. مخالفت شدید حزب توده با آموزه های اسلامی از یک سو و آزادی عمل و تبلیغات گسترده بهاییان برای جذب مسلمانان از سوی دیگر، موجب شکل گیری و انسجام  نخستین انجمن اسلامی دانشجویان در دانشگاه پزشکی ایران گردید. مبارزات سیاسی دانشجویان ایرانی نیز بطور مشخص به دوره رضاشاه و اعزام دانشجویان به کشورهای خارجی ـ قبل از تأسیس دانشگاه تهران ـ باز می گردد.(رحیم نیکبخت، 1381: 13-39) تحرک و گسترش اسلامگرایی در دهه 30 و 40 دو دوره را طی نموده است. دوره اول قبل از کودتای 28 مرداد ماه 1332 بود که گرایش به اسلام در دانشگاهها به علت حاکمیت گروههای مارکسیستی بشدت افزایش یافت. زیرا در نظریه و اندیشه های چپی و مارکسیستی، جایی برای مذهب و طرح آن در مسائل و مبارزات سیاسی در نظر گرفته نشده بود. از این رو زمینه ای برای آغاز حرکتی با تکیه بر مذهب و دستورات دینی وجود نداشت. اما پس از 28 مرداد و با موضع گیریها و ضعف حزب توده، کانون اصلی مبارزه به جبهه ملی دوم و نیروهای ملی، مذهبی انتقال یافت. بالطبع جنبش دانشجویی هم نیروی خود را در همین بستر متمرکز ساخت. وضع نابسامان حجاب در دانشگاهها، باعث تحرک در انجمنهای اسلامی مانند ایجاد نماز خانه، پخش اذان، دعوت از روحانیون برای سخنرانی و روشنگری، امر به معروف، نماز دسته جمعی، برگزاری مراسم سوگواری و روضه خوانی در دهه محرم و در سالهای بعد فعالیتهای سیاسی بیشتر مانند پخش نوار سخنرانی امام و اعلامیه های ایشان و... گردید. بدین ترتیب در سالهای 54-55 ساواک به دلیل گسترش و تحرک نهضت اسلامی دست نیروهای چپی را در دانشگاهها باز گذاشت.(رحیم نیکبخت، 1381: 104-125-710-724)

مبارزات دانشجویی در قالب اعتصاب و صدور اعلامیه، علیه ماهیت ضد مذهبی شاه و سیاست ترویج آزادی جنسی و اشاعه فحشاء رژیم در دانشگاهها و مدارس، تداوم یافت. همبستگی و انسجام نسل تحصیل کرده و روحانیت آگاه، روح معنویت، مقاومت و مبارزه را در آنان افزایش داد و به بهانه های مختلف با شعار، اعلامیه، تظاهرات و اعتصابات، دانشگاه را به مرکز قیام و سنگر مبارزه علیه رژیم بدل می ساختند.(حمید روحانی، ج 2، 1376: 643-645-647) واقعیت این است که تـلاش و کوشـش گـروههـای مذهـبی با تبعـیت از فرمایشـات امام خمـینی، در جهـت رسیدن به حکومتی بود که بتوانند در آن حکومت به آرمانهای انقلابی خود جامه عمل بپوشانند. همان حکومتی که امام با تفسیر و تشریح در پیرامون آن، جوانان برومند این سرزمین را برای تأسیس آن مشتاق و شیفته خود کرده بود.

ی) اراده جمعی مردم ایران به سوی نظامی نو

مردم ایران پس از پیروزی در مشروطه و پس از پشت سر گذاشتن شکست های مبارزاتی علیه رژیم پهلوی مانند، دویدن های بیهوده پشت سر احزاب ملی-مذهبی، شعارهای آرمان گرایانه احزاب چپ، کودتای 28 مرداد 1332، عملیات های مسلحانه ناموفق به سبک چین و نیکاراگوئه... دنبال مأمنی برای آسایش و امنیت در گذر از پیچ تند تاریخی بودند.

علاقه مندی ملت به اسلام برای برقراری ارزشهای دینی و بازگشت به هویت اسلامی از دست رفته، بازیابی هویت و شخصیت انسانی برباد رفته، تلاشهای رژیم پهلوی در هر دو دوره برای جریحه دار کردن احساسات مذهبی مردم، نابودی ارزشهای مسلط جامعه مبنی بر اسلام زدایی و اسلام ستیزی مانند، ممنوعیت تعزیه خوانی، کشف حجاب، حمله به حرم امام رضا (ع)، (نیکی آر کدی، 277 ) تصویب نامه انجمنهای ایالتی و ولایتی، تصویب اصول ششگانه، تغییر تقویم اسلامی و... (سهراب صلاحی، 1386: 175) موجب گردید که برای انجام وظیفه و تکلیف شرعی تحت رهبری امام خمینی و روحانیت آگاه به احیای احکام اسلامی اهتمام ورزند. از سویی رژیم که بر اساس برنامه دقیق و دیکته شده از سوی دشمنان خارجی به محو آثار محتوایی و ظاهری دین اسلام می پرداخت (رضا شریف پور، 1380: 22) کاری از پیش نبرد و اقدامات و تحرکات ضد دینی نتیجه معکوس داد.

بدین ترتیب اقشار گوناگون مردم ایران اعم از  دانشگاهیان، بازاریان، محرومان، قشر متوسط و...  برای درک بیشتر از حکومت اسلامی و وظائف آن پای منابر سخنرانان متعهد نشستند. آنان اسلام را به عنوان یک مکتب مترقی که قادر است تمامی نیازهای بشر را تأمین نماید، به مردم معرفی کردند.(شیخ فرشی، 264) با نهادینه شدن طرح حکومت اسلامی، نیاز به بسیج همگانی از احاد مردم به پشتیبانی و توصیه امام خمینی، از محقق و پژوهشگر حوزه و دانشگاه، اساتید و دانشمندان متعهد روحانی، بازاری و اصناف، معلم و دانشجو و .... ضرورت یافت تا در پی آگاهی دادن و آگاه شدن باشند و با تحقیق و جستجوی همه جانبه در باب حکومت اسلامی، سیستم و ساختار حکومتی را همراه با خطوط کلی و جزئی آن تبیین نمایند. عامه مردم ایران در سال 1356-1357 آگاهانه و مصمم، دریافتند که اسلام و حکومت اسلامی تنها جایگزین مناسب برای وضع رقت باری است که مبتلا به آن هستند. بتدریج شعارها از بعد ملی - مذهبی به مذهبی صرف تغییر یافت و مردم به کمک حوزه علمیه قم و دانشجویان مذهبی و متعهد دانشگاهها و روحانیان منابر و مساجد و بازاریان به موضعگیری صریح و آشکار پرداختند و هدف نهایی را بر اساس رهنمودهای امام، مشخص ساختند.

با تحول عمیق دینی و انتخاب آگاهانه نسبت به روح و اصول و مبانی اسلام، ملت ایران به احیا مفاهیمی مانند شهادت پرداخت و برای رسیدن به هدف در مقابل رگبار توپ و تانک و مسلسل رژیم ایستادگی کرد و با ایثار جان و مال خویش درخت اسلام را بارور ساخت. اوج ایستادگی مردم در ایام محرم سال 1356-57 بود که با شعارهای کوبنده و ضد سلطنت آنان همراه شد. موج اعتصابات و راهپیمایی ها روز به روز وسیع تر شد و عدم کارایی دولت و حکومت نظامی در سرکوبی انقلاب آشکارتر گشت. راهپیمایی عظیم مردم در روزهای تاسوعا و عاشورا در آذر ماه 1357 به عنوان رفراندم و همه پرسی نظام اسلامی تلقی گردید (مجموعه مقالات، 184) که به وسیله آن مردم رأی خود را دال برنفی نظام شاهنشاهی و تحقق و ایجاد حکومت اسلامی اعلام نمودند.

نمونه هایی از شعارهای مردمی که از ابتدای نهضت تا آستانه پیروزی انقلاب نمایانگر خواسته و تمنای آنان برای تأسیس حاکمیت اسلام بود از این دسته اند: "الله اکبر، خمینی رهبر"، "لااله الا الله "، خمینی خمینی خدا نگهدار تو، بمیرد بمیرد دشمن جبار تو"، "مرگ بر این دولت قانون شکن"، "خمینی بت شکن، ملت طرفدار توست"، "یا مرگ یا خمینی"، "حزب فقط حزب الله رهبر فقط روح الله "، "تا خون در رگ ماست خمینی رهبر ماست"، " رهبر ما خمینی، کشور ما اسلامی"، " حکومت، حکومت اسلامی"، "نصر من الله و فتح قریب"، "ما خواهان تشکیل حکومت اسلامی هستیم"،" سلام بر خمینی"، حسین سرور ماست، خمینی رهبر ماست"، " رهبر حکومت اسلامی، خمینی است" و... و برای نخستین بار شعار "استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی" سر داده شد. این شعارها نشانگر عمق حرکت جدید و نمادی از اسلام خواهی بود که مردم مسلمان ایران برای رهایی از استبداد و استعمار شروع کرده بودند و این حرکت و رهبری مردم در شخص امام خمینی تجلی یافته بود.(حمید روحانی، ج 2، 652 و سهراب صلاحی، 1386: 134-135 و محمد مسجد جامعی، 52 و انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، ج 11، 1381: 4 و خاطرات هادی غفاری، 1374: 279 و غلامرضا نجاتی، 1390: 651)  شعارهای جهت دار دوران انقلاب تاثیر عمیقی بر مردم باقی گذاشت و آنان را برای فداکاری و ایثار در راه خدا برانگیخت؛ به مردم پایمردی و استقامت بخشید و قلب دشمنان را یا تسخیر و به خود پیوند زد یا به کلی فرو ریخت.

مفهوم جمهوری در جمهوری اسلامی 

پس از پیروزی انقلاب اسلامی نظریه ولایت فقیه "دکترین سیاسی" مطرح شده از سوی امام، (محمد وحید قلفی، 1388: مقدمه) تبدیل به نظام جمهوری اسلامی گردید. این نظام سیاسی جدید توانست مفهوم و چارچوب حقوقی و نظام مندی را برقرار نماید که مجموعه اندیشه ها و آرمانهای نیروهای انقلابی را در خویش جای دهد. بنابراین جمهوری اسلامی قرائت جدیدی از نظام سیاسی است که ترکیبی از دو واژه است. این دو واژه به گفتمان مسلط نظام نوین بدل گشت: گفتمان جمهوریت، گفتمان اسلامیت. جمهوریت از آن رو که تکیه بر آراء مردم داشت و اسلامیت از آن جهت که بر تئوری ولایت فقیه ابتنا داشت.

بنابراین انقلاب اسلامی ایران، از سویی مفهومی سیاسی بود که مبتنی بر حرکت و اراده جمعی و بسیج مردمی بود و از سویی دیگر انتخابی آگاهانه در ضرورت تشکیل حکومت اسلامی برای اجرای قوانین اسلامی. در این گفتمان انتخاب و رای مستقیم و غیر مستقیم مردم به رسمیت شناخته می شود. به عبارتی دیگر بر اساس نظریات امام، مفهوم مردم سالاری اسلامی از سویی متکی بر آراء عمومی مردم است و از سوی دیگر تکیه بر قوانین الهی و اجرای آن دارد. (حمید انصاری، 1385: 75)

امام خمینی توانست انقلاب ایران را با رهنمودهای هوشمندانه، جهت بخشیده و سامان دهد. امام در تمام سخنرانیها و نوشته های خود، از اسلام به عنوان تنها راه حل منحصر بفرد جوامع اسلامی برای رهایی از بند استعمار، وابستگی، رکود، عقب ماندگی، ظلم و ستم و بی عدالتی دفاع کردند (سهراب صلاحی، 57) و هدف از انقلاب را سرنگونی سلطنت غیر شرعی و غیر قانونی پهلوی و به پا داشتن حکومت جمهوری اسلامی مبتنی بر ضوابط اسلام و متکی به آرای ملت برای کسب آزادی و استقلال اعلام کردند. (صحیفه امام، ج 4، 349- 264- 309)

 به تأسی از امام مردم نیز نظام الهی و جمهوری اسلامی را به عنوان حکومت برتر انتخاب نمودند، زیرا اولاً دمکراسی، آزادی، مشارکت، اداره عمومی، قرارداد اجتماعی و عرف عوام و خواص بر آمده از این نظام، محدود به احکام الهی و مبتنی بر ایدئولوژی اسلامی بود، ثانیاً اکثریت، اتفاق آراء، اجماع در این مسیر راه حلی بود برای گذر از بحران... از این رو جمهوری اسلامی نه یک نظام استبدادی است و نه یک نظام دمکراسی لیبرال. بلکه نظامی منحصر به فرد است که نمی توان آن را تنها با ملاکها، معیارهای دنیوی و عرفی مورد سنجش و ارزیابی قرار داد. (مجید سائلی کرده ده، 54)

حکومت اسلامی تبلور و تجسم تمامی خواسته ها و آرمانهایی بود که مردم ایران قرنها به دنبالش بودند. به علت ویژگیهایی که در ذات و ماهیت اسلام وجود دارد، توانمندی یک عامل نیرومند، خلاق و فعال را که به عنوان یک راه حل نهایی در نظر گرفته شود داراست.(مسجد جامعی، 48-49)

مفهوم جمهوری اسلامی از دیدگاه امام که در چالش نامگذاری پس از انقلاب" نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر" انتخاب شد،(محمد وحید قلفی، 75) معنا و مفهومی فراتر از تعریف رایج و مدرن بود. در این نگاه جمهوریت یعنی نفی استبداد و بنا نهادن حکومت و ساختارهای اصلی آن بر رأی و خواست و اراده مردم و مسئولیت پذیری حکومت در برابر مردم. هرچه جمهوریت یک نظام تقویت شود نقش آفرینی مردم در حکومت بیشتر می شود و نقش مردم منحصر به تأیید نظام یا انتخاب زمامداران نیست. بلکه مشارکت واقعی مردم در امور حکومت و اصل نظارت مستمر و همگانی پس از انتخاب است که در فرهنگ دینی ما به عنوان یک واجب به نام امر به معروف و نهی از منکر و نصیحت به ائمه مسلمین و مسئولیت همگانی "کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته" تعبیر شده است. (حمید انصاری، 1385: 91-92) به همین دلیل امام فرمودند:"نهضت ما اسلامی است قبل از آنکه ایرانی باشد."(صحیفه امام، ج 11، 110) در تبیین نظام جدید، نقش مردم تأثیر زیادی در ساختار سیاسی دارد. به فرموده امام:"اینجا آرای ملت حکومت می کند. اینجا ملت است که حکومت را در دست دارد این ارگانها را ملت تعیین کرده است و تخلف از حکم ملت برای هیچ یک از ما جایز نیست." (صحیفه امام، ج 14، 165) ایشان پس از استقرار نظام جمهوری فرمودند: "ما موظفیم حالا که جمهوری اسلامی رژیم رسمی ما شده است همه بر طبق جمهوری اسلامی عمل کنیم. جمهوری اسلامی یعنی رژیم به خواست مردم. و احکام احکام اسلام.... و الآن رژیم رسمی ما جمهوری اسلامی است مانده است اینکه احکام، احکام اسلامی بشود." (صحیفه امام، ج 8، 281 در جایی دیگر فرمودند: "ما تابع آرای ملت هستیم. ملت ما هر طور رأی داد ما هم از آنها تبعیت می کنیم ما حق نداریم، خدای تبارک و تعالی به ما حق نداده است. پیغمبر اسلام به ما حق نداده است که ما به ملتمان یک چیزی را تحمیل بکنیم." (صحیفه امام، ج 11، 34) امام خمینی، تأسیس جمهوری اسلامی را به عنوان حکومت آرمانی انقلابیون ایران، تأمین کننده استقلال، آزادی و رفاه می دانستند. (محمد وحید قلفی، 72) سرانجام مردم به حکم اراده الهی در سرنوشت خود دخالت کردند و فرد مورد رضای خدا و واجد شرایط شرعی را به رهبری خویش برگزیدند و نوعی از حکومت دینی کارآمد که رویکرد الهی- مردمی داشت و متناسب با عنصر زمان و مکان در تاریخ معاصر بود را فعلیت و عینیت بخشیدند.

جمع بندی و نتیجه گیری

در پیدایی انگیزه و احساس نیاز به ایجاد نظام اسلامی در قلب، ذهن، فکر و روح مردم ایران برای دگرگونی بنیادین ساختار سیاسی- اجتماعی وضع موجود، چند عامل اساسی نقش بسزایی داشت. 1- اعتقادات و فرهنگ مذهبی مردم ایران 2- ماهیت ضد مذهبی پهلوی 2- رهبری عالمانه امام خمینی با ارائه طرح حکومت اسلامی 3- عملکرد نامطلوب احزاب و گروههای چپی و ملی و ملی- مذهبی 4- احیای حضور علما و روحانیون در سیاست 5- حمایت اقشار مختلف مردم از نهضت اسلامی 6- تحرک نهادهای مدنی مذهبی مانند مساجد و حسینیه ها 7- احساس و پذیرش مسئولیت و تکلیف شرعی از سوی عامه مردم گروههای مذهبی که در دوره رضاشاه تحت فشار شدید قرار داشتند، پس از سالهای 1320 و عزل وی، فعال شدند و به تدریج به تأسیس نهادهای مدنی همت گماشتند و به فعالیت های فرهنگی، سیاسی علیه رژیم روی آوردند. هجوم مکاتب بیگانه از طریق احزاب و سازمانهای چپی نیز در این فضا رشد کرد. با این وجود طی سالها، هیچیک از گروههای سیاسی در پایه گذاری مبانی کاربردی برای تغییر رژیم شاهنشاهی موفق نبودند.

ارائه ایده نو و بدیع امام خمینی با ابتناء بر ولایت فقیه در قالب تشکیل حکومت اسلامی، علاوه بر اینکه به احیا و پویایی فقه تشیع کمک شایانی کرد، تأثیر و نقش حیاتی و اساسی مردم در تعیین سرنوشت جامعه و ایجاد نوع حکومت با تکیه بر خواست و اراده مردم را نیز به شدت تحت تأثیر قرار داد. امام خمینی مردم را که در حکومتهای استبدادی و سلطنتی از نازل ترین قشر جامعه محسوب می شدند با وظیفه اسلامی، اجتماعی و حقوق سیاسی شان آشنا ساختند و آنان را به عنوان قوی ترین پایگاه اجتماعی معرفی کردند. امام تشکیل حکومت اسلامی بدون حضور مردم در عرصه سیاسی و رأی، نظر، خواست و اراده جمعی مردم را امری محال و ناممکن می دانستند.

کارکرد حائز اهمیت مساجد به عنوان سنگر روحانیون، علما، سخنگویان مذهبی و از نهادهای با اصالت مدنی در تقویت، تغذیه و پشتیبانی فکری مردم از سویی و تفسیر، تحلیل و تشریح علما درباره مبانی نظری حکومت اسلامی از سوی دیگر نقش حیاتی را در تأسیس نظام اسلامی داشت. نقش بازاریان به عنوان بخش سنتی قشر متوسط از دیگر نهادهای مدنی بود که خواستار حاکمیت الهی بودند. همینطور نقش دانشگاه و روشنفکران دینی در تبیین و تشریح اصول اسلامی و گفتمان جدیدی از اسلام شیعی در حسینیه ها و مساجد، به گرایش و جذب نسل دانشگاهی و قشر متوسط جامعه کمک شایانی نمود و در آشنایی مردم نسبت به فرهنگ و مفاهیم اسلامی و مذهبی و به پیروزی رساندن انقلاب سهم بسزایی داشت

اما نقش گروهها و نیروهای ملی، ملی- مذهبی، مارکسیستی و غیر آن در قالب سازمانها و احزاب به دلیل سوابق و نهادینه نشدن در افکار عمومی، در عرصه انقلاب اسلامی نه تنها  تأثیر چندانی نداشت بلکه با فرهنگ مذهبی رایج و سنتی در تضاد آشکاری قرار داشت و نتوانست در اذهان اقشار عامه مردم نفوذ نماید، از این رو موجب جذب بیشتر مردم به سوی باورهای مذهبی گردید. در واقع تلاش نهادهای مدنی در رشد، توسعه، گسترش و تعمیق اسلامگرایی در مردم به رهبری امام خمینی را باید از جمله مؤلفه های اساسی در بیداری و تحول افکار مردم و هدایت و راهبری آنان به سوی تشکیل حکومت اسلامی به شمار آورد که در میزان خواست و علاقه مندی آنان برای تأسیس نظام اسلامی حائز اهمیت بودند. در واقع نهادهای دینی جامعه اسلامی نیرومندترین و گسترده ترین و نیز مورد اعتمادترین نهادهای موجود در جامعه هستند و اینها همگی بشدت متأثر از ساختمان درونی خود اسلام هستند.

البته این رهبری شگفت انگیز امام خمینی بود که با مهارت و درایت خاص توانست عامه مردم و نهادهای مذهبی و مدنی را در جهت پیروزی انقلاب اسلامی هماهنگ و متحد سازد و ندای حق و عدالت و دفاع از محرومان را در جهان سر دهد و انقلاب را به ثمر برساند. بنابر این جمهوری اسلامی به عنوان نظامی نوبنیاد که در تاریخ سیاسی شیعه و ایران بدیلی نداشت، توسط امام خمینی به مثابه جایگزینی مطلوب در نفی نظام سلطنتی در ایران به کار گرفته شد و پس از  یک دوره طولانی مبارزه سیاسی بر اساس خواست ملت ایران تحقق یافت.

منابع:

انصاری، حمید، میزان رأی ملت است، مؤسسه چاپ و نشر عروج، 1385

انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک (کتاب یازدهم) تهران: مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1381

الگار، حامد، دین و دولت در ایران، ترجمه ابوالقاسم سری، تهران: نشر طوس، 1365

اشرف، احمد- بنوعزیزی، علی، طبقات اجتماعی، دولت و انقلاب در ایران، ترجمه سهیلا ترابی فارسانی، تهران: انتشارات نیلوفر، 1386

بهکیش، محمد مهدی، اقتصاد ایران در بستر جهانی شدن، تهران: نشر نی، 1380

بشارتی، علی محمد، پنجاه و هفت سال اسارت، تجزیه و تحلیل دوران پهلوی، جلد چهارم، تهران، سوره مهر، 1385

بشیریه، حسین، عقل در سیاست سی و پنج گفتار در فلسفه، جامعه شناسی و توسعه سیاست، تهران: نگاه معاصر، جلد پنجم، 1374

بازرگان، مهدی، انقلاب ایران در دو حرکت، چاپ چهارم، تهران: چاپ مظاهری، 1363

جعفریان، رسول، جریانها و سازمانهای مذهبی- سیاسی ایران، تهران: خانه کتاب، چاپ نهم، 1387

حسینیان، روح الله، سه سال ستیز مرجعیت شیعه در ایران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، جلد سوم، 1387، چاپ اول

خمینی، روح الله، البیع، نشر اسماعیلیان، 1363

دوانی، علی، نهضت روحانیون ایران، جلد سوم و چهارم، چاپ دوم، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377

دهشیری، محمدرضا، درآمدی بر نظریه سیاسی امام خمینی، چاپ دوم، مرکز اسناد و انقلاب اسلامی، 1380

روحانی، سید حمید، نهضت امام خمینی، جلد دوم، چاپ دوم، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1376

روحانی، سید حمید، بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، انتشارات راه امام، چاپ ششم، 1359

روحانی، حسن، انقلاب اسلامی ریشه ها و چالشها، تهران: مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، 1376

روحبخش، رحیم، مجموعه مقالات همایش 15 خرداد 1342، تعامل با روحانیت در لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی، رفراندم ششم بهمن و تحریم عید، به کوشش دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، جلد اول، تهران، سوره مهر، 1388

رجبی، محمد حسن، زندگینامه سیاسی امام خمینی، چاپ دوم، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1378

رفیعی، علی، فرق شیعه سیری در فرهنگ و تاریخ تشیع، نشر سعید محبی، تهران: چاپ اول، 1373

خاطرات هادی غفاری، تهران: حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، 1374

شریف پور، رضا، مسجد و انقلاب اسلامی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول، 1380

شیخ فرشی، فرهاد، روشنفکری دینی و انقلاب اسلامی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381

سیاست و حکومت در جمهوری اسلامی ایران، به کوشش غلامرضا خواجه سروی، تهران: ناشر دانشگاه امام صادق (ع)، چاپ اول، 1390

سائلی کرده ده، مجید، سیر تحول قوانین انتخاباتی مجلس در ایران، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول، 1378

سعیدی، محسن، نقش مساجد تهران در پیروزی انقلاب اسلامی، تهران: سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، 1393

صحیفه امام، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378

صلاحی، سهراب، پژوهشی در تحولات سیاسی معاصر ایران، تهران: مؤسسه و چاپ انتشارات دانشگاه امام حسین(ع)، 1386

قلفی، محمد وحید، امام خمینی و نظام جمهوری اسلامی، انتشارات تکا، 1388

کدی، نیکی آر، ریشه های انقلاب در ایران، ترجمه دکتر عبدالرحیم گواهی، تهران: انتشارات قلم، چاپ دوم، 1377

کمالی، مسعود، دو انقلاب ایران، تهران: دیگر، 1381

کردی، علی، جامعه روحانیت مبارز تهران از شکل گیری تا انشعاب، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1386

مظفر، محمدرضا، السقیفه، قم: مؤسسه انصاریان، 1415ق

منصوری، جواد، تاریخ 15 خرداد به روایت اسناد، جلد اول، مرکز اسناد نقلاب اسلامی، چاپ اول، 1377

مجموعه تألیفات، نطق ها، پیامها، مصاحبه ها و بیانات اعلاحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریا مهر شاهنشاه ایران، جلد چهارم، تهران، کتابخانه سلطنتی، 1355

مجموعه مقالات سمینار انقلاب اسلامی و ریشه های آن، جلد دوم، قم: معاونت امور اساتید و دروس معارف اسلامی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، 1374

مسجد جامعی، محمد، ایدئولوژی انقلاب، بی نا، 1361

نیکبخت، رحیم، جنبش دانشجویی تبریز به روایت اسناد و خاطرات، تهران: سازمان تبلیغات اسلامی و حوزه هنری، سوره مهر، 1381

ولایت فقیه امام خمینی، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ بیست و پنجم، 1391

نجاتی، غلامرضا، تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران، چاپ نهم، تهران: خدمات فرهنگی رسا، 1390

هاشمی تروجنی، سید محمد، احزاب و گروههای سیاسی از دیدگاه امام خمینی، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1385

روزنامه جامعه، صادق زیبا کلام، مقاله" امام خمینی پانزدهم خرداد و انقلاب اسلامی" 16 خرداد 1377، شماره 83

 

 

منبع : imam-khomeini.ir , حیدری

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.