خواست جمعی و اراده مردمی در ایجاد نظام جمهوری اسلامی(1)

در دوران پهلوی، اصول و باورهای مذهبی به حاشیه رانده شد و رضاشاه در پی ریشه کن کردن شعائر و رسوم مذهب رسمی کشور و جایگزینی آن با فرهنگ غربی، به مقابله و ستیز با نهاد روحانیت پرداخت. به همین منظور رژیم با جدیت بسیار در جهت خشکاندن ریشه اصلی مبارزات یعنی نهاد حوزه و علما به عنوان متولیان مذهب، تلاش همه جانبه ای را آغاز نمود. با نگاهی گذرا به وقایع مهم معاصر ایران ـ تحریم تنباکو، نهضت مشروطه، ملی شدن صنعت نفت، قیام 30 تیر، قیام 15 خرداد و نهایتاً انقلاب اسلامی ـ بخوبـی می تـوان دریافت که مردم ایران سالهای سال برای برقراری حکومت حق و احقاق حقوق از دست رفته خویش با رژیم های استبدادی در ستیز بوده و همواره نیز علما و روحانیون متعهد در جهت آگاهی بخشیدن و اعتلای تفکر مذهبی مردم، پرچمدار و پیشرو اینگونه مبارزات بودند. امام خمینی، عالم و مجتهدی بودند که برای عبور از بحران، با بهره گیری از تجربیات ناشی از آسیب شناسی نهضت های اسلامی، اقدام به پایه ریزی شالوده های نظری انقلاب اسلامی و آزاد سازی عملی ملت ایران از یوغ استبداد و استعمار کردند. امام، برای احیاء اندیشه سیاسی در فقه اسلامی با ارائه طرح ولایت فقیه علاوه بر اینکه تکلیف حکومت سیاسی پسا پهلوی را روشن ساختند، بر قرائتهای بر ساخته اصلاح طلبان مذهبی و مبانی نظری سازمان های مختلف غیر مذهبی نیز خط بطلان کشیدند. بنابر این انقلاب اسلامی به عنوان یک دگرگونی عظیم ایدئولوژیکی بر پایه خواست و اراده اکثریت مردم که بر اساس وظیفه و تکلیف شرعی خود عمل می کردند، حول محور اسلام و احیای فقه سیاسی شیعی پایه ریزی گردید. از این رو بررسی نقش بنیادین مردم در تبدیل رژیم پادشاهی به حاکمیت نظام اسلامی نیازمند تحقیقات و پژوهشهای گسترده ای است که هدف نوشتار حاضر در این راستا صورت گرفته است. مقاله به روش توصیفی- تحلیلی سامان یافته و در گردآوری داده ها از منابع کتابخانه ای بهره مند شده است. مردم مذهبی ایران با آگاهی و بینش سیاسی عمیقی که بر اثر تجارب طولانی مبارزات سیاسی و اجتماعی و آگاهی بخشی نهادهای مذهبی و مدنی پیدا کرده بودند امام خمینی را که علیه مفاسد نظام پهلوی بپا خاسته بود به عنوان رهبر دینی و سیاسی خود پذیرفتند. از طرفی کارکرد منفی احزاب و سازمانهای ملی و غیر مذهبی در عرصه سیاسی نیز در هدفمند شدن مبارزات به سمت و سوی اجرای آرمانهای اصیل اسلامی تأثیر بسزایی داشت. بدین ترتیب طیف وسیعی از مردم، قرائت امام خمینی برای تشکیل حکومت اسلامی را پذیرفتند و به عنوان حکومتی مطلوب، جایگزین نظام  سلطنتی و پادشاهی کردند.

مقدمه

از دیر باز و در طول تاریخ، حکومتهای سیاسی در ایران از طریق حکومتهای پادشاهی، سلطنتی و موروثی اداره می شده است. یکی از ویژگیهای این نوع حاکمیت، نادیده گرفتن رأی و نظر مردم و نقش آنها در انتخاب حاکمیت سیاسی دلخواه بود. پادشاهان به عنوان سایه خداوند در زمین علاوه بر حاکمیت سرزمینی، حاکم جان و مال و ناموس مردم نیز بودند و مردم چاره ای جز اطاعت از شاه و عوامل وی نداشتند. مسلط بودن این تفکر و دیدگاه بر اذهان حاکمان و پذیرفته شدن اجباری آن توسط مردم در طول تاریخ، به افزایش قدرت حاکمان و تسلیم و تبعیت مردم کمک زیادی کرد. پادشاهان اقتدار خود را هدیه خدا دادی می دانستند که از طریق زور، وراثت، خون، فره ایزدی و... به آنان ارزانی شده است و متقابلاً مردم اختیار سرنوشت خود را بر اساس مشیت خداوندی به دست حاکمان سیاسی سپرده اند. با انقلاب مشروطه و حاکمیت قانون (ولو در حد تقلید از قانون اساسـی غربـیان) عـلاوه بر اینکه تابوی قـدرت الـهی پادشاهان شکست، توانایی تصمیم گیری، صاحب اختیار بودن و اعتماد به نفس مردم را نیز بشدت بالا برد و اقشار مردم با درک اینکه انسان مسئول باید وضع موجود را مطابق خواست عادلانه خداوند تغییر دهد، در معادلات قدرت، حضوری بنیادین پیدا کردند.

تحول فکری مردم ـ پس از دورانی از کشمکش و تحول و تجربه ـ در طول مبارزات سیاسی علیه پادشاهان پهلوی به اوج رسید و نهایتاً با رهبری و هدایت عالمانه امام خمینی به بار نشست. بنابر این پژوهش حاضر در راستای بررسی سیر تغییر و تحول در افکار و اندیشه مردم ایران برای بازشناسی و تعیین سرنوشت خود صورت گرفته است. اینکه چگونه مردم با رویگردانی از حکومت های سلطنتی، خواهان نظام سیاسی جدیدی شدند که آمال و آرزوهای از دست رفته را جامه عمل بپوشاند. آنان سرشار از ایمان، معنویت و توکل به خداوند متعال، برای احقاق حق طبیعی خود یعنی، آزادی، استقلال و تأسیس حکومت اسلامی قیام و برای بدست آوردن اهداف والای خود مصائب و مرارت های بی شماری را تحمل کردند. تأسیس جمهوری اسلامی، ثمره پربار این مرارت ها بود.

روند شکل گیری حکومت اسلامی

الف) سیری در تطور اندیشه سیاسی شیعی در فقه اسلامی

نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران، نظامی است بدیع که از یک سو ریشه در سنت دیرپای شیعی دارد و از سوی دیگر در قالب یک نظام سیاسی مدرن (جمهوری) شکل یافته است. در واقع، ریشه پیدایش اندیشه های سیاسی مسلمانان پس از رحلت پیامبر مکرم اسلام (ص) در بحران جانشینی ایشان بوجود آمد. آن هنگام که مذاکرات سیاسی در سقیفه با غیبت غایبان بزرگی چون امام علی (ع) و بنی هاشم، به پایان رسید، اگر چه امام از نظر عملی نتایج سقیفه را پذیرفت اما این امر هیچگاه موجب آن نشد که حاکمیت خلفا از جانب امام و پیروان شان  مشروع و بر حق تلقی گردد.(ر.ک: محمدرضا مظفر، 1415 ق و علی رفیعی، 1373: 3 ) بر این اساس گفتمان شیعه در تقابل با نظام سیاسی حاکم و اهل سنت، حول نقطه مرکزی امامت شکل گرفت. از آن پس امامان شیعه به صور مختلف، غصبی و غیر مشروع بودن حکومت را مورد تأکید قرار دادند. قیام امام حسین (ع) و واقعه خونین کربلا بلندترین فریاد رهبران شیعه علیه حکومت ظالمانه وقت بود. بقیه امامان نیز به فراخور زمانه بر نامشروع بودن حکومتهای وقت و حق خویش در رهبری سیاسی و دینی تأکید ورزیدند.(غلامرضا خواجه سروی، 1390: 43) رو برو شدن مسلمانان شیعه با مسأله غیبت کبری آنان را با فقیهان عالم تشیع به عنوان جانشینان امام عصر(عج) بیش از پیش آشنا ساخت. نظریه غیبت بطور تلویحی بیانگر این است که هیچ رژیم سیاسی کامل نیست و راه برای اقدام انقلابی همواره باز است. چنین نظریه ای دارای خطرهای بالقوه علیه حکومت است و دائماً مردم را تشویق به شورش علیه حکومتهای جائر می نماید.(مجموعه مقالات سمینار انقلاب اسلامی و ریشه های آن، ج 2، 1374: 39)

روند تکوینی گفتمان سیاسی شیعه، با نظریه اجتهاد در دین و اقتدار مجتهد در نیابت از امام معصوم (ع) در تقابل با اقتدار سلطان جائر، صورت رسمی تری به خود گرفت. در طول دوران حکومت آل بویه از قرن چهارم تا حکومت صفویه در قرن دهم اندیشه ولایت سیاسی و دینی فقیه به عنوان رهبر حکومت اسلامی، در قالب گفتارهای فقهی پراکنده تداوم یافت.(مجموعه مقالات، 47) حاکمان صفوی برای تثبیت قدرت سیاسی و مشروعیت بخشی حاکمیت خود، ضمن رسمیت بخشیدن به مذهب تشیع، از علما و مجتهدان جبل عامل (محقق کرکی) از لبنان دعوت به همکاری نمودند. کرکی رساله ای درباره اثبات ولایت فقیه و تبیین محدوده اختیارات فقیه نوشت. بدین ترتیب اولین گامهای مقدماتی در تدوین نظریه حکومت اسلامی برداشته شد. (مجموعه مقالات، 47در تکمیل وظائف ولی فقیه و اختیارات وی، ملا احمد نراقی در کتاب "عوایدالایام" یک بخش از آن را به این امر اختصاص داد. (روح الله خمینی، ج 2، 1363: 459-501)

پس از مرحوم نراقی، علمایی همچون آیت الله نائینی و بخصوص شهید شیخ فضل الله نوری در این زمینه مطالب مهمی را مطرح کردند ولی نهایتاً این امام خمینی بود که تصدی امر حکومت با تمام گستردگی وظائفش را برای اولین بار با صراحت و روشنی به تفصیل مورد بررسی و اثبات قرار دادند. زیرا بر اساس فقه اسلامی، ضرورت تشکیل حکومت اسلامی چند دلیل دارد: علاوه بر سنت و رویه پیامبر اسلام، اولاً ماهیت و کیفیت قوانین اسلام است که پیاده کردن بخش اعظم فقه اسلامی تنها در یک نظام اسلامی امکان پذیر است، ثانیاً تحقق اهداف مهم اسلام همچون احکام دفاع ملی، حقوقی، استقرار عدالت اجتماعی و اصل نفی سبیل (سلطه بیگانگان) جز در حکومت اسلامی میسر نمی شود.(ولایت فقیه، 1391: 25 و حسن روحانی، 1376: 91-92-95)

امام خمینی، مباحث ولایت فقیه یا حکومت اسلامی را در سال 1348 طی 13 جلسه درسی، در نجف اشرف تدریس نمودند و ولایت در امر حکومت و جنبه های سیاسی آن را مورد تحلیل و مداقه قرار دادند. ایشان ضمن بحثهای استدلالی با روش متقن فقهی، به برنامه ریزی عملی برای تحقق ولایت فقیه، پرداختند.(ولایت فقیه، 1391: 3) بر این اساس ولایت فقیه در چارچوب تفکر اعتقادی و سیاسی شیعه و در ادامه و استمرار ولایت ائمه معصومین (ع) قرار داشت. با گسترش مبارزه علیه اقدامات ضد مردمی و مذهبی رژیم سلطنتی، راهکار جدید ارائه شده از سوی امام خمینی، حکومت آرمانی و ذهنی مردم را عینیت بخشید و تشکیل حکومت اسلامی از زمزمه های در گوشی به فریاد بلند انقلاب اسلامی و ظهور جمهوری اسلامی تبدیل شد.

ب) جامعه مدنی ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی

از اصلی ترین روزنه های نفوذی در جامعه ایران شکافهای سیاسی است که در شکل دهی نیروهای اجتماعی و سرنوشت سیاسی ایران تأثیر گذار است. در این میان، شکاف میان دولت و ملت از طرفی و شکاف مشارکت سیاسی از طرف دیگر به بروز دسته بندیهای مختلفی انجامیده که در تعیین سرنوشت گروههای سیاسی نقش داشته  است. این گروهها و دسته بندی های اجتماعی را  می توان کانونهای غیر رسمی قدرت در جامعه مدنی ایران برشمرد.(خواجه سروی، 1390: 144-145) در صورت بندی اجتماعی جامعه مدنی ایران، در ابتدا باید به علمای شیعی اشاره نمود که پایه قدرت و نفوذشان بر سازمانها و نهادهای مذهبی ـ اجتماعی، مثل مرجعیت، تقلید، نیابت امام غایب، اجتهاد، جمع آوری و تصدی مالیاتهای مذهبی مثل خمس، زکات و سهم امام، تولیت اماکن متبرکه و سرپرستی اوقاف استوار بوده است. پس از روحانیت در تحلیل جامعه مدنی، باید از بازار نام برد که نقش مؤثری در قدرت سیاسی داشت.(کمالی، 1381: 87- 152) از نیروهای عمده انقلاب مشروطه، علاوه بر رهبران دینی و مذهبی از بازار، تجار، اصناف، رؤسای قبایل و اشراف نیز باید یاد کرد. این نهادها که باعث تقویت جامعه مدنی می شد هویت خود را مستقل از دولت شکل داده بود. (بشیریه، 1382: 577) با ظهور رضاشاه و تشکیل حکومت نوساز، مدرن و اقتدار طلب و استیلای دربار و ارتش، نهادهای اجتماعی رو به افول گذاشت. پس از کودتای 28 مرداد و تثبیت قدرت پهلوی دوم، دوره ای دیگر از استبداد و خودکامگی آغاز و جامعه مدنی محدود و محدودتر گشت.(بشیریه، 1382: 577) در این دوره با نقض قانون اساسی و تشدید روند نوسازی به شیوه غربی، بین دولت، مذهب و ملت شکافی عمیق ایجاد شد. از این رو زمینه های عمده پیدایش و شکل گیری انقلاب اسلامی را در این مؤلفه باید جستجو کرد. (رضا شریف پور، 1380: 29)همچنین رقابت دو بلوک شرق و غرب در کشورهای خاورمیانه، باعث تغییر ذائقه مردم در انتخاب ایدئولوژی گردید. اتفاقاً مؤثرترین ابزار دو بلوک برای رقابت با یکدیگر نیز سلاح ایدئولوژی بود.از این رو صورت بندی نهادهای مدنی تغییر یافت و روشنفکران، اصلاح طلبان، تجدید نظر طلبان دینی و ملی با تشکیل احزاب و سازمانها و تشکل های ریز و درشت با هدف تقویت این بلوک و یا آن بلوک و یا تغییر در ساختار سیاسی به اظهار وجود و تبلیغ در جهت اهداف خود برخاستند.

ج) نقش احزاب و سازمانها در ساختار حکومتی

کارکرد احزاب در ایران در هیچ دوره ای از تاریخ معاصر، با نظر مثبت نگریسته نشد و این احزاب نتوانستند نه در عرصه سیاسی کشور نقش مؤثری ایفا کنند و نه با اقبال عامه مردم روبرو شوند. زیرا اکثریت این جریانات فکری- سیاسی در قالب تشکلات غیر دینی، هویت سیاسی وابسته ای داشتند. در تحلیل کارکرد احزاب چپ، باید گفت، اینگونه احزاب با اولویت قرار دادن منافع بلوک شرق به منافع ملی ایران از سویی و کنش های رفتاری رهبران این احزاب در رابطه با رژیم شاه، اسباب عدم همراهی عامه ـ و نه همه روشنفکران ـ شدند. به فرموده امام، ایجاد احزاب در ایران توسط قدرت های بیگانه برای درهم شکستن وحدت مردم مسلمان و ایجاد اختلاف و چند دستگی شکل گرفته است که باعث غفلت آنان شود. (احزاب و گروههای سیاسی از دیدگاه امام خمینی، تبیان دفتر سی و دوم، 1390: 7-19)

سازمانها و احزاب ملی- مذهبی مثل جبهه ملی، با توجه به قرائت های مختلفی که  نسبت به آموزه های اسلام داشتند، به جز جذب گروهی از دانشگاهیان و روشنفکران مذهبی، در جذب عامه مردم ناکام ماندند. موضع گیری مصلحت جویانه این بخش از جریانات فکری و احزاب در ماجرای رفراندم ششم بهمن 1341 مشخص شد که با شعار "اصلاحات آری، دیکتاتوری نه" به میدان آمده بود.(شیخ فرشی، 1381: 335) در حالی که امام خمینی، با قاطعیت شرکت مردم در رفراندم را تحریم کرده بودند. همچنین در تحلیل قیام مذهبی و مردمی پانزدهم خرداد که یا به آرامی از کنار آن گذشتند و یا آن را ارتجاعی خواندند، بخوبی مواضع سازشکارانه احزاب چپ و ملی را آشکار می سازد. از نقطه نظر گروهها و احزاب چپی و به ظاهر مذهبی، از آنجا که مبارزه برای بروز و ظهور زود هنگام انقلاب بزرگترین هدف بود، تقویت و باز آفرینی بنیانهای فکری و عقیدتی را به پس از انقلاب موکول کردند. (شیخ فرشی، 297) در صورتی که زمانی یک انقلاب دارای اصالت است که از بنیانهای نظری و معرفتی قوی برخوردار باشد.

از آنجا که بافت فرهنگی مردم ایران بر اساس اعتقادات مذهبی شکل گرفته است اکثر نهضت های معاصر، رنگ و بوی مذهبی و دینی دارند همچون نهضت جنگل، نهضت خیابانی، نهضت ضد استعماری در فارس، نهضت رئیس علی دلواری در بوشهر و پیوند ملت و مذهب در نهضت ملی نفت و... که بیشتر این نهضت ها بر حکم جهاد دینی و شرعی روحانیون استوار بود.(رضا شریف پور، 1380: 46) مردم ایران، ایده ها و اندیشه های نظری احزاب در قالب مکاتب و تئوری های غربی و شرقی را در تناقض و تضاد با قرائت رسمی و سنتی دین یافتند و هرگز از آن استقبال نکردند. از این رو نفوذ فرهنگ دینی در میان مردم، عامل اصلی پا نگرفتن احزاب سیاسی در ایران به شمار می رود. این فرهنگ مانع از رشد مشارکت سیاسی در میان مردم از نوع مشارکتهای حزبی محسوب می شود.(مجموعه مقالات سمینار انقلاب اسلامی و ریشه های آن، ج 2، 1374: 37)

در واقع کارکرد منفی احزاب از مؤلفه های اصلی بیداری و آگاهی بخشی مردم و گرایش و جذب آنها به سمت انقلاب و ایجاد حکومت اسلامی بود. زیرا بر خلاف اعتقاد عامه مردم از ویژگی و مشخصه اصلی اینگونه احزاب، فاصله گرفتن از مرجعیت رسمی دینی و روحانیت در بعد فکری و دین شناسانه آن از یک سو و عدم پذیرش رهبری از سوی دیگر بود. برخورداری از این ویژگی بیشتر افراد تجدید نظر طلب را به مبارزه علیه روحانیت کشاند. بطوری که برخی از آنان مشروعیت روحانیت رسمی را نیز زیر سؤال بردند.(رسول جعفریان، 879)

برخی از احزاب سیاسی هم که کباده مبارزه را بدوش می کشیدند، به دلیل اینکه با روحانیت پیوند بسیار کمی داشتند (نیکی آر کدی، 1377: 236) در میان اکثریت مردم جایگاهی نیافتند. اساساً وجود حرکتهای تند و چریکی بدون نهادینه شدن فرهنگ مبارزه و انقلاب در مردم محرک خوبی برای جذب مردم نبوده  است. به طور کلی احزاب سیاسی نتوانستند در تغییر ساختار حکومت استبدادی نقش سازنده ای ایفا کنند و در شروع جمهوری اسلامی در تعارض با نظام مذهبی مورد قبول عامه مردم، یکی پس از دیگری صحنه سیاسی را ترک کردند.

د) طرح حکومت اسلامی جایگزینی برتر برای نظام سلطنتی

ملت ایران در دهه 1340 با بدبینی که نسبت به عملکرد و فعالیت های گاه متناقض احزاب داشت (اقدامات ضد دینی که برای تغییر روش زندگی مردم در دوره پهلوی اول و دوم صورت گرفت، عدم برنامه منظم و منسجمی که بتواند هدف مبارزه و حکومت پسا پهلوی را روشن نماید و کمبود رهبری که بتواند نیرو و انرژی آزاد شده مردم را هدایت کند) دچار نوعی انفعال فکری شد.

در هر حال، همگام با تحرکات مذهبی داخل کشور، امام خمینی در تبعید، به احیای اندیشه فقه شیعی پرداختند و بحث ولایت فقیه را مورد بررسی وسیع و همه جانبه قرار دادند و با شکل گیری ایده حکومت اسلامی، مسیر مبارزاتی مردم، شکل هماهنگ، منسجم و هدفمندی بخود گرفت. جزوات وظایف ولایت فقیه در قالب حکومت اسلامی از کلاس درس ایشان به بیرون از نجف انتقال یافت و توسط مبارزین مسلمان ایرانی خارج از کشور در مراسم حج در میان مسلمانان ایرانی پخش و توزیع گردید. (روحانی، ج 2، 694) امام هدف اصلی از طرح حکومت اسلامی را ایجاد سرچشمه یک تفکر اعلام نمودند و از نسلهای حاضر و نسلهای آینده خواستند تا در اطراف آن بحث و فکر نمایند و راه بدست آوردن آن را پیدا کنند. (ولایت فقیه، 1391: 125) از آن پس تفکر و اندیشه فقه سیاسی حکومت اسلامی به عنوان یک چارچوب تئوریک و نظری برای حکومت جایگزین در ایران به خدمت گرفته شد.(محمد وحید قلفی، 1388: 18)

بعد از قیام 15 خرداد سال 42 و سرکوب نهضت توسط رژیم شاه و مدتی انفعال عمومی، بتدریج  مبارزات بر ضد استبداد پهلوی افزایش یافت و بخش مهمی از جامعه مدنی (روحانیان در مساجد، تکایا و حسینیه ها، قشر بازار در حمایت از مبارزین، روشنفکران دینی در حسینیه ها، جنبشهای دانشجویی و دانش آموزان مدارس و...) وارد فضای مبارزه با استبداد شاهنشاهی شدند. ولی با وجود آنکه امام خمینی قبل از تبعید در اعلامیه ها و سخنان خود اشاراتی به حکومت جایگزین حکومت شاهنشاهی کرده بودند ولی بحث ولایت فقیه ایشان از نجف اشرف شروع شد. در واقع حضرت امام مدتها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی چارچوب تئوریک حکومت مطلوب را مورد بررسی و بحث قرار داده بودند. متعاقب درسهای امام در نجف اشرف، مجموعه این درسها در کتاب «ولایت فقیه» چاپ شد و به صورت مخفیانه در سطح کشور ـ البته نسبتاً محدود ـ پخش شد و توسط سخنرانان مذهبی مورد اشاره و تأکید قرار گرفت. ولی با تدوام تظاهرات مردمی علیه نظام شاهنشاهی و در آستانه پیروزی این طرح ـ بیشتر با عنوان حکومت اسلامی ـ  در میان عامه مردم پخش گردید و مباحث فراوانی را برانگیخت.

اندیشه امام خمینی که بر مبنای عمل به وظیفه شرعی و تکلیف الهی استوار بود، ما را به این نکته مهم رهنمون می سازد که ایشان با تأکید به تشکیل حکومت اسلامی، آگاهی و بیداری مردم را به عنوان وجه نظری انقلاب، بر وجه عینی آن یعنی تغییر نظام های فاسد و برقراری حکومت اسلامی مقدم می دانستند. به عبارتی دیگر ایشان به فرهنگ انقلابی شدن بیشتر از پدیده انقلاب تأکید داشتند.

از این رو امام در راستای گسترش اندیشه حکومت اسلامی و نهادینه شدن در اذهان عامه مردم در بیانات و پیامهایی که برای ملت ایران می فرستادند، از حکومت اسلامی سخن به میان می آوردند و به تشریح آن می پرداختند. ایشان طی پیامی فرمودند:"شما ای ملت ایران، ای مسلمانان پاک طینت به احکام نورانی قرآن کریم بیش از پیش گرایش کنید... تعلیمات اسلام را نصب العین خود قرار دهید." (صحیفه امام، ج 2، 449)امام در سال 56 آشکارا هدف قیام خویش را تشکیل حکومت اسلامی اعلام نمودند و در هر موقعیتی سعی در تشریح ویژگیهای آن داشتند. ایشان در تاریخ 15 / 5 / 1357 در پیامی به مردم اصفهان طلیعه حکومت اسلامی را پیش بینی کردند و در پاسخ به سخنرانی شاه فرمودند:"هر کس که سخنان او را شنیده باشد خوب می فهمد که شاه با طرح مسأله انتخابات می خواهد مسیر اصلی حرکت اسلامی ایران را که سرنگونی این دودمان است، تغییر دهد و ملت را اغفال نماید ولی دیگر دیر شده و طرح حکومت اسلامی در عروق مردم ایران ریشه دوانده است." (صحیفه امام، ج 3، 437) و در پیامی دیگر فرمودند:"دست در دست یکدیگر نهاده و در این امر حیاتی که بر چیده شدن رژیم پهلوی است، مبارزه و بدون مناقشات ملت را به سوی هدف غایی که ایجاد حکومت اسلامی است، هدایت نمایند. "(صحیفه امام، ج 3، 448-447)هدف و انگیزه مطرح کردن بحث حکومت اسلامی و ولایت فقیه در نجف را می توان اینگونه برشمرد: 1- اثبات ولایت فقیه 2- مبارزه با تفکیک دین از سیاست 3- شناساندن اسلام ناب محمدی (ص) 4- مبارزه با خودباختگی و خود کم بینی 5- افشاگری علیه رژیم شاه 6- موضع گیری علیه رژیم های کشورهای اسلامی 7- مبارزه با روحانی نماها 8- یادآوری دو مراسم عبادی- سیاسی در قالب حج و نماز جمعه و... (سید حمید روحانی، ج 2، 1376: 681)

ه) مشروعیت رهبری امام خمینی در بین مردم

با نگاهی به سیر تطور مبارزات سیاسی امام خمینی در قالب تشیع فقاهتی و اجتهادی که سیاست را عین دیانت می دانست، پیوند تدریجی امام با مردم و مردم با امام به عنوان پیشوای سیاسی، مذهبی بخوبی آشکار می شود. امام مبارزه با ماهیت ضد اسلامی رژیم شاه تا سرنگونی کامل آن را در دو مرحله طی نموده اند:مرحله اول از آغاز مبارزه تا دستگیری اولیه و در نهایت تبعید ایشان را در بر می گیرد. سر فصل های مبارزاتی امام در مرحله اول شامل مبارزه با تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی، مبارزه با انقلاب به اصطلاح سفید شاه و ملت، تحریم رفراندم، موضعگیری سیاسی امام خمینی نسبت به تصویب قانون کاپیتولاسیون در قالب سخنرانی که منجر به تبعید ایشان در سال 1343 گردید. مرحله دوم از تبعید در ترکیه، عراق و فرانسه تا بازگشت به کشور در سال 1357 است. در این مرحله که نهضت اسلامی در ایران با رهنمودها و اعلامیه های ایشان شتاب بیشتری گرفته بود، طرح و ارائه ولایت فقیه و حکومت اسلامی، مهمترین موضوع اسلامی است که  تا این زمان مورد بی اعتنایی قرار گرفته بود. (ولایت فقیه، 1391: 3)

شخصیت برجسته و نیرومند امام و جایگاه علمی، مذهبی ایشان در تماس مستقیم با مردم، قدرت ارتباط ایشان در کنار ماهیت پیام، یعنی تأکید بر اسلام به عنوان نیروی عمده اجتماعی، در برابر زیر پا گذاشتن اصول اسلامی از سوی رژیم شاه، بیشترین جلب توجه مردمی را به خود معطوف داشت. بدین ترتیب عامه مردم به ویژه طبقات متوسط و پایین جامعه، مهاجران و  محرومان که در معرض بیشترین فشارهای فرهنگی و اقتصادی رژیم بودند و اینکه ارزشهای تبلیغ شده از سوی رژیم در تقابل با ارزشهای مورد قبول آنان بود، (مجموعه مقالات سمینار انقلاب اسلامی و ریشه های آن، ج 2، 1374: 62) امام خمینی را به عنوان رهبر دینی و سیاسی خود پذیرفتند و هدایتگری ها و رهنمودهایشان را الگوی عمل دانستند. ملت ایران از سال 48 تا سال 57 پیامها و دستوالعمل های امام را که متناوباً از تبعیدگاه ایشان می رسید و به صورت مخفیانه دست به دست می گشت مورد توجه و عمل قرار دادند. در آستانه انقلاب اسلامی، با افزایش آگاهی عمومی، مشارکت عامه مردم در نهضت اسلامی گستردگی چشمگیری یافت و اراده جمعی، آنان را به سوی تمرکز بر تغییرات بنیادین نظام سیاسی و ارزشی حاکم سوق داد.

رویکرد و عکس العمل رژیم و احزاب  به طرح حکومت اسلامی

الف) رویکرد احزاب سیاسی به طرح تشکیل حکومت اسلامی

پس از پخش جزوه حکومت اسلامی در بین مردم، احزاب ملی ـ مذهبی کوچکترین واکنش مثبت و مؤثری از خود نشان ندادند. گروههای چپی نیز با استفاده گزینشی از بخشی از سخنان امام، سعی در تحریک مردم به مبارزه علیه رژیم پهلوی نمودند.(روحانی، ج 2، 698) با اینکه امام در سخنان شان دست یاری به سوی همه آنان که در راه اعتلای اسلام گام برمی داشتند، دراز نمود و از آنان خواست که در راه تشکیل حکومت اسلامی عاشورایی دیگر بسازند و نگذارند موضوع حکومت اسلامی به دست فراموشی سپرده گردد، احزابی مانند، لیبرالها، عناصر جبهه ملی، نهضت آزادی، مارکسیست ها و اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا در برابر طرح امام موضع منفی گرفتند و در نشریات خود نه تنها کوچکترین اشاره ای به آن نکردند، بلکه تلاش کردند که اسم حکومت اسلامی را نیز در نوشته ها و نشریات خود نیاورند.(سید حمید روحانی، ج 2، 1376: 700) آنان با این بهانه که نظریات امام نیاز به بررسی و تأمل بیشتری دارد، بی تفاوت از کنارش گذشتند.(همان، 702) بدین ترتیب ملی گرایان به همراه مارکسیست ها در مواقع ضروری و اظهار نظر سیاسی، به موقع عمل نکردند و خطاب به شاه با شعار "سلطنت آری حکومت نه"، به تنها گزینه ای که فکر نمی کردند، جایگزینی برای تغییر حکومت بود.

ب) واکنش رژیم پهلوی در برابر پیامها و سخنرانیهای امام

اقدامات رژیم شاه در جدایی دین از سیاست و جدا کردن مردم بویژه جوانان از اسلام و مذهب، پایمال کردن ارزشهای اسلامی و انحراف از راه مستقیم اسلام، تضعیف موقعیت روحانیت و از بین بردن مرکزیت حوزه های علمیه، برچسب ارتجاع و وابستگی و تهمت کهنه پرستی به روحانیت، (محمدرضا دهشیری، 1380: 54) امام خمینی را بر آن داشت، تا از حیثیت مذهبی مردم دفاع نمایند و برای جلوگیری از عملکردهای ضد اسلامی رژیم، ابتدا به تذکر و گوشزد اکتفا نمودند و سپس به انذار و هشدار پرداختند. ولی پس از گستاخی رژیم در تصویب اصول ششگانه انقلاب سفید با سخنرانیهای کوبنده، حکومت را تحت فشار سختی قرار دادند.امام خمینی اولین تلگراف اعتراضی خود را خطاب به شاه در 15 مهر 1341 و پس از آن 17 در مهر ارسال کردند و تلگراف های 15 و 28 مهر  را با هشدار شدیدالحنی خطاب به اسدالله علم (نخست وزیر وقت) و تلگراف 20 آذر را خطاب به رئیس شهربانی قم (حسین پرتو) ارسال و پیامدهای تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی را تذکر دادند و آنان را از تحریک افکار عمومی برحذر ساختند.(صحیفه امام، ج 1،1378: 78-122) پس از آن امام از هر فرصتی برای بیداری عمومی مردم استفاده کرده، طی پیامها، نامه ها، بیانات و سخنرانیهای متعدد، به افشاگری توطئه رژیم برای دور ساختن مردم از فضای اسلامی پرداختند، از جمله:

افشای اهداف و ماهیت رفراندوم غیر قانونی شاه در 2 بهمن 1341 در بین جمعی از متدینین تهران هشدار پیرامون رفراندوم شاه و لزوم هوشیاری و مقاومت علما و مردم در اواخر دی ماه و پس از اعلام برگزاری رفراندوم بیانات 3 بهمن در ضرورت عزل اسدالله علم پس از حوادث خونین دوم و سوم بهمن در قم و تهران و ورود شاه به ق  صادر کردن اعلامیه مشترک علما در غیر قانونی بودن طرح شرکت زنان در انتخابات در اسفند سال 1341

پیام 22 اسفند 1341 در اعتراض به زیر پا گذاشتن احکام ضروری اسلام و قرآنپیام 13 فروردین 1342 در ضرورت استیضاح علم و تهاجم عوامل رژیم به مدرسه فیضیه و ضرب و جرح مردم و طلاب نامه اردیبهشت 1342 در محکوم نمودن ارائه تسهیلات به بهایی ها جهت مسافرت به لندن و شرکت در محفل بهایی هها بیانات 10 اردیبهشت 1342 در افشای ماهیت اصلاحات ارضی، آزادی زنان و آزادی بیان رژیم. پیام 12 اردیبهشت 1342 در معرض خطر بودن اسلام و روحانیت... نمونه هایی از تلاش شکست ناپذیر امام خمینی در رو نمودن دست حکومت پهلوی بود.(همان، 133-199) در مراحل بعدی نهضت اسلامی و نشر ایده حکومت اسلامی، رژیم در صدد برآمد تا صدای بیداری مردم را خاموش سازد و از بررسی و تحقیق بیشتر طرح، پیشگیری به عمل آورد. رژیم شاه که همیشه مترصد فرصتی برای ضربه زدن به امام بود، (سید حمید روحانی، ج 1،1359: 556) سعی کرد از طرح مزبور نقطه ضعفی بیابد و علیه امام بکار گیرد. در نتیجه دست بکار شد و از سخنان امام جملاتی را که توهین به کشورهای عربی محسوب می شد، گزینش نمود و با این اقدام قصد تحریک کشورهای عربی را داشت. ولی در نهایت بغیر از دستگیری و بگیر و ببند مردم به خاطر در دست داشتن جزوه های حکومت اسلامی که در بین اقشار مردم پخش گردیده بود، طرفی نبست.(روحانی، ج 2، 706)همچنین ساواک به منظور جلوگیری و عدم گسترش اندیشه حکومت اسلامی در بین احاد مردم، به دستگیری و تبعید روحانیان متعهد و سخنگویان احکام اسلام در منابر و مساجد پرداخت. اگر چه چاپخانه ها و کتابفروشی ها و مراکز نشر نیز از پیگردهای ساواک خلاصی نیافتند، اما موج جدید ایده حکومت اسلامی با شروع ماه محرم، ساواک را بار دیگر به تکاپو انداخت تا گروههای بیشتری از مذهبی ها را روانه زندان سازد. (سید حمید روحانی، ج 2 ، 1376: 708)

نقش نهادهای مدنی در گرایش و گسترش طرح حکومت اسلامی در مردم

الف) تأثیر مساجد در تأسیس حکومت اسلامی

از مهمترین پایگاههای سنتی که در فرایند بسیج مردمی و سازماندهی حرکتهای انقلابی کارکرد ویژه ای دارند، مساجد هستند. زمینه اصلی مبارزه علیه استبداد نظام ستم شاهی، توسط سخنرانی های علما و روحانیون بویژه امام خمینی در میان مردم، در مساجد، تکایا، حسینیه ها، ایام محرم، ماه رمضان، اعیاد مذهبی... ساخته شد. حمله به مسجد گوهر شاد در زمان رضاشاه، کشتار مردم و به توپ بستن حرم امام رضا(ع) بوسیله روسها و به آتش کشیدن مسجد کرمان، نشانگر اهمیت مسجد در بسیج مردم و دشمنی حکومت پهلوی با آن است. (مجموعه مقالات سمینار انقلاب اسلامی و ریشه های آن، ج 2، 1374: 80) زیرا مفاهیم و عناصر لازم و کافی در فرهنگ سیاسی تشیع از موتورهای محرکه مبارزه علیه استبداد هستند. مفاهیمی مانند عاشورا، شهادت، جهاد، مستضعفین، استکبار... که باعث شور و تحرک بیشتر نیروهای مذهبی می گردیدند.(رسول جعفریان، 1387: 670) همچنین سخنگویان مذهبی در مناسبتهای مختلف مساجد را به عنوان کانون مبارزه برای افشاگری علیه اسلام ستیزی و اسلام زدایی رژیم انتخاب می کردند. مسجد جامع نارمک، مسجد هدایت، مسجد لرزاده، مسجد حضرت مهدی (عج)، مسجد سید عزیزالله، مسجد قبا... نمونه هایی از اینگونه مساجد فعال در تهران بودند که از کانونهای مؤثر مبارزه علیه رژیم بشمار می آمدند. خصوصاً مسجد قبا که پس از بسته شدن حسینیه ارشاد در سال 56 با استقبال بی سابقه و ازدحام باورنکردنی مردم تهران و شهرستانها روبرو گردید و فتح بابی برای سایر مساجد و منابر و همچنین پخش وسیع و آزاد اعلامیه های امام خمینی شد.(مهدی بازرگان، 1363: 26) این مسجد توانست نوعی همنوایی میان روشنفکران دینی و روحانیونی که سخنرانی می کردند، پدید آورد (شیخ فرشی، 359) و فرصتی برای نیروهای مذهبی فراهـم آورد که در قالـب برنامـه های مذهبی، فعالیت های سیاسی و مبارزاتی خود را دنبال کنند. همچنین مساجد به عنوان پایگاه مبارزین اسلامی به مرکز روشنگری، روشنفکری و حفظ اصالت اسلامی بدل گردید.(محسن سعیدی، 1393: 65) علاوه بر آن تشکیل جلسات روحانیون مبارز، چاپ و انتشار رساله عملیه، سخنرانی ها و اعلامیه های امام خمینی و تبیین مرجعیت امام برای مردم نیز جزو برنامه های برخی از مساجد بود.(علی کردی، 1386: 61)

 به فرموده امام خمینی، مسجد مرکز اجتماع سیاسی در صدر اسلام بود و" این مساجد هستند که نهضت را درست کرد." (صحیفه امام، ج 8، ص 60) در واقع، انقلاب اسلامی از مساجد شروع شد و از طریق نهادها و پایگاههای مذهبی و محافل مذهبی روحانیون گسترش یافت و در روزهای مذهبی به نقطه اوج رسید و بدون وجود تشکیلات سیاسی و حزبی در کوتاهترین زمان ممکن سراسر ایران را فرا گرفت. حتی اولین جرقه مرحله نهایی انقلاب اسلامی با توهین به امام خمینی که منجر به تظاهرات اعتراضی و کشته شدن تعدادی از طلاب علوم دینی در شهر قم گردید، زده شد. حوادث بعدی پس از شهادت آیت الله سید مصطفی خمینی اتفاق افتاد که مراسم های عزاداری باشکوهی در بسیاری از مساجد شهرها برگزار گردید.(محسن سعیدی، 1393: 39) تا بلاخره در ماه مبارک رمضان به صورت جدی و فراگیر در آمد و پس از نماز عید فطر اولین راهپیمایی عظیم تاریخی که تا آن زمان بی سابقه بود، در تهران و سراسر ایران برگزار شد. اعتراضات در ماه محرم به نقطه اوج رسید و با قاطعیت باید گفت تمام راهپیمایی های عظیم و تاریخی که به سقوط رژیم منجر شد در روزهای مذهبی و از مساجد آغاز شد. (محمد مسجد جامعی، 1361: 51)

از دیگر کارکردهای مسجد در بسیج مردم برای اشاعه فرهنگ اسلامی می توان به اجرای نمایشنامه‎های مذهبی، سخنرانیهای مذهبی، تفسیر قرآن، آموزشهای مذهبی، روضه خوانی، تکثیر و پخش نوارهای مذهبی و اعلامیه های امام خمینی، ایجاد تشکلهای مذهبی ـ سیاسی، تغذیه منابع مالی انقلابیون از طریق ایجاد صندوقهای قرض الحسنه، کارکردهای فرهنگی- دینی حسینیه ارشاد و... اشاره نمود که در توسعه نگرش مذهبی – سیاسی جوانان و مردم ایران نقش اساسی را بعهده داشت.(رسول جعفریان، 1387: 673-674) بطور کلی مسجد و احیای مجدد کارکرد آن و تبدیل آن به یک کانون مبارزه و مرکز فرماندهی، هسته اساسی تشکیلات انقلاب ایران را تشکیل می دهد.(حامد الگار، 1365: 154) امام خمینی با تأکید به اینکه مردم باید در مساجد و محافل مذهبی حاضر شوند، در پیشبرد و گسترش سریع نهضت کمک شایانی کرد. (صحیفه امام، ج 2، 452)

ب) نقش آگاهی بخشی روحانیت در گسترش نهضت اسلامی 

روحانیون به عنوان قشر پیشتاز، هدایتگر و مصلح به مراتب نقشی بالاتر از نقش احزاب سیاسی را در تغییرات اساسی در عرصه سیاسی داشته اند. روحانیون از طریق کانال مساجد، مراسم مذهبی در محله ها به اکثریت قشرهای جامعه دسترسی دارند. از سوی دیگر روحانیون وسیله ارتباطی بین مردم و مراجع تقلید نیز بوده اند. همین خصوصیت موجب انتقال افکار و نظریات فقهی از سویی و اندیشه ها و دستور العملهای سیاسی از سوی دیگر می باشد. (مجموعه مقالات، 82) تحرک سیاسی جامعه دینی ما متکی بر تقلید و تکلیف بود و مردم با رجوع به رهبران دینی خویش اخذ وظیفه و تکلیف کرده اند. (مجموعه مقالات، 255) واقعیت این است که چون علما، رهبری فقاهتی مردم را به عهده داشتند که ترکیبی از فرهمندی، مقام و شخصیتشان بود، علاوه بر اینکه محرک اصلی در بسیج توده های مردم بودند، در به حرکت درآوردن جنبش احیاگرانه اسلامی برای تأسیس حکومت اسلامی نیز تأثیر شگرفی گذاشتند. (احمد اشرف- علی بنو عزیزی، 1387: 154)نقش علما و بطور ویژه امام در یکپارچگی و وحدت گرایی مردم آنجا نمایان می شود که امام با توصیه به تمام گروهها و احزاب، آنان را از تشتت آراء بر حذر نمودند و به اتحاد فرامی خواندند.امام معتقد بودند در برابر حزب رستاخیز شاه باید "حزب خدا و حزب الله" بوجود آورد و همه باید در یک صف واحد علیه شاه قیام کنند.(صحیفه امام، ج 3، 395) نمونه های فراوانی از رهبری امام در بین مردم در دوران منحط پهلوی وجود دارد که قدرت نفوذ علما در بین مردم را آشکارتر می سازد.تبعیت مردم از روحانیان به عنوان متولیان و نگهبانان دین  هر کنش رژیم را با واکنش شدیدتر آنان، به عنوان یک قدرت عمومی واحد همراه می ساخت. اینگونه پذیرش و تبعیت بی قید و شرط از امام خمینی، باعث مشروعیت رهبری امام از سوی مردم شد.

ج) بازاریان و اصناف، خواهان حکومت اسلامی  

بازار پیوسته به عنوان بخش مهمی از اقتصاد ایران از قدرت ویژه ای برای تغییر ساخت سیاسی برخوردار بوده است. این قشر اجتماعی نگرش سنتی به مذهب داشته و بیش از اقشار دیگر به ادای مناسک دینی و عبادی ملزم هستند. حضور بازاریان از مشروطه تا انقلاب اسلامی در صحنه تحولات سیاسی- اجتماعی بسیار چشمگیر بوده است. هیئت های مذهبی ریشه در بازار داشته و عامل دور هم جمع شدن و ارتباطات قوی بودند. به دلیل همین اعتقادات مذهبی، بازاریان با مراجع تقلید و علما ارتباط دوستانه و برادرانه داشته و عموماً پشتیبان یکدیگر بوده اند.

ارتباط بازار با عموم مردم نیز ـ علاوه بر عرصه تأمین مایحتاج مردم ـ از طریق نهادهای اجتماعی و عام المنفعه مانند صندوق های خیریه و قرض الحسنه صورت می پذیرفت.(خواجه سروی، 1390: 168) بازاریان به اتکای روحانیت از لحاظ ایدئولوژیکی با گروههای چپ و ملی- مذهبی بر آمده از سالهای پس از مشروطه در تعارض سیاسی قرار داشتند. عموماً بازار از دو سو مورد تهاجم فکری نیروهای سیاسی قرار داشت. از سویی ملی مذهبی ها بازار را به عنوان عنصری که در رفتار سیاسی از روحانیت دفاع و حمایت می کرد مورد انتقاد قرار می دادند و از سوی دیگر مورد هجمه گروههای چپ که بازار را جریان بورژوازی سنتی می نامیدند، بود.(خواجه سروی، 169) از این رو بازار هیچگاه نتوانست به لحاظ فکری با اینگونه احزاب ارتباط منسجم و منظمی داشته باشد.بنابراین بازاریان همواره حاملان سنتهای مذهبی و ملی جامعه قلمداد می شدند.(به کیش، 1380: 219) قشر بازاری در طول دوران مبارزات سیاسی منجر به انقلاب اسلامی از کانونهای قوی برای تهیه و توزیع اعلامیه ها، نشریات مذهبی، ایجاد اعتصابات و تظاهرات ضد دولتی، تعطیلی و بستن حجره ها و مغازه ها در صورت بروز حوادث بشمار می رفتند و هیأت های موتلفه اسلامی تحت رهبری و مرجعیت امام خمینی در این فضا رشد و تحرک یافتند.

 

ادامه دارد...

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.