جایگاه سرمایۀ اجتماعی در تحقق تمدن نوین اسلامی در اندیشۀ امام خمینی قدس سرّه

مقدمه

تمدن نوین اسلامی از جمله موضوعات آرمانی است که ذهن علما و اندیشمندان برجستۀ اسلامی را به خود مشغول کرده است؛ به طوری که رهبر معظم انقلاب اسلامی، آیةالله خامنه‎ای یکی از مراحل پنج گانه انقلاب اسلامی ایران، بلکه مرحلۀ نهایی آن را نیل و وصول به تمدن نوین اسلامی معرفی کرده‎اند (خامنه ای، 6 /8 /1383). در این بین، یکی از مقولاتی که به اذعان بسیاری از اندیشمندان علوم اجتماعی، نقش بسیار مؤثر و قابل توجهی در تسهیل امور و پیشرفت جوامع دارد، سرمایۀ اجتماعی است. با توجه به این ویژگی در سرمایۀ اجتماعی، بررسی نقش و جایگاه سرمایۀ اجتماعی در تحقق تمدن نوین اسلامی از ضریب اهمیت بالایی برخوردار می‎شود. به ‎ویژه این که تاکنون پژوهش‎های زیادی که نسبت سرمایۀ اجتماعی و تمدن نوین اسلامی را بررسی کرده باشند، انجام نگرفته است. در این بین، امام خمینی(ره) به‎ عنوان یکی از علما و اندیشمندان برجستۀ جهان اسلام که رهبری انقلاب اسلامی را برعهده داشته است، از جملۀ کسانی است که در آثار و کلام خود، به مقولۀ تمدن و به طور کلی مباحث تمدنی اشاره نموده است. با این وجود، پژوهش‎های زیادی در این باره صورت نگرفته است. بلکه اندک پژوهش‎هایی که مسأله تمدن و تمدن نوین اسلامی را از دیدگاه امام خمینی بررسی کرده‎اند نیز از جامعیت لازم برخوردار نمی‎باشند و پاسخ‎گوی مسأله این پژوهش نیستند. به ویژه با توجه به این که تمدن نوین اسلامی مرحلۀ نهایی انقلاب اسلامی می‎باشد که رسیدن به آن مرحله در قدم اول نیازمند تولید ادبیات نظری متقن و گسترده‎ای است که به مثابۀ چراغ و نقشه راه، مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی را روشن می‎کند. لذا ضرورت دارد تحقیقات بیش تر و گسترده‎ای در اندیشۀ امام خمینی(ره) در بحث تمدن نوین اسلامی از جهات و ابعاد مختلف انجام پذیرد. نویسنده در این مقاله قصد دارد جایگاه سرمایۀ اجتماعی را در تحقق تمدن نوین اسلامی از دیدگاه امام خمینی بررسی نماید. لذا سؤال اصلی مقاله این است که در اندیشۀ امام خمینی(ره) سرمایۀ اجتماعی در تحقق تمدن نوین اسلامی چه جایگاهی دارد؟ برای پاسخ به این سؤال، بیانات و آثار امام خمینی در موضوع سرمایۀ اجتماعی و تمدن نوین اسلامی با استفاده از روش توصیفی  تحلیلی استنباطی بررسی خواهد شد.

تمدن

تمدن واژه‎ای است مشتق شده از کلمۀ «مدینه» و کلماتی هم چون «الحَضَر» (فراهیدی، 1414ق، ج1، ص394 و ج3، ص1686)، «المَدَنیۀ» و «الحَضارَة» در لغت عرب برای اشاره به مفهوم تمدن استعمال می‎شوند. واژۀ «Civilization» نیز در زبان انگلیسی بر مفهوم تمدن دلالت می‎کند. «شهرنشین شدن»، «خوی شهری گزیدن»، «هم‎کاری مردم یک جامعه برای ترقی و پیشرفت» از جملۀ معانی واژۀ تمدن در زبان فارسی هستند (معین، 1360، ج1، ص1139، ذیل واژه تمدن و عمید، 1371، ج1، ص615، ذیل واژۀ تمدن). تاکنون تعاریف اصطلاحی متعددی از تمدن، از سوی جامعه شناسان و تمدن‎پژوهان ارائه شده است که حاکی از نوعی مرزبندی با مقولۀ فرهنگ می‎باشد. در واقع از یک سو، ارتباطی که تمدن با فرهنگ دارد، سبب شده برخی به طور مطلق و یا مشروط، فرهنگ را همان تمدن معنا کنند (دورانت، 1331، ج1، ص19 و همو، 1337، ص3) و برخی نیز آن را مجموعه‎ای از فرهنگ‎ها بدانند (آراسته‎خو، 1369، ص273) و حتی کسانی که میان فرهنگ و تمدن قائل به تمایز شده‎اند نیز تمدن را دستاورد فرهنگ دانسته‎اند (خرمشاد، 1392، ش23، ص131 و زمانی ‎محجوب، 1395، ش9، ص137). از سوی دیگر، وقتی بر فرهنگ، تمدن اطلاق می‎گردد که دستاوردها و نظامات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، علمی و فنی مبتنی بر آن فرهنگ نیز شکل گرفته باشد. بنابراین، از آن جا که فرهنگ پایه و اساس تمدن را تشکیل می‎دهد و به لحاظ تاریخی نیز تمدن‎ها بر اساس فرهنگی خاص شکل گرفته‎اند (Baylis & Smith,1997, p.376 و خرمشاد، 1392، ش23، ص131)، به نظر می‎رسد تعاریف مختلف مذکور حاکی از اختلاف بنیادینی نباشد.

تمدن نوین اسلامی

تمدن نوین اسلامی، تمدنی است که با محوریت توحید به همۀ ابعاد فردی و جمعی و نیازهای مادی و معنوی انسان به صورت توأمان با هدف سعادت و تعالی توجه دارد. این تمدن، متحول و پویا می باشد که علاوه بر تأیید پیشرفت‎های بشر در عرصه‎های مختلف علمی، اجتماعی، فنی، صنعتی و غیره بر ارتقا و گسترش آن‎ها نیز تأکید می کند و برخلاف تمدن غربی که مبتنی بر جهان‎بینی مادی و ظالمانه است، تمدن نوین اسلامی مبتنی بر جهان‎بینی الهی و مبانی انسان‎شناسی و معرفت‎شناسی توحیدی است. لذا صبغه‎ای ایمانی، عادلانه و اخلاقی دارد. (خامنه ای، 9 /2 /1392) به عبارت دیگر، تمدن نوین اسلامی در صدد است تا علاوه بر استفاده از دستاوردهای حاصله از پیشرفت های علمی و تکنولوژیکی بشر و نیز توجه به رفاه و آسایش مادی، آرامش معنوی انسان را نیز تأمین نماید (فرمهینی فراهانی، 1395، ش67، ص84). در تمدن نوین اسلامی در پرتو ایمان و توحید، بر کرامت بشر به معنای واقعی کلمه تأکید می‎گردد و پیشرفت همه‎جانبه، برای تمامی بشریت بی هیچ تبعیض، استعمار و استثماری محقق می‎شود.

این تمدن دارای علم خواهد بود، دارای صنعت هم خواهد بود، دارای پیشرفت هم خواهد بود و این مکتب، هدایت کننده و اداره کنندۀ همۀ این ها خواهد شد.آن که مکتب توحید را مبنای کار خودش قرار می‎دهد، آن جامعه‎ای که به دنبال توحید حرکت می‎کند، همۀ این خیراتی را که متوقف بر تمدن سازی است، به دست خواهد آورد؛ یک تمدن بزرگ و عمیق و ریشه‎دار خواهد ساخت و فکر و فرهنگ خودش را در دنیا گسترش خواهد داد.» (خامنه ای، 23 /7 /1391)

نوین بودن تمدن اسلامی از دیدگاه مقام معظم رهبری، حکایت‎گر نوعی تمایز نسبت به تمدن پیشین اسلامی و تمدن کنونی غرب می باشد. تمایز تمدن نوین اسلامی با تمدن غرب، از جهت اختلاف در مبانی است که تفاوت در سبک زندگی را موجب می شود. تمایز تمدن نوین اسلامی با تمدن پیشین اسلامی نیز به جهت روزآمدشدن با توجه به اقتضائات زمانی و مکانی می باشد. (زمانی ‎محجوب، 1395، ش9، ص136 و خامنه ای، 9 /2 /1392 و 23 /7 /1391)

تمدن نوین اسلامی از دیدگاه امام خمینی(ره)؛ شاخص‎ها و ویژگی‎ها

بررسی آثار امام خمینی(ره) در موضوع تمدن نشان می‎دهد که ایشان به برخی ویژگی های مرتبط با تمدن اشاره داشته‎اند که می توان مفهوم تمدن نوین اسلامی را استنباط کرد.

اولین ویژگی تمدن در اندیشۀ امام خمینی(ره) آزادی است و تنها مکاتب توحیدی می‎توانند به انسان، آزادی حقیقی اعطا نمایند و ضامن ایجاد کشوری متمدن باشند (امام خمینی، 1378، ج9، ص82). از دیدگاه ایشان، آزادی مردم از استبداد داخلی و داشتن آزادی بیان و رأی و نیز آزادی از استعمار خارجی و استقلال از دخالت و سلطۀ بیگانگان، اولین مرتبۀ تمدن و ضامن متمدن بودن یک کشور می باشد.

«اول مرتبه تمدن، آزادی ملت است. ... مملکت متمدن آن است که آزاد باشد، مطبوعاتش آزاد باشد، مردم آزاد باشند در اظهار عقاید و رأیشان.» (همان، ج5، ص33-32)

از دیدگاه امام خمینی(ره) استقلال فکری (همان، ج9، ص202) و فرهنگی از جملۀ ویژگی‎های تمدن می‎باشد؛ زیرا فرهنگ در رأس تمدن قرار دارد و میان فرهنگ و تمدن باید نوعی هماهنگی وجود داشته باشد. لذا از دیدگاه امام، فرهنگ دوران رژیم پهلوی به دلیل وابسته بودن و منحط بودن نمی‎توانست ایجادکنندۀ تمدنی بزرگ در ایران باشد (همان، ج4، ص270-269). «هنگامی که شاه ادعا می کند که ایران را به مرز «تمدن بزرگ» می رساند، دروغ می گوید و این مطلب را بهانه قرار داده است تا ریشه استقلال مملکت را قطع کند و خون مردم را جاری سازد.» (همان، ج3، ص369)

یکی دیگر از ویژگی‎های تمدن در اندیشۀ امام خمینی(ره) پیشرفت‎های علمی و صنعتی است. از دیدگاه ایشان، همۀ مظاهر تمدن؛ اعم از ابتکارات، اختراعات و صنایع پیشرفته بشری مورد تأیید می‎باشد و هیچ‎یک از مکاتب توحیدی با چنین مظاهری مخالفتی ندارند، بلکه علم و صنعت مورد تأکید دین اسلام و قرآن مجید است (همان، ج1، ص406) و انبیای الهی نیز همۀ مظاهر تمدن را قبول دارند. (همان، ج8، ص517)

فسادستیزی یکی دیگر از ویژگی‎های تمدن مورد نظر امام خمینی(ره) است. از دیدگاه ایشان تمام آثار تجدد و تمدن در اسلام مجاز است، جز آن مواردی که با مصالح ملت مخالف بوده و مستلزم فساد اخلاق و عفت است. (همان، ج6، ص262؛ ج4، ص427 و ج5، ص216)

ما با جمیع آثار تمدن موافقیم و مایلیم که مملکت ما مجهز بشود به جمیع آثار تمدن، لکن نه به آن طور که شاه عمل کرد. شاه تمام آثار تمدن را در ایران به یک آثار فاسدکننده مفسد درآورد: سینماها را محل فساد درست کرد، اخلاق جوان‎های ما را فاسد کرد، مراکز فحشا را زیاد کرد،... ما با این ها مخالفیم و اما با آثار تمدن و پیشروی به هیچ وجه مخالف نیستیم. (همان، ج5، ص500)

از دیدگاه امام خمینی(ره) دین اسلام دارای پیشرفته‎ترین حکومت است و این حکومت نیز به هیچ وجه با تمدن مخالفتی ندارد. بلکه از پایه‎گذاران تمدن بزرگ در جهان بوده است. به اعتقاد ایشان هر کشوری که به قوانین اسلامی عمل کند، بی تردید از پیشرفته‎ترین کشورها می‎شود. (همان، ص204) «اسلام است که همه را به سِلم دعوت می کند و همه را می خواهد با رفاه زندگی کنند و تمدن صحیح در اسلام است؛ چنان چه حُرّیت صحیح در اسلام است.» (همان، ج8، ص309)

در مجموع تمدن نوین اسلامی از منظر امام خمینی(ره) تمدنی می‎باشد در چارچوب قوانین و اخلاق اسلامی که مردم در آن با هدف رسیدن به روحانیت و تعالی توحیدی از آزادی، استقلال، رفاه و پیشرفت‎های علمی و صنعتی برخوردار هستند و می‎توان گفت تعابیری هم چون «تمدن صحیح» (همان)، «تمدن الهی، تمدن رسول اللهی» (همان، ج6، ص343) در اندیشۀ امام خمینی(ره) بر این مفهوم از تمدن نوین اسلامی دلالت دارد.

اسلام آمده است که این طبیعت را بکشد طرف روحانیت، مهار کند. طبیعت را به همان معنایی که همه می گویند، آن هم می گوید این جور نیست که به طبیعت کار نداشته باشد. تمدن را به درجه اعلایش اسلام قبول دارد و کوشش می کند برای تحققش؛ ... او به این نگاه می کند که بکشدش طرف روحانیت، بکشدش طرف توحید... . (همان، ج8، ص415)

شاخص ها و ویژگی های تمدن نوین اسلامی.JPG

سرمایۀ اجتماعی؛ عناصر و مؤلفه‎ها

سرمایۀ اجتماعی که در زبان انگلیسی Social Capital نام دارد، یکی از انواع سرمایه‎های بشری می‎باشد که در تسهیل تحقق اهداف فردی و جمعی نقش دارد و افزایش دهندۀ ضریب موفقیت است. اهمیت و ضرورت سرمایه اجتماعی به جهت جایگاه و نقش مهم ایجابی و سلبی آن در جامعه است. زیرا این سرمایه از یک سو به بهره‎وری فردی و جمعی در جامعه کمک می‎کند و از سوی دیگر، بدون وجود آن، دست یابی موفقیت‎آمیز جامعه به اهدافش با مشکل مواجه می‎گردد. (خضری، 1385، ش31، ص33) لذا سرمایۀ اجتماعی در کنار سرمایۀ طبیعی، سرمایۀ تولیدشده و سرمایۀ انسانی، یکی از چهار جزء ثروت ملل در نظریۀ توسعۀ پایدار معرفی می‎گردد (شریفیان ‎ثانی، 1380، ش2، ص10-9). نظریه‎پردازانی هم چون «کلمن»، «پاتنام»، «فوکویاما» و «داگلاس» سرمایۀ اجتماعی را در سطوح مختلف خرد (سطح روابط بین افراد؛ مثل خانواده و سطح انجمن‎ها و سازمان‎های واسطه؛ مثل شرکت‎ها و احزاب سیاسی) و کلان (سطح حکومت و نهادهای وابسته) (همان، ص12) تعریف کرده‎اند. در مجموع، سرمایۀ اجتماعی به ویژگی‎هایی هم چون شبکه‎ها، هنجارها و اعتماد اجتماعی، در روابط اجتماعی اطلاق می‎گردد که هماهنگی و هم کاری اعضا را در جهت رسیدن به اهداف مشترک و منافع متقابل آسان می‎نماید. (Putnam, 1995, p.67) سرمایۀ اجتماعی به دو نوع سرمایۀ اجتماعی شناختی و سرمایۀ اجتماعی ساختاری تقسیم می‎شود. (Parts, 2013, p.96 و افسری و علیزاده، 1395، ش23، ص47) توجه به ارزش‎ها، عقاید و هنجارهای تأثیرگذار در روابط میان انسان‎ها در سرمایۀ اجتماعی شناختی محوریت دارد که اعتماد اجتماعی و هنجارهای اجتماعی از جملۀ مصادیق این نوع می‎باشند. اما توجه به کمیت مشارکت افراد در گروه‎ها، سازمان‎ها و شبکه‎های اجتماعی و تعداد و انواع آن‎ها در سرمایۀ اجتماعی ساختاری محوریت دارد. (افسری و علیزاده، 1395، ش23، ص47) به طور کلی اعتماد اجتماعی، هنجارهای اجتماعی و شبکه‎های اجتماعی، سه عنصر اصلی در سرمایۀ اجتماعی می‎باشند که میزان کیفیت و کمیت آن‎ها توصیف کنندۀ سطح سرمایۀ اجتماعی در روابط میان انسان‎ها در جامعه است.

اعتماد اجتماعی عبارت است از تمایل فرد به پذیرش خطر در یک موقعیت اجتماعی، مبتنی بر اطمینان به این که دیگران به گونۀ مورد انتظار عمل کرده و از او حمایت خواهند کرد. اعتماد در واقع شاخصی مناسب برای ارتباطات مثبت و متقابل تلقی می‎شود که در نتیجه تکرار برخی تعامل‎ها در طول زمان تحت شرایط اجتماعی و اقتصادی در جامعه به وجود می‎آید (همان). وجود عنصر اعتماد در کلیۀ روابط اجتماعی؛ اعم از خرد و کلان، آثار و فواید چشم‎گیری هم چون افزایش استقلال و توانایی فردی و گروهی، تسهیل و تسریع امور، کاهش هزینه‎ها را در پی دارد. (ابوالحسنی، 1392، ش4، ص73-72) در واقع ارتباط مستقیمی میان اعتماد و هم کاری وجود دارد؛ به‎گونه‎ای که هر چقدر سطح اعتماد در جامعه بیش تر شود، هم کاری نیز بیش تر می‎گردد. (تاجبخش، 1384، ص292 و ابوالحسنی، 1392، ش4، ص73) در سرمایۀ اجتماعی به طور عمده به ‎ویژه با توجه به شاخصۀ مشارکت مدنی، اعتماد عمومی مورد توجه است، نه اعتماد مبتنی بر دانش و نه اعتماد عشیره‎ای. اعتماد عمومی از یک سو نشان دهندۀ آمادگی اعضای جامعه جهت هم کاری با یک دیگر و از سوی دیگر نیز نشان دهندۀ آمادگی آنان جهت ورود در فعالیت‎های مدنی است. به بیان دیگر، وجود اعتماد عمومی؛ هم افزایش‎دهندۀ مشارکت مدنی و پای بندی به تعهدات و هم کاهش‎دهندۀ روحیۀ فرصت طلبی و هزینه های کنش جمعی است. (خضری، 1385، ش31، ص35-34)

اما هنجارهای اجتماعی نقش به سزایی در به وجودآمدن هم کاری اجتماعی دارند. هنجارها از آن جهت که در روابط میان افراد تأثیرگذاری مثبت دارند و سبب افزایش تعامل آن ها با یک دیگر می‎شوند، به عنوان سرمایۀ اجتماعی به شمار می‎روند. (افسری و علیزاده، 1395، ش23، ص47) در واقع هنجارها با بالابردن سطح اعتماد میان افراد در جامعه، افزایش هم گرایی و هم کاری اجتماعی را موجب می‎گردند (ابوالحسنی، 1392، ش4، ص75). به بیان دیگر، هنجارهای اجتماعی، سبب رعایت مقررات، قواعد و سیاست‎ها در جامعه می‎شوند و مشارکت و هم کاری افراد و شهروندان جامعه را در سطح خرد و کلان ایجاد می‎کنند. (همان، ص85)

مشارکت در قالب شبکه‎های اجتماعی، به عنوان یکی از عناصر سرمایۀ اجتماعی عبارت است از مشارکت افراد در شبکه‎های رسمی و گروه‎های اجتماعی؛ اعم از گروه‎ها و سازمان‎های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، تخصصی و غیره که بر آن مشارکت اجتماعی نیز اطلاق می‎شود. (kaasa , 2009, p.221 و افسری و علیزاده، 1395، ش23، ص47) شبکه‎های اجتماعی از آن جهت که باعث هم کاری مردم با یک دیگر می‎گردند و سبب تحصیل منافع دوطرفه می‎شوند، لذا زیربنای هم بستگی اجتماعی را ایجاد می‎کنند. در این شبکه‎ها اعتماد نیز افزایش می‎یابد و این خود، سبب کاهش انگیزه‎های عهدشکنی و فضای غیر شفاف می‎گردد و در نتیجه، هم کاری‎ها تقویت و افزایش می‎یابد. شبکه‎های مشارکت مدنی، به عنوان یکی از انواع و بخش‎های شبکه‎های اجتماعی محسوب می‎شوند. (ابوالحسنی، 1392، ش4، ص75-73)

سرمایه اجتماعی؛ عناصر و مؤلفه ها.JPG

جایگاه سرمایۀ اجتماعی در تحقق تمدن نوین اسلامی

در این قسمت، دیدگاه امام خمینی(ره) در مورد جایگاه سرمایۀ اجتماعی در تحقق تمدن نوین اسلامی با محوریت سه عنصر اعتماد اجتماعی، شبکه‎های اجتماعی و هنجارهای اجتماعی بررسی می‎شود.

اعتماد اجتماعی و تمدن نوین اسلامی از دیدگاه امام خمینی(ره)

اعتماد اجتماعی به عنوان یکی از عناصر سرمایۀ اجتماعی، از جایگاه مهمی در اندیشۀ امام خمینی(ره) برخوردار است. از دیدگاه امام خمینی عنصر اعتماد اجتماعی نقش تأثیرگذاری در حدوث و بقای انقلاب اسلامی، به عنوان مقدمۀ تحقق تمدن نوین اسلامی دارد. در واقع به ثمررسیدن انقلاب اسلامی ایران، به اعتقاد امام، حاصل اعتماد مردم به اسلام و روحانیت انقلابی بود. (امام خمینی، 1378، ج11، ص460) به عبارت دیگر، اعتماد اجتماعی به وجودآمده در ایام انقلاب، قیام و حرکت عظیمی را در جامعه اسلامی ایران ایجاد نمود که هدف آن از یک سو، محو آثار و وضعیت طاغوتی توأم با استبداد، وابستگی، فساد و عقب‎ماندگی بود و از سوی دیگر نیز در صدد تحقق آرمان‎های اصیل اسلامی هم چون آزادی، استقلال، پیشرفت، اخلاق و تشکیل حکومت اسلامی بود. (همان، ج3، ص389-368)

حکومت اسلامی مساوی است با پیش گرایی و تمدن و ترقی؛ نه مخالف برای آن است. زیرِ سلطه شاه، مملکت رو به تنزل و ارتجاع است. جوان‎های ما، و فرهنگ ما را عقب نگه داشته است... نظام حاکم وابسته است به غیر؛ و وابستگی ارتجاع است. اقتصاد ما شکست خورده، به غیر وابسته است، ارتجاعی است... ملت مستقل، مملکت مستقل، اقتصاد مستقل را ما می خواهیم، اما شاه مانع است. ما و ملت علیه شاه قیام کرده است. (همان، ج5، ص69)

به بیان دیگر، از آن جا که در نظام استبدادی میان مردم و حکومت بی اعتمادی وجود دارد. (همان، ج3، ص417، ج5، ص316 و ج4، ص369) لذا چنین جامعه ای از سطح پایینی از سرمایۀ اجتماعی برخوردار می‎باشد و این امر نیز مسیر پیشرفت را در آن جامعه با مشکل جدی مواجه می‎کند. در مقابل، در حکومت اسلامی و مردم‎سالاری دینی به دلیل وجود ویژگی‎های مترقی هم چون آزادی، اخلاق، استقلال و... عنصر اعتماد اجتماعی در جامعه ایجاد و تقویت می‎شود و این امر نیز مسیر پیشرفت و تمدن‎سازی را هموار می‎سازد.

از دیدگاه امام خمینی(ره) عنصر اعتماد اجتماعی همانند تأثیری که در ایجاد انقلاب اسلامی داشت، پس از انقلاب اسلامی نیز نقش به سزایی در تحقق و گسترش آرمان‎های انقلاب اسلامی به‎ویژه پیشرفت‎های علمی و صنعتی، رفاه و اخلاق مداری دارد. وجود روحیۀ تعاون و هم کاری در جامعه یکی از ثمرات عنصر اعتماد اجتماعی می‎باشد که به اعتقاد امام خمینی(ره) مصونیت، ترقی و تعالی از آثار آن است.

تا این روح تعاون و تعهد در جامعه برقرار است، کشور عزیز از آسیب دهر ان شاء اللَّه تعالی مصون است... و وصیت من به همه آن است که با یاد خدای متعال به سوی خودشناسی و خودکفایی و استقلال، با همه ابعادش به پیش و بی تردید دست خدا با شما است، اگر شما در خدمت او باشید و برای ترقی و تعالی کشور اسلامی به روح تعاون ادامه دهید. (همان، ج 21، ص450)

به عبارت دیگر، به اعتقاد امام خمینی(ره) جریان داشتن عنصر اعتماد در جامعه، نه تنها هم کاری مردم با حکومت را در پی دارد، بلکه موجب فداکاری مردم در راه حفاظت از حکومت و هم چنین پیشرفت و تحقق آرمان‎های مادی و معنوی نیز می‎گردد. لذا امام خمینی نسبت به عواقب جدایی مردم از حکومت هشدار می‎دهند و بر اتحاد آن دو تأکید دارند.

دولت و مردم نبایستی از یک دیگر جدا باشند، اگر جدا شدند، ملت از گرفتاری دولت خوشنود می شود و مردم از مالیات و کار می دزدند، ولی هر گاه یکی باشند، مردم گلیم زیر پای خود را در مواقع لزوم می فروشند و به دولت می دهند تا رفع نیاز دولت بشود. (همان، ج1، ص123-122)

بر این اساس، حضرت امام، برای مرتفع شدن مشکلات و رسیدن به پیشرفت، کارگزاران نظام را به دوستی با مردم و به دست آوردن دل‎های آنان سفارش می‎کند. به اعتقاد ایشان، لازمۀ این امر نیز تعهد به اجرای احکام اسلام، پاک دستی، تخصص و خدمت کردن مسؤولان به مردم است. زیرا در این شرایط است که عنصر اعتماد، ایجاد و تقویت می‎شود. (امام‎جمعه‎زاده و مهرابی‎ کوشکی، 1394، ش42، ص135-133) و با پشتیبانی و حمایت مردم، نظام اسلامی برای تحقق آرمان‎ها استمرار می‎یابد.

با ملت‎های خودتان دوست باشید و آن ها پشتیبان شما و شما خدمت گزار آن ها. اگر ملت ها احساس بکنند که دولت‎ها برای پشتیبانی و خدمت به آن ها آمدند، هیچ اشکال نیست که آن ها هم در خدمت حاضرند و بیش تر حاضرند. این مشکله به دست خود دولت‎هاست که حل کنند و مع‎الأسف نمی کنند. این یکی از مشکلات ماست که تا این مشکل حل نشود، امید این‎که ما بتوانیم با ابرقدرت‎ها مخالفت کنیم و بتوانیم آن ها را از ممالک خودمان بیرون کنیم، نیست. (امام خمینی، 1378، ج10، ص417)

کاری بکنید که دل مردم را به دست بیاورید. پایگاه پیدا کنید در بین مردم، وقتی پایگاه پیدا کردید، خدا از شما راضی است، ملت از شما راضی است، قدرت در دست شما باقی می ماند و مردم هم پشتیبان شمایند، اگر یک کسی بیاید بخواهد به شما یک تعدی بکند، ملت به او حمله می کند. به خلاف این که اگر مردم دیدند که این ها با آن ها نیستند. (همان، ج7، ص517)

یکی از لوازم تحقق و استمرار آرمان‎های انقلاب اسلامی؛ اعم از پیشرفت‎های مادی (علمی، صنعتی، رفاه، آزادی، استقلال، فسادستیزی و...) و معنوی (اخلاق مداری و روحانیت و تعالی الهی) وجود وحدت و انسجام اجتماعی است. اهمیت وحدت و انسجام؛ به گونه‎ای است که در منابع اصیل اسلامی نیز بر آن تأکید شده است: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا» (آل عمران(3): 103) نظریه‎پردازان توسعه نیز بر وحدت و یک پارچگی اجتماعی، به عنوان یکی از عوامل پیشرفت اشاره کرده‎اند. (گن‎ذیر، 1369، ص185 و وینر و دیگران، 1350، ص154) وحدت و انسجام اجتماعی در واقع از مهم ترین آثار عنصر اعتماد اجتماعی محسوب می‎شود که در اندیشۀ امام خمینی(ره) نیز بر آن بسیار تأکید شده است. به اعتقاد ایشان، وحدت از یک سو، استقلال جوامع اسلامی از سلطۀ مستکبران را موجب می‎شود و از سوی دیگر، ضمن حلّ مسائل و مشکلات مسلمانان، سعادت آنان را نیز به دنبال خواهد داشت. (امام خمینی، 1378، ج8، ص308) از دیدگاه امام خمینی، به وجودآمدن تفرقه و اختلاف در جامعه سبب سلب اعتماد اجتماعی نسبت به مسؤولان می‎گردد (همان، ج 21، ص156-155) و این امر نیز موجب شکست انقلاب اسلامی و ازدست دادن آزادی و استقلال (همان، ج 7، ص 349) که از ویژگی‎های ضروری تمدن نوین اسلامی است، می‎گردد.

بی تردید رمز بقای انقلاب اسلامی، همان رمز پیروزی است و رمز پیروزی را ملت می داند و نسل‎های آینده در تاریخ خواهند خواند که دو رکن اصلی آن: انگیزه الهی و مقصد عالی حکومت اسلامی و اجتماع ملت در سراسر کشور با وحدت کلمه برای همان انگیزه و مقصد. این جانب به همه نسل های حاضر و آینده وصیت می کنم که اگر بخواهید اسلام و حکومت اللَّه برقرار باشد و دست استعمار و استثمارگرانِ خارج و داخل از کشورتان قطع شود، این انگیزه الهی را که خداوند تعالی در قرآن کریم بر آن سفارش فرموده است، از دست ندهید و در مقابل این انگیزه که رمز پیروزی و بقای آن است، فراموشی هدف و تفرقه و اختلاف است. (همان، ج 21، ص404)

شبکه‎های اجتماعی و تمدن نوین اسلامی امام خمینی(ره)

شبکه‎های اجتماعی به مثابۀ بستر مشارکت داوطلبانه، به عنوان یکی از عناصر سرمایۀ اجتماعی از اهمیت ویژه‎ای در اندیشۀ امام خمینی(ره) برخوردار می‎باشد. یکی از لوازم تحقق تمدن نوین اسلامی، حضور و مشارکت داوطلبانۀ مردم در عرصه‎های مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، علمی و... جامعه می‎باشد. امام خمینی نیز بر حضور و مشارکت مردم برای تحقق آرمان‎های تمدن‎ساز انقلاب اسلامی تأکید داشتند. بر این اساس، ایشان در سطح کلان با طرح نظریۀ مردم‎سالاری دینی در قالب جمهوری اسلامی، زمینه‎ساز مشارکت داوطلبانه مردم برای تعیین سرنوشت خود در عرصه‎های مختلف سیاسی، فرهنگی و اقتصادی جامعه گشتند. البته این مشارکت در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، در قالب حضور در تظاهرات‎ها و راهپیمایی های انقلابی علیه نظام استبدادی و وابستۀ ارتجاعی پهلوی متجلی شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز در قالب حضور در همه‎پرسی و انتخابات متعدد و دفاع مقدس نمود یافت که در واقع عینیت‎بخشی به آزادی و استقلال و حفاظت از آن دو، جهت تحقق دیگر آرمان‎ها، ویژگی‎ها و عناصر مادی و معنوی تمدن نوین اسلامی محسوب می‎شود. در سطح خرد نیز امام خمینی(ره) در راستای سرعت بخشیدن به تحقق آرمان‎های تمدنی انقلاب اسلامی از طریق توسعه و گسترش مشارکت‎های داوطلبانه، برخی شبکه‎های اجتماعی هم چون بسیج و جهاد سازندگی را تأسیس و برخی دیگر از شبکه‎های اجتماعی هم‎چون شبکۀ مساجد را احیا و فعال نمود.

شبکه بسیج از جملۀ شبکه های اجتماعی محسوب می‎شود که به ابتکار امام خمینی تأسیس گردید و زمینۀ گسترش مشارکت داوطلبانه و همگانی مردم را در عرصه‎های مختلف مورد نیاز کشور؛ اعم از دفاعی، خدماتی، علمی و... فراهم نمود. عمل کرد چشم گیر شبکه بسیج در دوران دفاع مقدس در خط مقدم و بخش‎های مختلف پشتیبانی از جمله مصادیق بارز مشارکت داوطلبانه در جهت حفاظت از دستاوردهای انقلاب اسلامی به ویژه استقلال و تمامیت ارضی می‎باشد. کارکرد این شبکه پس از دوران جنگ تحمیلی نیز ادامه یافت؛ به گونه ای که حضور داوطلبانه و اقدامات جهادی این شبکه از یک سو در عرصه‎های مختلف علمی، پژوهشی و صنعتی، پیشرفت‎های عظیمی را در حوزه‎های هسته‎ای، هوافضا، نانو، سلول‎های بنیادین، موشکی و غیره را رقم زد و از سوی دیگر، در عرصۀ خدماتی نیز با محرومیت‎زدایی از مناطق محروم و روستاها و کمک‎رسانی در حوادث طبیعی هم چون سیل، زلزله و... اقدامات تأثیرگذاری را در راستای تحقق آرمان‎های تمدنی انقلاب اسلامی انجام داد. از جهت امنیتی نیز شبکۀ بسیج در راستای حفاظت از استقلال و دیگر دستاوردهای انقلاب اسلامی در قالب مدافعان وطن و حرم، اقدامات برجسته‎ای انجام داد. این ویژگی تمدنی در شبکۀ بسیج، در واقع ریشه در شکل‎گیری اقدامات و روابط اعضا بر اساس مبانی اعتقادی اسلامی و اخلاص دارد که این امر، سبب افزایش سطح اعتماد میان اعضا می‎شود و در سطح کلان نیز سبب تولید اعتماد در جامعه می‎گردد. در نتیجه، سطح هم کاری و هم‎دلی شهروندان در پیشبرد اهداف تمدنی جامعه اسلامی افزایش می‎یابد. به همین دلیل است که از دیدگاه امام خمینی(ره) تشکیل بسیج از برکات خداوند متعال و مصداق کامل خلوص، فداکاری و درخت تناور و پرثمر شمرده می‎شود.

تشکیل بسیج در نظام جمهوری اسلامی ایران یقیناً از برکات و الطاف جلیه خداوند تعالی بود که بر ملت عزیز و انقلاب اسلامی ایران ارزانی شد. در حوادث گوناگون پس از پیروزی انقلاب، خصوصاً جنگ، بودند نهادها و گروه‎های فراوانی که با ایثار و خلوص و فداکاری و شهادت طلبی، کشور و انقلاب اسلامی را بیمه کردند. ولی حقیقتاً، اگر بخواهیم مصداق کاملی از ایثار و خلوص و فداکاری و عشق به ذات مقدس حق و اسلام را ارائه دهیم، چه کسی سزاوارتر از بسیج و بسیجیان خواهند بود! بسیج، شجره طیبه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفه های آن بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق می دهد. بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش بر گل دسته های رفیع آن، اذان شهادت و رشادت سر داده اند. بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی است که تربیت یافتگان آن، نام و نشان در گمنامی و بی نشانی گرفته اند. بسیج لشگر مخلص خداست که دفتر تشکل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضا نموده اند. من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه می خورم و از خدا می خواهم تا با بسیجیانم محشور گرداند؛ چرا که در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجی ام. (همان، ص194)

شبکۀ مساجد نیز یکی دیگر از شبکه‎های اجتماعی در اندیشۀ امام خمینی(ره) محسوب می‎شود که ایشان با احیای کارکردهای اصلی شبکه مساجد، زمینۀ مشارکت داوطلبانه مردم را در عرصه های مختلف جامعه فراهم کردند. از دیدگاه امام خمینی، مسجد جایگاه مهمی در نظام اسلامی دارد؛ به گونه‎ای که مرکز سیاست در جهان اسلام بوده است.

مسجد وقتی نماز در آن بر پا می شده است، تکلیف معین می کرده اند، جنگ‎ها از آن جا شالوده اش ریخته می شده است، تدبیر ممالک از آن جا، از مسجد شالوده اش ریخته می شده است. مسجد مثل کلیسا نیست... لکن مسجد مسلمین در زمان رسول خدا 9 و در زمان خلفایی که بودند  هر جور بودند  مسجد مرکز سیاست اسلام بوده است. (همان، ج2، ص32-31)

بعد فرهنگی تمدن نوین اسلامی به ویژه شاخص اعتقادی توحیدی و اخلاقی، از جملۀ کارکردهای برجستۀ شبکۀ مساجد به شمار می آید. بر این اساس، امام خمینی(ره) نیز بر ارتباط مستمر مردم با مساجد تأکید دارند. به عبارت دیگر، بر اثر روابطی که در شبکۀ مساجد بر اساس ایمان و تقوا شکل می‎گیرد، اعتماد اجتماعی ایجاد و تقویت می‎شود. این امر نیز خود، سبب وحدت و انسجام و به تبع آن هم دلی و هم کاری در جامعه می‎شود که تحقق اهداف تمدن نوین اسلامی به ویژه اهداف فرهنگی آن را تسهیل می‎کند.

لازم است در این موقع حساس که بیش از هر وقت احتیاج به اجتماعات اسلامی داریم، ملت مسلمان ما به مساجد در تمام بلاد رو آورند و نهضت را از راه مساجد که دژهای محکم اسلام است، زنده نگه دارند و با شعارهای اسلامی، نهضت را به پیش ببرند. (همان، ج9، ص238)

در مجموع، امام خمینی(ره) با تأسیس نهادهایی هم چون جهاد سازندگی و بسیج اجتماعی، در واقع شبکه های اجتماعی را در جامعه ایجاد نمودند که ارتباطات در آن‎ها به صورت افقی بوده؛ به این معنا که کنش‎های افراد در آن‎ شبکه‎ها متقابل، برابر و ایجادکنندۀ صمیمیت میان افراد آن است. از دیدگاه امام خمینی مشارکت داوطلبانۀ مردم به ‎ویژه در قالب شبکه‎های بسیج اجتماعی و جهاد سازندگی برای حل مشکلات و مسائل جامعه امری ضروری است. به اعتقاد ایشان، بدون مشارکت مردم، دولت به تنهایی نمی‎تواند در تحقق اهداف تمدنی مادی و معنوی انقلاب اسلامی موفق شود (همان، ج20، ص56). «ایران مال خود شماست و خود شما باید او را بسازید و اگر همه ملت در این امر؛ در امر سازندگی همت نکند، کارها زمین می ماند.» (همان، ج12، ص68)

هنجارهای اجتماعی و تمدن نوین اسلامی از دیدگاه امام خمینی(ره)

هنجارهای اجتماعی به عنوان یکی دیگر از عناصر سرمایۀ اجتماعی از جایگاهَ مهمی در اندیشۀ امام خمینی(ره) برخوردار می‎باشد. امام خمینی معتقدند توجه به مبانی اخلاقی و عمل به آن ها در جامعه نقش به سزایی در سلامت روابط اجتماعی و هم کاری میان افراد جامعه دارد و این امر نیز در تحقق ویژگی‎ها و عناصر تمدن نوین اسلامی تأثیرگذار است. دوستی، مواصلت، نیکی به یک دیگر، مودّت و اخوّت از جملۀ اصول اخلاقی می‎باشند که امام، بر آن تأکید دارند و معتقدند که مسلمانان مأمور به رعایت آن‎ها می‎باشند و اجرای آن در جامعه موجب وحدت و یک پارچگی جامعه می‎گردد و در مقابل نیز تضعیف آن‎ها زمینه‎ساز تفرقه، فساد و دشمنی در جامعه می‎شود. به اعتقاد امام خمینی(ره) غیبت از جملۀ رذایل اخلاقی است که اصول اخلاقی مذکور را تهدید می نماید و تفرقه، فساد و دشمنی را جایگزین آن ها می کند. لذا رذیلۀ مذکور قبیح است و باید ترک شود.

مسلمین مأمورند به دوستی و مواصلت و نیکویی به یک دیگر و مودّت و اخوّت و معلوم است آن چه موجب ازدیاد این معانی شود، محبوب و مرغوب است و آن چه این عقد مواصلت و اخوّت را بگسلد و تفرقه در بین جمعیت اندازد، مبغوض صاحب شرع و مخالف مقاصد بزرگ اوست و پر واضح است که این کبیره موبقه[غیبت] اگر رایج شود در بین جمعیتی، موجب کینه و حسد و بغض و عداوت شده و ریشه فساد در جمعیت بدواند، درخت نفاق و دورویی در آن ها ایجاد کند و برومند نماید و وحدت و اتحاد جامعه را گسسته کند و پایه دیانت را سست کند و از این جهت بر فساد و قبح آن افزوده گردد. (امام خمینی، 1394، ص311-310)

از دیگر اصول اخلاقی و هنجارهای دینی و اسلامی که امام خمینی(ره) بر لزوم توجه به آن‎ها در عرصۀ زندگی اجتماعی تأکید می‎کند، برابری، برادری، آزادی و مسؤولیت اجتماعی است. در واقع رواج این ارزش‎ها به خصوص برابری و مساوات همۀ شهروندان در مقابل قانون و نیز مسؤولیت همگانی در قالب امر به معروف و نهی از منکر در میان افراد جامعه از یک ‎سو سطح قانون‎مداری را در اجتماع بالا می‎برد. از سوی دیگر نیز توجه به آن هنجارها به ویژه برادری دینی و انسانی آحاد مردم نسبت به یک‎دیگر و آزادی‎های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی، ضمن بالابردن سطح اعتماد اجتماعی و انگیزۀ مشارکت در ادارۀ امور ملی، سبب افزایش هم دلی و روحیۀ تعاون و هم‎کاری در تحقق ویژگی‎ ها و عناصر تمدن نوین اسلامی می‎گردد.

اسلام دین برابری و برادری است و در آن اصلًا نژاد مطرح نیست. کرد و فارس، ترک و عرب ابداً در اسلام مطرح نیست و آن چیزی که در اسلام مطرح هست، تقوا و صفا و برادری و برابری است (امام خمینی، 1378، ج9، ص49). همه و همه ملت موظفند که نظارت کنند بر این امور. نظارت کنند، اگر من یک پایم را کنار گذاشتم، کج گذاشتم، ملت موظف است که بگویند پایت را کج گذاشتی، خودت را حفظ کن. مسأله، مسأله مهم است. همه ملت موظفند به این که نظارت داشته باشند در همه کارهایی که الآن مربوط به اسلام است (همان، ج8، ص5). الآن مکلّفیم ما، مسؤولیم همه مان، همه مان مسؤولیم، نه مسؤول برای کار خودمان، مسؤول کارهای دیگران هم هستیم «کلُّکمْ رَاعٍ وَ کلُّکمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیتِه»... همه باید نسبت به همه رعایت بکنند. همه باید نسبت به دیگران... امت باید نهی از منکر بکند، امر به معروف بکند. (همان، ص488-487) مملکت متمدن آن است که آزاد باشد، مطبوعاتش آزاد باشد، مردم آزاد باشند در اظهار عقاید و رأیشان. (همان، ج5، ص33)

ایمان و عشق به خداوند متعال و حیات جاویدان نیز از دیدگاه امام خمینی(ره) که رمز موفقیت و پیشرفت در ابعاد مختلف است، نقش تأثیرگذاری در تحقق وحدت، هم‎دلی و هم‎کاری در جامعه دارد. با این توضیح که مردم ایران با اتّکا بر ایمان به خداوند متعال، در جبهه‎ها و پشت جبهه‎ها، با هم کاری، بلکه فداکاری و حماسه توانستند جنگ تحمیلی را با پیروزی به سرانجام برسانند، بر اساس همان ایمان نیز می‎توانند، اهداف تمدنی انقلاب اسلامی را محقق سازند.

من با جرأت مدعی هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول اللَّه9 و کوفه و عراق در عهد امیر المؤمنین و حسین بن علی  صلوات اللَّه و سلامه علیهما  می باشند.. .. امروز می بینیم که ملت ایران از قوای مسلح نظامی و انتظامی و سپاه و بسیج تا قوای مردمی از عشایر و داوطلبان و از قوای در جبهه ها و مردم پشت جبهه ها، با کمال شوق و اشتیاق چه فداکاری‎ها می کنند و چه حماسه ها می آفرینند و می بینیم که مردم محترم سراسر کشور چه کمک‎های ارزنده می کنند و می بینیم که بازماندگان شهدا و آسیب‎دیدگان جنگ و متعلقان آنان با چهره های حماسه آفرین و گفتار و کرداری مشتاقانه و اطمینان بخش با ما و شما روبه رو می شوند و این ها همه از عشق و علاقه و ایمان سرشار آنان است، به خداوند متعال و اسلام و حیات جاویدان. در صورتی که نه در محضر مبارک رسول اکرم(ص) هستند و نه در محضر امام معصوم  صلوات اللَّه علیه و انگیزه آنان ایمان و اطمینان به غیب است و این رمز موفقیت و پیروزی در ابعاد مختلف است و اسلام باید افتخار کند که چنین فرزندانی تربیت نموده و ما همه مفتخریم که در چنین عصری و در پیش گاه چنین ملتی می باشیم. (امام خمینی، 1380، ص30-20)

از جمله ارزش‎های اخلاقی اعتقادی بسیار مهم که امام خمینی(ره) بر لزوم توجه مستمر به آن تأکید و سفارش می‎کنند، این است که عالم محضر خداوند متعال است و همۀ اعمال و رفتارهای انسان، حتی خطورات قلبی بشر نیز در مأوا و منظر خداوند متعال قرار دارد. بر این اساس، ایشان معتقدند که عموم مردم می‎بایست پاسخ گوی عمل‎کرد خود در محضر خداوند متعال باشند. در واقع، توجه به ناظربودن خداوند متعال از یک سو میزان قانون‎گریزی و تخلفات را در جامعه کاهش می‎دهد و از سوی دیگر نیز سطح اعتماد اجتماعی را افزایش و ارتقا می‎دهد؛ زیرا دیدگاه و نگرشی در شهروندان نسبت به یک دیگر به وجود می‎آید که هریک از افراد، برای پاسخ گوبودن و سربلندبودن در محضر خداوند، به وظایف خود به خوبی عمل خواهد کرد. در نتیجه ثمرۀ عینی این امر نیز به وجودآمدن هم کاری و انسجامی خواهد بود که تحقق تمدن نوین اسلامی را تسهیل می نماید.

همیشه توجه داشته باشید که کارهای تان در محضر خداست. همه کارها، چشم‎هایی که به هم می خورد، در محضر خداست، زبان‎هایی که گفت وگو می کند، در محضر خداست و دست‎هایی که عمل می کند، در محضر خداست و فردا ما جواب باید بدهیم (امام خمینی، 1378، ج16، ص407). ما در همه امور، در همه کارهایی که انجام می دهیم، در اموری که در افکار ما می گذرد، در محضر حق تعالی هستیم، تمام عالم محضر اوست، خَلَجان‎هایی که در قلوب همه می گذرد، در محضر اوست و ما همه در هر امری که در دست ماست و در هر مسؤولیتی که در این کشور به عهده داریم، مسؤولیت بزرگی پیش خدای تبارک و تعالی داریم. (همان، ص409)

از دیدگاه امام خمینی(ره) اجرای قوانین اسلامی که ریشه در ارزش‎ها و اصول اخلاقی اعتقادی اسلام دارد، سعادت دو جهان را در پی خواهد داشت. به بیان دیگر، اگر روابط اجتماعی بر اساس هنجارهای دینی و احکام اسلامی شکل بگیرد، ضمن کاهش هزینه‎های کشور، زمینۀ پیشرفت‎های علمی و صنعتی در کشور فراهم می‎شود.

اگر قوانین اسلام در همین مملکت کوچک ما جریان پیدا کند، روزی بر او می‎آید که پیش قدم در تمدن جهان باشد... . (امام خمینی، بی‎تا، ص238) حضور دین در صحنه سیاسی موجب کاهش فساد، دزدی، خیانت، جنایت و بی عفتی و. .. می شود. با تضعیف جایگاه دین و روحانیت در جامعه، خلل هایی در کشور پیدا می شود که صدها دادگستری و شهربانی نمی توانند بخش کوچکی از آن را اصلاح کنند.... اجرای احکام اسلام زمینه تمدن سازی و پیش قدمی در علم و پیشرفت را برای کشور فراهم خواهد آورد؛ زیرا قانون گذار خدای داناست که غفلت از هیچ چیز بشر ندارد [و] درحالی که زندگانی مادی او را به بهترین طرز. .. اداره می کند، زندگانی معنوی او را نیز با نیکوترین و سعادت مندترین طور تأمین می نماید. (امام خمینی، بی‎تا، ص190و202 و فوزی، 1389، ص106-105)

نتیجه گیری

این مقاله، با هدف بررسی جایگاه سرمایۀ اجتماعی در تحقق تمدن نوین اسلامی در اندیشۀ امام خمینی(ره) به نتایج ذیل دست یافت:

1. بررسی دیدگاه امام خمینی در بارۀ جایگاه سرمایۀ اجتماعی در تحقق تمدن نوین اسلامی نشان می‎دهد که در اندیشۀ ایشان رابطۀ معناداری میان سرمایۀ اجتماعی و تمدن نوین اسلامی برقرار می‎باشد. از دیدگاه امام خمینی(ره) سرمایۀ اجتماعی از جملۀ مقدمات کلیدی و تأثیرگذار در تحقق تمدن نوین اسلامی است و به اعتقاد ایشان، هر چقدر سطح سرمایۀ اجتماعی در جامعه افزایش یابد، رسیدن به وضعیت تمدن نوین اسلامی نیز تسهیل و تسریع می‎شود.

2. از دیدگاه امام خمینی وجود عنصر اعتماد در جامعه؛ چه به صورت عرضی؛ یعنی مردم نسبت به یک دیگر و نیز نسبت به خودشان و چه به صورت طولی؛ یعنی اعتماد مردم به مسؤولان و بالعکس، زمینه‎ساز وحدت و انسجام، هم کاری و هم دلی در جامعه می‎گردد و این امر نیز تحقق اهداف و آرمان‎های نظام اسلامی را که تمدن‎سازی از جملۀ مهم ترین آن‎ها می‎باشد، تسهیل و تسریع می‎کند.

3. از دیدگاه امام خمینی(ره) اقدامات داوطلبانه مبتنی بر اخلاص که در شبکه‎های اجتماعی هم چون بسیج و مساجد در جهت حل مسائل و مشکلات کشور صورت می‎پذیرد، نظام اسلامی را در تحقق اهداف خرد و کلان خود به ویژه تحقق تمدن نوین اسلامی یاری می‎رساند.

4. از دیدگاه امام خمینی، ساری و جاری بودن هنجارهای دینی و انسانی در جامعه و نیز توجه مستمر به آن‎ها، ضمن تقویت التزام به قانون در جامعه، سبب تقویت اعتماد اجتماعی در سطوح مختلف می‎گردد و این امر نیز به نوبۀ خود، علاوه بر افزایش سطح هم کاری و انسجام در میان شهروندان، در تسهیل و تسریع اهداف نظام اسلامی و از جملۀ تحقق تمدن نوین اسلامی نقش به سزایی دارد.

5. در مجموع می‎توان این گونه گفت که سرمایۀ اجتماعی از دیدگاه امام خمینی از لوازم تحقق ویژگی‎ها و عناصر تمدن نوین اسلامی به شمار می‎رود.

منابع و مآخذ

قرآن کریم.

آراسته خو، محمد، نقد و نگرش بر فرهنگ اصطلاحات علمی  اجتماعی، تهران: گستره، 1369.

ابوالحسنی، سیدرحیم، «کارکردهای سیاسی سرمایۀ اجتماعی؛ سرمایۀ اجتماعی و سیاست»، سیاست جهانی، سال دوم، ش4، زمستان 1392.

افسری، علی و علیزاده، امیرخادم، «تأثیر آموزه‎های اعتقادی و اخلاقی اسلام بر سرمایه اجتماعی مسلمانان جهان (با تأکید بر شاخص اعتماد تعمیم یافته)»، فصلنامه پژوهش‎های رشد و توسعه اقتصادی، سال ششم، ش23، تابستان1395.

امام خمینی، سیدروح الله، شرح چهل حدیث (اربعین حدیث)، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، چ59، 1394.

امام خمینی، سیدروح الله، صحیفۀ امام، ج1، 3، 4، 5، 6، 7، 8، 9، 10، 11، 12، 16، 20و21، تهران: مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، 1378.

امام خمینی، سیدروح الله، کشف اسرار، قم: آزادی، بی تا.

امام خمینی، سیدروح الله، وصیت نامه سیاسی  الهی امام خمینی(ره)، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، 1380.

امام‎جمعه‎زاده، سیدجواد و مهرابی‎کوشکی، راضیه، «الگوی اعتماد سیاسی با تأکید بر دیدگاه امام خمینی(ره) با استفاده از تئوری زمینه‎ای(GT)»، مطالعات انقلاب اسلامی، سال دوازدهم، ش42، پاییز1394.

تاجبخش، کیان، سرمایۀ اجتماعی(اعتماد، دموکراسی و توسعه)، ترجمۀ افشین خاکباز و حسن پویان، تهران: نشر شیرازه، 1384.

خامنه ای، سیدعلی، بیانات در اجلاس جهانی علما و بیداری اسلامی، 9 /2 /1392.

خامنه ای، سیدعلی، بیانات در دیدار جوانان استان خراسان شمالی، 23 /7 /1391.

خامنه ای، سیدعلی، بیانات در دیدار کارگزاران نظام، 6 /8 /1383.

خرمشاد، محمدباقر، «انقلاب اسلامی، بیداری اسلامی و تمدن نوین اسلامی»، راهبرد فرهنگ، ش23، پاییز1392.

خضری، محمد، «دولت و سرمایۀ اجتماعی»، مطالعات راهبردی، سال نهم، ش31، بهار1385.

دورانت، ویل، تاریخ تمدن، ترجمۀ احمد آرام، ج1، تهران: سینا، 1331.

دورانت، ویل، مشرق زمین گاهوارۀ تمدن، ترجمۀ احمد آرام، تهران: اقبال، 1337.

زمانی ‎محجوب، حبیب، «بایسته‎های سیاسی تمدن نوین اسلامی از دیدگاه امام خمینی(ره)»، پژوهش‎های سیاست اسلامی، سال چهارم، ش9، بهار و تابستان 1395.

شریفیان ثانی، مریم، «سرمایه اجتماعی: مفاهیم اصلی و چارچوب نظری»، رفاه اجتماعی، سال اول، ش2، زمستان 1380.

عمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید، ج1، تهران: امیرکبیر، چ8، 1371.

فراهیدی، خلیل، ترتیب کتاب العین، ج1و3، قم: اسوه، 1414 ق.

فرمهینی فراهانی، محسن، «الزامات تحقق تمدن نوین اسلامی»، فصلنامۀ مطالعات ملی، سال هفدهم، ش67، پاییز 1395.

فوزی، یحیی، اندیشۀ سیاسی امام خمینی، قم: نشر معارف، 1389.

گن‎ذیر، ایرنه، کارگردانی دگرگونی سیاسی در جهان سوم، ترجمۀ احمد تدین، تهران: نشر سفیر، 1369.

معین، محمد، فرهنگ فارسی، ج1، تهران: امیرکبیر، چ4، 1360.

وینر، مایرون و دیگران، نوسازی جامعه، ترجمۀ رحمت‎الله مقدم ‎مراغه ای، تهران: انتشارات فرانکلین، 1350.

Baylis, John. & Smith, Steve, Globalization of World Politics, London: Oxford University Press, 1997.

Kaasa, Anneli , “Effects of Different Dimensions of Social Capital on Innovative Activity: Evidence from Europe at the Regional Level”. Journal of Tartu, Technovation, No.29, 2009.

Parts, Eve, “The Dynamics and Determinants of Social Capital in the European Union and Neighbouring Countries”. XXI International Conference on Economic Policy in EU States – year2013, University of Tartu and Tallinn Technical University, Janeda, Estonia, June2013.

Putnam , Robert. D, ʻʻBowling Alone: America's Declining Social Capital” Journal of Democracy, No.6, 1995.

منبع : حکومت اسلامی، زمستان 1398 - شماره 94 

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.