پژوهشی درباره مارکسیسم

 مقام معظم رهبری :در مبارزات اسلامی، تبیین خیلی نقش دارد. من این را به شما جوانانی که احساس مسئولیت میکنید، توی پرانتز عرض میکنم که تبیین خیلی اهمیت دارد.
برخلاف تفکر مارکسیستی که آن روز رائج بود و اعتقاد به تبیین نداشتند؛ میگفتند مبارزه یک سنت است، تحقق خواهد یافت؛ چه شما بخواهید، چه نخواهید؛ چه بگوئید، چه نگوئید. یعنی دیالکتیکی که آنها تفسیر کرده بودند، لازمه‌اش این بود که این مبارزه، احتیاج به تبیین ندارد.
در سال ۴۹ یک جوانی از همین کسانی که مشهدی بود، با ما هم آشنا بود، وابسته‌ی به یکی از همین گروهک‌هائی بود که آن روز تازه سر بلند کرده بودند، کمونیست بودند، یک جائی با من ملاقات کرد؛ شرح داد که میخواهیم این کارها را بکنیم. من گفتم توی این زمینه‌ اجتماعی که نمیشود؛ یک قدری با مردم صحبت کنید، تبیین کنید، با کمال بی اعتنائی گفت: آن روش اسلامی است!
بله، روش اسلامی همین است. روش اسلامی تبیین است و همین تبیین‌ها موجب شد که انقلاب اسلامی بر بسیاری از این پیش زمینه‌های تاریخی و تربیت‌های غلط فائق بیاید و فائق آمد.» [۸۷/۲/۱۴]

رهبر معظم انقلاب:«راه تأثیرگذاری و جذّاب شدن تشکّل‌های دانشگاهی، اقناع فکری است؛ این، فرع بر این است که خودتان درست کار کرده باشید. خودتان درست کار کنید؛ وقتی یک حقیقتی جزو فکر شما و ذهن شما شد، میتوانید، مخاطبتان را اقناع کنید؛ اگر چنانچه ما بخواهیم با تشر و تُشور و تهدید و ضرب و زور، یک چیزی را به ذهن طرف تحمیل بکنیم، ممکن هم هست تحت تأثیر هیجانات، لحظه‌ای قبول کند امّا ماندگار نیست.
من شنیده‌ام در دانشگاه ما یک جریان‌هایی باز دارند حرف مارکسیسم را دوباره زنده میکنند، منتها این، دمیدن در کوره‌ی خاموش است بنابراین آن، دیگر برنمیگردد. لکن حالا شنیده‌ام دنبال این هستند که قطعاً پول آمریکایی‌ها دنبالش است؛ برای اینکه بالاخره خود این شقّه شقّه کردن دانشجوها برای آنها یک نعمت بزرگی است!» [۹۴/۴/۲۰]

رهبر معظم انقلاب:«از شاخصه‌های مکتب سیاسی امام خمینی، این است که معنویت با سیاست در هم تنیده است. حتی در مبارزات سیاسی، کانون اصلی در رفتار امام، معنویت او بود. همه مواضع امام حول محور خدا و معنویت دور میزد.
امام به اراده تشریعی پروردگار اعتقاد و به اراده تکوینی او اعتماد داشت و میدانست کسی که در راه تحقق شریعت الهی حرکت میکند، قوانین و سنت‌های آفرینش کمک کار اوست. این درست نقطه مقابل سیاستِ کهنه شده و از مد افتاده غربی است که به دروغ آن را سیاستِ مدرن میگویند؛ یعنی تفکیک دین از سیاست، و تفکیک دولت از معنویت.
تمدن غربی بر پایه ستیز با معنویت و طرد معنویت بنا شد؛ این خطای بزرگ کسانی بود که تمدن و حرکت علمی و صنعتی را در اروپا شروع کردند. به علم اهمیت دادند اما با معنویت به جنگ برخاستند؛ این بد و انحراف بود. لذا این تمدن مادی و دور از معنویت هرچه پیشرفت کند، انحرافش بیشتر میشود؛ هم خود آنها و هم همه بشریت را با میوه های زهرآگین خود تلخ‌کام میکند؛ کمونیزم و حکومت‌های اختناق مارکسیستی هم جزو نتیجه‌ها و میوه‌های تلخ جدایی حرکت علمی و صنعتی از معنویت بود.» [۸۳/۳/۱۴]

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.