جنبش انقلاب ایران نظیر ندارد

جنبش انقلاب ایران نظیر ندارد

 

  • فوکو در ادامه می‌گوید: «عجیب است که می بینیم این کشور پهناور که جمعیتش در حاشیه دو کویر بزرگ پراکنده است، این کشوری که سانسور و نبودِ آزادی عمومی، بند بر پایش نهاده است، با همه اینها، چنین وحدت شگفت انگیزی از خود نشان دهد و خواستی جمعی و کاملاً یگانه برای انقلابی بزرگ در آن شکل بگیرد. پزشک تهرانی و ملاّی شهرستانی، کارگر نفت و کارمند پُست و دانشجوی چادری همه یک اعتراض و یک خواست دارند. در این خواست چیزی هست که مایه تشویش خاطر است.همیشه صحبت از یک چیز است؛ یک چیز واحد و بسیار مشخص: شاه باید برود.

    اما برای مردم ایران، این چیز یگانه، معنایش همه چیز است: پایان وابستگی؛ از میان رفتن پلیس؛ توزیع مجدد درآمدهای نفتی؛ تعقیب عوامل فساد؛ فعّال شدن دوباره اسلام؛ یک شیوه زندگی جدید؛ روابط جدید با غرب، با کشورهای عرب، با آسیا و غیره.

    ایرانی ها هم، کمی مثل دانشجویان اروپایی دهه شصت، همه چیز را می خواهند، اما این همه چیزی که می خواهند، "آزادی امیال" نیست، بلکه آزادی از هر چیزی است که در کشورشان و در زندگی روزانه شان نشانه حضور قدرت های جهانی است.. .. از اینجاست که نقش شخصیت آیت الله خمینی به افسانه پهلو می زند. امروز هیچ رئیس دولتی و هیچ رهبر سیاسی، حتی به پشتیبانی همه رسانه های کشورش نمی تواند ادعا کند که مردمش با او پیوندی چنین شخصی و چنین نیرومند دارند. خمینی چیزی نمی گوید، چیزی جز نه؛ نه به شاه، به رژیم و به وابستگی. خمینی آدم سیاسی نیست: حزبی به نام حزب خمینی و دولتی به نام دولت خمینی وجود ندارد.  هیچ چیز سدّ راهش نمی شود، در پی چیست؟ پایان وابستگی ای که در آن، پشت سر امریکایی ها می توان نوعی هماهنگی جهانی و "نظم جهانی" را دید؟ پایان وابستگی ای که دیکتاتوری، ابزار مستقیم آن است، اما بازی سیاست هم می تواند عامل غیرمستقیم آن باشد؛ و جنبش او جنبشی بودکه هدفش، هم رهایی از استیلای خارجی و هم نجات از سیاست داخلی بود.» 

     

 

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.