چه نظراتی درباره رهبری فردی یا شورایی وجود داشت و چگونه خبرگان به رهبری فردی اقبال بیشتری نشان دادند؟

 

اصلی‌ترین استدلال موافقان شورایی بودن رهبری این بود که فردی که حائز جمیع شرایط رهبری باشد وجود ندارد، امّا اگر ویژگی‌های یک جمع پنچ نفری تجمیع شود، این شرایط در مجموعه‌ی شورای رهبری وجود خواهد داشت.
مخالفان استدلال کردند که اوّلاً تجربه‌ی مدیریّت شورایی در قوّه مجریّه (که قدرت میان رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر تقسیم شده بود) و قضائیّه (که مدیریّت قوّه به عهده‌ی شورایعالی قضایی بود)، تجربه‌ی ناموفّق است؛ ثانیاً این شبه‌مغالطه است که اگر هر عضوی از شورا حائز یکی از شرایط رهبری باشد، شورای رهبری حائز کلّ شرایط خواهد بود؛ چگونه قاطعیّت یا اعلمیت یک عضو قرار است عدم قاطعیّت و اعلمیت دیگران را جبران کند؟ همچنین اینکه چند نفر رهبری را به عهده بگیرند، سابقه‌ای در تاریخ اسلام ندارد .یکی از مخالفان شورایی بودن رهبری هم استدلال کرد که امام نظرشان روی فرد بوده. هم در نامه‌ به آقای مشکینی هم در مذاکرات خصوصی به رهبری فردی اشاره کرده‌اند.

ادامه برش‌ها از کتاب "روایت رهبری"
Instagram.com/khamenei_Book

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.