زندگی نامه روحانی شهید محمد مظفری

وصیت نامه روحانی شهید محمد مظفری

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سزاوار نیست برای مرد مسلمان شبی را سحر کند مگر اینکه وصیت او زیر سرش باشد. پیامبر اکرم(ص)

 

بنام نامی الله و با درود و سلام بر پیامبران علی الخصوص پیامبر عظیم الشان اسلام حضرت محمد ابن عبدالله(ص) و ائمه هدی که اول آنها یاور مظلومین و محرومین و دشمن ستمگران، حضرت علی(ع) و آخر آنها حضرت حجة ابن الحسن العسگری امام زمان(عج) و با سلام و درود بر نماینده بقیة الله الاعظم، حضرت امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی و چشم امید مستضعفان عالم. و با سلام بر علمای دین، حقیقت اسلام عزیز و رزمندگان گرامی و ظفرمند اسلام و شهیدان خونین پیکر اسلام از کربلای حسین تا کربلای لاله خیز خوزستان و غرب کشور ایران.

و با سلام و درود بر جانبازان عزیز و گرانقدر انقلاب اسلامی و مردم مسلمان و ایثارگر و امت حزب الله که با مال و جان از اسلام و انقلاب اسلامی و میهن اسلامی تحت فرماندهی نماینده امام زمان(عج) دفاع میکنند بر طبق آیه شریفه « اِنَّ اللّهَ اشتَری مِنَ المومنینَ انفسهم و اموالهم بان لهم الجَنة» یعنی اگر شما مال و یا جان خویش را فدا کردید و خداوند در مقابلش به شما بهشت می دهد.

حقیر محمد مظفری ابن عبدالصمد ، « اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمداً رسول الله و اشهد ان امیرالمومنین علیاً ولی الله و اشهد ان امام المهدی امام زمان »، آخرین امام و ستاره آسمان ولایت بعد از امام حسن العسکری(ع) و نایب آن امام عزیز و غائب، حضرت امام خمینی می باشد.

و اما شما ای پدر و مادر عزیزم! السلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ان شاءالله به امید خداوند رحمان اگر بنده لیاقت داشته باشم، به درجه شهادت خواهم رسید، جنازه مرا اگر به کربلا رسیدیم و من آنجا شهید شدم آنجا و اگر نشد در آزاد شهر و یا هر جا خواستید ولی انشاالله به کربلا میرویم. اگر در این مدت چند سال برای شما رنج و زحمت آفریدم و فرزند خوبی برای شما نبودم، امیدوارم مرا ببخشید و حلال نمائید و از دعای خیر فراموشم نفرمائید. من در میان شما فرزندی دارم همنام دختر رسول الله الاعظم(ص) از او خوب نگهداری نمائید. او فرزند من و فرزند شماست و شما خانواده شهید.

در یکی از جنگها حضرت امیر(ع) وقتی رزمندگان را تشویق به جهاد میکرد، جوانی جلو آمد و گفت: یا علی(ع)! برای من از اجر و ثواب جهاد و مجاهد بگو، حضرت امیر(ع) و بر شمرد تا رسید به اینجا و

« یقول الله عزوجل انا خلیفة فی اهله ارحناهم فقد ارحنائی و من اسخطه فقد اسخطنی» و خدای تعالی می فرماید: من جانشین شهید در میان خانوادهاش هستم، هر کس خانواده شهید را راضی نگه دارد مرا راضی نگه داشته و هر کس ناراحتشان کند، مرا ناراحت کرده است.

 

و اما خطاب به امت حزب اللّه: ای امت حزب الله! در مقابل خون شهیدان مسئول هستید به اینکه از اسلام و میهن اسلامی و انقلاب اسلامی خوب پاسداری نمائید و گوش به فرمان امام باشید. و ای امت درخشانِ ستارگانِ شب سیه در جهان تاریک و ظلمت! برای خورشید عالم تاب جهان حضرت مهدی(عج) دعا کنید تا خداوند انشاءالله تعجیل در فرجش نماید و برای سلامتی و طول عمر امام دعا کنید. مساجد را پر کنید. به فرموده بر حق امام: دشمن از این مسجدها می ترسد. از بذل مال و جان خویش در راه خدا دریغ نفرمائید « ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة» شما پول بدهید، مال بدهید، جان بدهید، در مقابلش خداوند به شما بهشت جاودانه خواهد داد.

ای ملت! خورشید اسلام در درخشش است. کربلا آزاد می شود. خفاشان کافر سعودی را از حرمین شریفین و قبرستان بقیع دور میکنیم. قدس، آزاد خواهد شد. سلام مرا به امام برسانید و بگوئید: حال، از من راضی شود. مبلغ 150 تومان به آقای حجت الله طالع زاری بدهکارم. مبلغی به جناب شیخ علی اسد بدهکارم، حسابی با محمد عمو دارم، دوربین محمد پیش من است. اگر کسی خرده حسابی با من دارد، بگیرد و یا مرا حلال نماید. اگر کسی از من ناراحتی دارد حلال نماید. کسانی را که غیبت کرده ام حلال نمایند، من هم همه شما را در مقابل حلال میکنم.

سلام مرا به قوم و خویشان، عموها، پسرعموها، عمه ها و دختر عموها برسانید، و از همه بخواهید مرا حلال نمایند و برای من دعا و فاتحه بخوانند. یک ماه روزه بدهکارم، احتیاطاً یکسال نماز بدهکارم . احتیاطاً مبلغ 400 تومان حق ظلمه بدهکارم. احتیاطاً هرچه بدهکارم بدهید. سلام مرا به همسرم برسانید و بخواهید از من راضی باشد. برای من فاتحه بخوانند و دعا کنند

. برای من مجلس نگیرید، روضه حسین(ع) بپا کنید . اگر خواستید برای امام حسین خرج دهید. عراق به ایران تجاوز کرده نه به خاطر خاک ایران، بلکه برای واژگون کردن انقلاب اسلامی و سرنگونی جمهوری اسلامی. ما با ارتش بعثی و مزدور عراق می جنگیم نه بخاطر مقداری خاک بلکه به خاطر دفاع از اسلام، خصوصاً انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و نوامیس ایران و نجات دادن مردم دربند عراق. برای برپایی نظام قسط اسلامی در عراق و مجازات مرتکبین این خون های بناحق ریخته شده و این خرابی ها. مقداری از وصیت نامه بمناسبت هفته جنگ (30 شهریورماه 6) می باشد.

والسلام اللهم ارزقنا شفاعة الحسین یوم الورود محمد مظفری 30/11/62

 

 

زندگی نامه روحانی شهید محمد مظفری

 

بسم الله الرحمن الرحیم

ای شکوه اشک! ای طراوت باران! ای مجنون بیابان عشق! ای شهید! با توام! که شکوه انسانی را در قهقهة مستانه ات به تماشا گذاشتی. تویی که چکامة عشق را بر دیباچة هستی نوشتی و اکنون نام پاکت آذرخشی است در شبهای تار بیقراری دل. با توام .

ای مجنون دیار جنون! آنگاه که کشتی هستی، در ساحل دنیا لنگر انداخته بود و مردمانش در این آشفته بازار دنیا به دنبال زرو زوراند، تو راه وادی جنون را در پیش گرفتی تا به بلندترین مقام انسانی نائل آییو مجنون تنها یک جزیره در عالم خاک نبود. مجنون در آن وسعت کوچک خاکیاش، دلهایی را درخود جای داده که سلطنت افلاک را به تسخیر عشق ابدیشان در آوردند.

تو نیز آمدی و قدوم سبزت به زبیایی تولد یک پروانه به سال 1341 در شهرستان شاهرود و در خانه ای بود که اطلسی ها هر روز به ناز، به تمنای نوازش خورشید می نشستند. پدر، طنیـن آهنگ توحید را درگوش تو میسرود و در زیر باران مهر لبخند میزدی. آنگاه نامت را بـه زیبایی گلهای محمدی و به صفای دل آخرین سفیر عشق، محمد نهاد .

همه چیز دست دردستان هم داده بودند تا به تو محبت را بیاموزند، وحتی شمعدانی های کنارطاقچه نیز بوی مهربانی میداد. در آغازین سالهای حیاتت یاد گرفتی که چگونه مهر بورزی و بیش از همه، مادر معلم مهربانی تو بود. آن هنگام که خزان طبیعت، با بهار علم مأنوس میشد، و تو از این همه زبیایی به وجد آمده و راه مدرسه را در پیش گرفتی. پس ازگذراندن دوران ابتدایی و راهنمایی، یک بلوغ فکری درتو ایجاد شدکه دیگر این علوم نمی تواند جانت را به سر منزل مقصود برسانند. لذا درس دبیرستان را رها کرده و در حالی که 15 بهار از عمرت می گذشت به حوزة علمیة گرگان قدم نهادی.

آن صاعقه ای که وجودت را شعله ور کرد، همه از جانب ارباب باصفایی بود که کمند صیدش دل هر عاشقی را اسیر میکند. انقلاب اسلامی همان آتش دورنی هزاران عاشق مثل تو بود که تبلور یافت. و در همة راهپیمایی های شهر خودت را نشان می دادی .در سال 1356 جهت ادامة تحصیل راهی دیار ملکوتی حرم اهل بیت فاطمة معصومه (سلام الله علیها) شدی. برای عاشقی مثل تو، سکون و سکوت معنایی نداشت. تو نمی توانستی از عطری که حریم دلت را پر کرده و تو را مست و شیدا کرده است دم بر نیاوری. حرکت در جنبش انقلاب ثمرهاش بیداری دلهایی شد که در زیر خروارها غفلت به خواب رفته بودند. در سال 61 سنت حسنة ازدواج را انجام داده و خداوند فرزندی به تو عطا کرد که نامش را فاطمه نهادی. جنگ آغاز شده بود و مردان جنگ در پیکاری نابرابر، نشان دادند که قدرت ایمان ما فوق همة قدرتهاست.

بعداز گذراندن آموزش نظامی به عنوان روحانی رزمی _ تبلیغی درحالی که فرزندت 6 ماهه بود، دل از همة مظاهر دنیا بریدی و تمام عشقها را فدای یک عشق که آنهم وصال معبود بود نمودی، سرانجام به تاریخ 5 / 12 / 62 در عملیات خیبر در حالی که برای نجات یکی از همسنگرانت میرفتی، مورد اصابت تیر دشمن قرار گرفته و در آخرین لحظات این چنین با معبود نجوا کردی که« خدایا ! تو را شکر که به آرزویم رسیدم» و آنگاه تـا بی نهایت پر گشودی .                روح بلندت در جوار بهشتیان و اولیاء متنّعم باد.

 

 

 

 

 

 

روحانی شهید محمد مظفری

 

بسم الله الرحمن الرحیم

«نماز شکر»

شب عروسی شهید محمدمظفری بود و همه در شادی و سرور غرقه بودیم. آخر شب بود و همة میهمان ها رفته بودند و من مشغول جمع آوری ظروف و وسایل بودم . از یک طرف حیاط صدای ضعیفی به گوشم رسید و توجه ام را جلب کرد . کنار پنجره رفتم و حیاط را نگاه کردم. در کمال تعجب دیدم محمّد سجاده را پهن کرده و به خاطر عنایت خداوند، نمازشکر می گذارد . «برادر خانم شهید»

«لذّت دیدار» شهید مظفری،علاقة بسیاری به کودکان داشت . از ناز و نوازش اطفال و بازی کردن با آنها سیر نمی شد . یادم هست در آن روزها فرزند ما که کودکی چند ساله بود لحظه ای از بغل ایشان پائین نمی آمد . با این حال هنگامی که فرزند خود ایشان به دنیا آمده با وجودی که سر از پا نمی شناخت ؛ وقتی حضور خود را در جبهه ها لازم دید ، لذّت دیدارِ دلبند را بر خود حرام کرد و روانة جبهه شد .

                                                                                                                        «دایی شهید»

شهید در عملیات خیبر علاوه بر انجام دادن کارهای فرهنگی تبلیغی امدادگر نیز بود که پس از مرحله اول عملیات هدف تیر دشمن بعثی قرار می گیرد که چندین مرتبه به کلمات مبارک یا الله یا مهدی و ... را بر زبان خود جاری نمود تا اینکه روح پاکش به سوی آسمان پر کشید و تن خاکی او در همان محل مفقود گردید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.