شبهه در مقدسات و باورهای دینی

پاسخ

اولاً:

یكی از آفت های بزرگ در فرایند شناخت و مبارزه با مشكلات مادی و روانی بشر، تك سونگری و تقلیل گرایی است كه از نظر عقل و علم مردود است. تقلیلِ علل پدید آمدن و شیوع بیماری ها به مسائل بهداشت محیطی و جسمی، نوعی تقلیل گرایی، یعنی فرو كاهش علل یك پدیده به علل مادی و محسوس است! بی شك عقل و علم بشر محدود است و با وجود پیشرفت های زیادی كه در علوم طبیعی و انسانی صورت گرفته، بشر هرگز نمی تواند به صورت یقینی ادعا كند كه می تواند به همه پدیده ها از همه ابعاد، سطوح و زوایا آگاه شده و آنها را در كنترل خود در آورد. زندگی انسان ها بسیار پیچیده تر از آن است كه عقل و علم به همه ابعاد آن آگاه شود. به همین سبب تقلیل علت یك بیماری یا شیوع آن در امور مادی، خطای علمی و عقلی بزرگی است. در آیات قرآن كریم و روایات معتبری كه از پیشوایان دینی به ما رسیده، علل ایجاد و شیوع برخی از بیماری ها، به خصوص بیماری های بنیان كن، فراگیری برخی از گناهان عنوان شده است. امام رضا (علیه السلام) می فرماید: «هرگاه انسان ها گناهان جدیدی ابداع كنند، خداوند بلای جدیدی را بر آنان مسلط می كند!» (صدوق، محمد بن علی، عیون أخبار الرضا علیه السلام، تهران، نشر جهان، چاپ اول، 1387ق، ج 2، ص277) بنابراین همچنانكه می بایست به نظر پزشكان در رعایت امور بهداشتی جسمی و محیط زیست توجه كرد، باید به نظر متخصصان دینی و وجدان اخلاقی در اینكه شیوع گناهان و رفتارهای غیر اخلاقی هم در این امر عاملیت دارد، اعتنا كنیم.

ثانیاً:

مشكلات مادی و بیماری های جسمی زنجیره ای از علل و عوامل دارند كه برخی مادی و برخی ممكن است روحی - معنوی باشد. اگر چه علل و عوامل روحی و معنوی هم معمولا با وساطت علل مادی در جسم و محیط انسان ها اثر می گذارد، ولی از لحاظ عقلی و علمی نمی توان ادعا كرد كه مشكلات و بیماری های جسمی فقط علل و عوامل جسمی دارد و به همین دلیل نمی توان پناه بردن به خداوند، دعا و توسل برای دفع و رفع بیماری را مورد توجه قرار نداد.

ثالثاً:

امروزه در روان پزشكی، پزشكی و روان شناسی مدرن اثبات شده كه منشأ بسیاری از بیماری های جسمی و از جمله بیماری های صعب العلاج، نابسامانی های روانی مثل استرس، اضطراب و افسردگی است. بیماری های روان تنی، بیماری های جسمی با منشأ روانی است. از این رو اگرچه رعایت اصول و مسائل بهداشتی اهمیت دارد، اما به تنهایی نمی تواند بیماری ها را از بین ببرد یا از آن پیشگیری كند. مشكلات روان شناختی موجب تضعیف سیستم ایمنی بدن شده و انسان را در برابر بیماری ها آسیب پذیر می كند. اعتقادات دینی، دعا، مناجات با خدا و توسل به ارواح پاكان علاوه بر آثار معنوی و تكوینی، عامل مهمی در آرامش، امید و احساس تسلط بر زندگی است و به تقویت سیستم ایمنی كمك فراوان می كند. افراد بی دین و لامذهب، به سبب اینكه در بحران ها ممكن است خود را ببازند و احساس تنیدگی و ناامیدی كنند، در برابر بیماری ها آسیب پذیری بیش تری دارند.

خرافی دانستن دعا و توسل و واسطه قراردادن معصومان (علیهم السلام) برای رفع حاجات از جمله بیماری ها، خلاف عقل و منطق است. فكر و رفتار خرافی، آن است كه از سوی عقل یا علم یا دین الهی تأیید نشود و اندیشه یا رفتاری كه از سوی دین تأیید شود، حتی اگر عقل و علم بشر به درستی و سودمندی آن آگاه نشود، خرافی نخواهد بود.

قدرت شفا بخشی حضرت معصومه (س)

ویروس كرونا از قم به همه جای ایران منتشر شد؛ جایی كه می گفتند به بركت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) سه در بهشت در آن باز شده است، اما اكنون معلوم شد كه نه تنها هیچ امتیازی بر دیگر شهرها ندارد، بلكه مایه بدبختی دیگر شهرها هم شده است. پرسش این است كه چرا حضرت فاطمه معصومه بدون داشتن هیچ امتیازی، مقدس خوانده می شود و قدرت شفابخشی به او نسبت داده می شود؟! یكی از دانشمندان مذهب تشیع گفته است كه چون ایشان شهامت داشته و حدیث غدیر را روایت كرده، یك شخص مقدس است! نتیجه اینكه در مذهب شیعه برای مقدس شدن كافی است یك روایت را تعریف كنید!

 پاسخ:

 در این شبهه سه مدعا مطرح شده است: حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) هیچ امتیازی ندارد؛ وی قدرت شفابخشی ندارد؛ مقدس بودن وی به جهت روایت حدیث غدیر است. در ادامه این سه مدعا را بررسی می كنیم:

1. آیا حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) هیچ فضیلت و امتیاز معنوی ندارد؟ شیخ محمّد تستری در فضیلت معنوی آن بانو می نویسد: «در میان فرزندان امام موسی كاظم (علیه السلام) با آن همه كثرت شان، بعد از امام رضا (علیه السلام)، كسی هم شأن حضرت معصومه (سلام الله علیها) نیست». (تستری، محمدتقی، تواریخ النبی و آل، محمود الشریفی، چاپ اول، 1375ق، ص 149) از باب نمونه به دو روایت در فضائل پر شمار بانو اشاره می شود:

فردی از اصحاب امام صادق (علیه السلام) می گوید: «نزد امام صادق (علیه السلام) رفتم و دیدم آن بزرگوار با كودكی كه در گهواره است، سخن می گوید؛ با تعجب از آن حضرت پرسیدم: آیا شما با كودكی كه درگهواره است، سخن می گویید؟ آن حضرت فرمود: آری! اگر تو هم مایل هستی نزد او بیا و با او حرف بزن! نزدیك رفته و به كودك سلام كردم. كودك جواب سلام مرا داده و فرمود: نامی كه برای دخترت انتخاب كرده ای تغییر ده؛ خداوند آن نام را دوست ندارد! خداوند چند روز پیش به من دختری عطا كرده بود كه نام او را حمیرا گذاشته بودم. سخن گفتن نوزاد، اطلاع او از اخبار پنهانی و نهی از منكر او مرا به تعجب واداشته و بهت زده كرده بود!) امام صادق(علیه السلام) به من فرمود: تعجب نكن؛ زیرا این نوزاد، پسرم «موسی» است. خداوند از او دختری به من عنایت خواهد كرد كه نامش فاطمه است و در سرزمین قم به خاك سپرده می شود و هر كس او را زیارت كند، بهشت بر او واجب می گردد!». (قرنی گلپایگانی، علی، منهاج الدموع، قم، مؤسسه مطبوعاتی دین و دانش، چاپ سوم، 1344ق، ص 441)

در روایت دیگری امام صادق (علیه السلام) فرمود: «برای خداوند حرمی، و آن مكّه است، برای پیامبر(صلی الله علیه وآله) حرمی و آن مدینه است. برای امیرالمؤمنین (علیه السلام) حرمی و آن كوفه است، برای ما اهل بیت حرمی، وآن شهر قم است. به زودی! زنی از فرزندان من به نام فاطمه، درآن شهر مدفون خواهد شد كه هركس او را زیارت كند، بهشت بر او واجب می شود!» (مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ق، ج99، ص 267) فاطمه معصومه در خاندان عصمت و طهارت پا به دنیا نهاد و در دامان پدر بزرگ و پدر بزرگوار و در كنار برادرش، كه هرسه امام بودند، نشو نما كرده و به مراتب بلند علم و تقوا نائل آمد. پدران، مادران و محیط مساعد معنوی مهم ترین زمینه زشد و تعالی معنوی و اخلاقی است و این امر هرگونه تعجب و انكاری را از میان بر می دارد.

2. آیا حضرت معصومه با اذن خداوند، قدرت شفابخشی ندارد؟ حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) از خاندانی است كه در خطاب به ایشان آمده است:«عادتكم الاحسان و سجیتكم الكرم» (زیارت جامعه كبیره)، از این رو كرامات و عنایات آن بانو بسیار فراوان است. اساسا داشتن كرامت و قدرت معنوی برای انجام برخی از امور خارق عادت به سبب برخورداری فرد از مقامات بلند معنوی است و این امر غریبی نیست. حال اگر كسی خواهان اطلاع تفصیلی از كرامات ثبت شده ایشان است، می تواند به واحد سمعی ـ بصری آستانه حضرت معصومه (سلام الله علیها) مراجعه نماید. اسناد بسیار متقن و معتبری از وقوع كرامات، چه شفا یافتن بیماران و چه برآورده شدن برخی از حاجت ها به عنایت آن بانو، در آن واحد گردآوری شده است.

3. آیا فضیلت حضرت معصومه (سلام الله علیها) تنها به سبب روایت حدیث غدیر است؟ این مدعا نادرست است. آری! حضرت معصومه (سلام الله علیها) محدثه بوده و از راوایان احادیث به شمار می آیند. نه تنها حدیث غدیر، بلكه روایات بسیاری از ایشان نقل شده است؛ اما نقل روایت، به تنهایی باعث فضیلت كسی نیست. در كتاب های روایی كم نیستند كسانی كه روایات بسیاری را نقل نموده اند؛ اما در نزد خداوند متعال و اؤلیای الهی دارای جایگاهی نبوده اند. فضایل حضرت معصومه در راوی بودن ایشان نیست؛ بلكه در مراتب بلند معنوی و تقوای آن بانو است.

شیعیان رها شده!

مگر نمی گویید امام زمان در میان شیعیان مانند پدر است؟ چرا در این اوضاعِ شیعیان مثل جنگ و بیماری، كاری نمی كند؟! چرا شیعیان به حال خود رها شده اند؟!

 پاسخ:

1. شبهه كننده از كجا اثبات كرده است كه امام زمان (عج) تاكنون برای شیعیان كاری نكرده و شیعیان را به حال خود رها كرده است؟

اولاً: همواره احتمال وضعیت بدتر از وضعیت موجود قابل تصور است!

ثانیاً: هیچ گاه نمی توان تنها بر اساس ظواهر پدیده ها قضاوت كرد. بسا اتفاقاتی كه به ظاهر، دردناك و ناگوار است، اما در دل خود خیرها و سودمندی های زیادی برای فرد و جامعه دارد.

ثالثاً: حمایت و یاری امام زمان علیه السلام لزوما به معنای این نیست كه امور را به صورت فیزیكی، یكسره به سود شیعیان بگرداند؛ از این روی، حمایت امام زمان علیه السلام اگرچه ممكن است در برخی موارد به صورت فیزیكی باشد، اما همواره به صورت معنوی و از طریق بالا بردن ایمان و روحیه شیعیان بوده است.

2. نظام عالم بر اساس اسباب و مسببات مادی و معنوی است. این تصور كه امام اگر امام است باید هر مشكل پیش آمده را با معجزه و كرامت برطرف كند، تصویر درستی از جایگاه و وظیفه امام نیست. وظیفه امام هدایت معنوی آشكار و پنهان است. انسان ها در دل طبیعت به دنیا آمده، می زیند و می میرند و وظیفه امام، در كنار عقل و علم، هدایت انسان به سوی بهترین سبك زندگی است!

3. وقوعجنگ ها، پیدایش برخی از بیماری ها، و بسیاری از امور دردناك به دست خود انسان ها است و خودشان نیز باید با بازگشت به سنت ها و قوانین خداوند امور را اصلاح كنند. این امر، لازمه زندگی در عالم طبیعت و مختار بودن انسان ها است. اگر قرار باشد امور همواره بر خلاف لوازم طبیعی عالم طبیعت و انسان رقم بخورد، اساسا خلقت طبیعت بیهوده خواهد بود. انسان ها باید با هدایت عقل و دین راه صحیح زیستن را بیاموزند و برای كمال خود و جامعه خود تلاش كنند. پیامبر و امام جز آموختن معارف و ارزش های الهی به انسان ها و راهبری آنان تا سرمنزل مقصود وظیفه ای ندارند. حتی آنگاه كه خود پیامبر یا امام زمامدار جامعه است، باز هم رویدادهای جامعه انسانی به صورت طبیعی و بر اساس سنت های تكوینی و تشریعی خداوند به پیش می رود. تاریخ به روشنی گواه است كه در زمان رسول خدا و امامان هدی(علیهم السلام) این گونه نبوده است كه مشكلات، گرفتاری ها و رنج های مردم با امور خارق العاده سامان می یافته است. مسلمانان در ابتدا مجبور بودند به دره ها پناه ببرند، به حبشه هجرت كنند، در شعب ابی طالب محصور شوند و مشكلات بی شمار دیگری را برای حفظ ایمان خود تحمل كنند و در همه این فرار و نشیب ها از معجزه و امور غیر عادی حرفی نیست و مسلمانان از پیامبر درخواست معجزه نمی كنند. جالب است بدانیم كه درخواست معجزه و كرامت از پیامبر و امام بیش تر از سوی كافران و منكران مطرح می شده است!

4. برخی از ملحدان چنان سخن می گویند كه انگار تا پیش از بیماری كرونا هیچ مسلمان یا شیعه ای نمرده یا بیمار نشده است و حالا با آمدن كرونا و بیمار شدن یا مردن برخی از شیعیان، مشخص شده كه امام و پیامبر معجزه ندارند! این سخنان بسیار خنده آور است! اتفاقاً در طول تاریخ هیچ گروهی به اندازه شیعیان و امامان شان از ظالمان ستم ندیده و در رنج و ناراحتی نبوده اند. در همین ایران عزیز ما قحطی ها و بیمارهای همه‎گیر بسیار وحشتناكی بروز كرده كه گاهی تا چندین ملیون انسان را از بین برده است؛ اما هیچ شیعه ای این اتفاقات را با اعتقادات خود در تضاد ندیده و در ایمان خود سست نشده است. بیماری كرونا هم خواهد گذشت؛ البته ان شاء الله با كمترین تلفات و بیشترین خیرها و سودمندی های اجتماعی و مردم ایران باز هم با همان استواری، شور و دلدادگی بر سر ایمان و پیمان خود خواهند ایستاد!

ناسازگاری تعطیلی اماكن متبركه و دارالشفا بودن

حرم هایی كه روزی دارالشفای بیماران و پناهگاه حاجتمندان معرفی می شد، امروزه باید توسط مواد ضدعفونی، عفونت زدایی شود و مردم در آن تجمع نكنند تا مبادا به بیماری مبتلا شوند! گندزدایی و تعطیلی این مراكز برای پیشگیری از بیماری چگونه با دارالشفا بودن آن سازگار است؟!

پاسخ:

اولاً:

از نظر مبانی محكم و متقن دینی و انبوه تجارب شخصی مؤمنان، جای تردید نیست كه ارواح پاك صالحان و اولیای الهی (علیهم السلام) واسطه بسیاری فیض ها و خیرهای مادی و معنوی از جانب خداوند متعال است. دعای این انسان های وارسته به اجابت نزدیك تر و شرافت و نیرومندی روحی آنان در دستگیری از نیازمندان و توسل جویان، بسی بلندتر است. این آثار معنوی به خواست خداوند و به واسطه قدرتی است كه او به آنان در اثر بندگی عطا كرده است. شرف بندگی و صداقت آنان، چنان به خداوند نزدیك شان كرده كه موهبت واسطه گری در فیض الهی به آنان عطا شده است. حرم ها، مراقد و مقاماتی كه به نام آنان برپا گشته از آن جهت كه به آن خوبان منتسب است، محترم و شریف است؛ اما یقینا اگر اثری در توسل به آنان وجود دارد، به آن مكان ها منتسب و مستند نیست؛ بلكه به ارواح پاك آن ها مستند است. شرط توسل به ارواح اولیا، حضور در حرم یا مقبره خاصی نیست و در هر زمان و هركجا می توان به ارواح پاك آنان توسل جست. از این رو برای زیارت و توسل ارواح پاك اولیای الهی زمان و مكان شرط نیست و محدودیت های بهداشتی برای حضور در حرم ها هیچ گونه مانعیتی در زیارت و توسل ایجاد نمی كند. دارالشفا بودن حرم، به وجود صاحب حرم است، نه سنگ و آجر حرم! هر چند سنگ و آجر حرم ها هم به سبب انتساب آن به صاحب حرم، محترم است؛ اما هرگز برای سنگ ها و چوب ها به خودی خود اثری نیست!

ثانیاً:

شرافت معنوی اولیا و احترام آن پاكان اقتضا می كند كه همان گونه كه در زمان حیات خود انسان هایی پاكیزه از نظر ظاهر و باطن بوده اند، حرم ها و مراقد ایشان نیز همواره پاكیزه و پیراسته از پلیدی های ظاهری و باطنی باشد. رعایت اصول بهداشتی در همه جا نیكو و لازم، و در هنگام حضور در مسجد یا حرم های اولیای الهی نیكوتر و واجب تر است. زیرا بی اعتنایی به بهداشت و آراستگی نه تنها آن محیط را برای دیگر افراد آلود می كند، بلكه نوعی بی احترامی و قدرناشناسی به صاحب حرم نیز محسوب می شود. با مراجعه مختصر به كتاب هایی مثل مفاتیح الجنان و كامل الزیارات و دیگر كتاب هایی كه در آداب زیارت نگاشته شده، به وضوح مشاهد می شود كه برای حضور در حرم های ائمه و دیگر اولیای الهی، آداب خاصی ذكر شده است. مهم ترین آداب زیارت حرم ها، غسل، وضو، پوشیدن لباس تمیز و پاكیزه، عطر زدن و آراستگی است. آلوده ساختن مساجد و حرم های اولیای الهی به هر شكل ممكن، گناه كبیره شمرده شده و بر افرادی كه از آلودگی اطلاع دارند، واجب است فورا آن را برطرف سازند. بنابر این دارالشفا بودن مراقد و حرم های اولیای الهی به معنای این نیست كه هر فرد آلوده ای می تواند در آن وارد شده و آن مكان ها را آلوده سازد و یا دارالشفا بودن با رعایت امور بهداشتی منافات داشته باشد.

ثالثاً: زیارت مراقد و حرم های اولیای الهی بیش آنكه برای رفع مشكلات مادی و برآورده شدن نیازهای دنیایی باشد، برای تقویت انگیزه های معنوی و تازه كردن ایمان و دینداری است. اساسا كار ویژه اولیای الهی در زمان حیات شان راهبری و دستگیری طالبان حقیقت و وصال معبودِ محبوب است؛ نه رفع نیازهای مادی یا شفادادن بیماران! این نگرش كه همه دردهای مادی و نیازهای دنیایی صرفا با دعا و توسل به اولیای الهی برطرف می شود، نگرشی است كه توسط خود دین، مردود شمرده شده است. بنابر این اگر چه دین خصوصا دین اسلام به لحاظ جامعیت و كمال، ناظر بر تمامی شؤونات فردی و اجتماعی بشر است یعنی راه های دست یابی به شؤونات فردی و اجتماعی را ارایه داده است؛ بدین معنا كه اگر انسان بر اساس آنها عمل كند به سعادت دنیا و آخرت می رسد؛ اما اگر كسانی ادعا كنند كه دین و معنویت باید همه مشكلات مادی و معنوی را حل كند، ادعایی باطل است؛ زیرا عمل بر اساس آموزه های دینی، روشی اختیاری است و پیامد عمل نكردن به راهكارهای دینی، متوجه خود انسان است و ارتباطی به دین ندارد. مرور اجمالی آیات قرآن و روایات واردشده از پیشوایان دین در موضوعات مختلف نشان می دهد كه دین به صورت اساسی به علل مادی حوادث توجه داشته و برای دفع و رفع علل مادی حوادث توصیه های زیادی مطرح كرده است. نگاهی گذرا به كتاب «میزان الحكمه»و مرور روایات آن در باب ها و موضوعات مختلف این ادعا را اثبات می كند كه دین به امور زندگی انسان نگاه جامعی دارد و در كنار توجه و اعتنا به علل معنوی، به علل مادی هم اهمیت داده است؛ البته چنان كه بیان شد مهم این است كه این جامعیت به درستی و كمال درك شده و به آن عمل شود.

رابعاً: قرآن كریم و پیشوایان دین خود از پیشگامان توجه به بهداشت و آراستگی بوده اند. آیات و روایات فراوان و گزارش های بسیار زیادی در لزوم رعایت بهداشت و نیز اهمیت عملی پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام) درباره بهداشت در كتاب های روایی ما موجود است. كتاب «دانشنامه احادیث پزشكی» از آقای محمدی ری شهری، حاوی بسیاری از این روایات است. «رساله ذهبیه» امام رضا (علیه السلام)، مجموعه بیانات ارزشمند علمی و پزشكی امام رضا است كه در آن با شرح خواص غذاها و نوشیدنی ها، راهكارهای بهزیستی، بهداشت و سلامت را به انسان می آموزد و ضمن توجه به تكنیك های مقابله با بیماری ها و آسیب های روحی و روانی، این مسائل را نیز نقد و بررسی می كنند. برای نمونه به برخی از احادیث اشاره می كنیم:

 قالَ أمیرُالْمُؤمِنین (علیه السلام): «مَنْ سَرَّهُ اَنْ یكثُرَ خَیرُ بَیتِهِ فَلْیتَوَضَّأْ عِنْدَ حُضُورِ طَعامِهِ، یعْنی غَسَلَ یدَیهِ): كسی كـه دوسـت دارد، خیر و بركت خانه اش زیاد شود، هنگام غذا دست های خود را بشوید.

قالَ أبُوعَبْدِاللّه (علیه السلام): «اِغْسِلُوا أیدِیكمْ قَبْلَ الطَّعامِ وَبَعْدَهُ فَإنَّهُ ینْفِی الْفَقْرَ وَیزیدُ فِی الْعُمْرِ»: دست های خود را قبل از غذا و بعد از آن بشویید؛ زیـرا این كار فقر را از بین می بـرد و عمر انسان را زیاد می كند.

 عَنْ أبِی الْحَسَنِ الرِّضا (علیه السلام) قالَ: «مَنْ أخَذَ مِنَ الحَّمامِ خَزَفَةً فَحَك بِها جَسَدَهُ فَأصابَهُ الْبَرَصُ فَلایلُومَنَّ إلاّ نَفْسَهُ، وَ مَنِ إغْتَسَلَ مِنَ الماءِ الذَّی قَدْ اُغْتُسِلَ فیهِ، فأصابَهُ الجُذامُ، فَلایلُو مَنَّ إلاّ نَفْسَهُ»: كسی كه تكه سفالی را از حماّم بردارد و با آن بدنش را خارش دهد و دچار بیماری پیسی شود، نباید جزخودش را سرزنش كند و هركس از آبی كـه دیگران درآن شستشو كرده اند (مثل آب خزینه ها در قدیم و استخرها در حال حاضر)، شستشو كند و دچار مرض جذام شود، جز خودش را سرزنش نكند. (این حدیث به نگرش امامان (علیهم السلام) به مسأله مسری بودن برخی از بیماری ها را به خوبی نشان می دهد).

كاشف الكل مقدم بر اولیاء الهی

قرن ها فقیهان مسلمان به حرمت الكل فتوا می دادند و امروز برای مقابله با كرونا مجبور شدند آن را حلال اعلام كنند! در واقع ویروس كرونا اثبات كرد كه: كشف زكریای رازی دانشمند بزرگ ایرانی كه منتقد قرآن و اسلام بود، خاصیتش از تمامی پیامبران، امامان، امام زادگان و كتاب های مذهبی بیش تر است!

 پاسخ:

 1. این سخن كه در رسانه های خبری ملحدان و دین ستیزان مطرح شده است، نشانه جهل یا تجاهل گویندگان آن است؛ زیرا فتاوای فقیهان مسلمان درباره الكل هیچ تغییری نداشته است. اگر منظور از حلال شدن، نوشیدن الكل است، كه از نگاه فقهای شیعه هم چنان حرام است و كسی آن را حلال نكرده است (البته شماری از دشمنان ایران زمین، با تبلیغ این ادعای نادرست كه نوشیدن الكل از تأثیر ویروس كرونا جلوگیری می كند، برخی از افراد ساده لوح را به نوشیدن الكل تشویق كرد كه متأسفانه مرگ برخی از هموطنانمان را موجب شد)، اما اگر منظور از حلال شدن، فتوا به پاكی و استفاده از آن در امور بهداشتی و پزشكی است، كه این حكم جدیدی نیست، بر اساس نظر فقهای شیعه الكل بهداشتی پاك و استفاده از آن در امور درمانی مباح است، البته الكل اگر مست كننده باشد، نجس و نوشیدن آن حرام است. سوای آنكه زیان آور بودن الكل برای بدن از گزاره های قطعی علوم زیستی است، البته فقها گفته اند كه اگر در موارد خاصی به تشخیص متخصصان حاذق و امین، درمان در نوشیدن مقداری از الكل منحصر باشد، مصرف به مقدار درمان، از باب اضطرار اشكالی ندارد.

 2. تحقیقات تاریخی نشان می دهد كه زكریای رازی خداپرست بوده است؛ هر چند برخی از اعتقادات نادرست هم به او نسبت داده شده است. با این وجود كشف الكل توسط او، اگرچه كار بزرگی است و برای ما ایرانیان افتخاری به شمار می رود، اما هرگز به این معنا نیست كه همه اعتقادات رازی درست بوده و ما باید در همه امور زندگی پیرو نظرات او باشیم! و به این معنا نیست كه كشف الكل، همه مشكلات بشر را حل كرده و سودمندی زكریای رازی از همه دانشمندان جهان بیش تر بوده است؛ چه رسد به سودمندی پیامبران و امامان (علیهم السلام). چنین ادعایی بسیار نابخردانه است!

 3. مقایسه زكریای رازی دانشمند بزرگ ایرانی با پیامبران و امامان (علیهم السلام) مقایسه ای نابحا است؛ زیرا فلسفه فرو فرستادن پیامبران و انتصاب امامان (علیهم السلام) چیزی است كه انسان بدون وحی بدان دسترسی پیدا نمی كند؛ یعنی چیزی كه مربوط به سعادت بشر در دنیا و آخرت است و بدون استمداد از وحی برای بشر دست نیافتنی است. امثال رازی نیز برای شناخت حقیقت و راه صحیح زندگی و رسیدن به سعادت جاودان به پیامبران و امامان نیازمندند، هر چند ممكن است به غلط، چنان نیازی را احساس نكنند!

بستری شدن در بیمارستان نه حرم ها

اگر این حرم ها شفا می دهد، چرا روحانیان بیمار شده را به حرم نمی برند تا شفا پیدا كنند؛ بلكه در بیمارستان بستری كرده و به پزشكان متوسل می شوند؟!

 پاسخ:

 1. جهان بر اساس نظام علی ـ معلولی حاكم بر پدیدها سامان یافته و جریان دارد. در این نظام هیچ پدیده ای به خودی خود به وجود نیامده و به خودی خود از بین نمی رود. هم وجود و هم نابودی و هم دگرگونی پدیده ها به واسطه علت یا علت هایی است كه در ذات جهان برای آنها قرار داده شده است. سلامت و بیماری دو وضعیت متضادی است كه بر برخی پدیده های مادی عارض می شود و هركدام علت یا علت های خاص مادی و معنوی دارد. بی اعتنایی به علت های مادی سلامت و بیماری به اندازه بی توجهی به علت های معنوی غیر عقلانی و نامشروع است. بر همین پایه، خداوند برای رفع بیماری، روش ها و ابزارهایی قرار داده است كه می بایست بیماران در هنگام نیاز از آن بهره جسته و صحت خود را باز یابند. رجوع به پزشك، خوردن دارو و رعایت پرهیزهای بهداشتی و پزشكی، همه سنت های خداوند در جهان انسانی است و هر كس از این سنت ها اعراض كند در واقع به تدبیر خداوند بی اعتنایی كرده و ناخرد ورزانه خود را در معرض هلاكت قرار داده است.

 2. ربوبیت حكیمانه الهی در گستره هستی مستلزم این است كه هر چیزی در جایگاه خود و برای هدف یا اهدافی كه خداوند در نظر گرفته است، قرار گیرد. هیچ چیز در آفرینش الهی بیهوده و بی هدف نیست. جریان پیامبری و فرو فرستاده شدن كتاب ‎های آسمانی نیز از این قاعده مستثنا نیست. در اموری كه انسان با غریزه، فطرت، حواس و عقل خود بدان راه می برد، به انبیاء و اؤلیاء الله نیازی نیست و اگر پیامبران و كتاب های آسمانی در آن امور سخنی فرموه باشند، ارشاد به حكم عقل و تأیید آن است؛ بر این اساس فلسفه فرستادن پیامبران و انتصاب امامان (علیهم السلام) چیزی است كه انسان بدون وحی و هدایت اؤلیای الهی بدان دسترسی پیدا نمی كند؛ یعنی چیزی كه مربوط به سعادت جاودان و جامع بشر در دنیا و آخرت می شود؛ از این رو هر انسان عاقلی، چه روحانی و چه غیر روحانی، می بایست سنت های تكوینی و تشریعی الهی را بشناسد و هماهنگ با آن زندگی كند. سنت تكوینی و تشریعی خداوند مستلزم دوری از عوامل و زمینه های بیماری و جستجو از درمان و درمانگر در هنگام بیماری است.

 3. شك نداریم كه در برخی از موارد استثنایی، كراماتی مانند شفای مریض ها و برآورده كردن پاره ای از نیازها به صورت غیر عادی از اؤلیای الهی ظهور یافته و می یابد. این امور اگرچه غیر معمول و فراتر از راه ها و روش هایی است كه با آن انس داریم، اما از چارچوب نظام علی ـ معلولی بیرون نیست، اما نباید فراموش كرد كه كرامات اؤلیا در امور مادی عالم، كار ویژه رسالت و وظایف انبیاء و اؤلیاء نیست. پیامبران و امامان اساسا برای هدایت معنوی و ارشاد بندگان خدا به سوی روش درست زندگی آمده اند؛ نه برای اینكه جای اسباب مادی را در زندگی بشر بگیرند. سنت تكوینی خداوند درد و درمان را در وجود انسان و محیط او نهاده و سنت تشریعی او آدمی را به رجوع به متخصصان هدایت كرده است. پیامبران و امامان (علیهم السلام) نه خود چنین ادعایی داشته اند كه همه امور زندگی بشر باید به واسطه آنان سامان یابد و نه یاران آنان در زمان حیات شان چنان رفتار كرده اند كه گویی پیامبر و امام می بایست همه امور زندگی انسان ها را سامان دهند. در هیچ گزارشی نیامده كه یاران پیامبر و امام، همواره برای درمان بیماری های جسمی خود به ایشان مراجعه كرده باشند؛ البته گزارش های معدود و محدودی در این راستا وجود دارد كه نشان می دهد این امر (گرچه وجود داشته است، اما) رویه نبوده است. و جالب تر اینكه در چنان مواردی هم توصیه های امامان، انجام برخی از پرهیزهای بهداشتی و استفاده از برخی داروهای گیاهی و غذایی بوده، نه درمان درها با معجره و به صورت غیر عادی!.

دعا و توسل جواب نمی دهد!

اگر دعا جواب می دهد چرا همه شما مذهبی ها فرار كردید؟ اگر دعا جواب می دهد چرا اماكن مذهبی تعطیل شده؟ اگر دعا جواب می دهد چرا به دنبال كشف داروی كرونا هستید؟

 پاسخ:

 1. تأكید آموزه های دینی و مذهبی بر دعا و توسل در هنگام سختی ها از جمله بلاها و امراض، اولاً؛ به معنای اعتبار زدایی از اصول بهداشتی و پزشكی نیست، بلكه در آموزه های دینی بر رعایت توصیه های بهداشتی و پزشكی، مراجعه به پزشك تاكید شده و ترك كننده چنین امری از نظر عقل و شرع، محكوم دانسته شده است. بیان خواص گیاهان و میوه ها و امور دیگر در متون دینی، دلیلی دیگری بر اهمیت این امر در نگاه دین است. همان خدایی كه درد و بیماری را آفریده، دارو و درمان را نیز آفریده و به دقت، تفكر و مطالعه در مخلوقات فرمان داده است. ثانیاً؛ لزوما چنین نیست كه هر دعا و توسلی حتما مستجاب شده و نتیجه خواهد داد، بلكه اجابت دعا و تأثیر توسل، متوقف بر شرایط و مصالحی است كه با تحقق آنها، اجابت هم محقق می گردد و به همین دلیل، هیچ یك از علمای دین در طول تاریخ ادعا نكرده اند كه اگر كسی هرحاجت یا بیماری ای داشت صرفا باید دعا كند یا به پیامبران و ائمه (علیهم السلام) متوسل شود و صد در صد شفا پیدا می كند و نیازی به تلاش و مراجعه به پزشك ندارد.

نتیجه آنكه استجابت دعا شرایط خاص خود را دارد چنان كه تأثیر دارو در درمان یك بیماری متوقف بر شرایط خاصی است.

 2. رفتن به مسجد و حرم های مطهر در درجه اول برای عبادت خداوند و انجام واجبات و مستحبات دینی و تقویت معنویت و نورانیت و بالا بردن روحیه و سلامت ایمان دینی است، نه شفا یافتن یا بهره های مادی، گرچه در برخی موارد نیز نیازهای مادی زائرانش را برآورده می كنند.

 3. بسته شدن موقت مسجد و حرم، به معنای تعطیل شدن عبادت، و بی تأثیری دعا و توسل نیست، بلكه به دلیل شرایط خاصی است كه به وجود آمده و لازم است مدتی عبادت، دعا و توسل بدون حضور در مكان های عمومی؛ مانند حرم های امامان و مساجد انجام پذیرد و بدیهی است هیچ گونه ارتباطی بین تعطیلی این اماكن و تأثیر و عدم تأثیر دعا و توسل وجود ندارد.

پرهیز از تبرك ضریح و قبور

در دعای امام صادق(علیه السلام) می خوانیم: «و ارحم تلك الخدود التی تقلب علی قبر ابی عبدالله(علیه السلام)»: و این گونه هایی را كه بر قبر پدرم ابی عبدالله الحسین(علیه السلام) به خاك مالیده می شود، مشمول رحمت خود فرما! حال اگر چسباندن صورت به قبور ائمه(علیهم السلام) موجب رحمت است، پس چرا اكنون از دست زدن به ضریح و قبور آنان ممانعت می شود؟

 پاسخ:

 1. سنت الهی بر این است كه در جهان همه چیز مطابق نظم خاص و بر اساس اسباب و مسببات صورت پذیرد. بر این اساس هر چیزی در عالم هستی تأثیر خاص خودش را دارد؛ مثلا اگر كسی سمی بخورد مسموم خواهد شد و اگر در معرض میكروب های كشنده قرار گیرد، آلوده و بیمار می شود. نظام علیّ مستلزم ان است كه با وجود تحقق علت، معلول خواهد آمد؛ اگر فلز تیزی با فشار روی بدن كسی كشیده شود، می برد و اگر فلزی آغشته به ویروس كشنده ای شود در صورت تماس با سطح آن فلز، ویروس منتقل می شود و تفاوت نمی كند كه آن فلز، ضریح امام باشد یا آهنی كه در ساختمانی عادی به كار رفته است. به همین سبب عقل انسان حكم می كند (و دین هم حكم عقل را تأیید كرده است) كه می بایست از شرایطی كه موجب آسیب وارد شدن به جسم و جان ما است، دوری كنیم، مگر آنكه پای مصلحت و منفعتی بزرگ تر از جان در میان باشد (مثل میدان جنگ با دشمن).

 2. آنچه در دعای امام صادق (علیه السلام) می خوانیم كه «چسباندن صورت به قبور ائمه(علیهم السلام) موجب رحمت است»، این امر در شرایط عادی است و به همین سبب اگر زمانی شرایط خاصی پیش آید كه بر اساس حكم عقل از دست زدن به ضریح و قبور آنان ممانعت به عمل آید، با سخن امام در تضاد نیست. حكم استحباب مالیدن چهره بر قبر امام حسین با حكم وجوب پرهیز از سرایت بیماری، هر دو حكم دین است و با هم منافات ندارد؛ مضاف بر اینكه اگر منافات هم داشته باشد، حكم وجوب بر استحباب مقدم است. رجوع به اهل خبره و متخصصان در امور مادی و معنوی از احكام عقل و دین است و لازمه این امر وجوب عمل به فرمان آنها است. پیامبر و امامان (علیهم السلام) نیز با وجود برخوداری از علوم الهی، چنین رفتار می كردند و در امور خاصی به متخصصان رجوع كرده اند. فرزندان امام علی (علیه السلام) پس شكاف خوردن فرق مباركش به دست ابن ملجم (لعنة الله علیه) به دنبال طبیب رفتند و طبق گزارشی طبیب یهودی بر بالین حضرتش حاضر شده و نسخه ای تجویز نمود.

انفعال اولیاء الهی و امامزادگان

كرونا آغاز رنسانس دینی و فرهنگی در ایران است؛ همان گونه كه طاعون، رنسانس غرب را موجب شد! تا چند ماه پیش عوام در ایران مقبره های امامان و امام زادگان را شفابخش دانسته و بیماران صعب العلاج خود را در مقابر آنان زنجیر می كردند تا بیمارشان شفا یابد و متولیان نیز جهت ترویج خرافات، مكان خاصی در مقابر امامان را به این امر اختصاص داده بودند؛ اما با شیوع كرونا در ایران، حكومت دینی ناچار شد جهت جلوگیری از شیوع ویروس، صحن و ضریح مقابر امامان و امام زادگان را ضدعفونی و ویروس زدایی كرده و چون این كار هم مانع گسترش بیماری نشد، در های مقابر امامان و امام زادگان را بسته و زیارت را به بعد از كنترل بیماری (توسط علم و پزشكان) موكول نمایند. پس از فروكش كردن كرونا، مردم خواهند پرسید پس این امامان و امام زادگان چه كاره اند و چه كمكی به ما كرده و می كنند!

پاسخ:

 1. در خصوص رنسانس باید گفت این جریان، آغاز زایش علمی و فرهنگی غرب پس از قرون وسطی است. جهان غرب پس از بیش از هزار سال حاكمیت خرافه پرستان به نام خدا، در دانش و عقلانیت تحول یافت و خود را از سلطه جزم اندیشی كلیسا نشینان رها كرد. رنسانس در كنار سودمندی هایش برای بشر غربی، زیان ‎های بزرگی هم پدید آورد. فیلسوفان رهاشده از سلطه و ستم كلیسا به ناحق همه چیز را از چشم خدا دیدند و گمان كردند كه لازمه آزادی و پیشرفت مادی و علمی، نادیده گرفتن خدا از معادلات جهان است. غرب اگرچه در علم و صنعت به پیش رفت، اما در معنویت، اخلاق و انسانیت گرفتار عقب ماندگی شد. مسلمانان نه تاریخی مانند غربیان دارند و نه سنت اسلامی مانند مسیحیت، آمیخته با خرافات است. بنابر این انتظار رنسانی غربی در جهان اسلام، انتظاری است كه هرگز به وقوع نخواهد پیوست. آری! یك رنسانس بزرگ و تحول آفرین در جهان اسلام، به ویژه ایران رخ خواهد داد و آن شناخت عمیق و جامعی از جهان غرب است كه خود باوری و عزت نفس ایرانیان را چنان افزایش خواهد داد كه هرگز غرب و مظاهر مادی و علمی اش آنان را فریب ندهد و با اتكا به ایمان و تلاش خود، تمدن نوین اسلامی ـ ایرانی را پدید آورده و برترین قدرت سیاسی، علمی و اقتصادی جهان با محوریت دین و اخلاق شوند!

 2. كثرت شفا یافتگان از بیماری های بسیار سخت، مادرزادی و غیره، درون و بیرون حرم های مطهر امامان و برخی از امام زادگان، در طول تاریخ، آن چنان است كه انكارش، امری نامعقول و غیر علمی است. گزارش بسیاری از این كرامات در كتاب های معتبر ذكر شده و مواردی نیز در سالیان اخیر به صورت سمعی و بصری ضبط و بر اساس اسناد معتبر و متقن نگهداری شده است.

 3. امامان، امام زادگان و عالمان دینی، همواره مردم را به مراجعه به درمان و درمان گر توصیه كرده اند و در كنار عمل به سفارش به امور پزشكی و رعایت بهداشت، به دعا و فریادخواهی از درگاه الهی و توسل به بزرگان دین نیز ازشاد نموده اند. كسی كه آشنانیی مختصری با معارف و آموزه های دینی داشته باشد، از نظام فكری جامع نگر اسلام بی خبر نخواهد بود.

 4. رفتن به حرم های مطهر اؤلیای الهی، نخست برای دعا، عبادت، توسل، كسب معرفت و نورانیت معنوی است؛ آری! در كنار اینها درخواست های دنیایی نیز مطرح می شود و از افرادی هم دستگیری واقع می شود. اگر در طول تاریخ مؤمنان از حرم های ائمه بهره مند نمی شدند، این همه شور و شیدایی در زیارت و توسل وجود نمی داشت! چرا در مناسبت اربعین حسینی بیش از بیست میلیون نفر با زحمت و پای پیاده و یا سواره، خسته، تشنه و گرسنه به سوی كربلا می روند؟! چرا هر ساله چند میلیون زائر فقط برای مقطع تحویل سال به حرم امام هشتم و دیگر امامان و امام زادگان مشرف می شوند؟! و...اگر این افراد نفعی (چه مادی، چه معنوی) نمی بردند، آیا عاقلانه بود كه ده ها و صدها بار آن كارها را تكرار كنند؟!

 5. هیچ كس از خود امامان و نیز عالمان دین ادعا نكرده و اصلاً چنین چیزی معقول نیست كه هركس به حرمی از حرم های بزرگان دین وارد شد و هرحاجتی كه داشت، حتما برآورده می شود! اگر چنین چیزی ادعا شود، لازمه آن این است كه حاجت های بسیاری كه حتی با هم متضاد و گاهی متناقض است، برآورده شود و این ممكن نیست.

 6. مكان های مقدسی مثل مساجد و حرم های متبرك، خصوصا هنگام نماز جماعت و جمعه یا ایام تحویل سال یا زمان مراسم مذهبی از جمعیت های متراكم و زیاد لبریز است؛ گاهی ده ها و صدها هزار و حتی میلیون ها نفر در محیط های محدود متراكمی گرد هم می آیند كه احتمال سرایت بیماری های واگیر بالا می رود و چنین كارهایی در این روزها خلاف عقل، علم و دین است؛ از این رو هم عالمان دینی و هم پزشكان و هم مردم عاقل دنیا از این تجمعات پرهیز می كنند. در چنین شرایطی احتمال سرایت بیماری بالا است، و عقل پذیرش چنین خطری را مردود و احمقانه می شمارد؛ هیچ كسی شرعاً و اخلاقاً حق ندارد زمینه بیماری خود را ایجاد كند و چنین كاری شرعاً حرام و اخلاقاً ناروا است و حرام تر آنكه زمینه بیماری دیگری را ایجاد كند. ساحت ادیان آسمانی از تأیید كارهای جاهلانۀ پیراسته است. بستن درب مسجد و حرم برای پرهیز از تجمع افراد و سرایت بیماری است، نه به دلیل بی فایده بودن دعا و توسل در آن! در شرایط كنونی همه كلاس های درس در مدرسه ها و دانشگاه ها و نیز سایرمحل های تجمع دیگر تعطیل و ممنوع شده است؛ آیا هیچ عاقلی می گوید كه كرونا اثبات كرد آموزش، كار، ادارات، كارخانه ها، ورزشگاه ها و...هیچ فایده ای ندارد؟! آیا می توان گفت كرونا نشان داد سفر، دید و بازدید و ملاقات بستگان، دوستان و همكاران، هیچ كمكی به سلامتی، نشاط و افزایش روحیۀ مردم نمی كند؟!

خرافه و بی پایگی دعا و توسل

علمای دینی ادعا می كنند كه امامان شان قدرت بیكران دارند و می توانند در امور جهان تصرف كرده و شرایط را هرگونه بخواهند تغییر دهند. اساس توسل در مذهب شیعه نیز بر همین پایه استوار است. اكنون با تعطیل شدن همه مكان ها و مراسم های دینی و مذهبی روشن شد كه این حرف ها خرافه و بی اساس است و از این خفتگان در خاك كاری ساخته نیست!

پاسخ:

اولاً:

شفا یافتن بیماران در حرم ها و مراقد مطهر معصومان و اولیای الهی، هرچند اموری یقینی است و بارها اتفاق افتاده و مدارك معتبر آن وجود دارد، اما این اتفاقات استثنایی و مشروط به شرایط خاصی است كه همه ابعاد آن برای ما روشن نیست و هیچگاه به صورت معمول و رویه نبوده است؛ هیچ آیه ای از قرآن كریم و روایت معتبری وجود ندارد كه در آن ادعا شده باشد، اولیای الهی می توانند نظام عالم را یكسره برهم زنند و امور عادی و طبیعی را به صورت كامل تغییر دهند. برخلاف این، در روایات متعددی تصریح شده كه خداوند امتناع می كند از اینكه امور عالم، جز از طریق اسباب عادی انجام گیرد. در این مكان های مقدس هم همه امور طبق مشیت الهی و نظام اسباب و مسببات صورت می پذیرد. هرچند ممكن است برخی از امور خارق عادت و استثنایی از سوی اولیای الهی هم روی دهد كه البته آن ها هم بر اساس نظام اسباب و مسببات است. بنابر این رعایت امور بهداشتی، پاكیزگی و آراستگی در مكان های مقدس نه تنها لازم است، بلكه در این مكان های شریف، از دیگر مكان ها اهمیت بیش تری دارد؛ زیرا هم محل رفت و آمد و تجمع انسان ها است و بی توجهی به بهداشت، نوعی مردم آزادی و تضییع حقوق دیگران است و هم بی احترامی به آن مكان محترم و صاحب قبر شریف محسوب می شود.

ثانیاً:

آنچه بر اساس مبانی دینی می توان معتقد شد، این است كه اولیای الهی به اذن خداوند به برخی از امور غیبی آگاه اند و می توانند در امور عالم تصرفات جزئی كنند. اما اینكه اجازه داشته باشند در همه امور جهان به دلخواه خود رفتار كنند، امر محالی است و در هیچ گزاره دینی چنین ادعایی مطرح نشده است. اولیای الهی نیز در امور عادی زندگی مانند دیگر انسان ها زندگی كرده اند. بیماری، گرسنگی، درد، فقر، شكنجه و قتل دیده اند و برای حفاظت از خود از دارو، رعایت بهداشت و ابزارهای لازم و عقلایی سود جسته اند. تفاوت آنان با دیگران در مرتبه ایمان، تقوا، شكر و رضا است. اگر بنا بود اولیای الهی در همه امور عالم دخالت كنند، طبیعتا می بایست همه بلاها و شرور را از خود دور سازند، در حالی كه اگر نگوییم بلاها و مصائب آنان از دیگر انسان ها بیش تر بوده، قطعا كم تر نبوده است. آری! دعای آنان به اجابت نزدیك تر و مقام آنان در نزد خدا بلندمرتبه تر از دیگر بندگان است و همین شرافت موجب می شود كه در برخی از امور دنیایی، واسطه فیض الهی قرار گرفته و حوائجی به دست آنان برآورده شده و بیمارهایی شفا یابد. اما این امور از استثنائات است و هرگز رویه نبوده و نخواهد بود. البته این ارواح پاك در امور معنوی وسعت و قدرت بسیار فراخ تری دارند و اگر نگوییم همه فیض های معنوی به وساطت آن بزرگواران به طالبان حقیقت می رسد، دست كم بسیاری از بهره های معنوی به وساطت آنان است. ائمه معصوم (علیهم السلام) مصادیق كامل «وماتشاؤون الا ان یشاء الله رب العالمین» اند؛ یعنی خواست آنان، خواست خدا است و از این رو در همه امور تابع اراده و مشیت خداونداند.

نجات از بیماری توسط شخص ملحد و بی دین

شخص ملحد كاشف الكل كه امروز مهم ترین ماده ضدعفونی كننده و محافظت از كرونا است، توسط محمد بن زكریای رازی كشف شد كه فرد ملحدی بود؟! بنابراین شخص ملحد توانسته است مردم را از كرونا نجات دهد اما از دعا و توسل چه كاری ساخته است؟!

پاسخ:

اولاً:

شواهدی وجود دارد كه دلالت می كند بر این كه محمد بن زكریای رازی از طبیبان بزرگ مسلمان است. وی غیر از رشته طب در فلسفه و اخلاق نیز آرا و نظریات مهمی دارد. اگرچه در مسلمان بودن او تردیدی نیست، اما گفته شده ایشان برخی اظهار نظرهای خلاف مبانی اسلامی نیز داشته، ولی چنین چیزی مورد شك و تردید محققان و مورّخان اسلامی است.

ثانیاً:

بر فرض این كه وی ملحد باشد، باز هم چیزی عوض نمی شود؛ چون سنت الهی بر این قرار گرفته كه عمل هیچ عاملی را ضایع نكند؛ كافر باشد یا مؤمن! بر این اساس زمانی كه شخصی زحمت می كشد، می اندیشد و پشتكار دارد، طبعاً نتیجه این كار را نیز خواهد دید، حالا تفاوت نمی كند كه این شخص مسلمان باشد یا ملحد، رازی باشد یا دیگران، این ماده كشف شده، الكل باشد یا چیز دیگر. كشف الكل توسط ایشان، نشانه مهارت و تبحر در داروسازی است و هرگز به این معنا نیست كه او در هر رشته علمی دیگری كه ادعایی بكند، ارزش مند است. آیا منطقی و عقلانی است بگوییم چون فلان مهندس هسته ای در مسأله خاصی نظریه معتبری دارد، پس هرادعایی در مسائل پزشكی یا جامعه شناسی بكند هم معتبر و با ارزش است؟! یقینا نه! زكریای رازی دانشمند و پزشك نام آوری است و از این جهت مورد احترام و افتخار ما است، اما دانش او به الحاد ادعایی اش، ارزشی نمی دهد. البته متأسفانه همیشه برخی از مردم از روی نادانی، هر ادعایی را از هر فرد مشهوری، ولو هنرپیشه سینما و تئأتر، می پذیرند! این امر نشانه مهم بودن آن افراد نیست؛ بلكه نشانه سطحی نگری و ساده لوحی كسانی است كه به دنبال افرادی است كه كوركورانه غیر متخصصان پیروی می كنند!

ترك توسل سبب شكوفا شدن اندیشه ناب توحیدی

كرونا شاید اشعار به این دارد كه باید دست از توسل و... برداریم و شاهد اندیشه ناب توحیدی باشیم! باید به خدا پناه برده و از او استمداد كنیم. توسل به امامان و امام زادگان شیعه نه تنها شرك است؛ بلكه هیچ سودی هم ندارد و هیج بیماری را شفا نمی دهد!

 پاسخ:

 1. اگر توسل به امامان اهل بیت (علیهم السلام) مفید نیست، استمداد از خداوند نیز بی فایده است؛ چرا كه به دلالت آیات و نیز روایات از جمله حدیث ثقلین (كه در جای خود بحث شده اند)، راه خدا و اولیائش از هم جدا نیست. بسیاری از شیعیان و حتی اهل تسنن در پاره ای از مشكلات خود به امامان و اهل بیت (علیهم السلام) توسل جسته و به خواسته خود نائل شده اند. اگر كسی خواهان این است كه قدرت شفا دهندگی اهل بیت را كه خداوند به آنان عطا كرده، ببیند كافی است به یكی از حرم های مطهر مشرف شده و پرونده های معتبری كه در این باره در بخش اداری حرم ها نگهداری می شود بررسی كند.

2. كسی ادعاء نكرده كه با زیارت و توسل به ائمه (علیهم السلام) هر مریضی حتما شفا می گیرد یا اصلاً مریض نمی شود؟! همان گونه كه همه درخواست های ما از خدا نیز به اجابت نمی رسد!

بر این اساس؛ اولاً زیارت قبور اؤلیای الهی برای گرفتن فیض های معنوی، تازه كردن روح ایمان و احترام نهادن به پیامبر و پیشوابان دین است كه احترام به آنان احترام به خدا است. ثانیاً دعا («وَ قالَ رَبُّكمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكمْ...»؛ مؤمن، 60) و توسل («وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوك فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا»؛ نساء، 64) راه هایی است كه خود خداوند در قرآن به ما تعلیم داده و انجام ان را دوست دارد؛ هر چند اجابت خواست های ما تنها به خواست و اراده خود خدا است و ممكن است اجابت آن را صلاح نداند.

هنر دین دین و طب اسلامی و تمسخر علم مدرن

 تمام هنر دین و طب دینی در درمان بیماران كرونا دعاخوانی و دودكردن اسپند در محیط بیمارستان است. این كارها تمسخر علم مدرن و ریشخند به دستاوردهای سترگ بشر در شناخت و درمان بیماری ها است.

 پاسخ:

 1. طب اسلامی و طب سنتی از ظرفیت های سترگ علمی و فرهنگی ما ایرانیان است. بخشی از طب، از دستاوردهای تجارب كهن نیای ما بوده و بخشی در روایات اسلامی ریشه دارد. امروزه حتی با نگرش تنگ و انحصار طلبانه پوریتویسم منطقی، نمی توان به این سنت كهن علمی بی اعتنا بود و تحقیق و بررسی علمی در این عرصه كاملاً عقلانی و سودمند است. كنار نهادن و تحقیر طب سنتی ایرانی اقدامی غیر منطقی و برخاسته از نادانی یا خودباختگی در برابر تمدن غرب است كه حتی با ادعای عقلانیت بشر مدرن و لزوم بهره گیری از علوم و دستاوردهای ملل مختلف نیز سازگاری ندارد. علم سنتی را نباید رقیب پزشكی مدرن تلقی كرد، بلكه می بایست آن را به عنوان دانش مكمل مطالعه نمود و از ظرفیت های مثبت آن در تكامل بخشیدن به پزشكی مدرن نگریست. خود شیفتگی و استبداد علمی، چه از نوع مدرن و چه سنتی آن، محكوم به زشتی و ناراستی است. فطرت حقیقت جوی انسان همواره و همه جا به دنبال علم نافع است و برای خود مرزی نمی شناسد.

 2. هنر طب اسلامی و سنتی نه منحصر و محدود در اقداماتی مانند دعا خوانی، توسل و دود كردن اسپند است و نه این امور كم اهمیت و بی اثر است. نقش دعا و توجه به خدا و توسل به اؤلیای الهی دست كم در ایجاد و بالا رفتن آرامش و تقویت روحیه بیماران مذهبی و حتی غیر مذهبی و در نتیجه بهبود سیستم ایمنی بدن آنها قابل انكار نیست. مضاف بر اینكه بر اساس اعتقادات ما دعا و توسل بر بهبود بیماران تأثیر مستقیم و بی واسطه هم دارد. خداوند متعال در آیه پایانی سوره فرقان می فرماید: «اگر دعاهای شما نبود خداوند هیچ اعتنایی به شما نمی كرد!» طب سنتی و توصیه های بهداشتی اسلام برای پیشگیری و درمان بیماری ها بسی فراتر و عمیق تر از آن است كه تصور می شود و اگر كسی اطلاعات علمی اش در این راستا اندك است می بایست خود را سرزنش كرده و برای برطرف كردن كم دانشی خود اقدام شایسته كند! بنابراین طب دینی ـ سنی و پزشكی نوین، به عنوان دو ساحت علمی در حوزه نظام سلامتی انسان قابل توجه اند و موفقیت یكی مستلزم نفی اعتبار دیگری نیست.

منبع:پایگاه اطلاع رسانی حوزه

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.