برخی از مسائل و احکام فقهی روزه و ماه مبارک رمضان

روزه مایه صفای قلب آدمی است[1] و امیال نفسانی و شهوات حیوانی را در انسان می میراند؛[2] سپری در برابر آفات دنیوی و حجابی در برابر عذاب اخروی است[3] و مایه آرامش دل و قلب آدمی می گردد.[4] از جمله حکمت های روزه، تساوی میان دارا و فقیر[5] و فهمیدن درد تشنگی و گرسنگی و یاد کردن از بیچارگی عرصه محشر در جهان آخرت[6] است. ثمره روزه حقیقی نورانیت دل، اخلاص در عمل، توبه حقیقی و تحکیم اراده و عزم آدمی بر گام نهادن و پیمودن صراط مستقیم الهی است. ماه مبارک رمضان، ماه طهارت جسم و جان آدمی است تا روح خویش را رشد و تعالی بخشد و از انوار هدایت بخش الهی بهره مند گردد. حقیقت ماه رمضان عبارت، آزادی از خود و تولد دوباره آدمی است؛ مجالی است تا بندگان خدا از حلال الهی چشم پوشیده و مشق بندگی و تسلیم در برابر خالق متعال به جای آورند؛ در این قسمت برخی از مسائل و احکام فقهی روزه و ماه مبارک رمضان، که بیشتر مورد پرسش قرار می گیرند، با بهره گیری از فتاوای امام خامنه ای ولایة علی بن ابیطالب حصنی جهت بهره برداری یادآوری می شود.

روزه

«روزه» در لغت به معنای امساک و خودداری آمده است،[7] و در شرع مقدس اسلام آن است که انسان از طلوع فجر تا غروب آفتاب با قصد اطاعت از فرمان خداوند از خوردن و آشامیدن و دیگر مفطرات خودداری کند.

نکته: انسان نمی تواند به خاطر ضعف جسمانی روزه را بخورد، ولی اگر به قدری ضعف پیدا کند که تحمل آن بسیار مشکل شود می تواند روزه را بخورد، و همچنین، اگر برای او ضرر یا خوف ضرر مُعتنابه داشته باشد.

رمضان

رمضان از ریشه «رَمَض» یا «رمضاء» به معنای شدّت حرارت و سوزانیدن است.[8] در اصطلاح، نام نهمین ماه قمری است که قرآن کریم در آن نازل شده است. پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «انما سمی الرمضان لانه یرمض الذنوب؛[9] این ماه به نام رمضان خوانده شده است، زیرا گناهان را می سوزاند.» در اهمیت این ماه همین بس که «رمضان» یکی از اسماء الهی و ماه ضیافت خداوند متعال است.[10]

شرایط وجوب و صحت روزه

س: اگر فردی به خاطر عذری قوی، پنجاه درصد احتمال دهد که روزه بر او واجب نیست و به همین دلیل، روزه نگیرد، ولی بعداً معلوم شود که روزه بر او واجب بوده، از جهت قضا و کفّاره چه حکمی دارد؟

ج: اگر افطار عمدی روزه ماه مبارک رمضان به مجرد احتمال عدم وجوب روزه بر وی باشد، در فرض سؤال علاوه بر قضا، کفّاره هم بر او واجب است، اما اگر افطار به علت ترس از ضرر باشد و ترس هم منشأ عقلایی داشته باشد، کفّاره واجب نیست، ولی قضا بر او واجب است (حسینی خامنه ای، 1424ق: 152، س 735).

س 736: شخصی مشغول انجام خدمت سربازی است و به علت مسافرت و حضور در محل خدمت، نمی تواند روزه ماه رمضان سال گذشته را بگیرد، و هنگام حلول ماه رمضان امسال نیز در محل خدمت است و احتمال دارد که باز هم نتواند روزه بگیرد، اگر پس از پایان دوره خدمت سربازی بخواهد روزه این دو ماه را قضا نماید، آیا کفّاره هم بر او واجب است یا خیر؟

ج: کسی که بر اثر عذر مسافرت، روزه ماه رمضان از او فوت شده و آن عذر تا ماه رمضان سال آینده استمرار داشته، فقط قضای آن بر او واجب است و کفّاره تأخیر واجب نیست (همان: 153، س 736).

س 737: اگر شخص روزه دار جنب باشد و تا قبل از اذان ظهر متوجه آن نشود و پس از آن غسل ارتماسی نماید، آیا روزه اش باطل می شود؟ و اگر بعد از غسل متوجه شود که در حال روزه غسل ارتماسی نموده است، آیا قضای آن واجب است؟

ج: اگر غسل ارتماسی بر اثر فراموشی و غفلت از روزه دار بودن باشد، غسل و روزه او صحیح است و قضای روزه اش بر او واجب نیست (همان: س 737).

س 738: اگر شخصی بخواهد قبل از زوال به محل اقامتش برسد، ولی در راه به خاطر پیشامد حادثه ای نتواند در زمان معیّن به مقصد برسد، آیا روزه او اشکال دارد و آیا کفّاره بر او واجب است یا فقط قضای روزه آن روز را باید به جا آورد؟

ج: روزه اش در سفر صحیح نیست و بر او فقط قضای روزه آن روزی که پیش از ظهر به محل اقامتش نرسیده، واجب است و کفّاره ای هم ندارد (همان: 153، س 738).

بیماری و منع پزشک

کسی که می داند روزه برای او ضرر دارد یا خوف ضرر داشته باشد باید روزه را ترک کند و اگر روزه بگیرد صحیح نیست، بلکه حرام است، خواه این یقین و خوف از تجربۀ شخصی حاصل شده باشد یا از گفتۀ پزشک امین یا از منشأ عقلایی دیگر. ملاک تأثیر روزه در ایجاد بیماری یا تشدید آن و عدم قدرت بر روزه گرفتن، تشخیص خود روزه دار نسبت به خودش است، بنابراین، اگر پزشک بگوید روزه ضرر دارد، اما او با تجربه دریافته است که ضرر ندارد، باید روزه بگیرد. همچنین، اگر پزشک بگوید روزه ضرر ندارد، ولی او بداند روزه برایش ضرر دارد یا خوف ضرر داشته باشد، نباید روزه بگیرد. هرگاه عقیده اش این بود که روزه برای او ضرر ندارد و روزه گرفت و بعد فهمید روزه برای او ضرر داشته باید قضای آن را به جا آورد. پزشکانی که بیماران را از روزه گرفتن به دلیل ضرر داشتن منع می کنند گفتۀ ایشان در صورتی معتبر است که اطمینان آور باشد یا باعث خوف ضرر شود؛ درغیراین صورت، اعتباری ندارد.

احکام بیماری و منع پزشک به شرح زیر است:

س: بعضی از پزشکان که به مسائل شرعی ملتزم نیستند، بیماران را از روزه گرفتن، به دلیل ضرر داشتن، منع می کنند، آیا گفته این پزشکان حجت است یا خیر؟

ج: اگر پزشک امین نباشد و گفته او هم اطمینان آور نباشد و باعث خوف ضرر نشود، گفته او اعتباری ندارد و درغیراین صورت نباید روزه بگیرد (همان: 155-156، س 748)

س: من از عینک طبی استفاده می کنم و در حال حاضر چشمانم بسیار ضعیف است. هنگامی که به پزشک مراجعه کردم به من گفت که اگر برای تقویت چشمانم تلاش نکنم، ضعیف تر خواهند شد، بنا بر این اگر از روزه ماه رمضان معذور باشم، چه وظیفه ای دارم؟

ج: اگر روزه برای چشمان شما ضرر دارد، واجب نیست روزه بگیرید، بلکه واجب است افطار کنید و اگر بیماری شما تا ماه رمضان آینده استمرار پیدا کرد، قضای روزه بر شما واجب نیست، ولی واجب است که عوض هر روز یک مدّ طعام به فقیر بدهید (همان: 156، س 752)

س: اگر پزشک شخصی را از روزه گرفتن منع کند، آیا باتوجه به اینکه بعضی از پزشکان اطلاعی از مسائل شرعی ندارند، عمل به گفته او واجب است؟

ج: اگر مکلّف از گفته پزشک یقین پیدا کند که روزه برای او ضرر دارد و یا از گفته وی یا منشأ عقلایی دیگری برای او خوف از ضرر حاصل شود، روزه گرفتن برای او واجب نیست، بلکه جایز هم نیست (همان: 157، س 755).

نیت روزه

1. روزه مانند همۀ عبادت های دیگر باید با نیت همراه باشد، بدین معنی که خودداری انسان از خوردن و آشامیدن و دیگر مبطلات روزه، به خاطر دستور خداوند باشد و همین که چنین عزمی در او باشد کافی است و لازم نیست آن را بر زبان بیاورد. زمان نیت در روزه های مستحبی، از اول شب تا زمانی است که به اندازۀ نیت کردن به مغرب وقت مانده باشد و در روزه های واجب، تا قبل از طلوع فجر است. اگر شخصی اول شب نیت کرد که فردا را روزه بگیرد و پس از آن به خواب رفت و تا بعد از اذان صبح بیدار نشد یا سرگرم کاری بود و از فرا رسیدن صبح غافل بود، و پس از آن توجه یافت، روزۀ او صحیح است (بیانات، 1397: 137)؛

2. کسی که در ماه رمضان، از روی فراموشی یا بی اطلاعی، نیت روزه نکرده و در اثنای روز ملتفت شود، در صورتی که کاری که روزه را باطل می کند انجام داده باشد، روزۀ آن روز باطل است، ولی تا غروب از کارهای باطل کنندۀ روزه خودداری کند، اما چنانچه تا هنگامی که ملتفت روزه می شود کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد اگر بعد ازظهر است روزه باطل است، واگر پیش از ظهر است بنابر احتیاط واجب باید نیت روزه کند و روزه بگیرد و بعداً نیز روزۀ آن روز را قضا کند؛

3. اگر برای روزۀ واجب غیر ماه رمضان، مانند روزۀ کفاره یا قضا تا نزدیک ظهر نیت نکند، چنانچه تا آن وقت کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد، می تواند نیت کند و روزۀ او صحیح است؛

4. روزۀ مستحبی را در هر وقت از روز که به فکر روزه بیفتد می تواند نیت روزه کند و روزۀ او صحیح است، مشروط بر اینکه تا آن لحظه کاری که موجب باطل شدن روزه است از او سر نزده باشد؛

5. کسی که روزۀ قضای ماه رمضان بر او واجب است نمی تواند روزۀ مستحبی بگیرد و کسی که نمی داند روزۀ قضا بر عهده دارد یا نه، اگر به نیت آنچه که شرعاً مأمور به آن است اعم از روزۀ قضا یا مستحبی، روزه بگیرد و در واقع روزۀ قضا بر عهده اش باشد به عنوان روزۀ قضا محسوب می شود؛

6. اگر مریض در اثنای روز ماه رمضان خوب شود، واجب نیست که نیت روزه کند و آن روز را روزه بگیرد، ولی اگر پیش از ظهر باشد و کاری که روزه را باطل می کند از او سر نزده باشد، احتیاط مستحب آن است که نیت روزه کند و روزه بگیرد و پس از ماه رمضان باید آن روز را قضا کند؛

7. روزی که انسان شک دارد که آخر شعبان است یا اول ماه رمضان (یوم الشک) واجب نیست روزه بگیرد، و اگر بخواهد روزه بگیرد نمی تواند نیت روزۀ رمضان کند، بلکه می تواند قصد روزۀ مستحبی آخر شعبان یا روزۀ قضا و مانند آن کند و اگر بعداً معلوم شود که رمضان بوده از رمضان حساب می شود و قضای آن روز لازم نیست، و اگر در اثنای روز بفهمد که ماه رمضان است باید از همان لحظه نیت روزۀ رمضان کند.

مفطرات روزه

مفطرات روزه[11] عبارت اند از: ۱. خوردن و آشامیدن۲. جماع (آمیزش جنسی) ۳. استمنا (خود ارضایی جنسی)؛4. دروغ بستن به خدا و پیامبران و معصومان(ع) (بنابر احتیاط واجب) ۵. رساندن غبار غلیظ به حلق (بنابر احتیاط واجب) ۶. فرو بردن تمام سر در آب (بنابر احتیاط واجب) ۷. باقی ماندن بر جنابت و حیض و نفاس تا اذان صبح؛ ۸. اماله (تنقیه) کردن با مایعات ۹. قی کردن عمدی.

نکته: هرگاه روزه دار عمداً و از روی اختیار کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد روزۀ او باطل می شود و چنانچه از روی عمد نباشد، مثل اینکه پایش بلغزد و در آب فرو رود، یا از روی فراموشی غذا بخورد، یا به زور چیزی در گلوی او بریزند، روزه اش باطل نمی شود.

نکته: هرگاه روزه دار خودش بر اثر اکراه دیگری مرتکب مفطری شود (و به عبارت دیگر، مجبورش کنند که خودش افطار کند، مثلاً به او بگویند اگر غذا نخوری ضرر جانی یا مالی به تو می زنیم و او خودش برای جلوگیری از ضرر، غذا بخورد) روزه اش باطل می شود.

نکته: هرگاه کسی شک کند مفطری انجام داده است یا نه، مثلاً غبار غلیظی که وارد دهان شده آن را فروبرده است یا نه، یا آبی که داخل دهان کرده بیرون ریخته یا نه، روزه اش صحیح است.

احکام مبطلات روزه

س: آیا اگر از دهان شخص روزه دار خون بیاید، روزه اش باطل می شود؟

ج: روزه به سبب آن باطل نمی شود، ولی واجب است که از رسیدن خون به حلق جلوگیری کند (بیانات، 1424ق: 158، س 759).

س: در یکی از روزهای ماه رمضان روزه گرفتم، ولی دندان هایم را مسواک نزدم، و بدون اینکه باقی مانده غذاهای لابه لای دندان ها را عمداً ببلعم، خودبه خود بلعیده شده است. آیا قضای روزه آن روز بر من واجب است؟

ج: اگر علم به وجود باقی مانده غذا در بین دندانهایتان و یا علم به رسیدن آن به حلق نداشته اید و فرو رفتن آن هم عمدی و با التفات نبوده، قضای روزه بر شما واجب نیست (همان: 159، س 764).

س: نظر شریف جناب عالی درباره تزریق آمپول و سایر تزریقات نسبت به روزه داران در ماه مبارک رمضان چیست؟

ج: احتیاط واجب آن است که روزه دار از آمپول های مقوّی یا مغذّی و هر آمپولی که در رگ تزریق می شود و نیز انواع سرم ها خودداری کند، لکن آمپول های دارویی که در عضله تزریق می شود و نیز آمپول هایی که برای بی حسّ کردن به کار می رود، مانعی ندارد (همان: 160، س 767).

س 768: آیا خوردن قرص فشار خون در حال روزه جایز است یا خیر؟

ج: اگر خوردن آن در ماه رمضان برای درمان فشار خون ضروری باشد، اشکال ندارد، ولی با خوردن آن روزه باطل می شود (همان: س 768)

س: اگر فردی به سبب برخی از مشکلات تا اذان صبح بر جنابت باقی بماند آیا روزه گرفتن در آن روز برای او جایز است؟

ج: در غیر ماه رمضان و قضای آن اشکال ندارد، ولی نسبت به روزه ماه رمضان و قضای آن، اگر معذور از غسل است، تیمم کردن بر او واجب است و اگر تیمم هم نکند، روزه اش صحیح نیست (همان: س 772)

س: آیا جایز است شخص جنب بعد از طلوع آفتاب غسل جنابت نماید و روزه قضا یا مستحب بگیرد؟

ج: اگر عمداً تا طلوع فجر بر جنابت باقی بماند، روزه ماه رمضان و قضای آن از او صحیح نیست، ولی اقوی صحّت روزه های دیگر، به خصوص روزه مستحبی، است (همان: 161، س 774).

کفاره

۱. اگر روزه دار در یک روز بیش از یک بار کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد فقط یک کفاره بر او واجب می شود. بلی، اگر این کار، آمیزش جنسی یا استمنا باشد احتیاط واجب آن است که به عدد دفعات آمیزش جنسی یا استمنا کفاره بدهد؛

۲. کسی که عمداً روزۀ خود را باطل کرده، اگر پس از آن به سفر برود کفاره از او ساقط نمی شود؛ بنابراین، اگر با حالت جنابت از خواب بیدار شود و علم به جنب بودن خود داشته باشد و قبل از فجر اقدام به غسل یا تیمم نکند و برای فرار از روزه تصمیم بگیرد بعد از طلوع فجر مسافرت کند و این کار را نیز انجام دهد، صرف تصمیم و قصد سفر در شب و رفتن به مسافرت در روز برای سقوط کفاره از او کافی نیست؛

۳. کسی که کفاره بر او واجب شده، لازم نیست که آن را فوراً بدهد، ولی نباید آن را به قدری تأخیر بیندازد که کوتاهی در ادای واجب شمرده شود. کفارۀ واجب را اگر چند سال بگذرد و ندهد، چیزی بر آن اضافه نمی شود؛

4. در کفارۀ روزه، بین قضا و کفاره، ترتیب واجب نیست (حسینی خامنه ای، 1397: 136).

وجوب کفاره و موارد آن

1. هرگاه در ماه مبارک رمضان کارهایی که روزه را باطل می کند را از روی عمد و اختیار و بدون عذر شرعی انجام دهد، علاوه بر اینکه روزۀ او باطل می شود و قضا دارد کفاره نیز بر او واجب است، اعم از اینکه هنگام انجام مفطر، عالم به وجوب کفاره باشد یا نه؛

2. اگر فردی به خاطر عذری احتمال دهد که روزۀ ماه مبارک رمضان بر او واجب نیست و به همین دلیل، روزه نگیرد، ولی بعداً معلوم شود که روزه بر او واجب بوده، علاوه بر قضا، کفاره هم بر او واجب است. (صرف احتمال عدم وجوب روزۀ ماه مبارک رمضان برای افطار کافی نیست). بلی، اگر افطار به علت ترس از ضرر باشد و ترس هم منشأ عقلایی داشته باشد کفاره ندارد، ولی قضا بر او واجب است.

3. اگر به سبب بی اطلاعی از حکم شرعی، کاری را انجام دهد که روزه را باطل می کند، مثل اینکه نمی دانست سر زیر آب کردن روزه را باطل می کند و سر زیر آب کرد، روزه اش باطل است و باید آن را قضا کند، ولی کفاره بر او واجب نیست؛

4. اگر به جهتی باطل کردن روزه برای او جایز یا واجب شود، مانند اینکه او را مجبور کنند کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد، یا برای نجات جان غریق خود را در آب بیندازد، در این صورت، کفاره بر او واجب نیست، ولی باید قضای آن روز را به جا آورد؛

5. اگر چیزی از اندرون روزه دار به دهان او برگردد، نباید آن را دوباره فرو برد، و اگر عمداً فرو ببرد قضا و کفاره بر او واجب است؛

6. اگر روزه دار به گفتۀ کسی که می گوید مغرب شده و اعتماد به گفتۀ او نیست، افطار کند و سپس، بفهمد که مغرب نبوده، قضا و کفاره بر او واجب می شود (حسینی خامنه ای، 1397: 135).

مقدار کفاره و کیفیت آن

کفارۀ افطار عمدی روزۀ ماه مبارک رمضان در شرع اسلام یکی از سه چیز است:

۱. آزاد کردن یک برده؛

۲. دو ماه (شصت روز) روزه گرفتن؛

۳. شصت فقیر را غذا دادن.

هرگاه هیچ یک از این سه کار ممکن نشود باید به هر تعداد فقیر که قادر است غذا بدهد و احتیاط (واجب) آن است که استغفار نیز بکند و اگر به هیچ وجه قادر به دادن غذا به فقرا نیست فقط کافی است که استغفار کند؛ یعنی با دل و زبان بگوید: «اَستَغْفِرُاللهَ» (از خداوند بخشایش می طلبم). ب) کسی که می خواهد دو ماه کفارۀ روزۀ ماه رمضان را بگیرد باید یک ماه تمام و حداقل یک روز از ماه دوم را پی در پی بگیرد و اگر بقیۀ ماه دوم پی در پی نباشد اشکال ندارد.

نکته: غذا دادن به شصت فقیر را می توان به دو صورت انجام داد:

۱. اینکه با غذای آماده آنان را سیر کند؛

۲. اینکه به هر نفر به اندازۀ ۷۵۰ گرم (یک مد) گندم یا آرد یا نان یا برنج یا امثال آن بدهد (حسینی خامنه ای، 1397).

کفارۀ افطار قضای ماه رمضان

کسی که قضای روزۀ ماه رمضان را گرفته جایز نیست بعد از ظهر روزه را باطل کند و اگر عمداً چنین کاری را انجام دهد باید کفاره بپردازد. کفارۀ افطار قضای ماه رمضان عبارت است از غذا دادن به ده فقیر و اگر نمی تواند واجب است سه روز روزه، بنابر احتیاط واجب، پی در پی بگیرد (حسینی خامنه ای، 1397).

کفارۀ تأخیر

کفارۀ تأخیر عبارت است از یک مد طعام که بایستی به فقیر داده شود. پرداخت این کفاره وظیفه کسی است که روزۀ ماه رمضان را به واسطۀ عذری نگیرد و تا رمضان آینده هم به خاطر سهل انگاری و بدون عذر قضای آن را به جا نیاورد باید بعداً روزه را قضا کند و برای هر روز کفارۀ تأخیر بدهد، اما اگر قضای روزۀ ماه رمضان را به علت استمرار عذری که مانع روزه گرفتن است، مانند مسافرت تا ماه رمضان سال آینده، به تأخیر اندازد قضای روزه هایی که از او فوت شده کافی است و واجب نیست کفاره بدهد، هر چند احتیاط (مستحب) در جمع بین قضا و کفاره است.

نکته: کفارۀ تأخیر قضای روزۀ ماه رمضان- هرچند به مدت چند سال هم به تأخیر افتاده باشد- یک بار واجب است و با گذشت سال ها متعدد نمی شود (حسینی خامنه ای، 1397)

احکام کفاره روزه و مقدار آن

س: آیا دادن پول یک مدّ طعام به فقیر تا با آن غذایی برای خودش بخرد، کافی است؟

ج: اگر اطمینان داشته باشد که فقیر به وکالت از او طعام خریده و سپس آن را به عنوان کفّاره قبول می کند، اشکال ندارد (حسینی خامنه ای،1424ق: 166، س801).

س: شخصی ده روز روزه برعهده دارد و در روز بیستم شعبان شروع به روزه گرفتن می کند، آیا در این صورت می تواند عمداً روزه خود را قبل یا بعد از زوال افطار کند؟ در صورتی که قبل یا بعد از زوال افطار نماید، چه مقدار کفّاره دارد؟

ج: در فرض مذکور افطار عمدی برای او جایز نیست و اگر عمداً افطار کند، در صورتی که قبل از زوال باشد، کفّاره ای بر او واجب نیست.

اگر بعد از زوال باشد، کفّاره بر او واجب است که عبارت است از غذا دادن به ده مسکین، و در صورت عدم تمکن، واجب است سه روز روزه بگیرد (همان: 167، س805).

س: آیا رعایت ترتیب بین قضا و کفّاره، در کفّاره روزه واجب است یا خیر؟

ج: واجب نیست (همان:168، س807).

س. آیا لزوم انجام روزه های کفاره حنث قسم که به صورت پشت سرهم باشد، فتواست یا احتیاط واجب؟ همچنین، حکم نسبت به سه روز روزه کفاره افطار قضای روزه، فتواست یا احتیاط واجب؟

ج. وجوب پشت سر هم بودن سه روز روزه ای که به عنوان کفارۀ قسم، یا به عنوان کفاره افطار قضای روزه می باشد، مبنی بر احتیاط است (حسینی خامنه ای، استفتائات جدید).

س. باتوجه به اینکه پرداخت کفاره عمدی، درصورتی که توان پرداخت نباشد، ساقط است، آیا پرداخت کفاره غیرعمدی و فدیه هم، درصورتی که توان پرداخت فعلی ندارد، برای همیشه ساقط است یا هرگاه توان پیداکرد باید بپردازد؟

ج. حکم خصال کفاره را ندارد و هر زمان توانایی پیدا کرد، باید بپردازد (همان).

فدیه

فدیه در لغت به معنای مال پرداخت شده برای آزادی اسیر یا زندانی است و در اصطلاح فقها مالی معیّن است که برای جبران عبادت فوت شده از روی عذر یا جبران خطا یا عقوبت ارتکاب برخی محرمات، پرداخت می شود. تفاوت فدیه با کفّاره آن است که وجوب کفّاره به عنوان عقوبت ارتکاب محرمات است، برخلاف فدیه که رویکرد جبرانی نیز دارد. ضمن آنکه کفّاره اعم از مال و غیر مال است.[12] قرآن کریم درباره فدیه می فرماید: «وَ عَلَی الَّذینَ یطیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعامُ مِسْکین(بقره: 184)؛ بر کسانی که روزه گرفتن برای آن ها سخت و دشوار باشد، می توانند در عوض به جای هر روز فدیه ای که طعام یک مسکین باشد بپردازند.»

موارد فدیه

۱. مرد و زن پیر که روزه گرفتن برای آنها مشقت دارد؛

۲. کسی که مبتلا به بیماری استسقاست؛ یعنی زیاد تشنه می شود و روزه برای او مشقت دارد؛

۳. زن باردار که وضع حمل او نزدیک است و روزه برای حملش ضرر دارد؛

۴. زن شیرده که شیر او کم است و روزه برای بچه ای که شیر می دهد ضرر دارد؛

۵. فرد بیمار که روزه برای او ضرر دارد و بیماری او تا ماه رمضان سال بعد ادامه پیدا کند (حسینی خامنه ای، 1397).

نکات مهم

۱. زن بارداری که خوف از ضرر روزه بر جنین خود دارد و خوف وی هم دارای منشأ عقلایی باشد، باید روزه اش را افطار کند و برای هر روزی فدیه بدهد و قضای روزه را هم بعداً به جا آورد؛

۲. زن شیر دهی که به دلیل کم یا خشک شدن شیرش بر اثر روزه، خوف ضرر برطفل خود دارد، باید روزه اش را افطار کند و برای هر روزی فدیه بدهد و قضای روزه را هم بعداً به جا آورد؛

۳. بیماری که به واسطۀ بیماری، روزۀ ماه رمضان را نگرفته و بیماریش تا ماه رمضان سال بعد ادامه پیدا کرده است، قضای روزه هایی را که نگرفته واجب نیست، فقط باید برای هر روزی فدیه بپردازد (حسینی خامنه ای، 1397).

مقدار فدیه

مقدار فدیه، همان مقدار کفارۀ تأخیر است؛ یعنی یک مد طعام که بایستی به فقیر داده شود (حسینی خامنه ای، 1397: 131-140)

قضای روزه

کسی که به دلیل عذرشرعی نتواند در ماه مبارک رمضان روزه بگیرد، باید پس از ماه رمضان قضای آن را به جای آورد؛ ولی کسی که یک یا چند روز بی هوش و در حال اغما بوده و روزۀ واجب از او فوت شده، لازم نیست قضای روزه آن روزها را به جا آورد (حسینی خامنه ای، 1397: 131-148).

جاهایی که قضا واجب است، ولی کفاره واجب نیست

۱. کسی که در روز ماه رمضان نیت روزه نمی کند، یا از روی ریا روزه می گیرد، ولی هیچ یک از کارهایی را که موجب باطل شدن روزه است انجام نمی دهد، قضای آن روز بر او واجب است، ولی کفاره واجب نیست؛

۲. کسی که در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش کرده و با حال جنابت یک یا چند روز، روزه بگیرد قضای آن روزها بر او واجب است؛

۳. اگر در سحر ماه رمضان، بدون اینکه تحقیق کند صبح شده یا نه، کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد، سپس، معلوم شود که در آن هنگام صبح شده بوده است، باید قضای آن روز را بگیرد، ولی اگر تحقیق کند و بداند که صبح نشده و چیزی بخورد، و بعد معلوم شود که صبح بوده است، قضای آن روز بر او واجب نیست؛

۴. اگر در روز ماه رمضان به خاطر تاریکی هوا یقین کند که مغرب شده یا کسانی که خبر آنها شرعاً حجت است، بگویند مغرب شده و افطار کند؛ سپس؛ معلوم شود که هنوز در آن هنگام مغرب نبوده است، باید قضای آن روز را به جا آورد؛

۵. اگر بر اثر ابر گمان کند که مغرب شده و افطار کند، بعد معلوم شود که مغرب نبوده است، قضای آن روز بر او واجب نیست؛

6. اگر روزه دار در هنگام وضو که مستحب است قدری آب در دهان بگرداند و مضمضه کند، این کار را کرد و آب بی اختیار فرو داده شد روزه اش صحیح است و قضا بر او واجب نیست، ولی اگر این کار را نه برای وضو بلکه برای خنک شدن و امثال آن انجام داد و آب بی اختیار به حلق او فرو رفت، باید قضای آن روز را به جا آورد (حسینی خامنه ای، 1397: 131-148).

احکام قضای روزه

س: اگر کسی برای گرفتن روزه قضای ماه رمضان اجیر شود و بعد از زوال افطار کند، آیا کفّاره بر او واجب است یا خیر؟

ج: کفّاره بر او واجب نیست (حسینی خامنه ای،1424ق: 168، س 809).

س: من به علّت عدم قدرت مالی و بدنی نتوانستم برای انجام کفّاره هایی که بر من واجب شده بود روزه بگیرم و یا به مساکین اطعام نمایم و در نتیجه، استغفار نمودم، لکن به لطف الهی اکنون توان روزه گرفتن یا اطعام نمودن دارم، وظیفه ام چیست؟

ج: در فرض مرقوم، انجام کفّاره لازم نیست، گر چه احتیاط مستحب آن است که انجام داده شود (همان: 169، س 812).

س: اگر شخصی بر اثر جهل به وجوب قضای روزه تا قبل از ماه رمضان سال آینده قضای روزه هایش را به تأخیر اندازد، چه حکمی دارد؟

ج: فدیه تأخیر قضای روزه تا ماه رمضان سال بعد، بر اثر جهل به وجوب آن ساقط نمی شود (همان: س 813).

س: فردی که به مدت 120 روز روزه نگرفته، چه وظیفه ای دارد؟ آیا باید برای هر روز شصت روز روزه بگیرد؟ آیا کفّاره بر او واجب است؟

ج: قضای آنچه از ماه رمضان از او فوت شده، بر او واجب است، و اگر افطار عمدی و بدون عذر شرعی بوده، علاوه بر قضا، کفّاره هر روز هم واجب است که عبارت است از شصت روز روزه یا اطعام شصت فقیر و یا دادن شصت مد طعام به شصت مسکین که سهم هرکدام یک مدّ است (همان: س 814).

س: تقریباً یک ماه روزه گرفته ام به این نیت که اگر روزه ای بر عهده ام باشد قضای آن محسوب شود و اگر روزه ای بر عهده ام نیست به قصد قربت مطلق باشد، آیا این یک ماه روزه به حساب روزه های قضایی که بر ذمّه دارم، محسوب می شود؟

ج: اگر به نیت آنچه که در زمان روزه گرفتن شرعاً مأمور به آن بوده اید، اعم از روزه قضاء یا مستحبی، روزه گرفته اید و روزه قضا هم برعهده شما باشد، به عنوان روزه قضا محسوب می شود (همان: س 815).

س: کسی که نمی داند چه مقدار روزه قضا دارد و با فرض داشتن روزه قضا روزه مستحبی بگیرد، اگر معتقد باشد که روزه قضا ندارد، آیا به عنوان روزه قضا محسوب می شود؟

ج: روزه هایی را که به نیت استحباب گرفته به جای روزه قضایی که بر عهده اش هست، محسوب نمی شود (همان:: 169 -170، س 816).

احکام روزۀ مسافر

۱. کسی که در ماه رمضان مسافرت می کند در هر مورد که نماز را باید شکسته بخواند، نباید روزه بگیرد، و در هر مورد که باید نماز چهار رکعتی (تمام) بخواند، مانند مسافری که ده روز در یک محل قصد ماندن می کند یا اینکه مسافرت شغل اوست، واجب است روزه را نیز به جا بیاورد (مگر در مواردی که استثنا شده است)؛

۲. هرگاه روزه دار بعد از ظهر مسافرت نماید باید روزۀ خود را تمام کند، اما اگر پیش از ظهر مسافرت نماید روزه اش باطل است، ولی قبل از آن که به حد ترخص برسد، نمی تواند روزه را افطار کند و اگر پیش از آن افطار کند، بنابر احتیاط، کفارۀ (افطار عمدی روزۀ ماه رمضان) بر او واجب است. البته، اگر از حکم مسئله غافل بوده کفاره ندارد؛

۳. هرگاه مسافر پیش از ظهر وارد وطن شود یا به جایی برسد که قصد ده روز توقف دارد، چنانچه کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد باید روزه بگیرد و اگر انجام داده باید بعداً قضا کند، ولی اگر بعد از ظهر وارد شود نمی تواند روزه بگیرد؛

۴. مسافرت در ماه رمضان، هرچند برای فرار از روزه باشد، جایز است. البته، بهتر است به سفر نرود، مگر اینکه سفر برای کار نیکو یا لازمی باشد.

مسافری که تصمیم به اعتکاف در مسجد الحرام دارد اگر قصد اقامت ده روز در مکۀ مکرمه نماید و یا نذر کرده باشد که در سفر روزه بگیرد، بر او واجب است بعد از اینکه دو روز روزه گرفت، اعتکاف خود را با روزۀ روز سوم کامل کند، ولی اگر قصد اقامت و یا نذر روزه در سفر نکرده باشد، روزۀ او در سفر صحیح نیست و با عدم صحتِ روزه، اعتکاف هم صحیح نیست (حسینی خامنه ای، 1397: 148).

زکات فطره

س: پدری که زکات فطره نمی دهد، تکلیف زن و فرزند او چه می شود؟

ج) بر آنان تکلیفی نیست و لازم نیست فطره بدهند (حسینی خامنه ای، استفتائات جدید)

س: اگر زن به جهت نیاز شوهر، در تأمین مخارج زندگی کمک کند؛ چه کسی باید زکات فطره آنها را بدهد؟

ج) اگر زن نان خور شوهر محسوب شود، باید شوهر، در صورت توانایی، زکات فطره خود و همسرش را بدهد و اگر زن نان خور شوهر و کس دیگری نباشد، باید خودش زکات فطره اش را بدهد (همان).

س: زنی که از تمکین شوهر خودداری می کند، آیا زکات فطره او از شوهرش برداشته می شود؟

ج) خیر، باید شوهرش زکات فطره او را بدهد؛ مگر آنکه نان خور شخص دیگری باشد (همان).

س1: میهمانی که فقط شب عید فطر به خانه انسان بیاید، تکلیف فطره اش چه می شود؟

س2: اگر میهمان فطره خودش را بدهد، آیا از عهده صاحب خانه ساقط می شود؟

س3: اگر انسان شب عید فطر میهمان داشته باشد و صبح متوجه شود که عید بوده؛ آیا فطره آنها بر او واجب است؟

ج1) فطره او بر عهده صاحب خانه نیست.

ج2) در فرضی که نان خور محسوب شود، اگر با اجازه صاحب خانه و از طرف او فطره خودش را بدهد، از عهده میزبان ساقط می شود.

ج3) ناآگاهی از رؤیت هلال، تأثیری در حکم پرداخت فطره ندارد، لکن گذشت که فطره میهمان یک شبه برعهده خودش می باشد (همان).

س: آیا پرداخت زکات فطره بر کسی که توان مالی ندارد، واجب است؟

ج) اگر فقیر باشد، زکات فطره بر او واجب نیست و اگر سه کیلو گندم و مانند آن و یا قیمت آنها را دارد، مستحب است آن را به عنوان زکات فطره بدهد و چنانچه افرادی تحت تکفل دارد، می تواند آن را به قصد فطره، بین نفرات خانواده دست گردان کنند و بهتر است نفر آخر، آن را به کسی بدهد که از خودشان نباشد (همان).

س: زکات فطره را باید از قوت متعارف داد، یا قوت شرعی؟

ج) اگر از گندم، جو، خرما، برنج و مانند اینها داده شود، کفایت می کند و منحصر به قوت غالب نیست (همان).

س: مقدار فطره چقدر است؟

ج) شخص باید برای خودش و کسانی که نان خور او محسوب می شوند، برای هر نفر سه کیلو از خوراک مردم (مانند گندم، جو، خرما، کشمش، برنج، ذرت و یا مانند اینها) و یا پول یکی از آنها را به مستحق بدهد (همان).

س: اگر شخص فطره را کنار بگذارد، می تواند از آن استفاده کند و بعد به جای آن مال دیگری بگذارد؟

ج) خیر، باید همان را که کنار گذاشته، برای فطره بدهد (همان).

س: زمان کنار گذاشتن فطره و پرداخت آن چه موقع است؟

ج) بعد از اثبات حلول ماه شوال می تواند آن را کنار بگذارد. اگر نماز عید فطر می خواند، بنابر احتیاط واجب، باید پیش از نماز پرداخت کند یا کنار بگذارد و اگر نماز عید نمی خواند، تا ظهر روز عید فطر مهلت دارد (همان).

س: آیا جایز است پیش از ماه رمضان، فطره را به فقیر داد؟

ج) خیر، کفایت نمی کند؛ ولی می تواند آن را به عنوان قرض به او بدهد و در روز عید فطر، طلب خود را بابت فطره حساب کند (همان).

س: آیا جایز است زکات فطره را در شهر دیگری بدهیم؟

ج) اگر در محل و شهر خودش مستحق پیدا نشود، می تواند آن را به شهر دیگری ببرد (همان).

کتابنامه

قرآن کریم.

امام صادق(ع) (منسوب)(1400 ق). مصباح الشریعة، بیروت، اعلمی.

ابن منظور، محمد بن مکرم (1414ق). لسان العرب، بیروت، دار صادر.

خوانساری، جمال الدین محمد(1366). شرح غرر الحکم و دررالکلم، تهران، دانشگاه تهران.

نوری، حسین (1407 ق). مستدرک الوسائل و مستنبط المسایل، بیروت، مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث.

حسینی خامنه ای، سیدعلی(1397). رساله آموزشی، تهران، فقه روز.

حسینی خامنه ای، سیدعلی(1398). استفتائات جدید، دسترسی در:

http://farsi.khamenei.ir/treatise-content?id،27/1/1398262.

حسینی خامنه ای، سیدعلی(1424ق). اجوبه الاستفتائات، دفتر مقام معظم رهبری، قم.

طریحی، فخر الدین(1375). مجمع البحرین، تحقیق: سید احمد حسینی، تهران: مرتضوی.

طوسی، محمدبن حسن (1414 ق). الامالی، قم: دارالثقافة.

ابن بابویه، محمدبن علی (صدوق)(1405ق). من لا یحضره الفقیه، بیروت، دارالاضواء.

هاشمی شاهرودی، سیدمحمود (1389). فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(ع)، قم، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت(ع).

پی نوشت ها

[1] پیامبراکرم(ص) می فرماید: «... وَ فِیهِ صَفَاءُ الْقَلْب . .. ؛ روزه مایه ی صفای دل آدمی است» (منسوب به امام صادق(ع))، مصباح الشریعة، بیروت، اعلمی، 1400ق،ص136)

[2] چنان که امیرمؤمنان(ع): «صومُ النَفسِ عَن لَذّاتِ الدُّنیا اَنفَعُ الصِّیامِ؛ روزه نفس از لذتهای دنیوی سودمندترین روزه هاست» (جمال الدین محمد خوانساری، شرح غرر الحکم و دررالکلم، تهران، دانشگاه تهران، 1366، ج 1: 416 ح 64)

[3] امام صادق(ع): «اَلصَّومُ جُنَّةٌ مِن آفاتِ الدُّنیا وَ حِجابٌ من عذابِ الآخِرَةِ؛ روزه سپری است از آفت های دنیا و پرده ای است از عذاب آخرت» (حسین نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسایل، بیروت، مؤسسة آل البیت لاحساء التراث، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۳۶۹، ح۸۴۴۱).

[4] امام باقر(ع): «اَلصّیامُ وَ الْحَجُّ تَسْکینُ الْقُلوبِ؛ روزه و حج آرام بخش دلهاست» (محمدبن حسن طوسی، الامالی، قم، دارالثقافة، 1414ق، ص۲۹۶، ح۵۸۲)

[5] امام صادق(ع): إِنَّمَا فَرَضَ اللَّهُ (عَزَّ وَ جَلَّ) الصِّیامَ لِیسْتَوِی بِهِ الْغَنِی وَ الْفَقِیر؛ خداوند روزه را واجب کرده تا بدین وسیله دارا و ندار (غنی و فقیر) مساوی گردند» (محمدبن علی بن بابویه صدوق، من لا یحضره الفقیه، بیروت، دارالاضواء، 1405ق، ج۲، ص۷۳، ح۱۷۶۶).

[6] پیامبراکرم(ص) می فرماید: «... وَ اذْکُرُوا بِجُوعِکُمْ وَ عَطَشِکُمْ فِیهِ جُوعَ یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ عَطَشَهُ؛ با نیت ها و دل هایی پاک از خداوند طلب توفیق برای روزه و تلاوت قرآن نمایید. کسی که از مغفرت خداوند محروم بماند، در حقیقت شقاوتش کامل است. به یاد تشنگی و گرسنگی قیامت باشید.»(محمدباقر مجلسی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1403ق، ج ۹۳: ۳۵۶).

[7] ابن منظور، 1414 ق، ج۱۲: ۳۵۰؛ هاشمی شاهرودی، 1389، ج۴ : ۱۶۴.

[8] خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، قم، هجرت، 1409 ق، ج7: 39.

[9] مجلسی، 1403ق، ج55: 341.

[10] طریحی، 1375، ج 4: 208.

[11] به کارهایی که روزه را باطل می کند «مفطرات روزه» می گویند.

[12] ر.ک. هاشمی شاهرودی، 1389، ج۵: ۶ ۵۴، برگرفته از مقاله«فدیه».

منبع : پیام، بهار 1398 - شماره 132

مشخصات نویسنده : دکتری فقه و اصول و استادیار پژوهشگاه امام صادق(ع)

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.