حجاب و تفاوت های جنسیتی

 شبهه: فمینیست‌ها قائل به عدم وجود تفاوت بین مرد و زن می‌باشند. حجاب اسلامی باعث ایجاد تفاوت‌های جنسیتی بین مرد و زن می‌شود چرا که حقوق، تكاليف و نقش‌های انسان‌ها بسته به جنسيت مرد و زن بودن معین می‌شود. پس حجاب اسلامی نشان دهنده و موجب تبعیض بین مرد و زن می شود. (چه در نقش و چه در تکلیف).

 

اسلام قائل به «تساوي» حقوق زن و مرد است نه «تشابهِ» ظاهريِ آنها. با مراجعه به استعدادها و احتياج‌هاي طبيعي زن و مرد در مي‌يابيم كه آنها در جهات مختلفي با يكديگر تفاوت دارند و دست خلقت، هريك از آنها را براي كار و مسئوليت متفاوتي آفريده است. اشتباه فمينيستها در اين است كه صرفاً بر تشابه ظاهري بدون توجه به نيازها تأكيد مي ورزند و به غلط كلمة تساوي را به كار مي برند. نگاه مشابه به آن دو، عين ستم به آنهاست و تحولات اجتماعي، اقتصادي و سياسي به هيچ رو به معناي تغيير كاركردها و هويت زن و مرد نيست.

چهار پرسش از شهلا شفيق درباره حجاب اسلامي به محض اينكه مذهب از عرصه معنويت خارج مي‌شود تا به قانوني براي اداره زندگي فردي و جمعي آدمي بدل شود، فرآيند ايدئولوژي ساختن از ايمان آغاز مي‌شود. حجاب (در شكل‌هاي گوناگون) پرچم افراشته اسلامگرايان در يك پروژه سياسي است. * درباره حجاب اسلامي چه نظري داريد؟ شهلا شفيق: فلسفه حجاب در هر سه دين يهود، مسيحي و اسلام پوشاندن زنان از نظربازي مردان است. تحقيقاتي جدي نشان مي‌دهد كه حجاب بيانگر موقعيت اجتماعي و سياسي جامعه مربوطه است. به محض اينكه مذهب از عرصه معنويت خارج مي‌شود تا به قانوني براي اداره زندگي فردي و جمعي آدمي بدل شود، فرآيند ايدئولوژي ساختن از ايمان آغاز مي‌شود. حجاب (در شكل‌هاي گوناگون) پرچم افراشته اسلامگرايان در يك پروژه سياسي است. رشد و گسترش اسلام سياسي از دهه هفتاد ميلادي، در بسياري از كشورهاي خاورميانه، به نحوي سيستماتيك با ايدئولوژي سازي از اسلام در پيوند بوده است. مصر، ايران، الجزاير، تونس يا مراكش و… از اين جمله اند. در خلاء سياسي ناشي از نظام‌هاي ديكتاتوري در اين‌گونه كشورها و ضعف و ناتواني جنبش‌هاي انساندوستانه، اسلام سياسي ايدئولوژي خود را به عنوان جايگزيني سياسي معرفي مي‌كند. در آغاز با تاثير گذاشتن بر قوانين و مقررات برساخته جامعه و قلب ماهيت قراردادهاي انساني و سپس تسلط كامل بر تمامي عرصه‌هاي زندگي و ايجاد جامعه اسلامي موعود، چه از راه آراء عمومي و چه از راه زور و اسلحه. * چه رابطه‌اي هست ميان گسترش حجاب و وضعيت اجتماعي و سياسي جامعه؟ شهلا شفيق: شايد بهتر باشد بپرسيم كه چرا اين امر مقدس حجاب فقط به زنان تحميل مي‌شود؟ با اين پرسش ما وارد بعد جنسي مسئله مي‌شويم. قوانين اسلام (شريعت)، مشوق جداكردن زنان از مردان است و آنجا كه به خانواده مربوط مي‌شود حقوق و تكاليف آدميان بسته به جنسيت خود طبقه‌بندي شده است. مرد، پدر، شوهر و رئيس خانواده است و زن، ‌دختر دلبند، همسر و مادري كه به بهانه منافع خانواده، فرمانبردار اوست. همه قوانين مذهبي در خدمت همين است و با كل سيستم پدرسالارانه و زورمدار همخواني دارند. به همين دليل است كه حتي دربرخي از كشورها كه برابري زن و مرد در قانون اساسي‌شان تضمين شده، زماني كه به خانواده و حقوق زن مي‌رسد، اين حقوق به آساني پايمال مي‌شود. در الجزاير قانون حمايت خانواده در سال 1984 با اسلامگرايان موضوع مذاكره قرار گرفت. دولت يك سلسلسه محدوديت‌هاي مذهبي- ايدئولوژيك را وارد اين قانون كرد تا موقعيت و قدرت خود را به مخاطره نيفكند. ذكر مذهب فرد در شناسنامه، حكومت را همواره در ناديده گرفتن حقوق دموكراتيك مردم كمك كرده است. ديكتاتورها هميشه مذهب و اسلامگرايان را به سود خود به كار گرفته اند. اما اين تيغي دو دم بوده كه گاه به اسلامگرايان امكان داده به سود خود بهره‌برداري كنند و پايه‌هاي خود را در جامعه گسترش دهند، و چه بسا اين دولت‌ها را به زير كشند. * چرا حجاب پرچم اسلامگرايي است؟ شهلا شفيق: براي اينكه اسلامگرايان آن را به عنوان تكيه‌گاه و نمادي هويتي تبليغ مي‌كنند و بدين وسيله به اصطلاح شأن و منزلت زنان را پاس مي‌دارند. مي‌گويند اين طور عزيزتر اند و محفوظ! و مكمل مردان. برابري از ديد آنان «غربي» است و مطرود؛ ناسازگار با «فرهنگ اسلام». حال آنكه برابري زن و مرد ارزشي جهانرواست كه بايد هر انساني را در سراسر جهان شامل شود. اختيار بدن خود را در دست داشتن، از سوي اسلامگرايان به عمد فحشا و هرزگي خوانده مي‌شود. آن‌ها درك خود از خانواده را، به شرطي كه زنان از اصول و قوانين الهي فرمانبرداري كنند، ضامن امنيت آنان معرفي مي‌كنند. اين چشم‌انداز در اين دنياي بحراني، مي‌تواند در ميان زنان مسلماني كه در جستجوي تكيه‌گاه يا هويتي هستند، مخاطباني نيز داشته باشد. اسلامگرايان با برتري دادن به معيارهاي جنسي و جنسيت، چارچوبي «امن» و «ارزشمند» در برابر آنان مي‌گذارند. اين جايگزين ايدئولوژيك، آنجا كه فرهنگ و سياست عرصه را خالي گذاشته، وارد ميدان مي‌شود و گسترش مي‌يابد، خواه در كشوري به اصطلاح اسلامي، و خواه در كشوري اروپايي چون فرانسه. * آيا حجاب اسلامي بيش از يك لباس است؟ شهلا شفيق: حجاب زنان علل گوناگوني دارد. اما صرف زير حجاب رفتن، نشاني از جنسيت است و بيانگر زنانگي فرمانبردار است در نگاه مرد. بدن زن از اين طريق همچون كالاي جنسي جلب توجه مي‌كند و به موازات آن، آزادي زن در تبليغات اسلامگرايان، امري شيطاني جلوه مي‌كند كه سرچشمه تباهي اخلاق و فروپاشي خانواده است. آزادي زنان از نظر اسلامگرايان، فرآورده «غرب كافر» است و حجاب محافظ زنان در برابر اين خطر.

چکيده شبهه
فمینیستها قائل به عدم وجود تفاوت بین مرد و زن می باشند و می گویند که بین آنها در همه ی زمینه های باید برابری برقرار باشد حجاب اسلامی باعث ایجاد تفاوتهای جنسیتی بین مرد و زن میشود چرا که حقوق، تكاليف و نقشهای انسانها بسته به جنسيت مرد و زن بودن (که توسط حجاب مشخص می شود) معین میشود و وظایف هر دو جنس متفاوت می باشد چرا که به مرد: نقش پدر، شوهر و رئیش خانواده و به زن به خاطر تفاوت در جنسیت و زیر حجاب رفتن: نقش مادر، دلبند و فرمانبردار داده می شود و ...
تفاوتهای جنسیتی که بین مرد و زن (به خاطر حجاب) به وجود می آید نشان دهنده و موجب تبعیض و نابرابری(چه در نقش و چه در تکلیف) بین مرد و زن می شود.
پس حجاب اسلامی نشان دهنده و موجب تبعیض بین مرد و زن می شود.
اصل بحث به این نکته برگشت می کند که فمینیسم ها قائل به تساوی و برابری مرد و زن در همه ی زمینه ها می باشند و می گویند که تفاوتهای بین مرد و زن از جمله تفاوت جنسیتی باعث تبعیض و ایجاد نابرابری بین مرد و زن ( مرد سالاری و فرمانبرداری زن) می شود و علت این تبعیض ها دخیل دانستن جنسیت افراد است.

چکيده نقد
مطالعات علمي مانند فيزيولوژي و روان شناسي نشان داده اند كه تفاوت هاي بسياري در جسم و روان زن و مرد وجود دارد كه كاركردهاي آن دو را از هم متمايز مي كند.[1] و این تفاوتها نشأت گرفته از تفاوتهای بنیادین در جسم، روان و شخصیت زن و مرد می باشد و مرد و زن در تكوين و تشريع يكسان نيستند
نگاه مشابه به آن دو، عين ستم به آن هاست تحولات اجتماعي، اقتصادي و سياسي به هيچ رو به معناي تغيير كاركردها و هويت زن و مرد نيست. زن امروز هم، بايد ازدواج و مادري و همسرداري كند. مرد امروز هم بايد پدري كند و مديريت خانواده و وظيفه تأمين اقتصادي خانه را انجام دهد. و اين، نياز واقعي مرد و زن هست و سپردن كار هر يك از اين دو قشر به ديگري، شنا كردن برخلاف نظام طبيعت است که محکوم به شکست می باشد. يكي لطيف است و ظريف و سرشار از عاطفه و مشتاق به پرورش فرزند و داراي روحية وابستگي، و ديگري قوي است و پرخاشگر و فعال و با تدبر بيشتر و مستقل تر و اين دو هيچگاه، تا هميشه تاريخ در جاي يكديگر نبايد و نمي توانند بنشينند.[2]
با مراجعه به استعدادها و احتياجهاي طبيعي زن و مرد در مي يابيم كه آنها در جهات مختلفي با يكديگر تفاوت دارند و دست خلقت، هريك از آنها را براي كار و مسئوليت متفاوتي آفريده است پس هر تفاوتی( از جمله تفاوتهای جنسیتی) نشان دهنده ی تبعیض و ظلم نیست چرا که برخی تفاوتها جنبه ی مکمل بودن یکی توسط دیگری را فراهم می آورد و از پيامدهاي سوء اين انديشه (فمینیسم)، ايجاد تقابل بين زن و مرد است. در حالي كه دو جنس مرد و زن، مكمّل يكديگر و نيازمند به هم هستند از نگاه ديني، عامل فرودستي زنان و ستم چه به اين قشر و چه موجودات ديگر، جهل و هواي نفس بشر مختار است [نه حجاب و پوشش زنان].

مقدمه نقد
از منظر تاريخي مي‌توان گفت طرح نظريه برابري زن و مرد به قرن هفدهم بازمي‌گردد. برخي نخستين فمينيست را «آن براد استريت» مي‌دانند كه «آبيگالي آدامز» همسر «جان آدامز» از رهبران جنگ‌هاي استقلال آمريكا، حركت وي را ادامه داد.[3] ولي نهضت زنان، در معناي دقيق آن، در قرن نوزدهم در فرانسه گسترش يافت ونام فرانسوي (Feminism) به خود گرفت. در ابتدا فمينيسم نوعي اعتراض به مردسالاري آشكار حاكم بر اعلاميه حقوق بشر بود زيرا اين اعلاميه حقي براي زنان در نظر نگرفته بود فمينيسم به عنوان يك نهضت سياسي در سال 1848 با نام نهضت «سيكافالز» در آمريكا مطرح شد. در همين سال نخستين منشور دفاع ازحقوق زنان در آمريكا اعلام گرديد.[4] از آن پس دانشمنداني چون آگوست كنت و جان استورات ميل نظريه برابري زن و مرد را در چارچوب حقوق فردي و اومانيستي مطرح كردند. سرانجام براي اولين بار در اعلاميه جهاني حقوق بشر كه از طرف سازمان ملل متحد در سال 1948 ميلادي منتشر شد، تساوي حقوق زن و مرد به صراحت و در سطح جامعه ملل مطرح گرديد [5]
در ميان فمينيست‌ها پنج گرايش عمده وجود دارد: 1. فمينيسم ليبرال. 2. فمينيسم ماركسيستي. 3. فمينيسم افراطي (راديكال). 4، سوسيال فمينيسم. 5. فمينيسم جديد (فرامدرن)[6] با وجود اختلافات فراوان در ديدگاه‌هاي فمينيستي، مي‌توان به وجه مشترك تمامي آنها اشاره كرد:
1. آنها يافته‌هاي بشري را منبع و معيار تشريع و قانون‌گذاري مي‌دانند.
2. همگي فرزندان شايسته نهضت رنسانس و تفكرات اومانيستي‌اند.
3. خانواده هسته‌اي را كه بر سرپرستي مرد استوار است، ‌آماج حملات خود قرار مي‌دهند.
4. خواهان رفع تمايزات جنسيتي در قوانين، آموزش و پرورش فرصت‌ها و امكانات‌اند.[7]

مفهوم شناسی
واژه فمينيسم (Feminism) از ريشه (Feminine) [8] گرفته شده است كه در اصل فرانسوي است و اين واژه نيز از ريشه لاتيني (Femina) مشتق شده است. از نظر اصطلاحي در زبان انگليسي دو كاربرد دارد: 1. جنبش برابري زن و مرد. 2. جنبش آزادي زنان.[9] كه اين دو كاربرد معاني نزديك به هم دارند كه ذيلاً بيان مي‌داريم: معناي اول فمينيسم به معناي نظريه‌اي است كه معتقد است زن بايستي در جمیع جنبه‌هاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي با مردان فرصت‌هاي مساوي داشته باشند و به تمام امكانات و فرصت‌هاي برابر با مردان دست پيدا كنند معناي دوم اين است كه فمينيسم عبارت است از نهضت و جنبش اجتماعي كه در پي نهادينه كردن اين اعتقاد و باور است كه زنان با مردان برابري كامل دارند. همچنين مترجمان فارسي‌زبان براي اين معناي اول معادل‌هايي همچون زن‌گرايي، زن‌باوري، زن‌وري، زنانه‌نگري، زن‌آزاد‌خواهي، را برگزيده‌اند و امّا براي معناي دوم، نهضت زنان يا «نهضت آزادي زنان» را مناسب ديده‌اند.[10]

معنای حجاب اسلامی
حجاب در لغت عبارت است از هر چيزي كه ميان دو چيز حايل باشد و معاني چون فاصل، مانع[11] ، ستر،‌ نقاب و روپوش از آن فهميده مي شود.[12]
در فقه اسلامي حجاب يعني پرده و پوشش بين دو نامحرم و چون در اسلام حجاب براي زنان و مردان واجب شمرده شده پس زنان و مردان بايد خود را از نامحرم بپوشانند حجاب براي زن پوشاندن تمام بدن از نامحرم است، به جز صورت و دو دست و براي مردان پوشانيدن عورتين و مواضعي كه ديدن آن براي زنان ايجاد ريبه و گناه كند.[13] در قرآن كريم بيشتر موارد استعمال كلمه حجاب بمعني پرده و ستر مي باشد.[14] پس حجاب، اختصاص به بانوان ندارد بلکه بر مردان نیز حجاب واجب است ولی اندازه و کیفیت آن متفاوت می باشد. لازم به ذکر است که حجاب اسلامي به معناي پرده نشيني و محروميّت از حضور در صحنة فعاليت هاي اجتماعي نيست، بلكه به معناي وجوب پوشش و ممنوعيّت از خود آرايي زن در مقابل مردان بيگانه است.

اصل نقد
فمینیست ها بحث تفاوتها و تمایزات ساختگی جنسیتی (به خاطر حجاب، زن و مرد بودن، نقشهای اجتماعی و ... ) را مطرح می کنند و قائلند که تمایزات جنسیتی سبب تبعیض می شوند و این تبعیض ها باید از بین بروند و بین مرد و زن تشابه برقرار شود در صورتی که باید به تفاوت هاي طبيعي زن و مرد توجه گردد؛ اسلام قائل به «تساوي» حقوق زن و مرد است نه «تشابهِ» ظاهريِ آنها. با مراجعه به استعدادها و احتياجهاي طبيعي زن و مرد در مي يابيم كه آنها در جهات مختلفي با يكديگر تفاوت دارند و دست خلقت، هريك از آنها را براي كار و مسئوليت متفاوتي آفريده است. بنابراين زن و مرد گرچه از نظر انساني از حقوق مساوي برخوردارند اما به دليل تفاوت هاي طبيعي و استعدادهاي متفاوتي كه در وجود هريك از آنها نهاده شده عدالت بر آن است كه در زندگي خانوادگي از حقوق مشابه برخوردار نباشند بلكه هريك از آنها جايگاه و موقعيت خاص و وظايف و تكاليف ويژه خود را دارا باشند، اشتباه فمينيستها در اين است كه صرفاً بر تشابه ظاهري بدون توجه به نيازها تأكيد مي ورزند و به غلط كلمة تساوي را به كار مي برند.[15]
همچنین باید گفت که مرد و زن در تكوين و تشريع يكسان نيستند (برخلاف آن چه فمينيست ها و مدافعان مسلمان آن ها مي پندارند) بلكه نگاه مشابه به آن دو، عين ستم به آن هاست. تحولات اجتماعي، اقتصادي و سياسي به هيچ رو به معناي تغيير كاركردها و هويت زن و مرد نيست. زن امروز هم بايد ازدواج و مادري و همسرداري كند. مرد امروز هم بايد پدري كند و مديريت خانواده و وظيفه تأمين اقتصادي خانه را انجام دهد. و اين، نياز واقعي مرد و زن هم هست. بله مرد و زن در بسياري از نقش ها و حقوق مشابه هستند و يا مي توانند باشند، اما برخي كاركردها هم انحصاري هستند و ثابت. سپردن كار هر يك از اين دو قشر به ديگري، شنا كردن برخلاف نظام طبيعت است. يكي لطيف است و ظريف و سرشار از عاطفه و مشتاق به پرورش فرزند و داراي روحية وابستگي، و ديگري قوي است و پرخاشگر و فعال و با تدبر بيشتر و مستقل تر. و اين دو هيچگاه، تا هميشه تاريخ در جاي يكديگر نبايد و نمي توانند بنشينند.[16]
پذيرش پاره اي از تمايزات جنسيتي (مانند سرپرستي شوهر بر خانواده ، حجاب يا ممنوعيت زنان از اظهار زينت و رفع برخي از تکاليف مانند جهاد از زنان) که نشأت گرفته از تفاوتهای بنیادین در جسم، روان و شخصیت زن و مرد می باشد، کمک به سزایی به حل مشکل این جنبش می نماید. جمعي از فمينيست ها تفاوت هاي طبيعي و فمينيستي را تحليل جامعه شناختي مي كنند و زاييده سازمان حاكم بر جامعه مي دانند، در اين صورت تفاوت هاي جنسيتي و رفتاري حيوانات هم ـ كه در مواردي شبيه انسان عمل مي كنند ـ بايد نتيجه تربيت اجتماعي تاريخي باشد؟ در حالي كه چنين نيست و نبايد با واقعيات خارجي، بر خورد جناحي و سياسي و سليقه اي داشت.[17]
لازم به ذکر است که فمينيست ها مدافع تساوي زن و مرد در همه زمينه ها هستند، اما مطالعات علمي مانند فيزيولوژي و روان شناسي نشان داده اند كه تفاوت هاي بسياري در جسم و روان زن و مرد وجود دارد كه كاركردهاي آن دو را از هم متمايز مي كند.[18] حركت برخلاف جريان طبيعت و فطرت انسان ها محكوم به شكست است. در صورت عدم توجه به این تفاوتها، نياز زن به عشق، مادري و همسرداري كه از درون او سرچشمه مي گيرد بدون پاسخ مي ماند، علاوه بر اينكه افزايش فشار كار اقتصادي و رقابت با مردان، بيماري هايي را براي زنان به ارمغان مي آورد. اگر در گذشته مردان به زنان ستم مي كردند، امروز زنان به خودشان ستم مي كنند. بعلاوه منحصر كردن تفاوت هاي زن و مرد، در تمايزات فيزيولوژيك، نظراً مردود است. زيرا زن و مرد از جهات متعدد جسمي و رواني و شخصيتي با يكديگر تفاوت اساسي دارند.[19] که موجب تفاوت در نقشها و تکالیفشان می شود
يكي از پيامدهاي سوء اين انديشه، ايجاد تقابل بين زن و مرد است. در حالي كه دو جنس مرد و زن، مكمّل يكديگر و نيازمند به هم هستند، به جاي دامن زدن به تنش و خشونت بين آنان و تأكيد بر نگاه مردسالار يا زن سالار بايد روابطي سالم و متناسب با ساختار وجودي آن ها و نياز خانواده و جامعه، برقرار كرد. شاهد بر اين مدعا، ظهور جريان هاي ضد فمينيسم و افزايش خشونت در خانواده ها در دهه هاي اخير است. فمينيسم به جاي اين كه عامل اصلي تبعيض ها يعني صفات ضد اخلاقي و جهل را هدف قرار دهد، آدرس ديگري به بشر ارائه داده است.[20]
همچنین با حمله به جايگاه رفيع مادري و همسرداري و امر ازدواج در جوامع و فحشاء دانستن ازدواج قانوني از سوي برخي فمينيست ها، مانند راديكال ها، متأسفانه زندگي هاي فردي، همجنس بازي بين مردان و زنان به طور جداگانه، تن ندادن به نظام ازدواج و خانه و بچه داري، رواج روز افزون فحشا و انحرافات جنسي و... دامنگير جوامع بشري شد. زن ابزار دست زورمندان و شهوت رانان و سياست بازان عالم شد، نتيجه اين جهالت بزرگ بشر، ستم هر چه بيشتر بر زنان ـ در درجه اول ـ و بر مردان ـ در درجه دوم ـ شد. برده داري و شكل هاي جديد ستم بر زنان، به مراتب زشت تر و فجيع تر از سابق مي باشد. امروزه آلمان، مركز واردات و فروش دختران جوان شده و تايلند، كره جنوبي و فيليپين مركز توريسم جنسي جهان شده، زن پيشرفته امروزي خسته از كار بيرون و از تنهايي و از نگاه به او به عنوان زن نه انسان، بيش از گذشته تحت ستم قرار دارد.[21]
از نگاه ديني، عامل فرودستي زنان و ستم چه به اين قشر و چه موجودات ديگر، جهل و هواي نفس بشر مختار است [نه حجاب و پوشش زنان]. بعلاوه تفاوت در خلقت مرد و زن و وظايف آنها به معناي ظلم به يكي و برتري ديگري نيست. تناسب و هم پوشاني حقوق و وظايف مرد و زن اقتضا مي كند كه هر يك در مدار وجودي خود حركت كنند و صفات مردانه و زنانه، آنجا كه ريشه در طبيعت و روان هر يك از دو جنس دارد، هيچكدام منفي نيستند بلكه زماني به شكل منفي در خواهند آمد كه نابجا و خارج از ضوابط الهي به كار برده شوند. البته مردان در طول تاريخ به دليل برخورداري از قدرت بدني و اقتصادي و سياسي بالاتر، ستم بيشتر و فراگيرتري داشته اند. اما اين همه ناشي از عدم بندگي بشر نسبت به حق است نه مرد بودن يا زن بودن.[22]

نتيجه گيري
تفاوتهای بنیادین و ریشه ای چه از نظر فیزیولوژیکی و چه از نظر روانی بین مرد و زن وجود دارد و دست خلقت هر یک را برای وظیفه ای و کارکردی خلق کرده است و به خاطر همین تفاوت هاي طبيعي و استعدادهاي متفاوتي كه در وجود هريك از آنها نهادینه شده، عدالت بر آن است كه در زندگي خانوادگي و اجتماعی از حقوق مشابه برخوردار نباشند بلكه هريك از آنها جايگاه و موقعيت خاص و وظايف و تكاليف ويژه خود را دارا باشند و برابری و تشابه عین ظلم در حق آنان است و در صورت عدم توجه به این تفاوتها، نياز زن به عشق، مادري و همسرداري كه از درون او سرچشمه مي گيرد بدون پاسخ مي ماند، علاوه بر اينكه افزايش فشار كار اقتصادي و رقابت با مردان، بيماري هايي را براي زنان به ارمغان مي آورد. از نگاه ديني، عامل فرودستي زنان و ستم چه به اين قشر و چه موجودات ديگر، جهل و هواي نفس بشر مختار است نه حجاب و پوشش زنان و حجاب اسلامي به معناي پرده نشيني و محروميّت از حضور در صحنة فعاليت هاي اجتماعي نيست، بلكه به معناي وجوب پوشش و ممنوعيّت از خود آرايي زن در مقابل مردان بيگانه است.

پی‌نوشت‌ها:
[1] زیبایی نژاد، محمد، سبحانی ، محمد تقی، درآمدي بر نظام شخصيت زن در اسلام، قم: دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، 1379، ج1، ص 125- 127
[2] زیبایی نژاد، محمد، سبحانی ، محمد تقی، درآمدي بر نظام شخصيت زن در اسلام، قم: دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، 1379، ج1، ص136 ـ 138.
[3] نگاهي به فمينيسم، مؤسسه فرهنگي طه. معاونت امور اساتيد و دروس معارف اسلامي، چاپ اول، 1377، ص 7.
[4] نگاهي به فمينيسم، مؤسسه فرهنگي طه. معاونت امور اساتيد و دروس معارف اسلامي، چاپ اول، 1377، ص 8.
[5] نگاهي به فمينيسم، مؤسسه فرهنگي طه. معاونت امور اساتيد و دروس معارف اسلامي، چاپ اول، 1377، ص 10.
[6] نگاهي به فمينيسم. مؤسسه فرهنگي طه. معاونت امور اساتيد و دروس معارف اسلامي، چاپ اول، 1377، ص 12. و حسيني، سيدابراهيم، فمينيزم عليه زنان. كتاب نقد 17، 1379، ص 151.
[7] نگاهي به فمينيسم. مؤسسه فرهنگي طه. معاونت امور اساتيد و دروس معارف اسلامي، چاپ اول، 1377، ص21.
[8] به معناي مؤنث،‌ زن.
[9] آريانپور كاشاني، منوچهر، رهنگ پيشرو آريان‌پور، نشر الكترونيكي و اطلاع‌رساني جهان رسانه، چاپ اول، 1377، ج2، ص 1928.
[10] غرويان، محسن، روزنامه رسالت، 8:2:81. ص6 و بولتن مرجع فمينيسم. مديريت مطالعات اسلامي مركز مطالعات فرهنگي بين‌المللي.
[11] جرّ، خليل، فرهنگ عربي به فارسي «لاروس»،‌ترجمه سيد حميد طبيبيان،‌ چاپخانه سپهر تهران، چاپ دوم، 1367ه‍. ش، ‌ص807.
[12] الياس، انطون، فرهنگ نوين، مترجم، سيد مصطفي طباطبائي، ‌ناشر كتابفروشي اسلاميه، چاپ هشتم، 1370ه‍ ش، ص136.
[13] سجادي، سيد جعفر، ‌فرهنگ معارف اسلامي، انتشارات كومش، چاپ سوم، 1373 ه‍ ش، ج2،‌ص689.
[14] حسيني دشتي، سيدمصطفي،‌ معارف و معاريف، ناشر انتشارات اسماعيليه، چاپ اول، 1369 ه‍ ش، قم، ج2 ص678.
[15] مطهري، مرتضي، نظام حقوق زن در اسلام، قم، انتشارات صدرا، چاپ بيست و هفتم، ص 122- 126.
[16] زیبایی نژاد، محمد، سبحانی ، محمد تقی، درآمدي بر نظام شخصيت زن در اسلام، قم: دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، 1379، ج1، ص136 ـ 138.
[17] رشاد، علي اکبر، آسيب شناسي فمينيزم، کتاب نقد، ش17، ص35.
[18] زیبایی نژاد، محمد، سبحانی ، محمد تقی، درآمدي بر نظام شخصيت زن در اسلام، قم: دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، 1379، ج1، ص 125- 127
[19] زیبایی نژاد، محمد، سبحانی ، محمد تقی، درآمدي بر نظام شخصيت زن در اسلام، قم: دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، 1379، ج1، ص 127. در زمينه تفاوت هاي جسمي، فيزيولوژيکي و روان شناختي زن و مرد به کتاب هاي روان شناسي و فيزيولوژي مراجعه کنيد.
[20] زیبایی نژاد، محمد، سبحانی ، محمد تقی، درآمدي بر نظام شخصيت زن در اسلام، قم: دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، 1379، ج1، ص 129.
[21] نگاهي به فمينيسم. مؤسسه فرهنگي طه. معاونت امور اساتيد و دروس معارف اسلامي، چاپ اول، 1377،، ص47 و 48.
[22] زیبایی نژاد، محمد، سبحانی ، محمد تقی، درآمدي بر نظام شخصيت زن در اسلام، قم: دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، 1379، ج1، ص132 ـ 134.

http://www.andisheqom.com/fa/shobhe/View/951839

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.