چرا خداوند اراده نکرده که همه انسان ها هدایت شوند و به این خیر نائل آیند؟

چرا خداوند اراده نکرده که همه انسان ها هدایت شوند و به این خیر نائل آیند؟

 

 

پاسخ

 

 

با توجه به آیه شریفه «وَ لو شئنا لَأتینا کُلَّ نفس هُدها…» روشن می شود که هدایت شدن همه انسان ها را خداوند اراده نکرده است. اگر خداوند خیر تمام موجودات را می خواست هدایت همه را اراده می کرد، ولی این کار را نکرده است. چرا؟

پاسخ اجمالی

آنچه به استناد آیه شریفه گفته شده که خداوند هدایت همه انسان ها را اراده نکرده، باطل است. بلکه مطلب عکس آن است، و خداوند هدایت تمامی موجودات را اراده کرده است؛ چون بنابر آنچه از آیات استفاده می شود: الف. هدایت الهی به هدایت تکوینی و تشریعی تقسیم می گردد. هدایت تکوینی که هدایتی عام است به همه پدیده های هستی تعلق گرفته، و خداوند او را به واسطه آنچه در سرشتش نهاده به سوی کمال و هدفی که برایش تعیین کرده به جریان انداخته است. و هدایت تشریعی که هدایتی خاص برای صاحبان عقل و اندیشه است مربوط به امور تشریعی از قبیل اعتقادات حقّه و قوانین الهی بایدها و نبایدها و… می باشد که به وسیله انبیا و ائمه معصومین(ع) نسبت به بشر انجام پذیرفته است، و این هدایت نیز منّتی می باشد بر همه انسان ها و نوع بشر از هر دو هدایت برخوردار است. ب. آیات بسیاری بر مختار بودن انسان دلالت می کند چنانچه می فرماید: «ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد و یا ناسپاس» و این حق انتخاب و اختیار، هدایتی تکوینی از ناحیه خداست، چراکه منشأ اختیار انسان نمی تواند خود انسان باشد و الّا اشکال دور و یا تسلسل پیش می آید. ج. هستی بر مبنای نظام علّی و معلولی است و سنّت خدای تبارک و تعالی این گونه است که امور را از مجرای اسباب به جریان اندازد، و در مسئله هدایت هم وسیله ای فراهم می کند تا مطلوب و هدف برای هرکس که او بخواهد روشن گشته، بنده اش در مسیر زندگی به هدف نهایی خود برسد. در نتیجه، بر اساس صریح آیات قرآن، هدایت تکوینی خداوند شامل همه موجودات شده و علاوه، انسان مشمول هدایت تشریعی نیز گردیده است، ولی از طرفی چون در سرشت و جوهره آدمی اراده و اختیار به صورت تکوینی نهفته شده، او مختار است با یاری جستن از هدایت های خاصه الهی، زمینه هدایت افزون تر را فراهم نماید و یا با چشم بستن بر هدایت های خاصه در خلاف جریان هدایت طی طریق نماید که سرانجامش کفر و ظلم است. و از آیه مورد نظر می توان فهمید که اگر اراده خداوند تعلق می گرفت سرشت آدمی را همانند دیگر پدیده ها، بدون اختیار می آفرید. ولی خداوند با اعطای حق انتخاب به انسان، او را در پرتو هدایت های تکوینی و تشریعی خویش مکلف و مسئول نمود تا به این وسیله، حق را از باطل جدا سازد. و بنابر همان سنت الهی اگر انسانی با انتخابش در مسیر ظلم و کفر قدم بردارد به طور طبیعی هدایت الهی نمی تواند به ظلم و کفر تعلق بگیرد، و انسانی که با انتخابش در مسیر حق حرکت کند، توفیق هدایت افزون تر را می یابد.

پاسخ تفصیلی

قبل از ورود به بحث ذکر چند نکته ضروری به نظر می رسد:

۱ – ترجمه کامل آیه: «و اگر می خواستیم به هر انسانی [از روی جَبر] هدایتش را می دادیم، ولی [آزاد گذارده ام] و سخن و وعده ام حق است که دوزخ را از همه جنیّان و آدمیان پر کنم». [۱]

۲ – معنای هدایت: هدایت به معنای ارشاد و راهنمایی کردن از روی لطف و خیرخواهی و هدایت یافتن و هدایت کردن است.

۳ – اقسام هدایت الهی: با توجه به آیات قرآن، در یک تقسیم بندی کلی، هدایت الهی به هدایت تکوینی و تشریعی تقسیم می گردد. هدایت تکوینی که هدایتی عام است به همه پدیده های هستی تعلق گرفته، و خداوند او را به واسطه آنچه در سرشتش نهاده، به سوی کمال و هدفی که برایش تعیین کرده، به جریان انداخته است. در قرآن کریم فرمود: «گفت: پروردگار ما کسی است که هر چیزی را آفرینشی که در خور اوست داده، سپس آن را هدایت فرموده است»[۲] و همچنین می فرماید: «همان که هماهنگی بخشید و آن که اندازه گیری کرد و راه نمود». [۳]

هدایت تشریعی که هدایتی خاص برای صاحبان عقل و اندیشه است، مربوط به امور تشریعی از قبیل اعتقادات حقه و قوانین إلهی بایدها و نبایدها و… می باشد که به وسیله انبیا و ائمه معصومین(ع)، نسبت به بشر انجام پذیرفته است. خداوند می فرماید: «[در حالی که] گروهی را هدایت نموده، و گروهی، گمراهی بر آنان ثابت شده است». [۴] و یا این که می فرماید: «و خدا هر که را بخواهد به راه راست هدایت می کند»، [۵] از خاص بودن آنها می فهمیم که منظور، هدایت خاص و تشریعی است. البته همین هدایت نیز نسبت به نوع بشر، عام می باشد.

۴ – اختیار انسان، هدایتی تکوینی است: انسان به عنوان مخلوق و مملوک خدا از میان همه موجودات، تنها موجودی است که آزاد آفریده شده، و در قرآن کریم صدها آیه بر مختار و آزاد بودن انسان تأکید دارد، و می فرماید: «و بگو حق از سوی پروردگارتان است، هر کس می خواهد ایمان بیاورد [و این حقیقت را پذیرا شود] و هر کس می خواهد کافر گردد». [۶] و باز می گوید: «ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد و یا ناسپاس». [۷]پس خود انسان است که اراده می کند، چه کاری را انجام دهد و چه کاری انجام ندهد. این که گویی این کنم یا آن کنم این دلیل اختیار است ای صنم[۸]

این آزاد بودن جزء خلقت و هستی اوست و امری است که به هیچ وجه از انسان جدا نمی گردد. پس آدمی در اصل اختیار داشتن و آزاد بودن مجبور است؛ زیرا اگر انسان مختار بود که مختار باشد، در آن صورت می توانست مختار نباشد، در حالی که هیچ انسانی را سراغ نداریم که بتواند مختار نباشد، پس منشأ اختیار انسان، نمی تواند انسان باشد، و إلّا اشکال دور و سلسل پیش می آید. امّا در کارها و افعالش که به او نسبت داده می شود، اختیار دارد؛ یعنی انسان به حسب فطرت و طبیعت انسانی اش نسبت به انجام یا ترک کارها آزاد است و این همان هدایت تکوینی است.

۵ – نظام هستی و سنّت خدا: نظام هستی بر مبنای علّی و معلولی است و سنت خدای تبارک و تعالی بر این جریان یافته که امور را از مجرای اسباب به جریان اندازد، و در مسئله هدایت هم وسیله ای فراهم می کند تا مطلوب و هدف برای هر که او بخواهد روشن گشته، و بنده اش در مسیر زندگی به هدف نهایی خود برسد.

با عنایت به نکات فوق الذکر، طبق صریح آیات قرآن، هدایت تکوینی خداوند شامل همه موجودات شده و علاوه بر این، انسان مفتخر به هدایت تشریعی الهی نیز گردیده، ولی از آن جا که در سرشت و جوهره آدمی تکویناً اراده و اختیار نهفته شده، او مختار است که با یاری جستن از هدایت های خاصه الهی، زمینه و مقدمه هدایتی افزون تر را فراهم نماید، و یا با چشم بستن بر هدایت های خاصه، در خلاف جریان هدایت طی طریق نماید که سرانجامش کفر و ظلم است، و از آیه مورد نظر می توان فهمید که اگر اراده خداوند تعلق می گرفت، می توانست همانند دیگر پدیده ها، سرشت آدمی را بدون اختیار بیافریند. ولی خداوند هدایت تکوینی و تشریعی اش را شامل حال انسان نمود، و در عین اعطای آزادی و حق انتخاب، او را مکلف و مسئول نمود تا بدین وسیله حق را از باطل جدا سازد.

نتیجه:

آشکار شد آنچه به استناد این آیه (سجده، ۱۳) گفته شده که خداوند هدایت همه انسان ها را اراده نکرده حرف صحیحی نیست. بلکه مسئله عکس آن است، چون او هدایت تمامی موجودات را اراده کرده است، إلّا این که بر اساس سنت خداوند چنانچه انسانی با انتخاب خود در مسیر ظلم و کفر قدم بردارد، به طور طبیعی هدایت الهی نمی تواند به او تعلق بگیرد، [۹] و انسانی که با انتخاب خود در مسیر حق حرکت کند، توفیق هدایت افزون تر را می یابد. «و الذین جهدوا فینَا لَنَهدِ ینَّهم سُبلَنا وَ إنّ الله لَمع المحسنین»؛ [۱۰] و کسانی که در راه ما کوشیده اند، به یقین راه های خود را بر آنان می نماییم و در حقیقت، خدا با نیکوکاران است. [۱۱]

پی نوشت:

[۱]. سجده، ۱۳.

[۲]. طه، ۵۰.

[۳]. اعلی، ۲ – ۳.

[۴]. اعراف، ۳۰.

[۵]. بقره، ۲۱۳.

[۶]. کهف، ۲۹.

[۷]. انسان، ۳.

[۸]. مولوی، مثنوی معنوی.

[۹]. بقره، ۲۶۴؛ مائده، ۶۷؛ توبه، ۳۷ و ۸۰.

[۱۰]. عنکبوت، ۶۹.

[۱۱]. مطالب این پاسخ با استفاده از منابع زیر تدوین شده است: علامه محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، (ترجمه)، ج ۱۴، ص ۲۱۴ به بعد، ج ۱، ص ۶۶ به بعد، ج ۱۷، ص ۱۶۷، ج ۳۲، ص ۸۹ به بعد، نشر محمدی، چاپ سوم ۱۳۶۲ش؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۶۷، ۴۳۰، ج ۲، ص ۲۵۹ به بعد، ج ۱۷، ص ۱۶۶ به بعد، ج ۲۵، ص ۳۳۶ به بعد، ج ۱۱، ص ۳۶۵ و ۲۲۳ – ۲۲۶ و ص ۴۲۰ به بعد.

منبع: اسلام کوئست

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.