صلح امام حسن(ع) از دیدگاه حسن!

در فراوان پیچ‌های مهم تاریخی و نیز در «برهه‌های‌ حساس کنونی» طی ۴۱ سال گذشته، یکی از سوالات اختلاف‌برانگیز که همواره گریبان مسئولان نظام و مردم جامعه را گرفته این سوال بوده است که «سازش: آری یا خیر؟!»

در این بین همواره عده‌ای «آهنگران»وار شعار «نه تسلیم، نه سازش» سر داده و به دنبال تغییر کاربری کاخ سفید بوده‌اند و عده‌ای نیز معتقد به «گفت‌وگوی تمدن‌ها» و «بازی برد برد».

اما در میان استدلال‌های موافقان سازش، همواره یک کلیدواژه برجسته بوده‌است و آن چیزی نیست جز «صلح حسنی!»

هرگاه که آقایان تصمیم بر تجدید میثاق با آرمان‌های نویسندگان #ترکمنچای می‌گیرند، بر بالای منابر رفته و سوار بر خرِ لَنگ اجتهاد خود، صلح امام حسن(ع) با معاویه را دست‌آویز نیل به مطلوبشان قرار می‌دهند تا برای خود قبای مشروعیتی از تار دین و پود جهل عوام بدوزند. حال آنکه هیچ‌گاه به مردم نگفتند که معاویه مسلمان بود (لااقل در صورت اگر چه نه در صفت)؛ معاویه اسماً مسلم بود اگر چه نه مومن! و داستان سازش مسلم با مسلم فرق دارد با سازش مسلم با یهودی و نصرانی.

خداوند در آیهٔ ۱۲۰ سورهٔ مبارکهٔ بقره می‌فرماید: «وَلَنْ تَرْضَىٰ عَنْكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ ۗ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَىٰ ۗ وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ۙ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ»
آنان که مختصر آشنایی با ادبیات عرب دارند می‌دانند که «لن» ادات نفی الی‌الابد است. یعنی یهودی و نصرانی #هرگز از مسلمانان راضی نمی‌شود؛ نه امروز، نه فردا، بلکه تا ابد! چرا که مشکل آنان با ما بر سر دین و آیین ماست، نه بر سر میزان غنی‌سازی اورانیوم، کاهش توان موشکی، پیوستن به پالرمو، پذیرش FATF و یا...

در تاریخ اسلام آمده‌است که بعد از تغییر قبله، ناراحتی یهودیان از مسلمانان بیشتر شد و بعضی از مسلمانان تمایل داشتند که قبله همان بیت‌المقدس باشد تا بتوانند با یهودیان در الفت و دوستی زندگی کنند. لذا به پیامبر(ص) اصرار کردند که دست از تغییر قبله بکشد و مسلمین را که در تنگناهای اقتصادی و اجتماعی فراوان بودند در زاویه با یهودیان (که از ثروت و نفوذ بالایی در جامعه بهره‌مند بودند) قرار ندهد، تا مشکلات جدید اقتصادی و اجتماعی گریبان‌گیر مسلمانان نشود و #چرخ_اقتصاد مسلمانان همچنان بچرخد. ولی خداوند به مسلمانان گوشزد می‌کند که عداوت و کینهٔ یهودی و نصرانی با تغییر قبله حل نمی‌شود.

پس از متنبه کردن مسلمانان از خواست نهایی یهودیان و نصرانی‌ها خداوند روی سخن را به رهبران جامعهٔ اسلامی می‌کند که: حالا که بدین سنت الهی (عدم رضایت یهودی و نصرانی از مسلمانان) علم پیدا کردید، چنانچه از تمایلات و هوس‌های نفسانی مردم که شما را به سازش و دست کشیدن از اصول و احکام الهی ترغیب میکند پیروی کنید و تن به #سازش بدهید، دیگر انتظار نصرت و الطاف الهی را نداشته باشید. این آیه به وضوح بیان می‌کند که رهبران جامعهٔ اسلامی همواره در خطر پیروی از تمایلات نفسانی و آرای برخواسته از هوای گروه‌های مختلف اجتماعی هستند، که رهبران خود را به سازش و کوتاه آمدن از اصول و احکام قرآن وادار می‌کنند؛ لیکن خداوند رهبران جامعهٔ اسلامی را به محروم شدن از یاری خویش در صورت پیروی از آرا و تمایلات نفسانی مردم تهدید می‌کند تا مبادا آنان به #امید گشایش در امور مسلمانان، تن به سازش دهند و به‌ جای ایمان قلبی به وعدهٔ هدایت الهی (قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَىٰ)، به دنبال #کلید حل مشکلات جامعهٔ اسلامی در #تدابیر عده‌ای بگردند که آنها را به حرکت بر خلاف حکم الهی مبنی بر عدم سازش با یهود و نصرانی دعوت می‌کنند.


@golestanema1

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.