۳۰۰روز دیپلماسی انقلابی

دکتر حسن بیارجمندی فارغ التحصیل دانشگاه وزارت خارجه روسیه

نگارنده دیپلماسی ماتروشکایی روسی را با حضور ۶ساله در دانشگاه روابط بین الملل مسکو وابسته به وزارت خارجه روسیه و در ارتباط با بعض مراجع پرنفوذ ایران در مسکو و نیز در حساس ترین مقطع تاریخی و در سطحی از فراز و فرود روابط با دولت های دهم و یازدهم تجربه و کارآموزی نموده ام .

رهبران روسیه بطور خاص دو مولفه را در روابط خود با دولت ها همواره مد نظر قرار می دهند ؛ قابل اعتماد بودن و قابل پیش بینی بودن .

یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری که در ایران برگزار و حسن روحانی بعنوان رئیس جمهور معرفی گردید ؛بازتاب بسیار منفی در مطبوعات روسیه داشت !

فردای اعلان نتایج انتخابات که در اتاق یکی از دفاتر مهم ایران جمع بندی و تحلیل های تمام رسانه های روسی را مطالعه می کردم ؛پیش خودم فکر می کردم که روس ها با توجه به غربگرا بودن روحانی و تیم اصلی او چنین واکنش های منفی توام با نگرانی نشان داده اند !

اما گذر زمان نشان داد که اولا روس ها حسن روحانی و تیم او را چند دهه زیر نظر داشته اند و شناخت کاملی از عقبه و ارتباطات خارجی او بالاخص در جریان مذاکرات هسته ای در دولت اصلاحات داشته اند ثانیا آنان حسن روحانی و جواد ظریف را غیرقابل اعتماد و غیرقابل پیش بینی می شناسند!

این تحلیل براساس اطلاعات آشکار در جریان مذاکرات هسته ای در دولت یازدهم و در جریان سفرهای آنان به مسکو و همچنین سطح ارتباطات با این دولت قابل اثبات است.

حسن روحانی ۵سال بعد از سفر مرموز ۷فروردین سال ۱۳۹۱(پیش از یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری) به وین اتریش_که اکثر مذاکرات هسته ای و توافق بر آن بعد از انتخابات در آن برگزار  شد!_  و در آستانه دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به مسکو سفر نمود.اما این سفر با توجه به نحوه تشریفات ، استقبال و نشست های آن بخوبی نشان داد که نگاه رهبران روسیه به او و دولتش چه بوده است.

تنزل آزار دهنده(برای دستگاه ظریف) سطح استقبال رسمی از روحانی به معاون وزیر خارجه روسیه! و مراسم تشریفات ،شام ضیافت غیرهمتراز با نخست وزیر روسیه و نوع پوشش و جایگاه نشست و پرچم همتراز ،معطل کردن روحانی به هنگام ملاقات با پوتین و واکنش های منفی هنگام تبادل تفاهم نامه ها به طرفیت عمده ظریف ! و...

اگر این دیدار را با سفر شهید سلیمانی به مسکو و مدت و نحوه تعامل و نیز پای کار توافقات او آمدن مقایسه کنیم؛ به عمق این تفاوت ها پی خواهیم برد که رهبران روسیه چگونه به شهید سلیمانی  و تحلیل های اطلاعاتی و عملیاتی او هم اعتماد و باور داشتند و هم اجرای توافقات از جمله حمایت و پشتیبانی زمینی در سوریه را قابل پیش بینی می دانستند و با تمام قدرت پای کار آمدند.

بعض مخاطبان ممکن است این حقایق را  به هر دلیلی قبول نداشته باشند ! اما می توانند این تحلیل را تحت این سیاست خارجی کلان اعلانی رهبر معظم انقلاب اسلامی مورد ارزیابی شخصی قرار دهند : «در سیاست خارجی، ترجیح شرق بر غرب، ترجیح همسایه بر دور، ترجیح ملّت‌ها و کشورهایی که با ما وجه مشترکی دارند بر دیگران، یکی از اولویّت‌های امروز ما است.» و به این سوال پاسخ دهند که نتیجه عملی این سیاست خارجی چیست ؟ بعبارت دیگر کارنامه دولت و وزارت خارجه در عملیاتی کردن این سیاست و آثار عملی آن در اقتصاد و معیشت مردم کجاست ؟

امروز روزنامه فرهیختگان در تحلیلی _که تحلیل ما را تقویت می کند _ نوشت :"قرارداد ۲۵ساله اساساً به این دلیل که دولت روحانی تمایلی به آن نشان نداد، توسط لاریجانی به‌عنوان نماینده ویژه پیگیری شد.قرار بود این توافق، تا زمان نهایی‌ شدن انتشار عمومی پیدا نکند اما متأسفانه برخی افراد از درون وزارت امور خارجه اساساً برای از بین بردن آن دست به انتشار این توافقنامه زدند.پس از این اتفاق، چینی‌ها گلایه کردند که [دولت]ایران طرف اعتماد نیست و اعلام کردند در ساختار سیاسی ایران افرادی هستند که نمی‌توان به آن‌ها برای همکاری بلندمدت اعتماد کرد، بنابراین این توافقنامه نیز به این شکل از دستور کار خارج شد"!

بنابراین کاملا پیداست که علاوه بر جریان تحریف ، افراد غیرقابل اعتماد یاد شده در تشدید مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم نقش بارزی داشته و دارند  و با وجود آنها نمی توان امیدی به گشایش اقتصادی در ۳۰۰روز آینده تحت سیاست خارجی صدرالاشاره داشت.

مجلس انقلابی در چنین فترت و خلایی می تواند با دیپلماسی انقلابی خود ضمن احیا این اعتماد و باور از مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم بکاهد و چشم انداز روشن و امید آفرینی  را از ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۸ ترسیم کند.البته وضع قوانین خاص در این ارتباط می تواند بسیار راهگشا باشد و بسرعت بازتاب جهانی پیدا کند .

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.