دو خیانت منافقین پس از قطعنامه ۵۹۸ و ۲۲۳۱

این گزاره غربگرایان، پر از تحریف و مغالطه است. اولا در ماجرای قطعنامه، طرف حساب ایران، سازمان ملل بود و نه آمریکا. ثانیا چنین ادبیاتی، اگر سال 92 به کار می آمد، اکنون تهی از معناست.

ما سال ۹۲ تا ۹۴ با آمریکا و پنج کشور دیگر مذاکره کردیم و بر همین اساس، قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت تصویب شد که ناظر به تعلیق تحریم ها در ازای محدودیت های برنامه هسته ای ایران بو. برجام هم به عنوان سند ضمیمه قطعنامه امضا شد. اما دولت های اوباما و ترامپ، قطعنامه و برجام را زیر پا گذاشتند.

وقتی "قطعنامه شورای امنیت"  توسط دو دولت آمریکا -ابتدا به تدریج و سپس تمامیت آن- زیر پا گذاشته شده، برای چه و با کدام تضمین مجددا مذاکره کنیم؟ تحریفگران، آمریکا را جای سازمان مللی جا می زنند که به قطعنامه همان سازمان تمکین نمی کند.

ما از سر حسن نیت و اتمام حجت، با دو قطعنامه ۵۹۸ و  ۲۲۳۱ همراهی کردیم. اما وقتی ایران ۲۷ تیر ۶۷ قطعنامه را برای آتش بس پذیرفت، بلافاصله از سوی صدام نقض شد و او  متوهمانه به ارتش خود و گروهک وطن فروش منافقین دستور حمله مجدد را داد.

این گستاخی، البته با بسیج دوباره ملت ایران، ناکام ماند و به تار و مار شدن ارتش متوهم منافقین انجامید. اما تا دو سال بعد که صدام مرتکب اشغال کویت شد، شورای امنیت با ملت ایران همراهی نکرد.

قطعنامه ۲۲۳۱ نیز هر چند توسط آمریکا نفض شده، اما شورای امنیت در دو سال و نیم گذشته، کمترین اقدامی برای محکومیت آمریکا یا مقابله با تحریم های یکطرفه انجام نداده است.

عنایت دارید که دولت اوباما بلافاصله پس از توافق، تحریم های جدید علیه ایران را در دستور کار قرار داد. اعضای وزارت خارجه اوباما پیاپی به کشورهای مختلف رفته و به مجازات در صورت تجارت با ایران تهدید کردند.

دولت اوباما بارهانوبت اقدام به مصادره اموال ایران در آمریکا و اروپا کرد و تحریم های ویزایی را به اجرا گذاشت. آنها به حمید ابوطالبی (معاون دفتر روحانی) برای نمایندگی دفتر ایران در سازمان ملل ویزا ندادند و سرانجام، تحریم های حداکثری موسوم به آیسا و کاتسا را تدارک کردند. دوره ترامپ هم که بی نیاز از شرح است.

با وجود این واقعیت روشن، چرا برخی اعضای حزب منحله مشارکت (تاج زاده، رمضان زاده و...) و رسانه های زنجیره ای همسو، اصرار به تحریف و تجویز دوباره مذاکره دارند؟

آیا در خدمت سازمان سیا و حزانه داری آمریکا (ستاد جنگ علیه ایران)، ماموریت دارند افکار عمومی ایران را تحمیق کنند؟ فراموش نکنیم که ارگان حزب اتحاد ملت (مشارکت سابق) درباره تحقیر رئیس جمهور صربستان توسط ترامپ نوشت:

"از نگاه منتقدان، عکسی که ترامپ از مذاکره‌ کننده می‌پسندد، این است: همچون برّه‌ای در مذبح و برده‌ای در مسلخ. آیا اقداماتی از این جنس را باید مایه شرمساری دانست؟ فرض کنیم سیاستمدار صرب همچون متهمی در اتاق بازجویی و حتی یک برده نشسته؛ اگر منافع، چنین اقتضایی کند، باید آن را تمسخر کرد، یا عقلانیتی سیاسی خواند؟"!

عمده مضیقه های اقتصادی امروز، نتیجه سوء تدبیر همین طیف در ترویج اعتماد به دشمن، کارشکنی در برابر تولید، و بستر سازی برای فساد ، رانت و حیف و میل منابع ملی است. آنها حالا که مردم را ناراضی کرده اند، باز هم آدرس سراب می دهند. خیانت سازمان منافین در سال 67 وطن فروشانه تر است، یا این خیانت نفاق جدید؟

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.