نقد اگر در ذیل اندیشه اسلامی انجام شود، به تحقق عدالت کمک می‌کند

استاد سید محمدمهدی میرباقری:

«ما که مي‌خواهيم عدالت به پا کنيم، بايد بفهميم جور و ظلم چيست؟ اگر ظلم و جور را نشناسيم، نمي‌توانيم دنبال عدالت باشيم. امام صادق(ع) در روایتی فرمودند بني‌اميه مانع معرفي توحيد نشدند، بلکه جلوی معرفي شرک را گرفتند تا مردم شرک را نشاسند. نظامي که بنی‌امیه به پا مي‌کند، مشرکانه است و خودش محور شرک است؛ این نظام را به اسم توحيد، به مردم قالب می‌کنند.
اگر انسان، جور را نشناسد، نمی‌تواند عدل را به پا کند. اگر کسي خيال کرد عدالت سوسياليستي، عدالت است، ديگر چه ظلمي بدتر از اين مي‌تواند انجام بدهد؟ یا اگر کسي خيال کند می‌تواند ذيل نظريۀ اجتماعي غرب و ذیل نظریۀ بازار، عدالت ایجاد کند و بعد بخواهد با ایجاد شفافيت ذیل این نظریات، عدالت درست کند، مبتلا به ظلم می‌شود. مقصود این نیست که شفافيت را دنبال نکنيم؛ شفافيت به عدالت کمک مي‌کند؛ اما شفافيتی که در دستگاه نبي‌اکرم (ص) واقع می‌شود، اقتضائات و مناسک و شريعت خودش را دارد. برخی خيال مي‌کنند صرف نقد به عدالت منتهی می‌شود؛ البته در ادبيات مارکسيستي این‌گونه است، کسی که نقد می‌کند، آنتي‌تزي است که جبراً به يک سنتز مي‌رسد، یعنی نقد، به تحقق سنتز کمک مي‌کند. ولي در دستگاه نبي‌اکرم (ص) که این‌چنین نیست؛ اگر جهت‌گيري انسان در نقد، جهت‌گيري حقی نباشد، يعني اگر انسان در جهت پرستش خدای متعال نقد نکند، خودش به عامل ضد عدالت تبدیل می‌شود.
الگوهاي توسعۀ مدرن، محور جور در عالم هستند و عالم را از جور پر کرده‌اند ـ «كَمَا مُلِئَتْ‏ ظُلْماً وَ جَوْراً» ـ به‌خصوص که این الگوها در شکل اخير، توسعۀ پايدار را در مقياس جهاني دنبال می‌کنند و باز به‌خصوص که نظام سلطه در حال تبدیل توسعه به حکمراني مجازي است. لذا اين توسعه، ضد عدالت است. ساختارهايي که ذيل این توسعه برای تحقق عدالت شکل گرفته‌اند، اصل در جور هستند و جور را محقق می‌‌کنند، چون ساختارهای تکامل نفسانيت هستند؛ يعني ترازوها، جائرانه هستند. در این نظام، آن نفس‌هايي که غليظ‌ترند، بقيه را تحت سلطۀ خودشان درمي‌آورند؛ کمااينکه این اتفاق افتاده است و مردم را این‌گونه فریب داده‌اند که نظام سلطه، نظام طولي بود، اما نظام بازار، نظام عرضي است؛ در حالی که در نظام بازار، تسلط نفوس خبيثه از نظام سلطۀ قديم بیشتر است؛ يعني برده‌داري مدرن پيچيده‌تر از برده‌داري قديم است. امروزه تسلط نظام سلطه و نفوس خبیثه ـ از ثروتمندان و قدرتمندان بزرگ روي صحنه تا ثروتمندان و امپراطوري‌هاي بزرگ پشت صحنه ـ سلطه‌شان بر جهان بيشتر از برده‌دارهاي قديم است و بيش از گذشته مردم را مي‌دوشند! اينها دارايي‌هاي انسان را به فعلیت رسانده و آن را تبدیل به ثروت کرده و مصادره مي‌کنند؛ حتی عواطف انسان یا جاذبه‌هاي وجودی بانوان را به فعليت رسانده، و به اسم کرامت، عدالت و آزادي، مصادره می‌کنند.
بنابراین ما برای برپایی عدالت، بايد جور را بشناسيم، به‌خصوص جورِ تاريخي و اجتماعي. جور، يک نظام تاريخي دارد که بر محور اولياء طاغوت و مستکبرين است. اين فراعنه، يک نظام تاريخيِ استکبار برپا کرده‌اند. ما باید این نظام جائرانۀ تاريخي را بشناسيم. همچنین باید نظام اجتماعي جور و اضلاع مختلفش را در مقياس جهاني بشناسيم. اين نظام جائرانۀ جهانی، هم بُعد فرهنگي دارد، هم بُعد اقتصادي و هم بُعد سياسي. همۀ این ابعاد، جائرانه است. محور این ظلم، استکبار بر خداي متعال است؛ هروقت استکبار بر خداي متعال شکل گرفت، ظلم به مخلوقات هم شکل مي‌گيرد. نمی‌توان بر خدا استکبار کرد و در عین حال به مخلوق او، محبت کرد؛ کسي که زير بار خدا نمي‌رود، زير بار مخلوقات هم نمي‌رود؛ کسي که حاضر نيست ذيل خدای متعال که واجد همۀ اسماء حسناست، قرار بگيرد، ذيل مخلوق هم قرار نمی‌گیرد؛ این یک توهم است که گمان کنیم انسانی که بر خدا استکبار می‌کند، به دیگران فکر می‌کند. ما باید اين جورِ گسترده را که يک دستگاه جهانی است و شکل جديد آن، شامل کل تمدن جديد غرب می‌شود، بشناسیم. جور يعني عدل و ظلمِ به هم آميخته؛ و همين آمیختگی، کار را سخت مي‌کند؛ «فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ‏ الْحَقِ‏ لَمْ يَخْفَ عَلَى الْمُرْتَادِينَ‏»؛ اگر باطل از آميختگي با حق جدا شود و شفاف عرضه شود، کساني که دنبال حق هستند ترديد نمي‌کنند. وقتي حق و باطل آمیخته مي‌شود، کار، دشوار مي‌شود. اين نظام جائرانۀ جهانی، اصلي‌ترين حجاب عدالت است؛ بنابراین بايد آن را کنار بزنيم.»

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.