چرا ایران متلاشی نخواهد شد؟

مقدمه:
پپه اسکوبار نویسنده و روزنامه‌نگار برزیلی ساکن ایالات متحده است که برای نشریه roving eye و Asia Times مقاله می‌نویسد. وی همچنین به عنوان تحلیل‌گر مسائل سیاسی برای تلویزیون روسیه و خبرگزاری اسپوتنیک، که از حمایت مالی دولت روسیه برخوردارند، و نیز پرس‌تی‌وی جمهوری اسلامی ایران تحلیل‌های خبری ارایه می‌دهد.
از جمله کتاب‌هایی که به قلم وی به نگارش درآمده است می‌توان به گلوبالستان، گلوبالستان و باراک اوباما، و نیز امپراتوری بحران، اشاره نمود. وی چندین بار به دعوت جشنواره افق نو به جمهوری اسلامی ایران سفر کرده است.
و اینک توضیح مختصری در باره‌ی دو واژه که در این مقاله مورد استفاده قرار گرفته اند:

۱- دکترین مونرو:
(به انگلیسی: Monroe Doctorine) یک دکترین سیاسی آمریکایی بود که در دوم دسامبر ۱۸۲۳ توسط جیمز مونرو رئیس‌جمهور وقت آمریکا اعلام شد. این دکترین مخالف استعمار یا دخالت قدرت‌های اروپایی در کشورهای تازه استقلال یافتهٔ قاره آمریکا بود. بر اساس این دکترین، دولت ایالات متحده آمریکا تصمیم گرفت که از دخالت در جنگ‌های بین قدرت‌های اروپایی و مستعمرات آن‌ها خودداری، و وقوع جنگ یا فعالیت استعماری در قاره آمریکا را به‌عنوان حرکتی خصمانه تلقی کند.
در جنگ آمریکا علیه اسپانیا در سال ۱۸۹۸ دکترین مونرو به اوج رسید، اما وودرو ویلسون با وارد کردن آمریکا به جنگ جهانی اول خط بطلانی بر این دکترین کشید.

۲- جهان جنوب:
در علوم سیاسی و روابط بین‌المللی، "جهان جنوب" واژه‌ای است که امروزه به‌جای جهان سوم به‌کار می‌رود و به معنای کشورهای کمتر توسعه یافته می‌باشد که اکثراً در نیمکره جنوبی قرار دارند.
*********************
ترجمه متن مقاله:
در ایران چه می‌گذرد؟ جمهوری اسلامی چگونه به کووید ۱۹ واکنش نشان داد. جمهوری اسلامی چگونه با سیاست "حداکثر فشار" واشنگتن دست و پنجه نرم می‌کند؟ این سؤالات موضوع یک مکالمه تلفنی طولانی من با پروفسور محمد مرندی، یکی از تحلیلگران عالی و برخوردار از شهرت جهانی از دانشگاه تهران بود.
همان‌طور که پروفسور مرندی توضیح می‌دهد، ایران پس از انقلاب، تمام تلاش خود را معطوف عدالت اجتماعی کرد. این کشور شبکه توجه و مراقبت‌های پزشکی گسترده‌ای را به‌راه انداخت که بسیار شبیه به کوبا بود، اما با تامین بودجه بیشتر.

یک شبکه بزرگ
بیمارستانی

هنگامی که ویروس کرونا به ایران حمله کرد ایالات متحده حتی مانع ورود کیت‌های آزمایشی به ایران شد. با این وصف، نظام و نه بخش خصوصی آن را مدیریت کرد. خبری از تعطیلی کامل در جامعه نبود. همه چیز تحت کنترل قرار داشت. اکنون ایران هر آنچه را که نیاز دارد، تولید می‌کند. از آزمایش گرفته تا ماسک، هیچ بیمارستانی پر از مریض نیست. علیرضا هاشمی خبرنگار مستقر در تهران در ادامه توضیحات پروفسور مرندی می‌گوید: "نظام سلامت اولیه وسیع و گسترده ایران، شامل کلینیک‌های عمومی، خانه‌های بهداشت و مراکز درمانی، در هزاران شهر و دهکده‌های ایران در دسترس می‌باشند" و همین امر دولت را قادر ساخته است تا "به‌راحتی خدمات اساسی را ارائه دهد."
آقای هاشمی در ادامه به جزئیات می‌پردازد، "وزارت بهداشت، مرکز کووید ۱۹ را راه‌اندازی نمود و از طریق امداد‌کنندگان به توزیع تجهیزات حفاظتی پرداخت. به دستور رهبر معظم آیت‌الله(سید) علی خامنه‌ای، ارتش برای کمک وارد صحنه شد.
دولت با ۳۰۰ هزار سرباز، به همراه نیروی داوطلب مردمی برای ضدعفونی کردن خیابان‌ها و مکان‌های عمومی وارد صحنه شده و به توزیع مواد ضدعفونی و ماسک و انجام آزمایش پرداختند. این ارتش ایران بود که خطوط تولید ماسک و دیگر تجهیزات را راه‌اندازی کرد. طبق اظهارات هاشمی، "بعضی از سازمان‌های غیردولتی با مشارکت با اتاق بازرگانی تهران، پویشی به نام "نفس" ایجاد کردند و از این طریق کالاهای پزشکی و خدمات کلینیکی را به مردم ارائه دادند.
فرابورس، بازار سهام غیررسمی، یک پویش جمع‌آوری کمک‌های مردمی برای خرید محصولات و وسایل پزشکی، جهت کمک به کارمندان و پرستاران بهداشت و سلامت تشکیل داد. صدها گروه از داوطلبان که "جهادی" نامیده می‌شوند، شروع به تولید تجهیزات حفاظتی شخصی که در سمینارها و مساجد و حسینیه‌ها به اندازه کافی موجود نبود، و حتی تامین آبمیوه برای پرستاران و کارمندان حوزه سلامت کردند."
این احساس همبستگی اجتماعی در فرهنگ شیعی بسیار قدرتمند و عمیق است. هاشمی این نکته را مورد توجه قرار می‌دهد که "بیش از یک ماه پیش، دولت محدودیت‌های مرتبط با سلامت را کاهش داد و ما در هفته‌های اخیر تا حدود کمی احساس بازگشت به روال عادی زندگی را تجربه کردیم."

بله جنگ (علیه کرونا) پایان نیافته است، همان‌طور که در غرب هم نگرانی درباره موج دوم کووید ۱۹ وجود دارد. پروفسور مرندی تاکید می‌کند که اقتصاد، همان‌طور که قابل پیش‌بینی بود، صدمه دید. اما به علت تحریم‌ها، بخش اعظم خسارت‌ها و صدمات بر اقتصاد از قبل اتفاق افتاده بود. اکنون اقتصاد بدون درآمد نفت پیش می‌رود. در تهران شما این مسئله را حتی احساس هم نمی‌کنید. اقتصاد ایران هیچ شباهتی به اقتصاد عربستان سعودی، عراق، ترکیه یا امارات متحده عربی ندارد. کارگران پاکستانی و هندی گروه گروه کشورهای خلیج فارس را ترک می‌کنند. دُبی مرده است. بنابراین در مقایسه، در مقابله (با ویروس کرونا) ایران بهتر عمل کرد. علاوه بر این، سال گذشته و امسال، برداشت محصولات کشاورزی مثبت بوده‌اند. ما بیشتر خود اتکا هستیم. هاشمی فاکتور بسیار مهمتری را اضافه می‌کند: "بحران کووید ۱۹ آن چنان بزرگ و گسترده بود که مردم خود دست به کار شدند و با تلاش خود به کمک آمدند، امری که میزانی جدید از همبستگی را در معرض دید قرار داد. افراد گروه‌های جامعه مدنی و دیگران، طیفی از ابتکارات را در راستای کمک به دولت و پرستاران و کارمندان حوزه سلامت که در خط مقدم رویارویی با پاندمی فعال بودند را شکل دادند.
آنچه که پویش دائمی دروغگویی غربی همیشه مورد بی اعتنایی قرار می‌دهد این است که ایران پس از انقلاب، چگونه و تا چه حد به شرایط بی‌نهایت بحرانی و دشوار عادت کرده است، امری که با جنگ هشت ساله ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ شروع شد. مرندی و هاشمی بر یک نکته بسیار سخت پافشاری می‌کنند:
برای ایرانی های مسن، بحران اقتصادی کنونی، در مقایسه با آنچه آنها در سراسر دهه ۱۹۸۰ مجبور به تحملش بودند، رنگ می‌بازد.

تولید کالاهای ساخت
ایران اوج می‌گیرد

تحلیل پروفسور مرندی با داده‌های اقتصادی منطبق است. در اوایل ماه ژوئن، محمد باقر نوبخت، رییس سازمان برنامه و بودجه دولت، به مجلس گفت که رویه جدید "کنار گذاشتن نفت از اقتصاد و پیشبرد برنامه‌های کشور بدون درآمد نفت است" نوبخت با همان اعداد و ارقام کار کرد. ایران از فروش نفت و محصولات نفتی در سال‌های ۲۰۲۰-۲۰۱۹ فقط ۹/۸ میلیارد دلار به دست آورده بود، رقمی که کمتر از یک دهه پیش ۱۱۹ میلیارد دلار بود. تمام اقتصاد ایران در حال گذر و انتقال است. آنچه که به‌ویژه جالب است این که، با تمرکز شرکت‌های ایرانی بر هدفی به مراتب فراتر از بازار بزرگ داخلی و به سوی صادرات،
تولید و ساخت کالاهای داخلی رو به شکوفایی است. آن‌ها (ایرانی‌ها) از سقوط عظیم ارزش ریالی‌شان استفاده مطلوب نموده و اوضاع را به نفع خود پیش می‌برند. صادرات غیر نفتی ایران در سال ۲۰۲۰-۲۰۱۹
به ۴۱/۳میلیارد دلار رسید. برای اولین بار در تاریخ پس از انقلاب ایران، میزان صادرات غیرنفتی از صادرات نفتی پیشی گرفت و تقریباً نیمی از این صادرات غیرنفتی کالاهای تولیدی بودند. سیاست "فشار حداکثری" تیم ترامپ از طریق تحریم‌ها، احتمالاً باعث کاهش صادرات غیر نفتی شده است اما فقط تا ۷ درصد. مجموع صادرات غیرنفتی ایران کماکان در اوج تاریخی خود قرار دارد. طبق داده‌های "شاخص خرید مدیران" که توسط اتاق بازرگانی ایران منتشر می‌شود، تولیدکنندگان بخش خصوصی به طور جدی در اولین ماه پس از برداشتن محدودیت‌های نسبی قرنطینه‌ای خانگی بار دیگر فعالیت خود را از سر گرفتند و حقیقت این است که کالاهای مصرفی و محصولات صنعتی، شامل همه چیز، از بیسکویت گرفته تا فولاد، توسط شرکت‌های کوچک و متوسط به سراسر خاورمیانه و نیز به آسیای مرکزی، چین و روسیه صادر می‌شود. افسانه‌ی "منزوی‌سازی" ایران در همان حد و اندازه‌ی "افسانه" است. بعضی از خوشه‌های تولیدی جدید خبرهای خوبی برای آینده دارند. برای مثال فلز تیتانیوم، فلزی حیاتی با کاربردهای متعدد در صنایع نظامی، هوافضا، صنایع دریایی و فرایندهای صنعتی.
معدن قره‌آغاج ارومیه، مرکز آذربایجان غربی که بخشی از کمربند معدنی ایران، شامل بزرگترین ذخیره طلای کشور است، از توان بالقوه فوق‌العاده‌ای برخوردار است. ایران از جمله ۱۵ کشور برتر غنی از نظر معادن با ویژگی‌های خاص است. در ماه ژانویه و پس از به دست آوردن فناوری معدن‌کاری در عمق، تهران پروژه آزمایشی برای استخراج مواد معدنی کمیاب را کلید زد. با تمام این اوصاف، فشارهای واشنگتن با شدت تمام و بی‌وقفه ادامه دارد. در ماه ژانویه، کاخ سفید باز هم دستور اجرایی دیگری که "بخش‌های ساخت‌وساز، معادن، تولید، یا بخش‌های منسوجات اقتصاد ایران" را هدف قرار داده بود، صادر کرد. بنابراین تیم ترامپ دقیقاً بخش خصوصی در حال شکوفایی ایران را نشانه گرفت که در عمل به معنای تعداد بی‌شماری از کارگران فنی و نیمه‌فنی و خانواده‌هایشان می‌شود.

این مسئله هیچ تاثیری بر مجبور ساختن دولت روحانی به اینکه بگوید "نمی‌توانم نفس بکشم" ندارد.


جبهه‌ی ونزوئلا

جدای از چند مورد کشمکش بین سپاه پاسداران و وزارت بهداشت درمورد واکنش چین به کووید ۱۹، "شراکت راهبردی جامع ایران و چین" مسیر خود را ادامه می‌دهد. آزمایش بزرگ بعدی در واقع در ماه سپتامبر است و آن هنگامی است که تیم ترامپ در پی تمدید تسلیحاتی سازمان ملل علیه ایران است. به این مسئله این را هم اضافه کنید که اگر دیگر اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد از حمایت از واشنگتن خودداری کرده و اجازه دهند تحریم‌ها برای همیشه در ماه اکتبر برداشته شود، تهدید به استفاده از مکانیزم ماشه که در قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد تعبیه شده مطرح می‌شود.
هیئت چین در سازمان ملل متحد بر نقطه‌ی روشن و آشکاری تاکید ورزیده است: دولت ترامپ به‌طور یکجانبه برجام را ترک کرد و سپس تحریم‌های یکجانبه را بار دیگر (علیه ایران) تحمیل نمود. بدین ترتیب هیچ حقی برای تمدید تحریم تسلیحاتی و یا اقدام به استفاده از مکانیزم ماشه علیه ایران ندارد. چین، روسیه و ایران سه ضلع یکپارچگی و اتحاد می‌باشند. از نظر سیاسی و دیپلماتیک تصمیم‌های کلیدی معمولاً با هماهنگی اتخاذ می‌شود. بنابراین، جای تعجبی نیست که هفته‌ی گذشته در مسکو، در ملاقات وزرای امور خارجه ،سرگئی لاوروف و محمدجواد ظریف، که به داشتن روابط صمیمانه مشهورند، لاوروف اظهار داشت "ما برای اینکه این توافق‌ها از بین نروند هر کاری که در توان‌مان باشد را انجام می‌دهیم. واشنگتن هیچ حقی برای تنبیه ایران ندارد" ظریف هم به نوبه خود این کار را بسیار خطرناک توصیف نمود. صحبت‌های بعدی با تحلیل‌گران ایرانی چگونگی تفسیر آن‌ها از صفحه شطرنج ژئوپلتیکی منطقه، بازتنظیم اهمیت محور مقاومت (تهران- بغداد-دمشق-حزب الله) را در مقایسه با دو جبهه‌ی دیگر آشکار می‌سازد:
ایالات متحده و دست‌نشاندگان او، سعودی، امارات متحده عربی، مصر، ارباب اسرائیل و نیز ترکیه و قطر، که مانند ایران اما برخلاف "نوکران"، طرفدار اسلام سیاسی (اما از نوع سنی- اخوان المسلمین) می‌باشند. یکی از این تحلیلگران با اسم قلمی بلک آرچر ویلیامز، حرف‌های مهمی را مطرح می‌کند:
"علت اصلی این که روسیه از کمک به ایران دریغ می‌کند (داد و ستد و تجارت متقابل تقریباً در حد صفر است) این است که از ایران می‌ترسد. اگر ترامپ، مانند ریگان که شوروی را وارد تنگنای رقابت تسلیحاتی شدید نمود، به همین شیوه بر ایران پیروز نشود و ایالات متحده در هر صورت به واسطه فرآیند مستدام و ادامه‌دار و برابری تسلیحاتی ایران و توانمندی این کشور در پیشبرد قدرت در منطقه خود، از خاورمیانه بیرون رانده شود، در آن صورت تمام نفت خاورمیانه، شامل امارات متحده عربی، قطر، کویت، و بحرین و البته تا عراق، و حداقل در میادین نفتی در منطقه قطیف عربستان سعودی (جایی که تمام نفت وجود دارد و مردم آن صددرصد شیعه هستند) زیر چتر محور مقاومت قرار خواهد گرفت." با تمام این اوصاف، روسیه و چین در تمام جبهه‌ها به حمایت خود از ایران ادامه می‌دهند، برای مثال انتقاد شدید از آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به جهت تسلیم شدن در برابر "زورگویی" ایالات متحده آن هم به این دلیل که هفته‌ی پیش آژانس قطعنامه‌ای را تصویب نمود که توسط فرانسه، بریتانیا و آلمان تهیه شده و برای اولین بار پس از سال ۲۰۱۲ از ایران انتقاد کرده بود.

دیگر جبهه‌ی کلیدی سیاست خارجی ونزوئلا است. قدرت نرم تهران به شیوه‌ای کاملاً فوق‌العاده در امتداد "جهان جنوب" زیرکانه مشاهده شد. در حقیقت جمهوری اسلامی ایران با نفوذ و دخالت در دکترین مونروی آمریکا، در"حیاط خلوت" آن کشور سیاست تحریم/محاصره واشنگتن را مورد استهزاء و ریشخند قرار داد و آن هنگامی بود که ۵ نفتکش ایرانی، پر از بنزین، پیروزمندانه و موفق از آتلانتیک عبور کرده و در انتهای مسیر خود از اسکورت جت‌ها، بالگردها و گشت نیروی دریایی ارتش ونزوئلا برخوردار شدند. در حقیقت این واقعه یک تست و آزمایش بود.
وزارت نفت در تهران از قبل طرح روند دوم تحویل (بنزین) با ارسال دو یا سه کشتی باربری پر از بنزین در ماه را در برنامه‌ریزی خود داشت. این امر به ایران کمک خواهد کرد که حجم وسیعی از سوخت تولید داخل را تخلیه کند. این ارسال اولیه تاریخی از سوی هر دو طرف به عنوان بخشی از یک همکاری صنعتی و علمی، شانه‌به‌شانه و در کنار یک اقدام "همبستگی" تلقی شد و بعد از آن، این هفته من سرانجام، تأیید یک خبر را دریافت کردم:
دستور مستقیماً از سوی رهبر معظم، آیت الله (سید) علی خامنه ای صادر شده بود.
به گفته‌ی خود او "محاصره باید شکسته شود".
بقیه‌ی داستان، تاریخ "جهان جنوب" است که در حال شکل‌گیری است.

نویسنده:
Pepe Escobar

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.