تحلیلی بر نامه پدر معنوی گروهک فرقان به امام خامنه ای

#محمد_دیلم_کتولی کارشناس سیاسی استان گلستان


امروز که نامه موسوی خوئینی ها به امام خامنه ای را خواندم بی درنگ نام چند پیر مرد ، که توسط جوانانی تیزهوش و زبل سیاسی ، رکب خوردند از جلو چشمام رژه رفتند 

1 الف : حسینعلی منتظری ، مجتهدی که تا قائم مقامی رهبری هم مسئولیت گرفت ولی متأسفانه توسط جوانی سیاس و حیله باز ، به بازی گرفته شده و تا ایستادن در مقابل امام و نامه پراکنی های شاذ و تند به معظم له پیش رفت و کام ولی امر زمان را تلخ کرد .

2 ب : طاهری اصفهانی ، با گلایه از برخی نارسایی ها آغاز کرد و تا نامه پراکنی های شاذ در اواخر پیش رفت .

3 ج : موسوی خوئینی ها : اما این یکی قدری با مقوله قبلی متفاوت است ، نگاهی به سابقه سیاسی این « پیر مرد اصلاحات » نوسان در تغییر مواضع انقلابی و تغییر جهت های سیاسی اش مشهود است .

پدر معنوی « گروهک فرقان » که در سال های دهه پنجاه و شصت با دایر کردن کلاس های آموزشی و تئوری پردازی ، جریانی را رقم زد که شاگردان این مکتب ، آغاز کننده جریان « ترور کور » و « حذف رقیبان با سلاح » شدند .

پس از چندی با تغییر ۱۸۰ درجه ای به « جریان اصلاحات » وارد شد . جریانی که نیاز شدید به « فقیه دم دست و تئوری پردازی آچار بدست » داشت که به حرکت « تغییر از درون » جمهوری اسلامی ، لباس علمی و فقاهتی بپوشاند .

تبیین « اندیشه های اصلاحات » نیازمند به فقیهانی دارد که هرگاه خواستند « پیچ و مهره استفتائات » اش را شل و سفت کنند و موسوی خوئینی ها شخصیت مورد استفاده در این« فاز اصلاحات» بود .

برای جریانی که در محافل خصوصی شان « طنز مذهبی » و « تمسخر مقدسات» عادی و معمولی است ، این شخصیت ها مطلوب و مقبول هستند .
همین آقا که امروز « دست به قلم » شده و به ولی امر زمان خودش می نویسد :« بر زبان بسیاری از مردم در کوی و برزن و در برخی محافل و مجالس، سخنانی می‌رود که از عمق بی‌اعتقادی و بی‌اعتمادی نسبت به مدیریت کلان و مدیران کشور حکایت می‌کند.
تورم روزافزون، همراه با کاهش درآمد اقشار گسترده، نه‌تنها زندگی امروز مردم را گرفتار دشواری‌های طاقت‌فرسا کرده که ناهنجاری در درون بسیاری از خانواده‌ها را گسترش داده و آنان را نگران آیندهٔ نامعلوم خود و فرزندانشان ساخته است...» کسی است که همفکرانش سالهاست عنان همین حاکمیت و «مدیریت کلان و مدیران کشور» را در اختیار دارند و این نارسایی ها بخشی از عملکرد خودشان است .

۷ سال است که «رئیس جمهور » مورد حمایت جریان فکری آقای موسوی خوئینی ها « عملکرد تقریبا هیچ » دارند .

موسوی خوئینی ها در نامه اش نگاشته :« اگر شیوه‌ای که تاکنون به کار رفته است نتیجهٔ محاسبات متعارف و براساس آراء و تحلیل‌های شناخته‌شده در حکم‌رانی است، پس هستند پرشمار صاحب‌نظرانی که حق دارند و باید مجاز باشند تا زبان و قلم به نقد بگشایند و درست و نادرست این روش را تذکر دهند و اصلاح آن را با تأکید درخواست کنند و نگران پیامدهای ناگوار بهره‌مندی از این حق طبیعی و الهی نباشند. » و خود می داند و اذعان دارد کسی که منتقد را « عصبی ، ترسو ، لرزان و.... » لقب داده « رئیس جمهوری » است که مورد حمایت شخص آقای خوئینی ها و همفکرانش بوده و آنکه ده ها مجلس با نخبگان ، دانشجویان، دغدغه مندان اجتماعی و... برگزار کرده و نظرات آنان را به دقت گوش داده همان « رهبر معظم انقلاب اسلامی» است که مخاطب نامه ایشان است .

ولی این « پیر سالخورده اصلاحات» را جلو انداخته اند تا « فتنه تابستان داغ » را کلید زده و گناه « عملکرد تقریبا هیچ » را گردن رهبری بیاندازند و این یعنی همان « عاقبت به شرًی » که باید از آن حذر کرد .

« حافظه تاریخی » مردم قهرمان ایران ، نام و نشانی افراد را از یاد نمی برد و نمی توان با « واژه پردازی و حرافی » مسیر را تغییر داد . انتخابات مجلس شورای اسلامی دوره یازدهم نشان داد مردم ایران به دنبال افرادی هستند که نسبت به سرنوشت کشور ، نظام و انقلاب اسلامی متعهد و انگیزه های خدمت رسانی مخلصانه داشته باشند 

@golestanema1

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.