در فتنه‌ها، باطن‌ها آشکار می‌شود و صف منافقین جدا می‌شود

صفحه آیت الله میرباقری در شبکه های اجتماعی مطلبی مهمی از بیانات ایشان پیرامون فتنه و منافقین منتشر کرده است که متن کامل آن را در ادامه خواهید خواند:

«موضع‌گيري انسان‌ها نسبت به ولايت‌الله موجب مي‌شود که سه دسته شوند: عده‌اي مي‌پذيرند، عده‌اي کفر مي‌ورزند و عده‌اي هم نفاق به خرج مي‌دهند. نفاق يعني ظاهر دین را مي‌پذيرند و باطن آن را انکار مي‌کنند.»

«منافقين يعني آنهايي که ظاهر اسلام را دارند و باطنش را ندارند و از ولايت برخوردار نيستند.

«يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا». منافقین و منافقات [در روز قیامت] به مؤمنين _ يعني به کساني که داراي ولايت هستند و به امام رسيده‌اند و راه خدا را با امام مي‌روند و در پرتو اين چراغ روشن حرکت مي‌کنند_ مي‌گويند، يک مهلتي بدهيد تا ما يک شعله از چراغ شما بگيريم... .

اگر کسي در دنيا به امام(ع) نرسد، در عالم برزخ هم به امام(ع) راهي ندارد؛ لذا کساني که در دنيا با امام(ع) نبودند به مؤمنين مي‌گويند: «انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِكُمْ» اما به آنها گفته مي‌شود: «ارْجِعُوا وَرَاءكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا».

«اگر کسي طريق عبوديت خدا را طي کند و در ظاهر، عبوديت را ملتزم باشد، اما در باطن نباشد، اين مرتبه‌اي از نفاق است. در روايات، نفاق يک مفهوم عام دارد، فرمود اگر در نماز، خضوعت بيشتر از خشوعت باشد اين نفاق است. خضوع، ظاهر خشوع است. يعني نفاق امري است که از اين‌جا شروع مي شود که انسان متظاهر است و باطنش به اندازه ظاهرش نيست. البته اينها نفاق‌هايي است که قابل عفو است.

اما يک نفاقي هست که انسان ظاهر دين را قبول دارد ولي باطن دين را قبول ندارد. ظاهر دين همين اعتقادات و مناسک و فقه است، ولي باطن دين جريان ولايت است. اگر کسي آن را قبول نداشت منافق است.

در قرآن کريم آمده است: «وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَ بَاطِنَةً». روايتي ذيل اين آيه نقل شده است که فرمودند نعمت ظاهري همين دين و نبوت و توحيدي است که خيلي‌ها دارند، ولی نعمت باطني، ولايت ماست. کسي که ظاهر را قبول دارد باطن را قبول ندارد منافق است و اصل نفاق هم همين است. این نفاق، گاهی خودآگاه و گاهی ناخودآگاه است.»

«فتنه‌هاي بسيار سنگيني مي‌خواهد تا صفوف جدا شوند. کوره جنگ صفين را بايد حضرت امیرالمؤمنین (عليه السلام) داغ کند و کار به بر سر نيزه رفتن قرآن برسد تا صف خوارج جدا شود و باطن‌ها آشکار گردد؛ «أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لاَ يُفْتَنُونَ»(عنكبوت/۲)

در امتحان‌هاي سنگين است که وقتي کوره داغ مي‌شود، ناخالصي‌ها از طلا جدا مي‌شود و جبهه نبي اکرم (صلي الله عليه وآله) خالص مي‌شود و جهنمي‌ها جهنمي مي‌شوند «فَيَرْكُمَهُ جَمِيعاً فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ»(أنفال/۳۷).

حضرت نبی اکرم(ص) و اهل بیت(ع) منافقین را نمي‌شناختند؟ بله، به‌خوبي مي‌شناختند، ولي براي اين‌که حرکت عالم به طرف خداي متعال سريع‌تر شود، منافقين را تحمل کردند و ميدان‌هايي را [هم] طراحي کردند که در اين ميدان‌ها صفوف از هم جدا مي‌شود، مانند جنگ صفين و روز عاشورا.»

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.