شاخص های حکمرانی اسلامی را بشناسیم و برای تحقق آنها تلاش کنیم

به گزارش  خبرنگار  خبرگزاری حوزه دفتر قم کمیسیون حقوق بشر اسلامی ایران به مناسبت عید غدیر خم بیانیه ای صادر کرده که متن آن به این شرح است:

واقعه غدیر خم در منابع تاریخی شیعه وسنی اشاره به رویدادمهمی دارد که پیامبر اسلام(ص) در خصوص نحوه اداره جامعه و حکمران شایسته پس از خود نکات مهمی را مورد تاکید قرار داده اند. تحولات تاریخی پس از حیات پیامبر اسلام(ص) ونحوه اداره جامعه مسلمین طی چند دهه پس از رحلت حضرت محمد(ص) تا زمانی که سلسله حکومت های وراثتی غیر پاسخگو با پوشش دین سرنوشت جوامع اسلامی را در دست گرفتند و از مسیر صدر اسلام فاصل زیادی پیدا کردند، بین مسلمین از جمله شیعیان واهل سنت به گونه های متنوع ومختلفی تفسیر و توضیح داده میشود.   این اختلاف تفاسیر در مورد رویدادهای پس از پیامبر اسلام گاه منشا دشمنی ها ونزاع های گوناگونی بین مسلمین شده و تفرقه وتشتت آنها را دامن زده است واین خود موجب گردیده تا دشمنان اسلام  واستعمارگران جهانی از پراکندگی مسلمین نهایت سو استفاده را به عمل آورند و استیلای خود بر مسلمین را به نحو آشکار یا پنهان تداوم بخشیده وتقویت کنند. امروزه پس از گذشت قرنها از زمان حیات پیامبر اسلام و رویداد غدیر خم مسلمانان نیازمند آن هستند که به جای تازه کردن اختلافات بی حاصل تفسیر تاریخ ونزاع بین خود، شاخص های اسلامی حکمرانی شایسته و پاسخگوئی حاکمان را بازشناسی کنند تا امروزه که دست همه از پیامبر اسلام واهل بیت ویاران ایشان کوتاه است میراث او بدرستی شناسایی ومتناسب با نیازهای نوپدید، زمینه رشد جوامع اسلامی وشکوفایی تمدن انسان ساز منتسب به اسلام فراهم شود.

دفتر کمیسیون حقوق بشر اسلامی ایران در قم ضمن تبریک عید غدیر خم به یکایک مسلمانانی که دغدغه اجرای حکمرانی درست اسلامی را دارند، این فرصت را مغتنم دانسته تا مروری بر چند باور و اندیشه حضرت علی(ع) همان شخصیت بزرگ اسلامی که در غدیر خم از سوی پیامبر اسلام گرامی داشته شد ومدتی نیز جامعه اسلامی پس از پیامبر را علیرغم تلاطم های بسیار اداره کرد و از خود یادگار ماندگار حکمرانی دینی برجای گذاشت، انجام دهد:

 

۱- نوع نگاه به حکومت و حکمرانی بر مردم

بر خلاف نگرش های رایج در تاریخ حیات جامعه بشری که حاکمان مختلف، زمامداری و حکومت بر مردم را اغلب فرصتی برای اعمال قدرت خود و تسلط بر دیگران دیده اند و از آن لذت برده یا برای حفظ و تداوم آن مرتکب خشن ترین وغیر انسانی ترین رفتارها شده اند، در نگاه حضرت علی(ع) حکمرانی بر مردم اگر در جهت اقامه حق و عدل و دفع ظلم وستم وبی عدالتی نباشد هیچ ارزشی ندارد. کلام صریح ایشان در این مورد قابل توجه است: « وَ اللَّهِ لَهِیَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ إِمْرَتِکُمْ إِلَّا أَنْ أُقِیمَ حَقّاً أَوْ أَدْفَعَ بَاطِلاً » (به خدا سوگند این کفش پاره در نظر من از حکومت بر شما محبوبتر است، مگر اینکه بتوانم حقّی را اقامه و باطلی را دفع کنم)

۲- نوع نگاه به شهروندان تابعه حکمرانی اسلامی

در نظام های سیاسی مختلف به ویژه در قرون گذشته اغلب طبقه بندی از افراد تابعه حکومت ارائه شده که گروهی از امتیازات وجایگاههای برتر برخوردار شده وگروهی محروم از فرصت های رشد وشکوفایی در معرض انواع تبعیض ها قرار گرفته اند. حضرت علی (ع) بیش از ۱۴ قرن قبل در خطاب به یکی از کارگزاران خود برای تبیین نوع نگرش به افراد تابعه حکومت تاکید نموده اند که همه باید از فرصت های برابر برای رشد و تعالی برخوردار گردند و همه در برابر قانون و حمایت قانونی از حقوق اساسی آنها برابر هستند چه مسلمان باشند و چه غیر مسلمان. کلام صریح ایشان در این مورد که در فرمان خطاب به مالک اشتر مندرج است واز معروفیت زیادی برخوردار میباشد قابل توجه است: « فإنّهم صنفان: إمّا أخ لک فی الدین، أو نظیر لک فی الخلق» (انسانهای موجود در جامعه اسلامی دو دسته اند: گروهی برادر دینی توهستند و گروه دیگر همنوعان تو در آفرینش میباشند)

۳- تاکید بر ضرورت حمایت مضاعف از اقشار آسیب پذیر

در بسیاری از نظام های سیاسی در طول تاریخ، طبقه ضعیف و مستضعف تحت انواع استثمارها وبی عدالتی ها واقع شده اند چنانچه این واقعیت تلخ هنوز در کثیری از جوامع بشری در اقصی نقاط جهان مشاهده می شود. اما در نگاه حضرت علی(ع) طبقه ضعیف در اثر بی عدالتی ها دچار این وضعیت شده اند و حاکمان موظفند با تحولات ساختاری لازم، زمینه رفع وضعیت ناعادلانه آنها را فراهم آورند. کلام صریح حضرت علی(ع)   در این زمینه بسیار معنادار است: « الذَلیلُ عندی عزیزٌ حتّی آخُذَ الحقَّ له، والقویُّ عندی ضعیفٌ حتّی آخُذَ الحقَّ مِنه» (ستمدیدگانی که در نظرها ذلیل و پست تلقی میشوند از نظر من عزیز و محترمند تا حقشان را بگیرم و نیرومندان ستمگر در نظر من حقیر و پست اند تا حق دیگران را از آنها بستانم) در جای دیگری ایشان خطاب به کارگزار حکومتی اش می فرماید: «ثُمَّ اللهَ اللهَ فِی الطَّبَقَةِ السُّفْلَی مِنَ الَّذِینَ لاَ حِیلَةَ لَهُمْ، مِنَ الْمَسَاکِینِ وَالْمُحْتَاجِینَ وَأَهْلِ الْبُؤْسَی وَ الزَّمْنَی، فَإِنَّ فِی هَذِهِ الطَّبَقَةِ قَانِعاً وَمُعْتَرّاً، وَاحْفَظ لِلَّهِ مَا اسْتَحْفَظَکَ مِنْ حَقِّهِ فِیهِمْ، وَاجْعَلْ لَهُمْ قِسْماً مِنْ بَیْتِ مَالِکِ، وَقِسْماً مِنْ غَلاَّتِ صَوَافِی الاْسْلاَمِ فِی کُلِّ بَلَد، فَإِنَّ لِلاْقْصَی مِنْهُمْ مِثْلَ الَّذِی لِلاْدْنَی، وَکُلٌّ قَدِ اسْتُرْعِیتَ حَقَّهُ؛ وَلاَ یَشْغَلَنَّکَ عَنْهُمْ بَطَرٌ، فَإِنَّکَ لاَ تُعْذَرُ بِتَضْیِیعِکَ التَّافِهَ لاِحْکَامِکَ الْکَثِیرَ الْمُهِمَّ؛ فَلاَ تُشْخِصْ هَمَّکَ عَنْهُمْ، وَلاَ تُصَعِّرْ خَدَّکَ لَهُمْ، وَتَفَقَّدْ أُمُورَ مَنْ لاَ یَصِلُ إِلَیْکَ مِنْهُمْ مِمَّنْ تَقْتَحِمُهُ الْعُیُونُ، وَتَحْقِرُهُ الرِّجَالُ؛ فَفَرِّغْ لاِولَئِکَ ثِقَتَکَ مِنْ أَهْلِ الْخَشْیَةِ وَالتَّوَاضُعِ، فَلْیَرْفَعْ إِلَیْکَ أُمُورَهُمْ، ثُمَّ اعْمَلْ فِیهِمْ بِالاْعْذَارِ إِلَی اللهِ یَوْمَ تَلْقَاهُ، فَإِنَّ هَؤُلاَءِ مِنْ بَیْنِ الرَّعِیَّةِ أَحْوَجُ إِلَی الاْنْصَافِ مِنْ غَیْرِهِمْ؛ وَکُلٌّ فَأَعْذِرْ إِلَی اللهِ فِی تَأْدِیَةِ حَقِّهِ إِلَیْهِ. وَتَعَهَّدْ أَهْلَ الْیُتْمِ وَ ذَوِی الرِّقَّةِ فِی السِّنِّ، مِمَّنْ لاَ حِیلَةَ لَهُ وَلاَ یَنْصِبُ لِلْمَسْأَلَةِ نَفْسَهُ، وَذَلِکَ عَلَی الْوُلاَةِ ثَقِیلٌ، وَالْحَقُّ کُلُّهُ ثَقِیلٌ، وَقَدْ یُخَفِّفُهُ اللهُ عَلَی أَقْوَام طَلَبُوا الْعَاقِبَةَ، فَصَبَّرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ وَثِقُوا بِصِدْقِ مَوْعُودِ اللهِ لَهُمْ» (خدا را خدا را درباره طبقه ضعیف و فرودست اجتماع در نظر بگیر، همانها که راه چاره ای حتی برای معیشت ساده ندارند. آن ها مستمندان و نیازمندان و تهی دستان و از کار افتادگان هستند و بدان در این طبقه گروهی قانع اند و به آنچه به آنها بدهند اکتفا می کنند و گروهی دیگر کسانی هستند که سؤال می کنند و در برابر کمک هایی که به آنها می شود گاه اعتراض دارند. آنچه را خداوند درباره حق خود نسبت به آنها به تو دستور داده است حفظ کن؛ بخشی از بیت المال مسلمین و قسمتی از غلات زمین های اسلامی را در هر شهر و آبادی به آنها اختصاص ده، زیرا آنها که دورند به مقدار کسانی که نزدیک اند سهم دارند و تو مأموری که حق همه آنها را رعایت کنی. هرگز غرور و سرمستی زمامداری، تو را به خود مشغول نسازد و از رسیدگی به کار آنها باز ندارد زیرا هرگز به بهانه کارهای فراوان و مهمی که انجام می دهی از ترک خدمات کوچک معذور نیستی. نباید همّ خود را از آنها برگیری و روی از آنان برگردانی و بی اعتنایی کنی و نسبت به کارهای کسانی که دسترسی به تو ندارند و مردم به دیده تحقیر به آنها می نگرند، حتی رجال حکومت نیز آنها را کوچک می شمرند با دقت بررسی کن و برای این کار، فرد یا افراد مورد اطمینانی را که خداترس و متواضع باشند برگزین تا وضع آن ها را به تو گزارش دهند.
سپس با این گروه آن گونه رفتار کن که به هنگام ملاقات پروردگار در روز قیامت عذرت پذیرفته باشد چرا که از میان مردم، این گروه از همه به احقاق حق نیازمندترند و باید در ادای حق هر فردی از آنان در پیشگاه خدا عذر و دلیل داشته باشی به گونه ای که حتی حق یک فرد هم ضایع نشود. به کار یتیمان و پیرانِ از کار افتاده که هیچ راه چاره ای ندارند و نمی توانند دست نیاز خود را به سوی مردم دراز کنند رسیدگی کن، گرچه انجام این امور درباره قشر محروم و نیازمند بر زمامداران سنگین است، ولی ادای حق تمامش سنگین است و گاه خداوند تحمل حق را بر اقوامی سبک می سازد، اقوامی که طالب عاقبت نیک اند و خویش را به استقامت و شکیبایی عادت داده و به صدق وعده های الهی اطمینان دارند)

 

۴- لزوم پرهیز حکمرانان از خودرایی واستبداد ورزی

در طول تاریخ قصه های متنوعی از استبداد وخودرایی حاکمان در سراسر جهان نقل شده است. حتی امروزه شاهدیم که اکثر حکمرانان نظام های غیر منتخب مردمی و حتی برخی مقامات حکومتهایی که از طریق رای مردمی بر کرسی حکمرانی نشسته اند در مواردی استبداد رای ونظر خود را محور قرار می دهند وهمین امر اعتراضات مختلف مردمی را در پی دارد. اما حضرت علی(ع) قرنها قبل به کارگزاران حکومتی خود تاکید می کند که حق هیچگونه استبداد رای وخودمحوری را ندارند. هیچ حاکم اسلامی اجازه ندارد از مردم فقط اطاعت بخواهد  و برفرمان دادن خود تاکید ورزد بلکه رابطه دوسویه است. حاکمان اسلامی باید حقوق مردم را به دقت رعایت کنند تا مردم نیز به مسئولیت های خود در قبال مراجع رسمی عمل نمایند. فرمایش حضرت علی(ع) در این زمینه خطاب به یکی از کارگزاران حکومتش قابل توجه است: « وَ إِنَّ عَمَلَکَ لَیْسَ لَکَ بِطُعْمَةٍ وَ لَکِنَّهُ فِی عُنُقِکَ أَمَانَةٌ وَ أَنْتَ مُسْتَرْعًی لِمَنْ فَوْقَکَ لَیْسَ لَکَ أَنْ تَفْتَاتَ فِی رَعِیَّةٍ وَ لَا تُخَاطِرَ إِلَّا بِوَثِیقَةٍ» (  فرمانروایی وحکمرانی طعمه تو نیست، بلکه امانتی است بر گردن تو، و از تو خواسته اند که فرمانبردار خدای بزرگ باشی که ورای توست. تو را نرسد که خود هر چه خواهی با خودرایی واستبداد بر توده مردم روا داری، تو حق نداری در کارهای مهم و خطیر بدون اطمینان وارد شوی) در جای دیگری می فرماید: «وَ لَا تَقُولَنَّ إِنِّی مُؤَمَّرٌ آمُرُ فَأُطَاعُ، فَإِنَّ ذَلِکَ إِدْغَالٌ فِی الْقَلْبِ وَ مَنْهَکَةٌ لِلدِّینِ وَ تَقَرُّبٌ مِنَ الْغِیَرِ» (مبدا بگویی اکنون که بر مردم مسلطم از من فرمان دادن است واز آنان  اطاعت کردن که این عین راه یافتن فساد در دل وخرابی ایمان و نزدیک شدن فروپاشی در قدرت وتغییر وتحول لازم است)

۵- لزوم مهربانی ومحبت دائمی حکمرانان به عموم مردم

برخی تصور می کنند که چون در مناصب حکومتی واقع شدند باید بر اُبهت ناشی از ریخت وپاش های اداری و دور وبری های متنوع و ترشرویی با قاطبه مردم تاکید نمایند تا مردم از آنها حساب ببرند اما در اندیشه حضرت علی(ع) این روشهای استبدادی وغیر انسانی به کلی مردود است وکارگزار حکومتی، عزیز محسوب میشود که بیشترین محبت وانسانیت را در قبال عموم مردم روا دارد. خطاب حضرت به کارگزار معروفش را هم همه دانند وشنیده اند که  فرمود: «وَ أَشْعِرْ قَلْبَکَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِیَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِمْ، وَ لَا تَکُونَنَّ عَلَیْهِمْ سَبُعاً ضَارِیاً تَغْتَنِمُ أَکْلَهُمْ، فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ: إِمَّا أَخٌ لَکَ فِی الدِّینِ وَ إِمَّا نَظِیرٌ لَکَ فِی الْخَلْقِ، یَفْرُطُ مِنْهُمُ الزَّلَلُ وَ تَعْرِضُ لَهُمُ الْعِلَلُ وَ یُؤْتَی عَلَی أَیْدِیهِمْ فِی الْعَمْدِ وَ الْخَطَإِ، فَأَعْطِهِمْ مِنْ عَفْوِکَ وَ صَفْحِکَ مِثْلِ الَّذِی تُحِبُّ وَ تَرْضَی أَنْ یُعْطِیَکَ اللَّهُ مِنْ عَفْوِهِ وَ صَفْحِهِ، فَإِنَّکَ فَوْقَهُمْ وَ وَالِی الْأَمْرِ عَلَیْکَ فَوْقَکَ وَ اللَّهُ فَوْقَ مَنْ وَلَّاکَ وَ قَدِ اسْتَکْفَاکَ أَمْرَهُمْ وَ ابْتَلَاکَ بِهِمْ» (مهربانی با مردم را رویه قلبی خویش قرار ده، و با همه دوست و مهربان باش. مبادا هرگز، چونان حیوان شکاری باشی که غارت مردم را غنیمت دانی، زیرا مردم دو دسته اند، دسته ای برادر دینی تو، و دسته دیگر همانند تو در آفرینش می باشند. اگر خطایی از آنان سر می زند یا علّت هایی بر آنان عارض می شود، یا خواسته و ناخواسته، اشتباهی مرتکب می گردند، آنان را ببخشای و بر آنان آسان گیر، آن گونه که دوست داری خدا تو را ببخشاید و بر تو آسان گیرد. همانا تو بر توده مردم حکمرانی یافته ای و حاکم کل جامعه اسلامی بر تو تسلط دارد و خدا بر همه و آن کس که تو را به این مقام منصوب کرد حاکم است، که انجام امور مردم را به تو واگذارده، و آنان را وسیله آزمودن تو قرار داده است)

۶- لزوم رعایت انصاف از سوی همه حکمرانان دینی

در بسیاری از جوامع از گذشته تاکنون حاکمان رابطه خوبی با انصاف وعدالت ورزی نداشته اند واغلب غیر منصفانه با مردم برخورد کرده اند اما در نگرش حضرت علی(ع) رعایت انصاف معیار مهمی برای حکمرانی درست است. در همان پیام معروف حضرت به کارگزار حکومتی اش مالک اشتر در این مورد به صراحت تاکید شده: « أَنْصِفِ اللَّهَ وَ أَنْصِفِ النَّاسَ مِنْ نَفْسِکَ وَ مِنْ خَاصَّةِ أَهْلِکَ وَ مَنْ لَکَ فِیهِ هَوًی مِنْ رَعِیَّتِکَ فَإِنَّکَ اِلاّ تَفْعَلْ تَظْلِمْ » (در قبال نعمت های مختلف الهی به انصاف رفتار کن و نسبت به قاطبه مردم به عنوان بندگان خدا چه افراد خاص خاندان و خویشاوندان نزدیکت و چه مردمی که بدان ها علاقه و گرایش مخصوص داری وچه غیر اینها اهل انصاف باش که چنانچه بدین روش عمل کنی خدا وخلق خدا از تو راضی خواهند بود و اگر چنین نکنی ظلم وستم کرده ای)

۷- توصیه به حاکمان برای مشورت گیری از مردم وبهره مندی از نقد ونظر و آزادی بیان عمومی

حکومتهای مختلف در طول تاریخ نقد ونظر عمومی به عملکردهایشان را برنتابیده وگاه ناقدان را مورد شدیدترین برخوردها قرار داده اند. حتی امروزه که در سطح جهانی حقوق بشر و حکمرانی مبتنی بر رای و انتخاب مردم رواج یافته است کم نیستند حکومتهایی که نسبت به نظرات انتقادی مردم روی خوش نشان نمی دهند و اغلب واکنش های تندی را بر می گزینند. درست بر خلاف این رویه های مذموم، حضرت علی(ع) قرنها قبل خطاب به مردم پیرامونش می فرماید: «فَلَا تَکُفُّوا عَنْ مَقَالَةٍ بِحَقٍّ أَوْ مَشُورَةٍ بِعَدْلٍ فَإِنِّی لَسْتُ فِی نَفْسِی بِفَوْقِ أَنْ أُخْطِئَ وَلَا آمَنُ ذَلِکَ مِنْ فِعْلِی إِلَّا أَنْ یَکْفِیَ اللَّهُ مِنْ نَفْسِی مَا هُوَ أَمْلَکُ بِهِ مِنِّی»(از گفتن حق، از مشورت در عدالت خودداری نکنید، زیرا خود را برتر از آن که اشتباه کنم و از آن ایمن باشم نمی‌دانم، مگر آن که خداوند به عنوان آنکه به من از خودم مالک تر است، مرا حفظ نماید)    بیان نکته فوق به ویژه در اندیشه شیعی که برای حضرت قائل به عصمت می باشد از اهمیت زیادی برخوردار است چرا که فرد دارای عصمت در جایگاه حکمرانی خود را نیازمند مشورت دیگران معرفی می کند واینکه اگر خدا یاری نرساند تضمینی بر ماندن در مسیر حق نیست. در بخش دیگری از این فرمایش ماندگار حضرت می فرماید: «... فلاتکلمونی بما تکلّم به الجبابرة و لاتتحفظوا منّی بما یُتحفّظ به عند أهل البادرة و لاتخالطونی بالمصانعة و لاتظنوا بی استثقالاً فی حقّ قیل لی. » (آن سان که با جباران سخن می گویند با من سخن مگویید و از من پنهان مدارید آن چه را از مردم خشمگین به هنگام خشمشان پنهان می دارند. هم چنین به چاپلوسی و تملّق با من رفتار نکنید و مپندارید که گفتن حق بر من گران می آید)

۸- تاکید بر مسئولیت دولت اسلامی برای رفاه و آرامش وامنیت عموم مردم

در طول تاریخ کم نبوده اند نظام های سیاسی که رفاه و آسایش و امنیت را نه برای عموم مردم بلکه برای طبقات مرتبط با خود پیگیری کرده اند و همین رویه موجب بی عدالتیهای متنوع گردیده است. اما در نگاه حضرت علی(ع) حکومت موظف است  امنیت و رفاه وآسایش وعدالت و رشد فکری و تربیتی را برای همه مردم بخواهد ودر جهت تحقق این مهم از هیچ تلاشی فروگذاری ننماید. کلام حضرت در این زمینه قابل توجه است: «وَلِکُلّ عَلَی الْوَالِی حَقٌّ بِقَدْرِ مَا یُصْلِحُهُ، وَلَیْسَ یَخْرُجُ الْوَالِی مِنْ حَقِیقَةِ مَا أَلْزَمَهُ اللهُ مِنْ ذَلِکَ إِلاَّ بِالاِهْتِمَامِ وَالاِسْتِعَانَةِ بِاللهِ، وَتَوْطِینِ نَفْسِهِ عَلَی لُزُومِ الْحَقِّ، وَالصَّبْرِ عَلَیْهِ فِیمَا خَفَّ عَلَیْهِ أَوْ ثَقُلَ» (برای تمام اقشار گوناگون جامعه، در پیشگاه خدا جایگاهی است که در برگیرنده مسائل رفاهی وامکانات آنان است و برای هر یک از آنان تا حد تامین واصلاح وضع امور زندگی بر عهده زمامدار حقی است و زمامدار از عهده آنچه خداوند بر دوش او قرار داده است برنمی آید مگر با سعی وکوشش واستمداد از خدای بزرگ وآماده سازی نفس خود بر التزام به حق و شکیبائی در برابر دشواری ها وآنچه پیش آید)  نکته مهم دیگر اینکه در نگرش حضرت علی(ع) حکومت نه تنها رفاه مادی انسانها را باید تامین کند بلکه لازم است ابعاد آرامش معنوی و تدارک محیطی بدور از مفاسد اخلاقی  را نیز فراهم سازد. تاکیدات مکرر حضرت علی بر ضرورت توجه خاص به مستمندان وگروههای آسیب پذیر از جمله یتیمان، سالمندان، بیوه زنان و... نگرش حمایتی خاص ایشان برای تامین رفاه وآرامش همه گروهها را منعکس می کند. در نگرش حضرت علی برای تامین عدالت اقتصادی در جامعه تاکید زیادی شده که حاکمان باید از هر گونه نفع پرستی برای خود یا باج دهی وامتیاز و رانت به اطرافیانشان اجتناب ورزند.  کلام حضرت در این زمینه خواندنی است : « وَإِیَّاکَ وَالاِسْتِئْثَارَ بِمَا النَّاسُ فِیهِ أُسْوَةٌ، وَالتَّغَابِیَ عَمَّا تُعْنَی بِهِ مِمَّا قَدْ وَضَحَ لِلْعُیُونِ، فَإِنَّهُ مَأْخُوذٌ مِنْکَ لِغَیْرِکَ، وَعَمَّا قَلِیل تَنْکَشِفُ عَنْکَ أَغْطِیَةُ الاْمُورِ، وَیُنْتَصَفُ مِنْکَ لِلْمَظْلُومِ» (بپرهیز از بخود اختصاص دادن و انحصار طلبی در آنچه مردم در آن یکسانند و بپرهیز از خود را به نادانی زدن در آنچه توجّه به آن بر تو لازم است از اموری که همه می دانند زیرا آن چیزی که به ستم گرفته ای از تو گرفته خواهد شد، و بزودی پرده ها از روی کارها برداشته شود و داد مظلوم و ستم کشیده از تو بستانند. ) در جای دیگر برای قطع کردن دست اطرافیان حاکمان از رانت خواری و امتیازطلبی وفساد، خطاب به کارگزار حکومتش می فرماید : «و لا تُقطِعَنَّ لِأَحَدٍ مِنْ حَاشِیَتِکَ وَ حَامَّتِکَ قَطِیعَهً وَ لَا یَطْمَعَنَّ مِنْکَ فِی اعْتِقَادِ عُقْدَهٍ تَضُرُّ بِمَنْ یَلِیهَا مِنَ النَّاسِ فِی شِرْبٍ أَوْ عَمَلٍ مُشْتَرَکٍ یَحْمِلُونَ مَئُونَتَهُ عَلَی غَیْرِهِمْ فَیَکُونَ مَهْنَأُ ذَلِکَ لَهُمْ دُونَکَ وَ عَیْبُهُ عَلَیْکَ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ» (به هیچ یک از اطرافیان و خویشاوندانت زمینی را اختصاص مده؛ مبادا به سبب نزدیکی به تو پیمانی ببندند که صاحبان زمین های مجاورشان را در سهمی که از آب دارند یا کاری که باید به اشتراک انجام دهند، زیان برسانند و بخواهند بار زحمت خود بر دوش آنان نهند؛ پس لذّت و گوارایی نصیب ایشان شود و ننگ آن در دنیا و آخرت بهره تو گردد.)

۹- مدارا وتحمل در قبال مخالفان سیاسی وعدم قصاص قبل از جنایت

معمولا بسیاری از حکومت ها از گذشته تاکنون میانه خوبی با مخالفان خود نداشته اند. طی قرنها در برخی نظام های سیاسی سرکوب مخالفان  راهبرد اصلی بوده است و این امر را نیز با توجیهات مختلف مرتکب شده اند. امروزه در سطح جهانی تحمل مخالف و برخورد انسانی با مخالفان یکی از معیارهای حکمرانی شایسته تلقی میشود. بسیار قابل توجه است که حضرت علی(ع) قرنها قبل در مدت کوتاهی که زمامداری جامعه اسلامی را بر عهده داشت در قبال گروههای مختلف مخالف سیاسی خود که هر یک مطالبات خلاف ویژه خود را داشتند، در عمل سیره ماندگار انسانی از خویش برجای گذاشت.   تحمل و مدارای علی (ع) با مخالفان گوناگون حتی مخالفان لجوج وبی منطق وافراطی چون خوارج تا قبل از آنکه دست به مبارزه خشونت بار علیه حکومت بزنند، بارها در تاریخ نقل شده است. این سخن حضرت خطاب به خوارج که : «تا وقتی که قیام مسلّحانه نکردید، و دست به شمشیر نبردید، از سه اصل اساسی برخوردارید:
۱-  از ورود شما به مسجد برای نماز جلوگیری نمی کنم.
۲- حقوق شما را از بیت المال قطع نکرده و آزادی شما را محدود نمی کنم.
۳- با شما نمی جنگم تا شما جنگ را آغاز کنید» عمق مدارا جوئی وتحمل حکمرانی انسانی ایشان وپرهیز ازپیشدستی در سرکوب مخالف را نشان می دهد.  حضرت علی (ع) با برخی مخالفان دیگرخود بارها راه گفت وگو و روشنگری و دور نگاه داشتن آنها از مسیرهای خلاف را در پیش گرفت و تا زمانیکه دست به شمشیر و رو در رویی مسلحانه نزدند قصاص قبل از جنایت نکرد وحاضر نشد از قوه قهریه استفاده کند. وقتی گروهی دیگر از مخالفان وی عازم تدارک اقدامات خصمانه خود بودند خطاب به مردم گفت : «إن هولاء قد تمالوئوا علی سخطهِ امارتی و ساصبر مالم أخف علی جماعتکم. فإنهم إن تمموا علی فیالهِ هذا الرأی انقطع نظام المسلمین» (همانا این گروه(مفسده‌جویان) به خاطر نارضایتی از حکومت من به یکدیگر پیوسته‌اند و من تا هنگامی که در ارزیابی عملکردشان برای کیان جامعه و اجتماع احساس خطر نکنم، صبر و شکیبایی پیشه می‌کنم؛ و البته آنان اگر بر این افکار سست و فاسد باقی بمانند و بخواهند اهداف خود را عملی کنند، نظام جامعه اسلامی ‌از هم گسیخته خواهد شد.)حتی آن زمان که برخی مخالفان آماده جنگ ودرگیری با حکومت علی(ع) شدند باز هیچ اشتیاقی به جنگ نشان نمی داد و صبوری پیشه می کرد آنگونه که برخی برایشان شائبه ایجاد شد که چرا حضرت این همه تحمل می کنند و ایشان در پاسخ گفتند که: « ما رَفَعْتُ الحربَ یوماً الاّ و أنا اطْمَعُ أن تلحقَ بی طائفةٌ فتهتدی بی، و تَعْشُو الی ضوئی و ذلک احبُّ الیّ مِنْ أن أقتلها علی ضلالها »(اقدام به جنگ نمی کنم چرا که مشتاقم افرادی از میان آنها هدایت شوند واز مسیر خلاف خود بازگردند واین را بیشتر دوست می دارم تا اینکه آنها در مسیر نادانی وخشونت ورزی به قتل رسند) رویکرد انسانی حضرت در مواجهه با مخالفان حتی پس از جنگ ودفع خشونت های آنان نیز ادامه یافته است آن گونه که وقتی گروهی از مسلمانان مخالف که علیه ایشان به زعم باطل خود برای تحول در جامعه قیام مسلحانه کرده ومرتکب بغی شدند بعد از دفع خشونت ورزی آنها حکم به آزادی شان از زندان را صادر کرد تا نشان دهد که حکمرانی علوی تا چه میزان ظرفیت رویکرد انسانی در برخورد با مخالفان خود  دارد.

۱۰- تاکید مستمر بر تهذیب نفس و خودسازی عموم کارگزاران حکومتی

انسان چه در جایگاه حکمرانی و مسئولیت های عمومی وچه در جایگاه یک شهروند عادی همواره هر اقدامی که انجام میدهد برخاسته از ذهن وضمیر ونفس اوست. وقتی از درون وارسته وبرخوردار از اندیشه ها ی پاک ومنزه واخلاقی باشد طبیعتا رفتارش نیز اخلاقی وانسانی خواهد بود وبر عکس، وقتی وجود آدمی غبار گرفته از انواع مفاسد باشد به طور طبیعی رفتار فردی واجتماعی او نیز دچار تباهی ها و ناهنجاریهای متنوع خواهد بود. از همین رو ادیان همواره تاکید بر سلامت نفس وضرورت صیانت از آن دارند تا با خودسازی انسانها رفتارها بهتر شود. حضرت علی علی(ع) به عنوان یکی از برجسته ترین حکمرانان اسلامی در این زمینه خود را بیش از دیگران به تهذیب نفس مکلف می دانست آن گونه که خطاب به همراهانش می فرماید: « ألا و اِنّکم لا تَقدِرونَ علی ذلک و لکنْ اَعینُونی بورعٍ و اجتهادٍ و عفّةٍ و سدادٍ »(در توان شما نیست که چنین سلوک نفس کنید، لکن با پرهیزکاری و تلاش و پاکدامنی و رفتار صحیح مرا یاری کنید) صراحتا خطاب به کارگزارش می فرماید: «اَمِلکْ هَواکِ» (مالک نفس خویش باش و آن را به دست هوا وهوس مسپار) هم چنین به کارگزار حکومتش توصیه میکند: نفس خویش را با ترک خواهش ها درهم شکند و به هنگام سرکشی، عنانش را بگیرد، زیرا که نفس، پیوسته به ناشایستگی ها فرمان می دهد، جز آن کس را که خدابه او رحم کند وبا تهذیب نفس خودساخته شود. در فرمان خود به کارگزار معروف حکومتش اعلام می دارد که: «وَاجْعَلْ نَفْسَکَ فیما بَیْنَکَ وَ بَیْنَ اللّه ِ اَفْضَلَ تِلْکَ الْمَواقِیتِ وَ اَجْزَلَ تِلْکَ الاَقْسامِ.»(برای ارتباط خودت با خدا، بهترین و مهم ترین قسمت اوقات شبانه روز را اختصاص بده) تاکیدات مکرر حضرت علی(ع) به مقامات حکومتی مبنی بر لزوم نگاه مهربانانه به مردم، لزوم ساده زیستی وهمرنگی با توده مردم متوسط، پرهیز از هر گونه فساد وانحراف اخلاقی، توجه دادن به اینکه بین انسانهای سالم وفاسد فرق است و امانت اداره امور جامعه نباید در دست انسانهای فاسد وفرصت طلب قرار گیرد، لزوم استقبال از انتقاد عمومی به حکمرانان و دهها توصیه دیگر؛ تماما در صورتی از سوی حکمرانان قابل اجراست که اهل تهذیب نفس وخودسازی باشند و اسیر هوسهای متنوع نگردند.

 

عید غدیر فرصت خوبی است تا حاکمان اسلامی در زمانه کنونی نوع نگاه خود به حکومت ومردم و شاخصهای علوی را از نظر بگذرانند وخود ارزیابی کنند که تا چه اندازه با آن معیارهای متعالی هماهنگی دارند. هم چنین مردم در جوامع اسلامی می توانند با ارتقای اگاهی های خود، رعایت شاخصهای درست دینی را از حاکمان مطالبه کنند تا وضعیت جوامع اسلامی بهتر از شرایط کنونی شود وعدالت خواهان در سطح جهان، اجرای الگوی دینی مردم سالاری و رعایت حقوق انسان در زمانه کنونی را به عینه مشاهده کنند واز آن بهره بگیرند.

سلام ودرود خدا بر آن انسان وارسته وبه کمال رسیده الهی که قرن ها قبل عالی ترین معیارهای انسانیت واخلاق ومعنویت را مورد تاکید قرار داده است.

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.