استراتژی رسانه ای برای جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در دهه پنجم

مقدمه

برای حضور موفق و فعال رسانه ای در دهه پنجم انقلاب باید راهبردها و استراتژی های خود را ترسیم کنیم تا بر اساس این راهبردها کنش عملیاتی داشته باشیم. در یک برآورد کلی می توان 10 استراتژی رسانه ای برای جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در دهه پنجم ترسیم کرد.

درک قواعد جنگ هوشمند؛ اولین راهبرد رسانه ای جبهه انقلاب

درک قواعد جنگ هوشمند اولین راهبرد برای فعالیت رسانه ای است. ما از ادبیات جنگ نرم هم عبور کرده ایم و امروز  دنیا درگیر ادبیات جنگ هوشمند است که این جنگ مبتنی بر تولید فشار شبکه ‌ای است؛ یعنی مجموعه ای از فشارهای سخت و نیمه سخت و نرم که یک هدف مشترک را دنبال می کنند. تهدید مردم به جنگ سخت نیز باید ذیل جنگ هوشمند درک شود. القای جنگ نظامی و تهدید به جنگ سخت برای این است که در جنگ رسانه ‌ای یا اقتصادی، مردم حرف دشمن را باور کنند. بنابراین اگر کسی بدون شناخت از جنگ هوشمند فعالیت رسانه ‌ای کند دچار اختلال در محاسبه و تخیص صحیح می شود.

دومین راهبرد؛ درک نبرد اصلی

دومین راهبرد رسانه ای جبهه انقلاب باید گفت  دومین راهبرد و شاید مهمترین راهبرد رسانه ای، درک نبرد اصلی در کشور است. ما امروز دو روایت راجع به شرایط انقلاب و نظام اسلامی و شرایط کشور داریم. هر دو روایت گذشته شناسی و گذشته پژوهی، اکنون شناسی و اکنون پژوهی و آینده شناسی و آینده پژوهی خود را ارائه می دهند. روایت اول می گوید گذشته ما نابسامان و اکنون ما هم نابسامان است و آینده سیاهی نیز پیش روی ماست. غرب گرایان غرب زده غرب پرست و غرب اندیش که به این روایت قائل هستند معتقدند در این چهل سال سرافکنده و خجلت زده شدیم و گذشته و اکنون ما قابل افتخار نیست، اکنون تلخ و آینده تلخ تر است. این جریان با تمام ابزارهای رسانه ای، گفتمانی، ساختاری، تئوریک و اندیشه ای خود این روایت را در انواع و اقسام رسانه ها و قالب های رسانه ای به صورت مستمر باز تولید و بازنمایی می کنند. این روایت پرهیاهو و پرسر و صدا همه جا در حال تکرارشدن است و حتی در میان مسئولین ارشد کشور معتقدان جدی دارد. اما یک روایت دوم از شرایط کشور وجود دارد که می گوید در عین حالی که مشکل، چالش، نگرانی و مساله در کشور وجود دارد اما بحران و بن بست وجود ندارد؛ راه طی شده پر افتخار است، مسائل اکنون راه حل دارد و آینده هم روشن است. این یک ادعای شعاری و رسانه ای نیست؛ حرفی است کاملا قابل اثبات و عینی. این دو روایت الان در حال نبرد با هم هستند و به نوعی جنگ روایتها در میان است و اگر یک فعال رسانه ای در میانه میدان کار رسانه ای، مختصات این دو روایت را نشناسد بازی خواهد خورد. یک روایت می گوید کشور در شرایط انسدادی است اما روایت مقابل می گوید کشور در شرایط انبساط است. اگر یک فعال رسانه ای جبهه انقلاب قائل به فضای نشاط و امید و بن بست شکنی و در واقع روایت دوم است حتما در فضای رسانه ای موفق خواهد بود. چرا که رهبر انقلاب نگاه جزئی نگر و خرد نگر به شرایط را سم کار رسانه ای و گفتمانی برای کشور می دانند و در مقابل در نگاه ایشان داشتن یک نگاه کلان و کل نگر که از مختصات قائلین به روایت امیدوارانه دوم است، در کار رسانه ای بسیار پیش برنده است.

راهبرد سوم توانایی تولید ادراک مثبت

«توانایی تولید ادراک مثبت» به عنوان سومین راهبرد رسانه ای، است. تولید ادراک مثبت یعنی اینکه در فهم شرایط کشور این نکته را بتوانیم به مخاطب منتقل کنیم که می شود و می توانیم چون قبلا شده است و توانسته ایم. در کشور ما در فضای رسانه ای با یک مار پیچ سکوت روبرو هستیم و کسی که فعالیت رسانه ای می کند باید بتواند این مارپیچ سکوت را بشکند تا موفق شود. وقتی فرد یا جریان مقابل در رسانه ها یک موضع را به عنوان موضع دقیق، همراه با اغواگری رسانه ای القا می کنند، بقیه اگر با او همراهی نکنند، با یک سکوت او را تایید کرده و قدرت واکنش رسانه ای را از دست می دهند؛ طبیعی است که در این فضا نمی توان ادراک مثبت تولید کرد.

امید آفرینی و شکستن محاصره تبلیغاتی دشمن؛ ضروری ترین اقدام رسانه ای

صدور بیانیه گام دوم انقلاب از سوی رهبر انقلاب رکن اصلی این بیانیه را مبتنی بر تولید ادراک مثبت است. در بیانیه گام دوم رهبر انقلاب هفت توصیه فرموده اند اما فرای این هفت توصیه یک توصیه هست که ایشان می فرمایند اولین و ریشه ای ترین تکلیف جوانان انقلابی در عمل به مفاد بیانیه این توصیه است و آن امید آفرینی است. رهبر انقلاب در متن بیانیه تاکید کرده اند بدون ایجاد امید هیچ کاری نتیجه نمی دهد. ایشان امید آفرینی را هم تفسیر کرده اند و توضیح داده اند که باید شکستن محاصره تبلیغاتی رخ دهد. یعنی اگر محاصره تبلیغاتی و همان مارپیچ سکوتی که عرض شد نشکند عملا امید ایجاد نخواهد شد. اگر امید ایجاد نشود سایر کارها هم محقق نمی شود. تولید ادراک مثبت و امیدآفرینی را را باید به عملیاتهای رسانه ای تبدیل کنید و گرنه امید تبدیل می شود به گفتار درمانی و عملیات لفظی بی خاصیت. نق زدن کار سختی نیست، باید با نگاه جریانی در راستای تولید ادراک مثبت و امید آفرینی گام برداریم.

4 راه امید آفرینی

عضو هیئت علمی دانشگاه در تشریح راههای امید آفرینی گفت: امید از 4 طریق ایجاد می شود؛ تغییر رویکرد، تغییر مقیاس نگاه، تحول معرفتی، رفع توهمات ذهنی. تغییر رویکرد یعنی تغییر نگاه به غرب؛ تا وقتی مردم و خواص و نخبگان فکر می کنند که غرب مدینه فاضله است و ما باید غربی شویم امید ایجاد نمی شود. ما در کار رسانه ای باید واقعیات غرب را تبیین کنیم تا این تغییر رویکرد ایجاد شود. باید نشان دهیم که مسیر وابستگی به غرب بن بست است. مقیاس نگاه هم باید تغییر کند؛ تا وقتی خرد و جزئی نگاه کنیم امید ایجاد نمی شود انسان هایی که بزرگ اندیش هستند ناامید نمی شوند. تحول معرفتی هم باید در ما ایجاد شود. تا وقتی ما خودمان را در مسیر بعثت، غدیر، عاشورا و ظهور را درک نکنیم امید ایجاد نمی شود. توهمات ذهنی را نیز باید کنار بگذاریم و مهم ترین توهم ذهنی توهم رهاشدگی انقلاب است که باید آن را کنار بگذاریم تا امید ایجاد شود. اگر فرد در سبک زندگی و اندیشه اش غرب پرست شود سرور دینی اش از دست می ‌رود و نمی‌تواند به دیگران امید دهد. چرا که خودش ناامید است. طبق بیان امیرالمومنین ناامیدی از صفات منافقین است. امیرالمومنین در نهج البلاغه یکی از صفات منافق را اینگونه توضیح می دهند که هر جا امید وجود دارد او حرف از ناامیدی می زند و القاء یأس می کند.

مساله تفاوت تحلیل ها از شرایط موجود در میان فعالان رسانه ای جبهه انقلاب تا قبل از صدور بیانیه گام دوم مهم است. بعد از بیانیه گام دوم دیگر در تحلیل گذشته و اکنون و آینده کشور دیگر هم داستان هستیم و رهبر انقلاب نظریه خود را ارائه کرده اند و در آن می فرمانید ریشه ای ترین تکلیف شما شکستن محاصره تبلیغاتی دشمن است. بنابراین ابتدا باید خودمان امیدوار باشیم تا بتوانیم امید آفرینی کنیم

راهبرد چهارم؛ روانشناسی مخاطب

ضرورت روانشناسی مخاطب به عنوان راهبرد چهارم در فعالیت رسانه ای است. به عنوان اولین مولفه کار رسانه ‌ای باید از نقطه پذیرش و تمایل مخاطب آغاز شود. مثلا مفهوم گفتمانی عبرت گرفتن از اعتماد به غرب را اگر در زمان مرگ مرسی در دادگاه به مخاطب منتقل کنیم، راحت تر و بهتر مورد پذیرش قرار می گیرد. دومین مولفه روانشناسی مخاطب بر مخاطبه به اندازه فهم مخاطب و قدر عقول مردم است. به اصطلاح قرآن باید به لسان قوم با مردم حرف بزنیم. مولفه مهم بعدی تفکیک اشتباهات افراد و جریانات از خود آنهاست. اولویت دادن به مخاطب جوان و نوجوان و طراحی های گفتمانی در نقاط نزاع گفتمانی هم از دیگر  مولفه های مهم در روانشناسی مخاطب هستند. تقویت عقل درایه را به عنوان راهبرد پنجم است.  باید عقل درایه مردم را تقویت کنیم. امیرالمومنین می فرمایند وقتی خبری را می شنوید تعقل کنید با عقل درایه نه عقل روایه؛ کسانی که اخبار را روایت کنند زیاد هستند اما کسانی که در آن تعقل کنند و فکر کنند کم هستند. یعنی باید وقتی خبری می شنویم در آن تعقل و تعمق کنیم. نباید هر خبری را به بهانه اینکه سریع واکنش دهیم منتشر کنیم باید تعقل کنیم تبیین کنیم احراز کنیم بعد عمل کنیم. تاکید روی کلیک بیشتر همان تکاثر و تفاخر و در جهت تضعیف عقل درایه است که در جبهه انقلاب معنا ندارد. عدالت و تقوای رسانه ای هم به عنوان راهبرد ششم است. اگر تقوا نداریم باید از رسانه و کار رسانه ای بیرون برویم.

راهبرد هفتم؛ درک تفصیلی شرایط کشور

هفتمین راهبرد رسانه ای درک تفصیلی شرایط کشور است نه فقط درک روزنامه ای ژورنالیستی؛ بلکه یک درک دقیق و عمیق. در درک تفصیلی شرایط باید به دو نکته دقت کنیم؛ اول عبرت پژوهی و توجه به روش عبرت اندوزانه است؛ باید بدانیم الان در شرایط بهره برداری از تجربه اندوزی و عبرت پژوهی دهه قبل هستیم و به عنوان برجسته ترین مصداق باید بزرگترین تجربه تاریخی پسا انقلابی ما یعنی برجام را مورد مداقه قرار دهیم. برجام تنها یک توافق نبود بلکه به زعم بسیاری از خواص برجام یک مدل یا یک اندیشه بود و هست که انواع مختلفی دارد؛ برجام فرهنگی، مالی، بانکی، نفتی و موشکی در پس آن وجود دارد و برخی تا 23 برجام را برشمرده اند. دومین نکته در درک شرایط کنونی مساله شناسی است که اکنون مساله اصلی، اول و واقعی ما مساله کارآمدی است دغدغه اساسی مردم کارآمدی نظام است. باید بتوانیم درباره کارآمدی حرف بزنیم. بنابراین برای درک صحیح تفصیلی از شرایط کنونی داشتن باید نسبت خود را با این دو مساله یعنی تجربه برجام و کارآمدی روشن کنیم.

راهبرد هشتم؛ درک پارادایم فکری رهبر انقلاب

معاف با برشمردن 5 مولفه و ویژگی پارادایم فکری رهبر انقلاب تاکید کرد: اگر این پارادایم را بشناسیم بسیاری از مسائلی که ابتدا به آن اشاره شد مانند مساله امید و ناامیدی یا محاصره تبلیغاتی خود به خود برای ما حل می شود. تفکیک محتوا از ساختار؛ تفکیک واقعیت از عملیات دشمن؛ راه حلها کارکردی است نه ساختاری؛ آینده، ساختنی است؛ تفکیک کارنامه از ارزش ها. تا این پارادایم را با این 5 ویژگی نشناسیم نمی توانیم با ایشان هم افق شویم و اگر هم افق نشویم بعید است بتوانیم روایت خود را از گذشته، شرایط کنونی و آینده انقلاب با روایت رهبری یکی کنیم و در نهایت در کار رسانه ای خود و در میدان جنگ هوشمند ناموفق خواهیم بود. از این رو توجه به پارادایم فکری رهبری در فعالیت رسانه ‌ای ضرورت دارد.

طراحی رسانه ای باید مبتنی بر طراحی و ظرفیت نه طراحی دشمن

به دوگانه سازی های القایی دشمن در فضای رسانه ای و فرهنگی و تاکید بر عدم ورود به این میدان بازی دشمن به عنوان نمونه چند سالی است دوگانه فیلترینگ و آزادی در فضای مجازی راه افتاده است، ما نباید در این فضا بازی کنیم، چون منفعل می شویم و باید خودمان با رویکردی فعال و دوگانه بسازیم و با خلق واژه و مفهوم، فضا را تغییر دهیم. در برابر دوگانه القایی فیلترینگ و آزادی باید دوگانه منطقی مدیریت بومی بر فضای مجازی در مقابل مدیریت بیگانه را گفتمان غالب کنیم. مردم به دلیل القای رسانه ‌ای دشمن به سراغ شبکه های اجتماعی داخلی نمی ‌روند. این در حالی است که  مردم ما سالیانه ۴ هزار میلیارد تومان پول بابت اینترنت هزینه می کنند و باید این را متوجه شوند اگر شبکه ملی اطلاعات، محقق شود، استفاده از اینترنت تقریبا رایگان خواهد شد. مردم این نکته را هم باید متوجه شوند که  وزیری که شبکه ملی اطلاعات را راه ‌اندازی نمی کند، مقصر  این ماجراست. ما باید پیوند ارگانیک با مردم و مستضعفین برقرار کنیم و بیان آزادیهای اجتماعی مردم بدون لکنت زبان را در دستور کار خود قرار دهیم. همچنین نقد آسیب های اجتماعی، نقد اقتصاد غیر مقاومتی، نقد مدیریت ولنگار فضای مجازی و نقد تلقی فساد سیستمی از دیگر دستور کارهای ما باید باشد.

منبع : defapress.ir , معاف

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.