سیری در دعاهای ماه رجب، شعبان و رمضان

به دور لاله، قدح گیر و بی ریا می باش

به بوی گل، نَفَسی، همدمِ صبا می باش

 

نگویمت که همه ساله مِی پرستی کن

سه ماه مِی خور و نُه ماه پارسا می باش[1]

 

سزاوار است پیش از بیان معارف ادعیهٔ ماه رجب، حدیثی را که مرحوم سیّدبن طاووس(ره) نقل فرموده، یادآور شویم تا اهل ایمان به اهمیّت و عظمت آن بیشتر پی ببرند. در حدیث آمده است: رسول خدا(ص) فرمود:

إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی نَصَبَ فِی السَّمَاءِ السَّابِعَةِ مَلَکاً یُقَالُ لَهُ: «الدَّاعِی»، فَإِذَا دَخَلَ شَهْرُ رَجَبٍ یُنَادِی ذَلِک الْمَلَک کلَّ لَیلَةٍ مِنْهُ إِلَی الصَّبَاحِ: «طُوبَی لِلذَّاکرِینَ، طُوبَی لِلطَّائِعِینَ». وَیَقُولُ اللَّهُ تَعَالَی: أَنَا جَلِیسُ مَنْ جَالَسَنِی، وَمُطِیعُ مَنْ أَطَاعَنِی، وَغَافِرُ مَنِ اسْتَغْفَرَنِی، الشَّهْرُ شَهْرِی، وَالْعَبْدُ عَبْدِی، وَالرَّحْمَةُ رَحْمَتِی؛ فَمَنْ دَعَانِی فِی هَذَا الشَّهْرِ أَجبْتُهُ، وَمنْ سَأَلَنِی أَعْطَیْتُهُ، وَمَنِ اسْتَهْدَانِی هَدَیْتُهُ، وَجَعَلْتُ هَذَا الشَّهْرَ حَبْلًا بیْنِی وَبیْنَ عِبَادِی؛ فَمَنِ اعْتَصَمَ بِهِ وَصَلَ إِلَیَّ (مجلسی، 1407ق، ج 5: 377).

خداوند متعال در آسمان هفتم فرشته ای به نام «داعی» [فراخواننده] قرار داده است که هرگاه ماه رجب فرا می رسد، هر شب تا صبح فریاد می زند: «خوشا به حال ذاکران! خوشا به حال اطاعت کنندگان!» و [سپس فرشته از قول خداوند نقل کرده که] خداوند متعال می فرماید: «من همنشین کسی هستم که همنشین من باشد و مطیع کسی هستم که مرا اطاعت کند و آمرزنده کسی هستم که از من آمرزش بخواهد. ماه، ماه من، و بنده، بنده من و رحمت، رحمتِ من است. بنابراین، هرکس در این ماه مرا بخواند، اجابتش می کنم و هرکس از من بخواهد، به او عطا می کنم و هرکس از من طلب بخواهد، هدایتش می کنم و من این ماه را به عنوان رشتهٔ ارتباطی میان خود و بندگانم قرار داده ام، هرکس به آن چنگ بزند، به من می رسد.

امام خامنه ای -دام ظله- می فرماید:

ماه های رجب و شعبان، ماه های آماده شدن دل انسان برای ماه رمضان است. (بیانات: 20/ 8/ 1380) شست وشویی کن و آنگه به خرابات خرام. انسان باید این شست وشو را در ماه رجب و شعبان بکند تا بتواند در ماه رمضان بر سرِ سفرهٔ الهی وارد شود و از آن سفره متنعّم گردد و فیض ببرد. (همان: 4/ 7/ 1380 ).

دعای رؤیت هلال ماه رجب

مرحوم سیّد بن طاووس برای رؤیت هلال ماه رجب سه دعا یادآور شده است که در این جا به بیان یکی از آن ها اکتفا می کنیم:

أَللَّهُمَّ، بارِک لَنا فِی رَجَبٍ وَ شعْبانَ، وَبلِّغْنا شَهْرَ رَمَضانَ، وَأَعِنّا عَلَی الصِّیامِ وَالْقِیامِ وَحِفْظِ اللِّسانِ وَغَضِّ الْبَصَرِ، وَلا تَجْعَلْ حَظَّنا منْهُ الجوعَ وَالْعطَشَ.» (ابن طاووس، 1376، ج 3: 173 ).

خداوندا، ماه رجب و شعبان را بر ما مبارک گردان و ما را به ماه رمضان برسان و بر روزه داری، شب خیزی، حفظ زبان و پوشیدن چشم یاری ده و بهرهٔ ما را از آن فقط گرسنگی و تشنگی قرار مده.

نکات این دعای شریف

1- شروع ماه رجب و شعبان وقتی برای مؤمن مبارک خواهد بود که پیش از آن، با توبهٔ نصوح، استغفار و نورانیّت تمام وارد آن شود؛

2- مراد از «بَلِّغْنا شَهَرَ رَمضانَ» و توفیق درک ماه رمضان ممکن است تنها زنده بودن و بهره وری صوری از شب و روز آن ماه به روزه داری، عبادت، دعا و غیره باشد یا رسیدن به نتایج عبادت ها، روزه، درک شبِ قدر و نیل به غرض غایی خلقت باشد؛[2]

3- درخواست کمک از خداوند برای روزه، قیام شب، حفظ زبان و چشم در ماه رمضان برای دستیابی به غرض غایی خلقت است؛ چراکه بلافاصله می فرماید: «وَلا تَجْعَلْ حَظَّنا مِنْهُ الْجُوعَ وَالْعَطَشَ»؛

4- در میان تمام اعضای بدن، تنها استعانت بر حفظ زبان و چشم شده است، زیرا اگر این دو عضو بدن بد عمل کنند، نقش مهمّی در براندازی آثار اعمال و حسنات دارند (ر. ک. سعادت پرور، 1386، ج 5: 7 9).

دعای امام سجّاد(ع) در ایام رجب

از امام سجّاد(ع) نقل شده که دعای زیر را در حجر اسماعیل(ع) در اوّل ماه رجب قرائت می فرمودند:

یا مَنْ یَمْلِک حَواَّئِجَ الساَّئِلینَ، ویعْلَمُ ضَمیرَ الصّامِتینَ، لِکلِّ مَسْئَلَةٍ مِنْک سَمْعٌ حاضِرٌ وَجَوابٌ عَتیدٌ، اَللّهُمَّ وَمَواعیدُک الصّادِقَةُ، واَیادیک الفاضِلَةُ، ورَحْمَتُک الواسِعَةُ، فَاَسْئَلُک اَنْ تُصَلِّی علی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، واَنْ تقْضِی حوائِجی لِلدُّنْیا وَالاْخِرَةِ اِنَّک عَلی کلِّشیءٍ قدیرٌ.

ای خدایی که خواسته های درخواست کنندگان را در اختیار داری و از ضمیر خاموشان آگاهی ای خدایی که برای درخواستی نزد تو، گوش شنوا و پاسخ آماده ای فراهم است، وعده هایت راست، داده هایت گویا، نعمت هایت کامل، فراگیر و برتر و رحمتت گسترده است.

نکات این دعای شریف

1- عالم، تکویناً در اصل خلقت، بقا و احتیاجاتش به خداوند متعال متکی است: «یا مَنْ یَمْلِک حَوائِجَ...»؛

2- همهٔ موجودات در تکوین و غیرتکوین سائل درگاه الهی اند: «حوائِجَ السائِلِینَ»؛

3- حق تعالی از حوایج تکوینی و غیرتکوینی موجودات، که برای ادامهٔ حیات خود بدان نیاز دارند، آگاه است و حوایج آن ها را می دهد: «... ویَعْلَمُ ضَمیرَ الصّامِتینَ لِکلِّ مَسْئَلَةٍ مِنْک سَمْعٌ حاضِرٌ وَجَوابٌ عَتیدٌ»؛

4- خداوند متعال محیط بر موجودات است و مسئلت های تکوینی و غیرتکوینی و گفتاری آن ها را دانسته و می شنود و پاسخ گوی آن ها می باشد؛ «لِکلِّ مسْئَلَةٍ مِنْک سَمْعٌ حاضِرٌ وَجَوابٌ عَتیدٌ»؛

5- منظور از مسئلت ها، تنها درخواست های ظاهری نیست، زیرا خواسته های باطنی و معنوی هرموجودی را نیز شامل می شود: «مَواعِیدُک الصّادِقَةُ، وَنِعَمُک السّابِغَةُ، وَأَیادِیک الْفاضِلَةُ، وَرَحْمَتُک الْواسعَةُ». (ر. ک: همان، ج 4: 509 511).

دعای حضرت صادق(ع) در ایام رجب

دعای زیر را امام صادق(ع) در هر روز ماه رجب می خواندند. این دعا را در سه بخش می توان ارائه کرد:

بخش اول: خابَ الوافِدُونَ عَلی غَیْرِک، وَخَسِرَ المُتَعَرِّضُونَ اِلاّ لَک، وَضاعَ المُلِمُّونَ اِلاّ بک، وَاَجدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ اِلاّ مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَک.

بخش دوم: بابُک مَفْتُوحٌ لِلرّاغِبینَ، وَخَیْرُک مَبْذُولٌ لِلطّالِبینَ، وَفَضْلُک مُباحٌ لِلسّاَّئِلینَ، وَنَیْلُک مُتاحٌ لِلا مِلینَ، وَرِزْقُک مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصاک، وَحِلْمُک مُعْتَرِضٌ لِمَنْ ناواک، عادَتُک الاحْسانُ اِلَی الْمُسیئینَ، وَسبیلُک الاِبقاءُ عَلَی الْمُعْتَدینَ. 

بخش سوم: اَللّهُمَّ فَاهْدِنی هُدَی الْمُهْتَدینَ، وَارْزُقْنی اجْتِهادَ الْمُجْتَهِدینَ، وَلاتَجْعَلْنی مِنَ الْغافِلینَ الْمُبْعَدینَ، واغْفِرْلی یَوْمَ الدّینِ.

نکات این دعای شریف

1- امام صادق(ع)، در این دعا خبر از شهود و بهره مندی کامل خویش از تجلیّات الهی می دهد و می خواهد بفرماید آنان که از این مشاهده محروم اند، به خسران مبتلایند؛

2- سخن آن حضرت که فرمود: «خابَ الْوافِدُونَ عَلی غَیْرِک...»، تنها با بت پرستان، کفار و مشرکان نیست، بلکه با همهٔ کسانی است که توجهشان در تمام امور زندگی مادّی، به غیر خدای سبحان است و به مظاهر عالم استقلال می دهند و آن ها را همه کاره می پندارند؛

3- امام(ع) با چنین بیاناتی، بندگان الهی را از توجّه به عالم خلقت به ملکوت شان راهنما می گردد؛

4- از «خابَ»، «خَسِرَ»، «ضاعَ» و «أَجْدَبَ» محرومیّت از عطایای معنوی و شهود الهی اراده شده، زیرا بالعیان می بینیم از اوّل عالم، همهٔ بشر، جز عدّه کمی، گرفتار بی توجّهی به خداوند متعال در تمام امورشان بوده اند و درعین حال، خداوند سبحان هیچ گاه، به طور عموم آنان را از زندگی مادّیشان محروم نکرده، بلکه بسیاری از آنان، پیوسته در ناز و نعمت به سر برده و می برند و این، عین عدل اوست که احتیاجات آنان را براساس خلقتشان برآورده فرماید؛

5- بی توجهان به خداوند که با استقلال دادن به اسباب مادی و ظاهری از حقّ تعالی غافل مانده و او را در هر امری نمی بینند، زیان کارند؛ ازاین رو، فرمود: «خابَ الْوافدُونَ عَلی غَیْرِک، وَخَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلّا لَک...»؛

6. امام(ع) در بخش «بابُک مَفْتُوحٌ لِلرّاغِبِینَ...»، در مقام آن است که خوانندگان را راهنمایی فرماید که چگونه باید باشند تا بتوانند از عطایای معنوی و مشاهدات و دیدار او سبحانه بهره مند شوند. افزون به رحمت واسعه الهی امیدوارشان بنماید تا گمان نکنند گناهان و نافرمانی آنان باعث خواهد شد که از نیل به کمال و دیدار حقّ سبحانه محروم بمانند، بلکه او گناهکاران را نیز، اگر به حضرتش رجوع کنند، از رزق معنوی برخوردار می نماید؛ چراکه او حلیم است و با رجوع کنندگان به پیشگاهش مدارا خواهد کرد و احسان معنوی خویش را از آنان دریغ نمی دارد و چنان که به تمام معنا انحراف از حق را اختیار نموده باشند، باز مهلتشان می دهد تا شاید به او روی آورند و به قرب خود بپذیردشان (ر. ک. سعادت پرور، 1386، ج 5: 74 81)؛

7- همهٔ افراد بشر می توانند و شایستگی دارند که در سیرهٔ مهتدین و مجتهدین قرار گیرند: «أَللَّهمَّ فَاهْدِنِی هُدَی الْمُهْتَدِینَ، وَارْزُقْنِی اجْتِهادَ الْمُجْتَهِدِینَ...». این سه فراز بسیار حائز اهمّیّت است. امام خامنه ای -دام ظله- می فرماید:

هدایتِ هدایت یافتگان و تلاش تلاشگران آن چیزی است که در این دعا از خدای متعال می خواهید. شما تأمّل بفرمایید اگر همین دو عامل در من و شما باشد، همهٔ مشکلات حل خواهد شد؛ هم هدایت هدایت یافتگان الهی نصیب ما بشود، هم تلاش تلاشگران تاریخ بشریّت در رفتار ما، در گفتار ما، در منش ما محسوس باشد. (بیانات امام خامنه ای -دام ظله-: 94 / 2 / 16)

8- جملهٔ «وَلا تَجْعَلنِی مِنَ الْغافِلِینَ الْمُبْعَدِینَ» به قرینهٔ مقابله، بیان می کند که مهتدین و مجتهدین چه کسانی هستند. آنان کسانی هستند که خدای تعالی به آنان نعمت داده و در صراط مستقیم الهی هستند،[3] ایمان خود را به شرک نیالوده اند،[4] در راه ایفای رسالت خود پاداشی نمی خواهند،[5] و کسانی که در راه خدا به مجاهدت می پردازند؛[6]

9. در فراز «وَلا تَجعَلنی مِنَ الغافِلینَ المُبعَدین»، آسیب مورد اشاره قرار گرفته است. امام خامنه ای -دام ظله- می فرماید:

غفلت بزرگ ترین آسیب است؛ غفلت از مسیر، غفلت از هدف، غفلت از توان، غفلت از فرصت، غفلت از دشمن، غفلت از وظیفه ای که امروز بر دوش من و شماست؛ غفلت. بزرگ ترین دشمن ما غفلت است. اوّلین دشمنی که ما را در مقابل دشمنان دیگرمان به خاک می نشاند، غفلت است: وَلا تَجعَلنی مِنَ الغافِلینَ المُبعَدین. نتیجهٔ این غفلت دور شدن است؛ دور شدن از خدا، دور شدن از هدف، دور شدن از کامیابی (همان، 16 / 2/ 1394)؛

10- جملهٔ «وَاغْفِرْلِی یَوْمَ الدِّینِ» اشاره به نتیجه گیری آخرت کسانی است که تقاضاهای بخش دوم: «بابُک مفْتُوحٌ لِلرّاغِبِینَ...» و بخش سوّم: «فَاهْدِنِی هُدَی الْمُهْتَدِینَ...» را در این جهان از خداوند متعال دریافت کرده و در آخرت به مغفرت خاص الهی، دیده دل می گشایند (سعادت پرور، 1386، ج 5: 74 81).

بال های پرواز

مضامین دعاها معرفت است، توحید است، درس زندگی است؛ با این توجّه دعاها را بخوانیم و از فضای این ماه بهره ببریم (بیانات امام خامنه ای -دام ظله- 1394 / 2 / 16)

اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُک صبْرَ الشاکرینَ لَک، وَعَمَلَ الْخائِفینَ مِنْک، وَیَقینَ الْعابِدینَ لَک....[7]

امام خامنه ای -دام ظله- دربارهٔ این فقره دعا می فرماید:

این ها بال هایی است که یک انسان با آن ها می تواند پرواز کند. صبر شکرگزاران، تلاش و عمل خائفان و یقین عبادت گران، ویژگی هایی است که هم در این ماه از خدا آن ها را می طلبیم و درخواست می کنیم و هم از این ادعیه درس می گیریم که در این ماه باید این ها را در خودمان فراهم کنیم. (همان، 23 / 10 / 1371).

شایسته است انسان توجّه کند که شکرگزاران واقعی حقّ تعالی کیانند و شکرشان در مقابل نعمت بوده یا ابتلائات؟ همچنین، صبر آنان در مقابل چه امری بوده و چه ربطی است میان صبر و شکر و آیا صبر آنان در مقابل نعمت بوده یا نقمت؟

مراد از خوف در جملهٔ«عَمَلَ الْخائِفینَ مِنْک» خشیت و ترس از عظمت الهی است که مخصوص انبیا و اوصیا(ص) و علمای باللَّه می باشد زیرا عملی که از ترس آتش انجام شود، با عملی که در پیشگاه شهود عظمت خدای سبحان انجام پذیرد، از نظر معنوی، بسیار فرق دارند. بنابراین، معلوم می شود تقاضای فوق تقاضایی بس بزرگ و باعظمت است.

از «یَقِینَ الْعابِدِینَ لَک» راه یافتگان به عبودیّت و مشرّف شدگان به شرافت صراط مستقیم اراده شده است و پیشگامان این امر، انبیا و اوصیا(ص)می باشند که مدال عبودیّت را از حضرت حقّ سبحانه دریافت کرده اند؛ چراکه اینانند که به عین الیقین و حقّ الیقین، به عبودیّت حقیقی الهی راه یافته و دوام آن را در بیان دعا خواهانند(سعادت پرور، 1386، ج 5: 85 89).

دعاهای ماه شعبان

ماه شعبان برای سالک الی الله بسیار باارزش است. اهمیت این ماه عظیم الشأن در فرازی از صلوات شعبانیه این گونه بیان شده است:

وَ هذا شَهْرُ نبِیِّک، سیِّدِ رُسُلِک شَعْبانُ الَّذِی حَفَفْتَهُ مِنْک بِالرَّحْمَةِ وَالرِّضْوانِ، أَلَّذِی کانَ رَسُولُ الله صَلی الله عَلَیْهِ وَآلِهِ یدْأَبُ فی صِیامِهِ وَقِیامِهِ فِی لَیالِیهِ وَأَیّامِهِ بخُوعاً لَک فی إِکرامِهِ وَإِعظامِهِ إِلی محَلِّ حمامِهِ.

این ماه، ماه پیامبرت، سرور رسولان، درودهای تو بر او و خاندان او، و ماه شعبان است که رحمت و خشنودی خود را بر آن درپیچیده ای، همان ماهی که رسول تو، درودهای تو بر او و خاندان او، برای اخلاص، بزرگداشت و تعظیم آن، پیوسته تا زمان رحلتش در روزهای آن به روزه داری و در شب های آن به شب خیزی می پرداخت.

در حدیثی، به صورت مفصّل، آمده است که اصحاب رسول اللَّه(ص) و سلّم از فضایل ماه شعبان نزد او سخن می گفتند، حضرت فرمود:

شهْرٌ شرِیفٌ، وَهوَ شهْرِی، وَحمَلَةُ الْعَرْشِ تُعَظِّمُهُ، وَتَعْرِفُ حَقَّهُ، وَهُوَ شَهْرٌ یُزادُ فِیهِ أَرْزاقُ الْعِبادِ لِشَهْرِ رَمَضانَ وَتُزَیَّنُ فِیهِ الْجِنانُ، وَإِنَّما سُمِّی شَعْبانَ لِأَنَّهُ یَتَشَعَّبُ فِیهِ أَرْزاقُ الْمُؤْمِنِینَ، وَهُوَ شَهْرُ الْعَمَلِ فیهِ یُضاعَفُ الْحَسَنَةُ بِسَبْعِینَ، وَالسَّیِّئَةُ مَخْطُوطَةٌ، وَالذَّنْبُ مَغْفُورٌ، وَالْحَسَنَةُ مَقْبُولَةٌ، وَالْجَبّارُ  جَلَّ جَلالُهُ  یُباهِی بِهِ لِعبادِهِ، وَیَنْظُرُ إِلی صُوّامِهِ وَقُوّامِهِ، فَیُباهِی بِهِمْ حَمَلَةَ الْعَرْشِ. فَقامَ عَلِی بْنُ أَبِی طالِبٍ  علیه السّلام  فَقالَ: بأَبی أَنتَ وَأُمِّی یا رَسُولَ اللَّهِ! صِفْ لَنا شَیْئاً مِنْ فَضائِلِهِ لِنَزْدادَ رَغْبَةً فِی صِیامِهِ وَقِیامِهِ، وَلْنَجْتَهِدْ لِلْجَلِیلِ  عَزَّوَجَلَّ  فِیهِ. فَقالَ صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم: مَنْ صامَ أَوّلَ یَوْمٍ مِنْ شَعْبانَ، کتَبَ اللَّه  عزّوَجَلَّ  لَهُ سَبْعِینَ حَسنَةً، أَلْحَسَنَةُ تَعْدِلُ عِبادَةَ سَنَةً (همان، ج 3: 292).

شعبان ماه شریفی است و این ماه، ماه من است و حاملان عرش آن را بزرگ داشته و حقّ آن را می شناسند و این ماه، ماهی است که روزی های مردم برای ماه رمضان در آن افزوده شده و بهشت ها در آن آراسته می گردد و دلیل اینکه این ماه، «شعبان» نامیده شده آن است که روزی مؤمنان در آن پخش میشود و این ماه، ماهی است که عمل نیک در آن هفتاد برابر می گردد و بدی های انسان در آن می ریزد و گناهان آمرزیده می شود و اعمال نیک پذیرفته می شود و خداوند جبّار  جلّ جلاله  به بندگانش مباهات می کند و با نظر [رحمت ] به روزه داران و شب زنده داران شعبان می نگرد و به وجود آن ها برای حاملان عرش مباهات می کند. در این زمان، علی بن ابی طالب  علیه السّلام  برخاست و عرض کرد: «پدر و مادرم به فدایت ای رسول خدا، بخشی از فضایل این ماه را برای ما بازگو تا به روزه داری و شب خیزی در آن راغب و علاقه مند گردیم و در عبادت خداوند بزرگ  عزّوجلّ  در آن بکوشیم.» رسول خدا(ص) فرمود: «هرکس روز اول شعبان را روزه بدارد، خداوند  عزّوجلّ  هفتاد عمل نیک برای او می نویسد که هریک از آن ها با عبادت یک سال برابری می کند.»

اولاً شعبان ماه پیامبر است. از مقام آن همین بس که ماه رسول خدا(ص) بوده و حضرتش فرمودند: «رحم الله من اعاننی علی شهری(همان، 287)، شعبان ماه من است، خداوند کسی را که مرا در ماهم یاری کند، بیامرزد.»

ثانیاً «وَ إِنَّما سُمِّی شَعْبانَ لِأَنَّهُ یتَشَعَّبُ فیهِ أَرْزاق الْمُؤْمِنِینَ؛ دلیل اینکه این ماه «شعبان» نامیده شده، آن است که روزی مؤمنان در آن پخش میشود.»

ثالثاً «شعْبانُ الَّذِی حَفَفْتَهُ مِنْک بِالرَّحْمَةِ وَالرِّضْوانِ؛ با رحمت و رضوان الهی محفوف و پیچیده شده است.»

رابعاً «یَدْأَبُ فِی صِیامِهِ وَقیامِهِ فی لَیالِیهِ وَأَیّامِهِ بُخُوعاً لَک فِی إِکرامِهِ وَإِعْظامِهِ إِلی مَحَلِّ حِمامِهِ؛ ماهی است که پیامبر(ص) تا آخر عمر مبارکش در اکرام و بزرگداشت آن با روزه داری و شب زنده داری کوشید.»

صلوات شعبانیه

دعای صلوات هر روز و شب نیمهٔ ماه شعبان: یکی از دعاهای ماه شعبان المعظّم، دعایی است که حضرت سجّاد(ع) همواره آن را وقت زوال روزهای آن ماه و شب نیمه اش قرائت می فرمود و در آن نکات بسیاری است که به آن ها اشاره خواهیم کرد:

1- منظور از تمام جمله های بعد از صلوات، معرّفی محمّد و آل اوست به اینکه: اینان برجستگانی هستند که از نسل انبیا(ع) به جا مانده اند و درنتیجه، باید از آنان پیروی شود.

2- نجات بشر تنها به دست اهل بیت(ع) است. آن بزرگواران قابلیّت آن را دارند که بشر را از مهالک و انحرافات عالم طبع و مهلکه ها دنیوی و اخروی نجات بخشند و امکان ندارد کسی در این امور، مادامی که آن ها حجّت روی زمین اند، پیشی یا تأخّر در راهنمایی امّت را اختیار نماید؛

3- ملازمان آن بزرگواران در عمل اند که در دنیا و آخرت ملحق به ایشان می شوند: «أَللّازِمُ لَهُمْ لاحِقٌ» و نابودی و هلاکت برای تخلف کنندگان و پیشی گیرندگان می باشد: «أَلْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مارِقٌ، وَالْمُتَأَخِّرُ عَنْهُمْ زاهِقٌ»؛

4- بشر وقتی از خطرهای عالم طبیعت و نفس و شیاطین جنّی و انسی محفوظ و مصون می ماند که خویش را به راهنمایی خبیر بسپارد و افزون برآن، به ضعف و بیچارگی خویش پی برده باشد و بداند مشکلاتش را جز آن شخص آگاه به خطرهای عالم طبع و باطنش ممکن نیست چاره کند. این جاست که دست به دامن او خواهد زد و جدایی از وی را خطا خواهد دانست؛

5- پس از صلوات های متعدد و وصف محمد و آل محمد(ص) دو سه درخواست مهم از درگاه الهی دارد و عرض می کند: أَللَّهُمَّ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، أَللَّهُمَّ وَاعْمُرْ قَلْبِی بطاعَتِک، وَلا تخْزِنِی بمَعْصِیَتِک....

اولاً، بشر یک قلب ملکوتی بیشتر ندارد، چنان که قرآن کریم می فرماید: «خداوند برای هیچ مردی در درونش دو دل ننهاده است.»[8] ازاین رو مؤمن پیوسته باید تکیه گاهش در تمام امور، خداوند متعال باشد و بس زیرا اوست که قلب و حقیقت ملکوتی انسان است؛

ثانیاً، یگانه چیزی که قلب انسان را آباد می کند، طاعت و بندگی خدای سبحان، به معنای وسیعش، است، و یگانه چیزی که آن را غیرمعمور و خراب می سازد، عصیان الهی، به معنای اعم، است.

ثالثاً، قلب آباد همان «قلب سلیم» است که خداوند متعال می فرماید: «روزی که هیچ مال و فرزندی سود نمی دهد، مگر کسی که دلی پاک به سوی خدا بیاورد.»[9] و همان «قلب منیب» است که خداوند متعال به اوّابین، منیبین و آنان که به تمام معنا به خداوند رجوع نموده اند، وعده های نیکوی اخروی داده است؛[10]

رابعاً، قلب معصیت کار قلبی غیر سلیم و خراب است. ویژگی قلب غیرسلیم این است که غافل از یاد خدا[11] و محجوب از فطرت خود شده[12] و جز به عالم عنصری و تعلّقاتش توجّه ندارد و گمان کند که همه کاره است و از ملکوتش، که تکیه گاهش به آن است، آگاه نیست و قلب سلیم و غیرسلیم نمی فهمد؛[13]

خامساً «قلب غیر معمور و خراب همان «قلب قاسی»[14] و «دل زنگارگرفته»[15] بر اثر کفر، شرک و گناه است؛

6- تمسک به سنّت و طریقه رسول اللَّه(ص) و درخواست شفاعت ایشان:

أَللَّهمَّ فَأَعِنّا عَلَی الْإِسْتِنانِ بِسُنَّتِهِ فِیهِ وَنَیْلِ الشَّفاعَةِ لَدَیْهِ. أَللَّهُمَّ فَاجْعَلْهُ لِی شَفِیعاً مُشَفَّعاً، وَطرِیقاً إِلَیک مَهْیَعاً، وَاجْعَلْنِی لَهُ مُتَّبِعاً حتّی أَلْقاهُ یَوْمَ الْقیامَةِ عنِّی راضیاً، وَعَنْ ذُنُوبِی غاضِیاً، وَقَدْ أَوْجَبْتَ لِی منْک الْکرامةَ وَالرِّضْوانَ، وَأَنْزَلْتَنِی دارَ الْقَرارِ وَمَحَلَّ الْأَخْیارِ.

خدایا، پس ما را نیز بر پیروی از راه و روش ایشان در آن و در نتیجهٔ نیل به شفاعت او، یاری ده. خدایا، او را شفاعت گر من که شفاعتش پذیرفته است و راهی گشاده به سوی خود قرار ده و مرا پیرو او بگردان تا اینکه روز قیامت با او ملاقات کنم، درحالیکه از من خشنود است و از گناهانم چشم پوشیده است و تو نیز کرامت و خشنودی خود را بر من بایسته نموده و مرا در سرای جاودانه و جایگاه نیکان منزل داده ای.

از مضامین مناجات شعبانیّه

این مناجات، مناجات امیرمؤمنان، علی بن ابی طالب، (ع) و امامان و فرزندان او(ع) می باشد و آن بزرگواران در ماه شعبان این مناجات را می خواندند.

ابتدای این دعا تقاضا و اظهار خضوع و خشوع به پیشگاه الهی است که مرا مورد عنایت خویش قرار ده. دلیل بر این معنا جمله های بعد از آن است که فرموده: «فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْک وَوَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْک، مُسْتَکیناً لَک، مُتَضَرِّعاً إِلَیْک...»

از مضامین این مناجات عظیم الشأن عبارت است از:

«إِلهِی! فَلَک أَسْأَلُ، وَ إِلَیْک أَبْتَهِلُ وَ أَرْغَبُ أَنْ تُصَلِّی عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ أَن تجْعَلَنِی مِمَّنْ یُدِیمُ ذِکرَک، وَ لا یَنْقُضُ عَهْدَک، وَ لا یَغْفُلُ عَنْ شُکرِک، وَ لا یَسْتَخِفُّ بِأَمْرِک

معبودا، پس از تو نیاز می خواهم و به درگاه تو تضرع نموده و می گریم [و از تو درخواست می کنم ] که بر محمد و آل محمد درود فرستی و مرا هم شمارِ کسانی سازی که همواره به یاد تواند و پیمان تو را نمی شکنند و از سپاس تو غفلت نمی ورزند و فرمانت را سبک نمی شمارند.

ممکن است مراد از دوام ذکر، یاد قلبی یا حفظ یاد او سبحانه، در هر طاعت و معصیت، باشد نه ذکر لفظی.

مراد از نقض عهد، همان نقض نکردن عهد عبودیّت ازلی در عالم خاکی و باقی بودن بر آن است.

مراد از نداشتن غفلت از شکر الهی، همان ادای شکر خداوند متعال در مقابل هر نعمت، اعم از نعمت های معنوی و باطنی و ظاهری و خارجی، و به کار بستن آن ها در راهی است که خود فرموده و استفاده از آن ها می باشد.

امّا استخفاف و بی اعتنا بودن و سبک شمردن امر الهی (به صیغهٔ فرد)، به قرینهٔ سه حاجت گذشته و کاف خطاب: «أَمرِک» همان امر عبودیّتی است که در آیات قرآن بدان اشاره شده است، از قبیل آیه شریفه: وَما أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفاءَ؛ و فرمان نیافته بودند، جز اینکه خدا را بپرستند و درحالیکه به توحید گراییده اند، دین [خود] را برای او خالص گردانند. درواقع، استخفاف به امر الهی همان پیروی از هواهای نفسانی و اقسام شرک باللَّه در این امر است.

دعایی جامع در شب نیمهٔ شعبان

اَللّهُمَّ اقْسِمْ لَنا مِنْ خشْیَتِک ما یحُولُ بَیْنَنا وَ بَیْنَ مَعْصِیَتِک وَمِنْ طاعَتِک ما تُبَلِّغُنا بِهِ رِضْوانَک وَمِنَ الْیَقینِ ما یَهُونُ عَلَیْنا بِهِ مُصیباتُ الدُّنیا اَللّهمَّ اَمْتِعْنا بِاَسْماعِنا وَاَبْصارِنا وَقُوَّتِنا ما اَحْیَیْتَنا وَاجْعَلْهُ الْوارِثَ مِنّا وَاجْعَلْ ثارَنا عَلی منْ ظلَمَنا وَانصُرنا عَلی مَنْ عادانا وَلا تَجْعَلْ مُصیبَتَنا فی دینِنا وَلا تَجْعَلِ الدُّنْیا اَکبَرَ هَمِّنا وَلا مَبْلَغَ عِلْمِنا وَلا تُسَلِّطْ علَیْنا مَنْ لا یَرْحَمُنا بِرَحْمَتِک یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.

خدایا، بهرهٔ ما کن از ترس خود بدان اندازه که حائل شود میان ما و نافرمانیت و از اطاعت خویش بدان مقدار که ما را به خشنودی و رضوان تو برساند و از یقین بدان حد که به وسیله آن ناگواری های دنیا بر ما آسان گردد. خدایا، تا زنده ایم ما را به گوش هایمان و دیده هامان و نیرویمان بهره مند ساز و آن را وارث ما گردان و خون ما را به گردن کسی انداز که بر ما ستم کرده و یاری ده ما را بر کسی که با ما دشمنی کند و مصیبت ما را در دین مان قرار مده و دنیا را بزرگ ترین اندوه ما قرار مده و نیز آخرین حد دانش ما قرارش مده و مسلط مکن بر ما کسی را که بر ما رحم نکند، به رحمتت ای مهربان ترین مهربانان.

و این دعای جامع و کاملی است و خواندن آن در اوقات دیگر نیز غنیمت است و از عوالیاللئالی نقل شده که حضرت رسول(ص) همیشه این دعا را می خواندند.

دعای شب آخر شعبان و شب اول رمضان

در بقیّه این ماه این دعا را بسیار بخواند: «اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ تَکنْ غَفَرْتَ لَنا فیما مضی مِنْ شَعْبانَ فَاغْفِرْ لَنا فیما بَقِی مِنْهُ؛ خدایا، اگر در آن قسمت از ماه شعبان که گذشته ما را نیامرزیده ای در آن قسمت که از این ماه مانده بیامرزمان.»

دعاهای ماه رمضان

یکی از محورهای تبلیغی در زمینهٔ معارف دینی، مضامین ادعیه و شرح و تبیین آن هاست، چه به صورت انتخاب یک یا چند دعا و شرح و توضیح فقراتِ آن، و چه به صورت تحلیل موضوعیِ مفاهیم دعاها؛ ازاین رو، در این مختصر، به چند محور اشاره می کنیم:

1. آمرزش خواهی: بخش عمده ای از خواسته های ما در دعاها، طلب آمرزش از درگاه خداوند است و اینکه از گناهان درگذرد و مبادا این ماه سپری شود و هم چنان بار گناهانِ نابخشوده بر گردن ما سنگینی کند. در دعاهای هر شب ماه مبارک رمضان می خوانیم: اَعُوذُ بِجَلالِ وَجْهِک الْکریمِ اَنْ ینْقَضِی عَنّی شَهْرُ رَمَضانَ اَوْ یَطْلُعَ الْفَجْرُ مِنْ لَیْلَتی هذِهِ وَلَک قِبَلی تَبِعَةٌ اَوْ ذَنْبٌ تُعَذِّبُنی عَلَیْهِ.

در دعای هر روز می خوانیم: یااَللّهُ یارَحْمنُ یارَحیمُ یااَرْحَمَ الرّاحِمینَ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاغْفِرْ لی ذُنُوبی وَعُیُوبی وَاِساَّئَتی وَظُلْمی وَجرْمی وَاِسرافی عَلی نَفْسی وَارْزُقْنی مِنْ فَضْلِک وَرَحْمَتِک فَاِنَّهُ لا یَمْلِکها غَیْرُک وَاعْفُ عَنّی وَاغْفِرْ لی کلَّ ما سَلَفَ مِنْ ذُنوبی وَاعصِمْنی فیما بَقِی مِنْ عُمْری.

سطح درخواست ها در آمرزش خواهی در خود شخص منحصر نمی شود و ارتقا می یابد و آمرزش والدین و جمیع مؤمنان را از خداوند طلب می کند: اَللّهُمَّ اغْفِرْ لی وَلِوالِدَی وَارْحَمْهُما کما رَبَّیانی صَغیراً اِجْزِهما بِالاِحسانِ اِحساناً وَبالسَّیِّئاتِ غفْراناً اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ الاْحیآءِ مِنْهُمْ وَالاْمواتِ وَتابِعْ بَیْنَنا وَبَیْنَهُمْ بِالْخَیْراتِ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِحیِّنا وَمیِّتِنا وَشاهِدِنا وَغآئِبِنا ذَکرِنا وَاُنْثانا صَغیرِنا وَکبیرِنا حُرِّنا وَمَمْلوُکنا؛

2- حج و زیارت خانهٔ خدا: در دعاهای متعدد این ماه، با اصرار، از خدا خواسته شده که در مقدّرات حتمی این ماه، ناممان را جزء زائران بیت الله الحرام ثبت کند، برای نمونه در دعای هر شب می خوانیم: اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُک اَنْ تَجْعَلَ فیما تقْضی وَتقَدِّرُ مِنَ الاْمْرِ الْمَحْتُومِ فِی الاْمْرِ الْحَکیمِ مِنَ الْقَضاَّءِ الَّذی لا یُرَدُّ وَلا یُبَدَّلُ اَنْ تَکتُبَنی مِنْ حُجّاجِ بیْتِک الْحرامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ الْمَشْکورِ سَعْیُهُمُ....

3- درخواست های عام: در دعای هر روز ماه «اللّهم اَدْخِل علی أهلِ القبور السرور...» خواسته هایی عام و همگانی از قبیل بی نیازی فقیران، سیری گرسنگان، پوشش بی جامگان، ادای قرض بدهکاران، گشایش برای گرفتاران، بازگشت غریبان، آزادی اسیران، اصلاح امور و شفای بیماری ها و... مطرح است؛

4. پیوند با اهل بیت(ع): محور دیگر توجه دادن به مقام، جایگاه و نقش معصومان(ع) و عترت پیامبر(ص) است. یادکرد پیوسته و همه روزهٔ آنان، نوعی تجدید عهد با «ولایت» و پیوند با اهل بیت(ع) است.

در دعای افتتاح یکایک معصومان یاد می شوند. همچنین، در عمل سوم از اعمال روزهای ماه رمضان، یک به یک با القاب، مشخّصات و ویژگی ها نام برده شده است. این بخش از ادعیه نیز مبانی اعتقادی امامت و ولایت را تحکیم می کند و پیوند روحی با آنان را استوارتر می سازد؛

5- نصرت دین: محور دیگر درخواست توفیق در یاری دین است. در دعای سیزدهم می خوانیم: اَللّهمَّ اِنّی اَسْئَلُک اَنْ... تَجْعَلَنی مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدینِک وَلا تَسْتَبْدِلْ بی غَیْری؛ خدایا، از تو می خواهم مرا در زمره کسانی قرار دهی که دینت را یاری کردند و کس دیگر را جایگزینم نساز [تا این توفیق نصیب من گردد]؛

6- شهادت طلبی: از محورهای درخواستی در دعاهای این ماه مبارک، آرزوی کشته شدن در راه خداست:

وَاَسْئَلُک اَنْ تَجْعَلَ وَفاتی قتْلاً فی سبیلِک، تَحْتَ رایَةِ نبِیِّک، معَ اَوْلِیَائِک؛ خدایا، از تو می خواهم مرگم را شهادت در راهت، و زیر پرچم پیامبر و اولیائت قرار دهی.

در دعای دوازدهم از اعمال شب های ماه رمضان، بعد از دعای افتتاح، نیز می خوانیم: «وَقَتْلاً فی سبیلِک فَوَفِّقْ لَنا؛ خدایا، توفیق شهادت در راهت را به من بده»؛

7- نجات از دوزخ و ورود به بهشت: درخواست نجات از جهنّم و برائت از آتش و همچنین، ورود به بهشت و برخورداری از انواع نعمت های الهی از خواسته های دیگر مطرح شده در دعاهای این ماه است، از جمله در دعای پس از افتتاح می خوانیم:

وَبرَائَةً منَ النّارِ فَاکتُبْ لَنا، وَفی جَهَنَّمَ فَلا تَغُلَّنا، وَفی عَذابِک وَهَوانِک فَلا تَبْتَلِنا، وَمِنَ الزَّقُّومِ وَالضَّریعِ فلا تطْعِمْنا، وَمعَ الشَّیاطینِ فَلا تَجْعَلْنَا، وَفِی النّارِ عَلی وُجوهِنا فلا تکبُبْنا، وَمنْ ثیابِ النارِ وَسَرابیلِ الْقَطِرانِ فَلا تُلْبِسْنا، وَمِنْ کلِّ سُوَّءٍ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ بِحَقِّ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ فَنَجِّنا.

در دعای «یا عَلِیُّ یا عَظیمُ...» نیز پس از به جا آوردن آداب دعا و اشاره به سفرهٔ گسترده ضیافت الهی در ماه مبارک رمضان از محضر خدای منّان می خواهیم: مُنَّ عَلَی بِفَکاک رَقَبَتی مِنَ النّارِ فیمَنْ تَمُنُّ عَلَیْهِ وَاَدْخِلْنِی الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِک یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.

کتابنامه

قرآن کریم

ابن طاووس، علی بن موسی (1376). الإقبال بالأعمال الحسنة، محقق / مصحح: جواد، قیومی اصفهانی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی.

سایت اطلا ع رسانی امام خامنه ای -دام ظله-.

سعادت پرور، علی (1382). جمال آفتاب، تهران، احیاء کتاب.

(1386 ). نور هدایت، تهران، احیاء کتاب.

قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، بخش اعمال ماه های رجب، شعبان و رمضان، چاپ مکرر.

مجلسی، محمد باقر (1407ف). بحارالأنوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی.

پی نوشت ها

[1] حافظ در این اشعار به ماه های پر برکت رجب، شعبان و رمضان اشاره دارد و می گوید: نمی گویم در تمام سال مِی پرست، و به بندگی تام مشغول باش. خیر، تنها سه ماه، که بهار عبادت و بندگی و برخورداری از عنایات خاصّهٔ اوست، به مراقبه بپرداز، و در طول سال، با عبادات ظاهری، از نتایج معنوی آن بهره مند شود. ر. ک: سعادت پرور، 2831، ج 6، 257.

[2] احتمال دوّم شایسته تر به نظر می رسد، زیرا هرکس به حساب ظرفیّت و ایمانش می تواند از مقصد عالی انسانیّت بهره مند شود.

[3] اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ* صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ؛ (فاتحه 6-7).

[4] الَّذِینَ آمَنُوا وَلَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بظُلْمٍ أُولئِک لَهمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ (انعام 8).

[5] اتَّبِعُوا مَنْ لا یَسْئَلُکمْ أَجراً وَهمْ مُهْتَدُونَ (یس 21).

[6] وَالَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ (عنکبوت 69).

[7] بخش از دعای امام صادق(ع) که به معلّی بن خنیس تعلیم و در پایان آن فرمود: ای معلّی، به خدا سوگند، این دعا، جامع همه دعاها از زمان ابراهیم خلیل(ع) تا زمان حضرت محمد(ص) است.

[8] ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قلْبَیْنِ فی جَوْفِهِ (شعراء: 88 89).

[9] یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَلا بَنُونَ* إِلَّا مَنْ أَتَی اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ (احزاب: 3 4).

[10] ر. ک. وَ أُزْلِفتِ الْجنَّةُ لِلْمتَّقِینَ غَیْرَ بَعِیدٍ * هذا ما تُوعَدُونَ لِکلِّ أَوَّابٍ حَفِیظٍ * مَنْ خَشِیَ الرَّحْمنَ بِالْغَیْبِ وَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنِیبٍ * ادْخلُوها بسَلامٍ ذلِک یَوْمُ الْخُلُودِ * لَهُمْ ما یَشاؤُنَ فِیها وَ لَدَیْنا مَزِید (ق 31 35).

[11]  «وَلا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قلْبَهُ عنْ ذِکرِنا وَاتَّبَعَ هَواهُ (کهف: 28)؛ و از آن کس که قلبش را از یاد خود غافل ساخته ایم و از هوس خود پیروی کرده، اطاعت مکن.»

[12]  «وَقالُوا قلُوبُنا غلْفٌ بَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِکفْرِهِمْ (بقره: 88)؛ و گفتند: دل های ما در غلاف است [نه چنین نیست ]؛ بلکه خدا به سزای کفرشان لعنتشان کرده است.»

[13] لَهمْ قُلُوبٌ لا یفْقَهُونَ بها (اعراف: 179)؛ آنان دل هایی دارند که با آنان [حقایق را] دریافت نمی کنند.

[14] فَوَیْلٌ لِلْقاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکرِ اللَّهِ أُولئِک فی ضَلالٍ مُبینٍ (زمر: 22)؛ پس وای بر آنان که از سخت دلی یاد خدا نمی کنند؛ اینانند که در گمراهی آشکارند.

[15] کلَّا بلْ ران عَلی قُلُوبِهِمْ ما کانوا یَکسِبُونَ (مطففین: 14)؛ نه چنین است، بلکه آن چه مرتکب می شدند، زنگار بر دلهایشان بسته است؛ وَ جَعَلْنا علی قلُوبِهِمْ أَکنةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فی آذانِهِمْ وَقْراً (انعام: 25)؛ ما بر دلهایشان پرده ها افکنده ایم تا آن را نفهمند، و در گوشهایشان سنگینی [قرار داده ایم].

منبع : پیام» بهار 1396 - شماره 124

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.