فصل سوم ،حضرت امیر المومنین علیه السلام ،جلسه پنجم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین

 درباره زندگی امیرالمومنین علیه السلام عرایضی را تقدیم می کردیم. باز هم روایاتی در این زمینه ، امیدوارم با شنیدن این روایات، درس های ارزشمندی که از زندگی امیرالمومنین علیه السلام باید گرفته شود بگیریم.

علامه مجلسی در بحار نقل می کند:«ان رجلا من خثعم رای الحسن و الحسین یا کلان خبزا و بقلاو خلا فقلت لهما :اتا کلان من هذا و فی الرحبه ما فیها ؟فقالا :ما اغفلک عن امیرالمومنین علیه السلام ». مردی از قبیله ای امام حسن و امام حسین علیهما السلام را مشاهده کرد که نان و سرکه و سبزی می خوردند او می‌گوید: به این بزرگواران عرض کردم«اتاکلان من هذا و فی الرحبه ما فیها»  آیا شما از این ارتزاق می کنید؟ در حالی که در رحبه است هر چه بخواهید در جواب فرمودند:«ما اغفلک عن امیر المومنین» از امیرالمومنین علیه السلام غافلید. نمی‌دانست مرد که امیرالمومنین علیه السلام حاضر نیست حتی فرزندان خود را بر دیگران ترجیح دهد و یا دوستان نزدیک خود را به دیگران امتیاز دهد.

مالک بن اوس در خبری طولانی از سهل بن حنیف نقل می‌کند: که دست بنده ای از آزادشدگان را گرفت عرض کرد یا امیرالمومنین: این غلام را من آزاد کردم. هنگام تقسیم بیت المال بود سه دینار به سهل بن حنیف داد و سه دینار به غلام. و بالاخره به این شکل بین مردم هرگز تفاوت و امتیازی قائل نبود. امیرالمومنین علیه السلام به خاطر شدت عدالتش بود که نتوانستند او را تحمل کنند تا جایی که گفتند: شهادت او به خاطر شدت عدل او بود. باز علامه مجلسی نقل می‌کند: امیرالمومنین علیه السلام وارد شد.عمروبن عاص شب هنگام بود و امیرالمومنین علیه السلام در بیت المال مسلمانها مشغول کارهای مربوطه بود هنگامی که چشم مولا به عمربن عاص افتاد چراغ را خاموش کرد و آمد در مقابل ماه مهتاب نشستند.«و لم یستعل ان یجلس فی الضوء بغیر استحقاق» و حاضر نشد از چراغی که مربوط به بیت المال مسلمین است برای امری که مربوط به مسلمین نیست استفاده شود. و به این شکل امثال عمروعاص از شخصیت هایی که تحمل عدل مولا را نداشتند از مولا دور شدند و سراغ معاویه رفتند.

 گاهی بعضی چنین فکر می‌کنند که این بر خلاف مصلحت و سیاست بود اما اشتباه می کنند. امیرالمومنین علیه السلام خودش می فرمود:«لولا التقی لکنت ادهی العرب » اگر تقوا نبود من از همه سیاستمداران عرب سیاستمدار تر بودم. اما امیرالمومنین علیه السلام خدا را شناخته بود و عدالت را پیشه کرد و در این راه وظیفه شخصی خود را انجام می‌داد. اگر مردمی نمی‌پذیرند نپذیرند انسان باید به وظیفه شرعی خود عمل کند. مردم بپسندند یا نپسندند این سیاسی کاری است که خیال می‌کنند برای نگه داری نظام باید دست به کارهایی بر خلاف قانون زد چنین نیست. آنچه خدا بر ما فرض فرموده صلاح فرد و جامعه است. یقیناً اگر رعایت کنیم عدالت برقرار خواهد شد.

باز در روایت دیگری از همین قماش طلحه و زبیر خدمت مولا آمدند و گلایه داشتند که عمر به ما می‌داد و شما به ما نمی دهید. امیرالمومنین علیه السلام در جوابشان فرمودند:« رسول الله با شما چگونه معامله می کرد؟» ساکت شدند فرمود: مگر نبود پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله که تقسیم باالسویه بین مسلمانها داشت. گفتند چرا گفت: از شما می‌پرسم سنت رسول الله مقدم است یا عملی را که خلیفه دوم انجام می‌داد؟ گفتند:« سنت پیغمبر». عرض کردند: می‌دانید که ما سوابقی داریم و در راه خدا رنج های زیادی را تحمل کردیم ضمن اینکه با رسول الله و با شما قرابت و فامیلی داریم. امیرالمومنین علیه السلام فرمود:« سابقه شما بیشتر است یا سابقه من؟» کدامیک سوابقش در راه اسلام درخشان تر است؟ یعنی کدام یک در راه خدا بهتر جهاد کرد؟ و کدام رنج ها را بیشتر تحمل کرد؟ عرض کردن سوابق شما فرمود: آیا از نظر فامیلی و قرابت شما نزدیکترید یا من؟ گفتند شما. و بالاخره به این شکل زحمتی که شما کشیدید شما زحمت بیشتر کشیدید یا من؟ گفتند: شما بیشتر زحمت کشیدید. در اینجا امیرالمومنین علیه السلام «فو الله ما انا و اجیری هذا فی هذا المال الا و بمنزله واحد و اومی بیده الی الاجیر »قسم یاد می کند به خدا که من و اجیرم. اجیری  که آنجا حضور داشت یکنواختیم و از بیت المال مساوی بهره می‌گیریم. امیرالمومنین علیه السلام به این شکل برخورد کرد و شنیدید و می‌دانید که آنها راه خروج از مدینه را پیش گرفتند برای اینکه در برابر امیرالمومنین علیه السلام به ایستند. عایشه در مکه بود رفتند و عایشه را تحریک کردند با اینکه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم به عایشه مسائلی را در همین زمینه یادآوری کرده بود. بالاخره جنگ جمل را تشکیل دادند و در برابر علی ایستادند و بخش عظیمی از مسلمان ها در جنگ جمل کشته شدند.

 اللهم صل علی محمد و آل محمد

 ماشاء الله لاقوة الا بالله

منبع:کتاب مجموعه سخنرانی های مرحوم آیت الله طاهری گرگانی/ جلد 1

 

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.