از شهادت حاج آقا مصطفی خمینی تا چهلم تبریز

از شهادت حاج آقا مصطفی خمینی تا چهلم تبریز(10/1//57)

در بین شهرهای مازندران فکر می کنم گرگان در مبارزه نمونه بود و از همه جلوتر بود. پلیس گرگان هم یک پلیس بسیار خشنی بود و با خشونت بسیار عجیبی به طرف مردم شلیک می کرد. اجمالاً اولین حرکتی که در مسیر انقلاب می خواست در گرگان انجام شود مجلسی  بود که می‌خواستیم برای شهادت آقازاده امام (شهید آیت الله سید مصطفی خمینی) برگزار کنیم. ما در گرگان با همین مسایلی که از ناحیه امام ارائه می شد کم کم وارد جریان های انقلاب شدیم. در همین مدرسه امام صادق برای مجلس ترحیم آقا مصطفی تصمیم گرفتیم و اعلامیه آن را نوشتیم و(به شهربانی گرگان) فرستادیم که موافقت نکردند و این جلسه درست برگزار نشد(1). اما با این وجود، وفات آقا مصطفی تأثیر خودش را کرد. به طوری که مبداء جوشش بیشتر انقلاب، در واقع همان مجالس ترحیمی بود که در قم برای ایشان برگزار شد و همان مجالس و محافل، در حقیقت قم را به صورت مبدا انقلاب و جوشش نهضت اسلامی امام در آورد و زمینه‌ای شد برای اینکه قم شهر خون و قیام معرفی شود. مجالس بزرگداشت ایشان کم کم به شهرستان‌ها کشیده شد. اما در بعضی از شهرها توانستند جلوی جلسات را بگیرند از جمله شهر گرگان که ابتدا ما خواستیم این مجلس به شکلی که حساسیت زیادی نشان ندهد برگزار شود. ولی رژیم باز هم با برگزاری مجلس مخالفت کرد. بعد از آن چهلم ها کم کم شروع شد. چهلم تبریز و بعد هم چهلم یزد و دیگر جاها که منتهی شد به بازداشت عده زیادی از روحانیون و علما و مردم که این خود موجب جوشش و حرکت و شتاب بیشتر انقلاب بعد از وفات آقا مصطفی شد.

تا اینکه باز چهلم جریان ۱۹ دی (سال ۵۶) قم پیش آمد و قرار شد آن مجلس، روز ۲۹ بهمن در مسجد گلشن گرگان برگزار شود. وقتی اعلامیه مجلس ختم پخش شد، مأموران رژیم از آن جلوگیری کرده و درب مسجد را بستند و افسران و مأموران زیادی در آنجا مستقر شدند تا مانع از انجام این مراسم شوند. دوستان ما به مدرسه امام صادق علیه السلام آمدند و گفتند: درب مسجد را بسته اند. من پیشنهاد کردم، بروید جلوی مسجد و روی زمین بنشینیم و برنامه را اجرا کنیم. اما دوستان ما موافقت نکردند. سرانجام عده‌ای از مردم در مدرسه امام صادق علیه السلام جمع شدند و من چند کلمه ای برای آنها صحبت کردم و سپس حمد و سوره ای برای شهدا قرائت شد. تا اینکه چهلم تبریز (10/1/57) فرا رسید و من به دوستان پیام دادم که اگر باز هم مأموران مانع از برپایی مراسم شوند، ما می‌رویم به مسجد جامع و اگر بیایند و محاصره کنند به مسجد گلشن می‌رویم و اگر نشد به مسجد چهار راه میدان، اگر بازمانع شدند ما مجلس را در مسجد آذربایجانی ها برگزار می‌کنیم. اگر آنجا هم نشد به جای دیگر می‌رویم. و این ترفند کار ما بود در مقابل شهربانی.

(حتی من به عموم دوستان گفته بودم که امسال یعنی عید سال ۵۷ ما به خاطر جنایتهای رژیم و شهادت عده زیادی از مردم قم و تبریز، عید نداریم. به همین خاطر روحانیونی را که در ایام نوروز دید و بازدید داشتند، شدیداً سرزنش می کردم و می گفتم که این عمل آنها یزیدی است نه حسینی. که البته این موضوع و برخی از مسائل دیگر ما شاید در پرونده‌های ساواک منعکس شده باشد)(2).

خلاصه رژیم با یک برنامه ریزی حساب شده، با این مراسم مواجه شد و آنها آن قدر نیرو نداشتند که بتوانند همه نقاط و همه مساجد را محاصره نمایند. به خاطر همین رئیس اطلاعات شهربانی گرگان- سروان اتابکی - در آن موقع به مدرسه( امام صادق) آمد و راجع به این مسائل با من صحبت کرد و گفت: شما جلسه تان را در کجا می‌خواهید برگزار کنید؟ من هم گفتم: ما نگاه می کنیم ببینیم کجا می شود برگزار کرد. چون قبلا که می‌خواستیم در مسجد جامع برپا کنیم، شما مانع شدید. و صحبت های  دیگر که الان یادم نیست ولی او چند بار تکرار کرد که اگر شما جایی را معین کنید، ما ممانعتی برای سخنرانی و مراسم ایجاد نمی‌کنیم.

تا اینکه،ما مراسم چهلم شهدای تبریز را در مسجد گلشن برگزار کردیم که پلیس ها آمدند ممانعتی نکردند، حتی وقتی ما می خواستیم وارد مسجد بشویم، احترام نظامی هم به ما می‌دادند. چون در آن دوره انقلاب به شهرهای مختلف گسترش یافته بود و ماموران دیگر به خودشان اجازه نمی دادند که از این گونه مجالس ممانعت کنند. ولی در عین حال دست از خشونت هم برنمی داشتند که این بستگی به نوع مراسم و راهپیمایی و نحوه برگزاری آن داشت.

بالاخره مردم در مسجد گلشن گرگان جمع شدند و سخنرانی هم انجام شد، ولی پلیس را هم به شکلی در اطراف مسجد مستقر کرند که مردم جرئت نکنند در مجلس حضور پیدا کنند. در عین حال جمعیت خوبی در مسجد گلشن جمع شدند. مامورین اطلاعات شهرداری هم آمده بودند،چنان که یکی از اهل علم خود جزو آن مجلس بود،گفت : کسانی که دور بخاری نشسته‌اند، مامورین اطلاعات شهربانی هستند و من آنها را می‌شناسم و لذا سخنرانی امروز خیلی مشکل است .من هم گفتم: باید به گونه‌ای صحبت کنیم که بعداً هم بتوانیم پاسخگوی سخنان خود باشیم.

اجمالا اینکه برای بزرگداشت چهلم شهدای تبریز، مجلس فاتحه ای در مسجد گلشن برگزار کردیم که مجلس خوبی هم بود. خود ماموران اطلاعات شهربانی هم آمدند و مراقب اوضاع بودند و حتی ضبط صوت خود را هم کنار بخاری گذاشته بودند که مسائل را ضبط کنند. در این مجلس، من و بعضی از آقایان دیگر سخنرانی کردیم و مسائلی را در آنجا مطرح نمودیم که زمینه‌ای شد برای آنکه مردم آگاهی بهتری نسبت به جریانات انقلاب و اعلامیه‌های امام به دست آوردند(3).

(اینک در ادامه، متن کامل سخنان آیت الله طاهری را در تاریخ 10/1/57 در مسجد گلشن ،پس از ویرایش و اندکی تلخیص و اصلاح در اینجا می آوریم. ضمن آنکه عبارات عربی و آیات روایات ابتدایی سخنرانی را هم حذف کرده ایم.)

                                                         بسم الله الرحمن الرحیم

من نمی‌دانم با چه زبانی و چگونه از حضار محترم تشکر کنم که با کمی مجال و محدودیت کامل که مأموران مانع از ابلاغ انعقاد مجلس شدند؛ معذالک صمیمانه شرکت کردند

البته مجلس ما امروز در مقایسه با مجالس دیگری که در سراسر کشور امام زمان گذاشته می‌شود، مجلس بسیار بسیار کوچکی است. و معذرت می خواهم که نتوانستیم ابلاغ( اطلاع‌رسانی) کنیم. قدم‌هایی که امروز در این مجالس برداشته شده روشن ترین نقطه ای است که در تاریخ زندگی ملت مسلمان و علاقه‌مند و صمیمی نسبت به مقام دین و مقام عالی روحانیت برداشته می‌شود. چرا؟ برای اینکه این قدم ها نه برای هوی و هوس، بلکه برای ساختن انسان با فضیلت و برای تزریق روح استقامت و پایداری در ارواح ملت برداشته می‌شود و قدم های بسیار خوبی است.

ضمناً از خدمت حضرت آیت الله حاج آقا (سید علی رئیسی) تقاضا کردم که آیا شما هم بیاناتی دارید؟ ایشان فرمودند که میل داشتم من هم شرکت کنم، ولی عارضه ای دارم که معذورم. البته وقت به من اجازه نمی‌دهد که سخنانم را تطویل کنم و مطالبی را که باید تذکر داده شود، تذکر دهم. از بیانات دوستانم حضرت مستطاب حجت الاسلام جناب آقای رئیسی در ابتدا و حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای نورمفیدی که بسیار بسیار ارزنده بود، بدون تعارف لذت بردم.

آیه ای که ابتدا تلاوت کردم ،یادآور شوم:« لا تجد قوما یومنون بالله و الیوم الاخر»

در هر شرایطی و در هر پستی هستی، پشت هرمیزی  قرار گرفتی، تفکر کن، ببین آیا برای همین زندگی نکبت بار چند روزه دنیا آفریده شده ای؟ یک نگاهی به آسمان و درخشندگان زینت‌بخش عالم بالا بکن که برای چه آفریده شده اند؟

ده سال دیگر ، سی و پنج سال دیگر و پنجاه سال دیگر بالاخره همه باید برویم، آیا میشود کسی بماند؟ آیا می‌توانیم این حقیقت را منکر شویم؟ چرا تامل نکنیم؟ چرا مطالعه نکنیم؟چرا درباره آینده خود فکر نکنیم؟ این از یک نظر.

از نظر دیگر، تاریخ اسامی همه ما و شما را می‌نویسد و همان طور که برادر بزرگوار (حجت الاسلام و المسلمین نورمفیدی) توضیح دادند، دو جبهه در برابر یکدیگر، در تاریخ روشن و واضح ثبت خواهد شد. این آیه به ما این درس را می‌دهد. این آیه خطاب به پیغمبر است، اما نه تنها به پیغمبر بلکه خطاب به تمام مسلمانان و به تمام انسان ها، اعم از مسلمان و غیرمسلمان است. گرچه بعضی از خطاب های ما در قرآن خصوصی است، ولی بیشتر خطاب های قرآن عمومی است.

 گوش کن! خداوند در قرآن می فرماید: پیغمبر! آیا نمی یابی آن کسی که ایمان به خدا و روز آخر دارد؟

در این آیه لطایفی است که متأسفانه از شرح مبسوطش الان عاجزیم، چون بحث های لازم تری هم داریم. این آیه دو مطلب را تذکر داده: ایمان به خدا و ایمان به آخرت. ایمان به آخرت  یعنی ایمان به جاودانه بودن انسان ها و جزا و محاکمه. در کدام محکمه؟ آن کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد نمی یابی او را که با دشمنان خدا دوست باشد.« یوادون من حاد الله و رسوله» ولو پدرش باشد. و برادرش باشد. ایمان، برادر را از برادر بی ایمان  جدا می کند. ایمان برادری را در همه انسان‌ها به وجود می آورد. آن برادری که در ایمان از ما فاصله گرفت، برادر نیست. آیه مربوط به فرزند را توجه کنید:« انه لیس من اهلک» با آن‌که پدرش نوح پیغمبر اولوالعزم است و لایق مقام نبوت، ولی وقتی فرزندش قدم کج برمی‌دارد، دیگر او فرزند پیغمبر اولوالعزم نیست.«انه لیس من اهلک». اگر پدرش ببیند که فرزندش دشمن خدا است، از او فاصله می‌گیرد . هر کس می‌خواهد باشد. آیا از پدر و برادر کسی عزیزتر داریم؟ نداریم.         اگر دشمن خدا شدند فاصله بگیرید.

آقایان عزیز !جمع شدن ما در این مجلس درس است . این مجلس ترحیم ،مجلس بزرگداشت ارواح آن رادمردان با اخلاصی است که تا سرحد خون شان برای ابلاغ تعالیم عالیه قرآن پیشتازند. این مجلس بزرگداشت مجلس درس  است. آقایان !ما در بالای صفحه روزنامه ها با حروف درشت می خوانیم که حداکثر آزادی را ادامه می‌دهیم! اما سوال ما این است که کدام آزادی؟

اگر چنانچه بنا دارید و می‌خواهید با این ملت زندگی کنید، به سخنان مراجع تقلید ما و نمایندگان شان از جمله حقیر ناچیز به عنوان یک نماینده مرجع تقلید، گوش کنید. ما می‌گوئیم اگر می خواهید با ما زندگی کنید، ما پیرو قرآن هستیم. اگر می‌خواهید با این ملت زندگی کنید و بر این ملت حکومت کنید، این ملت طالب حکومت قرآن است.

اما آزادی، با خط درشت در مطبوعات نوشته شده «حداکثر آزادی را ادامه خواهیم داد». آیا این آزادی است که از سی و پنج میلیون جمعیت کشور تنها پنج هزار نفر طبقه اشراف آزادی داشته باشند؟ و سایر مردم آزادی نداشته باشند....

آزادی آن کسانی که اطاق‌های اصناف این ملت را گرفته‌اند. اینها کی هستند؟ شخصیت های وابسته به بالا و تام الاختیار. همه مردم بازار گرگان و تمام کشاورزان اطراف گرگان امسال دیدند که محصول یک سال زحمت این ملت جز در بانک ها، جز به سم فروشی های مهم و جز به صاحبان کارخانه ها داده نشد. به خدا قسم کشاورزان بیشتر ضرر کردند. آیا این صحیح است که به ثروتمندان آزادی بدهند ولی به فکر این ملت بدبخت و بیچاره نباشند؟ چرا نباید این مطالب به بالا گفته شود؟ چرا آن کسانی که خیانت میکند خیانتشان را آشکار نمی‌کنند؟

مراجع تقلید ما کی گفتند که شما شیشه های بانک ها را بشکنید؟ چرا فکر نمی‌کنند که چرا مردم به بانک ها حمله میکنند؟ چرا ریشه این مطالب را در نمی آورند و شناسایی نمی‌کنند؟ چرا از اساس محاسبه نمی کنند؟ برای چه نباید فکر بشود؟ آیا شما دیدید که کسی به مغازه یک آدم مسلمان و متدین حمله کرده باشد؟ ابدا. چرا به سینما حمله می‌کنند؟ آیا نباید فکر کنید؟ چرا جلوی این فیلم های فاسد کننده را نمی‌گیرند؟ آیا می‌خواهند خشم ملت را به چشم خود ببینند؟

به روزنامه های کثیف ثروتمند فئودال ناچیز پست، آزادی قلم می‌دهند ولی کسانی  که می‌خواهند از دین و قرآن و روحانیت دفاع کنند، حق ندارند، این مطالب را بگویند. باید به مقامات بالاتر تذکر داده شود. باید در وضعشان تجدید نظر کنند. به حق خدا اگر نکنند خودشان می‌دانند که چه خواهد شد. آیا نباید فکر کنند؟ تا کی؟

آقا !هروئین را در این مملکت پیدا می‌کنند، مواد مخدر را پیدا می‌کنند، مشروبات الکلی علناً فروخته و خورده می شود، سینما های فاسد کننده انسانیت، توی این مملکت برقرار باشد، اما اعلامیه‌های مراجع تقلید قاچاق باشد! چرا نباید فکر کنند؟ آیا مگر مراجع تقلید ما جز خیر خواهی ملت ،جز استقلال مملکت، جز امنیت این ملت، و  جزحکومت دینی و قرآن چیز دیگری را طالب هستند؟[ صحیح است حضار] به قول برادر عزیز که از مراجع تقلید نقل کردند، چه می‌شود که این مامورینی که دست به این جنایت ها زدند، آنها را محاکمه کنید و به سزایشان برسانید؟ اگر می‌خواهید خشم ملت فرو بنشیند،باید در وضع خودتان تجدید نظر بکنید.

و اما اصلاحات ،شما را به خدا آیا کسی هست که با اصلاحات مخالف باشد؟ آقا! در روزنامه ها می نویسند: روحانیت با اصلاحات مخالف است. اصلاحات ارضی. کدام اصلاحات ارضی؟ اگر نمی دانید بدانید، و می‌دانید، ولی قدرت شما را مغرور کرده و حتی حاضر نیستید که بشنوید. ولی دارید می‌بینید و خواهید دید که قدرت و اسلحه هم تا حدی می‌تواند حکومت کند. روحانیون با کدام اصلاحات ارضی مخالف هستند؟ به حقیقت حق از یکی از این دهاتی ها که شاید الان هم در مجلس ما حضور داشته باشد سوال کردم که آقا ! شما چقدر زمین دارید؟ گفت : هشت نی.

(روحانیون) اگر با اصلاحات ارضی و اصلاحات مخالف اند با این اصلاحات ارضی مخالف اند؟

مگر نمی دانید که هشت صد هکتار، هزار هکتار و ۵۰۰ هکتار در برابر هشت نی چه می‌شود؟ (روحانیون) اگر با اصلاحات ارضی مخالف اند به این خاطر است و گرنه با کدام اصلاحات مخالف اند؟

آقایان! مردم فهمیدند و می‌گویند و روشن می کنند، هر چند اگر چهار نفر هم در خواب باشند. هزاران نفر دارند برای حفظ جنگل‌های ما حقوق می‌گیرند، ولی مردم با چشمانشان می بینند که چطور این جنگل‌ها را دارند می تراشند و می فروشند؟ چه کسی با اصلاحات مخالف است؟[ صحیح است حضار]  البته دلم می خواهد که نکات لازم را گفته باشم. منتهی فکر می‌کنم که بهتر است دیگر زیادتر از این مزاحم نشوم. اگر چنانچه در آینده باز اجتماعی تشکیل شد و ما توانستیم و موفق شدیم که با شما صحبت کنیم، دردها را در میان می گذاریم. این دردهای اجتماعی را بشنوید و اگر در صدد علاجش برنیامدید، خارش به چشم خودتان خواهد رفت. وگرنه ما نه نظری داریم و نه طمعی.                                                                                       والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

---------------------------------------------------------------------

پاورقی

(1)

جمعی از علمای مبارز گرگان پیش نویس اطلاعیه مجلس ترحیم فرزند حضرت امام را تهیه نمودند و پنج نفر به اسامی آقایان: 1-سیدکاظم نور مفیدی 2-سید حبیب الله طاهری 3- شیخ رسول رضایی 4-  سید محمد رئیسی 5- شیخ محمد شعبانی آن را امضا کردند و توسط آقای سید صادق میرحیدری برای اخذ مجوز به شهربانی گرگان فرستادند، که متن آن اطلاعیه چنین میباشد:«اذامات المومن الفقیه ثلم فی الاسلام ثلمه لایسدها شئ ، به مناسبت درگذشت ناگهانی عالم بزرگوار حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج سید مصطفی موسوی خمینی فرزند ارجمند مرجع تقلید عالم تشیع مجلس ترحیمی روز چهارشنبه یازدهم آبان ماه جاری مطابق با ۱۹ ذیقعده  ۱۳۹۷ قمری از ساعت 5/2 تا 5/5 بعد از ظهر در مسجد گلشن شهرستان گرگان منعقد [می باشد] متمنی است  مومنین بالاخص سلسله جلیله علما و روحانیون در مجلس مزبور شرکت فرموده و خاطر حضرت ولی عصر علیه السلام را از خود راضی و خشنود نمایند» این اطلاعیه از ساواک گرگان به مازندران و از آنجا به تهران ارسال شد و مقام مسئول در ساواک کشور به بخش امنیت داخلی دستور داد که:« این اعلامیه تکثیر و روی پرونده افراد سابقه دار بایگانی و در مورد افرادی که دارای پرونده نمی باشند و همچنین برای میر حیدری پرونده تشکیل و روی پرونده موضوعی و استعلامی که قبلا در مورد طرفداران خمینی از طریق مرکز استان شده بود نیز منعکس و با ارائه پرونده موضوعی مذاکره نمائید.ضمنا در مورد مراقبت از این قبیل افراد و در صورت لزوم ایجاد محدودیت های لازم تبادل‌نظر شود.» لذا شهربانی نه تنها با برگزاری آن موافقت نکرد، بلکه موضوع را به ساواک انعکاس داد و چنان که در پی نوشت آن آمده، آن را تکثیر و به اسناد سوابق سیاسی امضاکنندگان اضافه نمودند( استان گلستان در نهضت امام خمینی)

(2)

چنان که در یکی از اسناد ساواک چنین آمده است:«... قبلا هم سید حبیب الله طاهری به عموم دوستان خود اظهار می داشته که امسال عید نداریم. به این جهت به روحانیونی که در ایام نوروز دید و بازدید داشتند، شدیداً حمله [کرده] و آنها را یزدی معرفی می نماید...» باز در یکی از نامه های خیلی محرمانه مورخ 9/1/57سازمان اطلاعات و امنیت گرگان چنین آمده است:« موضوع: تحرکات چند نفر از روحانیون گرگان، پیرو 1001 گ 10-9/1/37 -  سید محمد رئیسی و سیدکاظم نورمفیدی... ضمن اخذ تماس با سید حبیب الله طاهری پیشنماز مسجد آذربایجانیها و مدرس مدرسه امام جعفر صادق و شیخ رسول رضایی و شیخ محمد شعبانی و بعد از افراد مذهبی و بازاریان گرگان، مقدمات برگزاری مراسم چهلمین روز درگذشتگان تبریز را در مساجد گرگان فراهم می نمایند. ضمنا در روز گذشته سید حبیب الله طاهری در مورد تکثیر و توزیع اعلامیه های اخیر روحانیون اقداماتی انجام داده است. توضیح اینکه پنج نفر از نامبردگان بالا همان افرادی می‌باشند که قبلا به منظور برگزاری مراسم ختم برای فرزند روح الله خمینی اعلامیه ای را امضا و تحویل شهربانی گرگان داده اند موضوع بستن دکاکین نیز در بین کسبه گرگان مورد بحث و گفتگو قرار گرفته است.» همچنین در یکی دیگر از اسناد ساواک آمده است که« در گرگان محمد رئیسی و سیدکاظم نورمفیدی... به اتفاق یکی دیگر از روحانیون به نام سید حبیب الله طاهری با شهربانی تماس [گرفته] و قرار است در مسجد گلشن مراسم چهلم را برگزار نمایند.» (منبع قبل).

(3)مراسم چهلم شهدای ۲۹ بهمن تبریز در تاریخ 10/1/57 ،در مسجد گلشن گرگان( که آن وقت پیش نماز آن آیت الله سید علی رئیسی بود) برگزار شد و سرهنگ قهرمانی رئیس شهربانی وقت گرگان در گزارش همان روز خود به اداره اطلاعات وامنیت گرگان، چنین نوشته است:« مجلس ترحیم واقعه تبریز با حضور حدود ۵۰۰ نفر که اکثرا از طلاب مدارس علمیه حوزه های گرگان بودند در مسجد گلشن این شهرستان برگزار و سه نفر از روحانیون به نامان : سید محمد رئیسی فرزند سید علی، پیش نماز مسجد ابوالفضل العباس و سیدکاظم نورمفیدی فرزند سید مهدی، پیش نماز مسجد میدان( مسجد آقا کوچک) و سید حبیب الله طاهری فرزند سید کاظم، پیشنماز مسجد آذربایجانیها و (سرپرست مدرسه علوم دینی محمد تقی خان در گرگان) سخنرانی و در ضمن گفتن مطالبی در مورد آیت الله خمینی و مراجع تقلید سخنان تحریک‌آمیزی نظیر چرا به روزنامه ها اجازه داده می‌شود به روحانیت توهین نمایند، ولی اجازه پاسخ داده نمی شود- به دخترها اجازه داده می‌شود بدون حجاب به مدرسه بروند، ولی عده ای که می خواهند با حجاب باشند اجازه داده نمی‌شود- عده‌ای افراد بی‌گناه را می کشند [ولی] مسببین را به جای تنبیه ترفیع و درجه می‌دهند. همچنین سخنان تحریک‌آمیزی بر علیه دولت و مامورین انتظامی ایراد کردند. در ساعت ۱۲ جمعیت با فرستادن صلوات برای سلامتی مراجع تقلید به ویژه امام خمینی مسجد را ترک و متفرق شدند. در تمام مدت اکیپهای  گشتی و مامورین انتظامی از کلیه نقاط حوزه استحفاظی و نقاط طبقه بندی شده و خیابان‌ها مراقبت کامل به عمل آورده و شهربانی از هر حیث بر اوضاع مسلط و انتظامات برقرار بوده.».( کتاب استان گلستان در نهضت امام خمینی، غلامرضا خارکوهی) باز در یکی از اسناد خیلی محرمانه مورخ 14/1/57 ساواک گرگان چنین آمده است:« سید حبیب الله طاهری ضمن صحبت های خود درباره وقایع اخیر تبریز و قم مسئله حجاب و تقسیم نامتساوی زمین بین مردم و این که در این میان رعایت عدالت نشده و تعدادی زمین های جنگلی را تصاحب و به مالکیت خود در آوردند در صورتی که تعدادی از روستاییان از لحاظ آوردن هیزم جهت استفاده خود در مضیقه قرار دارند با نظریه انتقادی صحبت و بعداً هم درباره مشروب فروشی ها و علت حمله به بانک‌ها و حجاب و مواد مخدر و اینکه چرا در روزنامه ها اجازه داده می‌شود که به مقام روحانیت توهین ‌کنند وعده ای  بیگناه که [به] وسیله مأمورین کشته می شوند، به جای تنبیه مامورین ترفیع درجه می‌گیرند صحبت می نماید. و در پایان هم به سلامتی مراجع تقلید و خمینی صلوات فرستاده می‌شود«( آرشیو اسناد تاریخی هفته نامه انقلاب.)

مصاحبه و تدوین: غلامرضا خارکوهی- خاطرات آیت الله حبیب الله طاهری گرگانی

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.