مرحوم حضرت آیت الله طاهری گرگانی در خدمت جبهه و جنگ

در خدمت جبهه و جنگ

  من در ایام تعطیلی درس های حوزه به جبهه می‌رفتم. یکی در ایام عید که درس‌های حوزه تعطیل بود و دیگری در دهه آخر صفر و یا برای اربعین هم گاهی می رفتم. وقتی در جبهه از ما می‌پرسیدند به کجا می‌روید؟ می‌گفتم این را از من نپرسید، شما بگویید هر جا حضور ما مناسب است، ما به آنجا برویم. در هر صورت سالی دو تا سه بار به جبهه می‌رفتم و ضمن بازدید از مناطق مختلف و دیدار با رزمندگان اسلام، تقویت روحیه می‌شدم و هم اینکه نقش کوچکی در زمینه مسائل فرهنگی در جبهه ها ایفا می کردم. به ویژه آنکه دیدار از مناطق جنگی و رزمندگان مرا به یاد فرزند شهیدم می انداخت و یک احساس خوبی به من دست می داد. گاهی به خط مقدم هم می‌رفتیم که خاطرات خوبی از آن ایام دارم. البته در پشت جبهه هم همواره با عمل و رفتارم حامی جبهه و رزمندگان بودم و حتی یادم هست که در جلسات مختلف، روحانیون را تشویق به رفتن به جبهه می کردم. از جمله در مسجد گلشن و مدرسه صالحیه که زیر نظر مرحوم آیت الله رئیسی و مدرسه رضویه که با مسئولیت آیت الله میبدی اداره می‌شد، برای طلاب سخنرانی‌های متعددی می کردم و آنها را برای اعزام به مناطق جنگی ترغیب می‌نمودم. به طوری که یک بار برای اولین دفعه در تاریخ گرگان ۴۰ نفر از روحانیون برای رفتن به جبهه ثبت نام کردند و اعزام شدند که یک بسیج خیلی خوبی بود و نقش ارزنده‌ای در ارتقاء سطح فرهنگی جبهه ها و روحیه رزمندگان اسلام داشت.

شهادت فرزندم در سال ۶۲

پسر شهیدم- سید محمد طاهر- درس طلبگی اش در سطح بالایی بود و لیسانس الهیات و فلسفه را هم از دانشگاه گرفته بود. ایشان استعداد زیادی داشت به خاطر همین یک سال زودتر او را به مدرسه فرستادیم و یک سال هم جهشی در سال پنجم،کلاس ششم را امتحان دادو قبول شد. و همین سبب بود دو سال زودتر لیسانس گرفت. او سپس دبیر مدارس بجنورد شد و ضمن آن با جهاد سازندگی و برخی از شخصیت‌های آن منطقه همکاری داشت. ایشان با آن که به خاطر طلبگی می توانست از سربازی معاف شود ولی گفت می خواهم بروم و خدمت سربازی را هم انجام بدهم. به مشهد رفت تا هم درس طلبگی اش را ادامه بدهد و هم خدمتش را در سپاه آن جا انجام دهد که حدود یک سال مسئول فرهنگی در سپاه مشهد بود و سپس به جبهه رفت. در جبهه هم جزواتی را پخش کرد در زمینه راهنمایی روحانیونی که به جبهه می آیند تا با روحیه بچه های سپاه و بسیج و نیروهای مردمی آشنا باشند.

 ایشان زحمات زیادی در جبهه کشید و رزمندگان هم خیلی به ایشان علاقه‌مند بودند. ایشان در عملیات های مختلف شرکت کرد و در حمله خیبر وارد روستاهای عراق شده بود. که در حال سخنرانی به زبان عربی برای مردم عراق، ناگهان از پشت مورد هدف گلوله صدامیان قرار گرفت (و هنوز پیکر مطهرش مفقود است).«1» البته برای شهادتش روایت‌های مختلفی نقل شده که در اینجا ضرورتی به نقل آن نمی بینم. چرا که اصل، شهادت ایشان است که انشالله خدا قبول فرماید.(آمین)

 

«1»پیکر مطهر شهید ، یک سال پس از ارتحال مرحوم آیت الله طاهری در جریان تفحص ، شناسایی و پس از تشییع جنازه با شکوهی در کنار مزار پدر بزرگوارش به خاک سپرده شد.

 

کتاب خاطرات آیت الله سید حبیب الله طاهری - مصاحبه و تدوین :غلامرضا خارکوهی

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.