زندگی آیت الله طاهری در یک نگاه

 

زندگی آیت الله طاهری در یک نگاه

الف) تولد و تحصیلات:

مرحوم آیت الله سید حبیب الله طاهری فرزند مرحوم سید کاظم سال 1309 شمسی. در گرگان متولد شد و روز شنبه هشتم دی ماه 1386 همزمان با روز عید غدیر به رحمت ایزدی پیوست.

آیت الله طاهری نبیره حاج سید طاهر معروف است که در جریان انقلاب مشروطه با مرحوم شیخ فضل الله نوری همصدا شد.

او بعد از پایان ششم ابتدایی به سلک روحانیت پیوست و در مدارس سادات گرگان و آقا محسن به تحصیل علوم اسلامی پرداخت.

ایشان پس از حدود سه سال تحصیل در حوزه های علمیه گرگان در سال 1325 شمسی به حوزه علمیه قم عزیمت نمودند.

مرحوم آیت الله طاهری حدود 9 سال در حئزه علمیه قم تحصیل نمودند و ادبیات و بخش اعظم سطوح عالیه را در گرگان و قم به پایان رساندند.

مرحوم آیت الله طاهری در اوایل سال 1333 با صبیه مرحوم آیت الله سید سجاد علوی وصلت کردند.

ایشان در همان سال برای ادامه تحصیل به حوزه نجف اشرف مشرف شدند. پس از هفت سال اقامت در نجف، در سن 30 سالگی سه مدرک اجتهاد از مرحوم آیت الله العظمی شاهرودی و مرحوم آیت الله العظمی میرزا باقر زنجانی و مرحوم آیت الله العظمی میرزا هاشم آملی در یافت نمودند و پس از گرفتن مدرک اجتهاد، ده سال دیگر در نجف به تحصیل ادامه دادند.

مرحوم آیت الله طاهری پس از هفده سال اقامت و تحصیل در نجف اشرف و در کنار بارگاه ملکوتی امیرالمومنین (ع) در سال 1350به گرگان بازگشتند و از آن زمان تا پایان حیاتشان به ارشاد و موعظه و حل و فصل مشکلات اجتماعی مردم منطقه اشتغال داشتند.

ب) اساتید مرحوم آیت الله طاهری:

اساتید مرحوم آیت الله طاهری در سطوح عالیه دروس حوزه عبارتند از: مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی (قم)، شهید علامه آیت الله مطهری (قم)، شهید آیت الله صدوقی (قم)، حضرت الله مشکینی (قم)، مرحوم آیت الله سلطانی طباطبایی (قم)، مرحوم آیت الله صدرا بادکوبی (نجف)، مرحوم آیت الله شیخ مجتبی لنکرانی (نجف)، مرحوم آیت الله سید عبدالاعلی سبزواری (نجف)، و اساتید دروس خارج آن مرحوم در حوزه نجف عبارتند از: مرحوم آیت الله العظمی سید محمود حسینی شاهرودی (خارج فقه عبادی)، مرحوم آیت الله العظمی میرزا باقر زنجانی (خارج اصول فقه)، مرحوم آیت الله العظمی (خارج مکاسب).

ج) فعالیت های دینی و اجتماعی:

نظارت مرحوم آیت الله طاهری بر مدرسه جعفری نجف که مرحوم آیت الله العظمی شاهرودی در مقابل مدارس دولتی تاسیس کرده بودند.

عضویت ایشان در بعثه مرحوم آیت الله العظمی شاهرودی در سفر حج تمتع در زمانی که در نجف اشرف بود. (ایت الله طاهری از شاگردان خاص و مشاور آن مرجع عالیقدر در مسائل اجتماعی بود.)

مرحوم آیت الله طاهری تولیت و تجدید بنای مدرسه علمیه امام صادق (ع) گرگان که ویژه تربیت برادران طلبه می باشد (مدرسه محمد تقی خان سابق) را بر عهده داشت. این مدرسه پس از پیروزی انقلاب، یازده شهید بزرگوار را تقدیم انقلاب نموده است.

تاسیس و تولیت مدرسه علمیه صدیقه طاهره سلام الله علیها ویژه خواهرا پن طلبه در گرگان که از مدارس ممتاز محسوب می شود.

تاسیس مجتمع فرهنگی استان گلستان در کنار مدرسه امام صادق (ع) گرگان که درسال 1380 به همت مرحوم آیت الله طاهری آغاز شده و هنوز در حال ساخت می باشد.

ایشان در سال 1350پس از بازگشت از نجف، امامت جماعت مسجدالرضای آذربایجانیها، در گرگان را برعهده گرفت.

برگزاری اولین کلاس های تابستانی قرآن و معارف دینی به سبک جدید در گرگان (از سال 1352 شمسی) در مدرسه علمیه امام صادق (ع) به همت مرحوم آیت الله طاهری آغاز شد.

د) فعالیت های آموزشی :

مرحوم آیت الله طاهری حافظ کل قرآن کریم و مسلط بر زبان عربی بود.

او مدرس سطوح عالیه (مکاسب، رسائل و کفایتین) در نجف و گرگان و مدرس اصول فقه در گرگان بود.

او فرازهایی از قرآن کریم را تفسیر نمود. بخشی از آن در بانک نوار مدرسه علمیه امام صادق (ع) موجود است.

تدرسی معارف اسلامی در آموزشگاه عالی جنگل و مرتع گرگان (دانشگاه علوم کشاورزی فعلی)در قبل از انقلاب برای دانشجویان همراه با جلسه پرسش و پاسخ.

(به واسطه کلاس های فوق آیت الله طاهری و دانشجویان شرکت کننده مرتباً تحت تعقیب رژیم قرار می گرفتند و در نهایت هم ساواک این جلسات را تعطیل نمود.)

مرحوم آیت الله طاهری درس خارج از اصول فقه مرحوم آیت الله العظمی میرزا باقر زنجانی را تالیف و تقریر نمود (که هنوز به چاپ نرسیده است.)

س) مبارزات اسلامی قبل از انقلاب اسلامی:

پخش اعلامیه های امام راحل (ره) و نگهداری رساله علمیه ایشان و سایر کتب و اطلاعیه های ممنوعه از جمله اقدامات سیاسی مرحوم آیت الله طاهری بود که در مدرسه امام صادق گرگان انجام شد. (گفتنی استاعلامیه های امام خمینی (ره) توسط طلاب مدرسه و از جمله فرزندشان و شهید مفقودالاثر حجت الاسلام و المسلمین سید محمد طاهر طاهری مخفیانه تکثیر و پخش می شد.

به گزارش ساواک گرگان در تاریخ 8/1/57:"سید حبیب الله طاهری به عموم دوستان خود اظهار داشته که امسال عید نداریم. روی این جهت به روحانیونی که در ایام نورزو دید و بازدید داشتند، شدیداً حمله و آنها را یزیدی معرفی می نماید."

سخنرانی و افشاگری علیه رژیم ساواک پهلوی در مدرسه امام صادق (ع) و مسجد گلشن (به مناسبت چهلم شهدای تبریز در 10/1/57) و مسجد جامع گرگان (به مناسبت چهلم شهدای یزد در 19/2/57) از جمله اقدامات سیاسی مرحوم آیت الله طاهری بود.

در تاریخ 27 اردیبهشت سال 57 آیت الله طاهری به اتفاق چند نفر از روحانیان بزرگ گرگان با ارسال تلگرافی برای آیت الله العظمی گلپایگانی از کسالت ایشان اظهار تاسف نمود.مسئول ساواک در زیر این تلگراف نوشت: "نام سید حبیب الله طاهری جزو روحانیون محرک منطقه به ساواک استان مازندران منعکس گردیده است."

روز دوم خرداد سال 57 کمسیون امنیت اجتماعی گرگان تشکیل شد و مرحوم آیت الله طاهری را به اتفاق چند نفر دیگر به جرم فعالیت بر ضد رژیم شاه، به ویزه سخنرانی تند ایشان در مراسم چهلم شهدای یزد در مسجد جامع گرگان، به 18 ماه تبعید در یاسوج محکوم نمود.

ساواک کهکیلویه و بویر احمد به ساواک کشور طی نامه ای در تاریخ 30/3/57 دربازه آیت الله سید حبیب الله طاهری نوشت: "با توجه به اینکه تبعیدی فوق از روحانیون افراطی و فوق العاده مطلع و دارای نفوذ کلام می باشد، این امکان وجود دارد که در مدت اقامت اجباری خود در یاسوج موجب بروز اختلاف بین متعصبین مذهبی وعشایر این منطقه گردد و در نتیجه امنیت و آرامش موجود، دستخوش دگرگونی شود... چنانچه امکان داشته باشد... نامبرده به یکی از مناطق سنی نشین تبعیدگردد."

در 14 تیر 1357 تبعید مرحوم آیت الله طاهری و چند روحانی دیگر منطقه تصویب شد.

در مرداد ماه سال 1357 مرحوم آیت الله طاهری را به علت فعالیت های فرهنگی بر ضد رژیم، از یاسوج به آنارک نایین و سپس به سقز (یکی از شهرهای کردستان) منتقل کرد.

مرحوم آیت الله طاهری از تاریخ 15/3/57 تا 30/7/57 در بازداشت و تعید به سر می برد.

بر اثر اوج گیری نعهضت مردم و گسترده شدن اعتراضات مردمی در سرتاسر کشور اکثر زندانیان سیاسی آزاد و تبعیدیان به شهرهای خود بازگشتند از جمله ایشان در تاریخ 2/8/57 از تبعید به گرگان بازگشت و مورد استقبال بی نظیر مردم منطقه قرار گرفت و در مراسم استقبال در کردکوی سخنرانی به یاد ماندنی و موثری علیه رزیم طاغوت ایراد نمود.

در تحصن عمومی مقابل دادگستری در 23 آبان سال 57 برای استخلاص عده ایی از انقلابیون شرکت داشت که با موفقیت انجام شد و بازداشتی ها آزاد گردیدند.

تشکیل جلسه جامعه روحانیت گرگان در تاریخ 2/9/57 در منزل آیت الله طاهری به منظور اعلام تعطیلی روز پنجم آذر و هماهنگی و گسترش اعتصابات و تظاهرات ضد رژیم در ایام محرم در شهرهای گلستان و مازندران.

پس از امدن به گرگان به مبارزه علیه طاغوت ادامه داد و مخصوصاً در حماسه پنجم آذر گرگان نقش موثری ایفا نمود.

مرحوم آیت الله طاهری عصر روز نهم دی ماه سال 57مورد ضرب و شتمبی رحمانه پلیس قرار گرفت که منجر به بستری شدن ایشان شد و آن روز پلیس به سوی مسجد و ماشین های نمازگزاران مسجدالرضا نیز تیراندازی نمود.

مرحوم آیت الله طاهری اوایل بهمن سال 57 در تحصن دانشگاه تهران همراه با علمای انقلابی سطح کشور شرکت کرد و روز 12 بهمن در سالن تشریفات فرودگاه تهران برای استقبال از امام خمینی (ره) حاضر شد.

ش) فعالیت های سیاسی بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی:

مرحوم آیت الله طاهری تاسیس و مسئولیت یکی از چهار کمیته موقت گرگان را در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 بر عهده داشت.

او مبارزه سرسخت علیه منافقین و خط نفاق، ملی گراها، لیبرال ها، بنی صدر و سایر عوامل ضد انقلاب و سلطنت طلبان در منطقه بود.

مرحوم آیت الله طاهری نماینده خبرگان قانون اساسی در سال 1358 از سوی مردم مازندران بود. (همراه با شهید آیت الله هاشمی نژاد و آیت الله جوادی آملی که هر سه بزرگوار از جانب جامعه روحانیت مبارز و حزب جمهوری اسلامی کاندید بودند.)

او حضوری فعال در تدوین قانون اساسی و تصویب اصل ولایت فقیه در مجلس خبرگان اول در سال 1358 داشت.

مرحوم آیت الله طاهری پس از تاسیس بنیاد مسکن در این نهاد حضوری فعال داشت.

مرحوم آیت الله طاهریدر تاریخ 28/6/60 توسط منافقین در گرگان ترور شد و به درجه رفیع جانبازی نائل آمد که در این واقعه یکی از طلاب ایشان به نام شهید سیدکریم حسینی به شهادت رسیدند.

او نماینده دوره دوم، سوم و چهارم مجلس خبرگان  قانون اساسی بود.

مرحوم آیت الله طاهری در سال 1362 سازمان تبلیغات اسلامی گرگان را تاسیس کرد و سرپرستی آن را به مدت چهار سال بر عهده گرفت.

او پدر بزرگوار شهید مفقودالاثر حجت الاسلام و المسلمین سید محمد طاهر طاهری (لیسانس الهیات و سئول عقیدتی سیاسی لشکر 5 نصر خراسان) بود که در تاریخ 5/12/63 در جزیره مجنون مفقود گردید.

مرحوم آیت الله طاهری پس از انقلاب عضو و سخنگوی جامعه روحانیت استان مازندران بود که درآن زمان استان گلستان هم جزو آن محسوب می شد.

او به منظور تقویت روحیه رزمندگان اسلام چندین بار در جبهه های حق علیه باطل حضور یافت.

ساده زیستی و ارتباط دائمی با مردم بدون هیچگونه تشریفات و حضور همیشگی در مجامع مردمی و نیروهای حزب الهی و بسیجی از جمله ویزگی های مرحوم آیت الله طاهری بود.

مرحوم آیت الله طاهری تا زمان رحلتش نماینده بنیاد بن المللی غدیر در استان گلستان بود.

او صادقانه از نظام مقدس جمهوری اسلامی و اندیشه های والای امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری دفاع می کرد.

مرحوم آیت الله طاهری 73 مرتبه با پای پیاده از نجف تا کربلا جهت زیارت مرقد مطهر امام حسین (ع) رفت و 17 مرتبه نیز از گرگان به مشهد مقدس و احیای سنت زیارت علی ابن موسی الرضا (ع) با پای پیاده را انجام داد، که بحمدالله این سنت معنوی در این منطقه رواج یافت.

سیمای خانواده

وضع والدین و دوران کودکی از زبان خود آن مرحوم

این جانب سید حبیب الله طاهری ، در سال 1309 ش در شهرگرگان و در یک خانواده ای با سابقه ممتد روحانی متولد شدم.من تنها پسر خانواده بودم و سه خواهر داشتم .پدرم ،سیدکاظم کارمند جزء بود و ملبس به لباس روحانیت . تحصیلاتش در حد ادبیات بود. او در مواجه با سخت گیری های رضاخان ، مجبور شد از لباس روحانیت خارج شود. آن زمان روحانیون غالبا مجبور شدند شغل دیگری برای خود انتخاب کنند و به همین خاطر پدرم کارمند اداره راه وترابری شد که ابتدا بایگان بود و بعد هم رئیس دفتر شد و در سال 1366 ش هم دار فانی را وداع گفت.

خانواده ما فقیر بود به خاطر اینکه املاک ما را پهلوی اول غصب کرده بود و ما با مختصر املاکی که برایمان باقی مانده بود به سختی زندگی می کردیم. ورود من به دبستان به خاطر نداشتن امکانات اقتصادی نامناسب ، برای تحصیل با مشکلاتی توام بود. اما با این وجود من دوره ابتدایی را در دبستان 15 بهمن گرگان گذراندم.

مادرم سکینه بیگم افضلی از خانواده ای مذهبی و اهل علم بود چون پدر والده ام و چهار پسرش روحانی بودند.

پدر و مادرم زندگی ساده ای داشتند . در زمان کودکی یکی دو تابستان برای آموختن قرآن به مکتب خانه رفتم. در سن شش سالگی به مدرسه رفتم و مشغول به تحصیل شدم . به ریاضی علاقمند بودم و چون درسم خوب بود ، گاهی شاگرد اول می شدم و حتی جایزه می گرفتم . در آن دوره در میان معلمان ، هم افراد علاقمند به مذهب و هم افراد غیر مذهبی بودند، اما آنها که اعتقادات ضد مذهبی داشتند موفق نمی شدند عقایدشان را در مدارس پیاده کنند.من در مدرسه جزء بچه های مذهبی بودم و چون شهر گرگان هنوز کوچک  و مذهبی بود و دارالمومنین می گفتند و علمای زیادی هم داشت، در آن موقع فرهنگ غربی هنوز خیلی بر آن غالب نشده بود. پس از گرفتن تصدیق ششم ابتدایی مدتی مشغول به کار شدم و چون تنها پسر خانواده بودم برای کمک خرجی به خانواده ام مدتی به کار پرداختم  و حتی کارهای سنگین هم می کردم و درآمدم را به مادرم تحویل می دادم . فکر می کنم همان دلسوزی که من نسبت به پدر و مادرم داشتم ، در سرنوشت من تاثیر خوبی گذاشت.

در دوره پهلوی اول مشکلاتی برای رفتن مردم به مسجد و مجالس مذهبی به وجود آوردند. یادم هست که زمان کشف حجاب ، مادرم در منزل می ماند و بیرون نمی رفت و حتی اگر برای بیرون رفتن از منزل مجبور می شد، مثل زمانی که بچه هایش مریض می شدند ، باز کوشش می کرد که شب هنگام ، بیرون و نزد طبیب برود و به شکلی از منزل بیرون می رفت که به چنگ پلیس نیفتد. چون ماموران رضا خان خیلی خشن بودند و اگر زنی را با چادر می دیدند ، چادر را از سرش می کشیدند.

مادرم چنین اعتقادی داشت و حتی مستحبات را رعایت می کرد و مخصوصا به نماز و روزه و حجاب تقید زیادی داشت. تقیدات شدید ما هم از وراثت والدین بود.

خوشحالم که پدر و مادرم مذهبی بودند و بچه هایشان را هم مذهبی بار آوردند.

تشکیل خانواده و فرزندان

در اوایل سال 1333 ش با خانواده مرحوم آیت الله سید سجاد علوی وصلت کردیم. و بعد از ازدواج به نجف مشرف شدم . الان به استثنای آن فرزندی که شهید و مفقود الاثر است [1]، 10 فرزند دارم ؛ چهار پسر و 6 دختر . پسر اولم به نام سید صادق طاهری فوق لیسانس الهیات می باشد. او هم سابقه طلبگی دارد. پسر بعدی من همان سید محمد طاهر طاهری بود که شهید شد. لیسانس دانشکده الهیات داشت و طلبه بسیار فاضلی بود.اطلاعات فوق العاده وسیعی داشت و مطالب و نوشته های فراوانی از او باقی مانده است. پسر سوم من علی آقا که فوق لیسانس علوم قرآنی و دانشجوی مقطع دکترا است و در دانشگاه آزاد علی آباد هم تدریس می کند و هم مسئولیت واحد فرهنگی دانشگاه را به عهده دارد . برادر بعدی او آقا محسن است که اوایل سال  در نجف متولد شد. شناسنامه او را از بغداد گرفتیم . برادر دیگر او آقا رضاست که او هم معمم است. همه شان معمم هستند و درس علوم دینی می خوانند . البته همه دامادهایم نیز روحانی هستند . یکی از آنها بر اثر تصادف ، دار دنیا را بدرود گفت . بقیه آنها ، چه به صورت رسمی و چه به صورت غیر رسمی ، هم مشغول خدمت می باشند و هم درس می خوانند.

پیاده روی به مشهد

بیش از 10 سفر پیاده از گرگان برای زیارت حضرت علی بن موسی الرضا (ع) به مشهد مشرف شدم . پیاده روی به مشهد در اینجا ناشناخته بود و چون ما با لباس روحانی هم نبودیم و لباسهای بلند به تن داشتیم ، بعضی ها فکر می کردند ما سیاح یا ورزشکار هستیم . در اینجا به یک خاطره اشاره کنم که وقتی مردم می فهمیدند ما زوار امام رضا (علیه السلام) هستیم و پیاده مشرف می شویم ، سوالاتی در مورد این نحوه زیارت مطرح می کردند . به آنها می گفتیم که راهپیمایی برای زیارت ، چه زیارت بیت الله و چه زیارت پیامبر گرامی اسلام و ائمه «هداه مهدیین سلام الله علیهم اجمعین» فضیلت خیلی بالایی دارد و یکی از بهترین عبادتها در روایات ماست . علی کل این مسئله پیاده روی دیگر الان رایج شده است و شاید زوار پیاده به هزاران نفر در سال برسد.

 

[1] این شهید یک سال پس از ارتحال مرحوم آیت الله طاهری در سال 1387 بقایای پیکر مطهر تفحص و پیدا شد و در کنار مزار پدر بزرگوارش دفن گردید.

منبع : کتاب خاطرات آیت الله حبیب الله طاهری- غلام رضا خارکوهی

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.