خدمات نیرهای مسلح در بخش تولید و پیشرفت صنعتی کشور

رهبر انقلاب اسلامی می فرماید: «نیروهای مسلّح به جز تأمین امنیّت، کارهای مهمّ دیگری هم دارند که یکی از بزرگ‌ترین کارهای نیروهای مسلّحِ ما ارائه‌ی خدمات به ملّت است؛ هم ارتش، هم سپاه، هم نیروی انتظامی و هم بسیج، انواع خدمات را در سال های گذشته و بخصوص در این برهه اخیر به ملّت ایران هدیه کرده‌اند: هم خدمات زیربنایی، مثل سد و راه و پالایشگاه و امثال اینها؛ هم در عرصه‌ بهداشت و درمان، در بخش واکسن فلج اطفال، کار بسیار بزرگی را نیروهای مسلّح کرده‌ اند». سخنان دکتر منوچهر منطقی در همین زمینه را مرور می کنیم.

رونق تولید و کمک به حفظ ارزش ملی

اگر کشورهای مختلف را بررسی کنیم، آن هایی که قدرت اقتصادی هستند و پولشان در یک دوره ی طولانی ثابت بوده یا تغییر کمی داشته است، اگر بیاییم علتش را نگاه کنیم می بینیم که آن ها در تولید جهانی یک نقش کلیدی دارند. به عنوان مثال وقتی می گوییم که چین دارد قدرت اوّل می شود، یعنی بیش از چهل درصد تجارت دنیا را در دستش دارد و این تجارت هم ناشی از فروش خدمات و محصولات است. بنابراین می توانیم بگوییم که قدرت اقتصادی معادل است با اینکه شما قدرت پول ملی را داشته باشید. قدرت اقتصادی معادل توان تولید است. اگر پول ملی ما افت پیدا کرد، به خاطر این است که تولیدهایی داشتیم منتها این تولیدها وابسته به خارج بود؛ یعنی وابستگی ارزی داشتند و همین باعث شد که وقتی یک شوک وارد می شود، ما نتوانیم همان روند گذشته را ادامه بدهیم و سطح تولید ملی افت پیدا می کند. در نتیجه می توانیم بگوییم ارزش پول افت پیدا می کند.

به عنوان مثال، در یک بازه ای از زمان اعلام می کنیم که ما در خودروسازی مثلاً به نود درصد خودکفایی رسیده ایم و انتظار داریم که اگر نرخ ارز سه برابر افزایش پیدا می کند، این افزایش در آن ده درصدی که ما خودکفا نیستیم تأثیر بگذارد، امّا این تأثیر عملاً روی صد درصد قیمت خودرو است.

دقیقاً خودرو مثال خوبی است. وقتی ارز بالا می رود، قیمت خودرو هم بالا می رود و می گوییم خودکفایی مثلاً نود درصد است، ولی نود درصدی که داریم این است که نود درصد قطعات را داخلی سازی کردیم؛ امّا آیا موادش را هم داخلی سازی کردیم یا خیر؟ آیا تجهیزاتی که قرار است آن قطعات را تولید کنند ساخت داخل اند یا خیر؟ جوابش خیر است. به صورت واقعی نود درصد، معادل این است که پنجاه درصدش داخلی است و پنجاه درصدش در مجموع به صورت مواد اوّلیه، قطعات استاندارد و ابزار وارد می شود؛ امّا اگر قسمت های حیاتی محصول را در داخل تولید کنیم، آن وقت می توانیم بگوییم اقتصادمان، اقتصاد مقاوم می شود؛ یعنی در مقابل تکانه های مختلف اقتصادی که الان در دنیا فوق العاده زیاد است و هر قدم که جلوتر برویم بیشتر می شود، ما می توانیم بگوییم اقتصادمان پایدارتر است.

خلق ارزش افزوده

یکی از مدیران کشور کره، زمانی یک کتابی به اسم «سنگفرش خیابان ها از طلاست» نوشت. من می گویم مصداق آن کتاب، جمهوری اسلامی ایران است. ما هر قدر به هر جا دست بزنیم، می بینیم که ثروت های عظیمی هست، منتها نتوانستیم وارد شویم و آن ثروت ها را به نوعی تبدیل به ارزش ملی یا درآمد ملی کنیم. ما از نظر لجستیک و از نظر معادن جزو ده کشور اوّل در دنیا هستیم. ما از نظر سوخت های فسیلی جزو چهار پنج کشور اوّل هستیم. ما از نظر بخش های مختلف علمی جایگاه خیلی بزرگ و خاصی داریم. کشورهایی که برایشان یک تحولی اتفاق افتاده یا شبیه به ما فشار بیرونی داشتند که نگاهشان رو به داخل شد، یا اینکه برای بخش های اقتصادی خودشان فشار داخلی ایجاد کردند. به عنوان مثال ما یک مقایسه ای که داریم همیشه خودروسازی خودمان را با خودروسازی کره مقایسه می کنیم و می گوییم ما با هم در یک زمان شروع کردیم.

فشار داخلی ایجاد کردند و گفتند اگر خودروسازی می خواهید، از دیگران شروع کنید و قطعات بگیرید و مونتاژ کنید، ولی برای پنج سال. پنج سال بعد به شما اجازه نمی دهم یک چنین کاری کنید. پنج سال بعد باید قطعات کلیدی را داخلی سازی کنید یا بعد از پنج سال دوم باید طراحی کنید و اجازه نمی دهم وابسته به یک مجموعه ی دیگر باشید. بعد از بیست سال دیگر نمی توانید صرفاً بازار داخل را داشته باشید و باید محصولی داشته باشید که وارد بازارهای جهانی کنید. می خواهم بگویم که این ها با یک سری فشارها اتفاق می افتد و این فشارها از دیدگاه سیاست گذاری می آیند و این کار را انجام می دهند؛ یعنی یک محدودیت می گذارند و می گویند که شما باید بیایید در این فضا کار کنید، منتها اگر می خواهید از این فضا به فضای بالاتری بروید و ارزش افزوده ی بالاتری داشته باشید، کمک هایی می کنند که از جنس کمک های تحقیقاتی است.

ظرفیت اقتصادی کشور و راه حل در داخل کشور

قطعاً این جوری است، منتها نکته ای هست و آن اینکه چرا این کار را نتوانستیم انجام دهیم. چون ما واقعاً روی بخش های کلیدی مان متمرکز نشدیم. من یک مثال ساده بزنم. آمریکا که ما را تحریم می کند، یک میز ایران دارد. در آن میز آدم های نخبه و مراکز مطالعاتی متعددی هستند که می آیند جمع بندی می کنند و بر مبنای خروجی یک کاری را انجام می دهند. ما در کدام بخش از کشورمان برای مسائل حیاتی خودمان یک چنین بحثی را ایجاد کردیم؟ یا اگر هم آمدیم ایجاد کردیم، با فشار رهبر انقلاب بوده است که چندین بار گفتند یک قرارگاه درست کنید و این قرارگاه فکر کند و همه ی حرکت ها را یکپارچه کند و بر مبنای یک راهبرد عمل کند.

یک نمونه اش سواحل مکران که رهبر انقلاب به نیروی دریایی راهبردی ارتش جمهوری اسلامی دستور دادند که رونق ایجاد کنند. همان ظرفیت اگر استفاده می شد چندین برابر چاه نفت و حوزه ی نفتی به ما پول می داد. در مورد جهاد خودکفایی برایمان بگویید. چگونه تشکیل شد و چقدر بر رفع نیازهای نیروهای مسلح در حوزه های فنی تأثیر گذاشت؟ اگر سوابق جهاد خودکفایی را نگاه کنیم، بر مبنای پست هایی بوده است که رهبر معظّم انقلاب در بخش های مختلف داشته اند. خب در ابتدای انقلاب و در زمان جنگ، ایشان به عنوان نماینده ی حضرت امام رحمةالله علیه در شورای دفاع بودند. در مطالعاتی که انجام دادم، دیدم که در تاریخ ۵۸/۱۰/۲۳ ــ دقیقاً کمتر از یازده ماه بعد از انقلاب ــ ایشان یک بیانیه دادند که نیروهای ارتش جمهوری اسلامی ایران باید در این زمینه، برای تجهیزاتی که دارد، به فکر این باشد که قطعات یدکی اش را بسازد و قطعات فرسوده را به روزرسانی کند. این در سال ۶۲ به صورت رسمی به نیروها ابلاغ شد.

بسیاری از مهندسان هواپیما در آن روزهای آغازین جنگ تحمیلی می گفتند که اف چهارده های تامکت ما بیش از یکی دو هفته نمی توانند پرواز کنند یا بعضی ها اعتقاد داشتند که اف پنچ یا اف چهارهای ما بیشتر از یک ماه نمی توانند پرواز کنند. امّا بسیاری معتقدند که همین جریان جهاد خودکفایی باعث شد که این هواپیماها سرپا بمانند و بتوانند پرواز کنند. اصلاً به تاریخش برنمی گردم، ولی ترامپ یک صحبتی کرده بود و گفته بود اگر ما از پشتیبانی عربستان دست برداریم، این ها دو هفته بیشتر نمی توانند مقاومت کنند. سسیستم های پیچیده ای است که سلسله مراتبش عمدتاً آمریکایی ها است و دارد نقش آفرینی می کند. ما یک ناوگان هوایی در موقع تحول داشتیم که به روز بود، منتها ما خودمان روی آن تسلط نداشتیم که این ها را تعمیر و نگهداری کنیم یا اگر تعمیر و نگهداری اپراتوری آن را انجام می دادیم، طراحی اصلی را خود آمریکایی ها می کردند؛ یا اگر قطعاتی به آمریکا سفارش می دادیم، پولش را برمی داشتند و با هواپیما قطعات می فرستادند و ما می توانستیم هواپیما را روی پا کنیم. خب این شرایط ما در قبل از انقلاب بود. بعد از انقلاب هم مستشاران آمریکایی رفتند.

جهاد خودکفایی حداقل در بخش هوایی سه کار انجام داد: در گام اوّل آدم هایی را پرورش داد که جایگزین نیروهای آمریکایی شوند؛ یعنی آدم هایی که صرفاً کار اپراتوری می کردند، سطح دانششان را اضافه کرد که بتوانند تسلط به محصول داشته باشند. در گام دوم برای اینکه قطعات به روزرسانی شوند، یک سری قطعات می خواستند؛ اوّل قطعات تندمصرف را شروع به ساختن کردند و بعد قطعات حیاتی تر را ساختند. بعد هم سیستم ها باید به روزرسازی می شد که نهایتاً به ساخت هواپیما رسیدند.

جهاد خودکفایی

یکی از مصادیق جهاد خودکفایی بود، امّا جهاد خودکفایی بعداً اشکال ساخت یافته تری به خودش گرفت. ما تجربیات دیگری داریم که بگوییم از جهاد خودکفایی الگو گرفت و حتی پیشرفته تر و در سطح بالاتر عمل کرد. ما می توانیم بگوییم جهاد خودکفایی در عالی ترین حالتش، صنایع دفاعی است. ما از ابتدای انقلاب یک صنایع دفاعی داشتیم که عین صنایع فعلی ما بود؛ یعنی وابستگی مواد و تجهیزاتش به خارج بود. صرفاً یک سری فرایندهای ساخت داشت و محصولات ساده را تولید می کرد، منتها وقتی جنگ شروع شد خروجی آن ها کفاف جنگ را نمی داد. بنابراین سپاه با امکانات بومی، بدون اینکه تجهیزات خاصی را وارد کند، از بدنه ی کشور استفاده کرد و محصولات را مشابه سازی کرد و جنگ را پشتیبانی کرد.

به زبان ساده، خیلی از تجهیزاتی که صنایع دفاعی ما ساخت، کار خودش بود و ممکن است با نمونه ی قبلی که استفاده می کردیم به کل متفاوت باشد. وقتی شما از یک کشوری فناوری وارد می کنید، آن کشور می گوید با این ماشین آلات و تجهیزاتی که من می گویم و با این مواد اوّلیه که از کشور من تأمین می شود باید این کار را انجام دهید. وقتی که انقلاب شد تقریباً ما در همه ی تعمیرات دچار مشکل شدیم، ولی یک راه حل دیگری هم بود که آیا ما می توانیم همین کار را با امکانات بومی، با مواد بومی و با فناوری بومی انجام دهیم؟ بنابراین اوّلین تحول در جنگ موقعی اتفاق افتاد که ما توانستیم آن چیزی را که از خارج، قبل از انقلاب وارد کردیم را در داخل با امکانات بومی، بومی سازی کنیم و به صورت گسترده از کل بدنه ی کشور و استعدادهای کشور استفاده کنیم و تیراژش را به آن حدی برسانیم که جنگ مورد نیازش بود. بعد دیدیم که در جنگ، شهرهای ما را با موشک زدند و مغلوبمان کردند. به دنبال این قضیه، رفتیم سراغ محصولات پیشرفته تر و شروع به ساختن کردیم که به نوعی صنایع موشکی شکل گرفت و الان در عالی ترین حالتش است. جوانان ما برای هر مورد خاص و هر مأموریت خاص می توانند طراحی کنند و محصولی را عرضه کنند که این عالی ترین سطح در صنایع دفاعی در کل جهان حساب می شود.

اگر بخواهم مصداق دیگری بگویم، ما قبل از انقلاب یک کارخانه ی ساخت راکت های کاتیوشا داشتیم که آن را وارد کرده بودند و کل ساختمان را ساخته بودند و تجهیزات آورده بودند، منتها از آن موشک بیرون نمی آمد. اوّلین کاری که نیروهای جهاد دانشگاهی کردند این بود که مطالعه کردند و این کارخانه را راه اندازی کردند. بعد از این، بُرد کاتیوشا بود که بیست کیلومتر بود و ما در جنگ شهرها نیاز داشتیم که بُردش را به بالای هشتاد کیلومتر برسانیم. در اینجا بر مبنای دانشی که در این مجموعه بود شروع به طراحی کردند و اوّلین راکت هایی که بُردش هشتاد کیلومتر به بالا بود را ساختند و این همین طوری ادامه پیدا کرد تا امروز.

در یک عبارت بگویم که ما دستاوردهایمان را نفله می کنیم؛ نفله به این معنی که وقتی یک دستاوردی داریم و کلی برایش تلاش شده که از این مرحله به این مرحله برسد، نیاز به کسی دارد که دنبالش برود و گزارشی تهیه کند، نه اینکه میکروفون را بگیرد جلو دهان کسی و نظراتش را بشنود، بلکه مراحل مختلف را روایت کند.

من این ایراد را اوّل به مهندسی پیام و بعد به تداومش می گیرم. ببینید الان یک سری از صحنه هایی که در ذهن مردم جا افتاده و درست هم جا افتاده به خاطر این است که ما خوب روی آن تبلیغ کردیم و مداوم تبلیغ کردیم که در ذهن مردم نشسته است، منتها تعدادش کم است. اگر ما می آمدیم به عنوان مثال بالای ده تا از این مجموعه ها را فیلم می گرفتیم و روی آن کار علمی می کردیم و درست به مخاطب منتقل می کردیم، در ذهن مخاطب به جای دو مصداق ده مصداق بود.

فناوری های نظامی و دفاعی

اگر به صنایع کلیدی مان نگاه کنیم، به عنوان مثال در ساخت خیلی از تجهیزات نفتی ردپایی از متخصصین صنایع دفاعی یا تکنسین های برجسته است که با یک کار علمی به این حد رسیدند؛ یا مدلی که در صنایع دفاعی انجام دادند را در حوزه ی نفت هم پیاده سازی کردند؛ یعنی مبتنی بر یک تحقیق، یک کار مهندسی و یک کار توسعه ای، به محصول استاندارد رسیدند.

دانش نیروهای مسلح در اختیار صنایع دیگر

مثلاً نفت یک مصداق است. اخیراً در خودرو هم نیروهای مسلح وارد شدند و دارند روی قطعات کلیدی اش کار می کنند. علتش هم این است که آن ها روی تحقیقات پیچیده کار کردند، بنابراین می توانند دانش خودشان را تعمیم دهند.

تفکر صنایع دفاعی با چند نفر از مدیران برجسته ی دفاعی شکل گرفت. می توانم بگویم که در کشور اگر تحولات عمده ای اتفاق افتاده، سه عامل داشته است: یا از مدلی که در صنایع دفاعی بود استفاده کردند؛ یعنی مبتنی بر نگاه درون زا و متکی بر تحقیق و توسعه، منتها از دانش های خارجی هم اگر لازم بود با شناخت استفاده کردند؛ یا یک سری آدم های دفاعی بودند که رفتند آنجا و با توجه به شاکله ی ذهنی که گرفتند، راهبری صنعت کلیدی را به عهده گرفتند، آمدند و انجامش دادند؛ یا شروع کردند انجام دادن یک کار مشترک که نهایتاً از خروجی اش یک سری صنایع رده یک کشور ایجاد شد که قابل رقابت با صنایع مشابه اش در دنیا و منطقه است.

صنایع موشکی

مصداق عملی اش همین صنایع موشکی است. در طول چهل سال گذشته، اگر توفیقاتی اتفاق افتاده، دو عامل وجود داشته است: یکی اعتماد به آدم ها و اعتماد به فناوری های درونی بوده است. نکته ی مهمش این است که در مقابل شکست ها هیچ وقت نظرشان را عوض نکردند و پیوسته گفتند که ما می توانیم و می توانیم از شکست ها درس بگیریم و این کار را انجامش بدهیم. عامل دوم هم اینکه اگر به یک سطحی رسیدند، قناعت نکردند و گفتند اگر تا اینجا رسیدیم، باید مثلاً روی بُردهای بالاتر و دقت های بالاتر کار کنیم. می خواهم بگویم که تداوم راهبرد، تداوم حمایت و اعتماد به قابلیت های داخلی باعث شده که ما در این نقطه باشیم.

منبع : KHAMENEI.IR

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.