نبایدهای همجنس گرایی در نگاه عقل و دین

مقدمه

حقیقت، اصیل ترین و مهمترین نیاز آدمی است که هر کس از راه می رسد آنرا به نفع خود و برای خود مصادره می کند. باور این نکته که روزی انسان علیه انسانیت، حقیقت وگوهر ناب خویش قیام کند بسیار دور از انتظار بود. به نظر می رسد قطعه ای از این پازل دزدیده شده است. در عصر خوردن سوسمار، انسان ها در کنار چهارپایان فروخته می شدند و حال در عصر اتم در خیابان های ارشلیم، زنان و دختران درون قفس های فلزی، با قیمتی مقطوع! به فروش می رسند. وقتی فعالان حقوق همجنس گرا، از کاوش های علمی ای، تحلیل می کنند که محققان شان به شخصه همجنس گرا هستند، چه چیزی برای اعتماد باقی می ماند؟ به نظر می رسد قطعه ای از این پازل به سرقت رفته است. همجنس گرایی بیشتر از آنکه بوی طبیعی و برخاسته از نیاز افراط گونۀحیوانی انسان باشد، کمی تا قسمتی بوی سیاسی و اقتصادی می دهد. تبلیغات تکان دهنده وزارت جهانگردی رژیم اسرائیل مبنی بر جذب گردشگران همجنس باز برای گذراندن تعطیلات به این کشور، قوانین به روز و پیشرفته در خصوص حقوق آنها، سرمایه گذاری های هنگفت بر روی شبکه ها و سایت های همجنس گرا از سوی صهیون و دختر همجنس باز اُلمرت نخست وزیر این کشور به نظر شما این" بو"را تأیید نمی کند؟14 قرن پیش، انسانیت انسان به حکم ظهور اسلام بار دیگر به او بازگردانده شد و اینجا بود که دست زن بوسیده، از کنار حیوانات برداشته، خرید و فروشش ممنوع شد وکرامتش به او بازگشت. و چه زود همه چیز دیر شد. . . . رشد قارچ گونه روابط لجام گسیختۀجنسی با حیوانات، فروش سگ های آموزش دیده به مسائل جنسی، افزایش میل به همجنس گرایی در سال های اخیر، همه و همه از پوسیده شدن انسانیت انسان خبرمی دهد. به نظر می رسد قطعه ای از این پازل منهدم شده است. متأسفانه این مسئله در جوامع اسلامی خاصه ایران در حال رشد است. پی بردن به این واقعیت چندان دشوار نیست. کم کاری کسانی که به عنوان نگهبانان دین و معنویت معنادار مردم مطرح هستند بسیار به چشم می آید. می توانستیم برای جلوگیری از انحرافات اخلاقی جوانان این سرزمین، از خواب و خوراک خویش کم کرده و معنای اسلام اصیل را بچشیم و بچشانیم. باور کنیم مقصریم! در بدو امر نسبت به واکنش برخی از دوستان، به خاطر موضوع مقاله کمی تا قسمتی شگفت زده شدم ولی به هر حال این تعجب را نیز باید به پای کم کاری امثال بنده گذاشت که شب ها با خیال راحت به خواب عمیق فرو می رویم، مثل توده عظیمی ازاین قشر که مدت هاست کسی از خواب بیدارمان نکرده و یا شاید صدا زدنمان دیگر فایده ای نداشته باشد. این ادعا که اسلام در ظرف زمان نمی گنجد و قوانینش برای همیشه جواب گوی نیازهای درونی و بیرونی بشر است زمانی موجه است که برای رفع مشکلات موجود تلاشی مضاعف صورت گیرد. از موضوعات جدیدی که برخی ادعا می کنند فطری و خدادادی است، موضوع مقاله است که تلاش گردیده تا اندازه ای در صدد پاسخ به سؤالات برآید. کم کاری از موضوعات جدید بسیار به چشم می آید نگارنده نیز بنا به خلأ موجود سعی در جبران این کمبود نموده است. امید است مورد رضایت حضرت حق فرار بگیرد. وای بر عقل من! اگر خداوند آن را در پس پرده قرار دهد این عقل دیگر چه عقلی خواهد بود؟ عقلی که هوای نفس را پرستیده و از خوک شهوت اطاعت کرده و سگ خشم را خدمت کرده وبه شیطان فتنه انگیز نیرنگ بار تبدیل شده، حالش چگونه است؟عارف کامل میرزاجواد آقاملکی تبریزی

1) عقل

1-1) مقدمه

قبل از هر چیز لازم است برای بررسی معقول و ریشه ای موضوع مقاله به کلیاتی در مورد عقل، چیستی دین و مفاهیم اخلاقی مباحثی طرح گردد تا رابطۀهمجنس گرائی با محورهای سه گانه ملموس شود.

2-1) عقل(1) چیست؟

عقل دارای معانی متعددی است که رایج ترین معانی آن از قرار ذیل است:

الف) عقل گاه به مجردات تمام اطلاق می شود.

ب) گاه به معنای مدرک مفاهیم و ماهیات کلمه است.

ج) و گاه به معنای نیروی حسابگر و اندیشمند است که در انتخاب راه به کمک می آید، که این مورد خود به دو گونه است: 1) گاه در خدمت تأمین حوائج مادی و حیوانی و تدبیر کننده این امور است که در مقابل عشق(2) قرار می گیرد. 2) و در برخی مواقع در افقی برتر فعالیت می کند و دغدغۀشناخت حقیقت را دارد که از آن تعبیر به عقل کلی یا الهی و یا عقل سلیم می شود.

3-1) کدام عقل. . . ؟

فلسفه های غربی پس از کانت غالباً به نقش منبع شناخت بودن عقل قائل نیستند و آنرا عاری از هر گونه محتویات معرفتی می دانند و فقط به منزله ابزار معرفتی و سنجش لحاظ می کنند که نمی تواند مفاهیم و تصورات و معلوماتی خاص خود (نظیر معقولات ثانی فلسفی) داشته باشد. و از این حیث به نقد دیگر مؤدیات سایر منابع معرفتی بپردازد. اما این نقد قابل تصور است که عقل برای خویش بدیهیاتی دارد که از هیچ منبعی اخذ نکرده است (مانند اصل استحاله جمع و رفع نقیضین) هرچند مواد لازم (تصورات) برای این تصدیقات نیازمند حداقلی از دیگر منابع و ابزارهای شناخت مانند حس بیرونی یا شهودات و حس درونی باشد. (3)

4-1) نتیجه

تا قائل به منبع شناخت بودن عقل به عنوان هدیه ای الهی نباشیم نمی توانیم پای استدلال و برهان را در این ورطه باز کنیم. تبیین مسئله همجنس گرایی وقتی ممکن است که میان ارزش ها و حقایق عینی رابطه ای منطقی برقرار باشد کما اینکه هیچ وقت کسی برای علت دوست داشتن گل، میل و دوستی، توجیهی نمی آورد چرا که قابل تبیین عقلانی نیستند. تنها زمانی می توان بر موضوعی استدلال آورد که آن موضوع بر یک سلسله روابط علی و معلولی مبتنی باشد مثل این گزاره: «یکی از علل انهدام نسل ها و خانواده به معنای واقعی، گرایش به همجنس گرایی است. »

با ذکور، مثل زن جماع مکن که این فجور است.

لاویان 22: 18

2) چیستی دین

1-2) مقدمه

دین(4) نه زائیده ترس است و نه زائیده جهل. کسی که در نوجوانی ایمان خود را به خاطر حل نکردن موضوع شر از دست می دهد چگونه طعم دین واقعی را می چشد که از آن ترس را برداشت می کند. (5) وقت آن رسیده است که غرب و شرق برای رهائی از گرداب عمیقی که در آن فرو رفته اند خود را به دینی که نجات بخش آنها است بسپارند. همجنس گرائی توجیه دینی هم ندارد برای شفافیت این ادعا ذکر مطالب زیر لازم است:

2-2) مفهوم دین

بدون تعارف آنچه در اینجا در صدد تعریف آن هستیم به معنای مکتب است با محتوا و مفاد وحیانی و به معنای آموزه ها وگزاره های وحیانی ارسالی از سوی خدا برای بشر، نه دین به معنای دینداری وایمان و مانند آن(6). پی بردن به حقیقت دین، مشروط به این است که در آغاز، مفهوم عمیق دین شناخته شود. البته ارائه تعریف دقیق از دین به نحو جامع و مانع با دشواری هائی روبه روست. یکی از دین پژوهان غربی می نویسد. «شاید هیچ کلمه دیگری غیر از دین نباشد که همواره آشکارا و خیلی صاف و ساده بکار رود، ولی در واقع نمایانگر نگرش هایی باشد که نه فقط بسیار متفاوت اند، بلکه گاه مانعه الجمع اند(7). »

3-2) مفهوم اصطلاحی دین

الف) مجموعه عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی که برای اداره امور جامعه انسانی و پرورش انسان هاست، که گاه همه این مجموعه حق است وگاهی همه آن باطل و زمانی آمیزه ای از حق و باطل است. (8)

ب) عقاید ودستورات علمی و اخلاقی ای که پیامبران ازطرف خدا برای راهنمائی و هدایت بشر آورده اند. دانستن این عقاید و انجام این دستورها، سبب خوشبختی انسان در دو جهان است. (9)

4-2) تعریف جامع دین

دین مرکب است از مجموعه معارف نظری و عقیدتی، احکام و قوانین علمی و دستورات اخلاقی، در ابعاد گوناگون فردی و اجتماعی، سازگار با عقل و فطرت انسانی، که از سوی خدای یکتا بواسطه پیامبران برای هدایت همه جانبه مادی و معنوی بشر فرستاده شده است و اجرای کامل آن سعادت و رستگاری دنیوی و اخروی انسان را تأمین می کند. (10)

5-2) علم(11) و دین در تعامل یا تعارض؟

گوهر علم، نوری است که عین حقیقت عالم و چراغ فرا راه او می گردد و اصلاً علم، عالِم است و عالِم، علم است. دین همواره انسان راترغیب به تحصیل این نور می کند و پایه معارج انسان را به اندازه مدارج علم او می داند. غرض اینکه: دین و علم نه اینکه معارض یکدیگر نیستند بلکه معاضد یکدیگرند. (12)متون دینی (خاصه اسلام) به فراگیری همه علوم، از جمله تفکر و کاوش های تجربی و نیز استقرار و سیر در طبیعت فرا می خواند.

طرح مبحثی چون تعارض علم ودین به دلیل کاستی ها و تحریفات موجود در دین مسیح علیه السلام ونادیده انگاری عقل در تبیین مسائل، پدید آمد و سپس از قرن نوزدهم به بعد در جهان اسلام نیز راه یافت. با این وجود دلایل و قرائن متقنی مبنی بر اینکه علم در طول دین [اسلام] قرار دارد، موجود می باشد.

جالب اینکه به گفته ایان باربود یاری های زیادی از طرف دین به علم گردیده، چون: اعتقاد به قابل فهم بودن طبیعت، عقیده به آفرینش پدیده ها، نظر تأیید آمیز کتاب مقدس به طبیعت، تبعیت جهان از قوانین ثابت ومنظم، انسجام درونی پدیده ها که راه پژوهش و کشف قوانین علمی طبیعی را هموار ساخته است. (13)

6-2) جایگاه عقل در دین

عقل در دین (اسلام) از جایگاه بسیار بلندی برخوردار است تا جائی که اسلام را دین عقل وفطرت گویند. راز این گفته آن است که اصل دین، همان اراده تشریعی خداوند است که گاه بوسیله عقل به عنوان رسول و حجت باطنی مکشوف می شود و زمانی بوسیله نقل (رهاورد انبیاء) همچون رسول ظاهری و گاهی بوسیله هر دو، به نحو استقلال یا انضمام(14). یکی از منکرین وحی قبل از انکارآن در مورد جایگاه عقل در دین اینگونه مکتوب نموده است که: «دین نه رقیب است نه جانشین آن، یعنی دین نیامده تا با عقل تعارض کند یا تضاد بورزد، با ورود دین عقل، بیکاره و معزول نمی شود، دین مکمل و ممد عقل است»(15)

7-2) نتیجه

در قدم دوم عقل، علم و دین، سه ضلع مثلثی محسوب شدند که علاوه بر عدم تنافر با یکدیگر مدت هاست به عنوان دوستانی قدیمی در تعامل با یکدیگرند. به قول اینشتین: «علم بدون مذهب لنگ است و مذهب بدون علم کور»(16)نتیجه آنکه دین به معنای حقیقی خود هیچگاه درصدد تخریب روان و جسم پیروانش نخواهد بود حتی علیه طبیعت هم فرمانی نخواهد داد چه برسد به اینکه خطبه عقد ازدواج همجنس گرایان را خود بخواند. نسبیت اخلاقی خط بطلان بر همه ارزش های اخلاقی است؛ زیرا اخلاقیات در تفسیر سکولاریستی در خدمت و اغراض زندگی مادی قرار می گیرد. . . در نتیجه، خوب و بد اخلاقی هیچ ملاک و معیاری نخواهند داشت. نمی توانیم اخلاقیات را بر پایه برداشت انسان انگارانة ناشیانه از «مشیت الهی» استوار سازیم.

ترنس استیس

3) مفاهیم اخلاقی

1-3) مقدمه

مهمترین وآخرین محور بحث برای ورود به موضوع همجنس گرائی، مفاهیم اخلاقی(17) است. اگر قدم های قبل دقیق برداشته نشده باشد نگاهی ابزاری به عقل اهانت به این ساحت تلقی خواهد شد و دین اصیل و وحیانی را مطلوب درونی و فطری انسان قلمداد خواهیم کرد ثانیاً، این دو هرگز بر علیه خویش قیام نخواهند کرد چرا که هر دو مأمور سعادت انسانند. اما برای تکمیل قطعه آخر این پازل توجه به مفاهیم اخلاقی ضرورتی دوچندان دارد. در این قسمت تلاش شده است نبایدهای همجنس گرائی را بررسی و دلیلی معقول ارائه شود و اینک شرح مطالب:

2-3) اخلاق در لغت

در اصل واژه ای عربی است که مفرد آن خُلْق و خُلُق می باشد. در لغت به معنای «سرشت و سجیه» است اعم از سجیه ای نیکو مثل جوانمردی، غیرتمندی و حیا و یا زشت و ناپسند مثل فرومایگی و بزدلی(18).

3-3) اخلاق در اصطلاح:

کاربردهای متفاوتی دارد که مهمترین آنها عبارتند از: صفات نفسانی، فضائل اخلاقی، نهاد اخلاقی زندگی، نظام رفتاری حاکم بر افراد. اما رایج ترین و شایع ترین کاربرد اصطلاحی اخلاق نزد فیلسوفان اسلامی عبارت است از صفات راسخ نفسانی که موجب صدور افعالی متناسب با آنها به طور خود جوش از انسان می شود. در فلسفه اخلاق، جملات اخلاقی را می توان به دو صورت بیان کرد، به صورت اخباری مثل «ازدواج قانونمند با جنس مخالف خوب است» و به شکل انشائی مانند «نباید همجنس باز بود» بنابراین مفاهیمی که در جملات اخلاقی بکار می روند به دو گروه تقسیم می شوند:

الف) مفاهیمی که در ناحیه «موضوع یا نهاد و یا مسندالیه» جملات اخلاقی به کار می روند مانند عدل، ظلم، صدق، حسد، بخل، سقط جنین و. . . این مفاهیم ماهوی نبوده و مابه ازای عینی ندارند بلکه از مفاهیم ماهوی انتزاع شده و به مقتضای نیازهای علمی انسان در زمینه های فردی و اجتماعی، در معانی قراردادی و اعتباری بکار رفته اند. ولی نباید فراموش کنیم که روابط تکوینی میان افعال انسانی و نتایج مترتب بر آنها، پشتوانه این اعتبارات و قراردادهاست. (19)

ب) مفاهیمی که در ناحیه «محمول» یا «گزاره» و یا «مسند» جملات اخلاقی قرار می گیرند مانند: خوب، بد، باید و نباید. بحث اصلی درباره مفاهیم اخلاقی، مربوط به همین مورد می باشد. ارائه نظریه ای قابل دفاع درباره مفاهیم ارزشی (خوب و بد) و الزامی (باید ونباید) یکی از عمده ترین دل مشغولی های فیلسوفان اخلاق بوده و هست.

4-3) مفهوم باید ونباید اخلاقی

درباره معنا و مفهوم «باید و نباید اخلاقی» دیدگاه های فراوانی وجود دارد. طیف وسیعی از فیلسوفان اخلاق معتقدند که مفهوم باید را می توان با استمرار از مفاهیم تجربی، طبیعی، زیستی، روانی، اجتماعی یا الهیاتی و مابعدالطبیعی تعریف کرد. اما عده ای دیگر نظرات خاصی دارند مثل:

الف) تحقق بیشترین مقدار خوبی: جی، ای، مور (1873-1958) معتقد است مفهوم باید به معنای صحیح بودن است و صحیح بودن نیز بر اساس مفهوم «خوب» قابل تعریف است(20). مثلاً جملۀ«من باید به همجنس گرا برای بازگشت به زندگی طبیعی کمک کنم» به معنای آن است که کمک به همجنس گرایان خیری را به دنبال دارد.

ب) امر و فرمان

کارناپ (1891-1970) تمامی مفاهیم اخلاقی از جمله مفهوم باید را حقیقتاً به معنای امر و فرمان می دانست. (21)مثلاً «نباید دزدی کنی» یعنی«دزدی نکن» و «باید به عدالت رفتار کرد» یعنی «به عدالت رفتار کن».

ج) نشانه ابراز احساسات

ایر نیزتصریح می کند همه مفاهیم اخلاقی صرفاً احساسات گوینده را به نمایش می گذارند و هیچ معنای محصلی ندارد. (22)

5-3) نظریه مختار

آنچه ما در صدد تبیین آن هستیم وجوب بالقیاس است؛ واژه های باید و نباید دو گونه کاربرد دارند. گاهی در مورد امر و نهی بکار رفته و در بعضی زبان ها نقش معانی حرفی را ایفا می کنند که در این صورت معنای مستقلی ندارند بلکه در واقع همراه با فعل جمله، جایگزین هیأت وصیغه امر ونهی می شوند؛ گاهی نیز دارای مفهوم مستقلی بوده و به معنای واجب، ضروری و لازم بکار می روند. چنانکه به جای جملۀبه ظاهر انشائی «باید به عدالت رفتار کرد» می توان از جمله اخباری «عمل به عدالت واجب است» استفاده نمود. یعنی باید در اینجا باید به معنای امر و فرمان نیست بلکه به معنای، واجب و ضروری بوده و حکایت از ضرورت انجام کار دارد. لازم به ذکر است که دستور و انشاء تنها در صورتی می تواند موجه باشد که شخص اعتبار کننده اولاً هدف معقول و خردپسندی را مدنظر داشته باشد و ثانیاً آنچه را به آن امر می کند و آن اعتباری را که وضع می نماید، حقیقتاً در خدمت تأمین هدف موردنظرش باشد. پس مفهوم باید و نباید در کاربرد انشائی خود، تنها درصورتی موجه و معقول است که بر مبنای رابطه ای ضروری وواقعی میان فعل و نتیجۀآن اعتبار شده باشند. اما آیا هنگامی که در قضایای ارزشی، مثل جملات اخلاقی و حقوقی، از بین واژه ها در کاربرد اخباری شان استفاده می کنیم، باز هم رابطه ضرورت بالقیاس بین فعل ونتیجه آن را بیان می کنند یا آنکه صرفاً حاکی از رابطۀاعتباری و قراردادی بین آنها هستند؟حق آن است که مفاد اصلی بایدهای ارزشی نیز، همان بیان رابطه علیت(23) است. علیتی که میان فعل اختیاری و هدف اخلاق یا حقوق وجود دارد. (24) مثلاً هنگامی که یک مربی اخلاق می گوید: «نباید با همجنسگرایی زندگی ات را در آتش شهوت تباه کنی. » در حقیقت می خواهد رابطه این کار را با هدف اخلاق (مثلاً رسیدن به کمال و آرامش) بیان کند. به همین دلیل است که اگر از مربی اخلاق سؤال شود چرا نباید همجنس گرائی را عملی معقول و مورد تأیید ادیان به حساب آورد؟ پاسخ می دهد: زیرا اگر فرد به همجنس گرائی کشیده شود، روزی فرا می رسد که اثری از جامعه بشری نخواهد بود.

6-3) اصول لازم برای تبیین نظام اخلاقی(25)

الف) واقع گرائی در اخلاق

مفاهیمی که در اخلاق به عنوان مفاهیم ارزشی بکار می روند مستقل از مفاهیم نظری و عینی نیست. اگر قائل شویم به اینکه:

«عقل عملی، مسقیماً درک می کند و هیچ رابطه ای با واقعیات عینی ندارد. و یا اینکه مفاهیمی است انسانی و حکایت از واقع ندارند و تحقق شان به وسیله آمر و ناهی است خواه خداوند باشد یا عقل یا اجتماع و. . . » عموماً به شکایت و بی هویتی در حوزه اخلاق، دین و بی تفاوتی نسبت به قانون طبیعت (مثل همجنس گرایان) ختم می شود.

ب) ضرورت بالقیاس میان فعل اختیاری و نتیجه آن

این اصل که در هستی شناسی جریان دارد، خواهد گفت که هر علتی نسبت به معلول خودش این ضرورت را دارد و فرض ضرورت معلول مستلزم فرض ضرورت علت است رابطه میان فعل اختیاری انسان ونتایج حاصل از آنها، از مصادیق همین روابط است. آیا رابطۀمیان فعل زن همجنس گرا واختلال در نظم توالد بشری ضرورت بالقیاس نیست؟

ج) پذیرش روح و جاودانگی آن

این اصل که مربوط به روان شناسی فلسفی است این است که انسان علاوه بربدن مادی دارای روحی است که می تواند تا ابد باقی بماند و این به معنای آن است که زندگی انسان ظرفی است به اندازه بی نهایت درنتیجه هرگز نباید پیامدهای کارکرد خود رامنحصر در محدوده تنگ زندگی مادی بپندارد.

د) اصالت روح

منظور این است که قوام انسانیت انسان به روح(26) او بستگی دارد. نقش اختیار و انتخاب آگاهانه در تکامل اخلاقی انسان، حب ذات، تکامل روح، گرایش روح به سمت بی نهایت، نقش توجه نفس به مراتب و شوؤن خود در طلب کمال آنها، نقش نیست در تکامل نفس و. . . از جمله اصول قابل طرح است.

7-3) نظریه اخلاقی اسلام

حال بر اساس اصول مطرح شده می توان نسخۀدقیق و عمیق اخلاقی اسلام را اینگونه بیان کرد. «ارزش اخلاقی فعلِ اختیاری انسان تابع تأثیری است که این فعل در رسیدن انسان به کمال حقیقی انسانی دارد. هر کاری به اندازه ای که در آن کمال مؤثر است، ارزنده خواهد بود اگر تأثیرآن منفی باشد، ارزش منفی خواهد داشت و اگر تأثیرآن مثبت باشد، ارزش مثبت خواهد داشت و اگر نفیاً و اثباتاً تأثیری در آن نداشته باشد، ارزشش صفر یا خنثی خواهد بود. »(27)

8-3) نتیجه

چه رابطه ای معقول، مشروع و اخلاقی بین همجنس گرائی و کمال حقیقی او قابل تصور است؟ جواب به این سؤال هرچه که باشد تا این جا دلیلی برای توجیه افعال همجنس گرایان نیافتیم. اگر از معنای "باید" و "نباید" معنائی غیر از ضرورت برداشت شود آیا اجازه تردید در تثبیت مفاهیم گذشته هست؟ نابودی بنیادین نظام خانواده، بر هم خوردن تعادل روانی و عاطفی افراد، رواج بی هویتی دینی، تمسخر ارزش ها و حذف آرامش به عنوان مهمترین شاخصۀرسیدن به کمال از خسارت های ناشی از تعبیرات ناصحیح گزاره های الزامی است. آیا از میان جهانیان با مردها در می آمیزید و همسرانی که پروردگارتان بر شما آفریده وا می گذارید؟ بلکه شما مردمی تجاوزکارید. سوره مبارکه شعرا، آیات 165-166

همجنس گرایی

تا اینجا دلائل زیادی برای رد این انحراف ذکر کردیم به نحوی که اگر این بخش را هم مطرح نکنیم اتفاق تازه ای نخواهد افتاد ولی من باب طرح دلایل اقناع کنندۀبیشتر، این بحث را ادامه میدهیم:

1- تعریف

همجنس گرائی(28) یکی از کهن ترین و با سابقه ترین انحرافات جنسی است و به رفتار وسازش جنسی بین دو همجنس چه به صورت عاطفی و چه به صورت برقراری روابط جنسی گفته می شود. همجنس گرائی یا تعلق عاطفی و جنسی به جنس موافق، امروزه دیگر لغت نامأنوس و ناآشنایی به نظر نمی رسد. طبق آمارهای منتشره در تمام دوران ها کمتر از 2 تا 4 درصد مردان وزنان با این مسئله مواجه بوده اند. (29)این در حالی است که متقاضیان فیلم ها و مطالب مربوط به همجنس گرائی به شدت در حال افزایش است. نگاهی کنکاشانه در لابه لای صفحات تاریخ نشان می دهد که آیا باید همجنس گرائی را یک حالت فطری و ژنتیکی خاص لحاظ کنیم یا نوعی انحراف روانشناختی و بیماری؟ آیا بهتر نیست به همجنس گرائی به عنوان سبکی اززندگی بنگریم؟ همجنس گرائی همان همجنس بازی است یا آن، لغتی است برای توجیه این رفتار غیرانسانی؟بسیاری از محققین نسبت به یافته های بیولوژیک و وجود «ژن گی» شکاک اند. آنها مکانیسم های متعددی را باعث ایجاد همو سکسو الیتی در نوجوانان و بزرگسالان دخیل می دانند. عواملی چون فرهنگ، روان، محیط و. . . در این مختصر لازم می بینم با بررسی تاریخی این مسئله کمی از ابهامات موجود کاسته شود.

2- همجنس گرائی در گذرگاه تاریخ

به نظر می رسد قوم لوط و اصحاب رسّ پیشگامان این انحراف انسانی بودند ولی احتمال اینکه افرادی غیر از ایشان نیز به این عمل شنیع مشغول بوده باشند دور از تصور نیست.

الف) قوم لوط (علیه السلام)

لوط (علیه السلام) پسرهارون و برادرزاده ابراهیم (علیه السلام) بود. آنها در شهری به نام سدوم که در سرزمین فلسطین و مابین مدینه و شام بودسکونت داشتند و لوطِ پیامبر هم در همین شهر زندگی می کرد. قوم لوط بهترین خلق خدا بودند و شیطان کوشش کرد تا آنان را گمراه سازد. او نخستین کاری که کرد این بود که چون مردم به خانه باز می گشتند آنچه ساخته وتهیه کرده بودند همه را ویران و تباه می ساخت. مردم که اوضاع را چنان دیدند به یکدیگر گفتند: خوب است در کمین بنشینیم و ببینیم این کیست که دسترنج ما را تباه می سازد؟ پس از چندی دیدند پسری بسیار زیبارو، بدین عمل دست می زند و وقتی از او پرسیدند آیا تو محصول کارهای ما را ویران و تباه می کنی، گفت: آری. مردم که چنان دیدند تصمیم به قتل او گرفتند و قرار شد آن شب او را در خانه مردی زندانی کنند و روز دیگر به قتل برسانند هنگامی که شب شد پسربچه زیبارو فریادی کشید. آن مرد گفت: چرا فریاد می کشی؟ گفت: پدرم شب ها مرا روی شکمش می خوابانید. آن مرد گفت: بیا و روی شکمم بخواب. همان شب شیطان عمل لواط را به مرد میزبان یاد داد وآن مرد نیز آن عمل را به دیگران آموخت و همچنان میان مردم شیوع پیدا کرد تا جائی که مردان به یکدیگر اکتفا کردند و تدریجاً نسبت به رهگذران و مسافرانی که به شهر و دیارشان وارد می شدند این عمل را انجام می دادند و همین کار سبب شد که پای رهگذران از آنجا قطع شود و کسی دیگر بدان جا نرود. سرانجام کارشان به جائی رسید که یکسره از زنان رویگردان شده و به پسران روی آوردند شیطان وقتی دید نقشه اش در مورد مردان عملی شد سراغ زنان قوم آمد و به آنها گفت: اکنون که مردانتان برای رفع شهوت جنسی به یکدیگر اکتفا کرده اند شما هم برای دفع شهوت به یکدیگر اکتفا کنید و بدین ترتیب شیطان عمل زشت مساحقه را نیز به آنها آموخت. (30)

ب) اصحاب رسّ (31)

مردمی بودند که درخت صنوبری را می پرستیدند ونام آنرا "شاه درخت" نهاده بودند و آن درختی بود که یافث فرزند نوح آنرا بعد از واقعه طوفان بر کنار چشمه ای به نام "روشن آب" کاشته بود. آنها رسولی از بنی اسرائیل از فرزندان یهودا را در چاه عمیقی افکندند و سرچاه را محکم بستند و آنقدر ناله او راگوش دادند تا برای همیشه خاموش گشت. این قوم به پرستش درختان مشغول بودند و زنانشان به مساحقه می پرداختند. (32)همانطور که تاریخ گواه است طبیعت بشری، غریزۀجنسی اش را از طریق ازدواج با جنس مخالف ارضا می کرده است و هیچ تمایلی برای برقراری رابطه جنسی با همنوع نداشته است.

3- دیدگاه های مختلف در مورد همجنس گرائی

با دقت در نظرها و ایده های مختلفی که در مورد این مسئله ایراد گردیده است می توان آنها را درچهار مورد بررسی کرد.

الف) دیدگاه اول: این گروه از مردم، افرادی روسپی (فاحشه) می باشند. به کلامی دیگر اینگونه افراد با عمل خود در برابر خدا طغیان کرده و دست به گناهی قبیح می زنند که شایسته مجازات اند.

ب) دیدگاه دوم: باید با این افراد، همانند یک بیمار برخورد نمود همانند معتادین به الکل

ج) دیدگاه سوم: این مسئله ژنتیکی می باشد که به صورت تصادفی در خلقت ایجاد شده است و می بایست برای درمان آن با شفقت برخورد نمود.

د)دیدگاه چهارم: این مسئله تنوعی است در خلقت همانند افراد چپ دست در برابر افراد راست دست و این موضوعی است که باید آنرا پذیرفت و برای آن خوشحال بود. همجنس گرایان جزئی از جامعه ما هستند که نمی توان وجود آنها را منکر شد. این موضوع نه تنها مختص کشورهای غربی بلکه جوامع شرقی و خاورمیانه را نیز در برمی گیرد اگرچه طرح آن در 83 کشور جهان هنوز با مشکلات زیادی همراه است. به راستی با این موضوع چگونه باید برخورد نمود؟ به دلیل قدمت و وجود این افراد در تاریخ باید برای آنها و طرفدارانشان حقوقی آزاد قائل شد؟ و یا چون مخالف ایدئولوژی و مذاب بسیاری است باید محکوم و طرد نمود؟آیا امکان قائل شدن به دیدگاهی به نحو متوسط شدنی است؟ بعضی از مدافعین همجنس گرائی در دفاع از موقعیت خود این مسئله را اینگونه مطرح می کنند که همجنس گرائی امری طبیعی! و حق مسلم هر فرد می باشد که چگونه در مورد زندگی شخصی خود تصمیم بگیرد. این مسئله یک واقعیت در خلقت انسان و عاملی فیزیولوژیکی می باشد یعنی هدیه ای است از جانب خدا که در خلقت قرار داده شده است. پس اگر خدا خالق کل کائنات، آنها را این چنین آفریده چرا نباید در زندگی و عملکرد خود آزاد باشند عده بسیار زیادی از همجنس گرایان واقعاً نمی دانند که مشکل در کجاست و چه کسی مسئول است، خدا یا انسان؟ اما بسیاری از محققان در این زمینه، بر این باورند که آزادی عمل، باور شخصی ما در رابطه با این موضوع، تأثیر اجتماع، تربیت در خانواده و مسائل روانشناختی، نقش مؤثری را در اِعمال این انحراف بر عهده دارد(33)

4) علل گرایش به همجنس

بر اساس تحقیقی در همین زمینه علل عمده همجنس گرائی بیشتر در مسئله تربیتی و روانشناختی یافت شده است تا یک مسئله فیزیولوژی. بطور نمونه پسرهائی که در محیطی پرورش می یابند که بیشتر اعضای آن مؤنث می باشند، اینان در دوران بزرگسالی دچار اختلال هویت می گردند و بیشتر خود را، با جنس مؤنث همانند سازی می کنند و خود را به جای یک جنس مذکر، یک جنس مؤنث می بینند. (34) اثرات وارده از طرف محیط پیرامون بر شخصیت فرد غیرقابل انکار است. اخیراً یکی از مؤسسات جامعه شناسی و مشاوره خانواده در آمریکا نتایج خود را اینگونه منتشر کرد: «از 2000 دختر و پسری که تمایلات همجنس گرایانه داشتند و یا تمایلی به ازدواج در خود نمی دیدند معلوم گردید عواملی چون شرایط محیطی و رفتار والدین در این مسئله تأثیر داشته است. »30 درصد از پسران و 25 درصد از دختران ابراز می داشتند که در دوران کودکی و نوجوانی تحت ثأثیر رفتار سوء والدین نسبت به خود بودند. عدم ابراز محبت کافی، کودک آزاری، تنبیه بدنی، تبعیض بین فرزندان، عدم توجه لازم، مقایسه تحقیرآمیز با کودکانِ دیگر و ناهنجاری های گفتاری مثل دشنام گوئی از جمله این رفتارهای نامناسب است. (35) کدام یک از سوء رفتارهای والدین نسبت به یکدیگر می تواند توجیه عقلانی و دینی داشته باشد؟ برای کودک آزاری و از بین بردن عواطف معصومانه کودکان چه استدلال وبرهانی وجود دارد؟ دشنام گوئی و تحقیر دیگران در کدام یک از ادیان ابراهیمی رد نشده است؟ طبق اسناد تاریخی همین اعمال و رفتار ناپسند در قوم لوط رواج بسیار داشته است. دشنام دادن و سخنان رکیک گفتن و مهمتر از همه "بخل" از اثرات و عوامل مهم در پیدایش یا رواج میل به همجنس می باشد. شهر قوم لوط سر راه مردمی بود که به شام و مصر سفر می کردند و چون کاروانی بر آنها می گذشت از آنها پذیرائی می کردند و چون این ماجرا ادامه پیدا کرد از روی بخل و خستی که داشتند ناراحت شده و در فکر چاره ای رفتند و همان بخل موجب شد که چون میهمانی بر آنها وارد شود با او لواط می کردند بی آنکه شهوت و تمایلی به این کار داشته باشند همین مسئله سبب شد که پای مسافران ازسرزمین آنها قطع شود و دیگر کسی بدان جا نیاید. (36) وقتی والدین از نوازش و ابراز محبت به فرزندان بخل بورزند و در تربیت صحیح آنها کوتاهی وقصور کنند چه کسی می تواند از اثرات این اعمال که گاهاً جبران ناپذیر است چشم پوشی کند؟مرحوم شیخ صدوق در حدیثی از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: علت شیوع این عمل، خصلت نکوهیده بخل بوده است(37).

5- علم و همجنس گرائی

از منظر ژنتیکی تئوری های کمی به منظور توضیح یک ژن مستقیم برای توجیه همجنس گرائی وجود دارد هرچند وجود ژن گی یک باور عمومی در جامعه است. بر اساس پاره ای از پژوهش ها ثابت شد که ترتیب چینش ژنوم مادر می تواند بر گرایش فرزندان تأثیرگذار باشد. پژوهشگران در این تحقیق که در نشریه (G enetic hum an) به چاپ رسیده کروموزم غیرفعال x را در 97 مادردارای فرزند همجنسگرا و 103 مادر دارای فرزنددگر جنس گرا مورد آزمایش قرار دادند. بااین وجود به قطع یقین نمی توان آنرا نسخه ای حتمی لحاظ کرد چرا که برخی از پژوهشگران بر این عقیده هستند که ژنی تحت عنوان «ژن گی» وجود ندارد. (38) تحقیقات مختلفی از سوی فعالانِ حقوق همجنس گرایان برای توجیه علمی آن انجام گرفته است از جمله بررسی کروموزم x، تحقیق بر روی عملکرد هیپوتالاموس، تحقیق بر روی دوقلوهای همسان همجنس باز، درتمام کاوش های به عمل آمده نتیجه مشابه بوده، البته نباید فراموش کرد که در هر سه مطالعه، محققان به شخصه همجنس گرا بودند. از این گذشته باید توجه داشت که مطالعات آنها توسط محققان دیگر موشکافی و تجزیه و تحلیل نشده است. همچنین رسانه های گروهی هیچ اشاره ای به متدهای بکار رفته در این پژوهش ها نکرده اند. هیچ مدرک موثقی وجود ندارد که اثبات کند همجنس گرائی به دلیل وجود ژن های معینی در بدن انسان بروز می کند. (39) گزارش نهائی ارگان تعمید در جنوب استرالیا (BU M A) پیرامون تمایلات جنسی بشر حاکی از آن است که فرد تنها با قدرت تشخیص فردی خود تصمیم می گیرد(40) که همجنس باز شود و با انتخاب های آگاهانه، خود را در ارتباط جنسی با یکی از همجنسان خود قرار می دهد. این امر هیچ ارتباط معقولی با خصوصیات ذاتی انسان از قبیل جنسیت یا نژاد ندارد. این گزارش همچنین تصدیق کرده که همجنس گرائی از نظر ادیان مختلف گناه شناخته می شود و ارزش های اخلاقی غیر همجنس گرایان را نیز زیر سؤال می برد. یک کارشناس با صراحت کامل معتقد است که برقراری ارتباط جنسی با فرد همجنس به طور آشکارا بیماری های عدیده ای را به همراه دارد. (البته همه ما می دانیم که برقراری روابط جنسی حتی با جنس مخالف اگر رنگ بی بند وباری به خود بگیرد ممکن است موجبات ابتلا به برخی از انواع بیماری های آمیزشی را فراهم آورد) اما همجنس گرائی روند سرایت بیماری هایی نظیر تبخال مقعد، هپاتیت B، انگل، تومور روده وایدز را تا حد بسیار زیادی افزایش می دهد. در تحقیقی که بر روی طول عمر مردان همجنس باز در دهۀ90 در کانادا انجام شد پژوهشگران به این نتیجه دست یافتند که مردان همجنس باز در حدود 8 تا 12سال کمتر از همنوعان غیرهمجنس باز خود عمر می کنند. (41) با همۀاین شواهد سازمان بهداشت جهانی در سال 1992 با ارائه دادن استنادات به ظاهر علمی و باتوجه به اینکه جوامع مختلف همجنس بازی را پذیرفته اند آنرا از لیست امراض حذف کرد. این در حالی است که برخی این عمل سازمان بهداشت جهانی را نه وجه علمی بلکه سیاسی و فرهنگی می دانند.

6- ازدواج با همجنس ممنوع

برای یک ازدواج معقول و سالم طرفین باید از 2 جنس مختلف باشند. در اثبات این نظریه دلایل بسیار زیادی وجود دارد.

الف) ساختار آناتومی بدن انسان برای برقراری ارتباط جنسی میان یک زن و یک مرد طراحی شده و علم زیست شناسی ارتباط میان یک زن و یک مرد را تأیید می کند این در حالی است که هیچ عامل بیولوژیکی ارتباط همجنس گرایانه را تأیید و حمایت نمی کند.

ب) آمیزش جنس مذکر و مؤنث (حتی در حیوانات) آنها را قادر می سازدکه تولید مثل کرده و زاد و ولد نماید. اما زاد و ولد تنها دلیلی نیست که خداوند انسان را از دو جنس مذکر و مؤنث آفریده است. گزارش های(BU W A)ازاین قرار است که: «صمیمتی که از طریق گرایش های جنسی میان زن و شوهر بوجود می آید دارای فوائد بیشماری برای هر دو طرف می باشد و از سوی خداوند برای ایجاد پیوندی محکم تر، لذت و خوشی و نهایتاً تولید مثل در وجود آنها قرار گرفته است. »(42)

7- ادیان ابراهیمی چه می گویند؟

سه دین بزرگ ابراهیمی: یهودیت، مسیحیت و اسلام با همجنس گرائی بطور علنی مخالفت کرده اند.

1-7) یهودیت

در آئین یهودیت، در مذهب ارتدکس رابطه جنسی بین دو همجنس غیرقابل قبول است.

2-7) مسیحیت

هم اکنون شهروندان اروپا و آمریکا از بیشترین پیروان حضرت مسیح (علیه السلام) می باشند. این در حالی است که ازدواج همجنس بازان در بیشتر کشورهای اروپا و آمریکا قانونی محسوب می شود. به همین خاطر از بین ادیان ابراهیمی تمرکز بیشتری را روی آئین مسیحیت و این مسئله خواهیم داشت. نظر مسیحیت راکه در طول 2000 سال قدمت دارد با سه محوریت کتاب مقدس، قانون طبیعت و نظام خانواده بررسی می کنم.

 

الف) کتاب مقدس:

همجنس گرایی هم در عهد جدید و هم در عهد عتیق محکوم شده است. فصل نوزده کتاب پیدایش داستان شهوترانی اهالی سدوم را بیان می کند که خانه لوط را محاصره کردند تا به مردانی که میهمان او بودند تجاوز کنند. آنان به لوط گفتند: «آن دو مرد که امشب به نزد تو درآمدند کجا هستند؟ آنها را نزد ما بیرون آور تا ایشان را بشناسیم. »باتوجه به اینکه خدا بر اهالی این شهر آتش و گوگرد فرستاد، اکثر خوانندگان چنین نتیجه می گیرند که امیال همجنس گرایانه مردم این شهر بود که باعث شد کاسه غضب خدا سرانجام لبریز شود و آنان را اینگونه مجازات کند. در کتاب لاویان می خوانیم: باذکور مثل زن جماع مکن، زیرا که این فجور است. (لاویان، 22: 18). همجنسگرائی در عهد جدید نیز صریحاً نکوهش شده است. (اول تیموتائوس 10: 1، اول قرنتیان 10-9: 6، یهودا 7: 1) این عمل در رومیان باب 1 نشانه ای است از اینکه چطور خدا گنهکاران را در شهوات شان به حال خود واگذارده است. «پس خدا نیز ایشان را در شهواتی شرم آور به حال خود واگذاشت حتی زنانشان روابط غیرطبیعی را جایگزین روابط طبیعی کردند. به همین سان مردان نیز از روابط طبیعی با زنان دست کشیده، در آتش شهوت نسبت به یکدیگر سوختند مرد با مرد مرتکب اعمال شرم آور شده، مکافات انحراف شان را در خود یافتند. » (رومیان 27-26: 1)

 

ب) قانون طبیعت:

و اما عمدتاً الهی دانان کلیسای کاتولیک رم در رد همجنس گرایی علاوه بر استناد به قانون کتاب مقدس، به قانون طبیعت نیز استناد کرده اند. همجنس گرایی به دو دلیل خلاف قانون طبیعت است. نخست آنکه اکثر مردم به طور غریزی رابطه با جنس موافق را نامعمول و مشمئزکننده می دانند درست همانطور که ارتباط جنسی انسان با حیوان عملی نامعمول و مشمئزکننده محسوب می شود.

به همین خاطر است که آکویناس همجنس گرایی را عملی حیوانی توصیف می کند. دلیل دوم این است که بدن انسان به طور طبیعی برای رابطه جنسی با جنس مخالف آفریده شده است. رابطه ای که به تولید حیات می انجامد. به همین جهت کلیسا از دیرباز همجنس گرایی را نه تنها خلاف کتاب مقدس، بلکه عملی خلاف قانون طبیعت نیز دانسته است.

 

ج) نظام خانواده:

و سرانجام باید به ترتیب و مشیت الهی برای نظام خانواده اشاره کرد که بر آنچه در فصل دوم کتاب پیدایش آمده است مبتنی است: خدا در اولین نهاد خانواده یک زن (و نه یک مرد) را به عنوان مونسی برای آدم می آفریند، و به مرد دستور می دهد که والدین خود را ترک کرده، به همسرش بپیوندد و با او یک تن گردد، و سر خانواده ای جدید باشد. همین دستور در فصل نوزده متی توسط عیسی مسیح (علیه السلام) نیز تکرار شده است. به همین جهت کلیسا همواره بر این موضوع تأکید داشته که خانواده عبارت است از مرد و زنی که با هم ازدواج می کنند، به همین خاطر است که کلیسای کاتولیک رم ازدواج را یکی از هفت راز مقدس کلیسایی (Sacram ent) می داند و برای آن ارزشی فوق طبیعی قائل است. زیرا از طریق نهاد خانواده است که فرزندان به طور طبیعی به دنیا می آیند و با ایمان آوردن به مسیح جزو خانواده خدا می گردند. همجنس گرایی بنا به ماهیت خود لزوماً خارج از این ترتیب الهی برای نظام خانواده قرار می گیرد و به عنوان شق متضادی قد علم می کند که از دید کلیسا لاجرم به سلامت جامعه صدمه می زند. همجنسگرایی در عهد جدید نیز صریحاً نکوهش شده است. (اول تیموتائوس 10: 1؛ اول قرنتیان -9: 6: 10؛ یهودا 7: 1)

3-7) اسلام

مرحوم علامه محمدتقی جعفری (ره) در جواب سؤال برتراند راسل که پرسیده بود چرا اسلام اینقدر به ازدواج بها داده و برایش قانون وضع کرده نوشتند: «با ازدواج می خواهد انسان بوجود آید، مسئله تولد انسان مطرح است. »همانطور که در بخش چیستی دین(43) مطرح گردید، اسلام برای انسان چنان ارزش قائل است که حاضر به کنار آمدن با هیچ نظریه ای که انحطاط بشریت را در پی داشته باشد نیست. آرامش و تعادل روحی، جسمی و جنسی با همجنس گرائی بوجود نمی آید. در اسلام با محوریت های معقول و مقبولی می توان این مسئله را بررسی کرد ولی در این قسمت با دو محوریت قرآن کریم و روایات وارده مسئله را پی می گیریم.

 

الف) قرآن کریم

قرآن کریم در سوره شعرا آیات 165 و 166 خطاب به افرادی که به عمل زشت هم جنس گرائی مبتلا هستند آنها را متجاوز محسوب میکند. « اَتأتونَ الذَّکرانِ مِنَ الْعالَمینَ وَتَذَرونَ ما خَلَقَ لَکمْ رَبُّکمْ مِنْ اَزواجِکمْ بَلْ اَنْتُمْ قَومٌ عادوُن» آیا از میان جهانیان با مردها در می آمیزید؟ و همسرانی را که پروردگارتان برای شما آفریده وا می گذارید؟ بلکه شما مردمی تجاوزکارید. این در حالی است که در سوره مبارکه روم آیه 21می فرمایند: «وَ مِنْ ایاتِهِ اَنْ خَلَقَ لَکمْ مِنْ اَنْفُسِکمْ اَزواجاً لِتَسْکنوا اِلَیها» و از نشانه های او این است که از خودتان همسرانی برای شما آفرید تا در کنارشان آرام گیرید.

 

ب) روایات

امام صادق (علیه السلام) نقل می نمایند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: هنگامی که قوم لوط آن کار زشت را انجام دادند، زمین به درگاه خداوند گریه کرد، تا اشکش به آسمان رسید. آسمان نیز گریه کرد تا اشکش به عرش رسید. به همین جهت خداوند به آسمان وحی نمود بر آنان سنگ ببار وبه زمین وحی نمود آنان را در خود فرو ببر(44)همچنین فرمودند: رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) مردانی را که شبیه زنان می شوند و زنانی را که شبیه مردان می شوند، لعنت نمود و اینان همان مردان زن صفت و زنانی هستند که با یکدیگر نزدیکی می کنند و بدون تردید خداوند فقط زمانی قوم لوط را هلاک کرد که زنان نیز مرتکب عمل مردان شده بودند و با یکدیگر نزدیکی می کردند. (45)

8- یک شبهه

یکی از سؤالات پیرامون همجنس گرایی این است که این میل در برخی انسان ها بیشتر است و به صورت ژنتیکی اینگونه می باشد در واقع به شکلی این افراد نمی توانند جلوی خود را بگیرند.

پاسخ:

همانطور که تا اینجا گذشت با دلایل متقن توضیح داده شد که اولاً همجنس گرائی آموختنی است نه فطری. دوماً حتی اگر چنین بود این مسئله دلیل نمی شود که فرد به گناه دست بزند. به صورت مشابه برخی افراد نیز به صورت ژنتیکی تمایل زیادی به خشونت و قتل دارند. آیا این دلیل می شود که این افراد دست به خیانت و قتل بزنند؟ سوماً این افراد می توانند شهوت خود را از راه مشروع با جنس مخالف ارضا کنند تا مجبور نباشند به خود، دیگران و طبیعت و بشریت خیانت کنند.

9- نظرسنجی

نظرسنجی جدیدی که مرکز نظرسنجی «پیو» منتشر کرد نشان می دهد میزان همجنس گرایی در آمریکا به شدت روبه افزایش است. بر اساس نتایج این نظرسنجی حدود 42 درصد از مردم آمریکا تمایلات همجنس گرایانه دارند این درحالی است که در سال 2009 میزان کسانی که موافق اینگونه گرایش ها بودند، 37 درصد به ثبت رسیده بود. در بخشی از این نظر سنجی آمده است. «میزان افرادی که در آمریکا مخالف همجنس گرائی هستند طی یک سال گذشته کاهش قابل توجهی داشته است و از 54 درصد در سال 2009 به 48 درصد در سال جاری میلادی رسیده است. فاجعه ازآنجا آغاز می شود که میزان حامیان همجنس گرائی در میان جوانان آمریکائی و کسانی که از دهه 1980 به بعد دنیا آمده اند بسیار بیشتر از افراد دیگر است. بنابراین نظرسنجی، دست کم 53 درصد از جوانان آمریکایی به جمع طرفداران همجنس گرائی پیوسته اند. (46)می توان از کسانی که ادعا می کنند همجنس گرا انسانی است که بنا بر نوع فطرات خدادادی اش، به همجنس خود تمایل دارد و وجود «ژن گی» توجیهی است بیولوژیکی و علمی، سؤال کرد چگونه است که هر سال در جوامع غربی و کشورهای پیشرفته «ژن گی» در جوانان در حال افزایش است و ساختار ژنتیکی انسان متمدن، در حال طلب کردن هم جنس خویش است؟

10- نتیجه

تا وقتی به مکتبی جامع، معقول و علمی که هدفش رساندن انسان به سعادت و لذات معنادار است اعتماد نداشته باشیم در صورت ازدواج با همه همجنس گرایان ایالت ماساچوست، باز هم این غریزۀقوی اشباع شدنی نخواهد بود. طبیعت گناهی نکرده است برای تحمل این همه اعمال و رفتار غیرانسانی. لااقل می توان بدون اعتقاد به ادیان سامی، قدیم و یا پیشرفته که جملگی این مسئله را رد می کنند به عنوان انسانی آزاد، دوستدار طبیعیت باشیم. قانع نبودن به داشته ها، طلب آنچه که انسانیت را به نسیان می برد، پای بسیاری از مفاسد اخلاقی، اجتماعی واقتصادی را به پیش می کشد. دلیل معقول، طبیعی و اخلاقی برای توجیه همجنس گرائی نیافتم و گرنه خداوند به عنوان خالق عقل، طبیعت و عشق، آدم را با فرهاد می آفرید و شیرین را با حوا! چرا که او از همه مخلوقاتش باهوش تر است. به هر حال باید با فرد همجنس گرا با شفقت و ملاطفت رفتار نمود تا بتواند خود را از این ورطه نجات دهد. باید او را دستگیری کرد و دستانش را در دست خالق گذارد. او سرنوشت مخلوقش را به بهترین شکل رغم خواهد زد. او یاوری مطمئن برای انسان والبته او خدائی مهربان است. . . لا یخْلِفُ اللهُ وَعْدَه (47)

 

پی نوشت ها

 

N ous. 1

Love. 2

3- مبانی عرفان نظری. سعید رحیمیان ص 23-

R eligion. 4

5- منظور برتراند راسل است

6- دین شناسی، عبداله جوادی آملی، با تغییر ص 26-

7- فرهنگ و دین، ترجمه خرمشاهی و دیگران ص 202-

8- شریعت در آینه معرفت، عبدالله جوادی آملی، ص 93-

9- آموزش دین، علامه طباطبائی، ص 9-

10- پاسخ به پرسش ها و شبهات (4)، پژوهشکده تحقیقات اسلامی ص 22-

11- Know ledge

12- رابطه علم و دین، علامه حسن زاده آملی، ص 345 و 345-

13- ر، ک. علم ودین ص 54 و 57 وکلام جدید ص 364 و 371-

14- ر. ک. شریعت در آیینه موقت، عبداله جوادی آملی، ص 199- 208- درآمدی بر علم کلام، علی ربانی گلپایگانی ص 165-171-

15- مدارا و مدیریت، عبدالکریم سروش ص 196-

16- زندگی اینشتین، فیلیپ فرانگ، ترجمه حسن صفاری ص 508، به نقل از تفکر مذهبی ص 119-

17- M oral Perception

18- ر. ک، تاج العروس ج 6 ص 337- لسان العرب ج 4 ص 194- الصحاح. ج 4 ص 1471 با تصرف.

19- ذکر این قید با این هدف مطرح گردید که گوئیم چنین نیست که این مفاهیم به طور کلی بی ارتباط با حقایق خارجی و بیرون از حوزه قانون علیت باشد بلکه اعتبار آنها بر اساس نیازهائی است که انسان برای رسیدن به سعادت و کمال خود تشخیص می دهد.

M oral obligation/p145- 20

21- فلسفه اخلاق در قرن حاضر، ترجمه صادق لاریجانی ص 26-

22- زبان حقیقت و منطق ص 149-

C ousality. 23

24- فلسفه اخلاق محمد تقی مصباح یزدی ص 58 و 60.

25- نقد و بررسی مکاتب اخلاقی، مصباح یزدی، ص 325 – 339 با تصرف.

26- Spirit

27- نقد و بررسی مکاتب اخلاقی، محمد تقی مصباح یزدی ص 339-

Hom osexual. 28

29- سایت مردمان

30 ر، ک. تاریخ انبیا، محمدجواد مولوی نیا، ص 137 – 141-

31- سوره فرقان، آیه 38

32- المیزان، محمدحسین طباطبائی، ج 15 ص 302-

33- مجله الکترونیکی بهار ایران، با تصرف.

34- همان

35- سایت مردمان باتصرف.

36- تاریخ انبیا محمدجواد مولوی نیا، ص 139-141-

37- همان

38- http://psychology.harferooz.com

39- http://mghale2moghan.parsiblog.com

40. و اینجاست که علم در تأیید «نباید» به معنای وجوب بالقیاس وارد شده و رابطه علی و معلولی آن راتأیید می کند. بنگرید به مبحث نظریه مختار.

41- 1 - http://maghale2moghan.parsiblog.com/

42- همان2

43- بنگرید به قسمت دوم، چیستی دین و تعریف جامع دین.

44- عقاب الاعمال، شیخ صدوق، ترجمه محسن کاظمی ص 447-

45- همان ص 452-

. 46 http://Noorportal. N et/

47- قرآن کریم، سوره روم آیه 6-

 

منابع

1- رحیمیان، سعید، مبانی عرفان نظری چ 3: انتشارات سمت، تهران 1388-

2- جوادی آملی، عبدالله، دین شناسی، نشر اسراء، قم1380.

3- ترجمه هیئت مترجمان، زیر نظر بهاءالدین خرمشاهی، فرهنگ و دین، چ1: نشر طرح نو، 1374-

4- جوادی آملی، عبدالله، شریعت در آیینه معرفت، نشر اسراء (ویرایش جدید)، 1377-

5- طباطبائی، علامه سید محمد حسین، جمع آوری و تنظیم از سیدمهدی آیت اللهی، نشر جهان آرا، قم، بی تا

6- ابراهیم زاده آملی، عبدالله، پاسخ به پرسشها و شبهات (4) پیرامون دین و معرفت دینی، انتشارات زمزم هدایت، قم پائیز 1389-

7- حسن زاده آملی، علامه حسن، شرح رساله علم و دین، انتشارات قائم آل محمد علیهم السلام، قم 1387- باربود، ایان، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی، علم و دین، چ 2: مرکز نشر دانشگاهی 1374-

8- گلپایگانی علی ربانی، درآمدی بر علم کلام، انتشارات دارالکفر 1378-

9- سروش، عبدالکریم، مدارا و مدیریت، مؤسسه فرهنگی صراط. بی تا

10- الذبیدی، محمدمرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، بیروت دارامکتبه الحیاه بی تا.

11- خسروپناه، عبدالحسین، کلام جدید، نشر مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه قم 1379-

12- ج وارنوک، ترجمه و تعلیقات صادق لاریجانی، فلسفه اخلاق در قرن حاضر، چ 2: تهران، مرکز ترجمه و نشر کتاب 1368-

13- آ. ج، آیر، ترجمه منوچهر بزرگمهر، زبان، حقیقت و منطق، تهران، دانشگاه صنعتی شریف، بی تا.

14- مصباح یزدی، استاد محمدتقی، فلسفه اخلاق، چ 2: انتشارات امیرکبیر، تهران، پائیز 1382-

15- مصباح یزدی، استاد محمدتقی، نقد و بررسی مکاتب اخلاقی، انتشارات امام خمینی (ره) قم 1384-

16- شیخ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ترجمه محسن کاظمی، انتشارات میم قم 1389-

17- ابن منظور، لسان العرب، دارالحیاء التراث العربی، 1416 ق.

18- مولوی نیا، محمد جواد، تاریخ انبیاء، چ6، مؤسسه انتشاراتی امام عصر (عج) 1388-

19- طباطبائی، محمدحسین، المیزان، دارالکتب الاسلامیه ج 15، بی تا

20- ابن حماد الجوهری، الصحاح، تحقیق احمد عبدالغفور عطار، بیروت، دارالعلم للملائین، الرابعه 1990 م.

 

منابع انگلیسی

1- M aral obligation ؛ H. A. Prichard؛ oxford university press 1971

منابع اینترنتی

1- سایت مردمان

2- مجله الکترونیکی بهار ایران

3- http://Noorportal. Net

4- http://nogic.ir

5- http://maghale2maghan.parsiblog.com/

6- http://psychology.harferooz.com/

فهرست لغات

علیت: Causality

همجنس گرائی: Hom osexuality

علم: Know ledge

اخلاق: M oral

مفاهیم اخلاقی: M aral perception

عقل: Naus

دین: Religion

منبع : پایگاه راسخون

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.