شادی و غم در تعالیم اسلامی

انسان موجودی است که رفتار خود را در زندگی بر اساس انگیزش و هیجان و عاطفه شکل می دهد، با انگیزه و انگیزش به عمل وادار می شود و عمل را جهت می دهد و تا رسیدن به هدف ایستادگی و مقاومت می کند. به دیگر سخن: آدمی با انگیزش و انگیزه قدرت پیدا می کند تا اعمال و رفتارش را جهت دهد و تا رسیدن به هدف با مقاومت و ایستادگی تلاش خود را ادامه می دهد و این انگیزه برخی اکتسابی و آموختنی اند و برخی غیر اکتسابی و نا آموختنی، کشش انسان به غذا و آب غیر اکتسابی و کشش انسان به تحصیل دانش و معنویت آموختنی است.

منشأ انگیزش انسان نیاز است که آدمی را وا می دارد تا آن نیاز را تأمین کند.

همانطوری که انگیزش، نقش محوری در زندگی انسان ایفا می کند هیجان ها و عواطف نقش محوری در افکار و رفتار او ایفا می نماید و این هیجان ها متعدد و گوناگون است که اصول آن را برخی روان شناسان لذت، ترس، خشم و محبت و نفرت و شادی و غم می دانند.

آدمی هنگامی که با محرک خوشایند و مطلوب در رسیدن به هدف روبرو شود طبعاً احساس لذت می کند و برای تلاش بیشتر بر انگیخته می شود و اگر با محرک نامطلوب مواجه شود دچار رنج می گردد.

و هنگامی که خطر یا تهدیدی نباشد آدمی احساس امنیت می کند و اگر احساس خطر و یا تهدیدی وجود داشته باشد احساس ترس می نماید.

شادی نیز حالتی است که تألمات روحی در انسان به کمترین حدّ خود می رسد و بر اثر آن مسرّت باطنی انسان آشکار می شود و انسان برای لحظه ای از قید غم ها آزاد می گردد، شادی احساس مثبتی است که از حس رضایت مندی و پیروزی بدست می آید.(1)

برخی دیگر گفته اند: شادی عبارت است از مجموع لذت های بدون درد. شادی آرامش خاطر و رضایت باطنی است شاید آن کیفیت زندگی است که همه آرزوی یافتنش را دارند.(2)

مرحوم شهید مطهری در این زمینه می نویسد: سرور، حالت خوش و لذت بخشی است که از علم واطلاع بر این که یکی از هدف ها و آرزوها، لنجام یافته یا انجام خواهد یافت، به انسان دست می دهد و غم و اندوه، حالت ناگوار و دردناکی است که از اطلاع بر انجام نشدن یکی از هدف و آرزوها به انسان دست می دهد.(3)

با عنایت به تعریف های یاد شده شادی و غم حالتی از لذت و رنج می باشد.

با توجه به مطالب گفته شده که محور زندگی آدمیان بر انگیزش و هیجان است و از جمله هیجان ها، شادی و غم است، و با توجه به این که شادی یکی از نیازهای اساسی انسان در زندگی است و با توجه به این که شادی محرکی است برای کار و فعالیت بیشتر و عاملی برای رشد و موفقیت و یکی از ضرورت های زندگی است و غم و اندوه از عوامل بازدارنده رشد و موفقیت، آیا اسلام در تعالیم خود به آن پرداخته و درباره این نیاز انسان حقایقی را ارائه داده است یا خیر؟ و به عبارت دیگر: با توجه به این که انسان فطرتاً به شادی متمایل و از غم گریزان است، آیا دین به امر فطری پاسخ داده است؟ آیا آدمی، می تواند هم دین دار باشد و هم شادمان و شاداب و با وجود آن از غم و اندوه بدور باشد. ما در این مقاله در صدد تبیین این حقیقتیم که با عنایت به هماهنگی تعالیم اسلام با فطرت آدمی و قوانین اسلامی با نیازهای فطری انسان، حتماً به این سؤال پاسخ داده است ولکن برای آن حدود و مرزهایی تعیین کرده که پیروان دین باید با رعایت آن مرزها و حدود به شادی بپردازند.

امام هفتم فرمود: «اجتهدوا فی ان یکون زمانکم اربع ساعات، ساعة لمناجاة اللّه و ساعة لامرالمعاش و ساعة لمعاشرة الاخوان و الثقات الذین یعرفونکم عیوبکم و یخلصون لکم فی الباطن و ساعة تخلون فیها للذّاتکم فی غیر محرّم و بهذه الساعة تقدرون علی الثلاث ساعات.»(4)

تلاش کنید در این که اوقات خود را در چهاربخش تنظیم کنید، بخشی از آن برای راز و نیاز با خدا و عبادت او و بخشی برای کار و فعالیت به منظور تأمین زندگی و بخشی را برای معاشرت و مصاحبت با برادران مورد اعتماد، کسانی که شما را به عیوب و کاستی هایتان واقف سازند و در باطن شما را (با تذکر و نصیحت از آلودگی ها) پاکسازند و بخشی را به لذات و تفریحات غیر حرام (مشروع) اختصاص دهید و با این بخش یعنی تأمین لذّت و سرور و نشاط نیرو و توان انجام وظائف دیگر خود را تأمین نمائید.

از این روایت استفاده می شود که آدمی با توجه به ابعاد وجودی خود باید به همه ابعاد عنایت داشته باشد، آدمی به لحاظ برخورداری روح و داشتن نیاز معنوی باید با راز و نیاز با خدا و عبادت به درگاه او به این خواسته خود پاسخ گوید و به دلیل داشتن جنبه مادی و معیشتی باید با کار و تلاش این نیاز خود را تأمین نماید و به دلیل اجتماعی بودن باید در اجتماع حضور یابد و از طریق ارتباط و معاشرت و مصاحبت با افراد مورد اعتماد هم کاستی های خود را بشناسد و بر طرف کند و هم با ارتباط سازگار با آن ها نیازهای خود را تأمین نماید ولی در بخش چهارم که به مسئله لذت می پردازد به انسان توجه می دهد که اولاً یکی از نیازهای طبیعی و فطری انسان لذت و نشاط و سرور و شادی است که باید در برنامه روزانه خود به آن توجه نماید و ثانیاً لذّت و نشاط منطقه ممنوعه و حرامی دارد که نباید در آن وارد شود و ثالثاً لذت و نشاط زمینه ساز توان و قدرت انسان بر انجام فعالیت ها در سه بخش دیگر زندگی است زیرا نشاط و شادی در آمادگی روحی و روانی انسان مؤثر است و کسی که آمادگی روحی و روانی داشته باشد بهتر می تواند به فعالیت بپردازد.

 

اقسام شادی

گرچه شادی و نشاط از هیجان های طبیعی انسان است و از این جهت نمی توان آن را تقسیم کرد. امّا به لحاظ پدید آورنده شادی، انگیزه های شادی، موقعیت زمانی و مکانی و جز آن می توان آن را به دو قسم پسندیده و ناپسندیده، مثبت و منفی تقسیم کرد.

 

1ـ شادی پسندیده

معیار ارزش کارها در تعالیم اسلامی به این است که اولاً آن کار بر اساس اوامر الهی انجام شود و به تعبیر قرآن کار صالح و شایسته باشد و ثانیاً آن کار برخاسته از ایمان و انگیزه تقرّب به خدا انجام شود، شادی نیز در صورتی پسندیده است که جهت گیری الهی داشته باشد و یا مقدمه ای برای ادای وظایف شرعی باشد.

از این رو شادی پسندیده را می توان شادی دانست که ویژگی های زیر را داشته باشد.

الف: همراه با گناه نباشد چنان که در روایت پیشین به آن اشاره شد.

ب: مقرون با غفلت خدا نگردد یعنی باعث نشود که آدمی از خدا غافل شود.

ج: اعتدال و میانه روی در آن رعایت شود.

امام علی(ع) فرمود: «سرور المؤمن بطاعة ربّه و حزنه علی ذنبه».(5) شادی مؤمن به طاعت پروردگارش و اندوهش بر گناه و عصیان است. امام صادق(ع) فرمود: «لاتسخطوا اللّه برضی احد من خلقه و لاتتقربوا الی الناس بتباعد من اللّه»(6) خدای متعال را به خاطر رضایت و خشنودی احدی از مردم به غضب در نیاورید و با دوری از خدا به مردم نزدیک نشوید.

در آیین اسلام سرگرمی های زیان بار و عوامل بازدارنده از پیشرفت های معنوی ممنوع است، از این رو مسلمان نمی تواند با استفاده لهو و لعب و موسیقی و غنا برای خود نشاط و شادی را تحصیل کند.

یکی از اصحاب امام صادق(ع) خدمت آن حضرت رسید و سؤال کرد من همسایگانی دارم که آن ها کنیزان خواننده دارند و من گاهی به دستشویی می روم، صدای غنا و موسیقی آن ها به گوش من می رسد و من نشستن خود را طول می دهم تا نغمه های آن ها را بشنوم آیا مانعی دارد؟ حضرت فرمود: دیگر چنین نکن. او گفت من در مجلس موسیقی آنان شرکت نمی کنم، بلکه گاهی از خانه خود به آن گوش می دهم حضرت فرمود: آیا کلام خدا نشنیده ای که می فرماید: «ان السمع و البصرو الفؤاد کلّ اولئک کان عنه مسئولاً؛(7) گوش و چشم و دلها (همه در پیشگاه خدا) مسئولند. آن مرد در جواب گفت: گویا من تا حال این آیه را از کسی نشنیده بودم الآن متوجه شدم ودیگر این کار را انجام نمی دهم.(8)

علاوه بر این ها آدمی باید در همه امور از جمله در شادی و غم اعتدال و میانه را رعایت کند، شادی های او آن چنان نباشد که باعث غفلت و دوری از خدا گردد و تعهد و مسؤولیت را از یاد انسان ببرد و اندوه و غم نیز باید به گونه ای باشد که مایه افسردگی روح و یأس و ناامیدی نشود.

 

موارد شادی در آموزه های اسلامی

اسلام همان طوری که حدودی برای نشاط و شادی های پسندیده بیان فرموده مصادیق و موارد فراوانی را برای آن ذکر کرده است که به نمونه هایی از آن اشاره می شود:

1ـ ملاقات با برادران ایمانی

پیامبر اکرم(ص) در سفارش های خود به حضرت علی(ع) فرمود:یا علی ثلاث فرحات للمؤمن فی الدنیا لقاء الاخوان و الافطار من الصیام و التهجّد فی آخر اللیل؛(9) ای علی برای مؤمن در دنیا سه خوشحالی است، دیدار با برادران دینی، افطار از روزه و شب زنده داری در آخر شب.

2ـ شاد کردن مؤمن از طریق خدمت رسانی به او

یکی از آموزه های اسلام شاد کردن مؤمن از طریق خدمت رسانی به اوست. پیامبر اسلام فرمود: «من سرّ مؤمناً فقد سرّنی و من سرّنی فقد سرّ اللّه؛(10) کسی که مؤمنی را شاد کند مرا شاد کرده است و کسی که مرا شاد کند خدای سبحان را مسرور کرده است.»

در برخی روایات آمده است که بهترین عبادت وارد کردن نشاط و شادی بر مؤمن است.(11) و در برخی دیگر: بهترین اعمال را شاد کردن مؤمن ذکر کرده است.(12)

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «احبّ الاعمال الی اللّه سرور الذی تدخل علی المؤمن تطرد عنه جوعته او تکشف عنه کربته؛(13) بهترین اعمال در پیشگاه خدا سرور و شادی است که بر مؤمن وارد می کند و این شادی از راه دفع گرسنگی از او و بر طرف کردن غم و اندوه از اوست.»

در روایتی امام نیز همین سخن را فرمود و یکی از مصادیق شاد کردن مؤمن را اداء بدهکاری او ذکر کردند.(14)

3ـ شادی برای احیاء حق

حضرت علی(ع) در نامه ای خطاب به عبداللّه بن عباس نشاط و شادی را در احیاء حق و خاموش کردن باطل می داند و می فرماید: «فان المرء لیفرح بالشی ء الذی لم یکن لیفوته و یحزن علی الشی ء الّذی لم یکن لیصیبه فلایکن افضل مانلت فی نفسک من دنیاک بلوغ لذّة اوشفاء غیظ و لکن اطفاء باطل او احیاء حق ولیکن سرورک بما قدّمت و اسفک علی ما خلّفت و همّک فیما بعد الموت.؛(15) بسیار می شود که انسان از یافتن چیزی که هرگز از او فوت نمی شد خشنود می گردد و از فوت منفعتی که هرگز نصیب او نمی گردید اندوهناک می شود از این رو مواظب باش که بهترین و برترین چیز نزد تو رسیدن به لذت دنیا و یا انتقام از دشمن نباشد بلکه باید بهترین چیز نزد تو خاموش کردن آتش باطل و یا زنده کردن حق باشد، تنها به چیزی که از پیش فرستاده ای خوشحال باش و تأسفت از آن چیزی باشد که به جای می گذاری، و باید تمام هَمِّ تو معطوف به جهان پس از مرگ باشد».

4ـ شادی در روزهای شادی معصومان

یکی از شادی های پسندیده شادی در روزهایی است که ائمه معصومین(ع) در آن روز شادند مانند ایام میلادهای آنان. امام رضا(ع) خطاب به فرزند شبیب فرمود: «ان سرّک ان تکون معنا فی الدرجات العلی من الجنان فاحزن لحزننا و افرح لفرحنا؛(16) اگر دوست داری در درجات عالی بهشت با ما باشی به حزن ما محزون و به شادی ما شاد باش.»

 

2. شادی ناپسند

بعضی شادی ها که با هدف تکامل انسان هماهنگی ندارد و یا با نگاه و لهو و لعب و اتلاف وقت و هیجان کاذب و آزار دیگران توأم است از نظر آموزه های دینی ناپسند است که به نمونه هایی از آن ها اشاره می شود.

الف: شادی از راه گناه

کسی که با گناه و معصیت خدا به شادی بپردازد در این صورت هم خدا را نافرمانی کرده و هم به گناه به شادی دست یافته است و این بدترین گناه است.

از این رو امام علی (ع) فرمود: «التبهج بالمعاصی اقبح من رکوبها؛(17) شادی به گناه، از انجام دادن آن زشت تر است.»

ب: شادی های تمسخر آمیز

یکی از شادی ها، شادی تمسخرآمیز است. انسانی که با تمسخر و استهزاء دیگران و تحقیر آن ها بخواهد شادی خود یا دیگران را فراهم کند، از باب مثال، پیروان باطل به تمسخر مؤمنان بپردازد قرآن کریم فرمود: «انّ الذین اجرموا کانوا من الذین آمنوا یضحکون؛(18) همانا بدکاران بر اهل ایمان می خندند.»

بدکاران همواره از روی طغیان، کبر و غرور به تمسخر مؤمنان می پردازند و از این راه شادی می کنند.

ج: شادی در برابر لغزش های دیگران

با توجه به این که به طور طبیعی آدمیان در زندگی ممکن است لغزش ها و اشتباهاتی داشته باشند برخی از انسان ها ممکن است با مشاهده لغزش آن ها به شادی پردازند. علی(ع) فرمود: «لاتفرح بسقطة غیرک فانک لاتدری ما یحدث بک الزمان؛(19) به لغزش دیگران خوشحال مشو زیرا تو نمی دانی که زمانه با تو چه خواهد کرد.»

د: شادی به دروغ

یکی از انواع شادی ناپسند، شادی با گفتار دروغ است، پیامبر اکرم(ص) فرمود: «ویل للذی یحدّث فیکذب لیضحک به القوم ویل له، ویل له، ویل له؛(20) وای بر کسی که سخنی دروغین بگوید تا مردم را بخنداند وای بر او وای بر او وای بر او.»

هـ. شادی بر مخالفت از فرمان های پیامبر(ص)

در زمان پیامبر منافقان با مخالفت با آن حضرت به شادی و نشاط می پرداختند قرآن در این باره می فرماید: «فرح المخلّفون بمقعدهم خلاف رسول اللّه و کرهوا ان یجاهدوا باموالهم و انفسهم فی سبیل اللّه...: فلیضحکوا قلیلاً و لیبکوا کثیراً جزاءً بما کانو یکسبون؛(21) بازماندگان و تخلف کنندگان از مخالفت با رسول اللّه خوشحال شدند و کراهت داشتند که با اموال و جان هایشان در راه خدا جهاد کنند، آن ها کمتر باید بخندند و بسیار بگریند چرا که آتش جهنم در انتظارشان است این جزای کارهایی است که انجام می دادند.»

این آیه به این نکته اشاره دارد که منافقان به گمان این که پیروزی به دست آورده اند و با تخلف از جهاد و دلسرد کردن بعضی از مجاهدان به هدفی رسیدند، قهقه سر می دهند و بسیار می خندند، همان گونه که منافقان در هر عرصه و زمان چنین اند ولی قرآن به آن ها اخطار می کند باید کم بخندند و بسیار گریه کنند. گریه برای آینده تاریکی که در پیش دارند، گریه برای مجازات های دردناکی که در انتظار آن هاست. گریه برای این که همه استعدادها و سرمایه عمر خود را از دست دادند و رسوایی و بدبختی و تیره روزی را برای خود خریداری کرده اند.

و: شادی مغرورانه

افراد کم ظرفیت با دست یابی به مال و ثروت و مقام چنان به شادی می پردازند که از خود بی خود می شوند چنانکه قرآن خطاب به قارون می فرماید: «لاتفرح انّ اللّه لا یحبّ الفرحین؛(22) مغرورانه شادی مکن که خدا شادی کنندگان مغرور را دوست ندارد.»

این که ثروت و مقام نباید وسیله ای برای شادی های مغرورانه باشد برای آن است که این ها وسیله اند و از وسایل باید در جهت تکامل و ارتقاء معنوی و رفع نیاز نیازمندان و خدمت به دیگران بهره برداری کند و نیاز خویشتن را نیز برآورده سازد.

فواید شادی

شادی در صورتی که پسندیده باشد فواید فراوانی دارد که به آن می پردازیم:

الف: سلامت روان

سرور و شادی از ابتلا به افسردگی و ناراحتی های روحی و روانی پیش گیری و سلامت روان را تضمین می کند. امام علی(ع) فرمود: «السرور یبسط النفس و یثیر النشاط؛(23) شادمانی موجب انبساط روح و مایه وجد و نشاط می شود.»

ب: رشد معنوی

انسان خسته و بی نشاط در تلاش های معنوی خود احساس لذت نمی کند حضرت علی(ع) فرمود: «ان هذه القلوب تملّ کما تملّ الابدان فابتغوا لهم طرائف الحکمة؛(24) این دل ها همانند بدن ها خسته و افسرده می شوند و نیاز به استراحت دارند در این حال نکته های زیبا و نشاط انگیز برای آن انتخاب کنید.»

ج: سلامت جسم، امنیت اجتماعی و...

شادی علاوه بر سلامت روان، و رشد معنوی موجب سلامت جسم و امنیت اجتماعی و استحکام خانواده می گردد که باید به اهمیت آن در زندگی توجه کرد.

 

راه های شاد زیستن

آدمی در پی آن است که راهکارهایی بیابد تا در پرتو آن بتواند شاد زندگی کند در سال 2008 در سان فرانسیسکو کنفرانسی با حضور دانشمندان، روان شناسان، پزشکان، هنرمندان، فلاسفه و...تشکیل شد که به بررسی موضوع شادی پرداخت این کنفرانس در صدد این بود تا بداند که چگونه می توان شاد بود.

از نظر آن ها مهمترین عواملی که با غلبه بر آن می توان به این کیمیای خوشبختی دست یافت آن است که در آغاز باید موانع شادی را شناخت و سپس راه غلبه بر آن را بیان کرد و آن ها عبارتند از:

1ـ سد اول شادی، پیچیدگی و راه حل آن سادگی است

اگر انسان ها بتوانند سادگی در زندگی را درست مثل دوران قبل از تهاجم تکنولوژی حفظ کنند، مطمئناً نشاط و طراوت آن زمان را نیز خود به خود احیاء خواهند کرد. چرا

 

زمانی که یک خانواده می تواند با یک ماشین به امور زندگی خود رسیدگی کند، به دنبال ماشین دوم است؟ زندگی مدرن امروزی انتخاب متنوع تری را برای افراد به ارمغان آورده است، اما این انتخاب متحمل هزینه های هنگفتی است.

زندگی ساده فضای بیشتری را برای شما ایجاد می کند، آرامش خاطر بیشتری خواهید داشت و مسلماً از زندگی بیشتر لذت خواهید برد.

آن چه دانشمندان در آغاز هزاره سوم مطرح می کنند چیز تازه ای نیست بلکه اسلام در آغاز پیدایش انسان ها را به زهد و ساده زیستی و دوری از تجمّل و اسراف دعوت کرده است.

علی (ع) فرمود: «الزهد فی الدّنیا قصر الامل و شکر کل نعمة والورع عن کل ماحرّم اللّه»(25) زهد و ساده زیستی در دنیا به کوتاهی آرزوها (و دوری از آرزوهای دست نیافتنی) و سپاس نعمت الهی را داشتن و پرهیز از هر چیزی است که خدای سبحان آن را طرح کرده است.

امام صادق(ع) فرمود: «لیس الزهد فی الدّنیا باضاعة المال و لا بتحریم الحلال بل الزهد فی الدنیا ان لاتکون بما فی یدک اوثق منک بما فی ید اللّه؛(26)  زهد در دنیا، به ضایع کردن مال و حلال خدا را حرام کردن نیست، بلکه زهد در دنیا این است که اعتمادت به آنچه در دست خودت است بیشتر از آنچه در دست خداوند عزوجل است نباشد (یعنی اعتماد تو به خدا و آنچه در اختیار او است بیشتر باشد، از اعتماد تو به آنچه در دست خودت است).

درباره اسراف علی(ع) فرمود: «حسن التدبیر مع الکفاف اکفی لک من الکثیر مع الاسراف؛(27) مدیریت خوب و برنامه ریزی درست در صورت کافی بودن معیشت زندگی بهتر است از مال فراوانی که در آن اسراف و زیاده روی باشد و آدم آن را به ولخرجی مصرف کند.»

در برخی روایات دور انداختن هسته ای که می تواند در زندگی مؤثر باشد و دور ریختن آب اضافه از مصادیق اسراف دانسته شده است.

امام صادق(ع) فرمود: «ادنی الاسراف هراقة فضل الماء و ابتذال ثوب الصون و القاء النوی؛(28) کمترین اسراف آن است که انسان آب اضافه بر مصرف را بریزد و لباسی که برای حفظ آبروست (با پوشیدن آن در حال کار) آن را به ابتذال بکشاند و هسته میوه را به دور اندازد.»

در سخن دیگری فرمود: «انّما الاسراف فیما اتلف المال و اضرّ بالبدن؛(29) اسراف و زیاده روی در صورتی است باعث اتلاف مال و زیان رساندن به بدن شود.»

2ـ سد دوم: گام های کمر شکن، راه حل: اندکی مکث و تأمّل

فرهنگی که شما را درگیر شبکه ای از زندگی پیچیده کرده است، مسلماً لحظه به لحظه شما را تعقیب می کند و به تنش و تحرک وا می دارد این موضوع روح و روان شما را خسته خواهد کرد. در حالی که لحظه ای تأمّل، سکوت، آرامش، عبادت و تزکیه نفس کافی است تا باطری خود را شارژ کنید و برای لحظه ای این همه تنش را از تن خود بزدایید. در طول روز ما کاملاً جذب حواس خود هستیم و از توجه به روح خود غافل می مانیم، بنابراین نشستن در محلی ساکت و آرام کردن روح و تنفس عمیق لطف بزرگی است که به خود ارزانی خواهید کرد.

در آموزه های اسلامی انسان برای تحصیل آرامش دعوت به عبادت و تزکیه نفس شده و مأمور شده که گاهی با خود خلوت کند و در حال خلوت به مناجات با خدا و یاد او بپردازد و در اعمال خود تأمّل کرده و به محاسبه نفس بپردازد و آرامش را برای خود به ارمغان آورد.

از این رو در قرآن فرمود: «الا بذکر اللّه تطمئن القلوب؛(30) آگاه باشید که با یاد خدا دل ها آرام می شود.»

در روایات از عزلت و گوشه گیری در برخی شرایط به عنوان عبادت، و وسیله راحتی اهل عبادت و انس با خدا یاد شده است در روایتی آمده است که لقمان حکیم گاه حالت تنهایی را طول می داد به گونه ای که مولای او به وی می گفت: اگر تو با مردم باشی بهتر است تا تنها باشی. وی در جواب گفت: «انّ طول الوحدة افهم للفکرة و طول الفکرة دلیل علی طریق الجنة؛(31) تنهایی طولانی برای اندیشیدن جهت فهمیدن، بهتر است و اندیشه طولانی دلیل و راهنمای راه بهشت است.»

در روایات انسان به محاسبه نفس فرا خوانده شده است.

از این رو علی(ع) فرمود: «ما احقّ الانسان ان تکون له ساعة لایشغله عند شاغل یحاسب فیها نفسه فینظر فیما اکتسب لها و علیها فی لیلها و نهارها؛(32) شایسته است که آدمی ساعتی را به فراغت از کار و تلاش اختصاص دهد که در آن در خود تأمّل کند و به محاسبه نفس بپردازد و در اعمال روزمرّه خود بیندیشد و بیابد که چه چیزی را در شب و روز بدست آورده است.» و در واقع این انسان به خودشناسی بپردازد و بیابد که چه کرده است.

3ـ سد سوم: منفی نگری ؛ راه حل: مثبت اندیشی

زندان کیفری افراد گناهکار اصلاً قابل مقایسه با زندان درونی افراد معمولی نیست. زندان عصبانیت، زندان افسردگی، زندان غرور و زندان دستیابی های پی در پی، شیوه نگرش به زندگی چیزی است که می تواند برای شما یک زندان رها نشدنی ایجاد یا آرامش و شادی را به شما ارزانی کند. آنچه شما می بینید و تجربه می کنید، نگرش شما را تحت تأثیر قرار می دهد.

شما با جهان از طریق حواس و افکار خود ارتباط برقرار می کنید. اگر بتوانید احساس تفکر خود را به گونه ای صحیح مدیریت کنید، جهان را نیز به گونه ای دیگر تجربه خواهید کرد.حق شناسی و سپاس، تزکیه نفس و...از جمله عادت هایی است که

 

می تواند نگرش شما را نسبت به جهان تغییر دهد.

برخی انسان ها پیوسته منفی نگرند و منفی بافند و خود را در حصارهایی از افکار و صفات و رفتارهای منفی می بینند، در تعالیم اسلامی آدمی باید این حصارها را بشکند و خود را از آن افکار منفی برهاند و همه چیز را زیبا ببیند. اسلام برای این، انسان را به این امر توجه می دهد که در مرحله اول به او بینشی صحیح می دهد که حوادث جهان را آزمونی برای رشد و تکامل خود بداند از این رو امام علی(ع) فرمود: «من عرف الدنیا لم یحزن للبلوی؛(33) کسی که دنیا را بشناسد هرگز به خاطر مصیبت و بلا محزون نمی گردد.» و در بیان دیگری فرمود: «الدهر یومان یوم لک و یوم علیک، فان کان لک لاتبطروان کان علیک فلا تضجر؛(34) روزگار دو روز است روزی به نفع تو و روزی به ضرر تو می باشد، پس اگر به سود تو بود با بد مستی کفران نعمت مکن و اگر به ضرر تو بود غمگین مباش.»

آدمی که از ایمان دینی برخوردار است حوادث و رویدادها را ابزاری برای تکامل می داند نه آن که آن را باز دارنده بداند و از این به بهجت و انبساط خاطر می رسد.

4ـ سد چهارم: ناامیدی و سرخوردگی؛ راه حل: امیدواری

مطمئناً امیدواری آسیب رسان نخواهد بود، اما چگونه امیدوار باقی بمانیم؟ داشتن هدف، برنامه و انگیزه برای رسیدن به موفقیت چیزهایی است که به همراه امیدواری می تواند جانبخش و محرک باشد.

افرادی که موفق هستند، هیچ گاه خو را سرزنش نمی کنند.

آنها تنها به حال می اندیشند. این افراد در مدرسه و ورزش نیز موفق تر هستند و کمتر دچار افسردگی و اضطراب می شوند، تحمّل این افراد در مقابل درد بیشتر خواهد بود، اجازه دهید کمی رؤیایی باشید و در رؤیا فرو روید، این می تواند منبعی برای کسب امیدواری بیشتر باشد.

اسلام دین امید و امیدواری است، دینی است که آدمی را از هر نوع یأس و ناامیدی برحذر می دارد و به آدمی گوشزد می کند که به خدا امیدوار باشد و از زبان یعقوب پیامبر خطاب به فرزندانش می فرماید: «لاتیأسوا من روح اللّه فانه لاتیأس من روح اللّه الّا القوم الکافرون؛(35) پسران من از رحمت خدا مأیوس نشوید که از رحمت خدا جز قوم کافر مأیوس نمی شوند.» علی(ع) نا امیدی را بزرگترین بلا می داند و می فرماید: «اعظم البلاء انقطاع الرجاء؛(36) بزرگترین بلاء و گرفتاری قطع امید است.»

5 ـ سرکوب کردن غم و غصه؛ راه حل: واقعی احساس کنید

داشتن دیدگاه مثبت بدین معنا نیست که هرگز به خود اجازه ندهید که احساس غم و اندوه کنید. والدینی که تمام تلاششان این است که فرزندانشان دچار غم و اندوه نشوند، تأثیر برعکس را مشاهده خواهند کرد. بعضی اندوه ها سبب می شود که فرد با محیط سازگارتر شود و در زندگی به سمت جلو حرکت کند. شادی به معنای عدم غم و اندوه نیست. شادی ساختگی اصلاً درست نیست. با سرکوب کردن ناراحتی، شما چیزهای بیشتری را سرکوب خواهید کرد.

حتی احساس مثبت خود را و در نتیجه افسرده تر و مضطرب تر خواهید شد. با بیان ناراحتی روشی نیز برای کنترل آن به دست خواهید آورد.

در آموزه های اسلامی میل و رغبت بی اندازه به مظاهر دنیا، تنگدستی، حسادت، تنبلی و کوتاهی، گناه، چشم به امکانات و توانائهای دیگران دوختن و غم مصایب و حوادث ناگوار، غم از دست دادن منافع، مال و مقام، غم روزی و مانند آن از عوامل حزن و اندوه شمرده شده است و از طریق ایمان به خدا و قیامت و تقویت آن و توجه دادن به نفس غم و غصّه در سلامتی جسم و روح و توصیه به این که دارایی ها امانت الهی است و توجه دادن به ناپایداری دنیا و نعمت های دنیا و پرداخت به عبادت و دعا و مانند آن به مبارزه با اندوه برخاسته است از این رو قرآن می فرماید: «الا انّ اولیاء اللّه لاخوف علیهم و لا لهم یحزنون؛(37) آگاه باشید که بر دوستان خدا نه بیمی است و نه آنان اندوهگین می شوند.»

با توجه به این که اولیاء خدا کسانی هستند که میان آنان و خدا حائل و فاصله ای نیست حجاب ها از قلبشان کنار رفته و در پرتو نور ایمان و معرفت و عمل پاک، خدا را با چشم دل چنان مشاهده می کنند که هیچ گونه شک و تردیدی به دل هایشان راه نمی دهند و به دلیل آشنایی با خدا و جلوه عظمت الهی برای آنان، ما سوای خدا در نظر آنان کوچک و کم ارزش و ناپیدا و بی مقدار می شود و برای همین است که آن ها نه ترسی دارند و نه اندوهی به خود راه می دهند زیرا ترس معمولاً از احتمال فقدان نعمت هایی که در اختیار انسان است و یا خطراتی که ممکن است او را تهدید کند ناشی می شود و غم و اندوه نسبت به فقدان آن امکاناتی است که در اختیار داشته است اما اولیاء الهی تعلّق به دنیا ندارند چون به خدا تعلق دارند از این رو آن ها دچار خوف و اندوه نمی شوند بر این اساس است که آن ها واقع بینند و احساس آنها نسبت به جهان و آن چه که در آن است واقعی است.

6ـ سد ششم: گوشه گیری ؛ راه حل: گسترش ارتباطات

گسترش شبکه ارتباطی چه ربطی به شادی دارد؟

مطمئناً بیشتر از آنچه درک می کنید، مؤثر است. طبق مطالعه ای 20 ساله بر بیش از 4000 نفر ثابت شده است که نه تنها شادی شما تحت تأثیر دوستان شما است، بلکه دوست دوستتان و حتی کسانی که تاکنون ندیده اید نیز در این زمینه مؤثر هستند و نقش ایفا می کنند.

شاید درست مثل ویروسی است که به راحتی و به سرعت در بین شبکه افراد پخش و گسترده می شود.

اگر ارتباط خود را با دیگران محدود کنید و تنها به خود و مشکلات خود فکر کنید. بعد از مدتی تصور خواهید کرد که این مشکل تنها از آن شماست.

در حالی که این طور نیست. شما و مشکلات شما چندان منحصر به فرد نیست. کافی است ارتباط خود را با مردم افزایش دهید تا متوجه شوید که آنها نیز چنین مشکلاتی را تجربه کرده اند و چه بسا در این ارتباط راه حل مؤثری نیز کشف کنید.

در تعالیم اسلامی آدمی به حضور در اجتماع و گزینش دوستان و همنشینان فرا خوانده شده است در مرحله اول انسان ها را به ازدواج و تشکیل کانون خانواده و رهایی از عزوبت فرا خوانده است و ثانیاً ما را به معاشرت و ارتباط با دیگران دعوت کرده است و حدود این ارتباط را نیز مشخص کرده است.

 

نتیجه گیری:

با توجه به مجموعه مطالبی که در این نوشته به قلم آمد. مبیّن این مطالب است که اولاً شادی و غم از هیجان های انسان است که محور رفتار وی در زندگی است و ثانیاً شادی از نیازهای ضروری آدمی است و دین اسلام به عنوان دلیل فطری بودن به همه نیازهای انسان از جمله به شادی پرداخته است.

و ثالثاً با عنایت به این که شادی گاه پسندیده و گاه ناپسند است ما را به ویژگی های شادی های پسندیده و حدود شادی های ناپسند آگاه کرده است.

و رابعاً به راهکارهای تحقق بخشیدن به شادی در زندگی که انسان عصر هزاره سوم نیز به آن توجه کرده در متون دینی، ما را به آن تعلیم داده است.

بنابراین آن چه که می تواند شادی را برای انسان به ارمغان بیاورد عبارتند از:

1ـ ایمان به خدا

2ـ رضایت و تحمّل

3ـ عبادت

4ـ هدفمندی زندگی

5 ـ مثبت نگری

6ـ اعتماد به نفس

7ـ خوش بینی

8 ـ امید

9ـ مسافرت

10ـ ورزش و امثال آن است که باید انسان مسلمان تلاش کند تا این ویژگی را در زندگی خود ایجاد نماید و از این طریق شادی را در زندگی خود مشاهده کند و حتی در برخورد با دیگران به گونه ای برخورد کند که بشّاش و شاد جلوه کند و از این راه باعث جلب دوستی دیگران شود.

 

 

پی نوشت ها:ـــــــــــــــــــــــ

1. انگیزش و هیجان، جان مارشال ریو، ترجمه سید یحیی محمّدی، ص 367.

2. شادی و زندگی، مهدی بهادری نژاد، ص 32.

3. مقالات فلسفی، ج 2، ص 66.

4. تحف العقول، ص 409.

5. غررالحکم، ج 4، ص 136.

6. وسایل الشیعه، ج 11، ص 422.

7. سوره اسراء، آیه 36.

8. بحارالانوار، ج 79، ص 246.

9. بحارالانوار، ج 77، ص 52.

10. اصول کافی، ج 2، ص 188.

11. همان، ص 188.

12. همان، ص 189.

13. همان، ص 191.

14. همان، ص 192.

15. نهج البلاغه، نامه 66.

16. بحارالانوار، ج 44، ص 286.

17. میزان الحکمه، ج 3، ص 463.

18. سوره مطففین، آیه 29.

19. میزان الحکمه، ج 7، ص 149.

20. بحارالانوار، ج 7، ص 88.

21. سوره توبه، آیه 81 ـ 82.

22. سوره قصص، آیه 76.

23. غررالحکم، ج 2، ص 113.

24. نهج البلاغه، حکمت 188.

25. میزان الحکمه، ج 4، ص 251.

26. همان، ص 252.

27. همان، ص 445.

28. همان،ص 448.

29. همان،ص 448.

30. سوره رعد، آیه 28.

31. میزان الحکمه، ج 6، ص 229.

32. همان، ج 2، ص 407.

33. نهج البلاغه،ابن ابی الحدید، ج 20، ص 447.

34. میزان الحکمه، ج 2، ص 387.

35. سوره یوسف، آیه 87.

36. میزان الحکمه، ج 10، ص 761.

37. سوره یونس، آیه 62.

 مجله  پاسدار اسلام  اسفند 1387 و فروردین 1388 - شماره 327 و 328 

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.