جنگ تحمیلی و شکل گیری هویت جدید معنوی

1- معنویت گرایی و روحیه ملی

خصوصیات زمان جنگ تحمیلی با دوران پیش از آن، حاکمیت بالای روحیه معنوی در جامعه و به ویژه در میادین جنگی بود. آموزه های دینی در خلق انگیزش های جنگی، از بیشترین کارایی برخوردار بودند. نقش چنین انگیزش هایی در شرایطی که جنگ به «جنگ فرسایشی» تبدیل شده بود، انکارناپذیر بود. تمامی رفتارها و روندهای حاکم بر شرایط جنگی متأثر از مفاهیم معنوی و مذهبی بود و این آثار در تمام عملیات ها(از جمله در نام ها)، شعارهای جبهه، سخنرانی های فرماندهان نظامی و سیاسی و در تمامی کلمات و عبارت های توده مردم مشهود بود. هدف عالیۀ رزمندگان، ایثارگری در راه عقیده و میهن اسلامی بود. عناصر مذهبی نظیر ادعیه های مذهبی، ائمه معصومین و.. . توانایی روحی آنها را دوچندان می ساخت.

الگوی مدیریت امام خمینی (ره) بر آموزه های دینی و روان شناختی مردم ایران قرار داشت. ایشان با بهره گیری از اصول روان شناختی می کوشیدند آرامش کشور و ملت را در شرایط حاد و بحرانی حفظ کنند و از سوی دیگر توانستند با استفاده از نفوذ خود در میان مردم و با بهره گیری از باورهای دینی شان، به بهترین وجهی آنها را برای حضور در جبهه های جنگ بسیج کنند.[1] ایشان به شیوه ای بسیار ساده و قابل فهم مسائل جنگ و مشکلات مربوط به آن را با مردم در میان گذاشتند و از فرهنگ دینی در شناساندن جنگ بهره می بردند. معرفی جنگ ایران و عراق به جنگ اسلام و کفر، تعبیر دفاع مقدس از دفاع ایران در مقابل دشمن، معرفی صدام به مهره و عامل شیاطین، مقایسۀ شهدای جنگ تحمیلی با شهدای کربلا، انتساب فتح خرمشهر به عوامل ماورای طبیعی، تعابیری بودند که از یک سو برای عموم مردم قابل درک و فهم بود و از سوی دیگر عرق مذهبی و دینی آنها را نشانه می رفت.[2]

2- بسیج و انسجام سیاسی

در جنگ تحمیلی به خوبی این مسئله مشهود بود که جنگ به عنوان یک فرصت برای تجمیع منافع و دستیابی به وفاق ملی بود. در فاصلۀ کوتاهی، مشکلات اولیۀ انقلاب در برخی مناطق و نیز در درگیری های سیاسی فروکش کرد و جای خود را به وحدت و انسجام سیاسی برای دفاع از کشور داد. دفاع مقدس به خلق یک هیجان ویژۀ تاریخی منجر شد که اقتدار پیچیده، درونی و سرنوشت سازی را به نمایش گذاشت. بی تردید مشابه فضای عاطفی و احساسی زمان جنگ، کمتر در تاریخ کشور تکرار شده و با گذشت حدود دو برابر از عمر جنگ تا به حال، هنوز خاطرات و غرور ناشی از افتخارات جنگی در دفاع مقدس، هیجان انگیز و قابل ستایش تلقی می شود. ایجاد همبستگی و انسجام سیاسی و تداوم آن در تمامی سال های جنگ، نتیجۀ بلافصل حاکمیت چنین فضای عاطفی و لطیفی بود. بی تردید نقش نیروهای مردمی در مقاومت هشت ساله، برجسته ترین متغیر ملی در تحولات جنگی بود. هویت مذهبی مردم و رابطۀ دوسویه میان رهبری نظام با اقشار مختلف مردم، در خلق بسیج عمومی و انسجام سیاسی تعیین کنندۀ بود؛ به ویژه تفسیر نظام از نوع حکومت موجود به «حکومت مستضعفان و محرومان»، عالی ترین شکل مشروعیت بخش نظام محسوب می شد. در گفتمان نظام این تعبیر و تفسیر به حفظ امنیت نظام منجر می شد.

صداقت گفتاری و رفتاری رهبری در مطرح کردن خدمت به محرومان و پابرهنه ها، با پیروی و آمادگی همگانی پاسخ داده می شد. امام خمینی(ره) می گفتند: «این از خاصیت حقوق محرومان است که نه از این ابرقدرت ها می ترسند و نه از آن ابرقدرت ها می ترسند و از جنگ هم نمی ترسند. شما خیال می کنید که اگر در زمان سابق یک همچون جنگی پیش می آمد وضع ایران این نحو بود که مردم بایستند. حکومت مردمی یکی از خاصیت های بزرگش این است که خوف در دلشان نیست».[3]

3- فرهنگ شهادت طلبی

تأثیر شگرف فرهنگ پربار شهادت در گسترۀ جهان بینی اسلام ناب محمدی از جلوه های ممتازی برخوردار است. فرایند این تأثیر در حوزه های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، نظامی و اقتصادی قابل مشاهده است. یافته ها و دستاوردهای تاریخی از صدر اسلام تاکنون، بیانگر این واقعیت شگرف است که فرهنگ شهادت طلبی کارآمدترین و مؤثرترین عنصر در پیشبرد اهداف و حفظ ارزش ها و مقابله با دشمنان اسلام بوده است. فرهنگ شهادت طلبی یعنی باور به خدا و معاد، اعتقاد راسخ بر درستی و حق بودن راه اسلام ناب محمدی، ایستادگی در مقابل دشمن، ایثار و فداکاری برای حفظ ارزش های انقلاب و اسلام ناب.

امام خمینی(ره) در این باره می فرمایند: «ما بندگان خدا هستیم و در راه او حرکت و پیشروی می کنیم. اگر شهادت نصیب شد، سعادت است، و اگر پیروزی نصیب شد، سعادت است».[4] ایجاد روحیۀ شهادت طلبی و ایثار، به این دلیل در فضای مملو از معنویت در جبهه ها طبیعی و منطقی بود که بهره گیری نظام از مفاهیمی نظیر عاشورا و امام حسین(ع) در حد اعلی می توانست پیروان را به گذشتن از جان خویش رهنمون سازد.

جیمز بیل در تحلیل خود از جنگ تحمیلی می گوید: «در مبارزه برای دفاع از کشور، مذهب، رهبر و انقلاب خود، مردم ایران بارها تمایل خود را به آخرین حد ایثار، یعنی پذیرش مرگ در صورت لزوم نشان داده اند. در این مفهوم فرهنگی، قدرت گذشتن از جان خود، گاهی اوقات می تواند تواناتر از قدرت کشتن باشد»[5]

سخن بیل در واقع ترجمۀ این جمله نمادین در انقلاب اسلامی است که «خون بر شمشیر پیروز است». وی در بررسی نقش حیاتی روحیۀ شهادت طلبی در مقاومت نیروهای ایرانی از سخن ژنرال جورج مارشال کمک می گیرد که زمانی گفته بود: «می توان تمام تجهیزات موجود در جهان را در اختیار داشت؛ اما همۀ آن بدون برخورداری از روحیه، عمدتا بی اثر است».[6]

امام خمینی(ره) باتوجه داشتن به قیام و شهادت امام حسین (ع) چند روز پیش از آغاز جنگ تحمیلی چنین گفته بود: «با اوضاع فعلی جهان این یک استثنای تاریخی است که با مرگ و شهادت و شکست مطمئنا هدف ما شکست نمی خورد»[7]

در بطن فرهنگ شهادت طلبی جبهه، اسطوره یابی و الگوسازی موج می زد. پیرو نوع نگاه مردم در فرایند انقلاب اسلامی با امام(ره)، در طول جنگ نیز ایشان الگویی تمام عیار تلقی می شد. الگوپذیری مردم و رزمندگان از امام(ره) کاملا وابسته به اعتماد بالایی بود که به قدرت رهبری ایشان در مسائل مختلف و بحران های حاد سیاسی و فرایندهای جنگی پیدا کرده بودند. برخورداری امام خمینی(ره) از سه ویژگی«تقدس»، «مبارزه»و«مظلومیت»که ایشان را به اسطوره های مذهبی شیعه نظیر امام علی(ع) و امام حسین(ع) کاملا نزدیک می ساخت، زمینه های جانشین سازی شخصیت وی را با الگوهای کاریزمایی موجود در فرهنگ شیعی فراهم می ساخت.[8]

در کنار امام(ره) بسیاری از فرماندهان و شهدای جنگ نیز به مرور زمان به خاطرات ارزشی و الگوهای عملی رزمندگان تبدیل می شدند. شهدایی نظیر شهید فهمیده، شهید همت، شهید باکری و.. . کم کم جزئی از فرهنگ جنگ و شهادت قرار گرفتند. در فرهنگ رزمندگان این نمونه ها نیز در مقام الگو و سرمشق، به اسطوره هایی نظیر حر و مالک اشتر تبدیل می شدند.[9]

آنچنان شهادت طلبی در تمام شهرها و روستاها ریشه دوانده بود که شهدای برجسته هر شهر و دیاری رمز وحدت مردمان هر سامان و دیاری به حساب می آمدند. دیگر مرد و زن هویت خود را در ارج ها و ارزش های منحط و منسوخ قدیم نمی دیدند. مردمی که در طول هزار و چهارصد سال مظلومیت علی علیه السلام و امام حسین علیه السلام را پای منابر فریاد می کردند اینک فرصتی فراهم شده بود تا با احیای آن ارزش ها-آنچه را داشتند-سخاوتمندانه در خدمت فرهنگ جنگ قرار دهند. بنابراین اشک ریختن صرف در زنده نگه داشتن یاد و حماسۀ بزرگان اسلام به موتور حرکت فرهنگ انقلاب تبدیل شد، موتوری که توان بی نظیری را در برابر معاندان داخلی و تمام دولت های شرور خارجی ایجاد کرد.

برخی از آثار سودمند فرهنگ شهادت طلبی عبارتند از: امید؛ قیام به حق و دفاع از ارزش های الهی؛ تعهد و مسئولیت؛ خودباوری؛ بی تفاوت نبودن نسبت به مداخله های خارجی؛ حماسه سازی.

4- تسلیم ناپذیری و رویکرد عدالت محورانه

براساس معیارهای متعارف قدرت، پیروزی نیروهای ایرانی بر حریف امکان پذیر به نظر نمی رسید؛ به ویژه اینکه وجود ارادۀ بین المللی مبتنی بر حمایت از عراق و جلوگیری از پیروزی ایران به این مسئله دامن می زد. به رغم تجسم این واقعیت در مراحل مختلف جنگ، ایران همواره به پیگیری سیاست های خود اصرار می ورزید. باید اشاره کرد که پذیرش ارادۀ بین المللی بدون ایفای حق خویش، تنها بر مبنای تسلیم و سازش تفسیر می شد و به این دلیل به شدت با روحیۀ ملی در تضاد قرار داشت.[10] تلاش ایران برای گرفتن حق خویش و تسلیم ناپذیری، به شدت از رویکرد عدالت محورانۀ انقلاب اسلامی متأثر بود. براین مبنا روندهای بین المللی به دلیل حاکمیت ناشی از بی عدالتی همواره مورد اعتراض قرار می گرفت. باتوجه به آموزه های دینی مبنی بر گرفتن حق از زورمندان، مردم ایران هیچ گاه زیر بار ستم ابرقدرت ها نرفته و حاضر به تسلیم شدن در برابرشان نبودند و این رویه را تا پایان جنگ ادامه دادند. حمایت از ملت های مظلوم و حمایت از نهضت های آزادی بخش همگی از نمودهای عدالت محوری نظام ایران بودند.

5- مبارزه با نظام سلطه و پشتیبانی از مستضعفان

بدون تردید جنگ روحیۀ از پیش بازندۀ ایرانیان را در طول سال های قبل از بین برد و منجر به شکل گیری فضای ذهنی خودباوری بین مردم شد. ایران باتوجه به دارا بودن منابع غنی زیرزمینی همواره مورد توجه استعمارگران بود و آنها هم باتوجه به قدرت نظامی خود همواره کشور را زیر سلطه خود داشتند؛ اما ظهور انقلاب اسلامی و در پی آن بروز جنگ تحمیلی و حضور رهبری کاریزما، روحیۀ خودباوری مردم را بار دیگر زنده کرد. ملت ایران با کنار زدن و با پیروی از ارزش های معنوی همواره در سخت ترین شرایط روحیۀ خود را حفظ کرده و در مقابل دشمن ایستادند و باتوجه به نمودهای دینی مبنی بر حمایت از مستضعفان، ضمن مبارزه با ابرقدرت ها همواره از مظلوم در برابر ظالم دفاع کرده و خواهان بازپس گیری حق مظلوم بودند.[11]

طبق دیدگاه سازه انگاران می توان گفت در طول جنگ، هویت بیشتر به عنوان یک شالوده یا سازه اجتماعی در نظر گرفته شد. هویت جنبۀ ذهنی به خود گرفت و در جریان مراوده ها، تعامل ها و آمیزش های اجتماعی شکل گرفت. می توان گفت انقلاب اسلامی و در پی آن جنگ تحمیلی با وارد کردن سازه های جدید در اذهان مردم منجر به شکل گیری هویت سیاسی جدیدی بین آنها شدند. همان گونه که اشاره شد نمود این سازه های ذهنی را می توان در شکل گیری همبستگی و اتحاد ملی، شناخت دشمن، الگوپذیری و تغییر مفهوم قدرت از بعد سخت افزاری به بعد نرم افزاری اشاره کرد. در ادامه به هریک از آنها اشاره خواهیم کرد.

6- همبستگی و اتحاد ملی

بدون تردید فضای بین الاذهانی شکل گرفته بین مردم در طول جنگ منجر به تقویت وحدت ملی و ایجاد همبستگی و بسیج عمومی شد. در حالی که بعد از انقلاب اسلامی و تا پیش از آغاز جنگ، فضای ملتهبی را چه در عرصه سیاسی و چه در عرصه عمومی شاهد بودیم و گروه های سیاسی هریک سودای قدرت و برتری در سر داشتند. مردم نیز در این فضا گرفتار شده بودند و قادر به برون رفت از آن نبودند؛ اما با آغاز جنگ به یکباره پیوند عمیقی بین ملت ایجاد شد که در پیشبرد جنگ بسیار مؤثر بود. امام خمینی(ره) نیز در سخنرانی در جمع اقشار مختلف مردم در این باره فرمودند: «جنگ هم مسئله ای بود که انسان خیال می کرد که یک غائله ای است برای ما، لکن معلوم شد منافعش بیشتر از ضررهایش است. آن انسجامی که در اثر جنگ بین همه قشرها پیدا شد و آن معنای روحانی و معنوی که در خود سربازان عزیز ارتش و ژاندارمری و سپاه به نمایش گذاشته شد و آن روح تعاونی که در همه ملت از زن و مرد در سرتاسر کشور تحقق پیدا کرد، به دنیا فهماند که این مسئله ای که در ایران است با همه مسائل دیگر جداست. اینجا از باب اینکه اصل نهضت را خود ملت برپا کرده و به ثمر رساندش هم به دست ملت بوده، چیزهایی که بر ضرر این نهضت و بر ضد انقلاب است، باز به دست خود ملت از سر راه برداشته می شود».[12] بدون تردید همدلی و یکپارچگی مردم یکی از اثرات انکارنشدنی جنگ تحمیلی است که در تثبیت انقلاب بسیار مؤثر بوده است.

7- شناخت دشمن

از منظر سازه انگاران در ماهیت هویت نوعی پارادوکس هست؛ زیرا هویت همواره حاصل عناصری ایستا و پویاست که در شبکه معنایی در شرایط برتری و استیلا، مفاهیم خودش را به درون شبکه معنایی دیگر می فرستد و آن را دچار تعارض می کند و منجر به فروپاشی هویت و جایگزینی آن با هویتی جدید می شود. از این منظر می توان گفت که قبل از انقلاب و تا حدودی بعد از انقلاب تا مرحله پیش از جنگ ما شاهد هویتی چندگانه و به نوعی بیشتر متمایل به غرب و مبتنی بر مدرنیسم را تجربه کردیم.[13] با ظهور انقلاب اسلامی و پس از آغاز جنگ تحمیلی، نمادهای هویت قبلی مبتنی بر غرب گرایی و ایجاد رابطه با غرب هم در عرصه داخلی و هم خارجی و هم در بین مردم و هم مسئولان و نخبگان به سمت فروپاشی رفت و هویت سیاسی جدیدی به وجود آمد؛ هویتی که چهارچوبۀ آن بر مبنای اسلام بود و در این راستا هر نوع وابستگی به غیر طرد شد.

در منظر سازه انگاران هویت به کیستی و چیستی یک ملت مربوط می شود و به نوعی متمایز کردن خود از دیگران است. در چهارچوب سازه هویتی جدید، غرب در زمره غیر و دیگری قرار گرفت؛ چراکه با ظهور انقلاب اسلامی هرچند نامحسوس اما بنای مخالفت با نظام حاکم در ایران را داشت. جنگ تحمیلی در هر صورت فرصتی بود تا این دیگری پرده و نقاب از روی صورت خویش را بردارد و هویت خود را برملا سازد. با کمک های مالی و نظامی و تسلیحاتی فراوانی که در طول جنگ تحمیلی به عراق شد، مشخص شد که غرب و امریکا بدون تردید ضدایران و حکومت و مردمش هستند. بدون تردید فهم این نکته که چه کسی و چه کشوری خواهان عدالت و برابری و مساوات است و چه کشوری مروج بی عدالتی و مبلغ ظلم و ستم در جهان است، بسیار اهمیت داشت و بر نوع روابط ایران با آن کشورها تأثیر می گذاشت. جنگ تحمیلی عامل و سبب ساز این مسئله شد که مردم و مسئولان به درک و شناخت درست نسبت به سایر کشورها برسند. در همین رابطه امام خمینی (ره) فرمودند: «ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت کرده ایم، ما در جنگ پرده از چهره تزویر جهانخواران کنار زدیم، ما در جنگ دوستان و دشمنان خود را شناختیم.. .»[14]

از دید سازه انگاران هویت های بالقوه بخشی از رویه های سازنده دولتند و بنابراین مولد کنش های آنها در داخل و خارج هستند. هویت ها به هر دولت برداشت هایی از دیگر دولت ها، سرشت، انگیزه، منافع و نقش هایشان در بافت سیاسی مشخصی را می دهند؛ بنابراین می توان گفت دولت های گوناگون براساس هویت های هریک از دولت های دیگر رفتار متفاوتی دارند و الگوهای متفاوتی از رفتار شکل می گیرد؛ به مثابه آن رفتاری که پس از انقلاب اسلامی و آغاز جنگ تحمیلی از سوی کشورهای غربی دیدیم که باتوجه به ماهیت دینی حکومت ایران و هویت دینی برخاسته از اسلام، منافعشان در تعارض با ایران قرار گرفت و لذا درصدد رفع این خطر برآمدند. جمهوری اسلامی ایران هم باتوجه به قطعی شدن این نکته که غرب و امریکا در زمره دشمنان قرار دارند، راه خود را از این کشورها جدا کرد. در هر حال شناخت دشمن از موهبت هایی بود که در جنگ تحمیلی به آن پی برده شد.

8- الگوپذیری

از منظر سازه انگاران حیات اجتماعی را نمی توان در ابعاد مادی محدود ساخت بلکه باید گفت کنش انسانی و معنای اجتماعی است که به شرایط و چهارچوب های مادی شکل می دهد؛ به عبارت بهتر، مردم چیزها را معنا می کنند و رفتار خود را براساس ادراکی که از آن چیز دارند تنظیم می کنند. مردم ایران هم با درک اسلام واقعی و الگوپذیری از پیامبر(ص) و ائمه معصومین و به ویژه امام علی(ع) و امام حسین(ع) به درکی و نگاهی فراتر از نگاه مادی در زندگی رسیدند. با بازشدن افق جدیدی فراسوی مردم در انقلاب اسلامی و توجه به ابعاد معنوی زندگی انسانی، توجه به مادیات و تمایلات جسمانی کمتر به چشم می آمد و جنگ تحمیلی فرصت بسیار مناسب بود تا با تأسی از سیرۀ امام حسین(ع) در برپایی قسط و عدالت و الگو گرفتن از او به دفاع از اسلام و حقانیت اسلام بپردازند.[15]

جنگ تحمیلی عرصه ای بود که در آن، «دین»تمام هنر خود را به نمایش بگذارد و هدف انقلاب اسلامی تحقق یابد؛ زیرا از انسان های چسبیده به خاک، آدم هایی ساخته شد که فقط با رسیدن با نزدیکی با خدا آرام می گرفتند و برای این منظور، جسم و جان خود را نه با اختیار که با گریه و التماس هدیه می کردند. بعضی دیگر که تحمل تدریجی فدا شدن را نداشتند در صف مین می ایستادند تا یک باره همۀ وجود خود را فدا کنند. این پدیده نوظهور که با الگوپذیری از قیام کربلا و روز عاشورا بود در جامعه ای اتفاق افتاد که طی چند دهه حکومت پهلوی، فرهنگ امریکایی و غربی تا اعماق فرهنگ جامعه نفوذ کرده و آن را آلوده ساخته بود.[16]

حضرت امام خمینی(ره) در این زمینه می فرمایند: «ما عقب ماندگان و حیرت زدگان و آن سالکان و چله نشینان و آن عاقلان و آن متفکران و اسلام شناسان و آن روشنفکران و قلم داران و آن فیلسوفان و جهان بینان و آن جامعه شناسان و انسان یابان و آن همه و همه با چه معیاری این معما را حل و این مسئله را تحلیل می کنند که از جامعه مسمومی که در هر گوشۀ آن عفونت رژیم ستم شاهی فضا را مسموم کرده بود، یک همچو جوانان سرشار از معرفت خدایی و سر و پا عشق به خدا که با تمام وجود داوطلب شهادت و جان نثاری برای اسلام هستند، شکل بگیرد».[17]

9- تغییر مفهوم قدرت از سخت افزاری به نرم افزاری

تقابل دو چهرۀ سخت افزاری و نرم افزاری قدرت پیوسته در طول تاریخ انقلاب اسلامی و پس از آن خودنمایی کرده است؛ دو چهره ای که هرکدام خاستگاهی متفاوت و متناقض دارند. یکی از ابزارهای مادی قدرت به ویژه قدرت نظامی، حمایت های قدرت های بزرگ خارجی و اقتصاد رانتی(نفت) متکی است و دیگری ثقل اتکای خود را اتکال به خدا و اعتماد به مردم قرار داده است. امام خمینی(ره) به عنوان سکاندار کشتی انقلاب اسلامی در طول جنگ نیز همانند گذشته با روحیه دادن به ملت ایران، احیای روحیۀ جهاد و شهادت و بهره گیری از حماسه تاریخی عاشورا، ضمن بسیج همگانی، بستر دفاعی همگانی و هویت سیاسی جدیدی را بین مردم فراهم ساخت.

تحمیل جنگ تحمیلی که نوعا در برخی انقلاب ها به عنوان جنگی خارجی مطرح می شود چندان دور از انتظار به نظر نمی رسید؛[18] چراکه جنگ به تعبیر کلازویتس استرتژیست معروف«بررسی ادامه سیاست است منتهی به نوعی دیگر»[19]

به عبارت دیگر تحمیل جنگی نابرابر به نظامی نوپا و انقلابی از سوی بازیگران سیاسی و به ویژه امریکا، ادامۀ همان سیاست های خصمانۀ پیشین آنهاست که این بار شکل نظامی و قهرآمیز به خود گرفته است. این اقدام چندان دور از انتظار نمی نمود؛ چرا که به تعبیر فیل ویلیامز از قول یک دیپلمات امریکایی: «ما(امریکایی ها) بحران ها را به وجود می آوریم و از آنها لذت می بریم.. . اما چرا؟من نمی دانم و دلم می خواست می دانستم. ما آنها را دوست داریم. می دانم که خودم از آن لذت می برم. بحران با خود نوعی احساس بلندمرتبگی می آورد»[20]

تحمیل جنگ بر نظام نوپای ایران، آن هم به صورتی کاملا نابرابر یادآور تقابل اراده و رویارویی دو چهرۀ سخت افزاری و نرم افزاری قدرت بود. این جنگ تبلور و تجلی خصومت حزب بعث و یاران مرتجع عرب منطقه نبود بلکه پوششی برای وارد کردن ضربات کاری بر پیکر انقلاب اسلامی از سوی قدرت های استکباری بود که مطلقا منافع خود را در ایران و سطح منطقه ازدست رفته می دیدند.

هویت جدید سیاسی شکل گرفته در میان مردم ایران که متأثر از حماسه های تاریخی - مذهبی همچون قیام امام حسین(ع) و فلسفه وجودی عاشورا که همان جلوه هایی از قدرت نرم افزاری بودند، توانست تمامی استراتژی های دشمن را متوقف سازد. در زمینه قدرت نرم ایجاد شده توسط مردم جیمز بیل در مقاله ای می نویسد: «خمیرمایه روحیه بالا که پشتوانۀ تلاش های جنگی ایران است در مفاهیم جهاد و شهادت نهفته است».[21]

جنگ تحمیلی توانست فضای ذهنی مشترکی را بین مردم ایجاد کند. آن فضای ذهنی که دیگر برخلاف نظریه های واقع گرایان، بر قدرت های ظاهری و مادی تأکید نمی کردند و قدرت دیگری را شکل می دادند، و بر مبنای نگاه ارزشی و معنوی، شکل گیری هویتی جدیدی را سبب شد و مردم ایران را به این باور رساند که با تعامل و اتکا به خداوند قادر به چیره شدن بر دشمن هستند و در نهایت هم این امر محقق شد. می توان گفت این هویت سیاسی شکل گرفته بین مردم بدون تردید متأثر از جنگ تحمیلی و انقلاب اسلامی و تأثیرات امام خمینی(ره) است؛ در این رابطه می توان به تعبیر جان ال اسپوسیتو اشاره کرد که می گوید: «دوستان و دشمنان همانند هم توافق دارند انقلاب ایرانیان تأثیری اساسی بر جهان اسلام و غرب داشته است. برای بعضی ها این انقلاب منبع الهام و تحرک و برای برخی دیگر، ایران انقلابی نماد تهدید شومی برای اثبات خاورمیانه و امنیت غرب قرار گرفته است».[22]

پی نوشت ها

[1] مقدمه ‌ای‌ بر‌ الگوی مدیریت جنگ توسط امام خمینی(ره)»، فصلنامه نگین ایران، ش 1، صص 22-1.  مهدی زاده، اکبر؛ 1381: 8-5.

[2] «هویت ملی و دفاع مقدس»، فصلنامه مطالعات ملی، س 8، ش 3، صص 122-99.  ولی‌پورزرومی، سید حسین، 1384: 118.

[3] صحیفه امام خمینی، 1374، ج 25: 54.

[4] صحیفه امام خمینی، 1379، ج 51: 242.

[5] «جنگ‌، انقلاب‌ و روحیه، قدرت ایران در جنگ خلیج فارس»، در مجموعه مقالات بازشناسی جنبه‌های‌ تجاوز‌ و دفاع‌، تهران: دبیرخانه کنفرانس بین‌المللی تجاوز و دفاع.  بیل، 1367: 420.

[6] همان: 423.

[7] صحیفه امام خمینی، 1374، ج 25: 84.

[8] فرهنگ شیعی و کاریزما در انقلاب اسلامی»، مجله اطلاعات سیاسی-اقتصادی‌، ش 138‌-137، صص 74-50.  حسینی، حسین، 1375: 59-52.

[9] «الگوسازی‌ در‌ دوران جنگ تحمیلی»، فصلنامه نگین ایران، ش 5، صص‌ 47‌-23‌.  نبوی، سید عبدالامیر 1382: 37-29.

[10] «مبانی‌ رفتار دفاعی ایران در جنگ‌ هشت ‌ساله‌«، فصلنامه نگین‌ ایران‌، ش 2، صص‌ 54-30. قربانی، قدرت الله 1381: 25.

[11] درآمدی بر نظر سیاسی امام خمینی‌(ره‌)، دهشیری، محمدرضا، 1380: 132.

[12] صحیفه امام خمینی، 1364، ج 15: 51.

[13] «مبانی‌ رفتار دفاعی ایران در جنگ‌ هشت ‌ساله‌«، فصلنامه نگین‌ ایران‌، ش 2، صص‌ 54-30.  قربانی، قدرت الله، 1381: 40.

[14] صحیفه امام خمینی، 1370، ج 21: 283.  

[15] «علل و عوامل بروز جنگ‌ تحمیلی‌«، فصلنامه بررسی‌های نظامی، ش 14، صص‌ 121‌-97‌.  محمدی، منوچهر، 1378: 98.

[16] «برخی ارزش‌ها و ثمرات جنگ تحمیلی».  مجموعه مقالات جنگ تحمیلی، تهران: دانشکده فرماندهی و ستاد معاونت تحقیق و پژوهش.  اردستانی، حسین، 1373: 119-118.

[17] صحیفه امام خمینی، 1364، ج 15: 27.

[18] «علل و عوامل بروز جنگ‌ تحمیلی‌«، فصلنامه بررسی‌های نظامی، ش 14، صص‌ 121‌-97‌.  محمدی، منوچهر، 1378: 100

[19] سیاست خارجی جمهوری اسلامی‌ ایران‌، ازغندی، علیرضا، 1374: 29.

[20] استراتژی معاصر(نظریات و خط مشی‌ها)، بیلیس، جان و دیگران، مترجم:هوشنگ میرفخرایی، 1373: 205.

[21] «جنگ‌، انقلاب‌ و روحیه، قدرت ایران در جنگ خلیج فارس»، در مجموعه مقالات بازشناسی جنبه‌های‌ تجاوز‌ و دفاع‌، تهران:دبیرخانه کنفرانس بین‌المللی تجاوز و دفاع. بیل، جیمز، 1367: 420.

[22] استراتژی معاصر(نظریات و خط مشی‌ها)، بیلیس، جان و دیگران، مترجم:هوشنگ میرفخرایی، 1373: 236.

منبع : مجله: مطالعات ملی، پاییز 1391 - شماره 51

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.