زمينه‏ سازان آرمان رسول (ص)

آرمان هاى رسالت
قرآن كريم- محكم ترين سندِ مسلمانى ما- رسول الله (ص) را «خاتم النبيين» 1 و داراى امكاناتى اختصاصى چون «رحمة للعالمين»، 2 «خُلُق عظيم» 3 و ... همراه با برنامه هايى چون تعليم، تزكيه، 4 حكومت: «لتحكم بين الناس» 5 معرفى كرده كه همه اينها براى اهداف و آرمان هايى بلند و الهى است. از جمله اين آرمانها: 1. حيات طيبه مسلمين، 6 2. برانگيزاندن مردم به قسط و عدل، 7 3. خليفه زمين كردن مسلمين  8 و 4. ظهور تام دين اسلام بر همه اديان الهى و بشرى معرفى مى كند.

آيا اين آرمان ها محقق شده است؟

سؤال اساسى اين است كه آيا اين اهداف و آرمان هاى آخرين فرستاده خدا در زمين محقق شده است؟ آرمان هاى اخروى مثل عبوديت و يقين و سعادت از اين بحث بيرون اند. سنخ آرمان هاى شمرده شده همه زمينى و اين جهانى هستند ولو وجهه آسمانى دارند و مقدمه آن جهانى شدن باشند.

در بين اين آرمان ها «لنحيينّه حياةً طيّبةً؛ زنده شدن به حياط طيّبه» شايد قابل تدارك در اين دنيا در طول دوران گذشتن از رسالت بوده باشد. چون از سويى اين آرمان نوعى خصوصيت انفرادى دارد و از سويى ديگر رسول الله با ولايت كليه الهيه خود و تصرفات تكوينى خود اين منظور را در فرد برآورده مى كند. افراد مؤمن به رسالت با عمل به تعاليم رسول الله در عرصه رفتار، اخلاق و عقايد مستوجب دستگيرى و رسانده شدن به وسيله رسول الله به آن حيات طيب در همين زندگانى مادى مى شوند.

اما سه آرمان ديگر چه؟ آيا مسلمين براى قسط و عدل برانگيخته و نظام عادلانه اجتماعى خويش را برپا كرده اند؟ حتى اگر گفته شود دوران جامعه نبوى و حكومت علوى چنين شد سؤال پاسخ داده نشده است چون 14 سال در مقابل 14 قرن نمى تواند تحقّق آرمان به حساب آيد. تاريخ مسلمين پر از حاكمان جور و امپراطورى هاى فسق بوده است اموى، عباسى، عثمانى هيچ يك مصداق نظام عادلانه اسلامى نبوده اند.

آيا مسلمين خلفاى زمين شده اند؟ امروز دنياى اسلام در جهان سوم قرار دارد و در گذشته نيز ايشان خلفاى زمين نشده اند. همچنين هيچ وقت دين اسلام بر همه اديان ديگر ظهور و بروز نيافته است. اسلام در عهد رسول الله (ص) غريب بود و پس از او به زودى هم غريب گشت. هميشه اديان ديگر هم بوده اند و حتى نحله هاى بشرساز جولان داده اند پس مرحله ظهور دين حق هم به لحاظ كمى و هم كيفى (سيطره به لحاظ حجت و تأويل حقايق) هنوز نيامده است. پس آيا رسول الله- العياذ بالله- در آرمان هاى خود شكست خورده است؟

امر از سه فرض بيرون نيست:

الف) آرمان ها محقق شده اند ولى ما مطلع نيستيم: اين فرض خلاف بداهت و حس است و تواتر تاريخ به خلاف آن است.
ب) بداء حاصل شده است و خدا و رسول ديگر اين آرمان ها را براى مسلمين نمى خواهند.
شايد براى اين فرض از بنى اسرائيل بتوان شاهد آورد كه فضيلتشان بر عالميان به خاطر رسالت هاى الهى شان بود و تا موسى هم آن آرمان ها تعقيب مى شد ولى وقتى بهانه گيرى ها به حداكثر رسيد، خدا براى آنها بداء حاصل كرد و به جاى آن فضيلت، ذلت و مسكنت را برايشان ضرب كرد (قرار داد). قرآن از اين واقعيت پرده بر مى دارد.
اما اين فرض هم قابل قبول نيست. زيرا به نصّ قرآن، رسول الله، خاتم پيامبران  11 و از سوى ديگر تحقق اين آرمان در زمين وعده الهى است  12 و تخلف از وعده براى خداوند حكيم جايز نيست (به خلاف تخلف از وعيد).

اگر اين آرمان توسط دين خاتم و متدينان به آن انجام نشود قوم و دين ديگرى نخواهد بود كه چنان كند پس آرمان الهى زمين محقق نشده، از وعده تخلف مى گردد.

ج) اين آرمان ها، آرمان رسالت است نه

رسول!
در اين فرض تحقق اين آرمان ها يعنى رسيدن رسالت به غايت خود. پس پرونده رسالت رسول الله (ص) هنوز هم باز است نه بدين معنا كه حرف و سخن تازه اى به آن وحى الهى افزوده مى شود بلكه بدين معنا كه آرمان هاى وعده داده شده، آرمان هاى شخص رسول الله نبوده بلكه آرمان هاى شخصيت او كه همان رسالت است مى باشد لذا ولو شخص رسول الله در بين ما نباشد رسالت او در بين ما و الان بر دوش مؤمنان به اوست.

اين مهم به آنجا مى انجامد كه مؤمنان نه فقط مستمع رسالت رسول بلكه مبعوث رسول الله به سمت آرمان هاى الهى رسالت اند.

درك اين نكته عميق حسّ عظيمى از مسئوليت و تكاپو را در مؤمنان متفطن پديد مى آورد و زمينه اصطفا و اجتباى آنها را فراهم مى كند، كسانى مثل جمال الدين اسدآبادى، امام خمينى، و .... همه از اين درك متولد شده اند و منشأ اثر شده اند و براثر احياگرى ملّت ها يا امت اسلام را بيدار كرده اند و پويشى را موجب شده اند.


رسالت مؤمنان برگزيده

اما آيا چيزى كه مضمون رسالت رسول معصوم الهى بوده است همين طور يله و رها بدون محافظ و نگهبان به دست قاطبه مؤمنان سپرده شده است؟
وقتى به روايات ذيل آيات فوق رجوع مى كنيم مى بينيم در ذيل همه آيات مذكور وعده تحقق آنها در آخرالزّمان به دست امام دوازدهم از نسل پيامبر (ص) داده شده است.

با توجه به اين، دليلى مستقل بر ضرورت امامت تدارك مى شود و استمرار نبوت را ضرورى مى كند و آن اينكه وقتى آرمان و هدف رسول هنوز به مقصد نرسيده باشد لابد بايد كسى از سنخ رسول باشد تا رسالت را به مقصد و نهايت خود برساند. البته متكلمان ما عنايت لازم را در اين باره نكرده اند و اين دليل جاى شرح و بسط بيش از اين دارد.

امّا نكته بسيار حائز اهميت اين است كه تحقّق اين رسالت به دست امام دوازدهم، ناصران و يارانى از سنخ «ربّيون» همراه با انبياى گذشته مى خواهد: «وَ كَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ. 13 اينان همان مؤمنان برگزيده اند. مؤمنانى كه خود را نه فقط مستمع رسول كه خود را مبعوث از سوى رسول براى رساندن رسالت به غايت خويش ديده اند و با خلوص ايمان و جهد سعى خود را به مقام اصطفاء و برگزيدگى براى اين مأموريت خطير رسانده اند. گرچه اسلام هرگز دين نژادى نيست امّا پيشگويى هاى معصومان، اين مؤمنان برگزيده را از جمله در دو جبهه ايرانى بيشتر تمجيد كرده اند. 14

ابن ماجه در «سنن» خود اين روايت مشهور را آورده كه: «يخرج قومٌ من مشرق فيوطّئون للمهدى سلطانه» يعنى خروج اقوام شرقى (ايرانى) زمينه ساز حكومت و تمدن مهدوى است.
يكى از صريح ترين روايات در نقش ايرانيان، روايت مربوط به انقلاب اسلامى است كه امام كاظم (ع) فرمود: «مردى از قم قيام مى كند و مردم را به حق دعوت مى كند و گرد او قومى جمع مى شوند مثل پاره هاى آهن، تندبادهاى بنيادكن آنها را متزلزل نمى كند ترس به دل راه نمى دهند و از جنگ ملول نمى شوند، بر خداوند توكل دارند و عاقبت هم براى اهل تقواست. 15
از اين واضح تر حديث «روح الله» است. بنا به روايت مرحوم مجلسى از امام باقر (ع): روزى از روزها چند نفر از صحابه بر پيامبر وارد شدند. در حالى كه از منزل بيرون آمدند، در بين راه آن حضرت (ص) به همراهان خود فرمودند: «در روز قيامت مردمى در طرف راست عرش الهى با صورت ها و لباس هايى نورانى بر منابرى از نور جاى مى گيرند». آنگاه هر يك از همراهان و اصحاب از پيامبر جويا شدند اينان كيانند؟ پيامبر (ص) سكوت فرمودند تا اينكه اميرمؤمنان على (ع) از پيامبر اين سؤال را كرد. پيامبر (ص) در پاسخ فرمودند: «قومٌ تحابّوا بروح الله من غير أنساب و لا أموال و هولاء شيعتك و أنت إمامهم يا على؛ آنان قومى هستند كه به «روح الله» عشق مى ورزند بدون اينكه به خاطر قوم و خويشى يا مال و منال باشد. آنها شيعيان تو هستند و تو امامشان هستى اى على. 16

جاى نگرانى بسيار اينجاست كه قوم برگزيده خداوند (ايرانيان) براى آن مأموريت الهى با انواع دسيسه ها و تهاجم ها از آن وظيفه خطير غافل شوند و قوم ذليل و مسكنت خورده خدا (اسراييل) با انواع تبليغات و وسوسه ها خود را قوم برگزيده و مأمور الهى براى پايان تاريخ بشر بداند.

حضرت روح الله در اين باره فرمود: «انقلاب ما محدود به ايران نيست انقلاب مردم ايران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمدارى حضرت حجت- ارواحنا فداه- است. مسائل اقتصادى و مادى اگر لحظه اى مسئولان را از اين وظيفه اى كه بر عهده دارند منصرف كند خطرى بزرگ و خيانتى سهمگين را به دنبال دارد. بايد دولت اسلام تمام سعى و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنمايد و اين بدان معنا نيست كه آنها را از اهداف عظيم انقلاب كه ايجاد حكومت جهانى اسلام است منصرف كند. 17

پى نوشت ها:

______________________________
(1). سوره احزاب (33)، آيه 40.
(2). سوره انبيا (21)، آيه 107.
(3). سوره قلم (68)، آيه 4.
(4). سوره جمعه (62)، آيه 107.
(5). سوره جمعه (62)، آيه 2.
(6). سوره نساء (4)، آيه 105.
(7). سوره حديد (57)، آيه 25.
(8). سوره نمل (27)، آيه 62.
9. سوره صف (61)، آيه 9.
10. سوره بقره (2)، آيه 61.
(11). سوره احزاب (33)، آيه 40.
(12). سوره نور (24)، آيه 55.
(13). سوره نور (24)، آيه 55.
(14). ر. ك: كورانى، على، عصر ظهور.
(15). بحار الانوار، ج 57، ص 216، ج 37
(16). بحار الانوار، ج 65، ص 139.
(17). صحيفه نور، ج 21، ص 108.

https://mouood.org/component

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.