سیری در کارگزاری حکومت ولایی

یکی از مظلومیت‌های ولایت در حکومت ولایی این است که هر چه قدرتش از لحاظ کمّی و کیفی افزایش یابد، اگر به همان اندازه رشد معنوی در میان همه نیروها اتّفاق نیفتد، ابتدا حلقه‌های نزدیکتر یاران خود را از دست خواهد داد. زیرا به دلیل بالا رفتن سطح انتظارات ولایت و امّت، بسیاری از نزدیکان تاب همراهی و پذیرش قواعد کارگزاری در حکومت ولایی را ندارند. آنچه بقاء و سعادت کارگزاران حکومت ولایی را تضمین می‌کند فارغ از تخصّص، معنویّت و تقوی و بصیرت ایشان است.

گروه سیاسی اندیشکده برهان

حکومت‌ها در نوع دینی و غیر دینی، وظایف مشترکی دارند؛ وجه فراق این حکومت ها نیز در اهداف و روش‌هاست. در حکومت دینی اما هدف حکومت در ایصال به الی الله مشخص شده و روش های دستیابی به آن نیز تقریبا محدود است. در حالی که رسیدن به اهداف حکومت دینی نوعاً مشمول امداد الهی می شود اما این گزینه نباید در محاسبات کارگزاران حکومت دینی لحاظ شده و بلکه صرف عمل به وظیفه است که مشمول تفضّلات الهی نیز می شود.

در واقع سنگینی و تلاش برای دستیابی به این اغراض و اهداف خاص از طریق مسیرهای پیش بینی شده و نشده را خود مؤمنان و معتقدان (کارگزاران) باید به دوش بکشند؛ نه اینکه تصوّر نمایند به دلیل ماهیّت دینی حکومت، خداوند متعال یا ولیّ ِاو، نیازهای جامعه را به وسیله معجزه برآورده می‌کنند و نیازی به فعالیت و تلاش نیست. هر چند که مصالح عباد و رشد و سعادت عموم مردم در حکومت ولایی بسیار بیشتر از حکومت غیر دینی تأمین خواهد شد؛ امّا باید دانست که بار این مسئولیت را یاران و همکاران ولایت باید به عهده بگیرند. آنچه در حکومت رسول خدا (ص) و یا امیرالمؤمنین (ع) بر بسیاری گران آمد، سنگینی وظایف بود. این سختی و تنگی با تصوّر ایشان در باب رهایی و گشایش در حکومت ولایی هماهنگ نبود. بنابراین در مواردی دیده می‌شود که یاران ولیّ خدا، او را ترک کرده و از گِردش پراکنده شده‌اند.

هزینه های کارگزاری در حکومت ولایی

علاوه بر اینکه هزینه‌های وظایف حکومتی و اتیان أوامر ولایی بر عهده یاران ولیّ خداست، آنچنان که از سیره اولیای دین در حکومت بر می‌آید؛ در عملکرد یاران و همکاران بر طبق قوانین نسبت به غیر تأکید سخت‌تری دارند. همچنین می‌بایست از مواهب دنیوی در سطح پایین دست‌ترین مردم، متنعّم شوند. یعنی حکومت ولایی، فرصتی برای بهره و لذت کارگزاران ولایت از دنیا نیست؛ بلکه این امکان چه بسا، در حکومت غیر دینی برایشان بیشتر فراهم باشد. امیرالمؤمنین (ع) در نامه‌ای به جناب “حنیف انصاری” عامل و کارگزار خود در بصره چنین می‌فرمایند:

« ای پسر حنیف، به من گزارش دادند که مردی از سرمایه داران بصره، تو را به مهمانی خویش فرا خواند و تو به سرعت به سوی آن شتافتی، خوردنی‌های رنگارنگ برای تو آوردند، و کاسه‌هایی پر از غذا پی در پی جلوی تو می‌نهادند. گمان نمی‌کردم مهمانی مردمی را بپذیری که نیازمندانشان با ستم محروم شده، و ثروتمندانشان بر سر سفره دعوت شده‌اند. اندیشه کن در کجایی؟ و بر سر کدام سفره می‌خوری؟ پس آن غذایی که حلال و حرام بودنش را نمی‌دانی دور بیافکن، و آنچه را به پاکیزگی و حلال بودنش یقین داری مصرف کن.»

امیرالمؤمنین (ع) در این نامه حتّی از سفره‌ای که اغنیاء بر آن نشسته‌اند و فقرا راهی به آن ندارند نهی فرموده‌اند. نه اینکه کارگزار ایشان برای خود از اموال بیت المال خانه‌ها و مَرکب‌های خاص تهیّه کرده باشد. دلیل این سخت گیری به جا، چند مورد است:

اوّلاً: تزکیه نفس و آراسته شدن به فضائل؛

ثانیاً: انتساب این مجموعه و کارگزارانش به ولایت که ایجاب می‌کند از اختلاط با دنیا پرهیز نمایند؛

ثالثاً: باعث می‌شود طعم تلخ فقر و تنگدستی را چشیده و در نتیجه رفاه و آسایش را برای عموم مردم و فرودست‌ترین ایشان فراهم نمایند.

به دلیل همین تضیّقات و تعهدات اخلاقی است که عدّه بسیاری در دوران تقیه و در غیر حکومت، ولیّ خدا را یاری می‌کنند، امّا در زمانه قدرت ولایت او را ترک خواهند کرد. اعمال قدرت، ایجاد زحمت می‌کند. «حکومت» بنفسه یک تقاضا است، یک تکلیف و دستور است، در نتیجه تلاش و کوشش بیشتری می‌طلبد. حکومت به ایثار نیازمند است و این از خودگذشتگی ها امر را بر بسیاری مشتبه و خارج از حد تحمّل خواهد نمود.

بر همین مبنا، روایتی از امام رضا (ع) صادر شده است که:

«معمر بن خلاء می‌گوید: در محضر حضرت رضا (ع) از آسایش و راحتّی مؤمنان در عصر امام قائم سخن به میان آمد. حضرت رضا (ع) فرمودند: شما امروز راحت‌تر از هنگام ظهور قائم هستید. عرض کرد، چگونه؟ فرمود: زیرا اگر قائم ما خروج کند، جز زحمت و مشقت نخواهد بود. یاران او هماره سوار بر زین اسب‌ها خواهند بود و زحمت بکشند و عرق بریزند. و لباس قائم (ع) درشت و خشن و غذایش خشک خواهد بود.»[۱]

فارغ از اینکه هزینه و زحمت رشد و توسعه همه جانبه بر عهده یاوران ولیّ خداست؛ همین ایستادگی و رنج، زمینه تقرب و رشد فرد کارگزار را نیز فراهم می‌کند. بصیرت‌ها و ادراکات و فهم‌ها در اثر اجرای همین تکالیف تنظیم و تلطیف می‌شود. بنابراین نباید عنوان قدرت، فریبنده باشد که وضعیت زندگی و رفاه و آسایش نزدیکان ولیّ خدا در حکومت بهبود چشم گیر خواهد داشت؛ بلکه حسب روایت مذکور، هر چند آرامش فزونی می‌یابد، امّا تلاش و گرفتاری‌ها بسیار بیشتر در دوران قدرت خواهد بود.

آنچنان که از سیره اولیای دین در حکومت بر می‌آید؛ در عملکرد یاران و همکاران بر طبق قوانین نسبت به غیر تأکید سخت‌تری دارند. همچنین می‌بایست از مواهب دنیوی در سطح پایین دست‌ترین مردم، متنعّم شوند. یعنی حکومت ولایی، فرصتی برای بهره و لذت کارگزاران ولایت از دنیا نیست؛ بلکه این امکان چه بسا، در حکومت غیر دینی برایشان بیشتر فراهم باشد.
وجوه سخت گیری ولیّ خدا بر کارگزاران ولایت

حکومت ولایی برای نزدیک‌ترین افراد به مرکز آن یعنی امامِ جامعه، محدودیّت هایی ایجاد می‌کند، چراکه در این حکومت ملاک رعایت ارزش‌هاست. در این میان، هر چه سطح حکومت در کمیّت و کیفیّت بالاتر برود، محدودیّت ها و قوانین و سختی‌ها و فشار برای کارگزاران ارشد افزایش می‌یابد. در حکومت ولایی بر خلاف حکومت‌های سکولار و غیر دینی، رفاه و آسایش، از دورترین افراد به مرکز حکومت به سمت نزدیک‌ترین ایشان، از زیاد به کم، متغیّر خواهد بود. این مطلب از سیره سیاسی امیرالمؤمنین علی (ع) قابل برداشت است. حقّ بهره مندی از دنیا و مواهب حکومتی و غیر حکومتی[۲]، نخست برای غیر منسوبان به حاکم ممکن است؛ چرا که رشد و قرب با تمتع و تلذّذ بی حساب از دنیا سازگاری ندارد. بلکه لذّت و تمتّع یک کارگزار در اطاعت از ولایت و خدمت به مؤمنین خواهد بود. این همان توصیه امیرالمؤمنین (ع) به«مالک اشتر»[۳] در سخت گیری به نزدیکان و حلقه‌های نزدیکتر یاران است که در بخشی از نامه پنجاه و سوّم نهج البلاغه آمده است، آنجا که می‌فرمایند:

«سپس در امور کارگزارانت بیندیش، و پس از آزمایش به کارشان بگمار، و با میل شخصی، و بدون مشورت با دیگران آنان را به کارهای مختلف وادار نکن، زیرا نوعی ستمگری و خیانت است. کارگزاران دولتی را از میان مردمی با تجربه و با حیا، از خاندان‌های پاکیزه و با تقوی، که در مسلمانی سابقه درخشانی دارند انتخاب کن، زیرا اخلاق آنان گرامی‌تر، و آبرویشان محفوظ‌تر، و طمع و روزی‌شان کمتر، و آینده نگری آنان بیشتر است.»[۴]

وجه دیگری که ولیّ خدا را مجاب می‌کند تا برحلقه های نزدیک‌تر یاران و مدیران ارشد بیش از سایرین سخت گیری نمایند، در حفظ آبرو و حرمت نظام اسلامی نهفته است. سیستم حکومتی دینی باید بی پیرایه و خالص از هرگونه آلودگی همچنان در ذهن مخاطب خود، بر طریق قدسی و یگانه شاهراه سعادت اخروی و دنیوی باقی بماند. بدیهی است که خلاف و فساد حتّی در ابعاد کوچک، توسّط بزرگان نظام سیاسی _ دینی، لطمات و ضربات جبران ناپذیری به دیانت مردم و اعتبار حکومت خواهد زد. این مهم در شدّت برخورد امیرالمؤمنین (ع) در ماجرای متولّی بازار اهواز کاملاً مشهود است؛ ابن هرمه” متولیّ و مراقب بازار اهواز بود. او مرتکب خیانتی شد. هنگامی که خبر خیانت وی به حضرت امیرالمؤمنین (ع) رسید و برایشان ثابت شد، فوراً نامه‌ای به این مضمون برای رفاعه بن شداد حاکم اهواز نوشت:

«وقتی که نامه‌ام به دستت رسید، فوراً ابن هرمه را از مسئولیت بازار، عزل می‌کنی. به خاطر حقوق مردم، او را زندانی کن و همه را از این کار باخبر نما تا اگر شکایتی دارند، بگویند. این حکم را به همه کارگزاران زیر دستت گزارش کن تا نظر مرا بدانند. در این کار نسبت به ابن هرمه، نباید غفلت و کوتاهی کنی، و إلّا نزد خدا هلاک خواهی شد و من هم به بدترین وجه تو را از کار برکنار می‌کنم و تو را به خدا پناه می‌دهم از این که در این کار، کوتاهی کنی.»[۵]

وجه این حساسیت از جانب ولیّ خدا، نه بزرگی جرم (اختلاس در بازار اهواز) که عمق جراحتّی است که بر آبروی نظام اسلامی و کاهش سطح سرمایه اجتماعی در آن صورت گرفته است. یعنی در حکومت ولایی هر جرمی از سوی کارگزاران دو جنبه دارد؛ یکی بعد شخصی و حقیقی آن، و دیگری جنبه حاکمیّتی و حقوقی‌اش. بدیهی است که جزای امیرالمؤمنین (ع) در نامه بالا ناظر به صورت دوّم است.

وجه دیگری که ولیّ خدا را مجاب می‌کند تا برحلقه های نزدیک‌تر یاران و مدیران ارشد بیش از سایرین سخت گیری نمایند، در حفظ آبرو و حرمت نظام اسلامی نهفته است. سیستم حکومتی دینی باید بی پیرایه و خالص از هرگونه آلودگی همچنان در ذهن مخاطب خود، بر طریق قدسی و یگانه شاهراه سعادت اخروی و دنیوی باقی بماند. بدیهی است که خلاف و فساد حتّی در ابعاد کوچک، توسّط بزرگان نظام سیاسی _ دینی، لطمات و ضربات جبران ناپذیری به دیانت مردم و اعتبار حکومت خواهد زد.
یک تفاوت حکومت ولایی امیرالمؤمنین با جمهوری اسلامی

چرا در جمهوری اسلامی برخوردهایی از جنس علی بن ابیطالب (ع) با مفسدان اقتصادی و سیاسی دیده نمی‌شود؟ پاسخ این است که فاصله بین حکومت ولایی در جمهوری اسلامی ایران با حکومت امیرالمؤمنین (ع) زیاد است. بسیاری از زیرساخت‌های فکری برای رسیدن به مدل حکومتی علی بن ابیطالب (ع) هنوز مهیّا نشده است. یعنی هر چند ممکن است سطح بصیرت در دوران جمهوری اسلامی بیشتر از برهه زمانی دهه چهارم بعد از بعثت باشد، امّا تفاوت فاحشی در میزان بسط ید ولیّ حاکم در دو حکومت وجود دارد. اگر میزان بسط ید و آزادی عمل ولیّ خدا را در سه سطح الف (بالاترین)، ب (متوسّط) و ج (کمترین) تقسیم بندی کنیم؛ یک نمونه مثلاً بیست درصدی ولایت پذیری در سطح الف، از نمونه هشتاد درصدی ولایت پذیری در سطح ج بالاتر و بهتر است، یا در بدترین فرض، حالت تساوی دارند. یعنی ولایت پذیری هر امّت را نسبت به بسط ید ولایت در همان حکومت باید سنجید، نه اینکه با امّتی در فاصله زمانی چند صد سال مقایسه شود. «ولایت پذیری جامعه، همان دسترسی آزاد ولایت به همه گزینه‌های محتمل است.» به همین جهت مقایسه رفتارهای ولایی رسول خدا (ص) یا امیرالمؤمنین (ع) در حکومت مبارکشان با رفتارهای ولایت فقیه در جمهوری اسلامی، بدون در نظر گرفتن متغیّرها دقیق و منطقی نیست و قیاس مع الفارق است. چه که شرایط محیطی و قانونی و زمانی کاملاً متفاوت است. در این بین سه عامل: ولایت پذیری عمومی، بسط ید قانونی ولایت و اعمال منویّات ولایت، سه متغیّر اصلی خواهد بود.

نکته مهم اینکه در اعمال منویّات ولایت در حکومت سه عامل نقش محوری را ایفا می کنند: ۱) ولایت پذیری عمومی مردم؛ ۲) میزان آزادی عمل ولایت و ۳) دسترسی آزاد ولایت به همه گزینه‌های محتمل؛ بدیهی است که این شروط برای اجرا نیز بستگی زیادی به نظر قانون در این رابطه دارد. قانون در اینجا هم شامل قرآن، سنّت و قوانین موضوعه می‌شود و نیز آنچه در پس زمینه ذهن عموم مردم وجود دارد که بیان باشد از فرهنگ عمومی.

شکل 1تحلیل تطبیقی-تاریخی سه برهه از حکومت ولاییشکل ۱تحلیل تطبیقی-تاریخی سه برهه از حکومت ولایی

 

در تدوین این نمودار تحلیلی، گزاره‌های زیر در نظر گرفته شده است:

  •         شرکت و همکاری مردم در تشکیل و تداوم حکومت ولایی، اعم از انقلاب‌ها و جنگ‌ها و صلح‌ها.
  •         جمله حضرت امام خمینی (رض): «من با جرأت مدعی هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملّت حجاز در عهد رسول الله (ص) و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی علیهماالسلام می‌باشند.[۶]»
  •         تفاوت میزان بسط ید ولایت: درباره رسول خدا (ص) که در قرآن آمده است[۷]، نظرگاه مردم در زمان امیرالمؤمنین (ع) نسبت به ایشان[۸] و قانون اساسی جمهوری اسلامی نسبت به ولایت فقیه.[۹]
  •         آنچه در تاریخ حکومت‌های ولایی در جنگ‌ها و صلح‌های زمان رسول خدا (ص) اتّفاق افتاده است. آنچه در جنگ‌ها بر امیرالمؤمنین (ع) رفته است. و حوادث دوران ولایت فقیه از جنگ‌ها و عزل و نصب‌ها و انتخاب‌ها که شرح برخی در مثل نامه ششم فروردین امام خمینی (رض) به آیت الله منتظری و ماجرای پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و سکوت مادام العمر امام (رض)، پس از آن وجود دارد؛[۱۰] و در مجموع کیفیت رهبری حاصل از دسترسی آزاد به همه گزینه‌های محتمل.

بنابراین استفاده از چنین حوادث تاریخی (نظیر برخوردهای امیرالمؤمنین (ع) با متخلّفان) در این گونه متون، هرگز نباید منجر به طعن یا تضعیف مدل حکومت ولایی در جمهوری اسلامی شود. چه که در هر مقایسه‌ای باید شرایط و مقتضیات زمان را مدّ نظر قرار داد.

بسیاری از زیرساخت‌های فکری در جمهوری اسلامی برای رسیدن به مدل حکومتی علی بن ابیطالب (ع) هنوز مهیّا نشده است. یعنی هر چند ممکن است سطح بصیرت در دوران جمهوری اسلامی بیشتر از برهه زمانی دهه چهارم بعد از بعثت باشد، امّا تفاوت فاحشی در میزان بسط ید ولیّ حاکم در دو حکومت وجود دارد.
هنجارشناسی کارگزاری در حکومت ولایی

یکی از مظلومیت‌های ولایت در حکومت این است که هر چه قدرتش از لحاظ کمّی و کیفی افزایش داشته باشد، اگر به همان اندازه رشد معنوی در میان همه نیروها اتّفاق نیفتد، ابتدا حلقه‌های نزدیکتر یاران خود را از دست می‌دهد. زیرا به دلیل بالا رفتن سطح انتظارات ولایت و امّت، بسیاری از نزدیکان تاب همراهی و پذیرش قواعد کارگزاری در حکومت ولایی را نداشته یا از دست خواهند داد، بنابراین از اطراف ولیّ خدا پراکنده می‌شوند. به دلیل همین حساسیت‌ها و محکم کاری‌ها در مسیر حکومت ولایی، هر کسی به میزان ناخالصی‌های درونش از همراهی با ولایت بازخواهد ماند. آنچه بقاء و سعادت کارگزاران حکومت ولایی را تضمین می‌کند فارغ از تخصّص، معنویّت و تقوی و بصیرت ایشان است.

در این میان نامه امیرالمؤمنین علی (ع) به یکی از کارگزارانش بسیار تکان دهنده است.

بسیاری مخاطب نامه را جناب “عبدالله ابن عباس” دانسته‌اند که از بزرگترین یاران آن جناب بوده است. در متن نامه نیز جایگاه او در بین اصحاب امام (ع) به روشنی بیان شده است. حتّی اگر خطاب نامه به جناب عبدا… ابن عباس نباشد؛ تعبیرات به کار رفته در متن، نشان می‌دهد که طرف نامه، از نزدیک‌ترین و مهم‌ترین همراهان ولیّ خدا بوده است، که بر اثر خبطی تصوّر نموده سهم زیادی در اموال بیت المال دارد و این اموال را از بصره خارج و به سمت مکّه رهسپار شده است:

«پس از یاد خدا و درود! همانا من تو را در امانت خود شرکت دادم، و همراز خود گرفتم، و هیچ یک از افراد خاندانم برای یاری و مددکاری، و امانت داری، چون تو مورد اعتمادم نبود، آن هنگام که دیدی روزگار بر پسر عمویت سخت گرفته، و دشمن به او هجوم آورده، و امانت مسلمانان تباه گردیده. و امت اختیار از دست داده، و پراکنده شدند، پیمان خود را با پسر عمویت دگرگون ساختی، و همراه با دیگرانی که از او جدا شدند فاصله گرفتی، تو هماهنگ با دیگران دست از یاریش کشیدی، و با دیگر خیانت کنندگان خیانت کردی، نه پسر عمویت را یاری کردی و نه امانت‌ها را رساندی.»[۱۱]

همانطور که از محتوای نامه پیداست؛ ولیّ خدا رنجور از بد عهدی و خیانت بسیاری، بر یکی از نزدیکانش خرده می‌گیرد که او نیز همساز و همپای دیگران در کناره گیری و دوری از او دریغ نکرده است. این فرازها مربوط به زمانی است که علی ابن ابیطالب (ع) در اوج درگیری با استکبار است. کار اداره حکومت سخت شده و بار این مسئولیت را ولیّ خدا و یارانش باید بر دوش بکشند. بنابراین و به دلیل مثال‌هایی که مجدد خواهد آمد، هر قدر که توقع ولایت بالاتر رود و به میزانی که مشکلاتی که حکومت ولایی درگیر آن می‌شود، بسیار محتمل است که حلقه‌های اوّل کارگزاران و همکاران ولیّ خدا نسبت به حلقه‌های دورتر مردم سریع‌تر از او جدا شوند.

این مطلب به درک صحیح‌تر ماهیّت کارگزاری حکومت ولایی کمک خواهد کرد که حکومت ولایی طعمه‌ای برای آسایش و بهره مندی از مواهب دنیوی نیست. بلکه زمانه تلاش و کار و مظلومیت و ایثار است. یعنی با مقیاس دنیوی، نزدیکان ولیّ خدا، رنج بسیار بیشتری را در دروان حکومت ولایت نسبت به حکومت غیر ولایی باید به جان بخرند؛ هر چند مراتب رشد و قربشان غیر قابل مقایسه باشد. امام علی (ع) در نامه‌ای به “اشعث بن قیس” عامل خود در آذربایجان چنین می‌فرمایند:

«همانا جایگاه فرمانداری برای تو وسیله آب و نان نخواهد بود، بلکه امانتی است در گردن تو. باید از فرمانده و امامت اطاعت کنی، تو حقّ نداری نسبت به رعیت استبداد ورزی، و بدون دستور به کار مهمی اقدام نمایی، در دست تو اموالی از ثروت‌های خدای بزرگ و عزیز است، و تو خزانه‌دار آنی تا به من بسپاری، امیدوارم برای تو بدترین زمامدار نباشم، با درود.»[۱۲]

این امر برای امیرالمؤمنین و خود ولیّ خدا نیز صادق است. براستی علی ابن ابیطالب (ع) قبل از حکومت بر جهان اسلام مظلومیت بیشتری متحمّل شد یا در حین حکومت؟! یاران او چون مالک اشتر قبل از حکومت ولیّ خدا رنج بیشتری می‌دیدند یا پس از خلافت امیرالمؤمنین (ع)؟

 

شکل ۲نمودار تحلیلی-هنجاری رابطه کارگزاران با ولایت در حکومت ولایی

در تدوین این نمودار، عامل “هنجاری” مبنای عمل بوده است. یعنی باید اینگونه باشد که کارگزار به میزان نزدیکی خود به ولایت، در زندگی شخصی خویش، ساده زیستی را رعایت نماید. در نتیجه با افزایش سطح قدرت حکومت و امکان بهره مندی بیشتر از مواهب دنیا، هم نیاز به فعالیت کارگزار افزایش می‌یابد و هم خودنگهداری و تقوای کارگزار باید بیشتر شود. در نتیجه همین افزایش فشار، ضریب احتمال گریز کارگزار از ولایت، بیشتر می‌شود. واضح است که تصوّر یاران امام عصر (عج) از ظهور و حکومت ایشان نیز باید مبتنی بر این واقعیت باشد، که ساخت قدرت در حکومت ولایی فرصتی برای تمتع و لذت دنیوی اصحاب نزدیک امام و ولیّ خدا ایجاد نخواهد کرد مگر به قدر کفایت.

حاصل آنچه گفته شد این است که بر فرض وجود دافعه در حکومت دینی، سیر آن را از درون به بیرون یا به عبارتی از مرکز به پیرامون است. چرا که بر خلاف نظامات سیاسی غیر دینی، که مواهب دنیوی ابتدا به نزدیک‌ترین افراد به مرکز تعلق می‌گیرد و مثلاً شخص اوّل حکومت هیچ ابایی از زندگی در کاخ‌های مجلل و گذراندن تعطیلات در بهترین مناطق جغرافیایی جهان ندارد؛ در حکومت ولایی این سبک از زندگی برای بزرگان حکومت کاملاً مذموم است. حال تصوّر شود که مسئول و کارگزاری که ثروت قابل توجّهی برای خود فراهم نموده امّا به دلیل حضور در رأس و نواحی بالای هرم قدرت در حکومت ولایی و به واسطه انتسابش به ولیّ خدا، امکان هزینه کرد این ثروت را نداشته باشد؛ در این فرض به راحتی می‌تواند انگیزه‌های معنوی سابق خود را دستخوش تغییر و تحول قرار داده و از مسیر خارج شود. چه که این نکته در نامه امیرالمؤمنین (ع) به جناب عبدالله بن عبّاس مشهود است. پس باید اراده‌ای در کمال عدالت و فارغ از دلبستگی‌ها و محبّت‌ها و گرایشات نابجا وجود داشته باشد؛ تا تداوم همکاری و همراهی اتّفاق بیفتد. که هر رشدی و صعودی هزینه‌های خودش را دارد.

با افزایش سطح قدرت حکومت و امکان بهره مندی بیشتر از مواهب دنیا، هم نیاز به فعالیت کارگزار افزایش می‌یابد و هم خودنگهداری و تقوای کارگزار باید بیشتر شود. در نتیجه همین افزایش فشار، ضریب احتمال گریز کارگزار از ولایت، بیشتر می‌شود. واضح است که تصوّر یاران امام عصر (عج) از ظهور و حکومت ایشان نیز باید مبتنی بر این واقعیت باشد، که ساخت قدرت در حکومت ولایی فرصتی برای تمتع و لذت دنیوی اصحاب نزدیک امام و ولیّ خدا ایجاد نخواهد کرد مگر به قدر کفایت.
کارگزاری و نیروی گریز از مرکز

فارغ از ولایت گریزی اختیاری که در عرصه سیاست حکومت ولایی اتّفاق میافتد؛ گاهی ولایت به خاطر تنظیف سیستم سیاسی خود به دفع برخی افراد و جریانات می‌پردازد. این دفع که زمینه آن را خود شخص ایجاد می‌کند، تنها به طرد سیاسی ختم می‌شود و شامل حیات اعتقادی و دینی فرد نخواهد شد، که در غیر اینصورت با حکمت ولایت در تضاد است. حتّی این دفع سیاسی نیز در راستای رشد و کمال فرد است. بدین معنا که برخی به دلیل ویژگی‌های شخصیّتی خاص، با ورود در صحنه سیاسی ممکن است از مسیر اعتقادی و کلامی صحیح نیز منحرف شوند. در این حالت ولیّ خدا با کنترل فرد یا جریانی خاص، بر ضریب امکان هدایت و سعادت فرد می‌افزاید.

در این جا ذکر نامه حضرت امام خمینی (ره) در تاریخ ۶/۱/۱۳۶۸ به آیت ا… حسینعلی منتظری به تبیین بحث کمک خواهد کرد. عمده اشکالات حضرت امام خمینی (ره) در این نامه به ایشان در باب احاطه شدنشان توسّط دشمنان انقلاب، ساده لوحی و علاقه به اطرافیان و عدم تیزبینی و دقّت نظر در امور است. همه این موارد در ضمن افزایش سطح کمّی و کیفی حکومت ولایی اتّفاق افتاده است. یعنی ثبوت چنین صفاتی برای ایشان، پس از حضور در مراتب بالای قدرت نمایان می‌شود و قبل از آن به نظر قابل پیش بینی نبوده است. متن نامه حاوی نکات ظریف و لطایف غریب و تأمّل برانگیزی می‌باشد:

«جناب آقای منتظری! با دلی پر خون و قلبی شکسته چند کلمه‌ای برایتان می‌نویسم تا مردم روزی در جریان امر قرار گیرند. شما در نامه اخیرتان نوشته‌اید که نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم می‌دانم؛ خدا را در نظر می‌گیرم و مسائلی را گوشزد می‌کنم. از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرال‌ها و از کانال آنها به منافقین می‌سپارید، صلاحیت و مشروعیّت رهبری آینده نظام را از دست داده‌اید. […] از قضایای مثل قضیه مهدی هاشمی که بسیار است و من حال بازگو کردن تمامی آن‌ها را ندارم. شما از این پس وکیل من نمی‌باشید و به طلابی که پول برای شما می‌آورند بگویید به قم منزل آقای پسندیده و یا در تهران به جماران مراجعه کنند. بحمد الله از این پس شما مسئله مالی هم ندارید. اگر شما نظر من را شرعاً مقدم بر نظر خود می‌دانید -که مسلماً منافقین صلاح نمی‌دانند و شما مشغول به نوشتن چیزهایی می‌شوید که آخرتتان را خراب‌تر می‌کند؛ […] و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولی در آن وقت شما را ساده‌لوح می‌دانستم که مدیر و مدبر نبودید ولی شخصی بودید تحصیل‌کرده که مفید برای حوزه‌های علمیه بودید و اگر این گونه کارهاتان را ادامه دهید مسلماً تکلیف دیگری دارم و می‌دانید که از تکلیف خود سرپیچی نمی‌کنم. […] از خدا می‌خواهم که به پدر پیر مردم عزیز ایران صبر و تحمّل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را بیش از این نچشد. ما همه راضی هستیم به رضایت او؛ از خود که چیزی نداریم، هر چه هست اوست. و السلام.»[۱۳]

نکته انتهای نامه در باب “خیانت بزرگان اسلام به اسلام” نشان می‌دهد که حرکت از دفع به جذب در افزایش قدرت در حکومت ولایی، ابتدا دامان بزرگان و نزدیکان را گرفته و هیچ گاه در حکومت ولایی مصلحت هیچ فرد بزرگی بر مصلحت عمومی، ترجیح داده نخواهد شده. این نکته مبیّن شفافیت و صراحت قدرت در حکومت ولایی است. مسئله حکومت سعادت و معنویّت و رشد جامعه است و این بالاترین مصلحت ممکن است که هیچ سدّی را در برابر خود تحمّل نخواهد کرد.

نیروی گریز از مرکز برای برخی کارگزارانی که به به قواعد هنجاری سیستم وفادار نخواهند بود، ضامن سلامّت سیستم از افتادن در ورطه محافظه کاری است که پس از حکومت می‌تواند به عرصه عمومی سرایت کند و جامعه تحت رهبری ولیّ خدا را غیر قابل پیش بینی نماید. وقتی مردم ببینند که مصلحت ایشان بر هر کمیّت و کیفی اولویّت دارد، بسیار بهتر از آرمان‌های حکومت دینی، دفاع خواهند کرد. در مقابل محافظه کاری رهبران وبزرگان، جامعه را دچار تضاد در ارزش‌ها و در نتیجه رواج تظاهر و دروغ می‌کند. در این حالت مجموعه قابل پیش بینی و محاسبه نیست، بنابراین قابل اتّکا هم نخواهد بود.

 

 

۱. مسند الامام الرضا (ع)، الشیخ عزیز ا… عطاردی، ج۱ ،ص۲۱۹ (به نقل از غنیت نعمانی)
۲. ثروت و امکاناتی که از غیر طریق حکومت به ایشان می‌رسد.
۳. هنگامی که آن بزرگوار را به حکومت مصر گماردند.
۴. نهج البلاغه، سید رضی، نامه ۵۳
۵. مستدرک المسائل، المحدث النوری، ج۱۷ ص۴۰۴
۶. صحیفه نور، امام خمینی (ره)، ج ۲۱، ص ۴۱۰
۷. نظیر برخی آیات سوره احزاب که شرحش در مطالب قبل گذشت.
۸. عموم مردم در عهد امیرالمؤمنین (ع)، بسطید کمتری نسبت به رسول خدا (ص) برای ایشان قائل بودند، به دلایلی که در مطالب قبلی گذشت.
۹. به نظر اختیارات “قانونی” ولایت فقیه در قانون اساسی در قبال اختیارات رسول خدا (ص) و امیرالمؤمنین (ع)، حداقلی و کف اختیارات ولایت می‌باشد. هرچند این، ارتباطی به میزان موفقیّت ایشان ندارد.
۱۰. امام خمینی (ره)، ۵ ماه پس از پذیرش قطعنامه در تاریخ ۷/۸/۱۳۶۷ فرمودند: «توجّه داشته باشید که باید دور سخن گفتن مرا ولو یک جمله دعا خط بکشید؛ و حالا هم که جنگ در کار نیست زحمت به من ندهید، از اینکه خانواده شهدا و امثال آن بیایند و من دستی تکان دهم مضایغه ندارم. (همان، ص ۱۷۱)
۱۱. نهج البلاغه، سید رضی، نامه ۴۱

۱۲. وَ إِنَّ عَمَلَک لَیسَ لَک بِطُعْمَهٍ وَ امّاهُ فِی عُنُقِک أَمَانَهٌ وَ أَنْتَ مُسْتَرْعًی لِمَنْ فَوْقَک لَیسَ لَک أَنْ تَفْتَاتَ فِی رَعِیهٍ وَ لَا تُخَاطِرَ إلّا بِوَثِیقَهٍ وَ فِی یدَیک مَالٌ مِنْ مَالِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَنْتَ مِنْ خُزَّانِهِ حَتَّی تُسَلِّمَهُ إِلَی وَ لَعَلِّی إلّا أَکونَ شَرَّ وُلَاتِک لَک وَ السَّلَامُ . (نهج البلاغه، سید رضی، نامه۵ )
۱۳.صحیفه نور، امام خمینی (ره)، ج۲۱، ص ۳۳۰

 

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.