ادبیات گونه ‌ای:

از جمله مسائلی که ادبیات داستانی معاصر را تحت تاثیر قرار داده و فرصت‌ ها و البته تهدیدهایی را موجب شده، نگاه گونه محور موضوعی به ادبیات است. نگاهی که از ادبیات در گونه ‌های موضوعی حمایت کرده و به تولید، تبلیغ، حمایت و توزیع آن همت می ‌گمارد. تجربه تاریخی ادبیات داستانی چهار دهه گذشته نشان می ‌دهد ادبیات معاصر ایران اسلامی نیز همانند تجربه جهانی ادبیات، متاثر از رخدادهای عظیم ملی بوده است.

رخدادهایی چون پیروزی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس هشت ساله. تاثیر پذیری ادبیات از وقایع مهم اجتماعی و سیاسی فرصتی برای ادبیات داستانی و زایایی ان ایجاد می‌ کند. بخصوص که موضوعاتی از این دست دریچه ‌ای به سوی مضامین و درونمایه ‌های بلند و متعالی و حیات معقول ارزیابی می ‌شوند. تجربه چهل ساله ادبیات انقلاب اسلامی، بیشترین همت و توان خود را مصروف ادبیات دفاع مقدس کرد. نتیجه این تلاش و برنامه ریزی، رشد و توسعه این گونه از ادبیات در کشور در ابعاد کمی و کیفی بود. اما تجربه گونه موضوعی ادبیات، محدود به حدود موضوع بوده، باید به عنوان سکویی برای جهش و حرکت ادبیات به گونه ‌های دیگر ارزیابی شوند. به نظر می ‌رسد نه تنها ادبیات داستانی دفاع مقدس در طول چند دهه گذشته بر این گونه در سالهای اخیر تاثر گذاشته، بلکه بر شکل گیری گونه ‌های دیگر نیز تاثیر گذار بوده است.

ادبیات داستانی دفاع مقدس در تجربه ابتدایی خود تلاشی برای دست یابی به داستان نویسی متعالی بر پایه ارزش‌های دینی و آرمان ‌های انقلاب اسلامی بود. تولید چنین آثاری با این نگره قدسی مهم ترین نشانه ‌های شکل گیری دوره ‌ای جدید در ادبیات داستانی معاصر تلقی شد. اما این تجربه موضوعی همسو با تعالیم و ارزش‌های دینی بخصوص از دهه هفتاد شمسی و در تعامل با جریان روشنفکری و تحت تاثیر کلیت تجربه ادبیات جنگ در جهان با رویکردی به نام ادبیات داستانی سیاه دفاع مقدس مواجه شد.

بروز این رویکرد، ثمرات علمی و عملی مهم ترین گونه موضوعی برآمده از انقلاب اسلامی را که باید به سمت فرا موضوع و استنباط و استخراج قواعد کلی مکتب ادبیات انقلاب اسلامی حرکت می‌ کرد مخدوش یا معطل ساخت. تجربه دینی نویسی، که با حضور شخصیت‌ های داستانی دیندار، پرداخت به امر قدسی، ظهور ایدئولوژی در لایه ‌های ادبیات داستانی، و همسخنی با مبانی حکمی و فلسفی اسلامی شکل گرفته بود در ارتجاع نویسندگان ادبیات سیاه دفاع مقدس، تسامح مدیران وقت مجموعه ‌ها و نهادها در جهت عدم خط کشی میان نویسندگان دفاع مقدس، ضعف جریان نقد متعهد و وادادگی محافل دانشگاهی سکولار، عملا به عنوان تجربه ‌ای شکست خورده، شعاری، تاریخ مصرف دار، تبلیغی و تهییجی معرفی شد. چنین تلقی از تجربه گونه موضوعی دفاع مقدس تنها بر آثار داستانی دفاع مقدس در سالهای اخیر تاثیر نگذاشته، کلیت تجربه ادبیات دینی را تحت تاثیر قرار خواهد داد. در نتیجه، فرایند شکل گرفته در سالهای اخیر در پرداخت به انقلاب اسلامی و تولید رمان ها و داستان هایی با محوریت و موضوعیت این تجربه تاریخی نیز متاثر از کلیت ادبیات داستانی چهل ساله دفاع مقدس بوده است. تئوری فرایند حرکت بیناگونه ‌ای و فراگونه ‌ای ادبیات داستانی و حرکت بیناقالبی و فراقالبی ادبیات که به طرح چگونگی و چیستی تعامل میان خاطره و داستان می ‌پردازد از جمله گم بود‌های نظری در شرایط کنونی است که قطعا تاثیرات خود را در حوزه برنامه‌ریزی و عمل و تولید نیز خواهد گذارد.

دیگر عامل پنهان تاثیر گذار بر شرایط کنونی ادبیات داستانی کشور، ارتباط و نسبت دو قالب «داستان کوتاه» و «داستان بلند» است. در نگاهی کلی، تعداد جشنواره ‌های ملی و غیر ملی، موضوعی و غیر موضوعیِ با محوریت داستان کوتاه بسیار بیشتر از جشنواره ‌های رمان و داستان بلند است. جشنواره ‌های داستان کوتاه نوعا با آثار خلاقه نوقلمها و نویسندگان غیر حرفه ‌ای ادبیات داستانی رونق می ‌گیرد. آثاری که پیش از چاپ مورد ارزیابی و داوری قرار می ‌گیرند و پله ‌ای برای ترقی، شهرت، دیده شدن و رزومه سازی قلمداد می ‌شوند. لحاظ اینکه داستان ‌های کوتاه در سنت رایج کارگاه ‌های نقد و داستان نویسی از اقبال بیشتری برای طرح برخوردارند و بدنه آموزشی ادبیات داستانی بر پایه کار و مهارت اندوزی بر محور داستان کوتاه بنا شده است، اهمیت بیشتر این قالب و دلیل احتمالی قوت نسبی آن نسبت به داستان کوتاه را اشکار می‌ کند. این در حالی است که جوایز ادبی که به مجموعه داستانهای مستقل از یک نویسنده پرداخته و در شاخه ‌ای مستقل به آن جایزه دهند بسیار کم شماراند. آنچه واقعیت ادبیات داستانی را بخصوص در جشنواره ‌ها می‌سازد، رقابت داستانهای کوتاه و داستان ‌های بلند در برخی جشنواره ‌های رسمی در بخش مشترک است که دیده نشدن داستان کوتاه را در رقابت با داستان ‌های بلند در پی خواهد داشت. تجربه کوتاه نویسی که با سنت و سابقه شاعرانگی در ادبیات فارسی قرابت بیشتری دارد، موجب رشد کیفی این قالب در کشور شده است. بر این اساس، ارزیابی و تحلیل وضعیت ادبیات داستانی بخصوص در بخش داستان بلند و رمان و بررسی معضلات و کاستی‌های ان بدون لحاظ پیشینه و موجودیت داستان کوتاه نویسی به عنوان تجربه معمول هنرجویان داستان نویسی و برنامه مستمر کارگاه های نویسندگی عملا مقدور نخواهد بود. بخصوص زمانی که بدانیم مولفه ‌هایی چون جامعیت نگاه و جنبه معقول رمان (طرح) در شرایط کنونی ادبیات ایران با چالشهای جدی مواجه شده است. قالب رمان مهم ترین رکن ادبیات داستانی هر کشوری را می‌سازد. تجربه برگزاری کارگاههای رمان نویسی و تاثیر ان بر وضعیت موجود رمان و داستان بلند در کشور، می ‌تواند از جهاتی نوید بخش و هشدار دهنده باشد. تردیدی در این نیست که داستان نویسان برای نوشتن رمانی موفق، مشکلات متعددی خواهند داشت. رمان، قالبی پر زحمت، زمان بر و فرسایشی است که نوشتن آن نیازمند ذهنی دقیق، ساختار مند و متمرکز است. شرایط اقتصادی و اجتماعی موجب شده تا کمتر نویسنده ‌ای به صورت حرفه ‌ای بتواند وقت خود را صرف نوشتن داستان بلند یا رمان کند. ضمن انکه شرایط نشر و اقتصاد حاکم بر آن، عملا پاسخگوی وضعیت اقتصادی اندک نویسندگان حرفه ‌ای نیست. در نتیجه می ‌توان تصور کرد چنین نویسندگانی ناگزیر به انتشار یک کتاب در طول یک سال خواهند بود. طیف دیگری از این نویسندگان برای جبران این نقیصه تن به سفارش نویسی می ‌دهند که شرایط تولید اثری خلاقه را به مراتب برای انها سخت تر می‌ کند. این ضیق زمان و فشار اقتصادی عملا دقت‌ ها در خلاقیت و بردباری‌ها در بازنویسی‌های مکرر را از میان خواهد برد. رمان نویسان غالبا در خلوت خود و بدون مشارکت ذهن دیگری به خلق داستان می ‌پردازند و بسیاری از آنها تا مرحله پیش از چاپ اساسا منتقد یا مشاوری غیر از خود برای کارشان نخواهند داشت. این همه، اصل ضروری و غیر قابل تردید بازنویسی و اصلاح را تحت تاثیر قرار خواهد داد. بدتر از آن اینکه طیف وسیعی از رمان نویسان حتی پس از انتشار آثارشان نیز از فرصت نقد دقیق و همه جانبه و منصفانه اثرشان نیز محروم خواهند ماند و در مواردی به جهل مرکب دچار شده و اشتباهات خود را در آثار بعدی نیز تکرار خواهند کرد. در این شرایط، طرح تاسیس کارگاههای تولید رمان، چند سالی است به صورتی جدی تر در دستور کار برخی موسسات و نهادها و مجموعه ‌ها قرار گرفته است.

گرچه برگزاری چنین کارگاه های نوعا پرخرجی که تضمین قطعی برای تولید آثار ارزنده در اختیار متولیان قرار نمی ‌دهند مقدور تمامی مراکز نیست. می ‌توان به روشنی دریافت، برگزاری چنین کارگاههایی از نظر اقتصادی برای ناشرانی که حق التالیف نویسندگان را نیز به سختی می ‌پردازند رویایی دست نایافتنی است. از سوی دیگر، جز نویسندگان نوقلم که هنوز خود را در مرحله شاگردی داستان نویسی می ‌دانند دیگر نویسندگان نیمه حرفه ‌ای و حرفه ‌ای اساسا مخاطب چنین کارگاه هایی نیستند. در نتیجه حتی با برگزاری چنین کارگاه هایی نوعا طیف نوقلم از ان متاثر خواهند شد و چنین کارگاه هایی قادر نخواهد بود حداقل در مدت زمان اندکی تاثیری بسزا در حوزه ادبیات داستانی و بخصوص رمان نویسی بر جای گذارد.

تجربه اندوزی برای داستان نویسی:

عامل دیگر تاثیر گذار بر وضعیت رمان نویسی در کشور مقوله "ضعف تجربه" است. رمان روایتگر زندگی است و تجربه غنی و اصیل و دقیق از زندگی است که می ‌تواند ماده خام و حتی فرم و ساختار داستان را تامین کند. مهم ترین عامل در شکل گیری و تقویت و ماندگاری جریان ادبیات داستانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تغییر شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه بود به نحوی که به صورت جبری غالب مردم و بخصوص نویسندگان را در معرض و در کانون اتفاقات و تغییرات بزرگ قرار داد. در بُعدی کلان تر، اتفاقاتی چون انقلاب ‌ها و جنگ ‌ها، فارغ از جنبه ‌های ارزشی شان به همین دلیل پدید آورنده ادبیاتی غنی و در نتیجه رمان های ماندگار بوده ‌اند. ادبیات داستانی دفاع مقدس در تعریفی گونه ‌ای میان ادبیات داستانی موضوعی انقلاب و برهه زمانی وقوع آن فاصله انداخت. پس از قبول قطعنامه و با آغاز سال های دهه هفتاد مهم ترین تغییری که در شرایط اجتماعی به وقوع پیوت فاصله گرفتن از شرایط جنگی و اغاز شرایط عادی زندگی بود. شرایط جنگی به عنوان شرایط ویژه، به ادبیات داستانی دفاع مقدس بارور بود و شرایط دوران آتش بس، عملا ان تجربیات غنی را از دسترس جویندگان دور ساخت. لذا در این دوره، روایت از دفاع مقدس به عنوان موضوعی ماضی و متعلق به زمان گذشته جای، تجربه مستقیم دفاع مقدس را گرفت. درباره ادبیات داستانی موضوعی انقلاب اسلامی نیز شروع رمان نویسی به صورت یک جریان به دهه هشتاد باز می ‌گردد که با توجه به فاصله زمانی طولانی تا دوره وقوع انقلاب اسلامی، تجربه ‌های مستقیم بیش از پیش از دسترس خارج شد.

در دوره حاضر و دهه ‌های پس از دفاع مقدس انگاره زندگی عادی در ذهنیت نویسندگان رسوب کرد. گویا تجربه نابی برای نوشتن وجود ندارد انگونه که ذهن و ضمیر و احساسات نویسندگان را درگیر خود کند. توجه به امور تاریخی و ماضی در رمان نویسی در سالهای اخیر نتیجه این انگاره است. اما باید میان این انگاره و واقعیت تمایز قائل شد. واقعیت ان است که اندیشه عادی بودن زندگی و خالی بودن ان از دستمایه ‌هایی برای تولید رمان بیش از انکه حاکی از واقعیت باشد نتیجه نوع نگاهی است که در سطح باقی می‌ماند. به تعبیری بیش از انکه بعد زمانی وقایعی چون انقلاب اسلامی و دفاع مقدس بر اثار نویسندگان نسل حاضر تاثیر بگذارد بعد معرفتی و زیبایی شناسانه انها را اسیر خود ساخته است. اینکه در اکنون چیزی برای نوشتن وجود ندارد. این انگاره به انضمام زیست تکرار پذیر و عادت‌ های زیستی نویسندگان همه موجب شد تا نویسندگی به جای انکه از سرچشمه تجربه ‌ای غنی بجوشد، بتراود و جاری شود، دست به دامان فرم و زبان شود. از جمله مهم ترین دلایل اثبات کننده عقب ماندگی رمان نویسی معاصر به سبب ضعف و کم مایگی تجربه، توجه مخاطبان به خاطراتی است که نویسندگان و راویان انها اندک تجربه ‌ای در داستان نویسی ندارند. این روایت‌ های مستند نگار تمامی موفقیت یا بخش بزرگی از موفقیت خود را مرهون غنای تجربی خود هستند. پیشتازی خاطرات از داستان ‌ها هم از جهتی علاقه مخاطبان ادبیات را اشکار می‌ کند و هم بر ضعف بنیادین تجربی ادبیات داستانی تاکید می ‌ورزد. حتی رونق و موفقیت نسبی زندگی نامه ‌های داستانی بیش از انکه به بعد داستانی انها مربوط باشد به اتکای انها بر تجربیات غنی بر می ‌گردد.

رمان تاریخی:

مسئله دیگری که ادبیات داستانی معاصر را تحت تاثیر خود قرار داده، ورود نویسندگان به موضوعات تاریخی و رونق گرفتن "رمان تاریخی" است. برخی از شاخص ترین رمان های منتشره در سال گذشته در این گروه تقسیم بندی می ‌شوند. تجربه ادبیات داستانی دفاع مقدس و پس از ان رونق گرفتن ادبیات داستانی انقلاب اسلامی و فاصله گیری زمانی ادبیات داستانی دهه اخیر با برخی وقایع مهم ایران معاصر به انضمام بن مایه ‌های فکری و فرهنگی انقلاب اسلامی بخصوص الهام گیری از تاریخ انبیاء و امامان علیهم السلام  همگی موجبات رونق رمان تاریخی را فراهم آورده و به نظر می ‌رسد این روند سیر رو به رشدی در آینده داشته باشد. نکته ‌ای که در توجه به این گونه نوعا از سوی نویسندگان و برنامه ریزان و مدیران فرهنگی مورد غفلت قرار می ‌گیرد حوزه تخصصی رمان تاریخی و مسائلی است که به صورت مضاعف در این حوزه وجود دارد. بخصوص پرداخت به برخی موضوعات پیش گفته از جمله ورود به تاریخچه و زندگی و سلوک شخصیت‌ های قدسی و امامان از دشواری های نظری و مشکلات عملی بیشتری برخوردار است. با این وجود، کم اهمیت انگاشتن این مسائل موجب شده تا تاریخی نویسی به عنوان گزینه ‌ای مناسب برای هنرجویان و نویسندگان غیر حرفه ‌ای معرفی شود. مروری بر آثار داستانی سال گذشته گویای ان است که ضعف تحقیقات تاریخی یا بسنده کردن به تحقیقات تاریخی و کم توجهی به بن مایه ‌های اعتقادی و اجتهاد در تاریخ مرزهایی را در نمایش و روایت معصومین علیهم السلام در نوردیده است. عرفی سازی از شخصیت‌ های قدسی معصومین و عدم شناخت ابعاد وجودی این شخصیت‌ ها از جمله آسیب‌ های این گونه ادبی ارزیابی می ‌شود.

جابه جایی نسل‌ ها:

اکنون، ادبیات داستانی شاهد جابه جایی نسل‌ ها است. ظهور ادبیات داستانی پس از انقلاب اسلامی به عنوان جریانی نوپدید مرهون معرفی نسل جدیدی از نویسندگان انقلاب بوده است. نویسندگانی که به مدد تجربه بی واسطه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و گشایش فضای جدید برای هنر انقلاب اسلامی حداقل دو دهه پر کار را رقم زدند. برخی از بهترین آثار چهل ساله در حوزه ادبیات داستانی دفاع مقدس در دو دهه نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی تولید شدند. اما این روند چالاک و پر شتاب در این نسل در دو دهه بعد رو به کندی و رخوت نهاد. نشانه ‌ها و دلایل متعددی بر این افول پس از رونق ادبی قابل شناسایی است. عمده نویسندگان این نسل با انتشار اثاری در حوزه ادبیات داستانی دفاع مقدس کار خود را آغاز کرده یا به شهرت رسیدند.

نویسندگانی چون: نرگس آبیار، منیژه آرمین، یعقوب آژند، حبیب احمد زاده، امیر حسین فردی، محمد رضا سرشار، راضیه تجار، محسن مومنی، احمد دهقان، نادر ابراهیمی، ناصر ایرانی، سید محمود گلابدره ‌ای، قاسمعلی فراست، حسین فتاحی، سمیرا اصلان پور، محمد رضا بایرامی، احمد دهقان، جواد جزینی، مصطفی جمشیدی، زهرا زواریان، کامران پارسی نژاد، ابراهیم حسن بیگی، عبدالمجید نجفی، مجتبی رحماندوست، مجید قیصری، جمشید خانیان، مصطفی خرامان، جهانگیر خسروشاهی، اکبر خلیلی، حسین خورشیدی، محسن مخملباف، سید مهدی شجاعی، غلامعلی رنجبر گلمحمدی، رضا رئیسی، مصطفی زمانی نیا، زهرا زواریان، کامران سحر خیز، رضا شیرازی، حمید رضا شاه ابادی، علی اصغر شیرزادی، اکبر صحرایی، داریوش عابدی، سعید عاکف، سهیلا عبدالحسینی، محمد علی علومی، غلامرضا عیدان، داوود غفارزادگان، مهرداد غفار زاده، حسن فرهنگی، محمد رضا کاتب، صادق کرمیار، حمید گروگان، محمد علی گودینی، رحیم مخدومی، محمد کاظم مزینانی، علی موذنی، علی اکبر والایی، داوود امیریان، کاوه بهمن، محمود اکبر زاده، حسن خادم، طاهره ایبد، حسن بنی عامری و ... . عوامل متعددی در به حاشیه رفتن این نسل از داستان نویسان متعهد بخصوص در تولید آثار داستانی خلاقه و رمان موثر بوده است.

عواملی چون: چرخش فکری و ادبی برخی از این نویسندگان و کوچ آنها به قافله نویسندگان شبه روشنفکر، اشتغال به فعالیت‌ های دیگر غیر ادبی و ادبی از جمله نقد، پژوهش و مدیریت ادبی-فرهنگی، سترونی ادبی و ناتوانی از زایش و نواوری داستانی، ابتلای به تکرار شدگی در آثار ادبی، ورود به حوزه ‌های غیر خلاقه یا کمتر خلاقه از جمله زندگی نامه ‌های داستانی سفارشی یا رمان نویسی سفارشی، عدم توفیق در جذب مخاطب و باقی ماندن در چرخه اقتصادی نشر به عنوان نویسنده پر مخاطب، عدم توفیق در جلب نگاه مجامع ادبی و جشنواره ‌ها، روی اوری به فرم نویسی و ساختار شکنی، خلوت گزینی و شهرت گریزی، در پیاده شدن برخی از این نویسندگان از قطار پر شتاب تولید رمان متعهد موثر بوده است. مروری بر نام های تاثیر گذار از میان نویسندگان رمان های قابل توجه در حداقل یک دهه گذشته نشان می ‌دهد نام بسیاری از این نویسندگان جایی در فهرست چند ده تایی نویسندگان موفق ده ساله اخیر جایی ندارد. بخشی از این اسامی به صورت خود خواسته یا قهری از گردونه جدی پیشتازی در تولید رمان انقلاب اسلامی دور افتاده اند.

برخی از جهان رخت بر بسته اند و از تعدادی از زندگان این فهرست طولانی تنها نام چند اثر باقی مانده است. این جابه جایی نسل‌ ها که با فراموشی برخی نویسندگان و اثار در تاریخ ادبیات داستانی معاصر همراه است به خودی خود امری طبیعی است. تاریخ و حافظه عمومی مخاطبان ادبیات نام اندک نویسندگان و اندک آثاری را در خود  جای می ‌دهد. این البته نافی تاثیر گذاری نسلی از نویسندگان در تاریخ ادبیات داستانی انقلاب و پیشتازی آنها در برهه ‌ای خاص نیست. زمانی جابه جایی نسل‌ ها به مسئله ادبیات داستانی معاصر تبدیل می ‌شود که تجربه ادبیات دینی و انقلابی و دفاع مقدس همزمان با فراموشی نام نویسندگان ان از یادها زدوده شود. تبدیل و تبدل نسل‌ ها نباید به فراموشی تجربه جریان های ادبی در گذشته ‌ای نه چندان دور منجر شود. نسل جدید نویسندگان و چهره ‌هایی که در صف نخست نواوری و خلاقیت قرار دارند را عموما کسانی تشکیل می ‌دهند که دفاع مقدس را به چشم ندیده اند و از انقلاب جز تصاویر ارشیوی و خاطرات شفاهی ندیده و نشنیده اند. تجربه ادبیات داستانی دهه شصت که می ‌توان ان را مواجهه نسل انقلاب با ادبیات انقلابی نامید، در دهه ‌های بعد توسط طیف شبه روشنفکر مورد بازنگری، باز بینی و نقد قرار گرفت. اکنون به نظر می ‌رسد طیفی از نویسندگان جدی نسل کنونی داستان نویس، با گسست معرفتی- تجربی نسبت به ادبیات انقلاب و دفاع مقدس مواجه شده ‌اند. گسستی که مسئولیت آن نه بر دوش نویسندگان پر تلاش دهه شصت و هفتاد که بر ذمه کسانی است که با بی توجهی نسبت به مطالعات راهبری ادبیات داستانی دو دهه آغازین پس از انقلاب اسلامی و کم توجهی نسبت به تبئین و تفسیر و تحلیل دقیق این اثار و بی اعتنایی به تئوری پردازی درباره ادبیات داستانی نوپدید در ایران اسلامی زمینه ‌های عبور غیر منصفانه از تجربه ادبیات داستانی دهه شصت و هفتاد را فراهم اوردند.

تفاوت نسل اخیر با نسل گذشته ان است که نسل حاضر با نفس دفاع مقدس مواجه نبوده و از آن تجربه مستقیمی ندارند بلکه از سویی با روایت‌ های مستند دفاع مقدس و انقلاب اسلامی مواجه هستند  و از سوی دیگر میان دو واقعه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و روایت‌ های داستانی خود از این موقعیت‌ ها تجربه روایت‌ های متعددی را شاهد بوده ‌اند. این نسل اخیر نه محصول بی واسطه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس که محصول توأمان این دو واقعه و روایت‌ های داستانی از آنها هستند. رویکردهای زاویه داری چون ادبیات سیاه دفاع مقدس تبدیل به حجابی زیبایی شناسانه و معرفت شناسانه برای نسل جدید در نوشتن از دفاع مقدس و انقلاب اسلامی شده است. این نسل برای عبور از روایت‌ های کلیشه ‌ای و نو اوری درباره گنجینه دفاع مقدس و انقلاب اسلامی مطابق با دیدگاه مشهور از ادبیات دهه شصت گذر کرده و راه خروجی برای نواوری جز در غلتیدن به ادبیات شبه روشنفکرانه نمی ‌یابند. در این برهه تاریخی که باید از آن به پیچ تاریخی مهم برای ادبیات داستانی نوپای انقلاب اسلامی یاد کرد احیای تراث غنی ادبیات داستانی ناب انقلاب اسلامی و دفاع مقدس از اهمیت ویژه ‌ای برخوردار است. بدون تردید یکی از اهرم‌های مهم و مجاری تنفس ادبیات متعهد مقوله مستند نگاری‌ها و کتب خاطرات است. میدان دادن به خاطره نویسی انقلاب و دفاع مقدس که کمتر از داستان دچار انحرافات فکری و روایی شده است و برنامه‌ریزی برای الحاق ان به روایت داستانی می ‌تواند گره گشای آینده ادبیات داستانی متعهد ایران اسلامی باشد.