مشروح نشست پیش‏برندگی و پیش‏روندگی انقلاب اسلامی در چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب(بخش2)

یکی از جنبه‏های مهم انقلاب اسلامی قدرت نرم و گفتمانی آن است. مزیت نسبی جمهوری اسلامی ایران گفتمان قدرت نرم اوست. به واسطه اینکه از ابزارهای خوب یا از همه قابلیت‏ها استفاده نکردیم، این قابلیت جمهوری اسلامی را نیز به خوبی مورد استفاده قرار ندادیم.


نشست «پیش‏برندگی و پیش‏روندگی انقلاب اسلامی» به مناسبت چهلمین دهه فجر انقلاب اسلامی توسط اندیشکده برهان برگزار گردید. در ابتدا، مجری نشست ضمن تبریک ایام دهه فجر و نیز تسلیت بمناسبت ایام فاطمیه، به ضرورت برگزاری نشستهایی برای تبیین گفتمان انقلاب اسلامی، تبیین موفقیتها و نقد رژیم طاغوت بعنوان رژیمی دست نشانده پرداخت و از رسالت اندیشکده برهان در این راستا و برگزاری سلسله نشستهایی در این زمینه (که نشست حاضر آخرین جلسه از این نشستها در سال ۱۳۹۷ بود) سخن گفت. در ادامه به معرفی میهمانان برنامه پرداخت. دکتر سیدجلال دهقانی فیروز آبادی، عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی که تألیفات ارزشمند و متعددی در راستای تبیین مبحث «صدور انقلاب» تالیف نموده است، اولین میهمان این برنامه بود. همچنین دکتر مهدیار اسماعیلی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه امام حسین علیه السلام، دیگر مدعو این نشست بود که به تبیین ابعاد اقتصادی پیشرفت انقلاب اسلامی پرداخت. در ادامه به مشروح بخش دوم این نشست و سئوالات و پاسخ اساتید شرکت کننده اشاره می‌گردد:

 

به عنوان سؤال دوم از جناب آقای دکتر دهقانی، سؤالم دو بخش دارد. اول چه ویژگی‏هابب از انقلاب اسلامی خاصیت پیش‏برندگی دارد که شما در خلال سؤال قبل بخشی از این سئوال را فرمودید اگر ویژگی اصلی دیگری را هم می‏خواهید اضافه بفرمایید به همین مواردف طرح بفرمایید. بخش دوم سؤال اینست که چه جنبه‏هایی از ویژگی‏هایی که می‏تواند قابلیت الگودهی داشته باشد ما استفاده نکردیم و علت استفاده نکردن این ویژگی‏ها چیست؟

 

دهقانی فیروزآبادی: بسیاری از قسمت‏ها را شما گفتید و اگر من بخواهم جمع بندی کنم، گفتمان انقلاب اسلامی است یعنی مهمترین ویژگی که انقلاب اسلامی داشت که قابل الگوبرداری هست که بازتولید می‏شود و شده است که الان در لبنان انقلاب اسلامی بازتولید می‏شود و در عراق هم می‏شود و در بعضی از نهادها و نمادها، شکل انقلاب اسلامی در آنجا ایجاد شده است. و در حوزه بسیج خیلی از خارجی‏ها می‏گفتند الگوی جالبی است برای توسعه و پیشرفت کشورها که ما بیشتر در حوزه نظامی و جنگ از آن استفاده کردیم. البته بسیج سازندگی هم است. ولی خیلی الگوی جالبی است که در خیلی از کشورها حتی فارغ از بحث‏های نظامی قابلیت الگوپذیری را برای آن قائل بودند. یا اسلام سیاسی برای اولین بار است که در چارچوب انقلاب اسلامی که در عرصه بین‏المللی ورود می‏کند. اینکه اسلام دارای نظام سیاسی است و می‏تواند مبتنی بر اسلام مدل مدرن را تشکیل دهد و آن هم بسیار مهم است. و اتفاقا چه به صورت واقعی یا به صورت غیر واقعی در سال‏های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی وجود داشت. یعنی ما انواع انقلاب سیاسی را شاهد هستیم که بعضی از آنها واقعی و مبتنی بر گفتمان انقلاب اسلامی است و بعضی از آنها هم برای مقابله با انقلاب اسلامی، مهندسی معکوس بوده است. به هر حال یکی از ویژگی‏های دوران مدرن در سده ۲۰ و ۲۱ انقلاب سیاسی است و کسی هم نمی‏تواند منکر آن شود. حتی القاعده و داعش و … که کاملا در مقابل گفتمان انقلاب اسلامی هستند؛ برای الگوبرداری یا مهندسی معکوس برای مقابله با انقلاب اسلامی درست کرده‏اند. پس این هم یک جنبه بسیار مهمی است.

باز اشاره کردم که مردم سالاری دینی را به عنوان یک الگوی نظام سیاسی نداشتیم و کسی هم فکر نمی‏کرد. گرچه ما حالا بحث خواهم کرد که گفتمان انقلاب اسلامی خیلی قابلیت‏ها و ظرفیت‏هایش بیشتر از این چیزی است که محقق شده ولی به همین اندازه هم که محقق شده بسیار ارزشمند است. پس این هم کاملا قابل الگو برداری و الگوپردازی است.

استقلال‏طلبی که حتی دشمنان انقلاب اسلامی و ضد انقلاب در صورت انکار همه چیز، این را نمی‏تواند انکار کنند، دیگر ویژگی است. یعنی همه اذعان دارند که یکی از ویژگی‏های انقلاب اسلامی در کنار استبدادستیزی، استقلال‏طلبی بود. یعنی قبل از انقلاب اسلامی دو حرکت انقلابی ایرانیان داشتند که به نوعی یک بعدی بود. انقلاب مشروطه، انقلاب آزادی خواه و استبدادستیز بود و نهضت ملی نفت هم یک جنبش ضداستعماری و استقلال‏طلبانه بود حالا فارغ از اینکه چقدر به اهداف خود رسیدیم یا نه، مجموع اینها در انقلاب اسلامی به وقوع پیوست. یعنی استعمارستیزی و استبدادستیزی در چارچوب انقلاب اسلامی پیگیری می‏شود که آن شعار معروف هم هست که می‌گوید: «استقلال، آزادی جمهوری اسلامی» و این ویژگی بسیار مهمی است. خیلی از کشورها و ملت‏ها از این جنبه انقلاب اسلامی الگوبرداری کردند و می‏کنند. حتی در تاریخچه جنبش عدم تعهد و کشورهای غیرمتعهد هم ذکر شده که رهبران جنبش عدم تعهد خودشان اذعان داشتند که بسیار تأثیر پذیرفته‏اند از نهضت ملی شدن نفت در ایران که کاملا یک حرکت استقلال طلبانه و ضد استعماری بود. این در سطح خیلی بالاتری در چارچوب انقلاب اسلامی هست. بنابراین این هم ویژگی خیلی مهمی است.

دقیقا اگر مقایسه کنید، نوع رفتار دشمن و نظام سلطه شبیه نوع رفتاری است که با شوروی می‏کردند که می‏گفتند شوروی نوک پیکان مارکسیسم است. الان می‏گویند نوک پیکان انقلابی‏گری و ضد هژمون طلبی ایران است.

سلطه‏ستیزی و مقاومت سلطه‏ناپذیری که این هم یک جنبه بسیار مهم  انقلاب اسلامی است. بسیاری از کشورها فارغ از اعتقاد (یا حتی بعضی از اندیشه‏های چپ و گروه‏های چپ که سلطه‏ستیزی و مقاومت و اقدامات ضدهژمونی جمهوری اسلامی ایران را بر اساس گفتمان خودشان تحلیل می‏کنند ولی ما براساس یک باورهای دیگری انقلاب کردیم) برای آنها هم می‏تواند بسیار الگوپردازانه باشد. شما می‏دانید که تا قبل از انقلاب اسلامی انقلابی بودن یعنی چپ بودن، یعنی هرکسی یک جایی می‏خواهد انقلاب کند لاجرم چپ است. یعنی چون ایدئولوژی تجزیه‏نظر طلب و تجدید طلبی به جز چپ‏گرایی نیست. انقلابی رخ می‏دهد که لیبرال و نیز چپ نیست. یعنی خودش یک الگوی جدیدی است برای انقلاب. می‏دانید که بحث از پیروزی انقلاب اسلامی یک تحولی در تئوری انقلاب پیش آمد که گفتند این پدیده انقلابی از آن پدیده‏هایی است که با نظریه‏های موجود نمی‏شود تبیین کرد. پس این خیلی مهم است. ما یک نوع دومی از انقلابی‏گری را معرفی کرده‌ایم. بعد از فروپاشی کمونیسم هم اصلا ایدئولوژی مارکسیسم به محاق رفته است. اینکه سردمداران نظام سلطه  با ایران تشدید خصومت می‏کنند برای اینکه تنها ایدئولوژی و گفتمانی که در مقابل آنها ایستاده، انقلاب اسلامی ایران است. یعنی دقیقا اگر مقایسه کنید، نوع رفتارشان شبیه نوع رفتاری است که با شوروی می‏کردند که می‏گفتند شوروی نوک پیکان مارکسیسم است الان می‏گویند نوک پیکان انقلابی‏گری و ضد هژمون طلبی ایران است. اگر بتوانیم آن را کنترل کنیم بقیه هم کند می‏شوند بنابراین این هم نکته خیلی مهمی است.

یا درباره ویژگی معنویت گرایی باید توضیح داد. معناگرایی که باز تحلیل گران پیرامون انقلاب اسلامی اعلام می‏کنند (از جمله فوکو) این یک انقلاب معناگرا است. یک انقلاب معنویت‏گراست. بخصوص در دنیای امروز که معنویت‏گرایی کاذبی هم که شکل گرفته است و به هر حال نشان از این است که انسان‏ها دنبال یک بخشی از معنویت‏گرایی و معناگرایی هستند و مادی‏گرایی دیگر آنها را اقناع نمی‏کند. پس این خیلی ظرفیت خوبی است که انقلاب اسلامی در اختیار ایران یا جمهوری اسلامی ایران قرار داده است که استفاده کند

ویژگی دیگر، تمدن‏سازی مبتنی بر خدمت‏گرایی انقلابی که آن بحث توسعه اقتصادی اینجا مطرح می‏شود. که توضیح دادم که تا قبل از انقلاب اسلامی می‏گفتند که دین هم می‏تواند تمدن داشته باشد؟! توسعه ایجاد کنند؟! اصلا اینها قابل جمع نیستند. اصلا دین و خرد و علم دو چیز کاملا در تقابل یکدیگر هستند. ولی انقلاب اسلامی عملا نشان داده است که یک دینی، یک انقلاب اسلامی می‏تواند تمدن ساز باشد و تمدنی را براساس خردگرایی و علم‏گرایی ایجاد کند.

در برخی مقاطع به جای اینکه از آن ظرفیت‏های گفتمان انقلاب اسلامی استفاده کنیم، از گفتمان‏های رقیب استفاده کردیم. اینها باعث شده آن ظرفیت‏ها و قابلیت‏های گفتمان انقلاب اسلامی فعلیت پیدا نکند.

نهایتا عدالت‏خواهی و ظلم‏ستیزی است. که یکی از مهمترین ویژگی‏ها و مختصات انقلاب اسلامی عدالت‏طلبی است. بسیاری از افراد معتقدند که یکی از عوامل بسیار مهم انقلاب اسلامی عدالت‏طلبی و ظلم‏ستیزی بود. البته در فرهنگ و تمدن ایرانیان یک سابقه تاریخی دارد. همیشه ایرانیان انسان‏های عدالت طلبی بودند.

اما چند جنبه از ویژگی‏های انقلاب اسلامی ایران هست که یا مغفول مانده یا آنگونه که قابلیت داشته فعلیت پیدا نکرده است. به دلیل اینکه به نظرم کاملا در چارچوب گفتمان انقلاب اسلامی عمل نکردیم. یعنی واقعا مدیریت در برخی مقاطع در چارچوب گفتمان انقلاب اسلامی نبوده است. یعنی در طراز انقلاب اسلامی نبوده و ظرفیت‏های گفتمان انقلاب اسلامی و انقلاب اسلامی به نحو احسنت استفاده نشده است و گاهی از مواقع هم براساس گفتمان‏های رقیب عمل شده است. مثل گفتمان لیبرالیسم. به جای اینکه از آن ظرفیت‏های گفتمان انقلاب اسلامی استفاده کنیم از گفتمان‏های رقیب استفاده کردیم. اینها باعث شده آن ظرفیت‏ها و قابلیت‏های گفتمان انقلاب اسلامی فعلیت پیدا نکند. چند نمونه از آن را عرض می‏کنم که بسیار مهم است و مقام معظم رهبری هم در یکی از فرمایشاتشان فرمودند. در صدر آنها عدالت اجتماعی است. یعنی انقلابی که یکی از اهداف و آرمان‏ها و ارکانش عدالت‏طلبی بود، ما نتوانستیم آن ظرفیت‏ها و قابلیت‏هایی را که داشت در حوزه عدالت اجتماعی به فعلیت برسانیم. البته به معنای این نیست که هیچ اقدام عدالت‏طلبانه‏ای صورت نگرفته است. بحث بر سر این است که قابلیت و ظرفیت آن بیشتر از این بود و خیلی بهتر از این می‏شد عمل کرد. عدالت‏طلبی و عقلانیت را هم باز ایشان فرمودند. بسیار سخن برحقی است که عدالت بدون عقلانیت هم معنی‏دار نیست. عدالت و عقلانیت باید با هم باشند و از یک جنس هم هستند. از یک طرف در فرهنگ اسلامی می‏گوییم که عدالت یعنی قراردادن هر چیزی جای خودش و از امام علی (ع) سؤال می‏شود که عقلانیت یعنی چه؟ می‏گویند آدم عاقل کسی است که هر کاری را جای خودش انجام بدهد[۱]. یعنی تعریف عقلانیت براساس نوع عدالت و اعتدال هست. بنابراین خیلی بیشتر از این می‏شد به ویژه در حوزه داخلی عمل کرد. حالا عدالت‏طلبی ما در حوزه سیاست بین‏الملل و روابط بین‏الملل خیلی بیشتر بوده است. یعنی الگو دهی ما بیشتر بوده تا در حوزه داخل و متأسفانه آسیب‏ها در اینجا خودش را بیشتر نشان می‏دهد. یا به نظرم الگوی اقتصادی ناشی از گفتمان انقلاب اسلامی خیلی مطلوب‏تر از این می‏توانست باشد. به زعم همه دستاوردهایی که ما داشتیم که باز در سیاست‏های کلی اقتصاد مقاومتی هم آمده است. از اول انقلاب هم به اندازه کافی هم استقلال اقتصادی جزء اهداف‏ها و آرمان‏های انقلاب اسلامی بوده و هم اقتصاد بدون نفت جزو اولویتها بوده است. الان چهل سال گذشته است و هنوز ما می‏ترسیم که نفتمان را بخرند یا نخرند. اگر ما وابسته به نفت نبودیم اینچنین می‌شد؟. معلوم می‏شود که ما در آنجا خوب عمل نکردیم. حالا دلایل مختلفی دارد. شاید یکی هم به خاطر عمل براساس گفتمان رقیب بوده تا گفتمان انقلاب اسلامی. باز به نظر می‏رسد که جنبه سبک زندگی تراز انقلاب اسلامی آنطوری که باید باشد رعایت نشده است. یعنی حتی اوایل انقلاب سبک زندگی انقلاب اسلامی بیشتر بوده است.

یکی از جنبه‏های مهم انقلاب اسلامی قدرت نرم و گفتمانی انقلاب اسلامی است. مزیت نسبی جمهوری اسلامی ایران گفتمان قدرت نرم اوست. به این دلیل که از ابزارهای خوب یا از همه قابلیت‏ها استفاده نکردیم، آن جنبه هم یک مقدار کمتر از آن حد ممکن استفاده کردیم. اینها چند مواردی بود که به ذهن من می‏رسید.

مفهوم پیشرفت هم می‏شود آن توسعه‏ای که همراه با ابعاد مختلف باشد که در توسعه (آنچنان که در دنیای امروز رایج است) بعضی‏ از آنها لحاظ نمی‏شود. اگر آنها را در نظر بگیریم تقریبا می‏توانیم عنوان را پیشرفت بگذاریم، یعنی چیزی که رو به جلو باشد.

خیلی ممنون و تشکر می‏کنم از توضیحات کامل شما. آقای فیروز‏آبادی به صورت خیلی خوبی بحث را پیش بردند به سمت سؤال دومی که من از آقای دکتر اسماعیلی دارم. قسمت آخر صحبت ایشان به صورت آسیب‏شناسی شد که چرا ما به خوبی نتوانستیم از ظرفیت‏هایمان استفاده کنیم. از جمله برخی از مسائل ناخوشایندی که بعد از انقلاب توسط برخی مدیران و جریان حاکم مدیریتی اعمال شد. این مربوط می‏شود به سؤال دوم بنده از آقای دکتر اسماعیلی که اگر ما بخواهیم وارد مباحثی که الان جامعه هم به حالت ملموس احساس می‏کنند بشویم به نظر می‏آید که یک مدیریت عامدانه از سوی دشمنان باعث شده است که مردم در آستانه چهل سالگی یک سری مسائل اقتصادی و مشکلاتی را احساس کنند و این را ما قطعا از سمت دشمنان انقلاب می‏دانیم که به صورت عامدانه این شرایط را می‏خواهند رقم بزنند. ولی اگر بخواهیم به صورت خیلی جامع‏تر و افق بالاتری به مسئله نگاه کنیم، آیا مسائل و مشکلاتی که ما در سال‏های بعد از انقلاب داشتیم این ناشی از نبود تئوری و توان اداره اقتصادی کشور در گفتمان انقلاب است یا ریشه مسئله در جای دیگر است؟

مهدیار اسماعیلی: ببینید من فکر می‏کنم که ما یک مشکلی که در حوزه اقتصادمان داشتیم، اینکه یک مدل واحد و آزموده توسعه برای اقتصادمان نداشتیم. یعنی در تمام دولت‏ها و خصوصا در شش برنامه‏ی پنج ساله توسعه، هیچ کدام از اینها از مدل روشنی بهره نمی‏برد. یا اینکه در برنامه جاری، مبتنی بر کدام ایده مرکزی و کدام برنامه توسعه آزموده شده، جلو می‌رویم. این حرکت‏های زیگزالی این هزینه‏ها را بعضا برای ما به وجود می‏آورد یعنی ما یک دوره می‏گوییم برویم به سمت آزادسازی اقتصاد بعد از جنگ، بعد این آزادسازی را غلط انجام می‏دهیم. یک سری پیامدها و خسارت‏هایی به وجود می‏آورد. بعد در دوره بعد جمعش می‏کنیم و کنترل می‏کنیم. و باز دوباره اقدامات کنترلی تقریبا دستاوردهای قبلی را تماما از بین می‏برد و این ایده مرکزی را و مسیر را کلا دگرگون می‏کند. باز برنامه جدیدی و این مدام ادامه‏دار می‏شود تا می‏رسد به الان. این اشکالی بوده که ما داشتیم.

تا کجا پیش خواهد رفت؟ من فکر می‏کنم ایده مرکزی اقتصاد مقاومتی که ما سال ۹۳ به طور جدی به آن چسبیدیم و تأکید آقا هم هست، اگر به آن بچسبیم و دنبال کنیم هم از حیث اینکه ادبیات موضوع گسترده‏ای در دنیا دارد و یک چیز من درآوردی اصلا نیست و یک ایده‌ی کار مفید و مشخصی از حیث علمی است، کلی صاحب‏نظر دارد و کلی نظریه‏پردازی شده است. هم از حیث ادبیات نظری منطبق است و هم با آن دال مرکزی که در بحث اول صحبت گفتم (که انقلاب ما در حوزه اقتصادی به دنبال یک چیزهایی بودیم که اینها بعضی جاها برای ما هزینه ایجاد کرده مثلا در قسمت اول یکی از بخش‏هایی که باید اضافه می‏شد اصرار بر خودکفایی بود که ما در خیلی از چیزها داشتیم که به خاطر شرایط سیاسی و خاص نظاممان ضروری هم بوده که برای بعضی از کشورها ضرورت هم نداشته باشد. ولی برای ما ضرورت دارد در مورد بعضی از چیزها حتی اگر هزینه هم به صرفه نباشد، نسبت به خودکفایی به آن بها بدهیم) انطباق دارد.

این می‏شود ایده‏هایی که بعضا متفاوت است با بعضی از کشورهای دنیا و خاص ماست و بومی است. چرا آقا فرمودند الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت؟ یعنی ما نیاز به یک الگوی بومی داریم. الگویی که ایرانی-اسلامی باشد.

مفهوم پیشرفت هم می‏شود آن توسعه‏ای که همراه با ابعاد مختلف باشد که در توسعه (آنچنان که در دنیای امروز رایج است) بعضی‏ از آنها لحاظ نمی‏شود. اگر آنها را در نظر بگیریم تقریبا می‏توانیم عنوان را پیشرفت بگذاریم، یعنی چیزی که رو به جلو باشد.

من فکر می‏کنم اگر مسیر اقتصاد مقاومتی اتخاذ شود و به جلو برود آن اشکالی که می‏فرماید ما خیلی از جاها بعضا در جامعه حس می‏کنیم که ناشی از آن مدل نداشتن است، تا حد زیادی حل می‏شود. نمی‏خواهم بگویم یک الگوی شسته و رفته و فکر شده‏ای است. ولی می‏شود به آن فکر کرد. من فکر می‏کنم ما در کلیه علومی که حوزه مملکت‏داری و حکمران‏ها در دنیا می‏بینید، یک لایه علم دیگر هم داریم که آن را در کتاب‏ها نمی‏بینیم. جزء علوم محرمانه است. و آن هم علم اجراست به نظر من. یعنی چه؟ یعنی ما در علم اقتصاد یک سری ایده داریم. یک سری نظریه داریم. در مورد حکمرانی نظریه‏ها داریم. یک سری شیوه مدیریت نظریات داریم. حال این نظریات چگونه به اجرا برسند به نظر می‏رسد که یک حلقه در دنیا وجود دارد و کشورهای توسعه یافته از آن استفاده می‏کنند. ولی چون مزیت اقتصادی این کشورها، مزیت قدرت این کشورهاست، به سمت اینکه این را منتشر کنند در مورد آن قلم فرسایی کنند نرفته‏اند. از این الگوها داریم. هسته‏ای یکی از این الگوها بود. این علم و این دانش اجرا چگونه به دست می‏آید؟ و ما چه کار باید کنیم که بعد از اینکه هدفمندی یارانه‏ها را انجام دادیم، بعد بگوییم ایده هدفمندی یارانه‏ها خوب بود ولی بد اجرا شد. بعد از اینکه بانک‏های خصوصی را راه‏اندازی کردیم و خسارت به بار آورد، نگوییم ایده بانک خصوصی خوب بود ولی بد اجرا شد. بعد از اینکه بانک‏ها را برای اینکه از ورشکستگی بانکها جلوگیری کند، ادغام کردیم.  بعد بگوییم ایده ادغام بانک خوب است ولی بد اجرا شد. چه زمان می‏توانیم از این موضوع رهایی پیدا کنیم؟ من فکر می‏کنم این در دل اقتصاد مقاومتی هست. از کجا می‏گویم؟ از آنجایی که ما به افسران جنگ نرم اقتصادی در اداره TFI امریکا نگاه می‏کنیم، نشسته‏اند و کلیه امور اقتصادی ایران را رصد می‏کنند. بعضی از موارد را آنقدر دقیق اشراف دارند که از متخصصان ما بهتر اطلاع دارند. آقای پاتریک کلاوسون در مورد رشد ایران صحبت می‏کند و به فردی توضیح می‏دهد که: ایران رشد کرده است ولی اینها در آمارشان یک تقلبی کرده‏اند و میعانات گازی را در اقتصاد غیرنفتی گذاشته‏اند!. از آن هم بگذریم رشدشان خوب بوده است. یعنی حتی به تقلب‏های آمارهای ما (به زعم خودشان) هم وقوف دارد.

پاتریک کلاوسون در جایی می‏گوید که من فکر می‏کنم آینده خاورمیانه از آن ایران است. و عربستان در مقابل ایران نبردی را شکل می‏دهد، به نوعی کپی برداری از ایده رهبر ایران یعنی آیت الله خامنه‏ای می‏کند. وی تحت عنوان اقتصاد مقاومتی از این ایده‌ی کپی برداری شده عربستان از ایران صحبت می‏کند. دقیقا با همین صراحت طرح می‏کند. می‏گوید به نظر من بن سلمان به دنبال این است ایده اقتصاد مقاومتی ایران را بردارد و بعد شروع می‏کند به مقایسه کردن که ویژگی‏هایی که در اقتصاد ایران هست چیست. ظرفیت‏هایی که در اقتصاد ایران است چقدر است. و چقدر در موفق کردن اقتصاد مقاومتی امکان بیشتری دارد و این ویژگی‏ها در عربستان نیست

اینهایی که انقدر دقیق ایران را رصد می‏کنند، حتی لاپوشانی آماری که اداره آمار ما بعضا انجام می‏دهد و از آن سر در می‏آورند و در صحبت‏هایشان به کار می‏برند؛ وقتی پای صحبت‏هایشان می‏نشینید همین آقای کلاوسون که از دقت نظرش گفتم، می‏گوید که من فکر می‏کنم آینده خاورمیانه از آن ایران است. و عربستان در مقابل ایران نبردی را شکل می‏دهد، به نوعی کپی برداری از ایده رهبر ایران یعنی آیت الله خامنه‏ای می‏کند. وی تحت عنوان اقتصاد مقاومتی از این ایده‌ی کپی برداری شده عربستان از ایران صحبت می‏کند. دقیقا با همین صراحت طرح می‏کند. می‏گوید به نظر من بن سلمان به دنبال این است ایده اقتصاد مقاومتی ایران را بردارد و بعد شروع می‏کند به مقایسه کردن که ویژگی‏هایی که در اقتصاد ایران هست چیست. ظرفیت‏هایی که در اقتصاد ایران است چقدر است. و چقدر در موفق کردن اقتصاد مقاومتی امکان بیشتری دارد و این ویژگی‏ها در عربستان نیست. خب خوشبختانه نتیجه‏ای که در آن نشست برای خودشان می‏گیرند، برای ما خیلی افتخارآمیز است یعنی در نهایت می‏گوید که بن سلمان در این زمینه نمی‏تواند موفق باشد. به خاطر اینکه اصلا ابزارهای مکملی که در ایران وجود دارد، به دلایل مختلف سیاسی- اقتصادی و غیره ندارد.

بنابراین من فکر می‏کنم اگر بخواهیم ناظر بر این مشکلاتی که بعضا وجود دارد یک صحبت خلاصه و منطقی داشته باشیم این است که

۱-    باید بپذیریم تا الان مدل توسعه نداشتیم و برای توسعه برنامه خاصی نداشتیم

۲-    اقتصاد مقاومتی ایده‏ای است که می‏تواند همزمان توسعه بومی ما را شکل بدهد. اما به شرطی که به حلقه‌ی گم شده‌ای بنام «علم اجرا» توجه گرد.

پی‌‌نوشت

[۱] – اشاره به مضمون این حدیث: به نقل از حضرت امام صادق(ع) که فرمودند: امام علی(ع) به طور مستمر این طور می فرمودند: «اصل و پایه انسان، انسانیت لبّ و خالص او است، یعنی انسان وقتی به اصل و اساس خود بر می گردد که خالص شود و از ناخالصی بپرهیزد. عقل انسان همان دین اوست. و مروت و آزادگی او وقتی است که خودش را در جایگاه اصلی اش قرار دهد و آن چه را که به صورت طبیعی برای آن آفریده شده است مد نظر قرار دهد و از مسیر اصلی و طبیعی عدول نکند، و بداند ایّام به طور یکنواخت نمی ماند و در حال دست به دست شدن است، و همه مردم فرزندان آدمند و برابر». [مجلسی ج ۱ باب ۱ و ج ۲: ۸۲]- عقل و خرد و ابعاد آن از زاویه نگاه امام علی(ع)، پایگاه اطلاع رسانی حوزه، ۵/۱۰/۱۳۸۶.

 

 http://www.borhan.ir/4675

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.