اسلام انقلابی و مغالطه آشکار رئیس جمهور

گروه سیاسی فتن/ رئیس جمهور هفته گذشته در مراسم گرامیداشت مقام معلم گفت: یکی از مشکلات ما قبل از پیروزی انقلاب در برابر برخی گروهک‌ها و حتی بعد از پیروزی انقلاب در برابر آنها این بود که انقلاب اسلامی را نپذیرفته بودند و اسلام انقلابی را قبول داشتند!
این اظهارات را از ابعاد مختلفی می توان به بررسی نشست ولی آن چه در بادی امر می توان بدان پرداخت آن است که این ادعا یعنی زحمت ساز بودن سخن گفتن از اسلام انقلابی مغایر با بیانات صریح و منتشر شده حضرت روح الله و رهبر معظم انقلاب است که به سادگی می توان در صحیفه امام و پایگاه اطلاع رسانی رهبر معظم انقلاب آن را جست و جو و بدان دسترسی پیدا کرد که ما در این مختصر تنها به دو نمونه از پیام های امام اشاره کرده و می گذریم .
امام خمینی در پیام به ملت ایران به مناسبت تجلیل از شهدای هفتم تیر با اشاره به اسلام انقلابی تاکید می کنند « مگر شهدای بزرگوار هفتم تیر در مجاهدات سرسختانۀ خود و فداکاری بی‌دریغ در راه هدف چه می‏خواستند جز پیروزی انقلاب و سرنگونی پرچم شیطانی کفر و نفاق، و جز افتادن ماسک ریا و تزویر چهره‌‏های کریه و ددمنشانه به صورت خلقی و اسلامی؟ چه بسا اگر این شهادتهای دلخراش واقع نمی‏شد، آنان با همان خوی شیطانی و با ظاهری فریبنده در صحنۀ بازیهای سیاسی باقی می‏ماندند و بی‏امان ضربه‏‌های خویش را به انقلاب و فرزندان راستین آن وارد می‏کردند و برای اسلام و مسلمانان مظلوم سنگِ راه می‏شدند و با ضربۀ نهایی آمریکا و دیگر ابرقدرتها جمهوری را شکست می‏دادند، یا لااقل پیروزی را به عقب رانده و راه را طولانی می‏کردند، ولی این فاجعۀ غمناک و شهادتهای پی ‏درپی به پیروزی اسلام انقلابی سرعت بخشید. »
ایشان همچنین در پیام به روحانیون، مراجع، مدرسین، طلاب و ائمه جمعه و جماعات تاکید می کنند « هر روز ما در جنگ برکتی داشته‌ایم که در همۀ صحنه‏‌ها از آن بهره جسته‌‏ایم. ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نموده‌ ایم، ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده‌‏ایم، ما در جنگ، پرده از چهرۀ تزویر جهانخواران کنار زدیم، ما در جنگ، دوستان و دشمنانمان را شناخته‌‏ایم، ما در جنگ به این نتیجه رسیده‌ایم که باید روی پای خودمان بایستیم، ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم، ما در جنگ ریشه‏‌های انقلاب پر بار اسلامی‏مان را محکم کردیم، ما در جنگ حس برادری و وطن دوستی را در نهاد یکایک مردمان بارور کردیم، ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان دادیم که علیه تمامی قدرتها و ابرقدرتها سالیان سال می‏توان مبارزه کرد، جنگ ما کمک به افغانستان را به دنبال داشت، جنگ ما فتح فلسطین را به دنبال خواهد داشت، جنگ ما موجب شد که تمامی سردمداران نظامهای فاسد در مقابل اسلام احساس ذلت کنند، جنگ ما بیداری پاکستان و هندوستان را به دنبال داشت، تنها در جنگ بود که صنایع نظامی ما از رشد آنچنانی برخوردار شد و از همۀ اینها مهمتر استمرار روح اسلام انقلابی در پرتو جنگ تحقق یافت.»

تعریف انقلاب در بیان شهید مطهری و تناقض آشکار مدعیان
از این مهم که بگذریم شهید مطهری که حسن روحانی تلاش کرده است ادعای خود را به بیانات ایشان مستند کند در تعریف انقلابی می گویند « انقلاب، عصیان و طغیان علیه نظم موجود و وضع موجود است. پس ریشه اش در نارضایی ها و خشمهای مردم از یك طرف و در آرزوها و طلبها و خواسته های مردم از طرف دیگر است؛ مردمْ ناراضی از وضع موجود و آرزومند وضع مطلوب اند. »
این شهید در ادامه اظهار می دارند « اما نكته این جاست: آیا نارضایی از وضع موجود و آرزومندی وضع مطلوب كافی است؟ نه. ممكن است مردمی از وضع خودشان ناراضی باشند، بسیار هم ناراضی باشند و وضع دیگری را آرزومند باشند و بسیار هم آرزومند باشند ولی هرگز انقلاب نكنند، برای این كه در همان حال دارای یك روحیه ی تسلیم و تمكین اند. ناراضی است اما در همان حال كه ناراضی است تسلیم آن قدرتی است كه بر او حكومت می كند… پس انقلاب علاوه بر نارضایی از وضع موجود و آرزومندی وضع مطلوب، چیز دیگری می خواهد و آن روحیه ی پرخاشگری و روحیه ی انكار و طرد و نفی است.»
شهید مطهری در بخش دیگری از بیانات خود به تفات مکتب ها اشاره کرده و تصریح می کنند «ناراضی بودن به تنهایی كاری نمی سازد، بلكه آن حالت هجوم، شورشگری، قیام، تعرض لازم است. مكتبها از این نظر متفاوت اند. بعضی از مكتبها به پیروان خود هرگز درس تعرض و هجوم نمی دهند، بنابراین پیروانشان ناراضی هستند اما حالت هجوم و تعرض هرگز در آنها به وجود نمی آید. ولی بعضی از مكتبها ناراضی بودن را كافی نمی دانند و تسلیم در مقابل زور و ظلم و تمكین از ظالم را بزرگترین گناه و معصیت می دانند، دستور تعرض و تهاجم می دهند.» رک مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 197

از این مختصر می توان چه نتیجه ای گرفت ؟! مبرهن است که مکاتب گوناگونی داریم که برخی تسلیم در برابر ظلم را می پذیرند و می گویند اگر سیلی خوردید صورت دیگرتان را پیش بیاورید تا مهاجم بر آن صورت نیز کشیده زند ولی مکتب دیگر انقلابی است و ظلم را نمی پذیرد یکی از این مکاتب و مهم ترین آن ها اسلام است که انقلابی است و از این رو اسلام انقلابی نه اصطلاحی مشکل دار که افتخار آمیز است.
آن چه در این میان پرداختن بدان اهمیت زیادی دارد مغالطه ای است که برخی مرتکب آن می شوند ، گروهی با استناد به دو نوع برخورد از سوی امام حسن و امام حسین علیهما سلام مدعی می شوند که امام حسین انقلابی بود و امام حسن نبود ولی هر دو به اسلام عمل کردند و در نتیجه انقلاب مبنا نیست بلکه آن چه مهم است اسلام است ، امکان دارد امامی انقلاب کند مانند امام حسین (ع) و به شهادت برسد و امامی صلح کند مانند امام حسن و دست به انقلاب نزند!
اشکال کار آنجا است که مغالطه گران در تعریف انقلاب دچار اشتباه شده اند ، انقلاب حرکت برای تغییر ذاتی امور است و قرار دادن آن در مجرای صحیح آن و گاهی انقلاب از طریق صلح کوبنده و آبرو بر چون صلح امام حسن (ع) صورت می گیرد و گاهی چون قیام حسینی از این رو است که رهبر معظم انقلاب در بخشی از بیانات خود به نرمش قهرمانانه اشاره کرده بودند .
نرمش قهرمانانه خود نرمشی انقلابی است نه ضد انقلابی ، این نرمش خود در چارچوب کلی و در گذر زمان به تغییر ذاتی امور و قرار گرفتن آن در مجرای طبیعی و صحیح آن منتهی می شود و آن چه مهم است آن است که این نرمش به صورت درست و با دستور امام وقت صورت گیرد نه به خواست دشمن و برای رسیدن به مطامع دنیوی و فراتر از حد آن که گاها از سوی برخی مسئولین به عیان مشاهده می شود .
انقلاب در این راستا به معنای جنگیدن صرف نیست بلکه حرکت برای تغییر ذاتی امور و رسوا ساختن ظالم با ابزارهای موجود است چه با جنگ مسلحانه باشد چه با تظاهرات و راهپیمایی و چه با صلح رسوا گر و حال این انقلاب ذاتی اسلام است و پرسش آن است که چگونه و با چه تعریفی می توان ذاتی اسلام یعنی مبارزه با ظلم را از آن گرفت و اسلام انقلابی یعنی اسلام مقابله کننده با ظلم را انحرافی دانست ؟! طبیعی است که رئیس جمهور بایستی به این سوال پاسخ دهند .

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.