عید فطر

تبیین دو واژه: «عید» و «فطر»

1. عید در لغت:

این واژه در لغت به معنای: خوی گرفته، هر چه باز آید از اندوه و غم و اندیشه و مانند آن، روز فراهم آمدن قوم، مطلق روز جشن و روز مبارکی که در آن روز مردم شادی کنند و به یکدیگر تبریک گویند، به کار رفته است.[1]

برخی برآنند که اصل این لغت از ماده عود بازگشتن بوده ولی برخی دیگر بنابر نقل ابن منظور در لسان العرب معتقدند که اصل واژه عید از عادت می باشد، به دلیل آنکه مردم در روز عید، عادت به جمع شدن کنار یکدیگر نموده اند.[2]

2. عید در اصطلاح

از دیدگاه علامه طباطبایی؛ عید در نزد هر قوم و ملتی، عبارت است از: روزی که در آن روز به افتخار موهبتی اختصاصی نائل آمده باشند.[3]

بر این اساس اعیاد ملتها نسبت به یکدیگر متفاوت خواهد بود؛ چنان که بسیاری از آنها روز استقلال و رهایی خویش از بند استعمار را به عنوان روز عید ملی تلقی نموده و در آن روز به شادی می پردازند. بنابراین باید گفت: عید به معنای اصطلاحی اش یک سنت بشری است که جهت بزرگداشت حوادث مهم و سرنوشت ساز، هر سال تکرار می گردد.

3. منشأ عید و معیار ارزش گذاری در آن

دقت در معنای اصطلاحی عید، بیانگر آن است که منشأ عید در نزد ملتها، پیدایش تحولی مثبت و سازنده در سیر تکاملی آنان می باشد؛ از این رو به حوادث ذلت بار یا غم انگیز که ایامش هر سال تکرار می گردد به دیده «عزا» در برابر عید می نگرند.

نکته مهم در این زمینه، نحوه نگرش ملتها در معیار ارزش گذاری اعیاد می باشد؛ بدیهی است اختلاف در نوع نگرش آنها با یکدیگر در این زمینه، تأثیر فراوان در تعیین «عید» خواهد داشت.

4. عید در اسلام قرآن و روایات

در اسلام معیار ارزش گذاری برخی ایام به عنوان «عید»، از سه جنبه مورد عنایت قرار گرفته است:

الف- ولادت رهبری از رهبران الهی نظیر عید ولادت امامان معصوم(ع).

ب- انتصاب رهبری از رهبران الهی به مقامی بزرگ، نظیر عید مبعث و عید غدیر.

ج- دگرگونی و تحولی سازنده در افکار و آرمان انسانها؛ نظیر عید فطر.

در قرآن کریم «واژه عید» نسبت به روز نزول مائده آسمانی که موهبتی ویژه از ناحیه خداوند متعال به عیسی(ع) و پیروانش بود، اطلاق گردیده است: اللّهمَّ رَبنَا أَنْزِلْ عَلَینَا مَائِدَةً مِنَ السَّمَاءِ تَکونُ لَنَا عِیداً لِأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا[4]

خداوندا فرو فرست بر ما خوانی از آسمان تا برای همه ما از اولین و آخرین، عیدی باشد.[5] نکته مهم آنکه در این آیه شریفه، کلمه «عید»، به عنوان فلسفه و علت برای نزول مائده آسمانی آمده است. به دیگر سخن چون فلسفه نزول مائده آسمانی، اطمینان قلب و زدودن وساوس نفسانی و تقرب بیشتر به ساحت الهی بود،[6] عید بودن چنین روزی نیز که هر سال تکرار می گردد، همین ویژگیها را نیز در برخواهد داشت.

در روایات نیز واژه «عید» به مواردی اطلاق گردیده است که انسان به مرتبتی از کمال یا تقرب الهی نائل آمده باشد. سخن معروف حضرت امیر(ع) که فرمود: «کلُ یومٍ لا یعْصَی اللّه فیه فَهُوَ عِیدٌ»[7] باید به همین معنای عام دانست.

  1. فطر: این واژه در لغت به معنای: گشایش روزه، روزه گشادن، مقابل صوم، به کار رفته است.[8]ضمنا توجه به این نکته لازم است که فطر به فتح ف به معنای آفریدن و شکافتن بوده و با فطر از نظر مفهومی متفاوت می باشد.[9]

روز اول شوال را نیز بدان سبب عید فطر خوانده اند که در این روز، امر امساک از خوردن و آشامیدن از انسان برداشته شده و از مؤمنان خواسته شده است که در آن روز، روزه شان را شکسته، افطار کنند.

بعد از بیان نکات مذکور، اینک به تحلیل و بررسی «عید فطر» می پردازیم:

الف- حقیقت عید فطر و گروههای مختلف در برابر آن

در روایات متعدد از عید فطر به عنوان «یوم الجوائز» یاد شده است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «وقتی اول شوال فرا می رسد منادی ندا بر می آورد، ای مؤمنان، اول صبح به سوی جایزه هایتان بشتابید.» سپس فرمود: «ای جابر، جوائز خداوند همانند جایزه های پادشاهان نیست».

آنگاه فرمود: این روز، روز جائزه است.[10]

عالم وارسته، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی(ره) در این رابطه می فرماید: «عید، زمانی است که خداوند متعال برای جایزه دادن و بهره مند کردن بندگان از نعمت ها، آن را در میان روزها انتخاب می کند تا برای گرفتن خلعت ها و عطایا، جمع شوند و به همگان اعلام کرده است که به درگاه او روی آورده و با اعتراف به بندگی و آمرزش خواستن از گناهان و عرضه نیازها و آرزوهایشان برای او تواضع نمایند.

خداوند نیز در تمام این موارد به آنان وعده اجابت و اعطایی بالاتر از آرزوهایشان بلکه بالاتر از آنچه در دل بشری خطور کرده، داده است. خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه عبادت خود قرار داده و بندگانش را در روز عید فرا خوانده تا برای گرفتن جوایز و هدایا جمع شوند.»[11]

طبق این بیان، عید فطر، صرف بزرگداشت یک روز و تکرار یک خاطره نبوده بلکه واقعیتی است که هر سال در اول ماه شوال، عده بسیاری از بندگان خداوند که در مسابقه عبادت ماه رمضان تلاش نمودند، موفق به اخذ جوائز الهی و درجات عالی می گردند. بنابراین عید فطر، تنها اختصاص به کسانی خواهد داشت که تن به عبودیت الهی داده و خالصانه سر به آستان معبود نهادند و آنان که بی تفاوت از کنار این مائده عظیم الهی عبور نموده و یا تنها به ظواهر برخی عبادات بسنده کردند، محروم از حقیقت این عید خواهند بود.

در کلمات گهر بار امیرمؤمنان نیز، «عید فطر» تنها به کسانی اختصاص یافته که موفق به پیمودن مسیر مسابقه عبادت در ماه رمضان گردیده و نشان قبولی را از ناحیه خداوند متعال دریافت نموده اند: اِنَّما هُوَ عِیدٌ لِمَن قَبَلَ اللّه صیامَهُ وَ شکرَ قِیامَهُ.[12] اِنَّما هذا عِیدُ منْ غفِرَ لَهْ.[13]

و فرزند بزرگوارشان امام حسن(ع) نیز غافلان از این مائده عظیم الهی را بی نصیب از برکات عید فطر می داند. آن حضرت در روز عید فطر وقتی عده ای را دید که می خندیدند و بازی می کردند، رو به همرهان خود نموده و فرمود: خدای عزوجل ماه رمضان را آفرید تا میدان مسابقه ای برای خلقش باشد که در آن با طاعت و رضایت او با یکدیگر مسابقه بدهند. عده ای سبقت گرفته و سعادتمند شدند و عده ای عقب افتاده و ناامید شدند. شگفتا از کسی که در این روز می خندد و بازی می کند. روزی که نیکوکاران در آن پاداش یافته و کوتاهی کنندگان زیان می بینند. به خدا سوگند! اگر پرده ها فرو افتد نیکوکار می اندیشد که چرا بیشتر عمل نیک انجام ندادم و بدکار می گوید: چرا بد می کردم و از شانه کردن مو و صاف کردن لباس خود باز می مانند.[14]

بنابراین عید فطر برخلاف اعیاد دیگر عمومی و همگانی نبوده و تنها مختص عده ای خاص خواهد بود. در این رابطه معلم اخلاق و عرفان، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی نیز گروههای مختلف مردم را در برابر این عید به 5 دسته تقسیم نموده و در مورد دسته اول می فرماید: عده ای روزه را تکلیفی بیش ندانسته و فقط با خود داری از خوردن و نوشیدن و زنان، خود را به ناراحتی می اندازند. اما اعضای بدن خود را از گناهان حفظ نکرده و با دروغ و غیبت روزه خود را نقض کرده و با تهمت، افترا، و... روزه خود را از بین می برند... چنین کسانی اگر در عید به عنایت خدای متعال خوش گمان بوه و در مکان نمازگزاردن خود از پروردگارشان آمرزش بخواهند شاید خداوند متعال هنگام اعطای جوایز آنان را نیز مورد آمرزش خود قرار داده و با فضل خود بعضی از پاداشهای خود را نصیب آنان نماید.

ایشان در مورد دسته دوم که موقعیت برتری نسبت به دسته اول دارند می فرماید: دسته ای نیز می دانند که این خداست که برآنان منت داشته، و روزه ای کامل است که همراه با بازداشتن اعضای بدن باشد. از این رو مواظب اعضای بدن خود نیز هستند اما گاهی خلافی از آنان سرزده و با بیم و امید مرتکب گناهی می گردند... کارهای خوب و بد را با هم مخلوط نموده و با ترس و خجالت، حیا و امیدواری وارد عید می شوند. خداوند، آمرزش، پاداش و تبدیل گناهان به کارهای نیک را به آنان وعده داده و با عطایای خود پاداش عبادتهای آنان را به طور کامل و به گونه ای که بالاتر از آرزوی شان باشد به آنان عنایت می کند.

آنگاه در مورد دسته سوم که فرجام نگران کننده ای برای آنان وجود دارد می فرماید: گروهی از روی عادت و با غفلت روزه گرفته و در ماه رمضان نیز مانند سایر ماه ها در غفلت به سر برده، مرتکب گناهان شده و از روی عادت نیز وارد عید می شوند. سرنوشت این گروه به خواست خداوند بستگی دارد. ممکن است عنایت خدا شامل حال آنان شده و فقط بخاطر فرا رسیدن عید یا به جهت کرامت بعضی از اعمال نیکوکاران، آنان را مورد آمرزش خود قرار دهد یا بدی کردارشان آنان را از رحمت خداوند خارج نموده و به ورشکستگان ملحق شوند.

آنگاه نسبت به مرتبت و جایگاه رفیع گروه چهارم می فرماید:

دسته ای ندای خداوند را در این ماه لبیک گفته و با تمام توان در مراقبت دستورات الهی تلاش کرده و برای بدست آوردن رضای خدای متعال در پی به دست آوردن تمامی خیرات هستند و عبادات زیادی به جای می آوردند در حالی که دلهای آنان به سبب آگاهی خود به کوتاهی در شکر گزاری نعمت، ترسان بوده و قدر منت خداوند متعال بر آنان بخاطر اجازه نزدیکی به او و خدمت و عبادت او را می دانند. خداوند متعال هم خدمت آنان را قبول، از سعی آنان تشکر می کند و با کرامتها و انواع عنایات خود، آنان را پاداش می دهد؛ با هدایتهای بیشتر آنان را بزرگ داشته، با نور قرب خود آنان را می پوشاند و آنان را به دوستان برگزیده اش ملحق می نماید.

ایشان در پایان این قسمت، مقام رفیع گروه پنجم را که با جدیتِ تمام گوی سبقت را از همگان ربوده و با زدودن حجابهای ظلمانی به پروردگارشان متصل گشته اند، این چنین بیان می کند: گروهی نیز ندای خداوند متعال، سختی گرسنگی و شب زنده داری را برای آنان از بین برده، با اشتیاق و شکرگزاری، حتی با شادمانی و مستی با آن روبه رو شده، برای رفتن و مسابقه، جدیت به خرج داده، با روح و عقل خود، بخوبی خطاب خدای متعال را اجابت می کنند؛ برای از بین بردن حجاب با بذل جان، همت کرده و با قرب به او به مراد رسیده و به پروردگارشان متصل شده اند. پروردگارشان آنان را به خوبی پذیرفته، نزدیک کرده و در پناه خود، در جایگاه صدق به همراه دوستان و برگزیدگانش می نشاند، با جام لبریز خود، آنان را سیراب کرده و به زیبایی، نور، شادمانی و سروری می رسند که کسی توان آنان را نداشته، چشمی آن را ندیده و کسی از آن چیزی نگفته است.[15]

نتیجه آنکه حقیقت عید فطر و جوایز الهی در چنین روزی برای گروههای مختلف مردم در یک سطح نبوده بلکه جلوه های گوناگون آن، متناسب با ظرفیتها و استعدادهای آنان خواهد بود، به عبارت دیگر: روز عید فطر، زمان آشکار شدن آثار اعمال ماه رمضان و اعطای پاداش آنها نسبت به سالکان کوی دوست می باشد.

ب- امتیازات عید فطر نسبت به دیگر اعیاد

اعیاد اسلامی نظیر عید قربان، عید مبعث، عید ولادت امامان(ع) و... بیانگر وقایع و خاطرات مسرت بخش و تکاملی برای مسلمانان می باشند، اما در بین آنها عید فطر از امتیازات خاصی برخوردار است که در این مقاله به برخی از آنها اشاره می کنیم:

1. تشریع، از ناحیه خداوند متعال

از برخی منابع دینی از جمله دعای قنوت نماز عید فطر چنین بر می آید که نامگذاری اول شوال به عنوان «عید» از ناحیه خداوند متعال انجام گرفته است: «اَسْئَلُک بِحَقِ هذا الْیوْمِ الَّذی جَعَلْتَهَ لِلْمُسْلِمینَ عِیدا»، فراز از دعا، بیان می دارد که عید فطر همانند ماه رمضان، ضیافتی دیگر از سوی رب العالمین بوده که بندگانش را پس از یک ماه طاعت و اخلاص به سوی خویش فرا خوانده تا مزد، فرمانبرداری شان را به آنها عنایت نماید.

2. پیروزی ایمان و عقل دوراندیش بر نفس اماره

شکی نیست که شرط اصلی هر نوع اصلاحات اجتماعی و غلبه بر نیروهای مهاجم خارجی، موفقیت در برابر قوای ویرانگر داخلی است.

انسان تا زمانی که از درون ساخته نشود، قدرت پیکار با عوامل بیگانه را نخواهد داشت. عید فطر، نشانه شکست قوای ویرانگر و ضد تکاملی داخلی و غلبه ایمان و عقل می باشد.

در روز عید فطر، فردی که موفق به طاعت الهی و تعدیل غرایز سرکش در ماه رمضان گردیده است، پیروزمندانه از خانه بیرون آمده و همچون سربازی که خصم را کوبیده، با چهره ای باز دیگر سربازان را به آغوش می کشد و بر این پیروزی خدای را سپاس گفته و سجده شکر به جا می آورد.

توجه به این نکته مهم در اینجا لازم است، که در عید فطر بر خلاف دیگر اعیاد که غالبا اموری غیر اختیاری هستند هر فرد روزه دار می تواند در تحقق این عید و پیروزی بزرگ که مبدأ پیروزی های دیگر است سهیم باشد؛ چون رمضان، ماه مبارزه با شیاطین داخلی و قوای سرکشی است که قصد سلطه بر عقل را دارند و عید فطر روز اعلام پیروزی عقل بر شیطان است. بنابراین هر فردی که توانست در این عرصه پیکار موفق گردد، در تحقق این عید نقش داشته است؛ در حالی که در دیگر اعیاد، افراد غالبا نقشی در تحقق آنها ندارند، بلکه تنها شاهد پیروزی می باشند.

3. وصول، به عالی ترین مرتبه کمال

در ماه رمضان، دلهای عارفان به حقایق آن، سرشار از عبادت و اخلاص گردیده «اللّهُمّ اشْحَنْهُ بِعِبَادَتِنَا إِیاک»[16] و برخی از آنان گوی سبقت را از همگان حتی ملائک مقرب الهی را ربوده اند: «وَ اَن نَتَقَرَّبَ الیک. .. حَتّی لا یورَدُ عَلَیک اَحَدٌ من ملائَلتک»[17] از این رو، عید فطر برای آنان زمان وصول به عالی ترین مرتبه کمال می باشد.

در توضیح بیشتر این نکته باید گفت: قطعا برترین ایام برای هر انسان، ایامی است که انسان موفق به کسب بیشترین سرمایه ها بشود. سرمایه ای که تضمین کننده نیازهای مادی و معنوی اش در طول سال باشد.

با توجه به این نکته می بینیم در بین تمام ایام سال، تنها ماه رمضان است که انسان ها فرصت کافی برای کسب چنین سرمایه و سود ارزشمندی را می یابند. امام سجاد(ع) در این زمینه می فرماید: وَ أَرْبَحَنَا أَفْضَلَ أَرْبَاحِ الْعَالَمِینَ[18] ماه رمضان برترین سودهای جهانیان را به ما ارزانی داشت.

در سیره اولیاء الهی و عالمان وارسته نیز می بینیم که نهایت اهتمام را در قدردانی از ایام ماه مبارک مبذول داشته و مراقبت های ویژه را از آن به عمل می آوردند؛ آیة اللّه جوادی آملی در این رابطه می فرماید: از ابن طاوس نقل شده است که فرمود: عده ای اول سالشان اول فروردین است. یک نوجوان اول سال او اول فروردین است که تلاش می کند لباس نو در بر کند،.. اول سال یک کشاورز، اول پاییز است که درآمد مزرعه را حساب می کند.

اما آنها که اهل سیر و سلوکند، اول سالشان، ماه مبارک رمضان است؛ حساب ها را از ماه مبارک تا ماه مبارک بررسی می کنند که ماه رمضان گذشته چه درجه ای داشته و امسال چه درجه ای دارند؟ چقدر مطلب فهمیده و چقدر مسائل برای آنها حل شده است؟ ماه مبارک رمضان برای سالکان الی اللّه، ماه محاسبه است. لذا امام سجاد (ع) فرمود: هیچ کسی در سراسر جهان به اندازه ما دراین ماه استفاده نکرد.[19]

بعد از بیان مطالب فوق می گوییم: وقتی ماه رمضان از خاصیتی اینچنین والا برخوردار بود طبعا روز عید فطر، که نتیجه و محصول چنین ماهی می باشد، مظهر نیل انسانهای موفق به برترین کمالات خواهد بود.

4. شادی، در سایه بندگی

بسیاری از شادی ها و لذت ها، مبنای صحیحی نداشته و معلول برخی توهمات ساختگی است. بدیهی است شادی هایی که مبتنی بر احساسات زودگذر و هیجانات نفسانی باشد، اثری جز غفلت و مستی به دنبال نخواهد داشت و انسان را به تدریج از حقایق دور خواهد ساخت.

عید فطر نیز روز شادی است، اما شادی و سروری که ناشی از پیروزی در مسابقه عبادت و بندگی خداوند ناشی می شود. مسلمانی که توانسته است ماه رمضانش را با موفقیت سپری کند، در روز عید فطر با دو عامل خرسند کننده مواجه می باشد:

یکی انجام واجبات و دیگری انتظار پاداش

چنین شخصی این روز را جشن می گیرد، چون از زنجیرهای بردگی خدایان دروغین رهایی یافته و تن به معبود حقیقی سپرده است. در حقیقت جشن او، جشن رهایی، جشن استقلال و جشن بندگی خدا خواهد بود.

5. اعلان آمادگی

فرد و جامعه ای که در ماه رمضان موفق به اصلاحات فردی و درونی گردیده و بر قوای مهاجم داخلی پیروز گشته اند، با برگزاری روز عید، آمادگی خویش را برای اصلاحات اجتماعی و مبارزه با دشمنان خارجی آماده می کنند. آنان خود را آماده پیمودن راههای دشوارتر نموده و روز عید را مقدمه این سفر طولانی می دانند.

بنابراین روز عید، در حالی که روز شکرگزاری در برابر نعمت عظیم پیوستن انسان به حق در سایه بندگی می باشد، سرآغازِ هجرتی از حق به سوی خلق نیز خواهد بود.

6. کمک اقتصادی

از ویژگیهای دیگر عید فطر آن است که قبل از برپایی نماز عید و ملاقات با حقتعالی، مسلمانان مکلفند با پرداختن زکات فطرت در رفع نیاز فقیران جامعه اقدام کنند. معنای این دستور آن است که مسلمانان راستین شایسته نیست شادی اش را در چنین روزی، با بی تفاوتی در برابر محرومان جامعه برگزار کند، توجه به نیازمندان، که از فقیران خویشاوند شروع می شود، سهیم کردن آنان در شادی عید است. و این کار باید قبل از حضور در مصلی و اقامه نماز، صورت پذیرد.

7. عید فطر، عید بعد از عید

ماه رمضان، ماهی است که بندگان حق به ضیافت الهی دعوت شده اند. از همین رو در زبان پیشوایان الهی با عنوان عید به آن خطاب شده است. امام سجاد(ع) می فرماید: السّلَامُ عَلَیک یا شَهْرَ اللّه الْأَکبرَ، وَ یا عِیدَ أَوْلِیائِهِ[20] سلام بر تو ای بزرگترین ماه خدا و سلام بر تو ای عید اولیاء الهی.

از طرفی، نخستین روز ماه شوال را نیز عید فطر نامیده اند. جمع این دو با هم، مبین آن است که اولا ضیافت الهی در ماه رمضان، لقاء اللّه را در پایان رمضان، بدنبال دراد. بنابراین اولا عظمت چنین روزی، به عظمت ماه رمضان بر می گردد، نه ماه شوال.

ثانیا: از قرار گرفتن این دو عید در کنار یکدیگر می توان برتری عید فطر را نسبت به اعیاد دیگر استنباط نمود؛ چون وقتی ماه رمضان برترین ماه سال بود؛ طبعا عید فطر نیز که محصول و نتیجه آن است برترین عید خواهد بود، در نتیجه کسانی که از برکات این دو عید بی بهره باشند زیانکارترین انسانها خواهند بود؛ همانگونه که پیامبر اکرم(ص) فرمود: فَاِن الشَقِی مَنْ حُرِّمَ غُفْرانَ اللّه فی هذا الشهِر العظیم[21] انسان شقی و بدبخت کسی است که از ماه رمضان خارج شود و آمرزیده نشود.

این سخن پیامبر(ص) هر چند نسبت به ماه رمضان وارد گردیده است اما از آنجا که عید فطر، عصاره و نتیجه ماه رمضان است، شامل آن نیز می گردد. عالم وارسته میرزا جواد آقا تبریزی(ره) می فرماید:

کسی که چنین ضرری کرده است باید از خطر دعای رسول خدا بترسد آنجا که می فرمایند: خداوند کسی را که از ماه رمضان خارج شود و آمرزیده نشود، نیامرزد...؛ زیرا یکی از سخت ترین مصیبتها و بزرگترین بلاها همین است. باید با یاری خدا، پناه آوردن به رحمت و رفتن به درگاه او... خود را اصلاح نموده بر گناهان خود گریسته و آثار این اعتراف صادقانه را در خود هویدا سازد و با زبان حال بگوید: هیچ خدایی بجز تو نیست. تنزیه می کنم تو را و منم که ستمکارم.[22]

ج- اعمال و آداب عید فطر

اعمال بسیاری برای عید فطر در منابع روایی بیان گردیده که نشانه اهتمام فوق العاده پیشوایان الهی به عظمت آن است. از جمله این اعمال، موارد زیر است:

1. اعمال شب عید فطر

در اهمیت شب عید فطر همین بس که در برخی روایات از آن هم تراز با شب قدر یاد شده است! از امام سجاد(ع) روایت شده است که فرمود: این شب کمتر از آن یک شب یعنی شب قدر نیست.[23] این بیان حضرت گویای آن است که بر مؤمنین لازم است در این شب، بیش از شب قدر به عبادت و مناجات خدا روی آورند؟ چون شب فطر علاوه بر دارا بودن شرافت معادل شب قدر بودن، از این امتیاز نیز برخوردار است که وقت پاداش و پایان کار است. از این رو به تلاش بیشتری نیاز دارد.

به همین جهت از ابتدای ورود در این شب، بعد از جستجو در استهلال و دیدن ماه، پیشوایان الهی توصیه هایی را به شیعیانشان نموده اند:

اول- خواندن دعا به هنگام دیدن ماه. نظیر این دعای امام سجاد(ع) در هنگام استهلال: اللّهُمّ صَلّ عَلَی مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلْنَا مِنْ أَرْضی مَنْ طَلَعَ عَلَیهِ، وَ أَزْکی مَنْ نَظَرَ إِلَیهِ، وَ أَسْعَدَ مَنْ تعَبّدَ لَک فِیهِ، وَ وَفّقْنا فِیهِ لِلتّوْبَةِ، وَ اعْصِمْنا فِیهِ مِنَ الْحَوْبَةِ، وَ احْفَظْنَا فِیهِ مِنْ مُبَاشَرَةِ مَعْصِیتِک وَ أَوْزِعْنَا شُکرَ نِعْمَتِک[24]

دوم- توسل به اهل بیت و تضرع.

فلسفه این دستور، آن است که نواقص اعمال ماه رمضان بدین صورت جبران شده، شفاعت آنان به درگاه باری تعالی موجب امیدواری بیشتر در جلب رحمت الهی گردد.

معلم بزرگ اخلاق و عرفان میرزا جواد آقا تبریزی (ره) در این باره می فرماید: مهم ترین کارها در این شب، بعد از جستجوی ماه و دیدن آن و خواندن دعای استهلال و توسل به معصومین جهت جدیت ایشان در صلاح اعمال این ماه او. همچنین باید اعمال ماه رمضان و خود، دل، روح، ضمیر، ظاهر، باطن، تمامی وجود و جزء جزء وجود خود را تسلیم آنان نموده و از آنان بخواهد که واسطه شده و از خدا بخواهند او را تا رمضان آینده و تمامی عمر، موفق بدارد.[25]

سوم احیاء شب عید فطر و انجام تمامی اعمال مشترک شبهای قدر، از جمله زیارت امام حسین (ع).

چهارم خارج نمودن زکات فطره. این عمل طبق روایات، موجب تمامیت روزه است و ندادن آن به معنای تضییع اعمال ماه رمضان خواهد بود.

همچنین مقدم داشتن این عمل بر نماز عید و مبتنی نمودن رستگاری بر آن، اهمیت فوق العاده آن را بیان می دارد؛ چنانکه در قرآن کریم می خوانیم: «قَدْ اَفْلَحَ مَنْ تَزَکی وَ ذَکرَ اسمَ رَبّهِ فَصَلّی»[26]

2. برخی اعمال روز عید فطر

اول توسل و درخواست شفاعت: استاد بزرگ اخلاق میرزا جواد آقا تبریزی(ره) در اهمیت این عمل می فرماید: بزرگی این روز نیز به اندازه بزرگی تمام اوقات و حالات او در ماه رمضان می باشد؛ زیرا این روز، وقت آشکار شدن ثمره، اعطای جوایز و قبول یا ردّ شدن، رضایا خشم، نزدیکی یا دوری و خوشبختی یا بدبختی است. و خلاصه می توان با رعایت کامل ادب در یک ساعت، تمام کوتاهی های خود در اعمال ماه رمضان را جبران و گناهان را تبدیل به نیکیها نموده و به درجات بلندی برسد.[27]

دوم افطار نمودن قبل از خروج از منزل: مبنای این دستور، سخن امام صادق(ع) که فرمود: «اَطْعِم یوْمَ الفِطْرِ قَبْلَ اَنْ تَخْرُجَ اِلَی المُصَّلی.»[28] و در روایتی دیگر می خوانیم که «کانَ امیرالمؤمنین(ع) لا یأکل یومَ الاَضْحی شیئا حتی یأْکلَ مِنْ اُضْحَّیتِه وَ لا یخْرُجَ یوْمَ الفطْرِ حتی یطْعَمَ وَ یؤدِّی الِفطرَةَ.»[29]

سوم رفتن به مصلی: در این مرحله که حساس ترین مرحله در بین مراحل قبلی است، بنده مطیع الهی، خود را آماده اخذ جایزه که برترین آن لقاء اللّه است می نماید.

پیامبر(ص) در روز عید فطر خطاب به مؤمنین فرمود: در چنین روزی منادی از آسمان ندا در می دهد که: اَیها المؤُمِنُونَ اُغْدُوا اِلی جَوائِزِکمْ[30] ای مؤمنان، اول صبح به سوی جایزه هایتان بشتابید.

دقت در دعاهای وارد شده برای چنین روزی، حاکی از آن است که خروج انسان جهت بر پایی نماز عید، به معنای ورودبه ساحت باریتعالی است. از این رو باید مراقبت های ویژه از خود داشته و حق ادب را در محضر ربوبی رعایت نماید. عبد در این هنگام خود را آماده با ریابی به مجلسی می نماید که حُضارش با نیکوترین صورت و سیرت، در بارگاه ربوبی به او می نگرند؛ از این رو اگر بین او و حاضران سنخیتی نباشد، چگونه توان حضور در آن مجلس نورانی را خواهد داشت؟ آیا نشستن در چنین مجلسی، چیزی جز شرمندگی و خارج شدن را بدنبال نخواهد داشت؟

امام علی(ع) نیز در تشبیهی زیبا، از روزه داران می خواهد که در هنگام خروج از منزل و رفتن به سوی مصلی به یاد قیامت بوده و خود را در برابر دستگاه عدل الهی قرار دهند و آنگاه منتظر نتایج اعمال خویش گردند:

ای مردم، این روز شما روزی است که نیکوکاران در آن پاداش می گیرند و زیانکاران و تبهکاران در آن مأیوس و ناامید می گردند و این شباهتی زیاد به روز قیامت دارد. پس با خروج از منازل و رهسپاری به سوی جایگاه نماز عید خروجتان از قبر و رفتنتان را به سوی پروردگار به یاد آورید و با ایستادن در جایگاه نماز، ایستادن در برابر پروردگارتان را زیاد کنید و با بازگشت به سوی منازل خود، بازگشتتان به سوی منازلتان در بهشت برین را متذکر شوید. ای بندگان خدا کمترین چیزی که به زنان و مردان روزه دار داده می شود این است که فرشته ای در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا می دهد می گوید: هان بشارتتان باد ای بندگان خدا که گناهان گذشته تان آمرزیده شد پس به فکر آینده خویش باشید که چگونه بقیه ایام را بگذرانید.[31]

و امام صادق(ع) نیز در اهمیت این روز و جایگاهی که نمازگزار در آن قرار گرفته است می فرماید: آنگاه که در مصلی قرار گرفتی پس به سمت قبله ایستاده و بعد از تکبیر این چنین با خدای خود سخن بگو: اَللَّهُمَّ ابّی عبُّدک وَ ابن عبْدَیک هارِبٌ مِنْک اِلیک أَتَیتُک وافِدا إِلیک تائِبا مِنْ ذُنوُبِی اِلَیک زائِرا وَ حَقُّ الزّائرِ عَلَی المَزوُر التُحْفُةَ فَاجْعَلْ تُحْفَتی منْک وُ تحْفَتُک لِی رِضاک وَالجَنَّة.[32]

نکته مهم دیگر آنکه تشریع نماز عید جهت بسط رحمت الهی به بندگان است، بنابراین سزاوار است بندگان نیز با حسن ظن بیشتری با خدای خویش مواجه گردند هر چند مرتکب گناهانی نیز گردیده باشند. سید بن طاووس(ره) در این زمینه می فرماید:

... باید بر روی دل و زیان او بنده انوار اعتماد بر آمرزش... نمودار گردد زیرا هرگاه پادشاه بر بردگانش وعده بخشش بدهد و با این حال ببیند که آنها با وجود اطمینان به اینکه پادشاه به وعده هایش عمل خواهد کرد باز در حد توان خود به سپاس و ستایش او نمی پردازند، قطعا چنین بندگانی. .. خود را به خطر انداخته اند... وقتی خدایی که به ایمنی بخشی او اعتماد داری تو را امان داد، ایمن شو اگر چه گناه همه جهانیان را داشته باشی و هرگاه تو را به گمان نیک به بخشش خود و اعتماد بر وفا کردن به وعده هایش فراخواند، هر چه بیشتر به او اعتماد کن و در این حال اگر شرافت و وسیله ای برای جلب اقبال و توجه خداوند به خود. .. نداشتی. .. بزودی درخت حسن ظن و اعتقاد تو به معاد به بار نشسته و میوه های نیکبختی و یاری خدا در دنیا و آخرت را از آن خواهی چید.[33]

چهارم خواندن نماز عید در زیر آسمان: سید بن طاووس در اقبال الاعمال، فلسفه این حکم را این چنین بیان می کند: آسمان به منزله کعبه دعاست و این به واسطه ساکنان آن اعم از فرشتگان و ارواح پیامبران(ع) است و نیز آسمان، جایگاه بلند و در گشودن شدن روزی ها و آرزوها و محل نزول وحی و تدبیر امور است. خداوند جل جلاله می فرماید: «و فی السماء رزقکم و ما توعدون» روزی شما و آنچه بدان وعده داده می شوید در آسمان است بنابراین بیرون آمدن و ایستادن بر درگاه خدا که این ویژگیها را دارد، بیشتر موجب اجابت دعا و برآورده شدن حوائج است.[34]

از طرفی دیگر، کیفیت خواندن نماز عید و قنوت های نه گانه آن به همراه ده تکبیر، و دقت در محتوای آنها، بیانگر معارف ارزشمندی است که تحلیل آن در این مقاله نمی گنجد.

در اینجا تنها به توضیح مختصر یکی از فرازهای آن می پردازیم: در قسمتی از قنوت نماز عید بعد از آنکه نماز گزار خدای متعال را با عالیترین صفات او که متناسب با عظمت این روز و جلب برکات به سوی عبد را دارد، مورد ستایش قرار داد (اَللَّهُمَ اَهْلَ الْکبْرِیاء وَ الْعَظَمَة وَ اَهْلَ الجوُدِ وَ الْجَبَروُت وَ اَهْلَ الْعَفْوِ وَ الرَحْمَة وَ اَهْلَ التَقْوی وَ المَغْفِرَة) این چنین خواسته اش را از درگاه باریتعالی درخواست می کند.«اَللَّهُمَّ انی اَسْألُک خَیرَما سئَلَک بِهِ عِبادُک الصّالِحوُنَ وَ اَعُوذُ بِک مِمَّا اسْتَعاذَ مِنْه عِبادُ الصّالِحُون. (الُمخلصون)».

در این فراز از دعا، گویا عبد خود را عاجز از اظهار خواسته های حقیقی اش دیده و برای کسب اطمینان کامل از صحت دعواتش، خود را در جمع اولیای صالح و مخلص الهی قرار داده و از زبان آنها از خدایش می خواهد که «خدایا از تو همان چیزی را به عنوان پاداش چنین روزی می خواهم که بندگان صالحت همان را از تو در چنین روزی مسئلت می کنند و نیز به تو پناه می برم از همه اموری که بندگان صالح و مخلصت، در آنها به تو پناه می برند.

پنجم دعای ندبه: از جمله اعمال مهم روز عید فطر، خواندن دعای ندبه، بعد از نماز عید می باشد. شاید فلسفه تشریع این عمل، آن هم در روز عید، که روزی شادی و سرور است بدان جهت است که نمازگزار، مصیبت غیبت را فراموش نکند و اعلام دارد که: عید من آن روزی است که دیدگانم به جمال مولایم روشن شده و نماز عید را که از حقوق مخصوص آن حضرت است، به امامت او بر پا دارم. نمازگزار با خواندن دعای ندبه و اشک فراق متذکر این نکته می گردد که آیا این مصیبت نیست که نماز عید را بی حضور امام(ع)، به جای آوریم؟ آیا آن روز که آقایمان خواهد آمد و خطبه های نماز عید را خود خواهد خواند، ما هم حضور داریم و توفیق اقتدا به ایشان را خواهیم داشت؟

آری خواندن دعای ندبه دعای گریه در روز عید فطر، پیوند زدن قلب با روح برترین آیت الهی است و اظهار مصائبی است که در عصر غیبت متوجه مسلمانان می گردد.

در این دعا مسلمانان از خدای متعال می خواهند که: سرورشان را به آنان نمایانده و با فرج او کاخ بیداد کفر و نفاق را ویران نماید. و با خوار کردن دشمنان اسلام، حاکمیت عدل را در کره زمین عینیت بخشد. بدیهی است اگر نمازگزار به این معانی توجه نموده و ظلمهای بیدادگران را که هر روز بر جوامع مستضعف بویژه بر مسلمانان روا می دارند متذکر گردد، دعای ندبه راهمراه با توجه و گریه بیشتری در این روز عید خواهد خواند!

در مجموع، آیات قرآن کریم و روایات شریف بر اهمیت و عظمت روز عید فطر تأکید دارند و از اعمالی که برای شب و روز این عید بزرگ مسلمانان بر شمرده شده، برمی آید که روزه داران و دیگر مسلمانانی که موفق به روزه شده یا عذری داشته اند، باید خود را برای ورود به چنین روز با عظمتی آماده سازند و پاداش یک ماه مجاهدت خود را، پس از دادن فطریه و گزاردن نماز، از خواندن متعال مسئلت نمایند. و نقش روحانیون و مبلغان مذهبی در بیان عظمت این روز و بسیج مردم برای حضور آگاهانه و مشتاقانه در مراسم روز عید فطر، بسی با اهمیت است. باشد که در روزی نزدیک، توفیق حضور در نماز عید فطر به امامت امام زمان (عج) را بیابیم.

پی نوشت ها:

[1] لغت نامه دهخدا، ج 10، ص 14524.

[2] المیزان، ج 6، ص 235، چاپ، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، چاپ دوم.

[3] لسان العرب، ج 4، ص 459، ناشر، دار صادر، بیروت، چاپ اول.

[4] سوره مائده، آیه 114.

[5] مسیحیان از آن زمان تاکنون، روز نزول مائده را که یکشنبه اتفاق افتاد به دیده احترام نگریسته و آن روز را روز تعطیل خودشان در طول هفته برگزیده اند.

[6] این مطلب از آیه شریفه «قَالُوا نُرِیدُ أَن نَأْکلَ مِنْهَا وَتَطْمَئِنَّ قُلُوبُنَا وَنَعْلَمَ أَن قدْ صدَقْتَنَا وَنَکونَ عَلَیهَا مِنَ الشَّاهِدِینَ» مائده /113، استفاده می گردد.

[7] نهج البلاغه، حکمت 428.

[8] لغت نامه دهخدا، واژه فطر.

[9] همان.

[10] من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 323، ناشر، دار الکتب الاسلامیه، چاپ پنجم.

[11] المراقبات، ترجمه ابراهیم محدث، ص 333-334، نشر اخلاق، چاپ پنجم.

[12] نهج البلاغه، حکمت 428.

[13] بحارالانوار، ج 40، ص 326.

[14] من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 324، ناشر: دارالکتب الاسلامیه، سال چاپ 1410، چاپ پنجم.

[15] المراقبات، ترجمه ابراهیم محدث، ص 334-337.

[16] صحیفه سجادیه، دعای 45 و دعای وداع ماه مبارک رمضان.

[17] همان.

[18] صحیفه سجادیه، دعای 45 (دعای وداع ماه مبارک رمضان).

[19] ره توشه راهیان نور، ص 217-218 مقاله وداع با ماه خدا ویژه ماه مبارک رمضان 1378 - 1420.

[20] صحیفه سجادیه، دعای 45.

[21] بحارالانوار، ج 96، ص 356، ناشر: اسلامیه، چاپ سوم، سال 1376.

[22] المراقبات، ص 324، ترجمه: ابراهیم محدث.

[23] اقبال الاعمال، ترجمه محمد روحی، ج 1.

[24] صحیفه سجادیه، دعای 43.

[25] المراقبات، ترجمه: ابراهیم محدث، ص 338.

[26] سوره اعلی، آیه 14.

[27] المراقبات، ترجمه: ابراهیم محدث، ص 343-344.

[28] الکافی، ج 4، ص 168، ناشر: دارالکتب الاسلامیه، سال نشر، 1365.

[29] وسایل الشیعه، ج 7، ص 444، ناشر: مؤسسة آل البیت، سال نشر 1409.

[30] من لایحضرة الفقیه، ج 1، ص 323، چاپ دار الکتب الاسلامیه، 1410 ه.

[31] میزان الحکمه، ج 7، ص 131 132، ناشر: مرکز النشر، مکتب الاعلام الاسلامی، طبع چهارم.

[32] الاقبال الاعمال، ج 1، ترجمه: محمد روحی، خداوندا من بنده تو و فرزند دو بنده تو هستم و از تو به سوی تو گریخته ام و به درگاه تو روی آورده ام در حالی که بر تو وارد شده ام و از گناهانم به سوی تو، توبه نموده ام. آهنگ تو را کرده ام و زائر تو هستم و حق زائر بر زیارت شونده این است که به او تحفه هدیه عطا کند. پس تحفه من از خود و هدیه خود برای من را خشنودی و بهشت قرار ده.

[33] اقبال الاعمال، ترجمه: محمد روحی، ج 1، ص 739، چاپ چهارم، ناشر: سماء قلم قم.

[34] اقبال الاعمال، ترجمه: محمد روحی، ج 1، ص 730.

منبع : نشریه پیام، ویژه رمضان 1385 - شماره 78 

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.