نقش کلینی در رشد فرهنگ شیعه

مقدمه

محدث گرانقدر شیعه، ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی رازی، برجسته ترین عالم شیعه در قرن سوم و چهارم هجری در روستای کُلین[1] و در عصر امامت امام عسکری ع متولد شد.[2] کلینی در راه تحصیل دانش، رنج سفرها را تحمل نمود، از اساتید مبرز عصر خود بهره ها برد و از هیچ کوششی در این زمینه فروگزاری نکرد. شاخص ترین اساتید وی، احمد بن ادریس اشعری قمی، فقیه و محدث نامدار[3] و نیز علی بن ابراهیم قمی از اصحاب امام هادی(ع) بودند[4] وی آثار ارزشمند و شاگردان مهمی را برای جامعه اسلامی تربیت کرد. این نوشتار، به برخی از برکات وجودی این عالم برجسته می پردازد.

1. پاسخ به نیاز های زمان

زمان شناسی، یکی از مهم ترین نیاز های تبلیغ است؛ زیرا کسی که از زمان خود و نیازمندی های آن آگاه نباشد، مورد تهاجم غافلگیرانه حوادث تاریک واقع می شود.[5] کلینی که در عصر غیبت صغرای امام زمان رحمه الله می زیست، با زمان شناسی دقیق خود توانست رسالتش را به عالی ترین شکل به انجام رساند.

وی با استفاده از فرصت مناسب و شرایط مساعد عصر خود، اندیشه های ناب خود را در قالب موسوعه حدیثی تدوین و منتشر نمود. او با تألیف کتاب الکافی، بسیاری از آموزه های مکتب اهل بیت علیهم السلام را به جامعه معرفی کرد و با سایر آثارش افزون بر آسیب شناسی، اعتقادات باطل را از مجامع شیعی زدود.

کلینی در عصر حضرت امام حسن عسکری علیه السلام و با وجود چهار سفیر فقیه و محدث جلیل القدر  که نماینده و رابط وجود اقدس امام زمان رحمه الله در طول غیبت صغری با شیعیان بودند  توانست مشهورترین شخصیت عالی مقام و نقش آفرین در رشد فرهنگی و اجتماعی شیعه باشد و در میان شیعه و سنی، جایگاه مهمی باز کرد و محترمانه و به طور آشکار به ترویج مذهب حق و نشر معارف و فضایل اهل بیت علیهم السلام همت گمارد.

هدف کلینی از پدید آوردن الکافی، پاسخ به نیاز های زمان بود که این گونه مورد توجه قرار گرفت. او در جواب یکی از یارانش که از او تألیف کتاب جامعی را برای پاسخ به نیاز های زمانش خواسته بود، می نویسد: «خدا را شکر که تألیف کتابی را که خواستی، میسر کرد. امیدوارم چنان که خواستی، باشد».[6] سپس می نویسد: «امید است خداوند توفیق مرحمت کند تا بتوانیم نیت خود را عملی سازیم و کتابی کامل تر از این تصنیف کنیم تا اگر چیزی در این کتاب نباشد، در آن جبران شود.

کلینی همانند طبیبی دوّار و پزشکی حاذق، دردهای جامعه را شناخت و به درمان آن همت گماشت. او می دانست که بدون توجه به موضوعات مورد نیاز عصر، هرگز نمی توان به مقصد و مقصود رسید. از این رو در مقدمه الکافی از نیاز مردم عصر و آیندگان سخن می گوید. او نسبت به نیاز های زمان خود و خلأهای آینده جامعه آگاه بود؛ از این رو پیش بینی کرد که کتابش تا آخر دنیا ارزش خود را از دست نمی دهد[7] و همانند چشمه ای زلال، تشنگان معارف اهل بیت علیهم السلام را سیراب خواهد کرد. نقد باورهای انحرافی قرمطیان، از مهم ترین موضوعات عصر اوست که وی در ردّ آنان، اثری مستقل تألیف نمود.

2. خردورزی و خرافه زدایی

یکی دیگر از ویژگی های شیخ کلینی، اهمیت به عقلانیت در کنار دیانت است که به چند نمونه اشاره می شود:

الف. توجه به خردورزی و خرافه زدایی در راستای رشد جامعه

شیخ کلینی این نکته مهم را در الکافی، مورد توجه خاص قرار داده است؛ از این رو در مقدمه کتاب می نویسد: «من این تصنیفم را با کتاب عقل و فضایل علم و بلندی درجه و ارجمندی دانشمندان و نقص جهل و پستی و بی ارزشی جاهلان شروع می کنم؛ زیرا عقل، محوری است که مدار همه چیز بر آن است و به وسیله آن، دلیل اقامه می شود و سود و زیان ثواب و کیفر متوجه اوست».[8]

از آنجایی که یکی از منابع اصلی دین اسلام و مذهب تشیع، دلیل عقل است؛ شیخ کلینی نیز باب اول کتابش را به نام کتاب «عقل و جهل» آغاز می کند، نه با «توحید و امامت»؛ زیرا اثبات آن ها هم به دلیل عقلی نیاز دارد.

ب. توجه به عقل و محوریت آن

شیخ کلینی با نقل حدیثی در کتاب الکافی در مورد عقل از امام صادق علیه السلام، اهمیت آن را بیشتر بیان می کند: «إِذَا بَلَغَکمْ عَنْ رَجُلٍ حُسْنُ حَالٍ فَانْظُرُوا فِی حُسْنِ عَقْلِهِ فَإِنَّمَا یجَازَی بِعَقْلِه؛[9] چون خبر نیکی شخصی به شما رسید، در خوبی عقلش بنگرید؛ زیرا به میزان عقلش، پاداش می یابد».

3. اهتمام به فضایل اخلاقی

همه انسان ها فضایل اخلاقی مانند تقوا و راستگویی را دوست دارند و دارندگان این صفات را تکریم می کنند. کلینی در این زمینه نیز پیشقدم بود. عموم طبقات او را به راستی گفتار، درستی کردار و احاطه کامل بر احادیث و اخبار می ستودند؛ به گونه ای که شیعه و سنی در اخذ فتوی به وی مراجعه می کردند؛ از همین رو بود که به «ثقة الاسلام» ملقب شد.

وی در مورد امانتداری و راستگویی در الکافی، بابی به نام «بابُ الصِّدْقِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَة» باز کرده و احادیث متعددی آورده است. از جمله این حدیث شریف از امام صادق علیه السلام که فرمود: لا تَنْظُرُوا الَی طُوْلِ رُکوعِ الرَّجُلِ وَ سُجُودِهِ، فانَّ ذلِک شئْی اعْتادَهُ فلَو ترَکهُ استَوْحَشَ لِذلِک وَلکنْ انْظُرُوا الی صِدْقِ حدِیثِهِ وَ أَداءِ اَمانَتِهِ؛[10] به رکوع و سجود طولانی افراد نگاه نکنید (و تنها آن را نشانه دیانت آن ها ندانید)؛ چرا که این چیزی است که ممکن است به آن عادت کرده باشد و هر گاه آن را ترک کند، نگران می شود؛ ولی نگاه به راستگویی و امانت آن ها کنید.

شیخ کلینی در امانت، عدالت، صداقت، تقوی، فضیلت، حفظ و ضبط احادیث که همه از شرایط یک فرد محدث است، بی مانند بود. علامه مجلسی در کتاب مرآة العقول، در شرح کتاب الکافی می نویسد: «شیخ کلینی، استاد بسیار راستگو، مورد اعتماد، مورد قبول و ستایش همه طوایف از خاص و عام می باشد که خدای متعال او را با امامان گرامی علیهم السلام محشور نماید. کتاب الکافی هم از تمام کتب اصول، مضبوط و جامع تر است و بهترین و بزرگ ترین تألیف فرقه ناجیه (شیعه امامیه) است».[11]

4. شخصیت فرا مذهبی

رویکرد فعالیت های شیخ کلینی، بر تقریب مذاهب اسلامی و تحکیم اتحاد در میان مسلمین استوار بود؛ از همین رو مورد احترام بزرگان علمای شیعه و اهل سنت بود. امروزه با گذشت بیش از یازده قرن از عصر او، هنوز شخصیت والایش در میان صاحب نظران به نحو برجسته ای مطرح است؛ آن گونه که هم دانشمندان معاصر وی و هم عالمان بعدی در جهان اسلام، شخصیت برجسته وی را ستوده اند.

الف. شیخ صدوق، وی را با عنوان «الشیخ الفقیه» ستوده است.[12] رجالیان متأخر شیعه نیز او را به نیکوترین شکل ستوده اند.[13]

ب. شخصیت شناس معروف، ابو العباس نجاشی، کلینی را از اساتید برجسته و از عالمان بزرگ روزگار خود در ری و از موثق ترین راویان حدیث دانسته و گفته است او کتاب الکافی را طی بیست سال نگاشته است.[14]

ج. شیخ طوسی، او را فردی والاقدر و آشنا به روایات معرفی نموده است که تألیفات بسیاری از جمله کتاب معروف الکافی دارد و در موسوعه رجالی خود به نام الفهرست، کتاب های وی را آورده است.[15]

د. مبارک ابن اثیر جزری از علمای بزرگ اهل سنت، در کتاب جامع الاصول خود، ذیل نام کلینی می نویسد: «شیخ کلینی عالمی بزرگ، فاضل و مشهور در مذهب شیعه است. او احیاگر دین در قرن سوم بوده است».[16] همچنین نوشته است: «از خواص شیعه این است که در سر هر صد سال هجری، مجددی برای مذهب ایشان است...و در آغاز قرن سوم، محمد بن یعقوب کلینی بوده است».[17]

ه. شمس الدین ذهبی و ابن عساکر، از بزرگان اهل سنت، به عظمت شخصیت این عالم برجسته شیعی اعتراف دارند[18].[19]

خوشتر آن باشد که سرّ دلبران

گفته آید در حدیث دیگران

5. سفرهای علمی

یکی از عوامل رشد در تاریخ اسلام، سفرهای علمی است. شیخ کلینی نیز برای ارتقای شخصیت خود و کمال جامعه اسلامی، سفرهای فراوانی به نقاط مختلف داشته است.

بسیار سفر باید تا پخته شود خامی

در کام نهنگان رو گر می طلبی کامی

طبق مدارک تاریخی و نوشته های شیخ کلینی، وی از زادگاه خود به شهر های ری و قم و سفرهای مکرر به بغداد و دمشق، مراکز عمده دانش در جهان اسلام و خراسان، کوفه و حجاز داشته است.[20] او برای تصنیف کتاب الکافی در مدت بیست سال، به نقاط مختلفی سفر کرد تا افزون بر تکمیل تحصیلات و تبلیغ مکتب اهل بیت علیهم السلام، با ملاقات راویان حدیث و استادان اجازه که به فنون حدیث آشنا بودند و قسمت هایی از ابواب فقه و حدیث نزد آن ها یافت می شد، اخبار اهل بیت علیهم السلام را جمع و بعد از تهذیب و ترتیب، کتاب الکافی را تألیف کرد.

6. نقش کلینی در معرفی فرهنگ شیعه

عالم و مبلغ دین باید به معارف مکتب، آشنا و مسلط باشد و آن را به زیباترین و شفاف ترین شکل به مخاطب معرفی کند. شیخ کلینی، محدث بزرگ شیعه چنین شخصیتی بود که عقاید شیعه را به صورت حقیقی به عموم مسلمانان معرفی کرد. وی باورهای شیعه در اصول و فروع را به صورت مستقیم از سرچشمۀ، آن یعنی قرآن، سنت و روایات اهل بیت علیهم السلام که به مکتب وحی نزدیک ترند، گرفته است. کلینی در کتاب شریف الکافی، آرای فقهی و اظهارنظرهای بسیار و حتی گاهی توضیحاتی درباره متون روایی را نیز آورده است. او افزون بر ارائه شیوه های جمع و حل درباره تعارض روایات، دیدگاه های خود را نیز پیش از نقل روایات، بیان نموده است[21] که به نمونه هایی از فعالیت های او در این عرصه اشاره می شود:

الف. ارائه رهنمودهای فقهی

یکی از مهم ترین خدمات کلینی، هموار کردن و نشان دادن راه به فقهای اسلامی است. در این زمینه میرزا عبدالله افندی، از شخصیت نگاران معروف و صاحب کتاب ریاض العلما، وی را استاد مسلم فقه میان خاصه و عامه می داند که برای هر دو گروه فتوا می داده است.[22] شخصیت نگاران اهل سنت نیز نزدیک به این مضمون را بیان کرده اند.[23] برای اهل سنت عبور از برابر شخص نمازگزار را حرام، و ایجاد مانع و فاصله میان خود و عابران را واجب می دانند که اصطلاحاً آن را " ستره "می گویند.[24] کلینی در مورد این واژه با توجه به سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و دو روایت ابن ابی یعفور و ابن مسکان فتوا می دهد که «ایجاد مانع و ساتر در برابر عابران، امری مستحب و همراه با فضیلت است، نه واجب».

ب. طرح مسائل جامعه

کتاب الکافی بسیاری از موضوعات مورد نیاز جامعه اسلامی را در قالب فرهنگ شیعه بیان کرده است؛ مانند موضوعات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی که چند موضوع اقتصاد مطرح شده در آن بیان می شود.

کسب و کار حلال

موضوع اقتصاد اسلامی، از مباحث مهم روز است که کلمات اهل بیت علیهم السلام و شرح سخنان شان در این زمینه، برای امت اسلامی راهگشاست. اسلام، تحصیل درآمد از مسیر صحیح را «عبادت » دانسته و توسعه زندگی را امری مطلوب شمرده است. کلینی در بخش معیشت کتاب الکافی با نقل احادیث فراوانی، اقتصاد اسلامی را طرح نموده و موضوع کسب روزی و جایگاه دنیا در زندگی فرد مسلمان، کسب ها و صنعت های حلال و حرام، آداب و انواع تجارت و اقسام صنف ها و حرفه ها را مطرح کرده است که این امر، گویای دقت و توجه کلینی نسبت به امر معیشت و اقتصاد جامعه است.[25]

توجه به رفع نیاز مستمندان و لزوم همدردی با آنان، اعتدال در انفاق اموال، تبیین معنای صحیح زهد، اجتناب از حرام، دلبسته نبودن به مال دنیا و برخورداری از حلال دینی، نفرت از سربار دیگران بودن، معنای درخواست حسنه و غنا در دنیا، وجوب اقتدا به ائمه علیهم السلام در کسب روزی، تلاش ائمه علیهم السلام برای آبادسازی و کسب روزی و ثروت از طریق مشاغلی مانند کشاورزی، باغداری و تجارت و نیز زره سازی حضرت داوود علیه السلام برای کسب روزی و بی نیازی از بیت المال، از موضوعات اقتصاد اسلامی است که کلینی به آن پرداخته است. او با روایات اثبات می کند که حضرت داود علیه السلام به جهت بهره مندی از بیت المال، مورد سرزنش خداوند قرار گرفت و بهره گیری افراد از دسترنج خود و کسب درآمد از طریق کار و کوشش و متکی نبودن به دیگران (حتی بیت المال)، از برنامه های اقتصاد اسلامی است.[26]

لزوم تلاش برای کسب روزی، مستجاب نشدن دعای افرادی است که از طلب روزی باز می مانند و به دعا مشغول می شوند، متکی نبودن مؤمن به اسباب مادی و غفلت از خالق اسباب، برخورد بسیار منفی با تنبلی و کسالت و منفور بودن سستی در طلب کسب معیشت، تقدیر معیشت و اصلاح مال، لزوم تعادل در کسب دنیا و آخرت و هماهنگی آن دو و قناعت، از سایر موارد اقتصاد اسلامی است که کلینی به جامعه اسلامی عرضه کرده است.[27]

ج. تقویم نگار معصومین علیهم السلام

اگر امروز ما به تاریخ تولد و شهادت و سایر اطلاعات زندگی ائمه علیهم السلام دسترسی داریم، به برکت زحمات عالمان فداکاری مانند کلینی است. وی پس از کتاب توحید در الکافی، کتاب حجت را آغاز کرده است. او در این بخش، افزون بر جایگاه امامت و ویژگی امامان علیهم السلام و نصوص بر امامت آنان، بخشی را نیز با عنوان «أبواب التاریخ»، به تاریخ اهل بیت علیهم السلام، از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تا حضرت حجّت رحمه الله اختصاص داده و باب به باب، روایات تاریخی مربوط به آنان را نقل کرده است.

باب ها را نیز با عنوان «مولد» و به نام آنان گشوده و در هر باب، روایات متناسب آن را بازگو کرده است. در تمام این ابواب و پیش از ذکر روایات، خود به شیوه تاریخ نویسان و تراجم نگاران، سر فصل هایی از زندگی آنان را بر شمرده و به تقویم نگاری تاریخ اهل بیت علیهم السلام پرداخته است.[28]

7. صیانت از اعتقادات شیعی

این دانشمند بزرگ شیعه، افزون بر حفظ و پاسداری از اعتقادات و روایات شیعه، در خط مقدم مبارزه با منحرفین و دفاع از مرزهای اعتقادی مکتب اهل بیت علیهم السلام قرار داشت. تألیف کتاب الرد علی القرامطة، شاهد بارز این حرکت هوشمندانه وی است. او در این کتاب، اعتقادات باطل قرمطیان (یکی از شاخه های فرقه مذهبی اسماعیلیه) را به صورت علمی به نقد کشیده است. رهبران این فرقه گمراه و افراطی در جامعه آن روز، در پی انحراف مؤمنین از خط ولایت بودند.[29]

در واقع کلینی در کنار تألیف کتاب الکافی، حقانیت مکتب اهل بیت علیهم السلام را اثبات نمود و با تألیف کتاب الرد علی قرامطه، با فرقه های افراطی و داعش گونه و فرقه سازی های موازی با مکتب شیعه هم مبارزه کرده است.

8. آثار ماندگار

کلینی دارای آثار ارزشمندی است که جایگاه علمی او را آشکار می کند. برخی از این کتب عبارتند از: «الرد علی القرامطه»، «کتاب رسائل الأئمة علیهم السلام »، «کتاب تعبیر الرؤیا»، «کتاب الرجال»، «کتاب ما قیل فی الأئمة علیهم السلام »[30] و «کتاب شریف الکافی». وی بیشتر با کتاب معروفش الکافی شناخته می شود.

اگر چه قرن ها از تألیف کتاب شریف الکافی می گذرد، اما امروزه هیچ محققی در حوزه دینی و عرصه معارف اسلامی، از رجوع به آن بی نیاز نیست و بزرگان شیعه در منابع مهم روایی و تألیفات ارزشمند خود، به آن استناد می کنند. شیخ مفید می فرماید: «کتاب کافی، از بهترین کتاب های شیعه و پرفایده ترین آن هاست».[31] این کتاب ویژگی های ممتازی دارد که از جمله می توان به «معاصر با نواب اربعه»، «اسناد دقیق»، «ترتیب احادیث»، «ساماندهی شایسته »، «ارائه سبک زندگی اسلامی»، «درخشش در میان کتب اربعه» و «نقل اهم روایات شیعه» اشاره کرد. کتاب الکافی در مجموع شامل اصول، در دو جلد و فروع، در چهار جلد و روضه، در یک جلد و دارای 30 کتاب و 326 باب و جمعاً 16199 روایت است.[32]

کلینی در مدت بیست سال با زحمات فراوان، 16199 حدیث در کتاب الکافی را پدید آورد که بیشتر و با عظمت تر از صحاح سته است که شش تن از علمای اهل سنت در زمینه حدیث نوشته اند.

9. وفات

کلینی در شعبان سال ۳۲۹ ق (سال تَناثُر نجوم)[33] مصادف با پایان دوران غیبت صغرا و آغاز غیبت کبرای امام زمان رحمه الله، در بغداد از دنیا رفت.[34] محمد بن جعفر حسنی معروف به ابوقیراط، بر پیکرش نماز خو اند و بدن او در باب کوفه بغداد به خاک سپرده شد.[35] بازسازی مرقدش در محرم سال ۱۴۳۶ ق به پایان رسید و از ضریح نقره ای آن رونمایی شد.

فهرست منابع

  1. آقا بزرگ تهرانی، محمد محسن؛ الذریعه الی التصانیف الشیعه؛ بیروت: دار الاضواء،1403ق.
  2. جزری، ابن اثیر؛ جامع الاصول؛ بیروت: نشر دار الفکر،1420 ق.
  3. جمعی از نویسندگان؛ ستارگان حرم؛ قم: نشر زائر، 1377 ش.
  4. جمعی از نویسندگان؛ مجموعه مقالات فارسی کنگره بین المللی ثقة الاسلام کلینی؛ قم: دار الحدیث، ش1387.
  5. خویی، سید ابو القاسم؛ معجم رجال الحدیث؛ قم: نشر مؤسسه خوئی، 1410ق.
  6. الطریحی، محمد سعید؛ فضل الکوفة و مساجدها؛ بیروت: دارالمرتضی، [بی تا].
  7. طوسی، محمد بن حسن؛ الفهرست؛ قم: مؤسسه نشر اسلامی، 1417 ق.

8.، ؛ رجال طوسی؛ قم: نشر اسلامی، 1415ق.

  1. غفار، عبدالرسول؛ الکلینی و الکافی؛ قم: نشر اسلامی، 1416 ق.
  2. کلینی، محمد بن یعقوب؛ الکافی؛ تهران: دار الکتب الاسلامیة، 1388ق.
  3. مجلسی، محمد باقر؛ مراة العقول؛ تصحیح هاشم رسولی محلاتی؛ چاپ دوم، تهران: دار الکتب العلمیه، 1404 ق.
  4. مدرس، محمد علی؛ ریحانۀ الادب فی تراجم المعروفین بالکنیۀ او اللقب؛ تهران: کتابفروشی خیام،  ١٣۶٩ ش.
  5. مفید، محمد بن محمد؛ تصحیح الإعتقاد؛ قم: نشر رضی، 1363ش.
  6. نجاشی، احمد بن علی؛ رجال نجاشی؛ قم: نشر جامعه مدرسین، 1416 ق.
  7. افندی، عبدالله بن عیسی بیگ؛ ریاض العلماء؛ بیروت: نشر مؤسسة التاریخ العربی، 1431ق.
  8. عسقلانی (ابن حجر) أحمد بن علی؛ لسان المیزان؛ بیروت: مؤسّسة الأعلمی، 1406ق.
  9. الجزیری، عبدالرحمن؛ الفقه علی المذاهب الأربعة؛ بیروت: دار إحیاء التراث العربی، 1406ق.
  10. موسسه تحقیقاتی و اطلاع رسانی خانه کتاب ایران؛ معجم بحارالانوار؛ تهران: نشر و زارت ارشاد، 1415 ق.
  11. مجله علوم حدیث، فصلنامه تخصصی مرکز تحقیقات دارالحدیث، قم: دارالحدیث.
  12. ابن عساکر، ابو القاسم علی بن حسن بن هبة الله شافعی؛ تاریخ مدینه دمشق؛ بیروت: دار الفکر، 1415ق.
  13. أبو عبداللَّه محمّد بن أحمد الذهبی؛ تاریخ الإسلام و و فیات المشاهیر والأعلام؛ بیروت: دار الکتاب العربی، الطبعة الاولی، 1409ق.
  14. ابن اثیر جزری، مبارک بن محمّد؛ تتمة جامع الاصول لأحادیث الرسول؛ بیروت: مکتب البحوث و الدراسات فی دار الفکر، بی تا.

پی نوشت ها:

[1] کلین (فشافویه)، روستایی واقع در کنار اتوبان قم - تهران و در ۳۸ کیلومتری شهر ری است.

[2] پدرش یعقوب بن اسحاق، مردی با فضیلت و پاک سرشت بود. آرامگاه این مرد متقی، در روستای کلین زیارتگاه شیعیان است.

[3] جمعی از نویسندگان؛ ستارگان حرم؛ دفتر چهارم، زندگینامه احمد بن ادریس اشعری قمی، ص۷۷.

[4] سید ابوالقاسم خویی؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۹، ص۵۹.

[5] محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۲۷.

[6] همان، ج 1، ص 9.

[7] همان.

[8] همان.

[9] همان، ج 1، ص 12.

[10] همان، ج 2، ص 105.

[11] محمد باقر مجلسی؛ مرآظ العقول؛ ج 1، ص 3.

[12] محمد سعید طریحی؛ فضل الکوفه و مساجدها؛ ص 49.

[13] عبدالرسول غفار؛ الکلینی و الکافی؛ ص 202.

[14] احمد بن علی نجاشی، رجال النجاشی، ص ۲۶۶ و ۲۶۷.

[15] محمد بن حسن طوسی؛ رجال طوسی؛ ص۴۳۹.

[16] ابن اثیر جزری؛ تتمه جامع الاصول؛ ج ۱۳، ص ۸۵۹.

[17] ابن اثیر جزری، جامع الاصول؛ ج ۱۱، ص ۳۲۲.

[18] ر. ک. أبو عبدالله محمد بن أحمد ذهبی، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، ج۲۴، ص۲۵۰.

[19] ر.ک: أبو القاسم علی ابن عساکر دمشقی، تاریخ مدینه دمشق، ج ۵۶، ص۲۹۸.

[20] مجله علوم الحدیث، ش1، ص۲۰۰.

[21] عبد الرسول غفار؛ الکلینی و الکافی؛ ص۲۲۷. 

[22] افندی، عبدالله بن عیسی بیگ، ریاض العلماء؛ ج۷، ص۴۵.

[23] عسقلانی (ابن حجر) أحمد بن علی، لسان المیزان، ج ۵، ص ۴۹۰. مثلا ابن حجر عسقلانی گفته: «... و کان من فقهاء الشیعه...

[24] الجزیری، عبدالرحمن، الفقه علی المذاهب الأربعة، ج ۱، ص ۲۶۹ – ۲۷۳.

[25] محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج 5، ص 65 و ج 5، ص 304.

[26] با توضیح اینکه چه اصنافی را می توان از بیت المال تأمین کرد؟

[27] مجید رضایی؛ «دیدگاه های اقتصادی کلینی در الکافی»؛ مجموعه مقالات فارسی کنگره بین المللی ثقة الاسلام کلینی؛ ج ۲، ص ۴۱۳.

[28] سید ضیاء مرتضوی؛ «اجتهادات و بیانات ثقة الإسلام کلینی؛ مجموعه مقالات فارسی کنگره بین المللی ثقة الاسلام کلینی؛ ج ۱، ص ۲۷۵.

[29] قرامطه فرقه ای بودند که در ظاهر محمد بن اسماعیل بن جعفر الصادق عمل را امام می دانستند، ولی در باطن ملحد و منکر شریعت بودند؛ زیرا بیشتر محرمات را تجویز می کردند، نماز را همان اطاعت امام میدانستند، زکات را همان پرداخت خمس مال به امام، روزه را به نگهداری اسرار، و زنا را عبارت از فاش کردن آن می دانستند. آنها را به نام قرمطی خواندند؛ زیرا یکی از روسای آن ها در آغاز کار خط مقرمط می نوشت و بدان منسوب شدند.

[30] احمد بن علی نجاشی، رجال نجاشی، ص۳۷۷.

[31] محمد بن محمد مفید؛ تصحیح الإعتقاد؛ ص۷۰؛ محمد محسن آقا بزرگ تهرانی، الذریعه الی التصانیف الشیعة، ج 13، ص ۹۵.

[32] موسسه تحقیقاتی و اطلاع رسانی خانه کتاب ایران، معجم بحارالانوار، ص ۶۵. البته برخی روایات قابل تأمل هم دارد که بررسی آن، مجال خود را می طلبد.

[33] تناثر نجوم، یعنی از بین رفتن و افول ستارگان و کنایه از آن است که بسیاری از اندیشمندان در آن سال در گذشتند؛ از جمله کلینی، علی بن محمد سمری (چهارمین نایب خاص امام عصر )، علی بن بابویه قمی، پدر شیخ صدوق و...

[34] محمد علی مدرس؛ ریحانة الادب، ج ۸، ص۸۰.

[35] احمد بن علی نجاشی، رجال نجاشی، ص۳۷۸؛ محمد بن حسن طوسی، الفهرست، ص۲۱۰ و ۲۱۱.

 منبع : مجله ره توشه، بهار 1399 - شماره 38 

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.