ریشه ها و اهداف جنگ 22 روزه غزه و پیامدهای آن برای رژیم صهیونیستی

مقدمه:

 رژیم صهیونیستی طی 62 سال گذشته فراز و نشیب های فراوانی پشت سر گذاشته و وقوع نزدیک به ده جنگ میان رژیم صهیونیستی از یک سو و همسایگان عرب وگروه های مبارز از سوی دیگر و همچنین وقوع ده ها عملیات و در گیری های کوچک طی این سال ها موجب شده است تا مناقشه اسرائیلی - فلسطینی به مهم ترین مناقشه در عرصه روابط بین الملل تبدیل شود. خصیصه جنگ طلبی این رژیم موجب شده است تا بسیاری از صاحب نظران در تقسیم بندی عمر کوتاه رژیم صهیونیستی، تاریخ وقوع جنگ ها را بهترین شاخصه و مهم ترین عنصر تلقی کنند.

 در این راستا همواره از منحنی صعود و پیشرفت ارضی، سیاسی، امنیتی و جمعیتی رژیم صهیونیستی طی مقاطع متعدد - براساس وقوع جنگ ها - سخن به میان می آید اما این منحنی پس از حدود نیم قرن، در سراشیبی قرار گرفته است.

 جنگ 22 روزه که با تهاجم گسترده هوایی رژیم صهیونیستی (در 27 دسامبر 2008) آغاز شد، برآیند رویارویی سیاسی نیروهایی بود که حداقل از زمان جنگ 33 روزه، مرزهای خود را بطور مبهم از یکدیگر مشخص کرده بودند. انتفاضه اول و حملات حزب الله به نیروهای اشغالگر صهیونیستی در جنوب لبنان که سرانجام موجب فرار آنان از این منطقه در سال 2000 شد نقطه شروع سراشیبی سقوط رژیم صهیونیستی بود؛ زیرا تخلیه جنوب لبنان به معنای تلاش برای حفظ وضع موجود - از سوی صهیونیست ها - و دست کشیدن از شعار اسرائیل بزرگ تلقی شد. ناتوانی شارون در سرکوب انتفاضه مسجد الاقصی، عقب نشینی نیروهای صهیونیستی و شهرک نشینان از نوار غزه در سال 2005 دومین عقب نشینی را در پی داشت.

 سران رژیم صهیونیستی، دو واقعه مذکور یعنی عقب نشینی از جنوب لبنان و نوار غزه را با عنوان عقب نشینی یک جانبه به انجام رساندند، به همین دلیل در جامعه رژیم صهیونیستی از آنها به عنوان شکست تعبیر نشد. اما در سال 2006 و جنگ 33 روزه، روایت دیگری است؛ دراین جنگ که 33روز - یکی از طولانی ترین جنگ های رژیم صهیونیستی - بود، نه تنها این رژیم در شرایط غافلگیرکننده ای قرار گرفت بلکه نتیجه این جنگ به عنوان اولین شکست در تاریخ این رژیم ثبت شد. با پایان جنگ 22 روزه بار دیگر نبرد با ابزار سیاسی از سر گرفته شد و ابزار نظامی موقتاً کنار گذاشته شد. نشانه های این نبرد سیاسی را می توان در تلاشها برای بازسازی نوارغزه مشاهده کرد. این سیاست ادامه خواهد یافت و در آینده به . نوار غزه سرزمین مستطیلی شکلی بالغ بر 365 کیلومترمربع است در جنوب ساحل شرقی دریای مدیترانه و در قسمت غربی فلسطین. بزرگ ترین شهر این منطقه، شهر غزه است، رفح بیت لحیا و خان یونس دیگر شهرهای نوار غزه هستند. کنترل این منطقه با یک میلیون و چهارصد هزار فلسطینی در دست حماس است.

 تناوب ابزار خود را باز هم تغییر خواهد داد.

 پس از جنگ 33 روزه کمیته وینوگراد تشکیل و پس از بررسی های این کمیته، سران سیاسی نظامی وقت رژیم صهیونیستی - دان حالوتس رئیس ستاد مشترک، عمیر پرتس وزیر دفاع و ایهود اولمرت نخست وزیر - به عنوان عاملین شکست معرفی شدند. در این جنگ نزدیک به یک سوم از مناطق صهیونیست نشین در تیررس موشک های حزب الله قرار گرفت که در طول شش دهه گذشته بی سابقه بوده است. صهیونیست ها در عرصه نظامی و بازدارندگی راهبردی شکست سختی را از حزب الله متحمل شدند. زیر سؤال رفتن هیبت و شکست ناپذیری ارتش این رژیم، سبب شد تا آنان همواره در پی فرصتی برای بازیابی قدرت از دست رفته خود باشند.

 به بیان دیگر از مهمترین دلایل جنگ 22 روزه، ریشه در ناکامی های رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه دارد. نبرد غزه، در ظاهر با اصل غافلگیری از سوی رژیم صهیونیستی شروع شد اما تداوم و ختم آن، براساس برنامه ریزی آنان پیش نرفت. فارغ از پیامد های جنگ 33روزه، از ژوئن 2006(زمان جنگ 33روزه) تا دسامبر 2008(زمان جنگ 22 روزه) تحولات متعددی در عرصه فلسطین رخ داده است که می توان از آن به عنوان ریشه های جنگ 22 روزه یاد کرد.

 بااین حال پژوهش حاضر بر آن است تا به این مسئله اصلی پاسخ دهد که ریشه ها و اهداف نبرد 22 روزه چه بوده ونبرد غزه چه پیامدهایی را در عرصه خارجی رژیم صهیونیستی داشته است؟

 ریشه های جنگ 22 روزه غزه:

 1. حصار سیاسی - اقتصادی

 از زمانی که جنبش مقاومت اسلامی »حماس« دولت دهم فلسطین را در مارس 2006 تشکیل داد، دشمن صهیونیستی محاصره سیاسی و مالی را علیه ملت فلسطین و این جنبش آغاز کرد که اوج این محاصره بعد از حوادث ژوئن غزه بود؛ حوادثی که به پاک سازی نوار غزه از لوث وجود گروه های آشوب طلبی انجامید که حمایت شان را تل آویو، واشنگتن و برخی کشورهای عربی بر عهده داشتند.

 از زمان پاک سازی نوار غزه در تاریخ 2007/6/14 رژیم صهیونیستی این منطقه را به یک زندان واقعی تبدیل کرد که هزاران بیمار و مجروح را در خود جای می داد و یک رکورد واقعی را در فقر داشت و بخش صنعت آن به خاطر تداوم روند محاصره و بسته ماندن گذرگاه ها از فعالیت باز ایستاد.

 اشغالگران قدس به محاصره ای که با کمک دیگر طرف های منطقه ای و بین المللی علیه ملت فلسطین در نوار غزه اعمال کرده بودند، بسنده نکردند و به قطع برق و سوخت نوار غزه مبادرت ورزیدند. با این همه مقاومت مردم غزه ادامه یافت و همین امر نیز در نهایت باعث باز شدن خط مرزی شد. قطع برق و فرو رفتن نوار غزه در تاریکی مطلق پرده از محنت هایی برداشت که ملت فلسطین طی هشت ماه متمادی از آن رنج می برند.

 . مرکز اطلاعرسانی فلسطین.

 2. تاریخ اشغالگری در نوار غزه

 نوار غزه از آغاز اشغال این منطقه در سال 1967 تاکنون بارها در واکنش به فعالیت های نوپا و مستمر گروه های مقاومت چپگرا به عنوان اقدامات پیش گیرانه مورد تجاوز قرار گرفته است. ریشه های این مقاومت به زمانی بر می گردد که غزه زیر نظر مصر اداره می شد ولی در سال 1956 مورد حمله و تجاوز سه جانبه انگلیس و فرانسه و رژِیم صهیونیستی قرار گرفت. یک سال بعد کشورهای متجاوز بعد از هشدار آیزنهاور غزه را تخلیه کردند و این منطقه دوباره تحت اداره مصر قرار گرفت. اما روزهای آرامش ساکنین غزه هنوز آغاز نشده بود.

 غزه بنا به موقعیت جغرافیایی خود به دلیل واقع بودن در مرز مصر و پیوندهای تاریخی عمیق با این کشور پیوسته مورد یورش اشغالگران قرار داشت و آنان در واقع با حمله به این منطقه فلسطین و مصر را باهم مورد حمله قرار می دادند.

 اما پس از واقعه 11 سپتامبر 2001 آمریکا؛ تهاجمات اسرائیل نیز به مسلمانان غزه نیز زیر پوشش مبارزه با تروریسم مشروعیت یافت. با روی کار آمدن شارون از سال 2001 این حملات به اوج خود رسید، ولی ناکامی او در تضعیف مقاومت فلسطینیان در آن زمان که در رأس آنان جبهه خلق و حزب کمونیست فلسطین و هسته مرکزی فتح قرار داشت؛ نیز کاملا به اثبات رسید.

 هنگامی که شارون در رأس حکومت اشغالگران قرار گرفت؛ سیاست های راهبردی و افکار نظامی اش را بیشتر استوار کرد و به اجرا درآورد به گونه ای که به تضعیف پایه و اساس جامعه فلسطین و نابودی ارکان زندگی و مؤسسات و فرودگاه و اسکله در اراضی فلسطینی پرداخت تا در واکنش به عملیات مقاومت که جان تازه ای گرفته و عملیاتی را در عمق رژیم صهیونیستی انجام داده و به تاریخ درخشان گذشته خود بازگشته بود از ساکنان نوار غزه و ساکنان آن انتقام بگیرد و نتایج توافق اسلو را محو و نابود کند.

 . قرارداد اسلو مهم ترین دستاورد حکومت خودگردان از امضای توافق نامه با رژیم صهیونیستی است. بر اساس این قرارداد اسرائیل متعهد شد که محل استقرار سربازانش را از مرکز شهرهای عمده کرانه باختری (به استثنای الخلیل) به حومه آن منتقل کند و به این ترتیب از حضور دایمی نظامی در آن مناطق چشم پوشی کند، اما از آزادی عمل برخوردار باشد. ر. ک به: مجید صفا تاج، فرهنگ جامع فلسطین، (تهران: موسسه انتشاراتی تجسم خلاق، 1386، ص 352).

 از دیدگاه صهیونیست های نژاد پرست تمامی فلسطینان دشمن محسوب می شوند و اکنون این اقدامات، به صورت موجی از نسل کشی در آمده است که شارون آن را به راه انداخت و اولمرت نیز آن را ادامه داد وسپس سیطره حماس بر نوار غزه بهانه را به دست آنان داد تا بیشتر به اقدامات جنایتکارانه خود دامن بزنند. اکنون بر همگان روشن است که نه تنها مواضع سیاسی و جغرافیایی صهیونیست ها تغییر نکرده است بلکه شدت و حدّت بیشتری نیز یافته است.

 3. افزایش محبوبیت حماس

 قطع برق برای فلسطینی هایی که محاصره و مجازات جمعی را بخشی جدایی ناپذیر از پرونده سیاه صهیونیست ها می دانند و در طول شصت سال اشغالگری رژیم عبری رنج ها و محنت های بسیاری را متحمل شده اند، امری عادی به شمار می رفت؛ ولی این اشغالگران بودند که غافلگیر شدند، زیرا غرور و نخوت آنان باعث شده بود تا از بیداری و آگاهی ملت فلسطین غافل باشند و گمان کنند که اگر نوار غزه محاصره شود و تحت فشار قرار گیرد، ساکنان آن علیه دولت حماس قیام می کنند ولی آنچه که در نوار غزه رخ داد، باعث شگفتی صهیونیست ها شد. مردم این منطقه هرگز علیه دولت حماس نشوریدند، زیرا کاملا به این نکته آگاه بودند که این رژیم عبری و همپیمانانش هستند که می خواهند حیات ملت فلسطین را به خطر بیندازند.

 . علیرضا عرب و همکاران، زمینه ها، علل و نیازهای وقوع جنگ 22 روزه غزه، خبرگزاری قدس، به نقل از جمعیت دفاع از ملت فلسطین، ص www.naisrep-enitsalap/info.fa 4//P Htt

 نتایج پژوهشی که با محور سنجش افکار عمومی در نوار غزه انجام شد، نشان داد که بعد از قطعی برق، محبوبیت حماس در نوار غزه از 39% به 41% رسیده است و از همین رو بود که به جای حماس، تفنگ ها باز هم سینه دشمن را نشانه رفتند و مردم نیز رهسپار گذرگاه مرزی رفح شدند.

 . روزنامه فیگارو چاپ لندن، به نقل از خبرگزاری ایرنا،

 NewsIs=541657?/P Http:www.itva.ir/view/fuulstory}

 یارون لندن، تحلیلگر بنام صهیونیستی با اشاره به تحولات اخیر گفت: »به دنبال برپایی راهپیمایی های گسترده علیه اسرائیل در نوار غزه، کرانه باختری و کشورهای عربی، این نکته برای تل آویو مبرهن شد که هر چقدر بر فشار خود علیه فلسطینیان بیفزاید و در توجیه این فشار، حاکمیت حماس بر نوار غزه را بهانه کند، حمایت فلسطینیان از حماس و دولت وابسته اش بیشتر می شود.

 . ویژه نامه نداء القدس، شماره 82، به نقل از پایگاه حوزه: www.hawzeh.net//:P Htt

 4. نتایج شکسته شدن سد محاصره

 بی تردید، آنچه در خط مرزی نوار غزه با مصر روی داد، نقطه عطفی در تاریخ مسئله فلسطین و مدیریت جنبش حماس در نوار غزه بود و مفاهیم و معانی متعددی را در خود جای داده بود که از مهم ترین آنها می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

 الف) شکست روند محاصره و ناامیدی نسبت به تداوم این روند بود؛ چرا که دیگر ائتلاف آمریکایی صهیونیستی نمی تواند خریداری برای طرح محاصره خود پیدا کند و برای همگان حجم جنایت های اشغالگران قدس و غیر اخلاقی بودن محاصره شان علیه فلسطینی ها مشخص شده است. امروز دیگر همه به این نکته رسیده اند که ملت فلسطین تحت فشار محاصره هرگز دست از باورها و اصول سیاسی و ملی خود برنمی دارد.

 حرکت اهالی نوار غزه به سمت خط مرزی و شکسته شدن دیوار گذرگاه باعث شد تا دولت نامشروع فیاض تظاهر به تأیید این اقدام کند و بلافاصله برای آنکه وضعیت سابق را بر گذرگاه ها حکمفرما کند، با اشاره به توافق نامه گذرگاه ها که به امضای دحلان، نماینده تشکیلات خودگردان رسیده بود،خواستار کنترل گذرگاه های نوار غزه شد؛ البته فلسطینی ها در مورد مخالفت با کنترل گذرگاه رفح توسط دولت نامشروع فیاض اجماع داشتند.

 ب) محاصره نوار غزه با وجود شدت و حدّت فراوانش نتوانست جنبش حماس را از مواضع سیاسی اش در رد و مخالفت با شروط ظالمانه کمیته چهارجانبه باز دارد.

 ج) شکسته شدن روند محاصره همگان را در برابر این حقیقت آشکار و غیر قابل انکار قرار داد که نادیده انگاشتن حماس در معادلات غیر ممکن است و هرگز نمی توان این جنبش را از عرصه سیاست فلسطین حذف کرد؛ چرا که حماس یک وزنه سیاسی و نماینده ملت مبارز فلسطین است.

 . خبرگزاری فرانسه، به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان: www.political.ir.yic//:Http://www.

 دولت مصر با صدور بیانیه ای از جنبش فتح و حماس خواست تا برای انجام گفتگو در قاهره حضور یابند. صدور بیانیه های یادشده نشان می دهد که صبر جنبش حماس و ملت فلسطین در نهایت به نتیجه رسیده و دولت های عربی را واداشته است تا تسلیم اراده پولادین فلسطینیان شوند و به دولت مشروع فلسطین احترام بگذارند.

 د) شکسته شدن سد محاصره فرصت و فضای مناسبی را برای گفتگوی ملی فراهم آورد؛ چرا که امروز طرف فلسطینی و عربی بر ضرورت پایان بخشیدن به روند محاصره و اهمیت همسویی مواضع جهت گشودن گذرگاه تأکید دارند. امید می رود که مذاکرات و دیدارهای رهبران جنبش های حماس و فتح با رهبران مصری در خصوص گذرگاه رفح به نوعی باعث تلطیف فضای حاکم بر روابط دو جنبش شود، به نزدیک شدن دیدگاه های شان بینجامد، رشته بریده شده رابطه دوباره پیوند بخورد و رئیس تشکیلات خودگردان دست از موضع مخالف خود در قبال گفتگو بردارد. ضمنا حضور عربستان نیز می تواند نقش بارزی را در رفع اختلافات داشته باشد.

 اهداف رژیم صهیونیستی در جنگ غزه:

 . پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی آرماگدون: P www.armaycddon.ir/modules.php?name=news}

 می توان اهداف رژیم صهیونیستی از جنگ غزه را در دو بخش اهداف اعلام شده و اهداف پنهان بررسی کرد. اظهارات مقامات صهیونیستی و نوشته های روزنامه ها و برنامه های رسانه ای، بیانگر اهداف اعلام شده این جنگ بود. اما برای درک اهداف پنهان و اعلام نشده باید به تحلیل حوادث و رخدادهای سیاسی امنیتی پرداخت:

 الف. درون فلسطینی

 1. از بین بردن مقاومت به رهبری حماس

 مقاومت اسلامی در غزه عرصه را بر دولت اولمرت تنگ کرد و حملات موشکی آنان به نحوی بسیار تاثیر گذار و عمیق اطمینان و اعتماد به شکست ناپذیری ساختار سیاسی و نظامی اسراییل را از بین برد.

 با حملات ارتش اسراییل به غزه و شهادت بیش از 400 تن و مجروح شدن حد اقل 900 نفر تا کنون و نیز با توجه به اصل مهم ارتباط میزان خشونت با میزان تزلزل پذیری و احساس ترس میتوان به این نتیجه رسید که دولت صهیونیستی به بن بست بزرگی رسیده و چاره ای جز تسلیم نخواهد داشت.

 . روزنامه کیهان، شماره 18902، تاریخ 87/12/27، ص 16 و خبرگزاری فارس مورخ 87/12/1.

 2. مشروعیت بخشی به تشکیلات خود گردان به رهبری محمود عباس

 تهاجم به غزه با هدف حذف حماس وحفظ جناح سازش کار فلسطین انجام می شود. رژیم صهیونیستی با یک برنامه ریزی قبلی موفق شد بخش قابل توجهی از سران عرب را در جهت سرکوب جنبش مردمی حماس با خود همراه کند.

 با توجه به چراغ سبزکشورهای عربی در نشست شرم الشیخ و توافق هایی که در نشست ادیان در نیویورک انجام شد، رژیم صهیونیستی خود را برای یک تهاجم گسترده با هدف حذف حماس و فراهم نمودن شرایطی جهت حفظ جناح سازش کار در فلسطین آغاز کرد.

 در همین راستا، کرانه باختری که تحت نفوذ نیروهای محمود عباس است، موردتهاجم واقع نشد و بخش اعظم شهدا ومجروحین مربوط به نیروهای حماس در نوار غزه هستند.

 سیاست راهبردی رژیم صهیونیستی از همان زمان تشکیل، به ویژه بعد از امضای توافق نامه اسلو در سال1993 در راستای تخریب وحدت ملی . مجید صفاتاج، فرهنگ جامع فلسطین،(تهران: موسسه انتشاراتی تجسم خلاق، 1386) ج 1، ص 352.

 فلسطینیان و ایجاد تفرقه میان گروه های فلسطینی بوده است تا اینکه گروه های مذکور موفق به اجرای پروژه ملی فلسطین که ناظر بر کسب آزادی و استقلال برای فلسطینیان است، نشوند.

 ب. سطح درون اسراییل

 با توجه به تعارضات اساسی در جامعه اسراییل در سطوح مختلف سیاسی و نظامی و امنیتی و عمیق شدن آنها در جریان جنگ 33 روزه و آسیب پذیری مفرط ناشی از تکامل و بالندگی جبهه مقاومت متشکل ازجمهوری اسلامی ایران، سوریه، حزب الله لبنان و حماس در فلسطین، جنایات رژیم صهیونیستی در نوار غزه تنها سرپوشی ناگزیر بر مشکلات متعدد داخلی و خارجی آن رژیم محسوب میشود.

 ترمیم آسیبهای سهمگین سیاسی نظامی و امنیتی اسراییل ناشی از جنگ 33 روزه

 با اتمام جنگ 33 روزه در بعد داخلی بحران سیاسی دولت اولمرت را تحت شدیدترین فشارها قرار داد و آنرا در آستانه فروپاشی قرار داد. به گزارش 70 CNN% اسرائیلی ها معتقد بودند که در جنگ با حزب الله شکست خورده اند.

 . علیرضا عرب، پس لرزههای نبرد وعده صادق، (تهران: انتشارات قبله اول، 1386)، ص 36.

 مقامات امنیتی اسرائیل نیز اذعان داشتند که بسیاری از احزاب داخل اسرائیل خواستار تشکیل کمیته تحقیق برای ارزیابی عملکرد دولت اولمرت در این جنگ شده اند و مطالبات خود را برای تشکیل این کمیته به هیأت رئیسه کنست تحویل دادند.

 به نوشته نیویورک تایمز، کابینه اسرائیل اکنون مجروح جنگی است. اعضای . چرایی وقوع جنگ 22 روزه«، خبرگزاری قدس به نقل از مرکز اسناد و جمعیت دفاع از ملت فلسطین.

 qodsna.com/newscontrol-id.13990.aspx//:P Htt

 کنست بعد از شنیدن اخبار این تلفات و خسارات از دولت اولمرت خواستار آتش بس فوری شدند. همچنین چند تن نمایندگان پارلمان رژیم صهیونیستی خواستار کناره گیری اولمرت از سمت نخست وزیری شدند. رئیس کنست نیز گفت: »تل آویو در حمله به لبنان شکست خورده است.«

 . همان.

 حسنین هیکل روزنامه نگار شهیر مصری چنین می گوید: »حزب الله سربلند از این نبرد خارج شد، این جنبش از لحاظ اخلاقی و شجاعت در عالی ترین سطح قرار دارد و اسرائیل در پست ترین مرتبه اخلاقی است.«

 . همان.

 عمیر پرتز وزیر دفاع می گوید: »نتایج ناگوار این جنگ برای اسرائیل، ما را به بازبینی در مسائل داخلی ملزم می کند.« یهودیان اسرائیلی به رهبران خود . همان.

 می گویند شما نمی توانید 120 نظامی را در گورستان دفن کنید، یک میلیون اسرائیلی را آواره کنید، قدرت ارتشی را زیر سئوال ببرید بعد بگوئید اشتباه کردیم و اعراب اسرائیل نیز به عملکرد دولت اسرائیل و حمله وحشیانه به لبنان شدیداً اعتراض کرده و محکوم می کنند. با توجه به موارد فوق اختلافات داخلی در رژیم صهیونیستی به 3 نوع تقسیم بندی می شود:

 الف ) اختلافات بین نهادها و بخشهای حاکمیت

 ب ) اختلافات بین اعراب اسرائیل و دولت

 ج ) اختلافات بین یهودیان اسرائیلی و دولت اسرائیل

 درگیری های داخلی که میان نخبگان سیاسی و احزاب رژیم صهیونیستی در جریان بود، به تضادی اساسی میان مردم و مقامات سیاسی مبدل شد و این مسئله برای صهیونیست ها مشکل ساز شد لذا با توجه به مفاد فوق الذکر بحران آفرینی وحملات این رژیم به مردم نوار غزه نوعی مکانیزم انفعالی حداقلی برای احیای اعتماد به نفس سیاستمداران و ارتش شکست خورده رژیم اشغالگر محسوب می شد و اسراییل امیدوار بود با این قدرت نمایی های کاذب بتواند چهره شکست خورده امنیتی و نظامی خود را نزد شهروندان خود ترمیم کرده و اعتماد دوباره آنان را کسب کند.

 ج. سطح منطقه ای

 1. انتقام از جبهه مقاومت در منطقه

 فاجعه غزه، محصول پیوند نامبارک سران خائن برخی کشورهای عربی مدعی مسلمانی با رژیم صهیونیستی است. فرآیندی که از چند ماه قبل با محاصره ظالمانه غزه پس از برگزاری کنفرانس گفتگوی ادیان در آمریکا آغاز گردید و با . خبرگزاری تقریب (مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی): www.taghribnews.com//:P Htt

 دیدارهای محرمانه سران رژیم صهیونیستی با مقام های سیاسی و مذهبی کشورهای عربی ادامه یافت و نشست اخیر نیویورک، قطعات این پازل را کامل کرد سیاست رژیم صهیونیستی مبتنی بر از بین بردن دولت مردمی حماس است.

 هدف مشترک صهیونیستها و اعراب، ممانعت از تکثیر الگوی موفق مقاومت اسلامی در سایر جوامع عربی و اسلامی است تا از این طریق رژیم صهیونیستی روز به روز به اهداف خود که در مرحله اول از بین بردن هویت فلسطینی و در مراحل بعد بلعیدن کل جهان اسلام می باشد نزدیک شده و سران کشورهای عربی که دولت های آنان به صورت غیردموکراتیک بر مردم سلطه می رانند جریان مقاومت را در نطفه خفه نموده و مجال را برای خود و امثال خود مهیا کنند تا چند صباحی بیشتر بر کرسی قدرت بنشینند برای نیل به این هدف اکنون و در آستانه انتخابات تشکیلات خودگردان فلسطین، کابوس پیروزی مطلق حماس، خواب راحت را از چشمانشان ربوده است درصدد حذف این تشکل مردمی از عرصه سیاسی فلسطین برآمده اند تا مبادا مقاومت در برابر جوخه های مرگ الگویی برای دیگر مردان رشید دوستار مقاومت شود.

 محاصره و قحطی چند ماهه تحمیل شده بر مردم غزه - که هدفی جز تضعیف نیروی دفاعی آنها نداشت - در برابر چشمان خواب زده مجامع مدعی دفاع از حقوق بشر به وقوع پیوست و چون همیشه با سکوت مرگبار آنها مواجه شد.

 بی تردید، دفاع مظلومانه ساکنان غزه به رهبری حماس، به نقطه عطفی در مناسبات سیاسی و اجتماعی آینده ی منطقه بدل خواهد شد و بذر مقاومت را در سایر سرزمینهای اسلامی، خواهد کاشت و اکنون روز بیداری و تحقق این آیه شریفه » و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین« فردا و فرداها از آن صابران و مبارزان خواهد بود، فرا رسیده است.

 . قصص، 5.

 2. تسریع وتقویت طرح صلح عربی

 اسرائیل با پذیرش طرح صلح عربی به عنوان زیربنای مذاکرات، ضمن مهار مبارزان شجاع فلسطینی و وادار کردن گروه هایی چون حماس و جهاد اسلامی به پذیرش توافق حاصل شده میان تل آویو و اعراب، کمترین هزینه ممکن را هم برای برخورداری از آرامش، امنیت و ثبات پرداخت خواهد کرد.

 حاصل دیدارهای پی درپی ابومازن با اولمرت، مبارک، عبدالله دوم شاه اردن و ملک عبدالله شاه عربستان و متعاقب آن دیدار لیونی با مبارک از یک سو و رایزنی های تل آویو با واشنگتن با حمله جنگنده های رژیم غاصب به مردم بی پناه غزه به بار نشست و درنهایت این اضلاع به هم پیوسته بریک منفعت مشترک اجماع حاصل کردند و آن اینکه به هر قیمتی باید اهالی غزه را به دلیل انتخاب حماس پشیمان کرد چه اینکه مدل حماس ممکن است به الگوی بی بدیلی برای سایر جریانها و ملت های منطقه تبدیل گردد. بی شک اسراییل با توجه به پیامدهای چنین جنایتی بر ساختار درونی خود در اتخاذ چنین تصمیمی تردید داشت. از سوی دیگر جریان های سازشکار عربی منطقه در تثبیت جایگاه جنبش حماس و سایر گروههای فلسطینی در بین مردم این کشور هیچ تردید به خود راه نمی دادند. براین اساس با اصرار کشورهای عربی برای حذف این تهدید جدید، رژیم صهیونیستی بازهم امتناع خود را شکست و جنایت دیگری را در تاریخ سیاه خود خلق کرد.

 . علیرضا عرب و همکاران، پیشین، ص 15.

 رژیم صهیونیستی در پی آن است که با نابودی کامل دولت مردمی حماس راه را برای مذاکره با گروه های دیگر فلسطینی که تا اکنون جرئت پرتاب حتی یک سنگ به طرف غاصبان سرزمینشان را نداشته اند هموار کند و سپس با مذاکره - و فقط برای مذاکره نه دست یابی به نتیجه - با دولتهای عربی در قالب طرح صلح عربی، فاصله ی زمانی خود را با زوال و نابودی بیشتر کند.

 3. تلاش جبهه سازش برای جبران حیثیت از دست رفته ناشی از جنگ 33 روزه

 مهم ترین دستاورد جنگ لبنان، ریشه دار شدن تفکر مقاومت و پایداری در بین ملت های تحت ظلم و ستم در مقابل قدرت های منطقه ای و جهانی بوده است. پس از پایان جنگ 33 روزه در لبنان سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزب الله، در پاسخ به این سؤال خبرنگار که اولین اولویت شما پس از این جنگ چیست؟ گفت: »قضیه فلسطین«.

 . همان.

 بدین ترتیب، هرگونه اقدام جریان های اسلام گرا در لبنان یا فلسطین برطرف مقابل تأثیر دارد. تأثیرات سیاسی و روانی این دو جریان بر یکدیگر طی چند سال گذشته کاملاً مشهود بوده است. برای مثال، عقب نشینی رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان در پی ضربات کوبنده مقاومت اسلامی لبنان، تأثیر روحی و معنوی بسیاری بر فلسطینی ها برای شروع انتفاضه الاقصی گذاشت. هم چنین عملیات »وعد صادق« حزب الله لبنان و به اسارت گرفتن دو نظامی صهیونیستی و واکنش رژیم صهیونیستی در حمله به لبنان که به پیروزی حزب الله منتهی شد.

 . عرب، پس لرزههای وعده صادق، پیشین، ص 63.

 تأثیرات کوتاه مدت و بلندمدت جنگ لبنان در صحنه فلسطین؛

 1. کاهش فشار نظامی بر مناطق فلسطینی

 2. تلاش برای پیوند روند تبادل اسرا

 3. افزایش روحیه و اراده مقاومت فلسطینی ها

 4. واکنش های سیاسی داخلی فلسطین

 5. تأثیر در برنامه های منطقه ای و جهانی در فلسطین

 اساساً یکی از پایه های طرح خاورمیانه جدید آمریکایی ها، سست کردن افکار و عقاید مرتبط با جهاد و مقاومت است. در این زمینه، حتی شاهد تغییراتی در کتب درسی برخی کشورهای منطقه هستیم.

 ناتوانی ارتش رژیم صهیونیستی در نابود کردن حزب الله با وجود تمام امکانات و حمایت های آمریکا، امید مردم و مبارزان فلسطینی را برای مقاومت در برابر چنین رژیمی به شدت افزایش داد. البته پیش از این نیز، در عقب نشینی سال 2000 رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان شاهد افزایش روحیه فلسطینی ها بودیم.

 شکست برنامه مشترک آمریکا و اسرائیل با همراهی اروپا برای خاورمیانه با نام »خاورمیانه جدید« یکی دیگراز نتایج مهم جنگ لبنان محسوب می شود. آمریکایی ها که در برنامه های خود برای خاورمیانه دچار مشکلاتی شده بودند، بر اثر جنگ لبنان به طور اساسی در برنامه هایشان تجدیدنظر کردند. فلسطین در طرح آمریکایی ها برای خاورمیانه نقش اصلی و محوری ایفا می کند و تحرک در سایر کشورها به طور مستقیم با اوضاع فلسطین در ارتباط است و این، به علت اهمیت نقش رژیم صهیونیستی برای آمریکایی ها در منطقه است.

 با توجه به آنچه که گفته شد رژیم صهیونیستی برای کاهش تأثیرات بلندمدت شکست در جنگ سی وسه روزه، در پی راهکاری عملی و نظامی برای دست یابی به ابهت پوشالی شکست ناپذیری از دست رفته بود که با محاصره غزه و در نهایت حمله و کشتار مردم بی پناه آن، راهکار تاریخی خویش را دنبال کرد. تجربه تاریخی و ماهیت تروریستی اسراییل نشان می دهد که هرگاه این رژیم در برابر جریان مقاومت لبنان (حزب الله) و فلسطین (حماس) شکست خورده است، همواره سعی نموده از طریق اقدام به فعالیت های تروریستی مثلا جبران گذشته کند و در عین ضربه زدن به حریف، مرحم موقتی برزخم عمیق شکست خود بگذارد. آخرین نمونه واکنش تروریستی اسرائیل، برای کاهش تأثیرات کوتاه مدت شکست از مقاومت، ترور عماد مغنیه(حاج رضوان) بود.

 کمیته وینوگراد

 کمیته وینوگراد (Winograd Commission) کمیته تحقیق دولتی اسرائیل است که در 17 سپتامبر 2006 برای بررسی عملکرد دولتمردان و نظامیان این کشور در جریان جنگ »وعده صادق« (33 روزه) با حزب الله لبنان در تل آویو با بیشترین اختیارات تشکیل شد. اعضای کمیسیون وینوگراد عبارت بودند از: ایلیاهو وینوگراد (قاضی بازنشسته) رئیس، روت گاوسیون (حقوقدان)، یزکل درور (حقوقدان)، منهام انیان (ژنرال نیروی احتیاط)، و حییمه نادل (ژنرال نیروی احتیاط). این کمیته بعد از بازجویی 70 نفر از جمله نخست وزیر در 13 مارس 2007 (10 اردیبهشت 1386) گزارش مقدماتی 15 صفحه ای خود را ارائه داد.

 در این گزارش ایهود اولمرت (نخست وزیر)، عمیر پرتز (وزیر جنگ) و دان حالوتس (رئیس وقت ستاد ارتش اسرائیل) مسئول شکست جدی این رژیم در جنگ »وعده صادق« با حزب الله لبنان معرفی شد. تهاجم اسرائیل به لبنان در روز 12 ژوئیه سال 2006 به جنگی 33 روزه با حزب اللَّه لبنان انجامید که در جریان این جنگ دست کم 1170 لبنانی، که اکثر آنها از غیر نظامیان و بیش از 119 صهیونیست (بر اساس ادعای منابع اسرائیلی) کشته شدند. در نهایت نیز اسرائیل نتوانست به ادعاهای خود مبنی بر آزادی اسرای صهیونیست و خلع سلاح حزب اللَّه لبنان جامه عمل بپوشاند و پس از 33 روز جنگ، در برابر حزب اللَّه لبنان تن به شکست داد.

 . علیرضا عرب و همکاران، پیشین، ص 16.

مجله  حصون  بهمن و اسفند ماه 1389، شماره 28

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.