مقدّمه:

شب قدر یک حقیقت قرآنی است و بلکه می توان گفت به لحاظ زمانی قبل و بعد از نزول قرآن هم برای آن باید حقیقت زنده قائل شد و همواره عارفان متشرّع پس از انبیاء و اوصیاء در درک حقیقت آن کوشیده اند. در این مقاله سعی شده اسراری را که مفسرانی عارف چون فیض کاشانی، ابن عربی، حسن زادة آملی، امام خمینی، آشتیانی، ابن فارض، بانو امین و ملّا سلطانعلی در مورد این شب و حقیقت آن در آثار خود آورده اند به شکل موجز و مفید مطرح شود.

حقیقت شب قدر

شب قدر مرتبه ای است از مراتب انسان کامل. طبق جهان بینی الهی همۀ اشیاء برای وجود انسان و همة انسان ها برای وجود انسان کامل که صاحب درجات معرفت روحانی و شهودی است آفریده شده اند لذا شب قدر را باید در روح انسان کامل جستجو کرد اگر چه این شب هم در افق ماورای طبیعت و هم در افق طبیعت قابل دسترسی و ردیابی است.

در تفسیر بیان السعاده نوشته ملّا سلطانعلی آمده است:

بدان که از مراتب علم به اعتبار طول بقای آن ها و از مراتب انسان به اعتبار نزول به لیالی تعبیر می شود و به اعتبار صعود به ایّام، چون صاعد از ظلمات مراتب دانی به انوار مراتب عالی می رود و نازل از انوار مراتب عالی به ظلمات مراتب نازله داخل می شود که به اعتبار سرعت واصلین به آن مراتب و کندی مرور آنها به ساعات و ایام و به اعتبار تفصیل به شهور و اعوام از آنها تعبیر می شود. و مراتب عالیه همگی شب هایی صاحب قدر و فضیلت هستند انسان های کامل هر یک بر حسب سعه وجودی خود حایز مرتبه ای از مراتب این شب می باشندکه بعضی از آنها را ذکر می نمائیم.

۱-حقیقت شب قدر به معنای کامل آن جز حجاب اقرب و نزدیک ترین خلایق به خداوند تبارک و تعالی که همان وجود اقدس سیّد و آقای عالمیان حضرت ختمی مرتبت است نمی باشد.

در کتاب ممدّالهمم آمده است که لیلة قدر بنیۀ انسان کامل است یعنی قلبی که عرش رحمن است و وسیع ترین قلبهاست. خداوند سبحان فرموده: (نزّل به الرّوح الأمین * علی قلبک) (شعراء/ 193و194) وخداوند تعالی شأنه فرموده: (إنا أنزلناه فی لیله مبارکه) (۳/۴۴)

همین طور اسم اعظم الهی موجود در نشئة ظاهر جامع جمیع مراتب اسماء و حقایق اعیان است. و اشیاء را آن چنان که هستند با رؤیت ذات خود می بیند. و کیفیت ارتباط آنها به اسماء الهی و وصول آنها به باب اربابشان که حقیقت قیامت کبری برای اشیای کونی خارجی است را شهود می کند و این اسم اعظم در حقیقت روز لیلة قدر محمّدی(ص) است. (امام خمینی، مصباح الهدایه، 83).

در این بیان ملاحظه می شود که انسان کامل با شهود ذات خود که همان درک لیلة قدر است به درک حقایق اشیاء همان طور که هستند نائل می شود ولیلة قدر در این بیان عرفانی عبارت از حقیقت عین ثابت انسان کامل است در مرتبه اعیان ثابته و خود انسان کامل یا اسم اعظم الهی موجود در نشئه ظاهر است

و همچنین در جای دیگر می فرمایند: شیخ ما و استاد ما در معارف الهی، عارف کامل میرزا محمّدعلی شاه آبادی اصفهانی أدام الله أیّام برکاته در اوّلین مجلسی که به حضورش تشرّف یافتم و از کیفیّت وحی الهی از او سؤال کردم در ضمن بیانات خود فرمود: هاء در قول خداوند تبارک و تعالی: إنّا أنزلناه فی لیله القدر اشاره به حقیقت غیبی نازل در بنیة محمّدی است که حقیقت لیله القدر است. (امام خمینی، مصباح الهدایه، 87)

۲-حقیقت روحانی فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و امامان معصوم (علیهم السلام) و عالمان به علوم آنان هم بر حسب بعضی اقوال حقیقت لیله قدر و آنچه در آن لیله نازل می شود دانسته شده است.

در ممدّ الهمم آمده است: بدان که از منازل سیر حبّی وجودی در قوس نزولی به لیل و لیالی تعبیر می شود و در قوس صعودی به یوم و ایّام تعبیر می گردد. پس عصمه الله الکبری حضرت فاطمه همان گونه که لیله القدر است همچنین یوم الله نیز می باشد. و انسان کامل در عصر محمدی وعاء حقایق قرآن است. اگر خواهی چنین بگو: انسان کامل قرآن ناطق است. پس یازده قرآن ناطق از این شب مبارکه ای که شب قدر است ومادر امامان است، نازل شده است. پس بفهم و آنگاه در سخن حقّ سبحان تدبّر نما که به پیغمبر اکرم فرمود : ما به تو کوثر را بخشیدیم(2/108).

رسول خدا (صلّی الله علیه و آله وسلّم) فرمود: هر کس فاطمه را آنگونه که حقّ فاطمه است بشناسد شب قدر را ادراک کرده است و علّت نامگذاری آن حضرت به فاطمه این است که خلایق از کنه معرفت وی بریده شدند.

هم چنین در نقد النصوص آمده است که فاطمه(صلوات الله علیها) شب قدر بود، و شب قدر دارای مراتبی است کما اینکه همة حقایق وجودی چنین هستند. هر مرتبۀ دانی از آنها رقیقۀ مرتبۀ عالی آن است و مرتبۀ عالی آنها حقیقۀ رقیقۀ آن، کما اینکه خداوند سبحان فرموده است: (و لقد علمتم النشأه الاولی فلو لا تذکرون) (62/56).

3- از تأویلات دیگر شب قدر روحانیت وجود اولیاست؛ چه بعض اولیاء که ضنائن الله اند مستورند از نظر خلق و به عنوان ولایت ظهور ندارند، و اولیائی که ظاهرند به صورت روحانیت محقق اند و معرفت ایشان صعب است. و در حدیث شریفی آمده است که: خداوند سه چیز را در سه چیز مخفی کرده است: رضای خود را در طاعتش مخفی کرده پس چیزی از طاعات او را حقیر نشمرید شاید که رضای او در آنها باشد و سخط خود را در معاصی مخفی کرده پس چیزی از معاصی او را حقیر نشمارید چون ممکن است سخط او در آن باشد و اولیاء خود را در میان خلق مخفی کرده است پس احدی را کوچک نشمارید که شاید او ولی باشد. (حسن زاده آملی، انسان و قرآن، 293)

اگرچه شب قدر در دار طبیعت به حسب زمانی شبی است خاص و گفته شد که حقیقت روحانی آن هم همان وجود انسان های کامل است در عالم مجردات به شکل ثابت و باقی و در عالم طبیعت به حسب زمان در هر عصر در وجود انسان کاملی ظهور دارد لیکن تاویلاتی هم در کلام بزرگان اهل عرفان آمده که جلوه های دیگری از حقیقت آن را آشکار می سازد.

۱-حکیم متاله سبزواری درکتاب شرح الاسماءالحسنی در شرح یا ربّ اللیل و النهار فرماید: اطلاق لیل و نهار باطن لیله القدر و حقیقت روز قیامت را یعنی سلسلۀ طولی نزولی و عروجی را شامل می شود و به اول با قول خداوند تعالی اشاره شده است که: (تنزّل الملائکه و الروح فیها بإذن ربهم من کل امر) (97/5) و به دومی با قول خداوند تعالی اشاره شده است که: (تعرج الملائکه و الروح الیه فی یوم کان مقداره خمسین الف سنه) (70/4)

۲-هم چنین از تاویلاتی که شیخ عارف محی الدین در مورد لیله القدر مطرح می کنند این است که: انسان ثلث باقی از شب وجود است. پس آسمان که ثلث اول از شب است و زمین که ثلث دوم از شب است همه خواهند رفت و انسان در دار آخرت باقی خواهد ماند الی الابد و الی غیر النهایه و آن ثلث باقی از لیل است و به منزلۀ فرزندی است از این دو پدر و مادر یعنی آسمان و زمین پس قرآن در لیلۀ مبارکه در ثلث آخر از آن نازل شده است که همان انسان کامل باشد و در آن هر امر حکیمی متفرق و جدا گشته است پس از ابوین خود یعنی آسمان و زمین به بقاء متمایز و جدا گشته است. (ابن عربی، فتوحات، 3/ 330)

درک حقیقت لیلۀ قدر برای چه اشخاصی حاصل شده و می شود؟

هر انسانی که در افق روحی خود به روح حقیقت لیله القدر نزدیک شده باشد به مقدار این قرب و نزدیکی از این شب و حقیقت آن بهره مند خواهد بود.

بنابراین درک حقیقت لیله قدر ابتدا برای معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) و پس ازآن برای عالمان به علم آل محمد حاصل می شود که البّته در میان آنها عارفان مسلمان برای درک این شب تلاش های فراوانی کرده و از مکاشفات خود نسبت به این شب خبرها داده اند.

مرحوم فیض در محجّه البیضاء می فرماید: مثل سلاح در میان اهل بیت مانند مثل تابوت در میان بنی اسرائیل است. در میان بنی اسرائیل هر اهل بیتی که تابوت بر در خانه ایشان یافت می شد نبوّت به ایشان داده می شد و در میان اهل بیت هم هر کس سلاح به او داده می شد امامت به او سپرده می شد و نزد اهل بیت جفر و جامعه و ناطقه است و لیله القدر خاصّ ایشان است و ملائکه و روح در آن شب به اذن ربّشان تنها بر ایشان نازل می شوند و علم ایشان در شب قدر افزایش می یابد. (فیض کاشانی، المحجه البیضاء، 4/ 209)

و در جای دیگر می فرماید: واز جانب ابی الهذیل روایت شده است که فرمود: ابوجعفر( علیه السلام ) فرمود: ای ابا هذیل شب قدر بر ما پوشیده نیست و ملائکه در این شب به دور ما طواف می کنند. (فیض کاشانی، المحجه البیضاء، 5/ 295)

هم چنین در تفسیر بیان السعاده آمده است که از ائمه وارد شده است که ملائکه به خانه های ما وارد می شوند و با اطفال ما بازی می کنند و با ما مصافحه می کنند و ما پرهای ملائکه را جمع می کنیم و آنها در لیله القدر دیدار می کنیم. بلکه می گوئیم سالک ناقص هم گاهی این چنین حالات از افاقه و رجوع به مملکت خویش و مملکت خارج برایش رخ می دهد بلکه تکمیل مقام نمی شود مگر به رخ دادن این احوال (ملا سلطانعلی، بیان السعاده، 196/ 1).

در حدیثی از امام جواد (علیه السلام) روایت شده است که ای پیروان تشیّع! با مخالفان امامت، به سورۀ “انا انزلناه” استدلال کنید، تا پیروز گردید. به خدا سوگند، این سوره، نشانۀ ابعاد علم ماست. ای شیعیان! همچنین به سورۀ “حم دخان”، که در آن، آیۀ “انا انزلناه فی لیلهٍ مبارکهٍ آمده است، استدلال کنید! این سوره (و این مقام)، پس از رسول الله، خاص ولی امر (حجّت خدا) است در هر عصر. . . . (محمدرضا حکیمی، خورشید مغرب، 143 )

علامات ظاهری شب قدر

در کتاب شرح دعای سمات از علی اکبر نهاوندی در علامات لیله القدر آمده که اولین علامت بنابر آنچه که در مصباح کفعمی آمده است آن است که آن شب اگر در تابستان واقع شود گرمای زیاد ندارد و اگر در زمستان واقع شود سرمای زیاد ندارد.

دوم از آنها نیز که در کتاب مذکور آمده است اینکه اگر کسی را در آن شب بخواهند سحر نمایند سحر در او اثر نکند.

سوم اینکه آفتابی که در روز آن شب طلوع مینماید دارای شعاع و ضوء چندانی نباشد و در تفسیر روح البیان برای این مسأله دو علت نقل نموده است: یکی آنکه در وقت طلوع آفتاب روز آن شب، چون ملائکه که در آن شب به زمین نازل شده اند به آسمان ها می روند، کثرت آن ها جلوگیر شعاع شمس می شود و نمی گذارد که نور آن منتشر شود و دیگر آن که آفتاب در آن روز از میان دو شاخ شیطان طلوع نمی نماید به احترام آن شب. پس از این جهت شعاع ندارد، بخلاف باقی ایام چه در روایات است که آفتاب طلوع می نماید از میان دو شاخ شیطان و آن لعین زیاد مینماید در بث شعاع و تزیین طلوع آن تا این معنی باعث شود زیادتی غرور کافرین و نیکو نمودن آن را در چشم های ساجدین آن.

چهارم آن که آن شب نورانی تر از سایر شب هاست، در تفسیر روح البیان آمده است:

و اما نوری که در شب قدر دیده می شود ممکن است نور بال های ملائکه باشد یا نور بهشت عدن که درب هایش گشوده شده و یا نور لوای محمد و آل محمد است و یا نور اسرار عارفین که در آن شب حقیقت آن ها از حجاب به در می آید تا همه خلق نور و شعاع آن را ببینند و این مناسب تر با حقیقت لیله القدر است چون حقیقت لیله القدر عبارتست از انکشاف ملکوت بر قلب عارف پس هنگامی که نور باطن به نور ملکوت منور گردد این نور از آن منعکس می شود به ظاهر. (وسیله النجاه در شرح دعای سمات ص 171)

زمان شب قدر

شیخ عارف محی الدین می فرماید: شب قدر در ده شب آخر قرار داده شده است چون نور است و نور شهادت و ظهور است بنا براین ده شب آخر به منزله روز است و روز را روز گفته اند چون نور در آن پخش می شود و روز متأخّر از شب است چون از شب کنده می شود و ده روز آخر متأخّر از ده روز وسط و اوّل است و احدی را ندیدیم که شب قدر را در ده شب اوّل شهود کرده باشد و دلیلی هم برای ما نرسیده است و در ده شب وسط و آخر واقع می شود.

ودر فتوحات است که جبرئیل در هر ماه رمضانی بر محمّد( صلّی الله علیه و آله و سلّم) نازل می شد و یک بار به او قرآن آموزش می داد و جبرئیل در هر ماه رمضانی یک بار با حضرت ختم قرآن می کرد تا اینکه رمضان آخری آمد که رسول الله جبرئیل را می دید پس جبرئیل در آن ماه رمضان دوباره به او قرآن آموخت و دوبار قرآن را ختم کرد و فهمید که او در سالی که می آید فوت خواهد کرد نه در سالی که آن رمضان بوده است پس ختم دوم او برای رمضان سالی بود که در آن فوت کرد و پیامبر در ماه ربیع الاول فوت کرد و نزول قرآن در شب قدری بود که بهتر از هزار ماه است.

پس از آن شیخ عارف تأویلات عجیبی در مورد عدد هزار و اضافه شدن آن به کلمه شهر می کند و هر کدام را با حقیقت قرآن و ختم نبوّت پیوند می دهد و می فرماید لیله القدر شب نیمة شعبان است و می گوید ما شهود کرده ایم که شب قدر در طول سال می گردد و همین طور آن را در ماه شعبان و در رمضان و در هر روز فرد از ماه رمضان و در شب هجدهم از ماه رمضان بر حسب روزة خود در آن سال شهود کرده ایم. (محی الدین ابن عربی، فتوحات، 3/ 159)

از دیگر مطالبی که در کلام محی الدین آمده این است که شب بودن این شب را نه روز بودن آن را علت یابی می کند و می گوید:

اما اختیار او لیله القدر را به خاطر این است که امور متمایز نمی شوند مگر به اقدارشان نزد حق و حق غیب است پس قدر اختصاص پیدا کرده است به شب چون مستور است همچنان که غیب مستور است. (محی الدین ابن عربی، فتوحات، 3/ 496)

آری در شب آنچه که در باطن عالم می گذرد نمایان می شود و خود شب در حقیقت جلوه ای از تجلّیات اسم باطن حق است و زمان آن مناسبت تام با عالم غیب و اتصال به آن دارد.

حال عبودی اهل عرفان در لیله القدر

حالت عبودی در کلیه عبادات و همچنین در شب قدر خود از اهمیت به سزایی برخوردار است که باید آن را مورد توجه قرار داد و وجه مشترک در همه آنها این مطلب است که عبد خود را حقیر و هیچ شمرده و رب خود را همه کاره بداند.

محی الدین در این خصوص می گوید:

انگیزه ای که برای التماس لیله القدر وجود دارد اموری است که از جمله آنها عظمت این شب و عظمت نازل کنندة آن است و حقارت کسی که این شب را می طلبد نزد نفس خود.

شیخ عارف محی الدین در جایی دیگر در خصوص توجه وحال عبودیی که شخص در رابطه با این شب باید داشته باشد می گوید:

پیامبر شب قدر را در روزهای فرد از شبها قرار داده است و شبهای قدر روزهای زوج بوده ولی در سال نزول قرآن در روزهای فرد قرار گرفته است و این به خاطر آن است که طلب چون در شبهای فرد ماه باشد، شبهای فرد حافظ این بنده هستند در رابطه با خیرات و برکاتی که در این شب به او داده می شود و او در روزهای فرد از زمانی است که به او تذکر داده شده پس آن خبر را به خدا نسبت می دهد همچنان که خداوند هم فرد است اگر چه سبب حصول این خیر در این شب نیز هست ولیکن عین شهود وتر او را از نسبت دادن خیر به غیر خدا حفظ می کند اگر چه شب قدر را هم سبب می داند پس اگر در شب زوج بود اگر برای این عبد مایۀ تذکیری نمی بود در وقت التماس خیر از جانب خداوند یا در شهود آن که آن را تنها به خداوند نسبت دهد بنابراین صاحب جهل و حجاب می شد از معطی خیر و این است سر اینکه لیله القدر در شب های فرد قرار داده شده است پس این را بفهم. (ابن عربی، فتوحات 9/446)

و البته درک این شب مستلزم این است که عبد متصف به صفاتی باشد. عارف حکیم ابن عربی در مورد صفات افرادی که توان درک لیله القدر را دارند چنین می فرماید:

پس چون این طایفه به آیات نظر کنند همراه امر الهی آن بدانچه که خوانده و دعوت کرده بر نفوس خود می خوانند و اگر آیه غیر عادی باشد نظر می کنند کدام اسم الهی را طلب می کند اگر قهّار و مانند آن را طلب می کرد آیۀ رهبت و زجر و وعید است؛ آن را بر نفوس می خوانند و اگر اسم لطیف و مانند آن را طلب می کرد آیۀ رغبت است که رغبت را بر ارواح می فرستند و نوری مشعشع بر نفوس اشراق میکنند پس بدان نفوس به سوی خالقشان متمایل می شوند و توفیق و هدایت شامل حالشان خواهد شد و از اعمال لذّت می برند و با نشاط قیام به آنها می کنند و از کسالت عاری می شوند و از معاشرت با بطّالین و صحبت غافلین از ذکر خدا اجتناب می کنند و از ملاء و جلوّت کراهت دارند و انفراد و خلوت را ترجیح می دهند. برای این طبقۀ دوم حقیقت شب قدر و کشف سرّ و معنای آن وجود دارد و برای آنها در این شب حکمی الهی است که به آن مخصوص هستند. (ابن عربی، فتوحات، 1/209)

برکات و ثمرات لیله القدر

سپس شیخ عارف می فرماید: مسلم و نسائی از قول ابی هریره ذکر کرده اند که رسول الله (صلّی الله علیه و سلّم) فرمود: هر کسی لیله القدر را بر پا دارد و در صحیح مسلم است که هرکس لیله القدر را از روی ایمان و احتساب موافقت کند خداوند گناهان گذشته و آینده او را می آمرزد. و هر کسی لیله القدر را بر پا دارد و با آن موافقت کند خطاب تحریم از او پوشیده می شود به این معنا که تا آخر عمر خود تصّرف او در حیطة مباحات انجام می شود.

توضیح اینکه شیخ عارف با استناد به حدیث صحیحی که می گوید: «عبد چون گناهی بکند و سپس علم یابد که ربی دارد که گناه را می بخشد و به گناه مؤاخذه می کند خداوند در مرتبه سوم به او می گوید هر چه می خواهی بکن که من برای تو بخشیدم» می فرماید: علمی که به بنده داده می شود باعث می شود که آنچه براو حرام شده است در صورت انجام، آن فعل مباح شود و بخشیده گردد و این الحاق به صفت علم به ربّ که اشرف صفات است در صورت موافقت با لیله قدر انجام می پذیرد و با علم به غفّاریت ربّ در حقیقت مثل این است که به کلّی از عبد رفع تحریم و تحجیر شده باشد. و چه خبری بزرگتر ازرفع تحجیر که این خود بهشتی معجّل است.

در اینجا شیخ در صدد بیان این مطلب است که اگر کسی موفق به همراهی با شب قدر شد به مقتضای حدیثی که می گوید خداوند گناهان گذشته و آینده آن شخص را می آمرزد این طور نتیجه می گیرد که اگر آن شخص پس از آن شب هم احیاناً در گناهی افتاد خداوند او را موفق به توبه کرده غفرانیت خود را شامل حال او خواهد کرد چرا که عبد به دلیل درک لیله قدر ملحق به صفت علم خداوند که اشرف صفات است شده و می داند که ربّ او غفور است و این حالت الحاق به این صفت تکویناً برای او مصونیت از گناه و آلودگی یا از اصل و یا به توبه و غفران می آورد و در حقیقت مثل این است که از اصل از عبد رفع خطاب تحریم و تحجیر شده باشد چرا که گفتیم بر طبق حدیث هرکس این شب را درک کند خداوند وعده کرده که گناهان او را بیامرزد.

همچنین در کلام عارفان بسیار از مقام جمع صحبت رفته است که این مقام هم در این شب برای اهل آن امید می رود که حاصل شود چنان که محی الدین در فتوحات می گوید:

جمعیت در شب قدر از لحاظ مناسبت با اسمای الهی نسبت به باقی لیالی و ایام شهور شایسته تر است پس مقام جمع مخصوص شب قدر است و خداوند در آن شب قرآن را مجموعاً نازل کرده است و با نون جمع و عظمت آن را نازل کرده است پس در انزال خود در شب قدر جمیع اسماء را نازل کرده است همچنان که فرموده است: إنّا أنزلناه فی لیله القدر. و در این شب قدر ملائکه نازل می شوند و روح قائم در ایشان در جماعتی که نماز را با ایشان می خواند از هر امری نازل می شوند و هر کدام اقتضای جمیع اموری را دارند که حق اراده کرده است در خلقش تنفیذ کند و حتّی مطلع الفجر نهایت غایت است چون حرف الی در آن آمده که غایت را می رساند و هر نهایتی ابتدایی دارد پس این شب، شب جمع است.

از دیگر نتایج درک این شب برای اهل آن عالم شدن به سِرّ قدر است که در این شب حاصل می شود و از آن جا که می دانیم قدر اشیاء در شب قدر نازل می شود خصوصاً بیاناتی که شیخ عارف در خصوص سرّ قدر دارند باید مورد توجه قرار گیرد.

و باز شیخ عارف از اسرار ماه رمضان و لیله قدر در آن چنین می گوید که در رمضان قرآن نازل شده است و خداوند تعالی قرآن را در این ماه نازل کرده است، در با فضیلت ترین شب آن که لیله القدر باشد و از این جهت که در آن هدایت است برای مردم و بینات از هدایت و فرقان است رمضان نامیده شده و از آن جهت که لیلۀ قدر است قرآن به صورت کتاب مبین یعنی بین نازل شده است، یعنی از جهت کتاب بودن و بین بودن و میان مرتبه کتاب بودن و قرآن و فرقان بودن مراتب متمیز و جدایی است که عالمان آن را می دانند. پس رسول خدا نهی فرمود از اینکه بگویند رمضان چون لیس کمثله شیء پس اگر رمضان می گفتند در این اسم خداوند مثل می داشت چون رمضان از اسماء خداوند است. بنابراین لفظ شهر را به رمضان اضافه نمود تا تنها مثلیّت در میان ماهها از آن نفی شود و آیه لیس کمثله شیء از هر جهت بر رتبه خود باقی بماند. (محی الدین ابن عربی، فتوحات، 9/ 117 )

از دیگر برکات درک این شب این است که در صورت درک آن چون بهتر از هزار ماه است پایان این بهتر بودن معلوم نیست به کجا ختم شود و مانند این است که انسان پس از درک این شب در عمری مجهول به سر خواهد برد. محی الدین در این باره چنین می گوید: لیلۀ قدر را چون انسان دریابد از هزار ماه بهتر است اگر چه تنها یکی باشد در هزار ماه.

توصیه های معصومین (علیهم السلام) برای درک لیله القدر

مرحوم فیض کاشانی در محجه البیضاء می فرمایند: بلکه از آداب این ماه (رمضان) این است که خواب را در روز زیاد نکند تا جوع و عطش را حس کند و ضعف قوا را احساس کند تا قلب او در این هنگام صافی شود و در هر شبی قدری از ضعف را پایدار بدارد تا تهجد در آن شب بر او آسان شود. شاید که شیطان دور قلب او نگردد و به ملکوت آسمان نگاه کند و شب قدر عبارت از شبی است که در آن چیزی از ملکوت کشف می شود و این مراد از قول خداوند متعال است که می فرماید: انا انزلناه فی لیله القدر و کسی که میان قلب و سینه اش را جایگاه خالی شدن طعام قرار دهد از آن محجوب خواهد بود و هر کس معدۀ خود را از طعام خالی دارد این امر برای رفع حجاب کافی نخواهد بود تا اینکه همت خویش را از غیر خداوند تعالی خالی کند و شروع همه آنها از تقلیل طعام خواهد بود. (فیض کاشانی، المحجه البیضاء، 2/ 198)

در تفسیر مخزن العرفان آمده که حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) چنین روایت می کند که: در دهۀ آخر باید بسیار دعا نمود و از خدا طلب نمود. ازحضرت علی (علیه السلام) است که گفته پیغمبراکرم (ص) در عشر آخر رمضان اهل بیت خود را از رختخواب بیدار می نمود برای عبادت و از ابوسعید خدری نقل می کند که حضرت رسول (ص) شب بیست و یکم را تا روز نماز می کرد و آن شب از آسمان باران می آمد و حضرتش در میان آب وگل سجده می نمود. . . و شاید حکمت اینکه شب قدر را تعیین ننموده اند برای این باشدکه مؤمنین شب های ماه رمضان را به عبادت قیام نمایند چنانچه اسم اعظم الهی را در بین اسماء الحسنی مخفی داشته اند که خدا به مقام اسمائی خوانده شود و نیز ساعت استجابت دعا از بین ساعات پنهان داشته اند که در تمام ساعات روی نیازمندی به درگاه بی نیاز آورده شود و نماز وسطی بین نمازهای پنجگانه مخفی داشته اند که تمام نمازها مراقبت شود و نیز موقع مردن را مخفی داشته اند تا انسان همیشه ترسناک باشد و از معاصی خودداری نماید. (بانو مجتهده امین، مخزن العرفان فی تفسیر القرآن، 205/ 15)

تذکر:

در پایان نگارنده متذکر می شود که برای سیر در عوالم ربوبی و دریافت حقایق از حضرت رب جلیل باید دارای جهان بینی الهی بود و این جهان بینی است که انسان اگر درست و به جا آن را دریابد از طریق آن به حقیقت آفرینش دسترسی پیدا خواهد کرد و این جهان بینی هم عالم ماده را در بر میگیرد و هم عالم مجردات را و جهان بینی مادی نمی تواند جهان بینی جامعی باشد لذا بر هر فرد عاقلی فرض است که از جهان بینی صرفا مادی احتراز کند.

دیگر اینکه از دریچۀ عالم ماده به سوی مجردات نقب زدن بسیار مشکل است و اگر هم راهی چه به لحاظ نظری و چه به لحاظ عملی باز شود بسیار محدود خواهد بود بنابر این نباید انتظار داشت که از دریچۀ تنگ عالم طبیعت بتوان به ماورای طبیعت نظر کرد و تمام احکام آن را کشف نمود.

 

رو مجرد شو مجرد را ببین

 دیدن هر چیز را شرط است این

 

فهرست منابع:

1 ابن عربی، محی الدین، الفتوحات المکیه، ناشر: دار صادر، بیروت [بی تا]

2 ابن عربی، محی الدین، فصوص الحکم (بی جا) ناشر: انتشارات الزهرا (س) [بی تا].

3- ابن فارض، دیوان ابن فارض، موضوع لیله القدر

۴- حسن زاده، حسن، انسان و قرآن، ناشر: انتشارات قیام، طبع 1381

۵- حسن زاده، حسن، ممدّ الهمم، ‍‍‍موضوع لیله القدر، طبع 1375

۶- حکیمی، محمدرضا، خورشید مغرب، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1377

7-خمینی، روح الله، مصباح الهدایه الی الخلافه والولایه، ناشر: مؤسّسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی، پاییز 1376

8- مجتهده امین؛ مخزن العرفان فی تفسیر القرآن ، 15 جلد ، اصفهان

9- ملا سلطان علی، تفسیربیان السعاده، بی نا، قم

10- فیض کاشانی، ملّا محسن، المحجّه البیضاء فی تهذیب الاحیاء، تصحیح و تعلیق علی اکبرغفّاری[بی تا]

11- قیصری رومی، محمّد داوود، شرح فصوص الحکم قیصری به کوشش استاد سید جلال الدّین آشتیانی [بی تا]

12- نهاوندی، علی اکبر ، وسیله النجاه در شرح دعای سمات