آیا فرهنگ زیربناست؟

چهارچوب نظری بنده در مورد ادعای زیربنا بودن فرهنگ، تئوری عام فرایند های رفتاری انسان هاست که عمدتا در حوزه روانشناسی و روانشناسی اجتماعی قرار دارد.
بر اساس این نظریه ، رفتار انسان متاثر از فرایندی است که از باورهای او ریشه  می گیرد ، به عبارتی باورها و عقاید فرد باعث می شود یک سری ارزش ها در ذهن او شکل گیرد و همین ارزش ها باعث می شود که فرد نسبت به پدیده ها و تحولات اطراف خود نگرش خاصی پیدا کند و همین نگرش معمولا به کنش و رفتار او تبدیل می شود و رفتار هم در همه ابعاد سیاسی ، اقتصادی ، حقوقی و ..  ایفای نقش می کند. پس باورها و عقاید افراد به عنوان یک مولفه فرهنگی، ریشه رفتارهای اجتماعی است .
حال ممکن است برخی سوال کنند که باورها چگونه شکل می گیرند ؟ حتی ممکن است برخی مطرح کنند که اگر عوامل شکل دهنده باورها ، اقتصادی یا سیاسی باشد، آن وقت فرهنگ زیربنا نخواهد بود بلکه سیاست یا اقتصاد زیربنا می باشد.در پاسخ باید گفت :  بدیهی است که در شکل گیری باورهای افراد ، عوامل متعددی نقش دارند ، از قبیل ؛ ارث ، محیط تربیتی فرد ، ساختار و شرایط اقتصادی و سیاسی موجود در روزگار فرد ، و شاید ده ها عامل و مولفه دیگر . اما در نهایت فرهنگ به عنوان روح حاکم بر جامعه، عامل تعیین کننده شکل دهی به باورهاست .
به عنوان مثال می توان به بعثت پیامبر اکرم (ص) اشاره کرد، می دانیم که اغلب شرایط ، مناسبات ، روابط اقتصادی و سیاسی قبل و بعد از ظهور حضرت محمد (ص) تقریبا یکسان و مشابه بود اما ایشان با تبلیغ و تزکیه و تربیت، که همه، ابزارهای فرهنگی هستند ، باورهای مردم را چنان تحت تاثیر قرار دادند که تمدن عظیم اسلامی را پدید آوردند . پیامبر اکرم (ص) در واقع  فرهنگ مردم را اصلاح کردند و همین فرهنگ، تمام مناسبات سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی را دگرگون کرد.
مثال دیگر، انقلاب اسلامی ایران است . حضرت امام خمینی (ره) ، باتغیییر باورها و عقاید مردم و بدون ایفای نقش در مناسبات اقتصادی و سیاسی (به معنای حکومتی)،توانستند رفتار مردم را تغییر دهند و انقلاب عظیم بهمن 57 را شکل دهند. در عرصه فردی نیز این گونه است : روانشناسان معتقدند که اگر باور انسان دگرگون شود سرنوشت او نیز عوض خواهد شد . مثال دیگر را از غرب می زنم؛ می دانید که غرب تا سده های شانزدهم و هفدهم دچار توحش و فقر بود . دراین سده فرقه پروتستان در صدد برآمد تا باور مردم نسبت به فرهنگ سرمایه داری را عوض کند و با نظریه اخلاق سرمایه داری ، فرهنگ سرمایه داری را در بین مردم رایج کرد و مردم، ثروت و سرمایه را مایه خیر و سعادت تلقی کردند . همین فرهنگ جهش اقتصادی و سپس سیاسی را پدید آورد.
البته یک سوال مهم دیگر باقی است و آن اینکه چه کسی باید فرهنگ جامعه را عوض کند؟
به چه کسی می توان اعتماد کرد؟ و فرهنگ مردم را که منشا تمام رفتارهای آنان است به او سپرد؟ آیا دولت که دارای قدرت است و ممکن است از آن سوء استفاده کند مقام صالحی برای این کار  است؟
البته حکومت به دلیل درارا بودن قدرت و ثروت می تواند فرهنگ را به نفع خود تغییر دهد ، برخی با همین دغدغه به این نتیجه رسیده اند که باید سیاست را زیربنا فرض کرد، چون اگر حکومت مستبد باشد، فرهنگ را در دست خود می گیرد و به نفع خود مصادره می کند . فلذا اصلاحات سیاسی و نظارت مردم بر حکومت اصل می باشد.
به نظر می رسد این دغدغه جدی است لکن باز هم اگر فرهنگ مردم و نخبگان نامطلوب باشد ، برگشت استبداد و فساد سیاسی پس از اندک زمانی اتفاق خواهد افتاد و زحمت اضافی اصلاحات سیاسی بر دوش مردم خواهد ماند .لیکن اگر عوامل فرهنگ ساز از قبیل؛نخبگان دلسوز ، مراکز دینی ، مراکز و عوامل آموزشی ، نیروهای رسانه ای مرجع ، حکومت اسلامی و ... به یک بلوغ فرهنگی برسند ، آنگاه فرهنگسازی صحیح توسط آنان صورت خواهد گرفت . رویکرد ائمه (ع) در این مورد قابل ذکر است ، ائمه هدی (ع) تا زمانی که فرهنگ دینی جامعه دچار اختلال بود به سمت حکومت داری نرفتند و اصلاحات فرهنگی را بر حکومت کردن ترجیح دادند ، در این مورد می توان به فرمایش امام رضا (ع) خطاب به فردی که به نپذیرفتن خلافت توسط امام (ع) انتقاد داشت ،فرمودند (نقل به مضمون ) : تا زمانی که دین محمد (ص) لقلقه زبان مردم است و مردم به فهم عمیق دینی نرسیده اند ، حکومت کردن چه ثمری دارد؟
به عبارتی فرهنگ آمپول نیست که توسط یک پرستار به بیمار تزریق شود ، بلکه یک رشد تدریجی است که به بلوغ منجر می شود ، اگر نخبگان جامعه ، خود به بلوغ نرسیده باشند ، انتظار رشد فرهنگی جامعه عبث خواهد بود .
البته باز هم سوال می شود که اگر نخبگان به چنین بلوغی برسند و در صدد تغییر فرهنگ جامعه برایند، اما حکومت مستبد آنها را سرکوب کند چه ؟ این حرف درستی است ،اما هر تغییری هزینه دارد و باید آن را پرداخت ، همچنان که نخبگان انقلاب اسلامی نیز هزینه های زیادی پرداختند تا فرهنگ شاهنشاهی را در ذهن مردم تغییر دادند.

دکتر تقی دشتی-موسسه فرهنگی مطالعاتی صراط مبین

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.