ابعاد شخصيتي، علمي و انقلابي علامه مصباح يزدي(ره)

همانطور كه مستحضريد، در پيام تسليت رهبر انقلاب چند ويژگي راجع به مرحوم آيتالله مصباح آمده است. ابتدا كمي راجع به ويژگي «عالم رباني» توضيحاتي بفرماييد.

همانطور كه اشاره كرديد، رهبر انقلاب در پيام تسليتشان، علامه مصباح را در واژگاني توصيف كردند. البته ايشان سالها در مقام توصيف اين عالم بزرگوار بياناتي داشتند و طبق بررسي اجمالي، شايد بيش از پنجاه صفت و ويژگي براي اين عالم بزرگ بيان كردهاند؛ امّا در اين پيام ايشان به ويژگي «عالم رباني» اشاره كردند. عالم بهمعناي دانشمندي است كه در علوم دستي دارد و صاحبنظر است. آقاي مصباح در علوم مختلف از جمله در كلام، تفسير، فلسفه، منطق و تاريخ اسلام، آگاه و بصير و صاحبنظر و نظريهپرداز بودند. كمااينكه در علوم جديد انساني و فلسفههاي اين علوم نظريات ارزشمند و اثرگذاري را ارائه كردند. در آثار ايشان نهتنها نظريات اثرگذار، بلكه بديع و بيسابقه و نوآورانه بسيار يافت ميشود. در اين علوم كه ما اينها را علوم اكتسابي ميدانيم، انصافاً ايشان بسيار برجسته بود.

آيتالله مصباح در بُعد علميشان هم عنايات و الهامات الهي را داشتند. در عين حال رباني هم بودند؛ يعني تمام هم و غمش خداوند متعال و اطاعت از دستورات خدا بود. موارد فراواني با علامه مصباح مطرح ميشد و وقتي ايشان احساس ميكرد بناي بر مطرحشدن خودشان است، سررشتهي بحث را بهسوي ديگري ميبرد. بهعنوان مثال كسي متولي نشر برخي از آثار ايشان نبود و كساني برخي از آثار ايشان را به نام خودشان چاپ كرده بودند. براي راضيكردنشان براي چاپ آثار به خدمتشان رفتم و گفتم برخي از آثار شما را به نام خودشان چاپ ميكنند و اجازه بدهيد كه ما آثار را زودتر چاپ كنيم. علامه فرمود هدف ما اين است كه اگر اين آثار مطلب حقي دارد، به دست مخاطبان خودش برسد و كسي كه اين مطالب را به نام خودش چاپكرده، درواقع كمكي به ما در نشر اين آثار كرده است. ذرهاي نگران نبودند كه ممكن است ديگران آثار ايشان را به نام خودشان چاپ كنند.

جمعي از تهران براي مصاحبه و گردآوري نوآوريهاي فلسفي ايشان به قم آمده بودند. وقتي جلسه شروع شد، اوّلين سؤالي كه مطرح كردند، آيتالله مصباح تا احساس كرد كه قرار است ويژگيها و انديشهاش مطرح بشود، شروع به تجليل از يكي از بزرگان حوزهي فلسفه كرد. تقريباً تا پايان جلسه در تجليل از شخصيت آن بزرگوار صحبت كرد. اصلاً دعوت به خود در تمام شئون زندگيشان نبود. درواقع علامه مصداق «العالم من يذكِّركمُ الله رؤيتُه» بود؛ يعني عالم آن است كه ديدنش انسان را به ياد خدا بيندازد. سرّش هم اين بود كه باورشان آمده بود؛ چون خدا همهكارهي عالم و شايستهي توجه و عنايت است. خدا كسي است كه بايد انسان بهسوي او دعوت بكند.

در مورد ويژگي «فقيه مجاهد» هم بفرماييد.

بُعد فقهي آقاي مصباح كمتر در جامعهي ما مطرح شده است. ايشان از شخصيتهايي بود كه در دوران تحصيلش با هوش سرشار، اساتيد برجسته و تلاش پيگير و نظمي كه داشت، در سن ۲۵ سالگي به اجتهاد رسيد و ديگر تقليد براي ايشان جايز نبود؛ ولي در طول دوران عمرشان هشت سال در درس فقه خارج آيتالله بروجردي و هشت سال در درس فقه حضرت امام شركت كرد. ايشان بيش از پانزده سال هم در درس فقه آيتالله بهجت شركت كرد. از علامه سؤال شد كه شما درس آيتالله بهجت را بهخاطر مسائل عرفاني و معنوياش ميرفتيد يا بهخاطر فقهياش؟ ايشان فرمود بهخاطر مسائل فقهي هم ميرفتم و يك بار فرمود آيتالله بهجت در معاملات اعلم است.

يكي از ويژگيهاي آقاي مصباح اين بود كه هيچگاه در فكر دستوپاكردن فضل و كمالات براي خودش نبود و همواره نسبت به كمالاتشان رازدار بود؛ لذا هيچگاه در فكر اين نبود كه مرجعي اجازهي اجتهاد به ايشان بدهد؛ امّا امام به اجتهاد ايشان معترف بود. كتاب «البيع»، مفصلترين كتاب حضرت امام در فقه است كه به دست خودشان نوشته شده است. امام اين كتاب را قبل از چاپ به آيتالله مصباح ميدهند و ميفرمايند مطالعه كنيد و نظراتتان را بگوييد. آيتالله مصباح ميگفت من نوشتهها را مطالعه ميكردم و به تهران ميرفتم و محضر امام نظراتم را ميگفتم.

اين نشان ميدهد كه امام ايشان را در حد مجتهدي كه بتواند نظرات نهايي بر كتابشان بدهد قبول داشتند و چه اجازهي اجتهادي بالاتر از اينكه امام با آن دقت و با آن مقام علميشان اينگونه به ايشان اعتنا ميكردند.

پاي با استقامتي در صراط مستقيم» كه رهبر انقلاب در پيامشان براي ايشان فرمودند را منتسب به همان مبناي فقهي ايشان ميدانيد؟

بله؛ چون آيتالله مصباح ولآيتا... را باورشان آمده بود. ما در منطق دين و قرآن دو نوع ولايت؛ يعني ولآيتا... و ولايت طاغوت بيشتر نداريم. اگر كسي ولآيتا... را انتخاب كرد، آن وقت دغدغهاش اين ميشود كه طبق موازين و روش درست فقهي محكم براي وظيفهاش ميايستاد؛ چون ميداند صراط مستقيم، ولآيتا... است و هرگونه انحراف، ولايت طاغوت است. طبعاً ايشان در طول عمرشان «پاي با استقامتي در صراط مستقيم» داشت. بر صراط مستقيم ولآيتا... مستحكم ايستاده بود و ذرهاي تخطّي، حاشيه و زاويهرفتن در طول عمرشان نداشت. بنابراين بر مبناي فقه حركت ميكرد و از آن طرف به فقه براي عرصهي جهادشان اهتمام داشت.

رهبر انقلاب در پيامشان آيتالله مصباح را «مديري شايسته» خطاب كردند. در اينباره هم مقداري بفرماييد.

انصافاً آقاي مصباح مدير بود و با شخصيتهايي مثل شهيد بهشتي كه الگوي مديريت بودند، سالها مأنوس بود. آيتالله مصباح هم در مدرسهي حقاني و هم تا زمان شهادت شهيد بهشتي با ايشان ارتباط داشتند. معروف است كه شهيد بهشتي دربارهي ايشان فرمودند: «مصباح دوستان». علامه خاطرهاي از ايشان براي ما نقل ميكرد كه شهيد بهشتي بعد از انقلاب به منزل من آمد و گفت آقاي مصباح دلم ميخواست كارهايي بر من واجب نبود و در سير و سلوك و ارتقاء معنوي ميرفتم. حيف كه امام اموري را بر من واجب كرده است، وگرنه بهدنبال همان سير و سلوك و معرفت توحيدي ميرفتم. آقاي مصباح از مديريت شهيد بهشتي خاطرات زيادي نقل ميكرد كه چقدر در امور مديريتي خوب عمل ميكرد.

خود ايشان هم ميفرمود از اقتضائات يك مديريت قوي، داشتن اهداف درازمدت، آيندهنگر و جامعنگر است و در اين زمينه هم بسيار برجسته بودند و توصيه ميكردند كه ما بايد سه مرحله برنامه داشته باشيم و فقط برنامهي كوتاهمدت كافي نيست و ما بايد برنامهي درازمدت هم داشته باشيم. گاهي ميفرمود ما بايد جهاني فكر كنيم، بايد آيندهاي را ببينيم كه نظام ما و فرهنگ غني اسلام گسترش پيدا كرده و از كل بشريت تقاضاهايي ميآيد و ما بايد پاسخگوي آن باشيم. در اين جنبهها بسيار آيندهنگري و جهانينگري داشتند و در اينكه در تصميمگيريها بايد يك كار كارشناسي انجام بگيرد خيلي تأكيد داشتند. ايشان ميفرمود بايد به فرصتها و تهديدها توجه شود و نقاط قوت و ضعف ديده شود. توصيههاي مختلفي ميكردند و خودشان هم در عمل اينچنين بودند؛ يعني با عمل به شاگردانشان نشان ميدادند كه ادارهي نهاد يا سازمان اينگونه است.

وقتي با امام آشنا شدند و امام، رهبري نهضت را بهدست گرفتند، بهمعناي واقعي كلمه مطيع امام بودند. بعد از امام هم به رهبر انقلاب معتقد بودند و بهمحض اينكه ميشنيدند نظر حضرت امام يا رهبري چيز ديگري است، اگر برنامهاي را شروع كرده بودند، قطع ميكردند.

بعضيها نسبت به فعاليتهاي انقلابي ايشان پيش از پيروزي انقلاب شبهه ميكنند. شما در مورد مبارزات ايشان اطلاعي داريد؟

ايشان انقلابي بود و خيلي هم سابقه دارند. قبل از انقلاب نشريهي انتقام را منتشر ميكرد و اگر يكي از مقالات نشريه دست كسي بود، گرفتار رژيم و اعدام ميشد. يكي از سياسيون قبل از انقلاب گفته بود من يكي از مقالات اين نشريه را به يكي از خويشانمان دادم كه اين فرد خودش با دستگاههاي دولتي ارتباطات داشت. اين فرد آن مقاله را ريزريز كرده بود و در پاكت ريخته بود و به خدمتكارش گفته بود اين را ببر و در جوي آبي بينداز كه برود. از ترس اينكه در خانهاش يك وقت چيزي پيدا نشود؛ ولي ايشان تمام امور نشريه را خودشان انجام ميدادند؛ يعني مقالاتش را مينوشتند و شبانه چاپ و توزيع ميكردند. ايشان ميفرمود گاهي شبانه بخشي از نشريه را به هيئتهاي مؤتلفه ميدادم و آنها پخش ميكردند.

حتي ايشان اساسنامه و اطلاعيههاي جامعهي مدرسين را نوشتند و خطشان هنوز موجود است. اعلاميههايي كه جامعهي مدرسين در دفاع از امام ميداد، امضاي ايشان پايين قريب به اتفاق آن اعلاميهها هست. وقتي پانزدهم خرداد ۴۲ امام را گرفتند و زنداني كردند، آقاي مصباح نامهاي به امام نوشت و از طريقي به ايشان رساند. در اين نامه نوشته بود الحمدلله طرفداري و حضور مردم بهگونهاي است كه من اطمينان دارم شما آزاد خواهيد شد. وقتي امام آزاد شد و به قم برگشت، ايشان مسؤول ستاد استقبال از امام بود و امام به ايشان فرموده بود كه حدس شما درست بود. آقاي مصباح عشق و ارادت ويژهاي به امام داشتند. در خيلي از موارد اعزام ايشان از طريق امام بود يا ايشان خدمت امام ميآمد كه براي تبليغ فلانجا اجازه بگيرد.

علامه بعد از انقلاب هم همينطور بودند. چهلم امام به ديدن ايشان رفتيم كه تسليت بگوييم. نام امام را كه برديم، ايشان بلندبلند گريه كردند. واقعاً عشق عجيبي به امام و آرمانهايش داشتند.

يكي ديگر از نكاتي كه رهبر انقلاب در پيامشان اشاره كردند: «توليد انديشهي ديني و نگارش كتب راهگشا» بود. اين كتب بيشتر در چه حوزههاي معرفتي بود؟

فرض كنيد يك رهبر براي رسيدن به تمدن اسلامي تأمين شد، ولي ما دو مؤلفهي ديگر هم نياز داريم. يك مؤلفه فرهنگ ديني است. هر تمدني بايد يك پشتوانهي فرهنگي و فكري داشته باشد. آيتالله مصباح يك سرمايهگذاري ويژه و عظيمي كردند روي استخراج فرهنگ ديني، نظاممندكردن و عرضهكردن آن در عرصههاي مختلف. ايشان يك نظام عقلاني، فلسفي و اسلامي را تدوين كردند و كتاب آموزش فلسفه را گردآوري كردند. نظام تفكر قرآني را تدوين كردند كه شامل مجموعههاي معارف قرآن و تفسير موضوعي ايشان است. در حديث هم نظام تحليل ويژه و نوين روايات، ادعيه، مناجات و احاديث را تدوين كردند.

در كلام، نظام تفكر كلامي شيعه را تدوين كردند و براي عرفان ناب اسلامي هم كتابي نوشتند با عنوان «در جستوجوي عرفان» كه جلوي گرايشات انحرافي تفريطي و افراطي را بگيرد و اسلام معتدل انساني- اسلامي را كه هم با تفكر عقلاني، هم با تفكر وحياني سازگار و هم با تفكر سير و سلوكي و شكوهي سازگار است را تبيين كند و مرزهايش را مشخص كند.

مؤلفهي سوم، نيروهاي جانباختهاي است كه از اين فرهنگ و انقلاب دفاع كنند تا به تمدن اسلامي برسيم. انصافاً ايشان در اين زمينه هم تلاش گسترده و حسابشدهاي انجام دادند. به همين دليل هم رهبر انقلاب فرمودند شاگردان ممتاز و اثرگذار تربيت كردند.

در حوزهي عرفان هم يك فراز از پيام به «توفيق سلوك در طريق معرفت توحيدي» آيتالله مصباح مورد اشارهي رهبر انقلاب قرار گرفته بود.

ايشان در اين عرصه هم از عرفاي بزرگي از جمله آيتالله بهجت، مرحوم انصاري همداني، آيتالله بهاءالديني، مرحوم حاج آقا حسين قمي و ديگران بهره زيادي بردند. علامه گاهي در بين صحبتشان مثلاً از مرحوم انصاري همداني نقل ميكردند و ما ميفهميديم كه آقاي مصباح با ايشان ارتباط داشته است. معلوم بود كه ايشان مداوم با بزرگان اُنس داشت. كساني كه با ايشان در دوران جواني مأنوس بودند، نقل ميكردند كه ايشان چندين ساعت در شب تهجد داشتند و دعاها و مناجاتهاي خمسه عشر، شعبانيه و قرآن زياد ميخواندند و از بس گريه ميكردند در روز تا مدتي چشمشان قرمز بود. بنده خودم شاهد بودم كه ايشان در نمازهاي واجبشان اشك ميريختند، ولي سعيشان بر اين بود كه كسي نفهمد.

برخي رسانههاي ضدانقلاب هم به اين موضوع اذعان داشتند كه ايشان چهل سال براي انقلاب كادرسازي كردند.

بله، ايشان براي گام دوم انقلاب واقعاً نيروهاي فراواني تربيت كرد. آقاي محمديان، مسؤول نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاهها به جامعهي مدرسين آمده بود و ميگفت خدا پدر آيتالله مصباح را رحمت كند اگر ايشان نبود، دستمان براي نيروهايي كه ميخواهيم در نهاد بگذاريم خالي بود. هر جا كه يك نيروي عالم، انقلابي و مهذب لازم داشتيم، به مؤسسه ميآمديم.

منبع:پرتو سخن

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.