مبارزات مردم جهرم با رژیم پهلوی در نوروز 57

برگزاری مراسم چهلم شهدای تبریز در نوروز 1357 موج دیگری از مخالفت ها با رژیم پهلوی را در سراسر کشور ایجاد کرد. اما این مراسم در برخی نقاط رنگ و بوی دیگری به خود گرفت. یکی از این شهرها، شهرستان جهرم بود که مردم مسلمان آن با برگزاری مراسم چهلم شهدای تبریز حماسه دیگری را رقم زدند.

در کتاب "انقلاب اسلامی در جهرم" که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده درباره برگزاری مراسم چهلم شهدای تبریز در جهرم آمده است: در فروردین 1357 به مناسبت چهلم شهدای تبریز و به دنبال بیانیه علما و مراجع قم و شیراز، دو روز در مسجد جامع جهرم، جلسه بزرگداشت برگزار شد. در آن جلسات که با حضور آیت الله حق شناس و جمعی از علما برگزار شد، آیت الله سیدحسین آیت اللهی و آیت الله حاج اصفهانی به سخنرانی پرداختند و عمداً نام امام خمینی را بر زبان جاری ساختند و همانطور که ساواک پیش بینی می کرد مراسم چهلم شهدای تبریز در جهرم با استقبال بی سابقه ای روبه رو شد.

برگزاری چهلم شهدای تبریز در روز 9 فروردین 57

غلامعلی مهربان از انقلابیون جهرم نقل می کند: «چند روز قبل از برگزاری مراسم چهلم شهدای تبریز، آیت الله سید حسین آیت اللهی تلفنی به من خبر دادند که قصد ملاقات با شما را دارم. بنده نیز بی درنگ به منزل آقا رفتم. آقا فرمودند که باید به هر نحوی شده مراسم چهلم شهدای تبریز در جهرم برگزار شود. اینجانب به همراه آقا به منزل آیت الله حق شناس رفتیم. در منزل ایشان بودیم که برنامه ریزی چگونگی برگزاری مراسم چهلم شهدای تبریز ریخته شد. قرار بر آن شد تا روز نهم فرودین، چهلم شهدای تبریز در مسجد جامع جهرم برگزار گردد و قرار شد تا در این زمینه اطلاع رسانی صورت گیرد».

هنگامی که مردم جهرم در روز نهم فروردین مطابق با برنامه ای که توسط آیت الله حق شناس و آیت الله سیدحسین آیت اللهی تعیین گردیده بود به مسجد جامع جهرم رفتند تا مراسم چهلمین روز شهدای مردم تبریز را برگزار کنند، متوجه شدند که درهای مسجد توسط نیروهای رژیم قفل گردیده و مسجد نیز در محاصره نیروهای نظامی و شهربانی است.

غلامعلی مهربان نقل می کنند: «در آن زمان برادر اینجانب شهید بهزاد مهربان کارمند دادگستری جهرم بود. من فوراً به آنجا رفتم تا با دادستان جهرم صحبت کنم و دلیل بسته بودن درهای مسجد را از ایشان بپرسم. جریان را به دادستان جهرم توضیح دادم. دادستان جهرم درهای اتاق را قفل کرد و به من گفت: "بخشنامه محرمانه برای ما آمده که هرچه رئیس شهربانی گفت باید اجرا کنید و من هیچ اختیاری از خود ندارم". من به ایشان پاسخ دادم: « هدف من از آمدن به اینجا آن بوده که با شما اتمام حجت کنم تا خدای ناکرده اگر اتفاقی برای مردم افتاد، اعلام بی اطلاعی نکنید. زیرا در تبریز هم اتفاق مشابه اینجا افتاده بود که درهای مسجد را قفل کرده و در نتیجه درگیری به وجود آمد و عده ای از مردم کشته شدند». سپس به طرف منزل آیت الله حق شناس حرکت کردم. مردم زیادی در آنجا جمع شده بودند تا آقا برای آن ها کسب تکلیف کند. آیت الله سیدحسین آیت اللهی و آیت الله حاج نمازی پیش رئیس شهربانی جهرم (سرهنگ کمال تصاعدی) رفته بودند تا با او صحبت کنند و از او بخواهند درب های مسجد را باز کنند. خلاصه رئیس شهربانی با آقایان به توافق رسیده بود، تا بدون سروصدا و با آرامش به مسجد بروند و قرآن و فاتحه ای بخوانند و بعد با آرامش آنجا را ترک کنند».

با این تفاسیر مراسم در روز 9 فروردین در مسجد جامع جهرم شروع شد و این در حالی بود که مأموران رژیم اطراف مسجد را محاصره کرده بودند. در آن هنگام مسجد جامع جهرم به پایگاه مبارزاتی مردم علیه رژیم پهلوی تبدیل شده بود. مراسم با قرائت قرآن کریم آغاز شد و سپس آیت الله سیدحسین آیت اللهی شروع به سخنرانی نمودند. در پایان سخنرانی که با نزول رحمت الهی همراه بود، سخنران به ذکر مصیبت شهدای قم و تبریز پرداخته و اعلامیه آیت الله محلاتی قرائت گردید. درحالی که قرار بود مجلس عزاداری در همین جا به پایان برسد و مردم به خانه های خود مراجعت کنند، اعلام شد که فردا نیز (10 فروردین) مراسم عزاداری چهلم شهدای تبریز در همین مکان برگزار خواهد شد.

مراسم چهلم شهدای تبریز در روز 10 فروردین

مراسم چهلمین روز شهادت مردم تبریز در جهرم در روز بعد نیز ادامه یافت. برگزاری این مراسم در روز دهم برخلاف روز نهم که مراسم به آرامی و بدون درگیری به پایان رسید، خالی از درگیری و خشونت نبود. بعد از پایان مراسم، درگیری بسیار شدیدی بین مردم جهرم و نیروهای رژیم رخ داد که طی آن یک نفر شهید و تعداد زیادی دستگیر و بازداشت گردیدند.

نیروهای ساواک بعد از پایان مراسم چهلم شهدای تبریز در روز نهم فروردین و هنگامی که از احتمال برگزاری دوباره این مراسم در فردای آن روز آگاهی یافتند به این فکر افتادند تا سیستم صوتی مسجد جامع را قطع کنند. به همین خاطر بلندگوهای آن مسجد را از کار انداختند؛ اما عده ای از مبارزان انقلابی در جهرم، که از این اقدام رژیم آگاهی یافته بودند، درصدد آمدند تا به طور مخفیانه بلندگوهای مسجد را تعمیر کنند تا هنگام برگزاری مراسم مشکلی به وجود نیاید.

آقای اسماعیل نیک فر در این باره می گوید: اینجانب به اتفاق شهید غلام توحیدی و شهید اسدالله کیهانی بر آن شدیم تا به طور مخفیانه سیستم صوتی و برقی مسجد را برای مراسم روز دهم فروردین ماه که توسط مأموران رژیم قطع گردیده بود، راه اندازی کنیم. خلاصه وقتی که مردم شرکت کننده در مراسم چهلمین روز شهدای تبریز در روز نهم فروردین مسجد را ترک کردند و حتی خادم مسجد نیز رفت و مسجد خالی از جمعیت شد، اینجانب به همراه غلام توحیدی در مسجد پنهان شدیم. دو نفری در آن تاریکی سیستم صوتی آنجا را تعمیر کردیم. آقای کیهانی هم برطبق نقشه قبلی میکروفونی را برای ما تهیه کرده و آن را از بالای مسجد و به وسیله طنابی به داخل مسجد فرستاد. ما نیز بلندگو را در جای مناسب نصب کردیم و صبح روز دهم فروردین که جمعیت آمد، مسجد همه امکانات را داشت».

ابراهیم جمالی درباره چگونگی برنامه ریزی برای برگزاری هر چه بهتر مراسم روز دوم دهم فروردین می گوید: «اینجانب به همراه برادران عزیزم جناب آقای حاج غلامعلی مهربان و نصرالله میمنه و یک نفر دیگر در ساعت 7 صبح 10 / 1/ 1357 به خدمت آیت الله سیدحسین آیت اللهی رفتیم و موضوع را با ایشان در میان گذاشتیم و برنامه هایی را که قرار بود اجرا شود توضیح دادیم. برنامه هایی را که ما برای ایشان شرح دادیم، عمدتاً قرائت قرآن، فاتحه خوانی برای شهدا، سخنرانی، خواندن مرثیه و در پایان قطعنامه ای بود که خواسته عامه مردم در آن لحاظ شده بود. با توجه به حساسیتی که ساواک بر روی ایشان داشتند و تهدید و اخطاری که به وی کرده بودند شاید هر فرد دیگری که جای ایشان بود برای دخالت کردن در چنین برنامه سنگینی عذر می آورد. اما ایشان با اینکه منزلشان همیشه زیر نظر و تحت کنترل مأمورین ساواک بود، با خوشرویی و شجاعتِ همیشگی به گرمی از آن استقبال کرد. به هرحال تقسیم کار شد و قرار شد که پس از اینکه چند دقیقه ای قرآن خوانده شود، جناب آقای حاج مهربان سخنرانی کنند. یک نفر هم مرثیه بخواند، آقای سیدمحمود شهیم برای خواندن مرثیه در نظر گرفته شد. پس از اینکه معلوم شد چه کسی قرآن بخواند و سخنرانی کند و نیز مرثیه بخواند به دنبال فردی بودیم که قطعنامه بخواند. مهمترین کار همین بود.

ابتدا پیشنهاد شد که من قطعنامه بخوانم. من هم به ناچار پذیرفتم. اینکه می گویم به ناچار، به خاطر این است که مأموران امنیتی پهلوی قبلاً مرا احضار و به من اخطار کرده بودند که در هیچ برنامه ای شرکت و نیز دخالت ننمایم. اما مگر می شد در چنان شرایطی در هیچ برنامه ای شرکت نکرد. در همین لحظه آقا فرمودند: «کسی دیگری به ذهنتان نمی رسد» دوستان پرسیدند: «مگر آقای جمالی چه اشکالی دارد؟» آقا پاسخ دادند: «جمالی معلم و کارمند دولت است و خواندن چنین قطعنامه ای آن هم برای یک نفر که کارمند دولت است و شناخته شده هم می باشد، چه بسا ممکن است خیلی گران تمام شود». نظر آقا آن بود که فردی که می خواهد قطعنامه بخواند، حتی الامکان شناخته شده نباشد یا کمتر او را بشناسند.

بعد بحث آقای نصرالله میمنه شد که آقا با خواندن قطعنامه توسط ایشان موافقت کردند. در واقع قرار شد عده ای دور میکروفن بلندگو تجمع کنند و بعد آقای میمنه و یا شخص دیگری که کمتر شناخته شده است در حال نشسته قطعنامه بخواند. هر چند که نظرها بیشتر بر روی آقای میمنه بود که همین اتفاق نیز افتاد و قطعنامه توسط ایشان خوانده شد. خلاصه با موافقت آقا از منزل ایشان خارج شدیم و خود را برای برگزاری مراسم آماده کردیم.»

مراسم در روز دهم برگزار شد و مردم در مسجد تجمع کردند. مسجد جامع مملو از جمعیت شده بود که اکثر آن ها را جوانان تشکیل می دادند. جمعیت حتی در بیرون از مسجد هم موج می زد و در مقایسه با روز قبل جمعیت زیادتری در مسجد حضور داشتند. در آن ایام شهر جهرم مثل الآن بزرگ نبود و تعداد محدودی خیابان داشت. به همین خاطر کلیه خیابان هایی که به مسجد جامع ختم می شد، به وسیله نیروهای رژیم و ریوهای ارتشی اشغال شده بود. ولی مردم به وسیله کوچه های منتهی به مسجد جامع خود را به مسجد می رساندند.

بعد از آن محمود شهیم به جای مرثیه شعری را که از کتاب مکتب اسلام استخراج شده بود خواندند. با آن صدای گیرایی که ایشان داشت، کم کم احساسات حاضرین به جوش آمد. شعر به سبک نو سروده شده بود و معنا و مفهوم آن این بود که پایان حکومت ظالمان و ستمگران فرا رسیده و مردم امیدوار به حرکت خود باشند. قسمتی از این شعر بدین صورت بود:

دگر صبح است و پایان شب تار است

دگر صبح است و بیداری سزاوار است

بعد از این شعر، غلامعلی مهربان سخنرانی کرد و مطالبی درباره اتفاقات حادثه تبریز و چگونگی شهادت مردم آن شهر به زبان آورد. اسماعیل نیک فر که خود از جمله کسانی است که در مراسم روز دهم فروردین حضور داشت می گوید: در عصر آن روز آیت الله حاج اصفهانی منبر رفتند و مطالب تندی علیه رژیم عنوان کردند. صحبت های ایشان با فریاد «صحیح است، صحیح است » مردمِ حاضر در مراسم تأیید می گردید. این در حالی بود که جمعیت در مسجد جامع موج می زد و حتی بر روی درب ها و دیوارهای مسجد هم جمعیت حضور داشتند و تقریباً همه علمای شهر نیز در این جلسه حضور داشتند. در پایان مراسم نیز قطعنامه ای توسط نصرالله میمنه قرائت گردید. محور اصلی قطعنامه ورود امام به ایران بود. بندهای دیگر این قطعنامه عبارت بودند از: اجرای احکام اسلام، حمایت از مراجع و روحانیت، حمایت از امام خمینی، اجرای مسائل دینی، رفع ظلم و ستم، بستن مشروب فروشی ها، برداشتن سانسورهای بی مورد، آزادی بیان و آزادی زندانی های سیاسی که در این رابطه دستگیر شده بودند. هر بند از قطعنامه که خوانده می شد، مردم این گونه پاسخ می دادند: «تأیید است، تأیید است»

ساواک مراسم روز دهم فروردین ماه در جهرم، به مناسبت چهلم شهدای تبریز را به این شکل گزارش می دهد: « عصر روز 10 فروردین 1357 مجلس یادبود مقتولین حوادث تبریز در مسجد جامع جهرم برگزار شده است. در این مجلس شخصی به نام محمدرضا اصفهانی که فرزندش با اتهام اقدامات ضدامنیتی زندانی است، سخنرانی کرده و با اشاره به حوادث تبریز، مطالب تحریک آمیزی عنوان نموده است. پس از سخنان مشارالیه یک نفر دانش آموز در پای منبر مطالبی ایراد و با اصطلاح قطعنامه ای در 8 ماده قرائت نموده که مسائل آن پیرامون مراجعت خمینی به ایران و برقراری حکومت اسلامی در کشور بوده است».

پس از پایان مراسم چهلمین روز شهادت مردم تبریز در مسجد جامع شهرستان جهرم، در روز 10 فروردین 1357 / ربیع الثانی 1398، میان مردم و مأمورین مسلح درگیری هایی رخ داد که به دلیل مقابله مسلحانه مأموران رژیم پهلوی، جمعی از مردم شهید و بازداشت و مجروح شدند.

نزدیکی های غروب برنامه به اتمام رسید. نیروهای امنیتی (در لباس نظامی و غیرنظامی) صددرصد در آماده باش کامل قرار داشتند، زیرا احتمال می دادند که پس از پایان برنامه مردم با آن ها درگیر خواهند شد یا اینکه دست به حرکت هایی خواهند زد. با تاریک شدن هوا کم کم درگیری شروع شد. مسبب آن هم خود مأمورین بودند.

هرکس یعنی هر جوانی که در خیابان می دیدند ولو آنکه در برنامه شرکت نکرده بود، به او پرخاشگری می کردند و بعضاً او را گرفته و کتک می زدند، زیرا بسیار عصبانی بودند و آماده باش های پی درپی آن ها را به شدت خسته کرده بود. همین عوامل کافی بود تا مراسم اربعین شهدای تبریز در جهرم به درگیری شدید میان مردم و پلیس منجر شود.

مردم جهرم بعد از اینکه چنین وضعیتی را مشاهده کردند، دست به تظاهرات علیه حکومت شاهنشاهی زدند. مأموران رژیم نیز با شلیک تیر هوایی و پرتاب گاز اشک آور به تظاهرکنندگان در میدان ششم بهمن (میدان شهدا) حمله کردند. مردم در کوچه پس کوچه های شهر در حالیکه مأمورین آنان را تعقیب می کردند پراکنده شدند و تا پاسی از شب در کوچه ها و بر فراز پشت بام ها شعار می دادند. شکرالله جهان مهین می گوید: «بعد از پایان مراسم تمام خیابان و به خصوص محله صحرا و بولوار فردوسی مملو از جمعیت معترض بود که با گاز اشک آور و با پاشیدن آب مأموران شهربانی روبه رو شدیم.»

ابراهیم جمالی درباره اتفاقات بعد از پایان مجلس می گوید: «بعد از پایان مراسم و پس از آنکه مردم بر اثر حملات مأموران پراکنده شدند، با چند نفر در خیابان آیت الله کاشانی فعلی (خیابان محمدرضا شاه سابق) پیاده در حال حرکت بودیم که به نزدیکی های میدان مصلی رسیدیم. در همین هنگام بود که متوجه شدیم مأمورین سر راه ما ایستاده اند. ناچار وارد کوچه ها شدیم و هرطور بود خود را به مسجد صاحب الزمان رساندیم. همین که خواستیم وارد بلوار سعدی بشویم چند مأمور به دنبال ما آمدند. همه پا به فرار گذاشتیم. من به طرف منزل آیت الله سیدحسین آیت اللهی حرکت کردم. در واقع آنجا را امن تر از جای دیگر دیدم. خوش بختانه درب منزل حضرت آقا هم باز بود. رفتم داخل. به محض آن که حضرت آقا ما را دید لبخند ملیحی زد و با حالت خاصی پرسید چه خبر؟ کجا بودی؟ در حال توضیح دادن اتفاقاتی که افتاده بود، بودم که صدای تیراندازی شروع شد.»

بنابر گزارش ساواک در این روز یک خانم به شهادت رسید و 12 نفر به شدت زخمی شدند.

بعدازظهر روز دهم فروردین 1357 شهر جهرم چهره دیگری به خود گرفت. و مردم تا پیروزی انقلاب اسلامی هر روز به خیابان ها آمدند.

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.