معناشناسی بصیرت دینی و تبیین آثار و کارکردهای آن با تاکید بر اندیشه های امام خامنه ای(مدظله العالی)

مقدمه

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از سرمایه های گرانقدر جوشیده از متن انقلاب، رکن رکین نظام اسلامی و تاثیرگذارترین نهاد در افق گشایی و پرتوافکنی انقلاب در داخل و خارج می باشد. این نهاد مقدس از ابتدای تأسیس تاکنون، در انجام رسالت های خود، به ویژه در صحنه های پیکار با دشمنان انقلاب اسلامی، شگفتی دوست و دشمن را برانگیخته و دل امام و امت را شاد کرده و صلابت و اقتدار نظام اسلامی را با به خاک ذلّت نشاندن ضد انقلاب داخلی و خارجی به اثبات رسانده است. امروز نیز، این نهاد مقدس دژ مستحکم نظام و بازوی پرتوان انقلاب اسلامی در عرصه های دفاعی، امنیتی، سازندگی و فرهنگی تبدیل شده و موجبات رعب، وحشت و یأس دشمنان و زورگویان عالم را فراهم کرده است.

همان گونه که استمرار حیات و بقای انقلاب و حفظ دستاوردهای آن در گرو وجود و بقای سپاه است، استمرار حیات و بالندگی سپاه و حرکت در صراط مستقیم اسلام و انقلاب اسلامی هم در گرو حفظ هویت انقلابی و ماندگاری ویژگی های هویت بخش سپاه است، که در رأس آن بصیرت دینی و روحیۀ جهادی انقلابی می باشد.

این همان ضرورتی است که بارها فرماندهی معظم کل قوا امام خامنه ای (مدظله العالی) بر آن تأکید کرده و توجه به آن را به پاسداران و مسئولان ذی ربط در سپاه یادآور شده است، تا آنجا که معظم له در حکم انتصاب نمایندۀ جدید خود در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به صراحت تمام، ارتقای معنویت و بصیرت دینی آحاد فرماندهان و پاسداران و بسیجیان و خانواده های آنان را، در کنار تعمیق روحیۀ جهادی و انقلابی، از مهم ترین مأموریت های نمایندگی ولی فقیه در سپاه مطرح کرده و خواسته است. (ر.ک. حکم انتصاب نمایندۀ ولی فقیه در سپاه، 13/12/1397)

هرچند تاکنون نمایندگی ولی فقیه در سپاه اقدامات قابل توجهی در امر ارتقای بصیرت دینی و گسترش معنویت پاسداران انجام داده است و این اقدامات در سال های اخیر از افزایش کمی و کیفی قابل توجهی برخوردار بوده است، با این حال، تأکید مجدد فرماندهی معظم کل قوا (مدظله العالی) بر تقویت بصیرت دینی پاسداران و بسیجیان پرداختن جدی به این مهم را بیش از پیش ضروری نموده است. بی شک، تحقق خواستۀ فرماندهی معظم کل قوا (مدظله العالی)، در گام نخست، در گرو باز خوانی و تبیین صحیح چیستی و چرایی بصیرت دینی به منظور ارائۀ بینش و معرفت صحیح و ایجاد انگیزه و باور قلبی نسبت به اثرگذاری این عامل و، در گام های بعدی، در گرو چگونگی تحقق و تقویت آن در درون سازمان است. در این مقاله، تلاش می شود به این سؤال اساسی پاسخ داده شود که مراد از بصیرت دینی چیست و ارتقای آن چه آثار و ثمراتی را به دنبال دارد، که فرماندهی معظم کل قوا (مدظله العالی) بر تقویت آن تأکید دارد؟

 1. مفهوم شناسی

1-1. بصیرت دینی

«بصیرت دینی » تعبیری مرکب از دو واژه «بصیرت» و «دین» است. پس، برای فهم معنای این ترکیب، لازم است نخست، اجزاء آن به صورت مشخص تعریف و تبیین گردد.

1-2. بصیرت

«بصیرت» کلمه ای عربی از ریشۀ بصر (چشم) است. در قرآن کریم، این واژه به معنای «دلیل»، «حجت»، «برهان»، «یقین و اطمینان کامل»، «شاهد و گواه»، «آگاهی و شناخت » و «بینایی دل» به کاررفته است.[1] می توان گفت: جامع همه این معانی و اصل در معنای بصیرت همان دریافت باطنی و بینایی دل است که حاصل ادراک قطعی عقلی و قلبی می باشد.

به لحاظ کاربردی و اصطلاحی نیز، تعریف واحدی برای بصیرت وجود ندارد و هرکس، با مدنظر قرار دادن جنبه ای از آن، به ارائۀ تعریفی از آن اقدام کرده است. با بررسی تعاریف ارائه شده و با توجه به کاربرد آن در منابع دینی و استعمال آن در بیانات فرماندهی معظم کل قوا (مدظله العالی)، می توان گفت: بصیرت یعنی درک عمیق، صحیح، و به هنگام از حقایق و واقعیات و تشخیص قطعی که موجب قدرت تحلیل و حرکت آگاهانه در صراط مستقیم می گردد و مراتب بالای آن با افاضۀ الهی صورت می گیرد. (ر.ک. حاجی صادقی، 1393: 14)

1-3. دین

ابن فارس بر این باور است که معنای اصلی این واژه انقیاد و اطاعت است و سایر معانی ذکرشده برای دین به این دو واژه و معنا برمی گردند. (ابن فارس، 1404 ق، ج 1: 319) برخی دیگر گفته اند: «معنای دین و حقیقت آن عبارت است از تسلیم، خضوع و فرمانبرداری کامل و خالص در برابر احکام تکوینی و تشریعی خداوند.» (مصطفوی، 1368، ج 3: 289)

دربارۀ معنای اصطلاحی دین، اندیشمندان و مفسران اسلامی هرکدام از منظر خویش به تعریف اصطلاحی دین پرداخته اند. (ر.ک. جوادی آملی، 1386: 68؛ ابراهیم زاده، 1387: 18) در بررسی اجمالی تعاریف ذکرشده برای دین، این نکته حاصل می شود که در تمام تعاریف مفهوم اعتقاد و عمل لحاظ شده است. حقیقتی که قرآن کریم و سایر کتب آسمانی دیگر نیز بر آن تأکید کرده اند این است که رستگاری انسان در گرو ایمان به خداوند و جهان غیب و عمل صالح است. از مجموع تعاریفی که برای دین شده، شاید بتوان به تعریفی رسید که جامع همۀ تعاریف مذکور باشد: «دین مرکب از مجموعه معارف نظری و عقیدتی، احکام و قوانین عملی و دستورات اخلاقی، در ابعاد گوناگون فردی و اجتماعی، سازگار با عقل و فطرت انسانی است، که از سوی خداوند یکتا به وسیلۀ پیامبران برای هدایت بشر فرستاده شده است و در صورت پیاده شدن به طور کامل، سعادت و رستگاری دنیوی و اخروی انسان را تأمین می کند.»

1-4. بصیرت دینی

با توجه به معنای بصیرت و دین و ترکیب این دو واژه، می توان گفت که در سایۀ درک صحیح، قطعی و عمیق به معارف دین و التزام درونی و عملی به آنها (تدیّن) از ناحیۀ خداوند متعال به انسان عنایت شده، موجب تشخیص و قدرت تحلیل و حرکت آگاهانه در همۀ عرصه ها و حرکت انسان در صراط مستقیم می گردد.

براساس این تعریف، بصیرت دینی صرف علم و آگاهی به دین نیست، بلکه باور و یقینی است که از عمل دینی حاصل شده و ثمرۀ آن بیداری، روشن بینی و بهره مندی از قوۀ تشخیص حق از باطل (فرقان) در امور مختلف است. بی شک، صاحبان این اکسیر ارزشمند همۀ حرکات و اقدامات شان ثمربخش بوده، خود و کسانی که از آنها پیروی می کنند به سرمنزل کمال و مقصود خواهند رسید.

نکته ای که لازم است بر آن تأکید شود این است که اصل بصیرت دینی، که از حقایق نوری عالم است، با افاضه الهی صورت می گیرد: «وَمَن لَّمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ(نور: 40)؛ و کسی که خدا نوری برای او قرار نداده، نوری برای او نیست.» البته، این خود انسان است که زمینه های اعطا و بهره مندی و نیز تقویت و ازدیاد آن را فراهم می سازد. فلذا، توفیق بهره مندی از مراتب عالیۀ این موهبت الهی مستلزم کسب معرفت به معارف و تعالیم دین و التزام عملی به آنهاست، چنان که خداوند متعال می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یجْعَلْ لَکم فُرْقاناً» (انفال: 29).

حضرات معصومین (علیهم السلام) نیز که خود مصداق اتم بصیران در دین بودند، ضمن توصیۀ پیروان خود به تلاش برای کسب الزامات بصیرت دینی، درخواست آن را از خداوند متعال یادآور می شدند: «اللَّهمَّ إِنِّی أَسْأَلُک بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْک أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تجْعَلَ النُّورَ فِی بَصَرِی وَ الْبصِیرَةَ فی دِینِی. (مجلسی، 1403 ق، ج 73: 96).»

2. آثار و کارکردهای بصیرت دینی

یکی از مطالبات جدی مقام معظم فرماندهی کل قوا (مدظله العالی) ارتقای بصیرت دینی آحاد جامعه، به ویژه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، است. بی شک، چنین تأکیدی از ناحیۀ معظم له نشانگر نقش اساسی این عنصر در حفظ، صیانت و بالندگی نیروهای مسلح و، به تبع آن، تحقق آرمان ها و اهداف نظام اسلامی است و هشداری است به مجموعه ها و نهادهای انقلابی که با تقویت این عنصر به استمرار و تداوم نظام اسلامی و ارزش های دینی بپردازند، چراکه امروزه دشمن تلاش می کند در کنار مشغول کردن جوانان از ارزش های اسلامی و انقلابی اعتبارزدایی کند و تعبد جوانان به این ارزش ها و تعالیم را هر چه کم رنگ تر کند. راه مقابله با این توطئۀ دشمن ارتقای بصیرت دینی است.

رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) دربارۀ انگیزه و چرایی این مطالبه و تأکید مکرر بر آن، از بصیرت دینی به عنوان پشتوانه استقامت ملی یاد می کند که امروز دشمنان اسلام و نظام اسلامی آن را مورد هدف قرار داده اند، که تبعات آن از تهاجم نظامی به مراتب خطرناک تر است. (ر.ک. بیانات امام خامنه ای (مدظله العالی)، 22/2/1388)

به باور فرماندهی معظم کل قوا (مدظله العالی) توجه به بصیرت دینی و آمادگی معنوی منبع قدرت نرم و پشتوانه ای است که نه تنها استحکام بخش ملت و بازدارندۀ تهاجمات دشمن است بلکه حرکت آفرین و بن بست شکن نیز است:

آنچه یک ملت از این طریق و از طرق معنوی به دست می آورد، یک پشتوانه ای می شود، ذخیره ای می شود برای اینکه بتواند در همۀ میدان های زندگی با ارادۀ راسخ و با عزمِ مقاوم در مقابل مشکلات پیش برود، بن بست ها را باز کند، کارهای بزرگ انجام دهد. پشتوانۀ همۀ اینها این معنویت است. (25/2/1392)

برای روشن شدن چرایی ضرورت ارتقای بصیرت دینی در مجموعۀ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، کافی است نیم نگاهی به نقش و کارکرد های بصیرت دینی در تحقق بخشی رسالت های سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی بیندازیم.

2-1. پرفروغ شدن معنویت تعالی بخش در سپاه

ایمان و معنویت از مهم ترین عوامل تعالی و رشد انسان است. در سایۀ ایمان و معنویت است که انگیزه ها، اهداف، عواطف و افعال، همگی، برای تحقّق هدف واحدی که «خشنودی خداوند» است، همگرایی می یابند و آمال و اهداف دنیوی، نفسانی و شیطانی و هرچه که غیرخداست و اسباب تنش و کشمکش و حسد و رذایل اخلاقی است کم رنگ می گردند. وقتی باور و ایمان قطعی و تزلزل ناپذیر در دل انسان جای بگیرد، دل را هم وزن کوه ها می گرداند و این چنین قلبی دیگر از جای خود تکان نمی خورد، همان طور که خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «اِن الَّذینَ قالوا رَبُّنَا اللّه ثُمَ استَقاموا فَلا خوفٌ عَلَیهم وَلاهُم یَحزَنونَ (احقاف: 13)؛ محقّقاً کسانی که گفتند: پروردگار ما خداست، سپس، ایستادگی کردند، بیمی بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد.»

ایمان به خدا سختی ها و مشکلات را آسان و هموار می نماید و سبب می شود که نیروی انقلابی در سختی ها و دشواری ها با دلی مطمئن و آرام به راه خود ادامه دهد، چنان که خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کنتُمْ مؤْمِنینَ (آل عمران: 139)؛ و اگر مؤمنید سستی مکنید و غمگین مشوید که شما برترید.»

بی شک، ایجاد، حفظ و تقویت چنین امر مهمی برای پاسداران، به سبب رسالتی که بر دوش دارند، از اهمیت و ضرورت بالایی برخوردار است، زیرا پایه و اساس قدرت و اقتدار سپاه ایمان و معنویت است. وقتی ایمان و معنویت در دل نیروی پاسداران جای بگیرد، درواقع، به سلاحی مجهز شده اند که نه تنها کاستی های قدرت مادی آنها را جبران می نماید بلکه پیروزی را برای آنها به ارمغان می آورد: «کمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فئَةً کثیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِین (بقره: 249)».

امام خامنه ای (مدظله العالی) در اشاره به این حقیقت می فرماید:

نیروهای مسلّحِ توانمند آن نیروهایی هستند که انگیزه و معنویت و عزم راسخ در آنان بتواند روش های آنها، رفتارهای آنها و حرکت آنها را در عرصه های مسئولیت شکل بدهد، جهت بدهد و هدایت کند. اگر ایمان نباشد، بصیرت نباشد، عزم راسخ نباشد، نگاه بلندمدّت به انتهای صفوف دشمن نباشد، تعداد جمعیت یا کثرت عدّه و عدّۀ نظامی و تجهیزات سرنوشت ساز نخواهد بود؛ جمعیت زیاد در نیروهای مسلّح یا حتّی تجهیزات پیشرفته یا حتی آموزش های روزآمد به تنهایی کافی نیستند که نیروهای مسلّح متعلّق به یک کشور و ملّت را موجب توانایی و اقتدار آن ملت قرار بدهند؛ لازم است ایمان باشد، عزم باشد، احساس مسئولیت باشد، فهم حقیقتِ مسئولیت نیروهای مسلح وجود داشته باشد؛ اینهاست که می تواند نیروهای مسلّح را به معنای واقعی کلمه رکن اقتدار یک ملّت قرار بدهد. (26/8/1393)

قطعاً، اگر بصیرت دینی پاسداران ارتقا یابد و به معرفتی عمیق راه یابند، ثمره و نتیجۀ آن چیزی جز تجلی ایمان و ظهور معنویت نخواهد بود. خدای تبارک و تعالی در رابطه با شناخت حق و ظهور عواطف معنوی می فرماید:

وَ إِذا سمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَری أَعْیُنَهُمْ تفیضُ منَ الدَّمعِ ممَّا عرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یقُولُونَ رَبنا آمَنَّا فَاکتُبْنا مَعَ الشَّاهِدینَ. (مائده: 83)

و چون آنچه را که بر پیامبر اسلام نازل شده بشنوند، دیدگان شان را می بینی به سبب آنچه از حق شناخته اند لبریز از اشک می شود، می گویند: ای پروردگار ما! ایمان آوردیم. پس، ما را در زمرۀ گواهان [به حقّانیّت پیامبر و قرآن ] بنویس.

بنابراین، برای رسیدن به مراتب بالای ایمانی و معنویت لازم است انسان، در گام اول، شناخت درستی از اعتقادات دینی پیدا کند و نسبت به آنها ایمان و باور قلبی داشته باشد. (ر.ک. موسوی خمینی [امام]، 1388: 37)

رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) در تبیین ارتباط و تأثیر متقابل معنویت و بصیرت می فرماید:

جوانان عزیز، بارها گفتیم که در درجۀ اول روحیۀ اخلاص و روحیۀ بصیرت است؛ این اخلاص و بصیرت روی هم اثر می گذارند؛ هرچه بصیرت شما بیشتر باشد شما را به اخلاص عمل نزدیک تر می کند؛ هرچه مخلصانه تر عمل کنید خدای متعال بصیرت شما را بیشتر می کند: «اللَّهُ وَلِی الَّذِینَ آمَنُوا یخْرِجُهُمْ منَ الظلُمَاتِ إِلَی النُّورِ» (بقره: 275) خدا ولیّ شماست. هرچه به خدا نزدیک شوید بصیرت شما بیشتر خواهد شد و حقایق را بیشتر می بینی. نور که بود انسان می تواند واقعیات و حقایق را مشاهده کند. وقتی نور نباشد، انسان واقعیات را هم نمی تواند ببیند: «وَالَّذِینَ کفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ». ... شما که بسیجی هستید، جوان هستید، دل های شما پاک است، نورانی است، با صفای باطن خودتان می توانید این روحیه را، این حالت را، در خودتان تقویت کنید. (4/9/1389)

2-2. عامل تقویت روحیۀ مقاومت و پایداری

مقاومت و پایداری در راه هدف و رسیدن به کامیابی و پیروزی یک اصل مهم و بنیادی به شمار می آید. تاریخ امت ها و اقوام پیشین نشان می دهد کسانی که در سختی ها برابر دشمنان خود مقاومت کردند، سرانجام، بر آنها پیروز شده اند، اما اقوام و مللی که در برابر ظلم و ستم دشمنان سکوت کرده و تسلیم سلطۀ آنها شده اند، با خفت و خواری زیسته اند و حتی ابزار دست دشمنان گشته اند. امروزه نیز، استقامت و پایداری بهترین گزینۀ امت اسلام برای رسیدن به قله های عزت و افتخار است.

قرآن کریم در تحلیل ارتباط بصیرت و استقامت از آن به عنوان عامل تقویت روحیۀ مقاومت و صبر در مؤمنان یاد می کند، به طوری که با وجود آن، مؤمنان چنان قدرتی پیدا می کنند که بیست نفر آنها بر دویست نفر کفار غلبه پیدا می کند:

یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَی الْقِتَالِ إِن یکنْ منْکمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَإِنْ یَکنْ مِنْکمْ مِائَةٌ یَغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِینَ کفَرُوا بِأَنَّهُمْ قوْمٌ لَا یَفْقَهُونَ. (انفال: 65)

ای پیامبر! مؤمنان را به جنگ (با دشمن) تشویق کن! هرگاه بیست نفر از شما با استقامت باشند بر دویست نفر غلبه می کنند و اگر صد نفر باشند بر هزار نفر از کسانی که کافر شدند پیروز می گردند، چراکه آنها گروهی هستند که نمی فهمند.

عبارت «بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا یَفْقَهُونَ» که خدای تبارک کافران را به آن توصیف می کند نشانگر این است که مؤمنانِ صابر، در مقابل، برخوردار از بصیرت و فهم عمیق اند که با ایستادگی بر ده برابر خود غلبه می کنند. (ر.ک. طباطبایی، 1374، ج 9: 161)

بنابراین، هرچه پاسداران و مدافعان ارزش های دینی و اسلامی از اطلاعات درست و بیشتری نسبت به دین برخوردار باشند و نسبت به دستورات دینی التزام عملی جدی از خود نشان دهند، با امید و انگیزۀ بهتری به دفاع از ارزش های دینی و انقلابی ادامه داده، فداکاری بیشتری از خود نشان خواهند داد. امیرمؤمنان علی (علیه السلام)، ضمن خطبه ای، با اشاره به سوابق و منزلت دیرینۀ خویش نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و نیز اثبات حقانیّت خود به نیروهایش می فرماید:

فَانْفُذُوا عَلی بَصائِرِکمْ وَلْتَصْدُقْ نِیَّاتُکمْ فی جهادِ عدُوِّکمْ فَوَالَّذی لا الهَ الَّا هُوَ انّی لَعَلی جادَّةِ الْحَقِّ وَ انَّهُمْ لَعَلی مَزَلَّةِ الْباطِلِ. (شریف رضی، 1414 ق: 312 [خطبۀ 198])

پس، براساس بینایی خویش به پیش روید و باید قصدتان در جهاد با دشمن تان صادق باشد، که قسم به خدایی که جز او خدایی نیست! من در جادّۀ حق و آنان (معاویه و یارانش) بر لغزشگاه باطل اند.

امام خامنه ای (مدظله العالی) نیز خطاب به فرزندان سپاهی و بسیجی اش می فرماید:

آنچه مانع از توطئه، جنگ و غلبۀ دشمن می شود ایستادگی و بیداری و حاضر بودن در میدان مقاومت است و شما عزیزان سپاه و بسیج یکی از برجسته ترین مظهرهای این ایستادگی و مقاومت هستید. این مقاومت به برکت ایمان است. ایمان تان را هرچه می توانید تقویت کنید، به برکت بصیرت است بصیرت و خودآگاهی را هرچه می توانید بیشتر کنید. (29/6/1382)

2-3. عامل تحقق، تحکیم و تقویت روحیۀ جهادی و انقلابی

اصطلاح فرهنگ جهادی و عبارت های مترادف آن همچون روحیۀ جهادی و مدیریت جهادی از مفاهیم و واژه هایی هستد که فرماندهی معظم کل قوا (مدظله العالی) برای نخستین بار به صورت گفتمان فراگیر در سطح جامعه مطرح شد. ایشان در تبیین چیستی روحیۀ جهادی و انقلابی می فرماید: «[روحیه جهادی] یعنی اعتقاد به اینکه "ما می توانیم"؛ و کارِ بی وقفه و خستگی ناپذیر و استفاده از همۀ ظرفیت وجودی و ذهنی.» (14/ 10/ 1384) «روحیّۀ جهادی یعنی کار را برای خدا انجام دادن، کار را وظیفۀ خود دانستن، همۀ نیروها را در راهِ کارِ درست به میدان آوردن؛ این روحیّۀ جهادی است.» (22/ 7/ 1394)

معظم له روحیۀ انقلابی را هم «اسیر حدود تحمیلی نشدن، قانع به گیرندگی قطره چکانی نشدن، با امید به دنبال هدف حرکت کردن و با انگیزه و با نشاط، با اصرار و پیگیری آن را به دست آوردن» معنا می کند. (1/ 4/ 1383)، و فداکاری، ایثار، ابتکار، کوچک شمردن موانع و اتکای به خود و اعتماد مطلق و توکل به خدای متعال را از مؤلفه های آن برمی شمارد. (21/ 2/ 1370)

امروزه، نیاز به تحقق، تحکیم و تقویت روحیۀ جهادی و انقلابی بیش از هر مقطعی دیگر احساس می شود. به تعبیر حضرت امام (قدس سرّه): «امروز احتیاج به شور انقلابی از دیروز بیشتر است.» (موسوی خمینی [امام]، 1378، ج 9: 384)، زیرا نظام اسلامی با نمایاندن نقطه ضعف ها و تضادها و پشت پردۀ نظام های سرمایه داری که با تابلوی لیبرال دموکراسی و با لشکری از نظریه پردازان جیره خوار پیش آمده اند، آنان را به چالشی عظیم کشانده، زمینۀ سقوط و فروپاشی آنان را فراهم کرده است. امروز با آغاز چهلمین سال به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی، دنیای استکبار با دیدن پیشرفت های شگرف انقلاب و احساس خطر نسبت به توسعۀ گفتمانی این انقلابِ الهام بخش، به این جمع بندی رسیده که می بایست در تقابل با انقلاب اسلامی ایران که مرگ تدریجی آنها را رقم زده آشکارتر و با تمام قدرت و تجهیزات بایستد. در چنین شرایطی، خنثی کردن توطئه های دشمن و استمرار پیشرفت و دوام حیات نظام اسلامی در گرو تحقق و تقویت بیش از پیش روحیۀ جهادی و انقلابی است. (ر.ک. بیانات امام خامنه ای (مدظله العالی)، 14/ 3/ 1395 و 5/ 4/ 1395) با روحیۀ جهادی و انقلابی است که می توان اراده و همت نیروها را تقویت کرد و توان افراد را برای عبور از موانع و مشکلات مضاعف گرداند.

همان گونه که از تعاریف و بیانات رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) به روشنی برمی آید، روحیۀ جهادی هم ناظر به اعتقاد است و هم ناظر به عمل و رفتار. (ر.ک. بیانات امام خامنه ای (مدظله العالی)، 14/ 10/ 1384؛ 22/ 7/ 1394) پس، برای تحقق و تقویت روحیۀ جهادی و انقلابی باید مؤلفه ها و نشانه های آن را در دو عرصۀ نظر و عمل شناخت و در جهت ایجاد و تقویت این شاخص ها تلاش نمود.

بصیرت دینی افق روشنی را به روی نیروهای ارزشی و انقلابی می گشاید، که در پرتو آن، انسان تمام تلاش و توان خود را برای مقابله با دشمن به کار می گیرد و هیچ انگیزۀ دیگری را جز انگیزۀ الهی و رضای پروردگار و انجام مأموریت و مسئولیت خدایی وارد کار نمی کند. انسانِ دارای بصیرت دینی دنیا را با همۀ زرق و برق و چرب و شیرین اش پست و حقیر می شمارد و با خودباوری و اعتماد به نفس و اعتماد به مدد الهی به سمت جلو حرکت می کند و لحظه ای از سختی ها و بی مهری های موجود بر سر راه برنمی آشوبد و به واسطۀ کمبودها و کاستی ها، و سختی ها و مشکلات از میدان خارج نمی گردد.

3-4. شرط برداشتن عَلم جهاد و مبارزه در راه حق

جهاد میدان تردیدها، سختی ها، مشکلات، کمبودها، نارسایی ها، فشار دشمن، ناجوانمردی های پاره ای از هم رزمان و همراهان، نداشتن امکانات کافی برای نبرد، مشاهدۀ قدرت دشمن، برتری سلاح و نیروها و. .. است. مخصوصاً، «امروز که مبارزه با کفر خالص و شرک خالص نیست، تا مطلب روشن و صف بندی ها مجزا و جدای از هم باشد، بلکه امروز مبارزه با نفاق و دورویی و تزویر و شعارهای توخالی و دروغ زنی ها و لاف زنی هایی است که بلندگوهای استکبار در همۀ انحای عالم پر کرده است. بسیاری دم از اسلام می زنند و دروغ می گویند؛ بسیاری دم از طرفداری از حقوق بشر می زنند و دروغ می گویند؛ بسیاری دم از مساوات و برابری انسان ها می زند و دروغ می گویند. بنابراین، مبارزه در دوران کنونی مبارزه ای دشوار است، هم به خاطر قدرت زر و زور استکبار و هم به خاطر قدرت تبلیغاتی و توجیه گر دورغ گویی ها و نفاق های استکبار و ایادیش.» (14/ 3/ 1370)

برداشتن علم جهاد و مبارزه در راه حق و پیروزی در چنین فضایی مستلزم برخورداری از بصیرت دینی و بینش عمیق است، چنان که امام علی (علیه السلام) می فرماید: «وَ لَا یَحْمِلُ هذَا الْعلَمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ وَ الْعِلْمِ بمَوَاضِعِ الْحقِّ؛ پرچم حق را جز اهل بصیرت و آگاهان به موضع گیری های حق نمی توانند به دوش بکشند.» (شریف رضی، 1414 ق: 248 [خطبۀ 173])

اگر پاسدار از بصیرت دینی برخوردار باشد، می تواند حق را از باطل تمییز دهد. وقتی صراط حق را تشخیص داد، لحظه ای در دفاع از آن دچار شک و تردید نمی شود و تا پای جان بر سر آن می ایستد و مقاومت می کند، که نمونۀ بارز آن را می توان در وجود بزرگ پاسدار اسلام  حضرت ابوالفضل العباس (علیه السلام)  مشاهده کرد. اما اگر فاقد شناخت درست و اصولی باشد، دچار تردید و دودلی شده، تصمیم سست و بی پایه ای می گیرد. امیرمؤمنان (علیه السلام)، در اشاره به این حقیقت، عامل شکست جبهۀ کوفه در برابر نیروی شام را نداشتن معرفت لازم و بصیرت کافی می داند و می فرماید: «لاتَعْرِفُونَ الْحقَّ کَمَعْرِفَتِکُمُ الْباطِلَ وَلا تُبْطِلُونَ الْباطِلَ، کَإِبْطَالِکُمُ الْحَقَّ؛ شما آن گونه که باطل را می شناسید از حق آگاهی ندارید و در نابودی باطل تلاش نمی کنید آن سان که در نابودی حق کوشش دارید. » (همان: 99 [خطبۀ 69])

امام خامنه ای (مدظله العالی) نیز عامل موفقیت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را شناخت درست از دین و تدیّن و التزام به معارف دینی معرفی کرده، می فرماید:

 آن نکتۀ اصلی در باب سپاه این است که بلاشک، در طول جنگ، سپاه عنصر مؤثر و تعیین کنندۀ جنگ بود و اکثر فتوحاتی که ما از اول تا آخر جنگ داشتیم با نام سپاه همراه است؛ یا منحصراً متعلق به سپاه بود یا سپاه در آنها نقش اصلی و مهم را ایفا کرده است. .. واقعاً علت این پیروزی ها و این پیشرفت ها چه بود؟ پاسخ در یک جمله است: فداکاری ناشی از تدین انقلابی . .. تدین با روحیۀ انقلابی که همان دین خالص و ناب و صحیح و قرآنی است روحیه و حالتی را با خودش همراه دارد که فداکاری و ایثار و ابتکار و کوچک شمردن موانع و اتکای به خود و اعتماد مطلق و توکل به خدای متعال در آن هست. این روحیه ها موجب شد که در موارد متعددی، شماها به عنوان فئۀ قلیله بر فئات کثیره فایق بیایید. این باید حفظ بشود. مواظب باشید که این از ما گرفته نشود. اگر خدای نکرده گرفته بشود یا متزلزل گردد، موجودیت نیروی مسلح انقلابی دیگر معنا نخواهد داشت، حرکت انقلابی سابقه داری که دنیا را به خودش متوجه کرد معنا و تحققی نخواهد داشت. اینْ با تربیت دایمی دینی است. ( 21/ 2/ 1370)

3-5. زمینه ساز درک وظایف و مبنای عمل به تکالیف دینی

کمال و سعادتْ مطلوبِ همۀ انسان ها و مدعای تمام مکاتب است، اما در تشخیص حقیقت سعادت و راه وصول و دستیابی به آن اختلاف است. اسلام سعادت حقیقتی و کمال واقعی انسان را خدایی شدن و تقرب هرچه بیشتر به مبدأ همۀ کمالات و کمال نامتناهی می داند و هدف و مطلوب حقیقی انسان را خدا معرفی می کند و راه رسیدن و حداقل وارد شدن در مسیر سعادت را متابعت از رسولان الهی و ورود به صراط مستقیمی می داند که به وسیلۀ آنان ارائه شده است و تمام استعدادها و توانمندی های انسانی را هدایت و شکوفا می کند و آن را به بهترین وجه به فعلیت می رساند. قرآن کریمف بعد از بیان ویژگی های متّقین، دین و دستورات آن را عامل هدایت و سعادت انسان معرفی می کند و می فرماید: «أُولئِک عَلی هُدی مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِک هُمُ الْمُفْلِحُونَ (بقره: 5)؛ آنان بر طریق هدایت پروردگارشان اند و آنان رستگاران اند.»

در آیه ای دیگر، پذیرش دین و پیروی از دستورات آن را عامل دستیابی به حیات حقیقی و بهره مندی از وجودی الهی معرفی می کند و می فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکمْ لِمَا یُحْیِیکمْ (انفال: 24)؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید، هنگامی که شما را به سوی چیزی می خواند که شما را حیات می بخشد.»

بی شک، به سلامت طی نمودن مسیر دینداری و برخودار شدن از سعادت و حیات طیبه در گرو فهم درست و جامع از حقایق دین است، چراکه به تعبیر رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی)، «دینداری بدون بصیرت ممکن است انسان را به بیراهه بکشاند.» (29/ 6/ 1382)، حقیقتی که قرآن کریم این چنین بدان اشاره می کند:

قَدْ جاءَکمْ بصائِرُ منْ رَبکمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِیَ فَعَلَیْها وَ ما أَنَا عَلَیْکمْ بِحَفیظٍ. (انعام: 104)

دلایل روشن از طرف پروردگارتان برای شما آمد؛ کسی که به وسیلۀ آن، حقّ را] ببیند، به سود خود اوست، و کسی که از دیدن آن چشم بپوشد، به زیان خودش می باشد؛ و من نگاهبان شما نیستم.

پس این بصیرت و روشن بینی است که موجب درک و فهم درست حقایق می گردد و بستر را برای شناخت وظایف و عمل به آنها را فراهم می سازد. درحقیقت، با بصیرت است که انسان صاحب معرفت، شناخت و علم به وظایف و تکالیف دینی می گردد و عواملی همچون غفلت و اشتباه نمی تواند او را در میدان عمل به انحرف بکشاند. امیرمومنان علی (علیه السلام) در برخورد با معاویه و اعوانش در اشاره به نقش عامل بصیرت در تشخیص وظیفه و عمل آن می فرماید:

شب ها خوابم نبرد و نشستم در آغاز و انجام این کافر فکر کردم و آن را بررسی نمودم و به این نتیجه رسیدم که امر من دایر است بین دو چیز و باید یکی از این دو را برگزینم: یا باید با اینها بجنگم و یا دست از دین محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بردارم. (شریف رضی، 1414 ق: 84 و 90 [خطبۀ 43 و 54])

3-6. کلید پیروزی در جنگ اراده ها و زمینه ساز عملی نشدن تهدیدها و نقشه های دشمن

دشمنان اسلام و نظام اسلامی همواره با استفاده از امکانات و شگردهایی به دنبال هویت زدایی از جوامع اسلامی هستد. در این میان، ساده اندیشی، سطحی نگری، تحجّر، مقدس مآبی، و ضعف بینش و بصیرت عواملی هستند که می تواند بستر را برای نفوذ دشمنان و منحرفان و تحقق اهداف آنها فراهم سازند. اما به تعبیر رهبر فرزانۀ انقلاب اسلامی (مدظله العالی)، «خدای متعال وسایل و ابزارهایی در اختیار جبهۀ حق قرار داده است که باطل هرکاری هم بکند، نمی تواند جلو نفوذ حق را بگیرد.» (18/ 2/ 1372)

مهم ترین راه مقابله با توطئۀ دشمن و ایجاد سدی محکم برای ممانعت از تحقق اهداف شوم او افزایش و تقویت بصیرت دینی به معنای جامع آن است. این معرفت و بصیرت دینی است که می تواند به افراد در مقابل خرافات و بدعت ها و نیرنگ ها مصونیت بخشد و آنها را از جمود فکری و تعصبات کورکورانه دور نگه دارد.

تجربۀ تاریخی ثابت کرده است که هرملتی که سطح بصیرت دینی آنها بالا باشد، اقدامات دشمن و تاکتیک های او نمی تواند روی آنها اثرگذار باشد و آنها را از مسیر حق و صراط مستقیم جدا کند. برعکس، این جهل و فقدانِ بصیرت دینی است که موجبات غفلت و بی تفاوتی مردم را فراهم کرده، بستر را برای عملی شدن تهدیدات دشمن آماده می سازد و آنها را خواسته یا ناخواسته آلت دست دشمن و جزئی از سیاهی لشکر آنها قرار می دهد.

یکی از عواملی که سبب شد به برکت آن، اصحاب سیدالشهدا (علیه السلام) تحت تأثیر فریبکاری ها و توطئه های دشمن قرار نگیرند و مجذوب وعده های دروغین آنها نگردند، همین عنصر بصیرت بود. در حالات بریربن خضیر همدانی نقل شده که وقتی با برخی از چهره های سرشناس دشمن گفتگو می کرد، چون به مبانی دینی خود اعتقادی راسخ و نسبت به حقانیت راهی که انتخاب نموده بود بصیرت کامل داشت، توانست بر آنها غلبه کند و حقانیت خود را اثبات نماید و به همین دلیل و به واسطۀ برخورداری از این نعمت الهی، به درگاه الهی عرضه داشت: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی زَادَنِی فِیکمْ بصِیرَةً اللَّهمَّ إِنِّی أَبْرَأُ إِلَیْک مِنْ فِعَالِ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ؛ سپاس خدایی را که بصیرت و شناخت مرا دربارۀ شما افزون ساخت. خدایا! من از کارهای این گروه نزد تو بیزاری می جویم.» (مجلسی، 1403 ق، ج 45: 5)

رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) نیز بصیرت را از عناصر مهم آمادگی برای مقابله با تهاجم فرهنگی و موفقیت در جنگ اراده های می داند و می فرماید:

هر جایی که ما توانستیم درست بفهمیم، درست تشخیص بدهیم  یعنی همان بصیرت  و به دنبال آن احساس تکلیف کردیم، احساس تعهد و مسئولیت کردیم و وارد میدان شدیم، غلبه با ما بوده است: «إِذا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّکمْ غالِبُونَ» [مائده: 23] (19/ 10/ 1389)

اینی که من در طول چند سال گذشته همیشه بر روی بصیرت تأکید کرده ام، به خاطر این است که یک ملتی که بصیرت دارد، مجموعۀ جوانان یک کشور وقتی بصیرت دارند، آگاهانه حرکت می کنند و قدم برمی دارند، همۀ تیغ های دشمن در مقابل آنها کند می شود. بصیرت این است. (15/ 7/ 1388)

3-7. زمینه ساز هدایت و عنایت ویژۀ خداوند

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای حفظ هویت معنوی و انقلابی و موفقیت روزافزونش محتاج امداد و نصرت الهی بوده و هست. علاوه بر این، حیثیت اجتماعی و اقتدار معنوی و ابهت و عظمت سپاه برخاسته از نصرت و یاری حق است. در این جهت، سپاه مصداق این بیان امام علی (علیه السلام) است که فرمود: «فَإِنَّا لَم نَکنْ نُقَاتِلُ عَلَی عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ بِالْکثْرَةِ وَ إِنَّمَا کنَّا نُقَاتِلُ بالنُّصْرَة؛ ما در عهد رسول خدا با تکیه بر کثرت نیرو، مبارزه و قتال نمی کردیم؛ همانا ما با تکیه بر نصرت [حق] قتال و مبارزه می کردیم.» (ابن شهرآشوب، 1379ق، ج2: 145)

روزی که سپاه به هر دلیلی از نصرت و امداد و عنایت حق محروم شود، ولو به پیشرفته ترین و مدرن ترین سلاح ها هم مجهز شده باشد، دیگر آن سپاهی نیست که قابلیت پاسداری از انقلاب و دستاوردهای آن را داشته باشد.

از آیات قرآن کریم استفاده می شود که بهره مندی از امدادهای الهی بدون حساب و کتاب نیست. برخورداری از رحمت ها و فیوضات ویژۀ خداوند متعال پیش نیازهای گوناگونی می طلبد و بدون تحقق آن مقدمات، انسان ها شایستۀ بهره مندی از امدادها و نصرت الهی نمی گردند. امدادهای غیبی، خود، دارای سنن و قواعدی است که با وجود آنها تحقّق می یابند و بدون وجود این سنن و قواعد، چشم به راه امدادهای غیبی بودن انتظاری بس بیهوده است. (ر.ک. مطهری، 1377، ج 3: 345)

یکی از مهم ترین عوامل جلب هدایت و عنایت الهی بصیرت دینی است. انسانی که به درک صحیح، قطعی و عمیق از معارف دین رسیده و التزام درونی و عملی به آنها پیدا کرده است، شایستگی تجلی و ظهور هدایت و نورانیت بیشتری را از طرف خداوند پیدا کرده، مشمول عنایت ویژۀ الهی می گردد. خداوند متعال در قرآن کریم در اشاره به این حقیقت می فرماید:

 «وَ منْ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ یَهْدِ قَلْبَهُ وَ اللَّهُ بِکلِّ شَیْ ءٍ عَلیمٌ (تغابن: 11)؛ هرکس به خدا ایمان آورد، خداوند قلبش را هدایت می کند. و خدا به هر چیز داناست! »

 «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمنُوا برَسُولِهِ یُؤْتِکمْ کفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ یَجْعَلْ لَکمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ یَغْفِرْ لَکمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ (حدید: 28)؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! تقوای الهی پیشه کنید و به رسولش ایمان بیاورید تا دو سهم از رحمتش به شما ببخشد و برای شما نوری قرار دهد که با آن [در میان مردم و در مسیر زندگی خود] راه بروید و گناهان شما را ببخشد. و خداوند غفور و رحیم است.»

براساس این آیات شریفه، هدایت خاص و نور بصیرت پاداش و ثمرۀ ایمان آگاهانه و عنایت ویژۀ خداوند به کسانی است که با بصیرت و ژرف نگری، هدایت عام و ارائۀ طریق را پذیرفته و در صراط مستقیم گام گذاشته اند. نوری که همچون روحی در کالبد افراد بیجان دمیده می شود و در تمام وجود آنها اثر می گذارد. چشم آنها دید و روشنایی، گوش آنها قدرت شنوایی، زبانْ توان سخن گفتن، و دست و پا قدرت انجام هرگونه کار مثبت پیدا می کند. انسان در پرتو این عنایت الهی، روشن بینی خاصی پیدا می کند به گونه ای که افق دید او از زندگی محدود مادی و چهاردیوار عالم ماده فراتر رفته، در عالمی فوق العاده وسیع فرومی رود و حقایقی را می بیند که هرگز قبل از آن قادر به درک آنها نبود و دیگران نیز از دسترسی به آن عاجزند. او در پرتو این نور می تواند راه زندگی خود را در میان مردم پیدا کند و از بسیاری اشتباهات که دیگران به سبب آز و طمع و به علت تفکر محدود مادی و یا غلبۀ خودخواهی و هوی و هوس، گرفتار آن می شوند مصون و محفوظ بماند و این همان بصیرت دینی است که به لطف پروردگار به صاحبان تقوا عطا می شود و از ایمان متولد می گردد. (ر.ک. طباطبایی، 1374، ج 7: 339؛ مکارم شیرازی، 1371، ج 5: 426)

علاوه بر این، در قرآن کریم و روایات، از برخی مصادیق عنایات و امداهای الهی نیز نام برده شده که در سایۀ بصیرت دینی و تلازم ایمان و عمل صالح حاصل می شوند. (ر.ک. نور: 55؛ شریف رضی، 1414ق: نامۀ 53)

3-8. تقویت قدرت تشخیص و تمایز حق و باطل و حرکت در صراط مستقیم

در سیر انسان به سوی پیروزی و هدف، همواره پرتگاه ها و بیراهه هایی وجود دارد که اگر آنها را نبیند یا نشناسد و از آنها پرهیز نکند، چنان سقوط می کند که اثری از او باقی نمی ماند. بدین جهت، در این راه، مهم ترین چیز شناخت دقیق حق از باطل و اسباب نیک بختی از نگون بختی است. مشکل این است که در مواردی، انسان دچار اشتباه شده، بیراهه را شاهراه و دشمن را دوست می پندارد. امام خامنه ای (مدظله‎العالی) در این باره می فرماید:

همه مایل اند حق را تعقیب کنند و به آن عمل نمایند. همه مایل اند از باطل اجتناب کنند. البته، غیر از انسان هایی که وجودشان به آتش قهر الهی تبدیل شده است و مظهر شیطان اند، عموم مردم و انسان های دارای عقل و انصاف و صفات انسانی می خواهند از باطل اجتناب بکنند و به حق گرایش پیدا نمایند. اما تشخیص اینها همیشه آسان نیست. (12/ 7/ 1368)

اینجاست که بینش و درکی نیرومند و روشن بینیِ سطح بالایی می طلبد تا به یاری او آید و بتواند، به درستی، به سوی هدف پیش رود. درک و فهم عمیق، صحیح، جامع و واقع بینانه از دین و معارف آن (بصیرت دینی) به انسان قدرت تشخیص حق و باطل می دهد و او را در برابر فتنه ها و توطئه های دشمنان نظام اسلامی ایمن و مصون داشته، بسترهای انحراف و لغزش های فکری و عملی را از بین می برد و با راهبری آدمی در صراط مستقیم، ضمن جلوگیری از انحراف و به زیان افتادن، او را به زندگی حقیقی و حیات طیبه رهنمودن می سازد:

وَ أَنَّ هذا صراطی مُسْتَقیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فتَفَرَّقَ بکمْ عنْ سَبیلِهِ ذلِکمْ وَصاکمْ بهِ لَعَلَّکمْ تَتَّقُونَ. (انعام: 153)

و مسلماً این [برنامه های محکم و استوار و قوانین و مقرّرات حکیمانه] راه راست من است. بنابراین، از آن پیروی کنید و از راه های دیگر پیروی مکنید که شما را از راه او پراکنده می کند؛ خدا این گونه به شما سفارش کرده تا پرهیزگار شوید.

براساس این آیه، یگانه راه سعادت و خوشبختی انسان شناختِ مسیر درست دینداری و قدم گذاشتن در صراط مستقیم است و ابزار شناخت آن برخورداری از فهم، بینش و بصیرت دینی است.

امیرمؤمنان علی (علیه السلام) نیز در اشاره به این کارکرد بصیرت می فرماید:

اگر باطل با حق مخلوط نمی شد، بر طالبان حق پوشیده نمی ماند، و اگر حق از باطل جدا و خالص می گشت، زبان دشمنان قطع می شد. اما قسمتی از حق را می گیرند و قسمتی از باطل را و به هم می آمیزند. آنجاست که شیطان بر دوستان خود چیره می شود و تنها آنان که مشمول لطف و رحمت پروردگارند نجات خواهند یافت. (کلینی، 1407 ق، ج 1: 54).

دلیل تأکید امام خامنه ای (مدظله العالی) نیز بر بصیرت داشتن نیروهای انقلابی و حافظان ارزش های انقلاب این است که اگر عقاید، افکار و آرای این نیروها مبتنی بر دلیل های روشن و محکم باشد، سبب می شود که به آسانی از راه صحیح خود منحرف نشوند. (ر.ک. بیانات امام خامنه ای (مدظله العالی)، 15/ 7/ 1388) معظم له، در بیانی، از بصیرت به عنوان قطب نمایی یاد می کند که در بیابان غبارآلود فتنه و گمراهی ها، راه و مقصد را می نمایاند و صراط مستقیم را نشان می دهد:

بصیرت نورافکن است؛ بصیرت قبله نما و قطب نماست. توی یک بیابان انسان اگر بدون قطب نما حرکت کند، ممکن است تصادفاً به یک جایی هم برسد لیکن احتمالش ضعیف است. احتمال بیشتری وجود دارد که از سرگردانی و حیرت، دچار مشکلات و تعب های زیادی شود. قطب نما لازم است. .. بصیرت قطب نما و نورافکن است. در یک فضای تاریک، بصیرت روشنگر است؛ بصیرت راه را به ما نشان می دهد. (4/ 8/ 1389)

3-9. عامل ارتقای بصیرت سیاسی

در تفکر ناب اسلامی، سیاستْ بخشی از هدایت کلی و فراگیری است که دین تضمین کنندۀ آن گردیده است. لذا، رابطۀ دین و سیاست رابطۀ کل و جزء است، آنهم جزئی که اولاً، جهت گیریِ خود را از کل گرفته و، ثانیاً، در تحقق این کل و مجموعه، نقش اساسی و تعیین کننده دارد و با منتفی شدن آن، کل هم منتفی می شود و اساساً، اسلام منهای احکام اجتماعی و سیاسی اش اسلام نخواهد بود. (حاجی صادقی، 1390: 58)

حضرت امام (قدس سرّه) در این باره می فرماید:

... اسلام فقط عبادت نیست، فقط تعلیم و تعلم عبادی و امثال اینها نیست. اسلام سیاست است. .. اسلام یک رژیم است، یک رژیم سیاسی، منتها سایر رژیم ها از بسیاری امور غافل بودند و اسلام از هیچ چیز غافل نیست. (موسوی خمینی [امام]، 1378، ج 6: 200)

شهید مطهری در این باره می گوید: «اسلام. .. در عین اینکه مکتبی است اخلاقی و تهذیبی، سیستمی است اجتماعی و سیاسی.» (مطهری، 1378، ج 9: 178)

از تحلیل وجود چنین رابطه ای، می توان گفت: اگر انسان دارای بصیرت دینی باشد و به قوانین و دستورات اسلام در تمام ابعاد آشنایی کافی داشته باشد و نسبت به انجام آنها التزام عملی جدی از خود نشان دهد، به برکت آن بصیریت معنوی و روشن بینی درونی که دارد، از بصیرت سیاسی نیز که برآمده از نور ایمان و تقوا است برخوردار شده، با فراست و زیرکی خاصی در جامعه گام برمی دارد. در پرتو چنین روشن بینی و ژرف نگری است که می تواند در همۀ کارها و رویدادها، سره را از ناسره، حق را از باطل و درست را از نادرست تشخیص دهد و از گمراهی و باطل گرایی پرهیز نماید و در رخدادها و وقایع سیاسی و اجتماعی و بروز فتنه ها نیز مواضع درست و حقی اتخاذ کند و حرکت ها و قضاوت های سنجیده و خداپسندانه ای از خود بروز دهد.

نتیجه گیری

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در نظام جمهوری اسلامی از جایگاه بسیار مهم و اثرگذاری برخوردار است و وظیفۀ مهم حفظ و دفاع از مکتب اسلام و انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن بر عهدۀ آن است. بی شک، صیانت از نظام اسلامی و ارزش های دینی زمانی تحقق عملی پیدا می کند که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، علاوه بر تجهیزات نظامی، برخوردار از بصیرت دینی و انگیزه های معنوی باشند. تنها در این صورت است که می تواند بیشترین نقش و تأثیر را در نگهبانی از نظام اسلامی و حفظ و گسترش دستاوردهای آن داشته باشد. بنابراین، توجه و تقویت بصیرت دینی در مجموعۀ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می تواند توفیقات چشمگیر این مجموعه را در دفاع از انقلاب اسلامی و حفظ دستاوردهای آن دوچندان کند و آن را همچون گذشته در چشم ملت و رهبری نظام عزیز گرداند. تقویت روحیۀ مقاومت و ایستادگی، درک وظایف دینی، تقویت قدرت تشخیص حق از باطل و پیروزی در جنگ اراده ها، ارتقای بصیرت سیاسی، و برخورداری از هدایت و عنایت ویژۀ حق تعالی از دیگر آثار بصیرت دینی است، که ضرورت ارتقای و تقویت این عنصر حیاتی را در بین نیروها و مجموعه های انقلابی مضاعف می سازد. در مقابل، فقدان یا کم رنگ شدن بصیرت دینی نیروهای سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی، به طور مستقیم، در مأموریت های این نهاد تأثیر خواهد گذاشت. حساسیت این موضوع زمانی حیاتی می شود که در مقطع کنونی تاریخ کشور، دشمنان اسلام و نظام اسلامی، برای ایجاد مانع در مسیر حرکت نظام اسلامی و تضعیف نیروهای انقلاب، به طرح اندیشه های التقاطی و انحرافی در تقابل با اسلام فقاهتی و ارزش های دینی روی آورده اند. فقدان بصیرت دینی می تواند زمینۀ نفوذ دشمن و تأثیر اندیشه های التقاطی و انحرافی را در بین نیروهای انقلاب فراهم کرده، آنها را به سمت گمراهی و انحراف سوق دهد و، درنتیجه، نیروهای این نهاد را برای حفاظت از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن با چالش جدی ای روبرو سازد.

کتابنامه

قرآن کریم.

ابراهیم زاده، عبدالله (1387). دین پژوهی، قم، زمزم هدایت.

ابن شهرآشوب، محمدبن علی (1379ق). مناقب آل ابی طالب، قم، علامه.

ابن فارس، احمدبن زکریا (1404ق). المعجم المقاییس اللغۀ، قم، مکتبة الاعلام الإسلامی.

جوادی آملی، عبدالله (1386). انتظار بشر از دین، قم، اسراء.

حاجی صادقی، عبدالله (1390). فلسفه و نظام سیاسی اسلام، قم، زمزم هدایت.

حاجی صادقی، عبدالله (1393). بصیرت (چیستی، چرایی، چگونگی)، قم، زمزم هدایت.

حسینی خامنه ای، سیدعلی. بیانات، قابل دسترسی در پایگاه اینترنتی khamenei.ir.

شریف رضی، محمدبن حسین (1414ق). نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، قم، هجرت.

طباطبایی، سیدمحمدحسین (1374). ترجمۀ تفسیر المیزان، قم، دفتر انتشارات اسلامی.

کلینی، محمدبن یعقوب(1407). الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیۀ.

مجلسی، محمدباقر (1403ق). بحارالانوار، بیروت، داراحیاء التراث العربی.

مصطفوی، حسن (1368). التحقیق فی کلمات القرآن، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

مطهری، مرتضی (1377). مجموعه آثار (ج 3)، قم، صدرا.

مطهری، مرتضی (1378). یادداشت ها (ج 9)، قم، صدرا.

مکارم شیرازی، ناصر و همکاران (1371). تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیۀ.

موسوی خمینی [امام]، سیدروح الله (1378). صحیفۀ امام، تهران، مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی (قدس سرّه).

موسوی خمینی [امام]، سیدروح الله (1388). چهل حدیث، تهران، مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی (قدس سرّه).

پی نوشت:

[1] ر.ک. قیامت: 14؛ انعام: 104؛ اعراف: 203؛ قصص: 43؛ یوسف: 108؛ قیامت: 14-15؛ فاطر: 19، انسان: 2؛ طه: 125.

منبع : مجله پیام، پاییز 1397 - شماره 133

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.