ماجرای لانه جاسوسی و نمونه های آشکار دشمنی استکبار

مقدمه

سیزدهم آبان ماه، روز ملی مبارزه با استکبار جهانی، یادآور سه حادثه و حماسۀ بزرگ در ایران است که به نوعی با سلطه جویی مستبدان و روش برخورد ملت ایران با آنها ارتباط دارد؛ در سیزدهم آبان سال 1343، شاه معدوم، امام خمینی(ره) را به ترکیه تبعید کرد. پس از آن در سیزدهم آبان سال 1357 حدود 60 نفر از دانش آموزان تهرانی، در تظاهرات علیه رژیم پهلوی، مقابل دانشگاه تهران به خاک و خون کشیده شدند و در حادثه سوم، سیزده آبان سال 1358 ملت غیور ایران به توطئه های مستکبران، به ویژه آمریکا پاسخی شایسته داد و با تسخیر سفارت (لانۀ جاسوسی) آمریکا در تهران، به اهمیت این روز افزود و به تعبیر حضرت امام، انقلاب دوم را رقم زد.

وقوع این سه رخداد بزرگ، نمایندگان مجلس را به نام گذاری این روز به عنوان «روز ملی مبارزه با استکبار» رهنمون شد. هر یک از این سه رخداد، اهداف مشترکی در صحنۀ سیاسی کشور دنبال می کردند. از جمله:

1. خدشه دارکردن استقلال کشور که در هر سه رویداد به چشم می خورد؛

2. مقابله و جنگ با انقلاب اسلامی ایران که مصداق برجسته ای از جنگ همیشگی میان حق و باطل است؛

3. تقابل مردم و مستکبران که در هر سه رخداد، مردم در یک سوی این جبهه و استکبار در سوی دیگر آن حضور دارند.

تسخیر لانۀ جاسوسی

سیزدهم آبان سال 1358، ساختمان سفارت آمریکا در تهران به دست گروهی از دانشجویان معترض تصرف شد. از زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران تا آن زمان، دیپلماتهای آمریکایی مستقر در سفارتخانه، از هیچ کوششی برای مقابله با نظام نوبنیاد جمهوری اسلامی ایران فروگذار نمی کردند. تماس با سرکردگان گروه های ضد انقلاب، ارتباط حمایتی با شبکه های کودتا و برانداز در داخل کشور و تأمین مالی گروهکهای تروریستی که در غرب و جنوب ایران به انفجار لوله های نفتی یا ایجاد ناامنی و بی ثباتی در مناطق کردنشین مشغول بودند، از عملکردهای مأموران سیاسی فعال در ساختمان سفارت آمریکا بود.

این حقایق در اسناد لانۀ جاسوسی کشف شد که برخی مسئولان بلندپایۀ دولت کارتر، پس از شکست وی در انتخابات سال 1359 در خاطرات خود، به نقش نامطلوب و مخرب دستگاه حکومتی آمریکا علیه ایران از طریق سفارتخانۀ آن کشور در تهران، اقرار کردند.

سفارت آمریکا در تهران، طی زمستان 1357 تا پاییز 1358 به مرکز فرماندهی عملیات جاسوسی و خرابکاری علیه نظام جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده بود؛ نظامی که عمر سیاسی آن به یک سال نمی رسید. با این حال، این سفارت زمانی به دست دانشجویان تسخیر شد که آمریکا خواست مشروع ملت ایران برای بازگرداندن شاه و اموال و دارایی های بلوکه شدۀ ایران را نادیده گرفت و حتی امکاناتی گسترده در اختیار فراریان حکومت شاه گذاشت تا تشکیلات خود را علیه انقلاب سازمان دهی و فعال کنند.

کشتار دانش آموزان

در سیزده آبان سال 1357 و در روزهای اوج گیری انقلاب اسلامی، ده ها نفر از دانش آموزان که برای برپایی تظاهرات در محوطۀ دانشگاه تهران تجمع کرده بودند، هدف تیراندازی مأموران حکومت قرار گرفتند و به شهادت رسیدند. به دلیل بسته بودن درهای دانشگاه، هیچ یک از دانش آموزان نتوانستند از برابر آتش گلوله های مأموران بگریزند و این امر آمار کشته شدگان را افزایش داد. این جنایت به دستور دولت «آشتی ملی» نخست وزیر شریف امامی، صورت گرفت.

این حادثه پس از حادثۀ 17 شهریور آن سال، دومین کشتار عمدۀ دولت شریف امامی بود، در حالی که عمر سیاسی این دولت از هفتاد روز تجاوز نمی کرد. ابعاد حادثۀ دانشگاه چنان گسترده بود که وقتی در اخبار شبانگاهی گزارش تیراندازی مستقیم سربازان به روی دانش آموزان در دانشگاه از شبکۀ سراسری تلویزیون پخش شد، وزیر علوم به سرعت استعفا داد و فردای آن روز، کابینۀ شریف امامی نیز سقوط کرد. از آن پس، روز 13 آبان «روز دانش آموز» نامیده شد.

دستاوردهای تسخیر لانۀ جاسوسی

تسخیر لانۀ جاسوسی آمریکا، از آغاز وقوع، اظهار نظر و واکنش مخالفان و موافقان را برانگیخت. طولی نکشید که اغلب افرادی که این انقلاب دوم را محکوم کردند، راه خویش را از ملت و امام جدا کردند. فتح لانۀ جاسوسی آمریکا از حوادثی است که زمینۀ انزوای دوستان آمریکا را در کشور فراهم ساخت.

همچنین این مسئله بر سیاست خارجی ایران و آمریکا، وضعیت بین المللی واشنگتن و صحنۀ داخلی ایران، آثار مهمی بر جای گذاشت. برای مثال، روابط ایران و آمریکا را به تعطیلی کشاند، وضعیت بین المللی ایالات متحده را با بحران 444 روزه روبرو کرد و انتشار اسناد جاسوسی به دست آمده از این سفارت، چهرۀ جهانی آمریکا را مخدوش کرد. همچنین، صحنۀ داخلی ایران به سود نیروهای ارزشی و مواضع امام(ره) تغییر کرد و چهره ای جدید به خود گرفت و سندی دیگر بر حقانیت ایران در دشمنی با آمریکا شد.

نمونه های از دشمنی استکبار با جمهوری اسلامی

در اینجا به مناسبت فرا رسیدن این روز مهم (13 آبان) به برخی از مصادیق آشکار دشمنی آمریکا و استکبار جهانی با جمهوری اسلامی ایران می پردازیم:

1. حمایت از گروه های تروریستی

تولید، تجهیز و حمایت از گروه های تروریستی، یکی از روشهای مرسوم ایالات متحده و به تبع آن برخی کشورهای اروپایی است که نمونه های فراوانی نیز در مورد گروه های تروریستی ضد انقلاب ایران وجود دارد. این اقدام آمریکا در واقع نوعی اعتراف به ناتوانی خود در تقابل با نظام مقتدر ایران است که آنها را مجبور به استفاده از تروریستها کرده است.

بررسی ارتباط برخی از گروه های تروریستی با آمریکا از زبان رسانه های غربی، می تواند ابعاد دقیق تری را از این مسئله تبیین نماید:

گروهک تروریستی پژاک

گروهک تروریستی پژاک (حزب حیات آزاد کردستان) یک گروه شبه نظامی در کردستان ایران است. فعالیت این گروه بیش تر در مرز بین ایران، عراق و ترکیه و استانهای آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه و ایلام است. گروهک «پژاک» در 4 آوریل 2003 (16 فروردین 1382) و تحت هدایت و رهبری حزب «پ. ک. ک» حزب کارگران کُرد ترکیه، در مناطق هدف، جهت ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران آغاز به فعالیتهای تروریستی نمود.

گروهک تروریستی ریگی

«گروهک جندالله» یا همان گروهک تروریستی ریگی، به سرکردگی «عبدالمالک ریگی» از دل گروهک تروریستی قدیمی تری به نام «خلق بلوچ» بیرون آمد. این گروهک با انجام اقداماتی از قبیل: ترور، بمب گذاری در اماکن عمومی و مذهبی، بستن راه و کشتار عابرین بی گناه، حمله به پاسگاه ها و مقرهای پلیس و... یکی از شاخص ترین گروه های تروریستی شرق و جنوب شرقی کشور محسوب می شود.

گروهک تروریستی تندر

گروهک تروریستی «تندر» بازوی ترور «انجمن پادشاهی ایران» است. وظیفه ای را که آمریکا به گروهک تروریستی ریگی سپرده بود، بر عهدۀ این گروهک گذاشته شد. این وظیفه کشاندن اقدامات تروریستی از مناطق مرزی به عمق کشور، به ویژه شهرهای پر جمعیت بود. با این حال، این گروهک کم توان تر از آن بود که مدت زیادی به فعالیت خود ادامه دهد.

تماس با سرکردگان گروه های ضد انقلاب، ارتباط حمایتی با شبکه های کودتا و برانداز در داخل کشور و تأمین مالی گروهکهای تروریستی که در غرب و جنوب ایران به انفجار لوله های نفتی یا ایجاد ناامنی و بی ثباتی در مناطق کردنشین مشغول بودند، از عملکردهای مأموران سیاسی فعال در ساختمان سفارت آمریکا بود

گروهک تروریستی کومله

سفر 27 شهریور 1390 (17 سپتامبر 2011) سرکنسول آمریکا در عراق «آلکس لاساریکا»، به اردوگاه های گروهک کومله، شاخۀ مهتدی در سلیمانیۀ عراق و حزب منحلۀ دمکرات کردستان ایران در اربیل، نشان می دهد که فعالیت این گروهکها و همکاری آنها با آمریکا همچنان ادامه داشته و از عمق بیش تری برخوردار شده است.

گروهکهای تروریستی خلق عرب

بعد از حملۀ ارتش بعث عراق به ایران، گروهک تروریستی «خلق عرب» به ستون پنجم عراق در مناطق مختلف خوزستان تبدیل شدند و با وطن فروشی خائنانه در کشتار مردم مقاومت کننده در برابر تجاوز ارتش بعث، نقش بسیار تأثیرگذاری برای ارتش عراق بازی کردند، به حدی که این گروه تجزیه طلب وابسته به آمریکا و انگلیس، به شدت مورد نفرت مردم خوزستان و عربهای ایران واقع شد.

2. حملۀ نظامی به طبس

پس از انتشار خبر تسخیر سفارت آمریکا، مردم بسیاری با خشم و انزجار، مقابل لانۀ جاسوسی، تجمع و از حرکت دانشجویان حمایت کردند. امام خمینی) نیز در پیامی، این حرکت را انقلاب دوم و بزرگ تر از انقلاب اول نامید. این حرکت دانشجویان معترض، خشم آمریکایی ها را برانگیخت و آنها که وجود ملتی استقلال طلب و آزادی خواه را تاب نمی آوردند، به فعالیت بر ضد جمهوری اسلامی ایران پرداختند. از جمله فعالیتهای آنان، فشار آوردن به مجامع بین المللی مانند: سازمان ملل، سازمان کنفرانس اسلامی و شورای امنیت، ایجاد جو منفی تبلیغاتی علیه دانشجویان مسلمان و برخی فعالیتهای دیگر بود که پس از بی نتیجه ماندن آنها، به توطئه های جدی تری روی آوردند. قطع کامل روابط سیاسی در 20 مهر 1359، حمله نظامی به ایران و تجاوز به خاک کشورمان که به شکست مفتضحانه آنها در صحرای طبس انجامید و نیز محاصره اقتصادی و بلوکه کردن دارایی ها و اموال ایران از دیگر توطئه های دشمنان علیه ایران بود که هیچ یک در عزم ملت ایران برای مقابله با ستم و بی عدالتی جهانی و عامل اصلی ستم در جهان؛ یعنی استکبار جهانی و آمریکا، خللی وارد نکرد.

3. کودتای نوژه

این کودتا که پس از گذشت ۷۵ روز از تهاجم آمریکا به طبس به وقوع پیوست، بزرگ ترین حرکت ائتلافی گروه های ضد انقلاب و قدرتهای غربی جهت براندازی نظام جمهوری اسلامی به حساب می آید. کودتای نوژه توسط یک ستاد از پاریس، به رهبری «شاهپور بختیار» هدایت می شد و صحنه گردان اصلی آن، آمریکا بود.

یکی از سران کودتا نقش آمریکا در این ماجرا را چنین بازگو کرد: «هماهنگی بین اسرائیل و کشورهای مرتجع منطقه نظیر عربستان، مصر و عراق توسط نمایندۀ سیا که در دفتر دکتر بختیار در پاریس است، انجام می گرفت. تأمین هزینه های مادی؛ چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیر مستقیم نیز توسط آمریکا صورت گرفته است.»

4. تحریک عراق و تحمیل جنگ علیه ایران

آمریکا پس از شکست سنگین در کودتای نوژه، تحرکات شدیدی را برای ترغیب صدام به جنگ با ایران آغاز کرد. «برژینسکی»، مشاور امنیت ملی آمریکا، برای آماده سازی عراق جهت شروع جنگ، سفرهای محرمانۀ متعددی به بغداد کرد که مجلۀ ژورنال استریت، مورخ ۸ فوریه ۱۹۸۰ یکی از این سفرهای محرمانه را فاش ساخت. علاوه بر این، مطبوعات اروپایی نیز در همان زمان، از ملاقاتهای متعدد برژینسکی با صدام خبر دادند.

نمایندۀ آمریکا در سازمان ملل، در همان روزهای آغازین جنگ، اعلام کرد: «اگر عراق از آمریکا کمک بخواهد، هرگونه امکانات نظامی را در اختیارش قرار خواهد داد.»[1]

5. فشارهای اقتصادی و اقدامات تحریمی علیه نظام جمهوری اسلامی

یکی از اقدامات دولت آمریکا در مقابله با انقلاب اسلامی، اعمال فشارها و تحریمهای اقتصادی علیه کشورمان است که این تحریمها با دستور کارتر، در ۲۳ آبان 1358 با مسدود نمودن اموال و دارایی های ایران در مؤسسات مالی و بانکهای آمریکایی آغاز و تا به امروز ادامه داشته و هموراه تمدید و تشدید شده است. دولت آمریکا با هدف تضعیف قدرت اقتصادی و مالی ایران و به زانو در آوردن نظام نوپای اسلامی، به اصطلاح سیاست مهار ایران را در پیش گرفت.

در دوران ریاست جمهوری ریگان، مجازاتهای سنگینی برای مؤسسات و شرکتهای آمریکایی که قصد سرمایه گذاری در بخشهای نفت و گاز ایران را داشتند، در نظر گرفته شد.

6. حمایت، سازماندهی و هدایت مخالفان نظام

یکی دیگر از اقدامات مداخلانه جویانۀ آمریکا علیه انقلاب اسلامی، حمایت، سازماندهی و هدایت مخالفان نظام برای مقابله با نظام اسلامی از ابتدای پیروزی انقلاب تا به امروز بوده است. این حمایتها شامل حمایت مالی، تسلیحاتی، رسانه ای، تبلیغاتی و... می باشد. حمایت این کشور از منافقان و تجهیز مادی و تسلیحاتی آنان برای انجام انواع عملیاتهای تروریستی علیه نظام جمهوری اسلامی، بر کسی پوشیده نیست.

همچنین هدایت و حمایت آشکار سران این کشور از غائلۀ ۱۸ تیر سال 1378 و فتنۀ 1388، عمق کینه توزی آنان را به خوبی نشان می دهد که مقامات آمریکایی بی پرده با دخالت در امور داخلی کشور ما، به حمایت از جریان فتنه پرداختند.

7. جنگ روانی علیه نظام جمهوری اسلامی

از دیگر ابعاد اقدامات مداخله جویانۀ آمریکا، فضاسازی و جنجال تبلیغاتی گسترده و جنگ رسانه ای تمام عیار علیه نظام اسلامی و اتهامات و ادعاهای واهی و بی اساس به کشورمان، با هدف تخریب چهرۀ بین المللی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بوده است؛ اتهاماتی همچون: نقض حقوق بشر، حمایت از تروریسم و گروه های تروریستی، تلاش برای دستیابی به سلاحهای کشتار جمعی و... که در قالب سناریوهای مختلف و با ابعاد گستردۀ رسانه ای اجرا می گردد. اتهاماتی که واقعیت آن در خود آمریکا و رفتار این کشور کاملاً آشکار است.

8. اختصاص بودجه برای مقابله با ایران

از اقدامات خصمانۀ آمریکا علیه نظام جمهوری اسلامی ایران، در نظر گرفتن بودجه های کلان برای مقابله و ضربه زدن به آن است. نگاهی به بودجه های مصوّب مجلس سنای آمریکا در سالهای گذشته، گویای آن است که در سال ۲۰۰۷م مبلغ ۶۶ میلیون دلار برای گسترش دموکراسی در ایران، در سال ۲۰۰۹م مبلغ ۵۵ میلیون دلار برای جنگ نرم با ایران، در سال ۲۰۱۰م مبلغ ۵۵ میلیون دلار برای نفوذ در ایران، مقابله با فیلترینگ سایتهای ضد ایرانی، تحریک قربانیان سانسور در ایران، آموزش الکترونیکی ایرانیان مخالف نظام برای براندازی نرم، شبکه سازی اینترنتی برای اغتشاشگران بعد از انتخابات ریاست جمهوری، ارائۀ آموزشهای لازم رسانه ای و کامپیوتری برای راه اندازی سایتها جهت اطلاع رسانی و مبلغ ۲۰ میلیون دلار بودجۀ تکمیلی برای مبارزه با ایران از طریق فعالیتهای اینترنتی و در سال ۲۰۱۱م مبلغ ۲۵ میلیون دلار برای حمایت از هکرها برای تخریب فضای سایبری ایران، تخصیص یافته است.

9. مقابله با دستیابی ایران به فنآوری هسته ای

در حالی که آمریکا پیش از انقلاب اسلامی از برنامۀ هسته ای ایران صراحتاً حمایت می کرد؛ اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با وجود رعایت تمامی موازین و مقررات آژانس بین المللی انرژی اتمی (NPT) از سوی ایران، به دلیل ناهمخوانی سیاست آمریکا با جمهوری اسلامی ایران، به ویژه در قضیۀ اسرائیل، تلاش کردند با استفاده از ابزارهای مختلف، مانع دستیابی به فن آوری هسته ای گردند و در این راه از هیچ کوششی فروگذار ننمودند. از صدور قطعنامۀ ضد ایرانی شورای حُکّام آژانس بین المللی انرژی اتمی گرفته تا فرستادن گزارش پروندۀ هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل و صدور قطعنامه برای اعمال فشار مضاعف علیه ایران و گسترش تحریمها در قالب اقدامهای رسمی و اقدامهای غیر رسمی؛ همچون ترور دانشمندان هسته ای ایران و استفاده از ویروس «استاکس نت» برای تخریب سیستم رایانۀ مرکزی تأسیسات هسته ای بوشهر و... همگی نشانگر سیاست مغرضانۀ آمریکا و همیارانش علیه کشورمان بوده است.

10. تهاجم فرهنگی و جنگ نرم

ابعاد توطئه های آمریکا علیه نظام جمهوری اسلامی تنها به جنگ سخت علیه نظام جمهوری اسلامی محدود نبوده؛ بلکه گسترۀ آن، فرهنگ و نظام فکری ایران به عنوان پایه های اصلی انقلاب اسلامی را نیز در برگرفته است، به طوری که بارها شاهد تهاجم گستردۀ فرهنگی و جنگ نرم این کشور علیه نظام جمهوری اسلامی بوده و هستیم.

«ادوارد شرلی» نظریه پرداز آمریکایی، می گوید: «کلید اصلی برای ایجاد یک تغییر بنیادین در سیاستهای ایران، از بین بردن خصوصیات انقلابی ایران است و باید عقاید انقلاب را از درون تهی کرد.»

دلایل دشمنی و خصومت آمریکا با ایران

هر چند دلایل دشمنی آمریکا با ایران اسلامی واضح و روشن است، اما به برخی از آنها اشاره می شود:

۱. اسلامی بودن نظام جمهوری اسلامی

یکی از مهم ترین عوامل و بلکه ریشۀ اصلی تمامی دشمنی های استکبار جهانی و در رأس آنها آمریکا با نظام جمهوری اسلامی ایران، اسلامی بودن انقلاب و شکل گیری آن بر پایۀ اسلام ناب است. انقلاب اسلامی که بر پایۀ فرهنگ غنی اسلام شکل گرفته، فرهنگ غرب و مبانی آن را به چالش کشیده و زیر سؤال برده است.

«ریچارد نیکسون» رئیس جمهور اسبق آمریکا، می گوید: «جهان اسلام در قرن بیست و یکم یکی از مهم ترین میدانهای زورآزمایی سیاست خارجی آمریکاست.»

«هانتینگتون» نظریه پرداز مشهور آمریکایی، می گوید: «تقابل اصلی آیندۀ جوامع بشری، برخورد فرهنگ اسلامی و فرهنگ غربی است.»

2. زیر سؤال بردن نظام استکباری

موجودیت نظام جمهوری اسلامی و حرکت با صلابت و مقتدرانۀ آن، بنیان نظام استکباری را به خطر انداخته است و همین مسئله از دلایل دشمنی استکبار جهانی و آمریکا با انقلاب اسلامی است.

«ریچارد مورفی» معاون پیشین وزیر خارجۀ آمریکا، در گزارشی خطاب به نمایندگان کنگرۀ آمریکا گفت: «اولویتهای آمریکا مبتنی بر حفظ جریان آزاد نفت از خلیج فارس، مهار کردن نفوذ روسیه و جلوگیری از رادیکالیسم اسلامی است. پدیدۀ انقلاب اسلامی ایران دیگر تنها یک مسئلۀ استراتژیک متعارف نیست؛ مسئلۀ امواجی است که این انقلاب پدید آورده و بنیادهای تمدن معاصر کاپیتالیستی و سوسیالیستی غرب را به لرزه انداخته است.»

۳. به مخاطره انداختن منافع ابرقدرتها

انقلاب اسلامی منافع غرب و به ویژه آمریکا را در منطقۀ استراتژیک خاورمیانه به خطر انداخته و این یکی از عوامل مهم دشمنی استکبار جهانی با ماست.

«برژینسکی» نظریه پرداز مشهور آمریکایی، می گوید: «تجدید حیات اسلام بنیادگرا در سراسر منطقه با سقوط شاه و تشنّجات ناشی از ایران (امام) خمینی، یک مخاطرۀ مستمر برای منافع ما در منطقه ای که حیات جهان غرب کاملاً به آن وابسته است، ایجاد کرده. بنیادگرایی اسلامی پدیده ای است که امروزه آشکارا نظم و ثبات موجود را تهدید می کند.»

یکی دیگر از اقدامات مداخلانه جویانۀ آمریکا علیه انقلاب اسلامی، حمایت، سازماندهی و هدایت مخالفان نظام برای مقابله با نظام اسلامی از ابتدای پیروزی انقلاب تا به امروز بوده است. این حمایتها شامل حمایت مالی، تسلیحاتی، رسانه ای، تبلیغاتی و... می باشد

۴. نفوذ انقلاب اسلامی و الگوپذیری سایر ملتها

تأثیرگذاری و نفوذ انقلاب اسلامی در نهضتهای آزادی بخش در سراسر جهان و تبدیل شدن انقلاب اسلامی به عنوان کانون بیداری ملتها و الگویی برای مبارزه و مقابله با قدرتهای بزرگ و دمیدن روحیۀ استکبارستیزی میان آنان که امروز نمونه های آن را در کشورهای عربی- اسلامی شاهد هستیم، از دلایل عمدۀ دشمنی آمریکا با نظام جمهوری اسلامی است.

«الکساندر هیک» وزیر دفاع اسبق آمریکا، می گوید: «به نظر من، خطرناک تر و مهم تر از این مشکلات بین المللی، عواقب گسترش بنیادگرایی اسلامی است که در ایران پاگرفته و اکنون عراق و ثبات رژیمهای عرب میانه رو را در منطقه تهدید می کند. اگر این از کنترل خارج شود، منافع ابرقدرتها را به خطرناک ترین وجه به مخاطره خواهد انداخت.»[2]

۵. استقلال طلبی جمهوری اسلامی و حرکت در مسیر پیشرفت

استقلال طلبی و حرکت در مسیر توسعه و پیشرفت کشور و رهایی از وابستگی در عرصه های مختلف به سایر کشورها، از جمله قدرتهای بزرگ نیز از جمله دلایل دشمنی استکبار جهانی با نظام جمهوری اسلامی ایران است. «مارتین ایندایک» معاون خاورمیانه ای وقت وزارت خارجۀ آمریکا، با اشاره به ناهمخوانی سیاستهای جمهوری اسلامی با ایالات متحده، گستاخانه تأکید می کند که مجازات و تنبیه انقلاب اسلامی، درس عبرتی برای کشورهایی خواهد بود که در مسیر استقلال و رهایی از رهبری آمریکا گام بر می دارند.[3]

«نوام چامسکی» نظریه پرداز مشهور آمریکایی نیز بر این باور است که: «جمهوری اسلامی ایران از نظر آمریکا غیر قابل پذیرش است؛ چون از استقلال خود چشم پوشی نمی کند.»[4]

رهبر معظم انقلاب(حفظه الله) می فرمایند: «دشمنی نظام مستکبر آمریکایی و هر مستکبر در دنیا با نظام اسلامی، به خاطر پرچم برافراشتۀ عدالت است. به خاطر این است که می بیند با نام اسلام و با تعالیم والای اسلام، کشوری دارد به سمت رشد و توسعه و پیشرفت علمی و عملی حرکت می کند. می داند که این، جلوی نفوذ آنها را خواهد گرفت. آنها با هر کشوری که خارج از قلمرو قدرت آنها به توسعه، به سمت رقابت با آنها حرکت کند، مخالفند.»

۶. دشمنی با رژیم صهیونیستی

یکی دیگر از دلایل دشمنی استکبار جهانی و آمریکا با جمهوری اسلامی، دشمنی ما با رژیم صهیونیستی و حمایت از مردم مظلوم فلسطین، لبنان و سایر مظلومان عالم در دستیابی به حقوق از دست رفتۀ آنان و خط مقاومت در منطقه است.

«مارتین ایندایک» می گوید: «دلیل اصلی ادامۀ ضدیت آمریکا با ایران نیز بدان جهت است که در سیاست ایران در قبال روند سازش تغییری ایجاد نشده است.»

رهبری معظم انقلاب(حفظه الله) می فرمایند: «مسئلۀ فلسطین فقط مسئلۀ جغرافیا نیست؛ مسئلۀ بشریت است، مسئلۀ انسانیت است. امروز مسئلۀ فلسطین شاخص میان پایبندی به اصول انسانی و ضدیت با اصول انسانی است. مسئله این قدر اهمیت دارد. آمریکا هم از این معامله زیان خواهد دید. بلاشک این چیزهای تاریخی ده سال و بیست سال و سی سال در تحولات تاریخی مثل یک لحظه است؛ به زودی خواهد گذشت. قطعاً تاریخ آمریکا و آیندۀ آمریکا مغلوب این حرکتی خواهد شد که در این پنجاه شصت سال اخیر آمریکایی ها در رابطه با مسئلۀ فلسطین انجام دادند. مسئلۀ فلسطین مایۀ بدنامی آمریکا در طول قرنهای متمادی در آینده خواهد بود.»[5]

حضرت امام) عمق کینه و دشمنی دشمنان نظام را این گونه تبیین می فرمایند: «نکتۀ مهمی که همه باید به آن توجه کنیم و آن را اصل و اساس سیاست خود با بیگانگان قرار دهیم، این است که دشمنان ما و جهانخواران تا کی و کجا ما را تحمل می کنند و تا چه مرزی استقلال و آزادی ما را قبول دارند؟ به یقین آنان مرزی جز عدول از همۀ هویتها و ارزشهای معنوی و الهی مان نمی شناسند. به گفتۀ قرآن کریم، هرگز دست از مقاتله و ستیز با شما بر نمی دارند، مگر اینکه شما را از دین تان برگردانند... آری، اگر ملت ایران از همۀ اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانۀ عزت و اعتبار پیامبر(ع) و ائمۀ معصومین(ع) را با دستهای خود ویران نماید، آن وقت ممکن است جهانخواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بی فرهنگ به رسمیت بشناسند؛ ولی در همان حدی که آنها آقا باشند، ما نوکر؛ آنها ابر قدرت باشند، ما ضعیف؛ آنها ولی و قیّم باشند، ما جیره خوار و حافظ منافع آنها. نه یک ایران با هویت (یا) ایران اسلامی.»

و در یک جمله، ریشۀ اصلی دشمنی و خصومت آمریکا با نظام جمهوری اسلامی را باید در ماهیت استکباری و ظالمانۀ این کشور و ماهیت اسلامی، حق طلبانه و ظلم ستیزانۀ نظام جمهوری اسلامی جستجو کرد. بنابراین، با توجه به ماهیت اسلامی کشور ما و رویکرد استقلال طلبانه و ایستادگی در برابر نظام سلطه و حمایت از مظلومان و ماهیت استکباری و سلطه جویانۀ دولت آمریکا، امکان برقراری رابطه میان دو کشور وجود ندارد.

پی نوشت ها:

[1] روزنامه اطلاعات، مورخ: ۷/۷/۱۳۵۹.

[2] روزنامه اطلاعات، مورخ: ۱/۱۲/۶۱.

[3] روزنامه کیهان، مورخ: ۲۶/۱/۷۸.

[4] روزنامه رسالت، مورخ: ۲۷/۲/۸۰.

[5] بیانات مقام معظم رهبری(حفظه الله) در دیدار شرکت کنندگان افتتاحیه همایش غزه، مورخ: ۸/۱۲/۱۳۸۸.

منبع : مبلغان، آبان و آذر 1398 - شماره 245

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.